تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

شعر و شاعران شعر بخوانید ، شعر بنویسید و شاعری کنید !

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-06-2007  
شمع جمع
 
MerJiL's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

آسمان دلم آنچنان ابری و غم زده است که می خواهم طوفان شود تا شاید خانه دلم ویران شود ...
می دانم ..
خوب می دانم ..
تا که من هستم و تو , تا که دنیا دنیاست باید پی ذره ای هم دلی دوید ......
خانه ام بی تو سرد و تاریک است ..
شاید قرار است طوفان شود ..
__________________
فرزند ایران
چو ایران نباشد تن من مباد
MerJiL آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #61 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا

او مراکشت شدم زنده مپو یید مرا

بر درش مردم و آن خاک بر اعضای من است

هم بدان خاک درآید و مشویید مرا

عاشق و مستم و رسوایی خویشم هوس است

هر چه خواهم که کنم هیچ مگویید مرا

خسروم من : گلی ازخون دل خود رسته

خون من هست جگر سوز مبویید مرا
__________________
در زمینی که زمان کاشت مرا
گل زیباش بجزء خار نبود
پستی و هرزگی و هرزه دری
حسرتها بهر کسی عار نبود
زارو بدبخت و گرفتار کسی
که به این عار گرفتار نبود
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #62 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم؟

رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فریادبزنم؟

اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن؟

اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوی کتــــابا بخونن؟

اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغونی کـــنم؟

پــیش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربونی کنـــم؟

اجــازه می دی تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟

روزی هزارو صد دفه ، بگــم که مــی میرم بـــرات؟

اجازه می دی که بگــم حــرف تـــرانــه هام تویی؟

دلیـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــویی؟

اجــازه دارم به هــمه بگم کـــه تــــو مـــال مــنی؟

سـتارتم ایــنو مــی گه،کــه تو ، تـــو اقبال منــی؟

اجــــازه هست تـــا ته مـــرگ منتظر تو بشــینم ؟

تو رویــاهای صــورتیم، خودم روبـــا تــو بــبینم ؟

اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــد دوست دارم ؟

بگـم مـی خوام بـخاطرت ســر بـه بـیابون بذارم ؟

اجــازه هسـت بــرای تـو از تـه دل دیـوونه شــم ؟

اجازه می دی که بگم همین روزای میای پیشم؟

اجازه هست عکس تو رو ، رو صـورت مــاه بزنم ؟

طـــلسم قــصه هامونو ، با داشــتن تو بشکــنم؟

اجازه می دی که شبا همش بیام تـو خـواب تو ؟

اون عکسی که باهم داریم جا بدمش تو قاب تو؟

__________________
به انتــظار نبودی ، ز انتـــظار چــه دانـــی؟؟؟
soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2007   #63 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

دیدی که غلام داشتم چندان من

پرورده ز خون دل چو فرزندان من

در جمله از آن همه هنرمندان من
تنها ماندم چو غول در زندان من
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-23-2007   #64 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

عزیزم خیلی وقته دردی مونده تو دلم ..... میخوام راز عشقمو واسه همه بگم و برم
یادم می یاد روزایی که بهم قول دادی زیاد .... ولی زدی زیر قولت گفتی برو منم میام
باشه درو ببند برو بیرون بزار تنها باشم ..... توی تلاطم بغز ثانیه ها رها باشم
دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا ..... چه شبهایی به خاطرت نشستم وای خدا
می خواهی بری برو به درک پس از یادمم برو .... یادت می یاد وقتی گریه کردم گفتم نرو

