من, ده سال بعد...
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > عمومی و اجتماعی > گفتگوي آزاد
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتگوي آزاد بحث و گفتمان آزاد در مورد رویدادهای روز اجتماع و سایر مباحث عمومی

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 4 هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shadow.world's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض من, ده سال بعد...

من, ده سال بعد...
سلام خوبین؟
خیلی از نوجوون ها و تازه جوون هایی که ده سال پیش تو هم میهن فعالیتشون رو شروع کردن شاید هیچ وقت فکر نمیکردن ده سال بعد بشینن نوشته های اون زمون ها رو بخونن ولی شما میبینین هنوز دوستانی از اون جمع ماقبل تاریخ بین ما هستن و فعالند. حالا اونا بیشترشون پدر و مادر شدن و یا حداقل در مسیر اصلی زندگیشون قرار دارند.

بیاین اینجا ده سال بعد خودمون رو ترسیم کنیم که کجای زندگی پیش بینی میکنیم وایسادیم چه برنامه هایی برای ده سال بعد خودمون داریم و...
شاید ده سال دیگه هنوز هم میهن باشه
یه خواهش از مقامات لطفا لطفا اگه دلیل خاصی نیست شب خوابیدین صبح سرحال نبودین نیاین تاپیک رو بین انجمن ها پاسکاری کنین تو بحث آزاد ایجاد کردم تنوع نظرات داشته باشه

من, ده سال بعد...
__________________
باید بپرد هر که در این پهنه عقاب است
حتی نه اگر بال و نه پر داشته باشد
باید برود هرچه شود گو بشو و باش
بگذار که این جاده خطر داشته باشد
...
..
.

من, ده سال بعد...
shadow.world آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
gorbat's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

ده سال بعد من میلیاردر شدم و دارم حالش ميبرم
gorbat آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shadow.world's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله gorbat نمايش نوشته ها
ده سال بعد من میلیاردر شدم و دارم حالش ميبرم
خب زنگ اول و غربته عمو زد . مرسی
عمو جون فقط همین میلیاردر میشی؟ مامان چی؟ تحصیل؟ روحیات؟
shadow.world آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hasti68's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

تاپیک جالبیه
+
زیاد فکر کردن به آینده برام خوشایند نیست شاید میترسم البته قبلا توی همین چالشی شرکت کردم ..
با این حال ده سال آینده شاید درگیر کار شده باشم ..
شاید زندگی تغییرات مثبت بکنه شایدم نه .. اما امیدوارم که همون تغییرات مثبت اتفاق بیافته
و اینکه ده سال دیگه لاقل بتونم به دو تا از آرزوهام تا حد قابل قبولی دست پیدا کنم ..
+
هنوز هم میهن هست و منم همچنان هستم (اینو با قطعیت میتونم بگم :دی)
hasti68 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
rahg0zar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

همیشه به جایگاه فعلیم نگاه کردم و برای وضعیت حال حاضرم تصمیم گرفتم تا اینکه اهداف دراز مدت داشته باشم. یکسری اهداف جالب دارم که تو این یکی دو سال قصد پیاده کردنشون رو دارم.
اینجوری باعث میشه که اگر به اون اهداف نرسیدم سر خورده و مایوس نشوم.
در ثانی این حرفا واسه کی چه اهمیتی داره؟ حالا مثلا من اهداف مهم و حیاتی داشته باشم آیا کسی هست که ارزشی برای حرفام و نوشته‌هام قائل باشه؟
به نظر من خیلی چیزها برای خیلی‌ها هیچ اهمیتی نداره.
rahg0zar هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
gorbat's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله shadow.world نمايش نوشته ها
خب زنگ اول و غربته عمو زد . مرسی
عمو جون فقط همین میلیاردر میشی؟ مامان چی؟ تحصیل؟ روحیات؟

