مناطق ترک نشین کردستان - صفحه 2
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ > تاریخ ایران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتگو قفل شد
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 05-13-2018  
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مناطق ترک نشین کردستان

ترکان در گستره جغرافیافی عظیمی از ایران سکونت داشته و در اکثر استان های کشور شاهد حضور پررنگ تیره ای از اقوام ترک میباشیم. به گونه ای که به جز معدود استان هایی چون سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و … در سایر استان های کشور اقوام ترک اعم از آذربایجانی، قشقایی، خلج، ترکمن و … سکونت داشته و این موضوع نیز بی‌شک به ریشه و تاریخ هزاران ساله ترکان در ایران باز میگردد چرا که لازمه وجود چنین گستره جغرافیایی عظیمی، داشتن پیشینه تاریخی هزاران ساله و تمدن و فرهنگی غنی و متعالی میباشد.
اما یکی از استان هایی که با وجود نام گمراه کننده آن، جمعیت قابل توجهی از ترکان آذربایجانی در برخی از شهرستان های آن سکونت داشته و از لحاظ تاریخی نیز، جزئی از جغرافیای به هم پیوسته سرزمین آذربایجان در این سوی آراز (ارس) میباشند، استان کردستان در جنوب استان آذربایجان غربی میباشد که با توجه به آمار و ارقام رسمی و غیر رسمی نزدیک به ۳۰% از جمعیت این استان را ترک های آذربایجانی تشکیل میدهند.
مناطق ترک نشین و بخشهای آذربایجانی در استان کردستان، اساسا در دشتهای گسترده منطقه شرقی و شمال شرقی آن، شامل بخش عمده دو شهرستان بیجار، قروه و بخشهای کوچکی از شمال شهرستانهای سقز و دیواندره میباشد(منطقه گروس). این نواحی از دیرباز ترک نشین، ادامه و بخشی از ناحیه پیوسته ترک نشین شمال غرب کشور و جزئی از سرزمین تاریخی آذربایجان میباشند که در اثر بازی با تقسیمات اداری توسط مرزهای استانی، از مناطق مجاور ترک نشین در استانهای همسایه آذربایجانی (آذربایجان غربی، زنجان و همدان) جدا شده و در داخل استان جدید التاسیس کردستان قرار داده شده اند.
امروزه اقلا یک چهارم تا یک سوم اراضی استان کردستان را نواحی ترک نشین و آذربایجانی مذکور تشکیل میدهد. اکثریت مطلق شهرستان بیجار ترک نشین و از دیرباز متعلق به آذربایجان تاریخی است. شهرستان قروه نیز با جدا کردن دهها مرکز جمعیتی آذربایجان تاریخی و الحاق آن به استان کردستان بوجود آمده است.
در استان کردستان علاوه بر مناطق فعلا ترک نشین و آدربایجانی مذکور، دو گروه دیگر مراکز جمعیتی ترک نیز وجود دارند:
الف- مراکزی که به صورت جزایر منفرد زبانی و پراکنده ترک نشین، در دریایی از همتبارهای کرد و لر و لک قرار دارند. اینگونه جزایر زبانی ترکی علاوه بر سه شهرستان فوق، در دیگر شهرستانهای کردستان نیز یافت میشوند.
ب- مناطق سابقا ترک نشین که به مروز زمان و با مهاجرت کردها و خروج ترکان بومی به دیگر مناطق، و گسترش ناحیه کردنشین و نیز تغییر زبان اهالی از ترکی به کردی به صورت کردنشین در آمده و به طور تقریبی قسمت شرقی خط سقز -دیواندره-سنندج را شامل است. امروزه اسامی ترکی جغرافیائی باقیمانده در استان کردستان که نزدیک به ٨٠- ٩٠ در صد اسامی جغرافیائی این استان را شامل میشود، تنها یادگار حضور خلق ترک در این مناطق آدربایجانی سابقا ترک نشین است.
نگاهی بر تاریخ و احوالات منطقه گروس:
منطقه گروس در ۱۳۲۵ شمسی همزمان با شکست « فرقه دموکرات آذربایجان» و تشدید فشارهای حکومت پهلوی به مردم آذربایجان، از استان چهارم « آذربایجان غربی» منفک گردیده و به استان همدان واگذار گردید و نهایتاْ در ۱۳۳۷ با تشکیل استان کردستان، گروس به این استان ضمیمه شد و این در حالیست که با بررسی تاریخی مشخص میگردد که این منطقه همواره جزو منطقه تاریخی آذربایجان بوده است.

ostan4



استان چهارم یکی از ۱۰ استان‌ کشور بود که در ۱۹ دی ۱۳۱۶ خورشیدی، ﺑﺎ اﺻﻼح ﻗﺎﻧﻮن ﺗﻘﺴﻴﻤﺎت کشوری به عنوان استان چهارم تعیین گردید. این استان شامل شهرهای خوی، رضائیه (اورمیه)، مهاباد، مراغه و بیجار می‌بود.

همچنین در منابع تاریخی ثبت شده است که، مردم آذربایجانی گروس در جریان انقلاب مشروطه با ۳۰۰ سوار به یاری و کمک « ستارخان» و دیگر دلیران مشروطه آذربایجان شتافتند.

بیجار گروس (تبریز کوچک) آذربایجان:

بیجار گروس هم اینک وسیعترین و پرآب ترین منطقه استان کردستان میباشد و به انبار غله آذربایجان نیز مشهور بوده است. در این منطقه چهار رود پرآب به نامهای « قزل اوزن »، « قمچی چای» ، « اوزون دره»، « تلوار» وجود دارد. اکثر مردم این شهرستان مسلمان و ۹۰% شیعه و ۱۰% سنی هستند.

در سال ۱۲۹۶ ه.ق با قحطی بزرگی که در تبریز و آذربایجان به وقوع پیوست، در این هنگام بدستور « امیر نظام گروسی» حاکم وقت بیجار، دهها خروار گندم از گروس به تبریز منتقل گردید و مردم تبریز را از قحطی و مرگ رهانید به همین علت از این تاریخ به بعد « بیجار گروس» را حتی « تبریز کوچک» نیز نامیده اند.

