برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > سیاست و روابط بین الملل
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

سیاست و روابط بین الملل گفتگو پیرامون "علوم سیاسی" و "روابط بین الملل "

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 05-18-2018   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
edmund's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا
برای یاس و سرخوردگی از جهان مدرن دلایل معتبر بسیار زیادی وجود دارند، ولی نارضایتی می تواند یک نفر را یا به سمت پذیرش سیاست های واپسگرایانه سوق دهد یا به سمت سیاست هایی ببرد که هدف آنها خلق آینده ای بهتر است.


گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: اگر فقط یک چیز باشد که به نظر برسد افراطی ترین واپسگرایان سیاسی را در سراسر جهان متحد می کند، آن یک چیز جنسیت آنهاست. آنها چه برتری باوران سفیدپوست راست افراطی باشند که مشعل در دست در شارلوتزویل راهپیمایی می کنند، چه «عزب های اجباری» زن ستیز و فعالان حقوق مردان که معتقدند فمینیسم ریشه تمام مشکلاتشان است یا افراطیون اسلامگرایی که هدفشان احیای خلافت اسلامی است یک نقطه اشتراک دارند: همگی عمدتا مرد هستند.
چندان جای تعجبی ندارد که مردان در برابر وسوسه سیاست های واپسگرایانه مستعدتر هستند، چرا که ارائه تصویری رمانتیک از گذشته برای مردان بسیار آسان تر است تا زنان (یا هر گروه قبلا سرکوب شده یا مورد بدرفتاری واقع شده ای مثل دگرجنس باشان). پدرسالاری مدت های دراز است که در جوامع و فرهنگ های غربی و غیر غربی یک هنجار بوده و در نتیجه این گرایش در زنان کمتر مشاهده می شود که نسبت به یک «عصر طلایی» در تاریخ احساس نوستالژیکی داشته باشند.
لازم به ذکرنیست که در آمریکا یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد که احتمال پذیرش یک ایدئولوژی سیاسی واکنشی را در افراد افزایش می دهد: سفید پوست بودن. تجزیه و تحلیل های اخیر مرکز تحقیاتی پیو شاهدی است بر این مدعا. این مطالعه نشان می دهد هر چند جوانان نسل هزاره مترقی ترین نسل محسوب می شوند ( و عمدتا به سمت دمکرات ها گرایش دارند)، ولی هر چه می گذرد احتمال حمایت هزاره ای های مرد سفیدپوست از حزب جمهوری خواه بیشتر و بیشتر می شود.
تجزیه و تحلیل دیگری که واشنگتن پست منتشر کرده، اطلاعات بیشتری درباره این پدیده می دهد و معلوم می کند که مردان سفیدپوست بیشتر احتمال دارد احساس «آسیب پذیری سفید پوستی» کنند یا «یک تصور قدرتمند از اینکه سفیدپوستان در حال واگذاشتن میدان به دیگر گروه ها هستند، گرچه اصلا خودشان در این میان تقصیری ندارند.» این موضوع در مطالعه ای که توسط جن فوروارد سوروی انجام شده نیز به نمایش گذاشته شده است؛ مطالعه ای که معلوم می سازد 48 درصد از نسل هزاره های سفیدپوست احساس می کنند که علیه سفیدپوستان تبعیض روا می شود و این تبعیض به مشکلی بزرگ، به بزرگی تبعیض علیه سیاه پوستان تبدیل شده است؛ درحالی که 70 درصد هزاره ای هایی که به ترامپ رای داده اند معتقدند که «تبعیض علیه سفیدپوستان مشکلی بزرگ، به بزرگی تبعیض علیه اقلیت هاست.» بخشی از این ذهنیت قربانی بودن که امروزه بسیاری از مردان سفیدپوست حس می کنند، ناشی از چیزی است که مایکل کیمل جامعه شناس آن را «استحقاق مظلومانه» می نامد.

