احساستو فریاد بزن...(بغض نکن) - صفحه 7
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

شعر و شاعران شعر بخوانید ، شعر بنویسید و شاعری کنید !

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-06-2007  
شمع جمع
 
MerJiL's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

آسمان دلم آنچنان ابری و غم زده است که می خواهم طوفان شود تا شاید خانه دلم ویران شود ...
می دانم ..
خوب می دانم ..
تا که من هستم و تو , تا که دنیا دنیاست باید پی ذره ای هم دلی دوید ......
خانه ام بی تو سرد و تاریک است ..
شاید قرار است طوفان شود ..
__________________
فرزند ایران
چو ایران نباشد تن من مباد
MerJiL آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2007   #91 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

تا تو بودي
تا تو بودي عشق چيزي كم نداشت
خانه روشن بود و بوي غم نداشت
در بهشتِ عشق تو ، گل مي شكفت
لاله دل حسرت شبنم نداشت
سيب سرخ خنده بر لب تازه بود
باغ سبز ، دل خوشي را كم نداشت
آفتابي بود و صبحي مهربان
سايه شب جلوه بر عالم نداشت
هم صداقت بود ، هم مهر و صفا
خلوت دل احساس نامحرم نداشت
تا تو بودي همره مجنون دل
عشق آسان بود ، پيچ و خم نداشت
__________________
ما را مددی که مست گردیم
بیرون ز هر انچه هست گردیم!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-28-2007   #92 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahriar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب
خاکستر میشه حریر مهتاب
از رفتنت من پر میشم از شب
شب دلهره شب اضطراب

وقتی تو نیستی دنیا شب میشه
شب از دل من شب تا همیشه
بی تو هر نفس تکرار ترسه
لحظه لحظه نیست نبض تشویشه

بي تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز

هیچکی عاشقت اینجور که منم
نبود و نشد لاف نمیزنم
من از تویی که بد کردی با من
گله میکنم دل نمیکنم


بي تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز
__________________
حتا اگر نباشي، مي‌آفرينمت
چونانكه التهاب بيابان سراب را
shahriar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-28-2007   #93 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

با من بگو از عشق ای اخرین معشوق
که برای رسوایی دنبال بهونم !!!!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-28-2007   #94 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
rezass's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

متاسفانه الان هم هوای شهرم ابری هست هم دل خودماحساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
__________________
احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
rezass آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2007   #95 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shakila's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به ميهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنيست
__________________
عجب صبری خدا دارد!
shakila آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-28-2007   #96 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
dokhtare_paeez's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

دلم گرفته از اين روزگارِ دلتنگي، گرفته اند دلم را به کارِ دلتنگي.
دلم دوباره در انبوه خستگي ها ماند، گرفت آينه ام را غبارِ دلتنگي.
شکست پشتِ من از داغِ بي تو بودنها ؛ به روي شانه دل ماند بارِ دلتنگي.
درون هاله اي از اشک مانده سرگردان؛ نگاه خسته من در مدار دلتنگي.
از آن زمان که تو از پيش من رفتي ، نشسته ام من و دل کنارِ دلتنگي.
ديگر پرنده احساس من نمي خواند. مگر سرود غم از شاخسارِ دلتنگي.
بيا که ثانيه ها بي تو کُند مي گذرد. بيا که بگذرد اين روزگارِ دلتنگي.
__________________
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست،
اسراف محبت است
dokhtare_paeez آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-28-2007   #97 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

چند شبی یست!
در کوچه های مزدحم شعرم
رهگذری نیست
تا سنگ به پنجره های دلواپسی ام زند
وچندیست !
نطفه های گیج پرواز
دربطن این کوچه هادر جنین خود حرام می شوند
و شب
این بانوی سیاه موی باکره
چه عشوه کنان
ازاین کوچه های مزدحم
عبورمی گذرد
ونامفهوم است
درتصور او
شعرهایی که درکوچه های بی پنجره
وشبانه هایی
که چند کوچه
درحنجره تلخ شاعران مرده اند
آه دهگذر!
سنگ بزن به پنجره های دلواپسی ام
که کوچه ها
به انتظار
یک تلنگرند
__________________
در زمینی که زمان کاشت مرا
گل زیباش بجزء خار نبود
پستی و هرزگی و هرزه دری
حسرتها بهر کسی عار نبود
زارو بدبخت و گرفتار کسی
که به این عار گرفتار نبود
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2007   #98 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahriar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