ریشه شناسی نام بیجار:

در برخی از کتب درسی جغرافیا و حتی سایت فرمانداری بیجار در خصوص وجه تسمیه بیجار گروس چنین آمده است: شبی ناصر الدین شاه قاجار در بیجار بوده است. قرار بود که فردای آن شب امر مهم یا حرف مهمی را به مردم بیجار بگوید ولی قبل از اینکه جارچی در شهر جار بزند مردم بیجار می فهمند به همین خاطر از این زمان به بعد این شهر را “بی جار= بدون جار” بیجار نامیدند.

به نظر شما اینگونه وجه تسمیه ها چه قدر پایه علمی و تاریخی دارد؟ تا چه اندازه مستند و مستدل می باشد؟ اصلا تا چه اندازه صحت دارد؟ دلیل آوردن اینگونه وجه تسمیه ها در خصوص بیجار چیست که اکنون نیز اکثریت مردم این منطقه این وجه تسمیه را در مورد شهرشان پذیرفته اند؟ مگر تا زمان ناصر الدین شاه این شهر بدون اسم بوده است؟ و یا اینکه همان شب این شهر به وجود آمده است؟ چه قضایایی در خصوص وجه تسمیه برخی از شهرهای ایران نهایتا آذربایجان وجود دارد و از کجا و با چه تفکرات و سیاست هایی نشات می گیرد؟ مگر می شود در خصوص بیجار که بیش از ۵ هزار سال قدمت دارد اینگونه ساده لوحانه و عوام فریبانه استدلال کرد؟ وجه تسمیه آورد؟ آیا اینگونه وجه تسمیه ها سطحی و از روی نادانی و نوعی تجاهل العارف نیست و دهها سوال دیگر…“بای جار= بیجار”:“بای جار= بی جار= بیجار”، علی رغم تمام وجه تسمیه هایی که در کتب تاریخی تحریف شده و مجعول که متاسفانه از منابع درسی و تحقیقی در ایران نیز محسوب می شود، کلمه ای کاملا ترکی می باشد که از دو عنصر”بای= بَی،ماخوذ از بیک” به معنای ثروتمند و قدرتمند و همچنین “جار” به عنوان پسوند مکان ساز در ادبیات ترکی استفاده می شود و در کل “بای جار = بی جار” به معنای محل سکونت انسان های قدرتمند و ثروتمند و مرد ثروتمند می باشد در مقابل کلمه “قای دار = قیدار” که یکی از شهرستانهای استان زنجان و همسایه “بای جار = بیجار”می باشد.
البته در مورد این شهر وجه تسمیه های سطحی دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه قبلا بیدزار بوده که این ترکیب به مرور زمان تبدیل به بیجار شده است که جای تامل و تدقیق و تحقیق نیز دارد.
در فرهنگ فارسی حسن عمید از “بای” به عنوان کلمه ای ترکی و به معنای مالدار و ثروتمند و همچنین از “بی – ماخوذ از بیگ” (نه در جایگاه ادات نفی و به معنای بدون) به عنوان کلمه ای ترکی و به معنای امیر ، بزرگ و سرور ذکر شده است و همچنین در فرهنگ مذکور از پسوند “جار” نیز به عنوان یکی از پسوند های ترکی در معنای های جار زدن، فریاد، و چلچراغ و هارای یاد شده است.
در فرهنگ های ترکی فارسی و فارسی ترکی شاهمرسی و همچنین فرهنگ لغت “روز سخن” نیز با معنای های مشابه هم ذکر مطلب شده است.منجمله در فرهنگ لغت ترکی- فارسی شاهمرسی اینچنین بیان شده است:”بای” کلمه ای ترکی به معنای بزرگ و امیر و “جار” نیز به معنای یاری دهنده، هم قسم، حافظ و در کل، کلمه “بای جار” در معنای بلاد انسان های ثروتمند، مردان کبیر، محل سکونت انسانهای مالدار،مرد یاری دهنده و مرد ثروتمند آمده است.
همچنین در فرهنگ لغت مذکور “بای جار= بیجار” را مرکب از دو کلمه”بیج + ار” دانسته که بیج” به معنای جوانه کنده درخت،پاجوش درخت، اصله ای که از همان درخت در پایش می روید و می توان آن را جدا کرد و در جای دیگری کاشت و پسوند “ار” که به معنای قهرمان و اصیل و قوی، که در این صورت می توان “بیجار= بیج+ ار” را به عنوان یک درخت کهن و اصیل و ریشه دار و درخت قهرمان(نماد یک انسان شجاع و قهرمان و ثروتمند) معنا کرد.
البته در شماره های ۲و ۳ و ۴ فصلنامه تخصصی(فرهنگی – سیاسی) اینجی دنیزیم طی مقاله های متخلفی در خصوص تاریخ و زبان و فرهنگ و همچنین ریشه کلمه بیجار که با مطالب فوق الذکر نیز مطابقت دارد بیشتر بر گیاهی و نباتی بودن کلمه بیجار تاکید شده است.
از جمله معنای های دیگری که می توان برای “بای جار= بیجار” در نظر گرفت:
به عنوان یک اسم ترکی، ماخوذ از نام یکی از امیران دوره امپراتوری ترکی سلجوقی و به معنی شخص قدرتمند و ثروتمند.
بیجار مرکب از دو کلمه “بای = بی” و “جار” که جار در معنای گیاهی به نام “خر زهره” و “بای” هم که معنای آن ذکر شده است که به صورت تلویحی می تواند در معنای گیاه پر شاخ و برگ(نماد مرد قدرتمند و مالدار) به کار رود.
با توجه به اینکه بیجار گروس به عنوان انبار غله ایران شناخته شده است و عمده تولید گندم استان کردستان مختص بیجار گروس می باشد و همچنین با توجه به گندمزار بودن و گندم خیز بودن این منطقه می توان در همین راستا وجه تسمیه دیگری با تکیه بر ترکی بودن بنیان کلمه بیجار در نظر گرفت بدینصورت:
کلمه بیجار برگرفته شده از ترکیب ترکی “بوغدا جار” که این ترکیب در طی ادوار مختلف تلفظ محلی، تبدیل به “بوجار” و نهایتا بیجار شده است. با توجه به اینکه تلفظ حرف حلقی”غ” در ترکی در بیشتر اوقات به صورت خفیف تلفظ می شود و حتی در پاره ای موارد نیز ظاهرا از کلمه حذف می شود و همچنین با توجه به همجواری حرف”غ” با”د” که با نوک زبان تلفظ می شود و غلبه تلفظ غلیظ حرف”د” بر تلفظ حرف”غ” و آمدن مصوت بلند “ا” بعد از “د” منجر به تلفظ خفیف حرف”غ” و استعلای “د” بر آن شده است، یعنی “بوغدا جار” با تلفظ خفیف “غ” در زبان مردم و همچنین با توجه به قرار گرفتن حرف”د” ما بین دو مصوت بلند و حذف آن از فرم اصلی و ظاهری کلمه، به صورت “بوجار” و نهایتا “بیجار” در آمده است. این تغییر و تحول در فرم و ظاهر کلمه “بوغداجار” شاید برای غیر ترک ها کمی سنگین باشد ولی در عمل و عکس العمل های زبان ترکی و لهجه های مختلف آن، این عملیات تغییر و تحول تدریجی به مرور زمان در خصوص پاره ای از کلمات اتفاق می افتد که تعداد آنها هم قلیل نیست.
نمونه هایی از اشعار و بایاتی‌های فولکلوریک ترکی آذربایجانی بیجار:
آقا سالاما گلمیشکقیز آلماقا گلمیشکاون ایکی شیرین شربتیسندیرماقا گلمیشکاین بایاتی اشاره دارد به مراسم عقد و عروسی و رسم و رسوم قدیمی مردم منطقه در اینگونه مراسمات که با سرور و شادی و توسط دختران و زنان جوان اجرا می شود:آق تاووخ قره تاووخیاییلار کنده یاووخهامی نین یاری گلدی
گلمه دی باشی ساووخ