کیمل درکتابش «مردان سفید خشمگین: مردانگی آمریکایی در پایان یک عصر» می نویسد: «در این نسل از مردان هنوز عده بسیار زیادی هستند که احساس می کنند با نادیده گرفته شدن استحقاقشان به آنها خیانت شده. آنها هنوز احساس لیاقت می کنند و از این رو از نظر اجتماعی و سیاسی با کسانی که فوق آنها جای دارند احساس هم هویتی می کنند، هر چند که از نظراقتصادی به طبقاتی تعلق دارند که از نظر تاریخی مادون آنها قرار داشته اند.» اگر چه این کتاب در سال 2013 نوشته شده اما توضیح قانع کننده ای برای حمایت فراگیری ارائه می کند که دونالد ترامپ - میلیاردری کاملا مشخص که با امتیاز و برتری هایی خاص به دنیا آمده است- از جانب مردان سفیدپوست سراسر کشور (به خصوص مردان سفیدپوست کمتر تحصیل کرده) دریافت کرد. اگرچه ترامپ هیچگاه دارای ایدئولوژی سیاسی روشنی نبود، ولی تجسم بخش خشمی واکنشی است که بسیاری از مردان سفیدپوست احساس می کنند که جامعه به زنان، رنگین پوستان و اقلیت های جنسی، حقوق و فرصت هایی برابر داده است. «وقتی یک نفر به امتیازات خاصی خو کرده، از برابری احساس سرکوب و ستم دیدگی به او دست می دهد و امروز تعداد بیشتر و بیشتری از مردان سفیدپوست در آمریکا (و اروپا) احساس می کنند که انگار از سوی نیروهای برابری خواه نظیر فمینسیم، چند فرهنگی گرایی، حقوق همجنس گرایان و از این قبیل مورد سرکوب و ستم قرار دارند.»
یک مطالعه اخیر دیگر درباره انتخابات سال 2016 که «رویه های آکادمی ملی علوم» آن را منتشر ساخته، نشان می دهد که چگونه ذهنیت واپسگرایی موجب تقویت موضع ترامپ در کسب نامزدی ریاست جمهوری شد و معلوم می سازد که رای دهندگان مرد سفیدپوست بیشتر به این دلیل به سمت ترامپ جلب شدند که احساس می کردند منزلت و جایگاهشان در معرض خطر قرار دارد. دایانا سی. موتز نویسنده این مطالعه می گوید: «تنزل سلطه عددی آمریکاییان سفیدپوست در آمریکا در کنار ترقی جایگاه رو به رشد آفریقایی- آمریکاییان و احساس ناامنی آمریکاییان در این باره که آیا ایالات متحده هنوز ابرقدرت اقتصادی غالب جهانی هست یا نه، با ترویج یک واکنش دفاعی کلاسیک در میان اعضای گروه های غالب در هم آمیخت.»
این اعضای گروه های غالب بیشتر مستعد سیاست های واپسگرایانه هستند، زیرا بسیار احتمال دارد این احساس را داشته باشند که شان و جایگاه و امتیازاتشان در معرض تهدید قرار گرفته است. این افراد از دنیای مدرن احساس ناخشنودی می کنند و نسبت به یک دوره تاریخی نوستالژی دارند؛ دوره ای متعلق به قبل از آنکه آفت مدرنیته به آن بیفتد- و قبل از آنکه ( از نظر خودش) به قربانی جنبش های برابری طلب تبدیل شود.

یکی از ناراحت کننده ترین و ترحم انگیزترین گروه هایی که در عصر دیجیتال ظهور یافته اند «عزب های اجباری» بوده اند که ماه گذشته بعد از حمله تروریستی درتورنتو زیر نورافکن قرار گرفتند، حمله ای که به دست یکی از اعضای خودخوانده «شورش عزب های اجباری» صورت گرفت. اجتماع عزب های اجباری که در وب سایت هایی چون ردیت و فورچن گرد هم آمده اند، عمیقا جنسیت گرا و زن ستیزند و اعضای آن، زنان را به خاطر ناتوانی خودشان در یافتن شرکای جنسی مقصر می دانند.
عزب های اجباری احساس «استحقاق مظلومانه» می کنند و معتقدند که زنان سکس را به آنان بدهکارند. همانطور که می توان انتظار داشت فمینیسیم دردرون جامعه عزب های اجباری کاملا منفور است و این ساکنان انباری ها، در اشتیاق ایام پیش از انقلاب جنسی و آزادی زنان می سوزند. عزب های اجباری تنها یکی از جنبه های کوچک گرایش واپسگرای بسیار بزرگ در آمریکا و اطراف جهان است. مردان جوان در نتیجه ایدئولوژی های واپسگرایانه با نرخی هشدار دهنده در حال رادیکال شدن هستند و موفقیت ترامپ و پوپولیست های دست راستی دراروپا نشان می دهد که ما در یک عصر واپسگرایی زندگی می کنیم.
با توجه به اینکه افراطی ترین واپسگرایان از خشونت و دیگر تاکتیک های خطرناک برای پیشبرد دستور کار سیاسی شان سود جسته اند، درک این نکته اهمیت دارد که چه چیزی محرک این گرایش واپسگرایانه است. هرچند که پاسخ روشن این است که «استحقاق مظلومانه» عامل اصلی محسوب می شود، اما حقیقت پیچیده تر از این است. در نهایت همان چیزی که محرک پوپولیسم دست راستی بوده، محرک این سیاست های واپسگرایانه نیز هست: نوعی احساس نارضایتی مشروع از وضعیت موجود.
البته برای یاس و سرخوردگی از جهان مدرن دلایل معتبر بسیار زیادی وجود دارند، ولی نارضایتی می تواند یک نفر را یا به سمت پذیرش سیاست های واپسگرایانه سوق دهد یا به سمت سیاست های مترقی ای ببرد که هدف آنها خلق آینده ای بهتر است. برای مقابله با نظام فکری واپسگرایی، ضرورت دارد تصدیق شود که واپسگرایان دلیلی مشروع برای احساس دلسردی و نومیدی از جهان مدرن دارند و سرانجام یک بدیل مترقی واقعی برای وضعیت موجود پیشنهاد گردد.

