احساستو فریاد بزن...(بغض نکن) - صفحه 4
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

شعر و شاعران شعر بخوانید ، شعر بنویسید و شاعری کنید !

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-06-2007  
شمع جمع
 
MerJiL's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

آسمان دلم آنچنان ابری و غم زده است که می خواهم طوفان شود تا شاید خانه دلم ویران شود ...
می دانم ..
خوب می دانم ..
تا که من هستم و تو , تا که دنیا دنیاست باید پی ذره ای هم دلی دوید ......
خانه ام بی تو سرد و تاریک است ..
شاید قرار است طوفان شود ..
__________________
فرزند ایران
چو ایران نباشد تن من مباد
MerJiL آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-20-2007   #46 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
*فریبا*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
ای کبوتر به کجا قدری رگرتاب بیار
آسمان بای برت بیر شود بعد برو
تو اگر گوچ کنی بغضی گلو میشکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
*فریبا* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-20-2007   #47 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

گره عهد آسمان سست است

گره کیسه‌ی عناصر سخت

آنکه بگشاد هیچ وقت نبست

گره عهد و بندگیش ز بخت


کیست بحری که موج بخشش اوی

کیسه‌ی بحر و کان کند پردخت

میر بوطالب آنکه او ثمرست

اسدالله باغ و نعمه درخت

پادشاهیست نسبت او را تاج

شهریاریست همت او را تخت

جرم ماه از اشارت جدش

هم به دو نیمه گشت و هم یک لخت
__________________
در زمینی که زمان کاشت مرا
گل زیباش بجزء خار نبود
پستی و هرزگی و هرزه دری
حسرتها بهر کسی عار نبود
زارو بدبخت و گرفتار کسی
که به این عار گرفتار نبود
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-20-2007   #48 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

نگاه بر ابر كردم ابر باريدن گرفت

نگاه بر يار كردم يار ناليدن گرفت

تكيه بر ديوار كردم خاك بر فرقم نشست

خاك بر فرقش نشيند آنكه يار از من گرفت
__________________
به انتــظار نبودی ، ز انتـــظار چــه دانـــی؟؟؟
soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-20-2007   #49 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

تا درد رسید چشم خونخوار ترا

خواهم که کشد جان من آزار ترا

یا رب که ز چشم زخم دوران هرگز

دردی نرسد نرگس بیمار ترا
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-20-2007   #50 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
setayesh_74's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

چشم درراهم.......بيا زودتر ای صدای گرم عشق
که سالهاست شور زندگی را درگوشم زمزمه می کنی
بیا تا دگر بار باتو جوانه زنم
باتو سبز شوم.............. چونا ن بهار
فقط باتو می گویم خسته ام .............. خسته
ازهمه کس وهمه چیز............ جز تو، تو و دل شوره ها یت، تو ونوا زش ها یت
تو و گرمی دستهای مهرافشانت،

ای قدیمی ترین وماندگار ترین عشق دوستت دارم
بی بهانه و بسیا ر
زودتر بیا ........... گلدا ن دل روبه خشکی است

__________________
دیوانگی‌ات را جشن بگیر!... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید

setayesh_74 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-20-2007   #51 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را

که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را

به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت

که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را

تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم

به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را

چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود

تذرو بی‌پناهی قمری بی آشیانی را

مکن آزار جان آزرده جان دیگر

کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #52 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

من کسي هستم که با خود ققنوس سوغات مي برد
و تنها آرزويش اين است که باورش کنند .
و در پايان قصه ... پشت تمام اين دريچه هاي خيس ،
يک افق به سمت پنجره تنهايي من سبز مي شود ...
وقتي که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند .
من ثبت خواهم شد در تاريخ:
مردی از جنس باران ... خيس خيس ...
به ا نتظار دختری بود دستفروش...
که در خيابان تلخ تنهايي ، کبوتر سرخ مي فروخت .
من ثبت خواهم شد ، "در تاريخ" ....
__________________
احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

با آنکه تنها بودم ولی چشمانم به دنبال آشنا یی می گشت...
انسانم آرزوست...
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #53 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
*فریبا*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