در خصوص افراد تبنل و سهل انگار استفاده می شود

دال دایاغی ساقلیام

بونوءردن باغلیام

منی ماتلار بسلییب

داغلار تکین داغلیام

بایتی فوق بیانگر اعتقاد تاریخی مردم در خصوص ریشه تاریخی مردم منطقه مبنی بر اینکه از نژاد مات و یا همان ماد می باشند کلمه “مات” نه به معنی مات و مبهوت بلکه به معنای ریشه قومی و تاریخی در معانی مختلف استفاده می شود. مانند اینکه بگویند “فلان کس چوخ مات دی” یا” چوخ مات اوغلاندی” که “مات”در اینجا به معنی خوب، قشنگ، زرنگ، قوی، مرد قوی، مرد شجاع، با اصل و نسب، انسان جمال و کمال دار و… می باشد و یا اسم “گئوماد یا گئومات یا گوی مات”نام یکی از پادشاهان مقتدر مادها نیز بر همین اساس می باشد. با توجه به اینکه حروف”ت و د” در زبان ترکی به خاطر قریب المخرج بودن به کرات به جای همدیگر استفاده می شود مانند دوتماق و توتماق که هر دو به معنی گرفتن می باشد و صد ها مثال دیگر

تالواریم آی تالواریم

زهر کیمین حال واریم

قزل اوزن سوسوزدور

گئدیم کیمه یالواریم

کوراوغلو سان بیجاریم

تورک اوغلوسان بیجاریم

ستارخانا بابکه

بئل باغلوسان بیجاریم

داغدان داغادور بیجاریم

باغدان باغادور بیجاریم

شهرلرین ایچینده

بیوک آقادیر بیجاریم

تالواریم آی تال واریم

قیر آت واریم ،بال واریم

قاراباغ آیری دوشنی

اورگیمده تال واریم

– در بایاتی ها فوق اسامی مکان ها، رودخانه های و اشخاص و قهرمانان ملی ایران و آذربایجان آمده که لازم به توضیح می باشد:۱ رودخانه “تالوار” و “قزل اوزن” از جمله رودهای بزرگ استان زنجان می باشند که هر دو از کوههای کردستان سرچشمه گرفته و بعد از طی مسیر در بیجار گروس وارد استان زنجان شده و در روستایی به نام “مصطافال” در منطقه افشار شهرستان قیدار نبی به همدیگر متصل شده و با نام قزل اوزن وارد دریای خزر می شود. قریه های بسیاری در کناراین دو رودخانه واقع شده که به عنوان منبع اصلی کشاورزی مردم منطقه نیز محسوب می شود.
۲- کوراوغلو از قهرنان و پهلوانان ملی و حماسی و تاریخی آذربایجان سرافراز می باشد و “قیر آت” نیز اسب معروف و اصیل کور اوغلی که داستانهای آن بارها از زبان عاشیق ها محلی بیجار گروس شنیده شده و در اذهان تاریخی و قومی مردم منطقه نیز برای همیشه تاریخ جاویدان مانده است و همچنان ستارخان که در بایاتی مذکور اشاره دارد به پیوستگی تاریخی و ملی و قومی و نژادی مردم منطقه با آذربایجان و همچنین در بایاتی چهارم به واقعه جدایی قاراباغ از جمهوری آذربایجان اشاره دارد هر چند که خطی فرضی به نام مرز، کوهها، رودها، دریاچه ها،خاک و مردمان یک ملت را از همدیگر جدا کرده باشد لیکن دلها یکی ست و عاشقانه در دوسوی خط فرضی برای همدیگر می تپد.
کتیبه قام چاقای (قمچقای) بیجار آذربایجان و ریشه شناسی نام ترکی آن:
در بخش ترک نشین استان کردستان؛ چشمه، رود، روستا، قلعه و کتیبه ای باستانی بنام “قمچقای” وجود دارد. قلعه و کتیبه قمچقای از ساخته ها و سنگ نگاره های باستانی آذربایجان و در ضمن از راز آمیزترین آنها هستند. “قمچقای” و یا “قام چاقای” کلمه ای ترکیبی با منشاء ترکی-آلتائی و به معنی “کاهن اجرا کننده آئین نیایش برای خدای رعد و برق خیره کننده” است.
BIJAR-QAMICHAY
bijar
مراسمات مذهبی شیعیان آذربایجانی بیجار:
مراسم تاسوعا و عاشورا ی بیجار در ایران کم نظیر است و مردم در برگزاری آن مشارکت فعال دارند و هر ساله خبرنگاران از کشورهای خارجی جهت تهیه گزارش در آن شرکت میکنند. مردم این شهر در زنده نگه داشتن عاشورای حسینی بسیار متعصب و متاثرند به مین جهت به محض مشاهده هلال محرم در آسمان چند علم سیاه و منقوش را بر پشت بام مساجد و تکایا می افرازند و طلاق آنها نیز با پارچه های سیاه که اشعار محزون و مذهبی بر آنها نوشته شده، میپوشانند هم چنین با پارچه های مربع یا مثلث شکل که بر آنها نامهای الله، محمد، علی، حسن، حسین، فاطمه، یا قمربنی هاشم و یا ابوالفضل نقش بسته است ستونها و طلاق نماهای درون مساجد را می پوشاند. در این ماه بیشتر مردم بپاس شهادت امام حسین و یارانش سیاه پوش هستنند و در این مدت خود را از تمام شادیها بیگانه میدانند و اصولا تمایلی به شادی خویش ندارند به همین مناسبت بیشر مردان ریش نمی زنند و زنان به آرایشگاه نمی روند و حنا نمی گیرند، روز تاسوعا و عاشورا از خوردن سیر و پیاز به صورت خام اجتناب می نمایند زیرا خود را عزادار می دانند روز عاشورا گروهی از مردان پا برهنه هستنند وعده ای آب نمی نوشند بپاس اینکه امام حسین در صحرای کربلا تشنه لب به شهادت رسیده است در همین ایام نذر و نیازهای فراوانی می نمایند از جمله دادن حلیم و طعام به فقرا و نیازمندان و سر بریدن قربانی در جلو هیئت های عزادار و تقسیم گوشت بین خانواده های حاجتمند. عزاداری مانند سینه زنی و زنجیر زنی و غیره است.
تصاویر زیر مربوط به محرم امسال در شهر بیجار میباشد:
13930811000690_PhotoL
13930811000683_PhotoL
13930811000698_PhotoL
قروه گروس آذربایجان:
قروه (قوروا) شهری سردسیر در شمال غربی همدان و بر سر راه همدان بوده و در ٩٠ کیلومتری شرق مرکز استان سنندج در دشتی وسیع قرار دارد. مرکز حکومت این شهر در گذشته روستای قصلان بوده است. قرار گرفتن‌ در مسیر راه‌ ارتباطی‌ شرق‌ به‌ غرب‌ در طول جاده سنندج به طرف همدان سبب‌ توسعه‌ ‌و آبادی‌ قروه (قوروا) شده است. عوامل‌ موثر در پیدایش‌ این‌ شهر، چشمه‌ های جوشان‌ آب معدنی و گرم (قاینارجا، ایسسی سو و ایلیجالار) در شمال‌ آن، رودهای‌ متعدد و دشت‌ حاصل‌خیزیی است که امروز هم آنرا به یکی از مراکز توریستی استان تبدیل نموده اند. رودخانه های معروف این شهرستان “آجی چای”، “ازون” (اوزون) و “طهماسب قلی” (تاهماسب قولو) که آب آنها وارد رود بزرگ قزل اوزن می شود هستند.