نویسنده: کانر لینچ ((Conor Lynch روزنامه نگار و نویسنده ساکن نیویورک
منبع: yon.ir/RqTUh

برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا
__________________



edmund آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-18-2018   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
edmund's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

غرب از درون می ترکد و چرخش به چپ و راست از میانه رو تا افراطی جواب نمیده ! اینا کلا یه چیزهایی رو از زندگی گذاشتن کنار که با نژادپرستی یا گوبالیست و فمنیست شدن جبران نمیشه ! اینا زندگی معنوی ندارن پس از یه جا به بعد می پوکند و به جان هم می افتند
edmund آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-18-2018   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

اشتباه بدی که در ذهن خیلی از افراد جا افتاده:

دین و مذهب = معنویت

معنویت یک نوع جهان بینی و بینش و "فرم و شکل ذهنی" است که با به مرور و با مراقبه و مطالعه و تجربه حاصل می شود، اما دین صرفا یک قبول و پذیرش است و فقط "ایمان" در معنای مذهبی می تواند معنوی معنا شود. مثلا فمینیسم در ریشه های خود کاملا "معنوی" است و از یک نگرش "فرا-واقع" و "اساطیری" ناشی شده. اگر ریشه های آن را مطالعه کنید بخشی اعظم آن در اسطوره های "مونث" خاورمیانه ریشه دارد.
__________________


زن کامل نوع انسانی والاتری از مرد کامل است، هر چند بسیار کمیاب تر از مرد است.

نیچه، انسانی بسیار انسانی، پاره 377



deepnorth آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-18-2018   #4 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
targol1999's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

یه چکیده ای، خلاصه ای، چیزی از مطلب ارائه بدید، ببینیم واقعاً مایلیم کلیت این مطلب را هم بخونیم یا خیر!
__________________
.
خواجهٔ دنیا و دین، گنج وفا\\\\\\\//////صدر و بدر هر دو عالم، مصطفی
آفتاب شرع و دریای یقین\\\\\\\\//////نور عالم رحمة للعالمین
ای شفاعت خواهِ مشتی تیره روز\\\///لطف کن شمع شفاعت برفروز
targol1999 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-18-2018   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

یک نکتۀ دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که اساسا انتخاب میان زن گرایی یا مردگرایی یک امر انتخابی و ایجابی نیست، بلکه نوعی پدیده ناخودآگاه است که از کالبد تغییرات اجتماعی و اقتصادی و فکری ناشی می شود.

وقتی جامعه ای به سمت توسعه و رشد سریع حرکت کند، و صلح پایدار در آن حاکم بشود، طبعا مفاهیمی مانند باروری، زایش، حاصلخیزی و خلاقیت که همگی با قدرت شهوت و هیجان کارنال یا مادی هدایت می شود در آن جامعه رشد پیدا میکند که نمود آن در ایزد مونث یا بعد مونث و زنانه طبیعت تحقق می یاید. به عکس وقتی جنگ و ناامنی در یک خطه رشدکند و رکود و عدم رشد در آنجا حاکم شود، خوی محافظه کاری، محدودیت، صلابت، تندی و غیرت ورزی در آن جامعه رشد میکند که نمود آن در مردگرایی و ستایش خصوصیات مذکر طبیعت است.

شما اگر به اسطوره های آریایی و سامی نیز نظر کنید متوجه می شوید که در بین آریان ها پرومتئوس که تمامی موهبت ها و نعمات طبیعی را به آدمیان عرضه می کند مشخصا یک تیتان است که آتنا دختر زئوس را از سر او می زاید و عاشق او می شود. این پیوند او با زایش وجه مونث الوهیت و از سویی زایایی و آفرینندگی او برای انسان پیوند میان وجه مونث هستی و رشد و توسعه جوامع انسانی را در نظر مردمان باستان نشان می دهد. از سوی دیگر در اسطوره سامی می بینیم حوا است که آدم را به تغییر و حرکت وا می دارد و با قوه کارنال و شهوانی هستی یا همان اروس یونانی که نماد مار است پیوند دارد و باعث می شود انسان به بینش تازه زمینی دست پیدا کند.