من مامان نمیشم هیچ وخ ، چون خودم حاصل تربیت مامان بابایی هسم ک رو خودشون شناخت نداشتن و منه بی گناهُ بدون درخاس من بدنیا آوردن و من کلی مصیبت کشیدم بخاطر اشتباه اونا.
ترک تحصیل کردم اما محمدجونی برده همین غيرانتفاعي خیابون بعدی ثبت نامم کرد ک برم امتحان بدم از سال بعدم تو خونه ميخونم و جهشی ميخونم کل دبیرستانُ ميرم امتحان میدم ... فک کنم ده سال دیگه فوق لیسانس بگیرم و کم کم آماده بشم برا دکترا
آدم خیلی موفقی میشم ي دانشمند پولدار
روحياتم خیلی با ثبات و آروم خاهد شد و از پرورشگاه ي دختر همسن الانم و مطابق روحیات الانم میارم پیش خودم و اجازه زندگی خوب بهش میدم
اجازه میدم هر کاری ميخاد بکنه هر اشتباهی ميخاد انجام بده و من مث کوه پشتش می ایستم و فقط ميگم عب ندازه تجربه شد
البت اشتباهات خطريُ راهنمایی میکنم ک انجام نده اونم خودش باس تصمیم بگیره .. ای باعا کار سخت شد، ن این دختره رو نميخام چون حس میکنم با عقده عاي درونی خودم بدبختش میکنم .
همش حس میکنم تا اون موقه محمد جوني از دنیا ميره ولی دعا میکنم نميره
تا ده سال آینده کلی ملک و املاک ب نام من میشه و یکی از سرمایه دارای بزرگ ایران میشم
gorbat آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shadow.world's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله hasti68 نمايش نوشته ها
تاپیک جالبیه
+
زیاد فکر کردن به آینده برام خوشایند نیست شاید میترسم البته قبلا توی همین چالشی شرکت کردم ..
با این حال ده سال آینده شاید درگیر کار شده باشم ..
شاید زندگی تغییرات مثبت بکنه شایدم نه .. اما امیدوارم که همون تغییرات مثبت اتفاق بیافته
و اینکه ده سال دیگه لاقل بتونم به دو تا از آرزوهام تا حد قابل قبولی دست پیدا کنم ..
+
هنوز هم میهن هست و منم همچنان هستم (اینو با قطعیت میتونم بگم :دی)
ممنون که علیرغم اینکه برات خوشایند نبود شرکت کردی خوبی این چالش ها ایجاد انگیزه پنهان برای هدف گذاری و برنامه ریزی آینده است ولی واقعا اینده نزدیکه منکه نفهمیدم که 35 رو رد کردم
shadow.world آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shadow.world's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله rahg0zar نمايش نوشته ها
همیشه به جایگاه فعلیم نگاه کردم و برای وضعیت حال حاضرم تصمیم گرفتم تا اینکه اهداف دراز مدت داشته باشم. یکسری اهداف جالب دارم که تو این یکی دو سال قصد پیاده کردنشون رو دارم.
اینجوری باعث میشه که اگر به اون اهداف نرسیدم سر خورده و مایوس نشوم.
در ثانی این حرفا واسه کی چه اهمیتی داره؟ حالا مثلا من اهداف مهم و حیاتی داشته باشم آیا کسی هست که ارزشی برای حرفام و نوشته‌هام قائل باشه؟
به نظر من خیلی چیزها برای خیلی‌ها هیچ اهمیتی نداره.
برای خودت چی اهمیت نداره؟؟؟
shadow.world آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 4 هفته پيش   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shadow.world's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله gorbat نمايش نوشته ها

من مامان نمیشم هیچ وخ ، چون خودم حاصل تربیت مامان بابایی هسم ک رو خودشون شناخت نداشتن و منه بی گناهُ بدون درخاس من بدنیا آوردن و من کلی مصیبت کشیدم بخاطر اشتباه اونا.
ترک تحصیل کردم اما محمدجونی برده همین غيرانتفاعي خیابون بعدی ثبت نامم کرد ک برم امتحان بدم از سال بعدم تو خونه ميخونم و جهشی ميخونم کل دبیرستانُ ميرم امتحان میدم ... فک کنم ده سال دیگه فوق لیسانس بگیرم و کم کم آماده بشم برا دکترا
آدم خیلی موفقی میشم ي دانشمند پولدار
روحياتم خیلی با ثبات و آروم خاهد شد و از پرورشگاه ي دختر همسن الانم و مطابق روحیات الانم میارم پیش خودم و اجازه زندگی خوب بهش میدم
اجازه میدم هر کاری ميخاد بکنه هر اشتباهی ميخاد انجام بده و من مث کوه پشتش می ایستم و فقط ميگم عب ندازه تجربه شد
البت اشتباهات خطريُ راهنمایی میکنم ک انجام نده اونم خودش باس تصمیم بگیره .. ای باعا کار سخت شد، ن این دختره رو نميخام چون حس میکنم با عقده عاي درونی خودم بدبختش میکنم .
همش حس میکنم تا اون موقه محمد جوني از دنیا ميره ولی دعا میکنم نميره
تا ده سال آینده کلی ملک و املاک ب نام من میشه و یکی از سرمایه دارای بزرگ ایران میشم
عییی خدا از دست تو کلی خندیدم محمد جونی رو نگرفته کشتی که خخخخ
shadow.world آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #10 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
s.hosein.j's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