قروه به دلیل شرایط خاص زمین ساختی و چشمه های آب گرم و معدنی خود، مورد توجه مسافرین و گردشگران است. از مراکز دیدنی این بخش از آذربایجان، میتوان به پل فرهادآباد، مقبره‌ شیدای‌ نازار، بقعه‌ باباگرگر (باباقورقور – دده قورخود)، حمام‌ قصلان (قاسیلان)‌، و آثار صخره‌ای‌ فرهادتاش (فرهاد داشی)‌، چشمه‌ وینسار و باباگرگر (باباقورقور – دده قورخود) اشاره نمود. همه این مناطق، آذربایجانی و ترک نشین میباشند.

نام های ترکی مناطق اطراف قروه:

آختاتار (آغ تاتار)، جان باغی (چان باغی)، قوری چای (قورو چای)، گوجه کند (گؤیجه کند)، گزل قایه (قیزیل قایا)، گیلکلو (گیله کلی)، چمقلو (چوماقلی)، قشلاق (قیشلاق)، قرآغل (قارا آغیل)، اوج بلاغ (اوچ بولاق)، بایتمر (بای دمیر)، یمق (یاماق)، قزلجه کند (قیزیلجا کند)، مالوجه (مالیجا)، علی وردی کریم آباد (علی وئردی)، یکه چای (یئکه چای)، یالقوز آغاج (یالقیز آغاج)، بابا گرگر (دده قورخوت)، باغلوجه (باغلیجا)، بهارلو (باهارلی)، داش کسن (داش کسه ن)، قوجاق، قصلان (قاسیلان)، باشماق، شاه قلی (شاه قولو)، چاغر بلاغ (چاغیر بولاق)، قره بلاغ (قارابولاق)، شاه بلاغی (شاه بولاغی)، نیاز بلاغ (نییاز بولاق)، قاملو (قاملی)، قره بلاغ (قارابولاق) خان، آق داغ، ساری گونئی، …

بقعه باباگرگر (بابا قورقور یاتیری)

در این محل چشمه‌های آهک‌ساز فراوان، برجستگی‌هایی به وجود آورده‌اند که مشهورترین آنها «اژدها» با حدود ٣٠٠ متر طول ۵ متر ارتفاع و پهنایی بین ۴ تا ٧ متر نام دارد. هر اندازه ارتفاع آن افزایش یافته، پهنای شکاف آن نیز به علت رسوب‌گذاری جدید تنگ‌تر شده است. در شرق و شمال شرقی اژدها چند برجستگی در جهات مختلف، اما کوچکتر از آن وجود دارد که محل شکاف خروج آب هنوز در وسط آن به چشم می‌خورد. این برجستگی‌های کوچکتر را دست‌های اژدها می‌نامند. در چندین نقطه آب از شکاف زمین بیرون می‌آید و حفره‌های خروج گاز آن نیز فعال است. طعم آب آن شور و تلخ و گویا برای امراض سوداوی و جلدی مفید است.

در فاصله دو کیلومتری این محل و در مسیر روستاهای «دلبران» (تالپیران) و «قصلان» (قاسیلان) “زیارتگاه بابا گرگر” منسوب به امامزاده سیدجلال الدین دیده می شود که به گفته اهالی از نوادگان امام باقر (ع) است. این بقعه از دیدنی‌های شهرستان قروه و امامزاده‌ی معتبری است که در روستای باباگرگر (گورگور) و در شهرستان قروه (قوروا) واقع شده است. امام زاده باباگرگر مکان مذهبی معتبری است که به باوه گرگر نیز مشهور است.