نماد مار که در اسطوه های آریایی زُروان را در بر گرفته نماد شفایافتگی و قوه حیات است که در اسطور های سامی-ابراهیمی بعدی منفی بخود می گیرد. این قدرت شفایافتگی امروز در نماد سازمان بهداشت جهان هم نمود دارد:

نماد سازمان بهداشت جهانی:

برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

نماد زروان آریایی:

برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا
deepnorth آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-18-2018   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
moony's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

نوشته اصلي بوسيله deepnorth نمايش نوشته ها
اشتباه بدی که در ذهن خیلی از افراد جا افتاده:

دین و مذهب = معنویت

معنویت یک نوع جهان بینی و بینش و "فرم و شکل ذهنی" است که با به مرور و با مراقبه و مطالعه و تجربه حاصل می شود، اما دین صرفا یک قبول و پذیرش است و فقط "ایمان" در معنای مذهبی می تواند معنوی معنا شود. مثلا فمینیسم در ریشه های خود کاملا "معنوی" است و از یک نگرش "فرا-واقع" و "اساطیری" ناشی شده. اگر ریشه های آن را مطالعه کنید بخشی اعظم آن در اسطوره های "مونث" خاورمیانه ریشه دارد.
معنويت بدون مذهب فقط يک مسکن براى فراموشى،درد است تا شخص بتواند باز هم سر سفره ماده و نزاع جنگل برگردد
مثل بقيه مسکن هاى شيميايى يا انواع مديتيشن
ولى معنويت همراه با مذهب يک معنا و هدف براى زندگى است يک درمانپبراى درد پوچى،نه ىک مسکن
__________________
می گویند حکومت ایران از قدرت امریکا هراس دارد؛ در پاسخ می گوییم اگر ما از شما هراس داشتیم، چگونه در دهه پنجاه شما را از ایران بیرون ریختیم و در دهه نود نیز شما را از کل منطقه بیرون راندیم.



انسانى ترىن کتاب در مورد امام حسين

برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا
moony آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-19-2018   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

نوشته اصلي بوسيله moony نمايش نوشته ها
معنويت بدون مذهب فقط يک مسکن براى فراموشى،درد است تا شخص بتواند باز هم سر سفره ماده و نزاع جنگل برگردد
مثل بقيه مسکن هاى شيميايى يا انواع مديتيشن
ولى معنويت همراه با مذهب يک معنا و هدف براى زندگى است يک درمانپبراى درد پوچى،نه ىک مسکن
شما تعریفی درستی از معنویت در ذهن خود ندارید: معنویت اساسا به معنای درک اخلاقی و فراواقعی و فرانمودی از هستی است. مثلا وقتی فمینیسم می گوید برای زن ها به اندازه مردها حقوق بدهید به این معنا است که گرچه مردها طبیعتا دارای قدرت مادی و ذهنی و فکری بیشتری ممکن است باشند، اما بیاییم تا جایی که امکان دارد با دیدی انسانی به قضیه نگاه کنیم و سعی کنیم با طبیعت ضعیف زن مهربان تر برخورد شود.

منظور اینکه معنویت اساسا هرگز نمی تواند مادی باشد و همیشه نوعی نگاه انسانی و اخلاقی در آن است. وگرنه نامش معنویت نمی شود. اما تعریف ها فرق می کند. عده ای می گویند مثلا شهوت و قوه اخلاقی متضاد هم اند و هر جا اخلاق است باید حسیت و هیجان های بشر سرکوب شود. عده ای دیگر می گویند اتفاقا عشق و قوه مادی جنسی می تواند به روابط اجتماعی و انسانی استحکام ببخشد و خلاقیت و رشد را در جوامع بیشتر کند. پس نباید آن را محکوم کرد و شر شمرد. این تلقی را در شعر شاعران سنتی خودمان هم مشاهده می شود کرد. آنها عشق را (در معنای جنسی) با دیدی مثبت می دیدند و این تفاوت بنیادینی هست که معنویت تا معنویت را می تواند متفاوت کند. حافظ می گوید:

عشق رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت

که مشخصا تقابل ادراک خود با بعضی مکاتب در باب معنویت و اخلاق و "فریاد رسی" را نشان می دهد. پس نمی شود گفت معنویتی مادی است. چون این عبارت جمع ضدین است.
deepnorth آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-19-2018   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
moony's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

نوشته اصلي بوسيله deepnorth نمايش نوشته ها
شما تعریفی درستی از معنویت در ذهن خود ندارید: معنویت اساسا به معنای درک اخلاقی و فراواقعی و فرانمودی از هستی است. مثلا وقتی فمینیسم می گوید برای زن ها به اندازه مردها حقوق بدهید به این معنا است که گرچه مردها طبیعتا دارای قدرت مادی و ذهنی و فکری بیشتری ممکن است باشند، اما بیاییم تا جایی که امکان دارد با دیدی انسانی به قضیه نگاه کنیم و سعی کنیم با طبیعت ضعیف زن مهربان تر برخورد شود.

منظور اینکه معنویت اساسا هرگز نمی تواند مادی باشد و همیشه نوعی نگاه انسانی و اخلاقی در آن است. وگرنه نامش معنویت نمی شود. اما تعریف ها فرق می کند. عده ای می گویند مثلا شهوت و قوه اخلاقی متضاد هم اند و هر جا اخلاق است باید حسیت و هیجان های بشر سرکوب شود. عده ای دیگر می گویند اتفاقا عشق و قوه مادی جنسی می تواند به روابط اجتماعی و انسانی استحکام ببخشد و خلاقیت و رشد را در جوامع بیشتر کند. پس نباید آن را محکوم کرد و شر شمرد. این تلقی را در شعر شاعران سنتی خودمان هم مشاهده می شود کرد. آنها عشق را (در معنای جنسی) با دیدی مثبت می دیدند و این تفاوت بنیادینی هست که معنویت تا معنویت را می تواند متفاوت کند. حافظ می گوید:

عشق رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت

که مشخصا تقابل ادراک خود با بعضی مکاتب در باب معنویت و اخلاق و "فریاد رسی" را نشان می دهد. پس نمی شود گفت معنویتی مادی است. چون این عبارت جمع ضدین است.
خوی من هم همین را گفتم : معنویت غیر مادی است که میتواند مسکنی برای روح یا به قول شما روان انسان باشد تا این جنگل را تحمل کند
ولی معنویت بدون تعهد دینی همان در حد مسکن است ، در تمام طول هفته در حال دریدن رقبای خود بوده ولی اخر هفته به یک مهدکودک کمک می کند تا ارامش بیابد
ولی معنویت دینی برای همه لحظه های زندگی است از داخل بستر با همسر تا محیط کار
+
محیی ؟؟
moony آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-19-2018   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

نوشته اصلي بوسيله moony نمايش نوشته ها
خوی من هم همین را گفتم : معنویت غیر مادی است که میتواند مسکنی برای روح یا به قول شما روان انسان باشد تا این جنگل را تحمل کند
ولی معنویت بدون تعهد دینی همان در حد مسکن است ، در تمام طول هفته در حال دریدن رقبای خود بوده ولی اخر هفته به یک مهدکودک کمک می کند تا ارامش بیابد
ولی معنویت دینی برای همه لحظه های زندگی است از داخل بستر با همسر تا محیط کار
+
محیی ؟؟
تعهد فقط در معنای عاطفی می تواند معنا داشته باشد، و تعهد عاطفی بنیان اخلاق را که همان "فطرت" در دین خوانده می شود شکل می دهد. مفاهیمی مثل رحم، عشق و دلسوزی همگی کاملا غریزی است و این طور نیست که تصور کنیم انسان می تواند خودش را در جامعه انسانی به عنوان یک موجود اجتماعی منفرد و تک بشمارد. شما مردم یا حتی سربازانی را که بر اثر فجایع جنگ روانی شده اند کم دیده اید؟ انسان عادی در حال معمول با همدلی جمعی زیست می کند و تعهد کاملا بار غریزی-عاطفی دارد. تعریف شما از آن بسیار سلب و بسته است.

آن بیت حافظ هم درک او را همان گونه که من در بالا بیان کردم ذکر میکند. او اخلاق را فرمایشی نمی داند، درونی و زایشی می داند.

بلی.
deepnorth آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-19-2018   #10 (لینک نوشته)
مردی از تبار باد
 
wooer's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

امیدوار کننده ست.
__________________
شاید ..

یونان توهمی بیش نیست
آیا هرم تئوتی اوآکان را کورش ساخت؟
اهرام مصر را کورش کبیر ساخت و فراعنه در ان سکنا گزیدند
wooer آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 05:27 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.