حالا من میرم تو هم تنها باش با دل خودت ..... ببین چیکار کردی بزار برو از یاد خودش
تمام فکرم توی چشمای تو بود .... کاشکی الان دستهات تو دستهای من بود
تمام مردم این شهر به من همواره میگن .... تو این سکوت ‌ِسرد مرگ و بهمراه دارم
همیشه نفرین من به راهت ِ ..... به دل سیاه تو نگاهت ِ
تا ابد فقط میگم خدا خدا ..... کی ِ میشه از دل تو دلم جدا
میدونم همش تو رو به عشق تو ...... میدونم چقدر شلوغه دل تو
الهی خونه خرابت ببینم ..... تا ابد توی عذابت ببینم
دیگه از نبودنت نمی سوزم ..... دیگه حتی چشم به در نمی دوزم
برو اشک نریز با یاد دلم ..... دیگه نمی خوامت باهات نمی مونم
دیگه حتی نمی خوام اسمتو فریاد بزنم ..... مثل عاشق تو کتابها اسمتو داد بزنم
بترس از اون روز که با من چشم تو چشم بشی .... من تو فکر تو بودم تو بودی تو فکر کی ؟
خیلی ساده از من گذشتی من ساده تر میگذرم .... مثل قبل از نبودنت تو خودم نمی شکنم
میشنوم صدایی که هچوقت تو نشنیدی ... صدایی که میگفت تو از جدایی میترسیدی
آره میترسیدم ولی حالا میگم بی خیال .... حرفات تکراری شده یه حرف جدید بیار
کاش می شد ببینمت بهت بگم ..... دیگه از دیدن تو سیر دلم
کاش می شد دیگه چشمام نبیننت .... از درخت غم دیگه تو رو نچینمت
کاش می شد چشماتو گریون میدیدم .... توی تنهایی و غم دلتو خون می دیدم
کاش می شد برق چشمام بارون کنه ..... سیل غم بیاد و تو رو داغون کنه
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-24-2007   #65 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

در بندم از آن دو زلف بند اندر بند

نالانم از آن عقیق قند اندر قند

ای وعده‌ی فردای تو پیچ اندر پیچ

آخر غم هجران تو چند اندر چند
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-24-2007   #66 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨` *•.¸¸.•*´¨` ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨` *•.¸¸.•*´¨`*•.¸
...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...* *
ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگزره... ولي تو که دنياي منيچطوري ازت بگزرم؟

*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨` *•.¸¸.•*´¨`*•.¸
***************
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-24-2007   #67 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

از کوچه پس کوچه های قلبم روی خاک کویر تو پرسه میزنم .
به کجا خواهم رفت لمس دست تو خواب نیست پلها شکسته است.
شبها آسمان هم دیگر لالایی نخواهد گفت.
افسوس گهواره ام خالیست.
تو به یاد چه کسی نشسته ای؟
جاده تاریک است و کوچه بنبست.




احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com

مائیم و هوای یار مه رو شب روز
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز
خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-24-2007   #68 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

یه دفعه مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ را ندیدی

دل نبود توی دلم ، تو را گرگا نبینن

اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

یه دفعه مثل پرنده قفس عشق را شکستی

پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت، پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون

سیل بارون و تگرگ می اومد از آسمون

بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت

که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ ، نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه ی توست


اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی



آره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه بال و پرم که راحت شه خیالم

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

انقده می گم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #69 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
فروغ's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...


احساستو فریاد بزن...(بغض نکن) درون سینه آهی سرد دارم
رخی پژمرده رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم مستم چه هستم ؟
همی دانم دلی پر درد دارم




فریدون مشیری
__________________
رویاها تجدید نشدنی است ؛ مهم نیست سن و شرایط ما چیست ، مهم آنست که هنوز توانائی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبائی تازه ای در انتظار ظهور است!
فروغ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-25-2007   #70 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

پیش نگاه سردت
دست ودلم می لرزه
سردی این زمستون
به دیدنت می ارزه
یخ می زنه وجودم احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
پیش نگاه سردت
غزال پر غروری
نمی رسم به گردت
خاتون سرد قصه
با من می مونی یا نه ؟
کتاب روزگار
با من می خونی یا نه ؟
تو او نگاه برفی
قطب شمال نشسته
بگو که فصل سرد رو
تحویل سال شکسته
بیا و مهربون باش
یخ دلت رو آب کن
نگاهت رو جواب
سوال بی جواب کن
خاتون سرد قصه
با من می مونی یا نه ؟
کتاب روزگار رو
با من می خونی یا نه ؟
__________________
احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

با آنکه تنها بودم ولی چشمانم به دنبال آشنا یی می گشت...
انسانم آرزوست...