مدفن این امام زاده بر صخره سنگی بلندی حاصل از آب ها و گازهای معدنی ساخته شده است. مقبره امامزاده از چند بخش تشکیل یافته، اتاق اصلی و گنبدی شکل آن در بخش جنوبی و اتاق های دیگر در ضلع شرقی جای دارد. ورودی بنا به صورت دیوارچینی از خشت و قلوه است و پوشش چوبی دارد و اتاق مقبره دارای گنبدی شلجمی است. در ساخت گنبد از سنگ های لاشه ای محلی روی پایه های خشتی و سنگی استفاده شده است. این بقعه دارای تزئینات خاصی نیست. تاریخ دقیق ساخت بقعه مشخص نیست، ولی به نظر می رسد که پیش از دوره حاکمیت دولت ترک ایرانی قاجار و توسط معماران محلی ساخته شده باشد.

دنیز بولاغی: چشمه‌آب معدنی بابا گرگر

در ١٨ کیلومتری شمال‌شرقی‌شهرستان‌ قروه، در روستای باباگرگر، در فاصله چند صد متری این مدفن چشمه‌ای جوشان‌همیشه‌می‌خروشد که‌به‌آن‌”دنگز” (دهنز، دکنز) می‌گویند که یکی از مهمترین چشمه های آب معدنی آذربایجان (قرار گرفته در ترکیب استان فعلی کردستان) است. “تنگیز” لغتی در ترکی باستان به معنای رودخانه بزرگ، دریاچه و دریا بوده، معادل آن در ترکی نو، “دنیز” (در ترکی چوواشی، “تنگیر”) میباشد.

آب‌این‌ چشمه‌که از دل زمین می جوشد،‌در استخری‌عمیق‌و مدور به‌محیط ‌٢٠٠ متر جمع‌می‌شود و منظره جالبی ایجاد می کند. این‌آب به‌علت‌وجود املاح‌معدنی‌به‌ویژه‌گوگ رد رنگ‌آن‌مایل‌به‌سرخ‌است و در بعضی‌مواقع‌به‌رنگ‌زرد مایل‌به‌نارنجی لیمویی‌در می‌آید. این نوع آب ها از دسته آب های کلرو بیکربناته مخلوط گازدار و دارای طعم مخصوصی اند و در ترکیب خود انیدرید کربنیک داشته و آرام بخش هستند و ظاهرا برای برخی بیماری های دستگاه گوارش مانند سوء تغذیه و نیز راشیتیسم‌و درمان‌تورم‌امراض‌سودایی و پوستی‌بسیار موثر اند. علاوه بر اینها چشمه آب تلخ پیرصالح در محدوده شهرستان بیجار (بایجار) برای درمان بیماریهای رماتیسمی مفید است.
__________________
stivi آفلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
2 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 05-15-2018   #16 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

3)‌ راغب اصفهانی ازمشاهیر حکمایی است که فخر رازی او را همدوش غزالی شمرده است.[4] (گفتگوی دینی) وشمس الدین ذهبی«م:748»درباره ی او می گوید :علامه ی باهر ابوالقاسم حسین بن محمد بن مفضل اصفهانی ملقب به راغب وصاحب تصانیف ،از هوشمندان متکلمان بود که تاریخ وفات وشرح حال اورادر جایی نیافتم.[5] (گفتگوی دینی)

وی در کتاب محاضرات می گوید: عمربن خطاب روایت کرده است از پیامبر(صلی الله علیه وآله)که :«الاکراد جیل من الجن کشف عنهم الغطاء»؛کردها گروهی از جن هستند که پرده از آنها برداشته شد. وگویند برای این ایشان را اکراد نامند که چون سلیمان(علیه السلام)غزو هند نمود،هشتاد جاریه از ایشان سبی«اسیر» نموده در جزیره ای ساکن ساخت.جن از دریا بیرون آمده با ایشان مواقعه نمودند،چهل کنیزک حامله شدند. با سلیمان گفتند، فرمود: ایشان را از آن جزیره به زمین فارس بیرون کنند. چهل پسر بزائیدند، وچون بسیار شدند در زمین فساد می کردند وراه می زدند. به سلیمان(علیه السلام)شکایت بردند ،فرمود :«اکردوهم الی الجبال»؛ آنها را به کوههابرانید. پس ایشان را اکراد گفتند.[6] (گفتگوی دینی)



با سلام
استاد گرامی صدرا ضمن تشکر
استاد صدرای عزیز در مورد خطاب کردن کردها به جن علمای دیگری هم این روایات را آورده اند

شرف خان بدلیسی در کتاب « شرف نامه - تاریخ مفصل کردستان » چنین میگوید :

به قول بعضی از حکما که گفته اند : الاکراد طایفة من الجن کشف الله عنهم الغطاء ( یعنی کردها طایفه ای از جنّ هستند که خداوند پرده از آن ها برداشته است ) و به روایت برخی از مورخان دیو با انسان ازدواج کرده طایفه اکراد از ایشان پیدا شده .

شرف نامه - تاریخ مفصل کردستان ، ج 1 ص 21- 22 ، المؤلف: شرف خان بن شمس الدین البدلیسی (المتوفى: 945هـ) ، الناشر: فرج الله ذکی الکردی – الازهر - مصر



زبیدی نیز از قول علامه محمد افندی کردی میگوید :

ثمَّ قَالَ مُحَمَّد أَفندي الْمَذْكُور: وَقيل أَصل الكرد من الجنّ، وكل كرديّ على وَجه الأَرض يكون رُبعهو جِنيًّا

محمد افندی میگوید : گفته شده که اصل کُرد از جنیان میباشد و هر کردی که بر روی زمین است یک چهارمش از جن است .

تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 9 ص 105 ، المؤلف: محمّد بن محمّد بن عبد الرزّاق الحسيني، أبو الفيض، الملقّب بمرتضى، الزَّبيدي (المتوفى: 1205هـ) ، المحقق: مجموعة من المحققين ، الناشر: دار الهداية

ابو الشیخ اصفهانی نیز در کتاب العظمه ، روایت میکند :

حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ، حَدَّثَنَا أَبُو حَاتِمٍ، حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ مَيْسَرَةَ، حَدَّثَنَا أَبُو يَزِيدَ الْقَطَّانُ، حَدَّثَنَا جَرَّاحٌ، عَنْ أَبِي وَلَّادٍ، قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَقُولُ: الْأَكْرَاؤُحِيُّ «مِنَ الْجِنِّ كُشِفَ عَنْهُمُ الْغِطَاءُ»

ابو ولاد گفت : ازجعفر بن محمد شنیدم که میگفت : کردها طایفه ای جن هستند که پرده از ایشان برداشته شده است.