تنها دل تو نیست که چون ما شکسته است
این کاسه کوزه بر سر دنیا شکسته است
از من یکی مپرس کجای دلت شکستیک جا دو جا که نیست صدجا شکسته است
*فریبا* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #54 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته


از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #55 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

کاشکی پرنده پر نداشت



در سراشیبی تقدیر

نام مرا

با نام تو تشنه کرده اند

و رفتنت را

بر دلم داغ نهاده اند

دریغ

از دریایی که در چشمهایت نشسته است

بی آنکه بخواهد

آیینه ها را آبی ببیند

یادگار ردپای انتظارت آمدنت را دریاب

که تکرار آبی ترین زلال ها

در پیوسته ترین اشتیاق های رسیده ی ابدیت

تو را تداعی می کند

برو به فکر من نباش

برو به پای من نسوز

برو به فکر من نباش

من یه جوری سر میکنم

زندگی رو با سختیاش........ا

با که درددل کنم؟

با کسی که پرنده بود برام؟

با کسی که اشیانه بود

دلم به چه خوش بود

کاشکی پرنده پر نداشت

از پریدن خبر نداشت

درخت باغ آرزوش

دغدغه تبر نداشت
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #56 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shakila's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

زمین شاهد من است
آواره ام تمام زمین شاهد من است
تنهاستم نگاه حزین شاهد من است
یک گام ازهوای تو خالی نمانده ام
این آسمان همیشه ترین شاهد من است
درخواب های من غم بیدار مانده ای
اندوه خفته پست جبین شاهد من است
دیوانه ام نتیجه اعمال توستم
دنبال تو ستم که خود این شاهد من است
تا سرشکسته گی مرا معترف شوی
هرجا به هر چه سنگ ببین شاهد من است
__________________
عجب صبری خدا دارد!
shakila آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #57 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shakila's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

امشب هوای دلم ابری است

ابر سیاهی که می بارد
اما بارش آن دگر نه طراوت می دهد دل را
نه صفا می بخشد جان را
روزی می اندیشیدم
که اشک چشم عاشق بهترین چیز است
چرا که شاید اشک هایم بهانه فرو خوردن غرور بود
و
دوست داشتن ایثار
درونم عاشقی می دیدم
که حب یار دارد
و
این عشق را به لبخند لبانش
حتی در آغوش دیگری می بخشید
و
اشکم را با کالبد لبخند نثارش می کرد
تا نیازارم خاطرش را
اما امشب می گریم
و
اشکم نه شور جنون دارد
و نه احساس دوست داشتنی ایثار و فروخوردن غرور
این اشک تلخیش فقط یک معنا دارد
شکستم هم غرورم را هم ساختمان عشقم را


ويرايش توسط shakila : 10-21-2007 در ساعت 01:15 AM
shakila آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #58 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

چه خوش است حال پرنده اي
كه قفس نديده باشد
وچه خوشتر انكه پرنده اي
ز قفس پريده باشد
پرو بال ما بريدند و
در قفس گشودند
چه بسا شكسته بالي
ز قفس پريده باشد...
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #59 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shakila's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

((ببار ای باران ...))


امشب دوباره دلم گرفته است. گویی ابرهای تیره غم, نوید بخش طوفانی بزرگ است که سیل آسا خواهد بارید و خانه خشتی دلم را ویران خواهد کرد.





اما مرا ترسی از سیل در دل نیست زیرا خانه دل من جز ویرانه ای ماتم زده و تلی از خاکستر چیزی نیست.



براستی که ویرانه را چه باک از ویرانی , مشتی خاکستر را چه باک از طوفان و چند تکه سنگ را چه باک از سیل ...



هوای دلم ابری است , باران خواهد بارید , بارانی شدید و سرد بر پیکر نیمه جان دلم.
shakila آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #60 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

باران ٌ
چشمهايم تکرار باران است
می دانم
روزی انديشه های سبز
دلتنگ ترين ترانه ها را
به خاک می سپارند
و رنگين کمان
ياد آن را در شولای بهار
ذوب می کند!!!!
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
فریاد, نکن, احساستو, بزنبغض, غريبه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:11 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.