ويرايش توسط پرنده مهاجر : 10-25-2007 در ساعت 03:05 AM
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #71 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،
اگر به حجله آشنایی،
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند،
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد!
تو حرفشان را باور نکن!
تمام این سالها کنار ِ من بودی!
کنار دلتنگی ِ دفاترم!
در گلدان چینی ِ اتاقم!
در دلم...
تو با من نبودی و من با تو بودم!
مگر نه که با هم بودن،
همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟
من هم هر شب،
شعرهای نو سروده باران و بسه را
برای تو خواندم!
هر شب، شب بخیری به تو گفتم
و جواب ِ تو را،
از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم!
تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود!
فرقی نداشت که فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِ‌انزوای این روزهای من نشو،
اگر به حجله ای خیس
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی!?
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #72 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

گمشده چون سايه اي در مه
در ميان ابره وهمو دود
ازدحام لشكره انبوه تنهايي
در هجوم بي پناهي
خنده ها و گريه هاي بي بهانه
عشق هاي كودكانه
پشت سر بن بست دلتنگي
روبرو ديوارها سنگي
در گريز از كوچه هاي بسته باريك
پيش پايم جاده هاي مبهم و تاريك
در پي يك پاسخ كوتاه
مي روم هر سو هر راه هر بيراه
بي سرو سامان و درمانده
پاسخم در پشت سر مانده
بر سرم اوارگي اوار
روبروي پنجره دويوار
تا كجا بايد تاب اورد
وحشت اوار اين سقف خيالي را

باز ايا باسه حرف عشق
مي توان پر كرد خانه هاي سردو خالي را....
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #73 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می‌گيرند در شاخ «تلاجن» سايه‌ها رنگ سياسی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.
شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه‌ها چون مرده ماران خفتگان‌اند؛
در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سر و کوهی دام.
گرم ياد آوری يا نه ، من از يادت نمی‌کاهم؛
تو را من چشم در راهم ..
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2007   #74 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

دل من یه روز به دریا زد و رفت !پشت پا به رسم دنیا زد و رفت !

احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2007   #75 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

در سکوتی دلگير مانده ام بين تو و خودم ...
فاصله ای به اندازه هزار سال نوری بين خودم و تو می بينم ...
تو گذشتی از من ! غافل از نگاهم و غافل از يادم ...
پشيمانم از گشودن دريچه ای به سوی تو !
نمی دانم !
به گمانم دريچه ی نگاهت را بايد بست ...
بست تا زندگی را خوب ديد و نوای باران را شنيد ...
کسی آن سوی سرزمين خواب من موسيقی باران را زمزمه می کند ...
و به گمانم هراس های عاشقی من نيز از همان روز شروع شد !
از همان خواب و همان باران ...
سرزمين خواب من آن سوی سرزمين واقعی و تنگ توست !
سرزمين تو فقط درد و اندوه است ...
سرزمينی دور از رويا ...
سرزمينی زرد و قرمز ...
اما سرزمين من آن سوی تو !
آن سوی دريچه های نگاه توست !
دريچه هايی که بسته ای حتی به روی خودت ...
کافی ست نگاهی کنی به ستاره ای که آن گوشه آسمان به تو چشمک می زند
و تو را مشتاق است ...
آن وقت تو می مانی و ستاره ...
تو می مانی و نوای باران ...
تو می مانی ... و شايد من ...
فقط کافی ست نگاهت را کمی سبز کنی ؛
آن وقت سرزمين بی رنگت ؛
رنگی می گيرد آن چنان خيال انگيز
که خيال های مرا هم غرق در خود می کند ...
اما حالا تا آن روز من مانده ام و
خيال های هراس انگيز دوری از تو ...
دوری از تو و نگاه مبهمت ...
اشتباه کردی که نخواستی این ماندنم را
میفهمی یه زمان
امادیر دیر است
میدانم
میدانم
میدانم
اه ...میدانم
کاش تو هم یه کم میدانستی
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
فریاد, نکن, احساستو, بزنبغض, غريبه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:40 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.