العظمة ، ج 5 ص 1681 ، المؤلف: أبو محمد عبد الله بن محمد بن جعفر بن حيان الأنصاري المعروف بأبِي الشيخ الأصبهاني (المتوفى: 369هـ) ، المحقق: رضاء الله بن محمد إدريس المباركفوري ، الناشر: دار العاصمة - الرياض ، الطبعة: الأولى، 1408

میگویم : محقق کتاب در مورد لفظ « الْأَكْرَاؤُحِيُّ » گفته است :
هکذا یظهر فی النسخ الثلاث ، و لم استطع معرفته = این واژه در 3 نسخه خطی چنین آمده و من نتوانستم معنایش را بفهمم .
واژه « الْأَكْرَاؤُحِيُّ » در حقیقت شامل دو واژه « الاکراد » و « حی » میباشند که حرف « د » تصحیف شد و به صورت « و » نوشته شده است . موید این سخن ما عباراتی است که در بالا بیان شده است .
برخی نیز منتسب بودن کردها به جن را تلویحاً بیان کرده اند .

ابن جوزی و ابن کثیر میگویند:

وفي ربيع الأول: شاع ببغداد أن قوما من الأكراد خرجوا متصيدين فرأوا في البرية خيما سودا سمعوا فيها لطما شديدا، وعويلا كبيرا، وقائلا يقول: قد مات سيدوك ملك الجن، وأي بلد لم يلطم به عليه ولم يقم فيه مأتم قلع أصله، وأهلك أهله. فخرج النساء العواهر من حريم بغداد إلى المقابر يلطمن/ ثلاثة أيام، ويخرقن ثيابهن وينشرن شعورهن، وخرج رجال من السفساف يفعلون ذلك، وفعل هذا في واسط وخوزستان من البلاد، وكان هذا فنا من الحمق لم ينقل مثله.

در بغداد شایع شد که گروهی از کردها برای صید به بیرون شهر رفته بودند که خیمه های سیاهی را دیدند که از داخل آن صدای گریه و زاری و شیون می آید .
و شنیده میشد که میگفتند : سیدوک ، پادشاه اجنه ، مرده است . و اگر سرزمینی باشد که برای او عزاداری و ناراحتی نکند از بیخ و بن برکنده شده و همه اهالی اش هلاک میشوند .
پس فاحشه های اطراف بغداد به سمت قبرستان رفتند و تا 3 روز عزاداری میکردند و لباسهایشان را پاره کرده و موهایشان را پریشان میکردند . و مردان هرز نیز همان کارها را میکردند . این کارها در واسط و خوزستان انجام شد .

(ابن جوزی میگوید ) : این جریان نشان از اوج حماقت است و همانند آن نقل نشده است .

المنتظم في تاريخ الأمم والملوك ، ج 16 ص 87 ، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ) ، المحقق: محمد عبد القادر عطا، مصطفى عبد القادر عطا ، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت ، الطبعة: الأولى، 1412 هـ - 1992 م
البداية والنهاية ، ج 15 ص 794 ، المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ) ، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي ، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان ، الطبعة: الأولى، 1418 هـ - 1997 م ، سنة النشر: 1424هـ / 2003م

سوال اینجاست دلیل این همه روایات در مورد کردها چیست؟
و آیا اینها توهین به مردمان نازنین کرد نیست؟

ابوحامد غزالی میگوید :

وفرقة رأت أن غاية السعادات هى الغلبة والاستيلاء والقتل والسبى والأسْر، وهذا مذهب الأعرابوالأكراد وكثير من الحمقى، وهم محجوبون بظلمة الصفات السَّبُعية لغلبتها عليهم وكون إدراكها مقصودَها أعظم اللذات. وهؤلاء قنعوا بأن يكونوا بمنزلة السباع بل أخس.

و گروهی نیز هستند که انتهای سعادت را در غلبه و استیلاء و کشتار و اسیر کردن دیگران میدانند .این مذهب ، نظر اعراب و کرد ها و بسیاری از احمق ها میباشد زیرا که آنها بواسط صفات حیوانی که بر ایشان غلبه کرده محجوب شده اند و ایشان قانع شده اند که به منزله درندگان بلکه پست تر از ایشان باشند.مشكاة الأنوار ، ص 85 - 86 ، المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الطوسي (المتوفى: 505هـ) ، حققها وقدم لها: الدكتور أبو العلا عفيفي ، الناشر: الدار القومية للطباعة والنشر، القاهرة


کردها ، احمق های بدون فضل و عقل !

غزالی در جای دیگر میگوید :

حِكَايَاتُ أَهْلِ الْحِلْمِ وَالْعَفْوِ وَمَا اسْتُحْسِنَ مِنْهُمْ مِنْ كَظْمِ الْغَيْظِ فَإِنَّ ذَلِكَ مَنْقُولٌ عَنِ الأنبياء والأولياء والحكماء والعلماء وأكابر الملوك الفضلاء وضد ذلك منقول عن الأكراد والأتراك والجهلة والأغبياء الذين لا عقول لهم ولا فضل فيهم

حکایات افرادی که اهل صبر و بردباری و عفو بوده اند و کسانی که کظم غیظ میکرده اند از قول انبیاء و اولیاء و حکیمان و علما و بزرگان ملوک فاضل زیاد نقل شده است در حالی که ضد این خصوصیات از قول کردها و ترک ها و جاهلان و احمق هایی که هیچ عقل و فضلی ندارند ، نقل شده است .

إحياء علوم الدين ، ج 3 ص 173 ، المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الطوسي (المتوفى: 505هـ) ، الناشر: دار المعرفة – بيروت


کردها ، راهزنانِ دزد !