من ده بیست سی چل .... سال بعدم باز همینم ک هستم
__________________
من عاشق عطرم :)

اینم آدرس سایتمه fzamen.ir خوش حال میشم از سایتم دیدن کنید :)
s.hosein.j آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
narges70's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

چه تاپیک جالبی .من فک میکنم ده سال دیگه صبح میرم تو یه مطب واس خودم میشینم مراجع میاد تا کلی از روز .ومن خسته و درب و داغون راه میفتم میرم خونم .احتمالا یه خورده ای هم از روز رو تدریس کنم حتما یکی دوتا کتاب هم نوشتم .چقد معمولی بود .رویا پردازیم خیلی فراتر از اینه ولی چیزی که تو مسیر واقعیت میبینم اینه که خدا داند چه میشه .تو این حین که مینوشتم تو ذهنم میومد که یعنی من تا ده سال دیگه زندم و یا اینجور که من میخام پیش میره یا حوادث غیر مترقبه میزنه میپکونه تمام رویاها رو .واقعا آینده غیر قابل پیش بینیه .
__________________
روزها رفتند و من دیگر،
خود نمی دانم کدامینم
آن منِ سرسختِ مغرورم،
یا منِ مغلوبِ دیرینم!؟
narges70 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hasti68's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله shadow.world نمايش نوشته ها
ممنون که علیرغم اینکه برات خوشایند نبود شرکت کردی خوبی این چالش ها ایجاد انگیزه پنهان برای هدف گذاری و برنامه ریزی آینده است ولی واقعا اینده نزدیکه منکه نفهمیدم که 35 رو رد کردم
شاید از نبودن ها میترسم و تنهایی ..
واقعا آینده از ابعادی ترسناکِ و سن که هر چی بالاتر می‌ره آدم نسبت بهش ناامیدتر میشه .. حداقل برای من اینطوریه
hasti68 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
canary's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

بعید میدونم تا اون موقع زنده باشم!!!!
__________________
من, ده سال بعد...
canary آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

با سلام خدمت دوست خوبم استارتر عزیز.
ولی من ده سال دیگه ...اصلا موضوعی نیست که بشه روش حرف زد.
__________________
ای واااای بر زمانی که انسان "رویا" نداشته باشد!!!!!
.... انسان بدون رویا.... انسان بدون DREAM...غم انگیزه ....
without dream... چقدر وحشتناک!!!
یک مرده متحرک...
تراژیک تراینکه عاشق رویا باشی و ولی رویایی نداشته باشی...
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shadow.world's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من, ده سال بعد...

نوشته اصلي بوسيله narges70 نمايش نوشته ها
چه تاپیک جالبی .من فک میکنم ده سال دیگه صبح میرم تو یه مطب واس خودم میشینم مراجع میاد تا کلی از روز .ومن خسته و درب و داغون راه میفتم میرم خونم .احتمالا یه خورده ای هم از روز رو تدریس کنم حتما یکی دوتا کتاب هم نوشتم .چقد معمولی بود .رویا پردازیم خیلی فراتر از اینه ولی چیزی که تو مسیر واقعیت میبینم اینه که خدا داند چه میشه .تو این حین که مینوشتم تو ذهنم میومد که یعنی من تا ده سال دیگه زندم و یا اینجور که من میخام پیش میره یا حوادث غیر مترقبه میزنه میپکونه تمام رویاها رو .واقعا آینده غیر قابل پیش بینیه .
دیشب داشتم فکر میکردم ده سال پیش چه ترسیمی از الان تو ذهن خودم داشتم و الان کجا ایستادم همینطور جایی خونده بودم ادمهایی موفقن که هدف حداقل 5 سال اینده خودشونو بدونن و برنامه ریزی کنن این بود که به فکر این تاپیک افتادم. نمونه هاشم هم هستن دوستانی که ده سال پیش تو هم میهن بودن پس میشه یه اثری از خودمون بگذاریم تا شاید اینده بتونیم به گذشته برگردیم
ممنون از شرکتت
shadow.world آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:25 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.