به تو عادت کرده بودم ای به من نزديک تر از من
ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه زندگی کردن بی تو

من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه ی شب به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم

خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالی
من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالی
shahriar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2007   #99 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

کنایه میزد
سایه ها در آغوش شب
گویی شب مست شده بود
عاطفه ها را چه سان
آ دمی فروخته بودوپست شده بود
من،حیران
از قاه قاه خنده های موذیانه
ترس از واژه های صادقانه
کینه بر دل زد از رنگ آفتاب
شبی که در آغوش من
آدمی پست شده بود
ای آسمان
امشب شب،هم آغوش من است
بر تو
بوسیدن حرام است
خلوت شب را
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2007   #100 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
زیر مهتاب قدیمی می چکن رو سایه ی من
دل دل کشف سپیده به سفرهای ندیده
پر فواره ی رنگی از دو چشم تو چکیده

برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم

من کجای شب تو رو گم کردم و تنها شدم
آخر کدوم سحر با بوسه ای پیدا شدم
این کدوم دل بازیه که زخمی تنهاییه
دونه ی سرخ اناره که خود زیباییه
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-29-2007   #101 (لینک نوشته)
mok
شهروند هم میهن
 
mok's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

بر کرده‌ی خویشتن چو بگمارم چشم

بر هم زدن از ترس نمی‌یارم چشم

ای دیده‌ی شوخ، بین که من چندین سال

بد کردم و نیکی از تو می‌دارم چشم!
mok آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-29-2007   #102 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
__________________
احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

با آنکه تنها بودم ولی چشمانم به دنبال آشنا یی می گشت...
انسانم آرزوست...
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-30-2007   #103 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

نگاه..
وقتي به تو نگاه مي کنم

آن گاه که به تو مي انديشم
ذرات وجودم متبلور مي شود
قلبم شروع به تپيدن مي كند
من نا آرامم
و تو آن حس غريب
چشمانت حكايت از اندوه تنهايي دارند
و لبهايت به سكوتي مبهم تن داده اند
ولي من آن فرياد را مي شنوم و در آن اميدم
كه روزي با تمام ذرات وجودم سكوتت را فرياد زنم
اي غزال چمنزار احساس

اي چشمه جوشان محبت
تو چه معصومانه نگاهت را به من دوخته اي
بگو برايت چه كنم؟
بگو برايت چه بگويم؟
خداي را
اين چه حسي است؟

سكوت را بشكن و پاسخگوي نگاهم باش
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-30-2007   #104 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

آسمان را بنگر
چشمهای تو امروز
به رنگ همه غمهای غروب است
قلب تو یک دریا
سخنانت چه لطیف
بودنش یک رویاست
و چه دنیای غریبی داریم
من چو باد میگذرم
تو صبورانه منتظر میمانی
و او
چون دیوانه به راه می افتد...
راه پُر پیچ و خم زندگی آخر
مرا
به کجا خواهد برد؟

ويرايش توسط پرنده مهاجر : 10-31-2007 در ساعت 12:54 AM
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-30-2007   #105 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

کجاي اين جنگل شب، پنهون مي‌شي خورشيدکم
پشت کدوم سد سکوت، پر مي‌کشي چکاوکم
چرا به من شک مي‌کني، من که منم براي تو
لب‌ريزم از عشق تو و سرشارم از هواي تو
لب‌ريزم از عشق تو و سرشارم از هواي تو
دست کدوم غزل بدم، نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
گريه نمي‌کنم نرو اه نمي‌کشم بشين
حرف نمي‌زنم بمون بغض نمي‌کنم ببين
سفر نکن خورشيدکم، ترک نکن منو نرو
نبود نت مرگ منه ،راهيه اين سفر نشو
نذار که عشق منو تو، اين‌جا به آخر برسه
بري تو و . مرگ من از . رفتنه تو سر برسه
گريه نمي‌کنم نرو اه نمي‌کشم بشين
حرف نمي‌زنم بمونبغض نمي‌کنم ببين
نوازشم کن ببين . عشق مي‌ريزه از صدام
صدام کن و ببين که باز . اونچه مي‌گن ترانه‌هام
اگر چه من به چشم تو . کمم قديميم گمم
اتشفشانه عشقمو . دريايه پر تلاتمم
گريه نمي کنم نرو اه نمي‌کشم بشين
حرف نمي‌زنم بمون بغض نمي‌کنم ببين
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
فریاد, نکن, احساستو, بزنبغض, غريبه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:12 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.