غزالی دوباره میگوید :

أما اللصوص فمنهم من يطلب أعواناً ويكون في يديه شوكة وقوة فيجتمعون ويتكاثرون ويقطعون الطريق كالأعراب والأكراد

اما از میان دزدها ، گروهی هستند که به دنبال اعوان و انصار می گردند که ایشان دارای شوکت و قدرت بوده و در کنار هم جمع شده ( مجتمع میگردند ) تا تعدادشان زیاد شده و (سپس) به راهزنی می پردازند همانند اعراب و کردها!

إحياء علوم الدين ، ج 3 ص 228 ، المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الطوسي (المتوفى: 505هـ) ، الناشر: دار المعرفة – بيروت

یا در این روایات که بنده یافتم بسیار عجیب است !

در تفاسیر متعدد اهل تسنن در ذیل آیه «قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ» آمده است کسی که پیشنهاد آتش زدن حضرت ابراهیم علیه السلام را داد یک نفر کرد ( و یا کردها ) بوده است .

زمخشری و نسفی در تفاسیرشان میگویند :

والذي أشار بإحراقه نمروذ. وعن ابن عمر رضى الله عنهما: رجل من أعراب العجم يريد الأكراد. وروى أنهم حين هموا بإحراقه

کسی که آتش زدن ابراهیم علیه السلام را پیشنهاد داد ، نمرود بود .و از ابن عمر روایت شده ( آنکسی که آتش زدن ابراهیم علیه السلام را پیشنهاد داد ) مردی از اعراب عجم بود یعنی کردها ! و روایت شده که آنها در آن موقع میخواستند ابراهیم علیه السلام را آتش بزنند.

الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل ، ج 3 ص 125 ، المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمرو بن أحمد، الزمخشري جار الله (المتوفى: 538هـ) ، الناشر: دار الكتاب العربي - بيروت ، الطبعة: الثالثة - 1407 هـ

تفسير النسفي (مدارك التنزيل وحقائق التأويل) ، ج 2 ص 412 ، المؤلف: أبو البركات عبد الله بن أحمد بن محمود حافظ الدين النسفي (المتوفى: 710هـ) ، حققه وخرج أحاديثه: يوسف علي بديوي ، راجعه وقدم له: محيي الدين ديب مستو ، الناشر: دار الكلم الطيب، بيروت ، الطبعة: الأولى، 1419 هـ - 1998 م


ابن کثیر در تفسیرش میگوید :

وَجَعَلُوا إِبْرَاهِيمَ، عَلَيْهِ السَّلَامُ، فِي كِفَّةِ الْمَنْجَنِيقِ بِإِشَارَةِ رَجُلٍ مِنْ أَعْرَابِ فَارِسَ مِنَ الْأَكْرَادِ -قَالَ شُعَيب الْجِبَائِيُّ: اسْمُهُ هِيزُنُ .

پس آنها به پیشنهاد و اشاره مردی از کردهای سرزمین فارس ، ابراهیم علیه السلام را در کفه منجنیق قرار دادند (تا وی را در آتش بیندازند ) . شعیب جبایی میگوید : اسم آن مرد کرد ، هیزن بوده است .

تفسير القرآن العظيم ، ج 5 ص 351 ، المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ) ، المحقق: سامي بن محمد سلامة ، الناشر: دار طيبة للنشر والتوزيع ، الطبعة: الثانية 1420هـ - 1999 م


آلوسی نیز در تفسیرش میگوید :

وأخرج ابن جرير عن مجاهد قال: تلوت هذه الآية على عبد الله بن عمر فقال: أتدري يا مجاهد من الذي أشار بتحريق إبراهيم عليه السلام بالنار؟ قلت: لا. قال: رجل من أعراب فارس يعني الأكراد ونص على أنه من الأكراد ابن عطية .

ابن جریر طبری از مجاهد نقل میکند : این آیه را برای عبدالله بن عمر خواندم . ابن عمر گفت : مجاهد ! آیا میدانی که چه کسی پیشنهاد آتش زدن ابراهیم علیه السلام را داد ؟ مجاهد گفت : نمیدانم.
ابن عمر گفت :او مردی از اعراب فارس بود یعنی کردها .
(آلوسی میگوید ) : ابن عطیه نیز بیان میکند که آن مرد ، از کردها بوده است .

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، ج 9 ص 65 ، المؤلف: شهاب الدين محمود بن عبد الله الحسيني الألوسي (المتوفى: 1270هـ) ، المحقق: علي عبد الباري عطية ، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة: الأولى، 1415 هـ

اسماعیل حقی بروسوی حنفی در تفسیرش در مورد کردها چنین میگوید :

وقال ابن عمر رضى الله عنهما ان الذي أشار بإحراقه رجل من اعراب العجم يعنى من الأكراد ولعمرى انهم لفى فسادهم وجفائهم وغلوهم فى تعذيب الناس بعد يقدمون ولا ينفكون عن ذلك ما ترى للاسلام الذي هو دين ابراهيم الخليل عليهم اثرا فى خلق ولا عمل خلقهم نهب اموال المسلمين وعلمهم ظلم وسرقة وقتل وقطع الطريق والله ما هؤلاء باهل الملة الغراء لاكثر الله فى الناس مثل هؤلاء إياك والمصاحبة باصلحهم والمرور ببلادهم

ابن عمر گفت : کسی که پیشنهاد ( آتش زدن حضرت ابراهیم علیه السلام را ) داد مردی از اعراب عجم بود یعنی از کردها !
به جانم قسم آن ها (یعنی کردها) در فساد و ستم و زیاده روی شان در اذیت کردن مردم پیش قدمند و از آن جدا نمی شوند.از اسلامی که دین ابراهیم خلیل است، اثری در خوی و رفتار آنان نمی بینی؛ خوی شان غارت اموال مسلمانان و رفتارشان ستم و دزدی و کشتار و راه زنی است.
به خدا قسم این ها اهل آئین روشن نیستند. خداوند امثال این ها را در میان مردم زیاد کرده است، پس پرهیز کن از مصاحبت با نیکوکارترین آن ها و از رفتن به شهرهایشان.

روح البيان ، ج 5 ص 497 ، المؤلف: إسماعيل حقي بن مصطفى الإستانبولي الحنفي الخلوتي , المولى أبو الفداء (المتوفى: 1127هـ) ، الناشر: دار الفكر – بيروت
stivi آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 05-15-2018   #17 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

امام صادق: «… با کُردها همنشین مشو؛ زیرا ایشان گروهی از جن هستند…»!!!
ابی ربیع شامی از امام صادق(ع) پرسید: گروهی از کُردها در منطقه ما زندگی می‌کنند. همیشه برای خرید و فروش می‌آیند و ما با آنها همنشین شده و با هم خرید و فروش داریم. [تکلیف چیست؟]
آن‌ حضرت فرمود:
«ای اباربیع! با کُردها همنشین مشو؛ زیرا ایشان گروهی از جن هستند که خداوند از روی آنها پرده برداری کرده پس با آنها همنشین نشو».۱
آیا شنیدن و خواندن چنین گفتارهای ابلهانه ای نباید به ما که چشم و گوش بسته غرق در خرافات دین اسلام هستیم تلنگری بزند و ما را از خواب غفلت بیدار کند!؟
۱- منابع:
– کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۵، ص ۱۵۸، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم،
– شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج ۷، ص ۱۱، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم،
– شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، جدوم
ص ۱۶۴، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم
stivi آفلاين است  
2 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 05-15-2018   #18 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

مسعودی در «مروج الذهب» این گونه نگاشته است: «مردمانی نسب آن ها را به کنیزان سلیمان بن داود (ع) می رسانند؛ هنگامی که ملک از سلیمان گرفته شد، شیطانی معروف به جسد با کنیزان منافق وی درآمیخت، لکن خداوند کنیزان مؤمن را از تجاوز وی در امان داشت و چون خداوند ملک سلیمان به او بازگرداند، کنیزانی که از شیطان آبستن بودند بزادند، سلیمان فرمود: آن ها را سوی کوه ها و دره ها برانند و آن کودکان تحت نظر مادرانشان بزرگ شدند، ازدواج کردند، فرزند آوردند و آغاز نسب کردان از آنجا بود.»[1]
شرف خان بدلیسی نیز چنین نوشته است: «به قول بعضی از حکما (الاکراد طایفة من الجن کشف الله عنهم الغطاء) یعنی کردها طایفه ای از جنّ هستند که خداوند پرده از آن ها برداشته است و به روایت برخی از مورخان دیو با انسان ازدواج کرده طایفه اکراد از ایشان پیدا شده العلم عند الله.»
[1]– مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 99.

[2]– شرف خان بدلیسی، شرف نامه تاریخ مفصل کردستان، ج 1، تصحیح ولادیمیر ولییامینوف زرنوف(تهران: انتشارات اساطیر، چاپ اول، 1377 ش) ص 13.


stivi آفلاين است  
قديمي 05-15-2018   #19 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

نوشته اصلي بوسيله eagle_prime نمايش نوشته ها
حالا کدام مارکر را فقط کردها و یهودیان دارند؟
مجموعه مارکر ها و درصدهایشان بیشترین نزدیکی را دارند پس یکی هستند.
stivi آفلاين است  
قديمي 05-15-2018   #20 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
eagle_prime's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

نوشته اصلي بوسيله stivi نمايش نوشته ها
3)‌
حکایات افرادی که اهل صبر و بردباری و عفو بوده اند و کسانی که کظم غیظ میکرده اند از قول انبیاء و اولیاء و حکیمان و علما و بزرگان ملوک فاضل زیاد نقل شده است در حالی که ضد این خصوصیات از قول کردها و ترک ها و جاهلان و احمق هایی که هیچ عقل و فضلی ندارند ، نقل شده است .
وقتی کپی میکنید حواستان باشد به خودی هم نزنید!!!!
eagle_prime آفلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-15-2018   #21 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
eagle_prime's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

نوشته اصلي بوسيله stivi نمايش نوشته ها
مجموعه مارکر ها و درصدهایشان بیشترین نزدیکی را دارند پس یکی هستند.
این مارکرها را که بیشتر اقوام خاورمیانه از جمله ترکان آذربایجان دارند.
eagle_prime آفلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-16-2018   #22 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

stivi اینقدر حرف نامربوط نزن. این احادیث کاملا روشن است که ساختگی هستند. متن طریح قران این است

” يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ” حجرات/13

” اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‏ترديد خداوند داناى آگاه است “
قران در این ایه روشن بیان میکنه که قومی بر قومی برتری نداره . احادیث و روایت هایی که تو گذاشتی با متن قران در تناقض است
azarakhash آفلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-16-2018   #23 (لینک نوشته)
همیار تالار تاریخ و فرهنگ
 
avini's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

ما هر چه بدبختی و عقب افتادگی داریم از این احادیث کیلویی و دروغین است که حتی در برخی از منابع مهم گنجانده شده و یا جعل و تحریف شده اند . پر واضح است چرندیاتی که درباره کردها در قالب احادیث در این جستار آورده شده نیز از قماش همان احادیث کیلویی دروغین است . تصمیم داشتم جستار را قفل کنم به فکرم رسید شاید بتوان بصورت علمی اثبات کرد که این چرندیات ساخته و پرداخته ی نژادپرستان بی بته است .
__________________
دو کاربر hamed1988 (به دلیل توهین به کودک بیگناه من) و marde_barani (به دلیل فحاشی رکیک غیراخلاقی) از طرف من بایکوت هستند .
avini آفلاين است  
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-18-2018   #24 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان

یک سری از احادیث برای مشخص شدن اینکه درست یا جعلی هستند نیاز به افرد آشنا به امر حدیث شناسی دارند. ولی یک سری از احادیث مانند این احادیث که علیه کردهای عزیز است یک فرد با داشتن مینیمم اشنایی با اصول اسلام و یا داشتن مینیمم فرهنگ و سواد میفهمد که جعلی هستند.
azarakhash آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-18-2018   #25 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناطق ترک نشین کردستان






- جستار نژاد پرستانه تشخیص داده و قفل شد.





__________________
هر شخصیّت مهم، دو وجۀ تاریخی و فراتاریخی دارد. وجۀ تاریخی که معمولاً وجوه مثبت و منفی را توأمان دارد، حاصل گزاره‌ها، اسناد و مدارک تاریخی است؛ امّا وجۀ فراتاریخی به «فرامتن» تعلّق دارد و ماحصل متغیّرهایی بیرون از تاریخ، و تابع شرایط نزدیک به حال است.

_سهند ایرانمهر
Archimonde آفلاين است  
3 نفر نوشته را پسندیده اند
گفتگو قفل شد

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:36 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.