تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

شعر و شاعران شعر بخوانید ، شعر بنویسید و شاعری کنید !

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-07-2007  
شمع جمع
 
MerJiL's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

آسمان دلم آنچنان ابری و غم زده است که می خواهم طوفان شود تا شاید خانه دلم ویران شود ...
می دانم ..
خوب می دانم ..
تا که من هستم و تو , تا که دنیا دنیاست باید پی ذره ای هم دلی دوید ......
خانه ام بی تو سرد و تاریک است ..
شاید قرار است طوفان شود ..
__________________
فرزند ایران
چو ایران نباشد تن من مباد
MerJiL آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-02-2007   #121 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

دلتنگياتو برداربه روي قلبم بزار
تكيه بده به شونم تو اين مسير دشوار
اگه منو نميخواي حرف دلم رو گوش كن
فقط براي يك بار بعدش خدانگهدار
تنهايي خيلي سخته وقتي چشام براهه
وقتي كه شب سياهه وقتي بدون ماهه
تنهايي خيلي تلخه وقتي كه بي تو هستم
تها ميمونه دستم بااين دل شكستم
دلتنگيامو بردار پيش خودت نگهدار
وقتي كه تنهاشديمنو بيادت بيار
داري ميري نميخوام وقت تورو بگيرم
اين حرف آخرمن دوست دارم دوست دارم ميميرم
تنهايي خيلي درده اگه نياي توخوابم وقتي تو اضطرابم
توهم ندي جوابم
__________________
احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)

با آنکه تنها بودم ولی چشمانم به دنبال آشنا یی می گشت...
انسانم آرزوست...
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-02-2007   #122 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

گمشده چون سايه اي در مه
در ميان ابر وهمو دود
ازدحام لشگر انبوه تنهايي
در هجوم بي پناهي
خنده ها و گريه هاي بي بهانه
عشق هاي كودكانه
پشت سر بن بست دلتنگي
روبرو ديوارها سنگي
در گريز از وچه هاي بسته باريك
پيش پايم جاده هاي مبهم و تاريك
در پي يك پاسخ كوتاه
مي روم هر سو هر راه هر بيراه
بي سرو سامان و درمانده
پاسخم در پشت سر مانده
بر سرم اوارگي اوار
روبروي پنجره ديوار
تا كجا بايست تاب اورد
وحشت اواراين سقف خيالي را
باز ايا با سه حرف عشق مي توان پر كرد
خانه هاي سردو خالي را...
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-02-2007   #123 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

اخرين لحظه ي رفتن تو يادم نمي ره
اشكا دونه دونه رو گونه ي من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
وقتي كه تو بوسه هاتو مي دادي
انگاري اتيش به قلبم مي زدي
نوبت من كه رسيد انگاري ديرت شده بود
عشق بي دليل من دست و پا گيرت شده بود
با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ريخت
شيشه ي عمر منم تموم شدو هيشكي نديد
تو مي رفتي رو تن برگاي خيس
فكر مي كردم تو خيالت كسي نيست
عمريه چشم به درم منتظر نامه هاي سالي يه بار
من مي خوام ببينمت تو و خدا فقط يه بار
به خدا دلم ديگه جاي شكستن نداره
پيش قلب بي وفات نگاه من كم ميا ره
امان از خوش خيالي در به دري اوارگي
ديگه لعنت مي فرستم به تو لعنت زندگي
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-02-2007   #124 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

حرفی بزن گلم من کم تحملم !

تنهاترینم من تنها نزار منو تنها سفر نکن !

این دلشکسته از یاد رفته رو دیونه تر نکن !
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-02-2007   #125 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

چی بخونم وقتی چشام از حضور گریه خیسه ؟
وقتی هیچکس نمی تونه غصه هام رو بنویسه !
چی بخونم وقتی قلبت من رو از تو قصه رونده !
چی بخونم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره ؟
وقتی هیچ کس نمی تونه تو رو پیش من بیاره !

چی بگم وقتی ترانه بی تو جلوه یی نداره ؟
وقتی آواز من تنها توی کوچه جا می ذاره !
وقتی توی آسمونم چشمک ستاره ای نیست !
وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست !
چی بخونم وقتی هیچ کس من رو از خودم ندزدید !
وقتی غربت صدام رو کسی غیر تو نفهمید !
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #126 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

تمام عمر را در سکوت گریه هایت به سر کردم
پس بیا باور سکوت جانم باش
تا باور سکوت چشمانت باشم بیا و بگذار انتهای عشق هم در سکوت من و تو عمر کند
بیا و بگذار باور هم
در قابهای خالی سکوت باشیم
و با هم جاده سکوت بی انتها را به انتهای سکوت برسانیم
و سکوت را تقدیم
شیشه های خالی
و شکسته سکوت کنیم.
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #127 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #128 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

احساستو فریاد بزن...(بغض نکن)








گریه کن دلت سبک شه

اشکای تو عاشقونه است

گریه کن همه بدونن

که دلت پر از بهونه است



گریه کن شروع اشکات

شبنم صبح می دونم

گریه هات شبیه بارون

که میریزه رو شونم



گریه کن دلت سبک شه

وقتی که اشک تو چشاته

این همه مصیبت و درد

این همه غم تو نگاته



گریه کن عزیز غمگین

شاید بین این همه حرف

گریه هات باشه که فعلا

واسه ی خودت می مونه
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-03-2007   #129 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ali.shg's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

انگار طوفان کاترنیا امده تو دلم
اخه.....................................
ali.shg آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #130 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shakila's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

به تنهایی ِ آرامش ِ من میندیش
که عمریست در بزم طوفان
همه هستی ِ این دل ِ بی‌شکیبم
به تاراج رفته‌ست.
سبکبار بگذر
از این ساکن ِ کوچه‌ی درد.
__________________
عجب صبری خدا دارد!
shakila آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #131 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shakila's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

روز اول پيش خود گفتم
ديگرش هرگز نخواهم ديد
روز دوم باز می گفتم
ليك با اندوه و با ترديد

روز سوم هم گذشت اما
بر سر پيمان خود بودم
ظلمت زندان مرا می كشت
باز زندانبان خود بودم

آن من ديوانه عاصی
در درونم های هو می كرد
مشت بر ديوارها می كوفت
روزنی را جستجو می كرد

در درونم راه می پيمود
همچو روحی در شبستانی
بر درونم سايه می افكند
همچو ابری بر بيابانی

می شنيدم نيمه شب در خواب
های های گريه هايش را
در صدايم گوش می كردم
درد سيال صدايش را

شرمگين می خواندمش بر خويش
از چه رو بيهوده گريانی
در ميان گريه می ناليد
دوستش دارم، نمی دانی

بانگ او آن بانگ لرزان بود
كز جهانی دور بر مي خاست
ليك در من تا كه می پيچيد
مرده ئی از گور بر می خاست

مرده ئی كز پيكرش می ريخت
عطر شور انگيز شب بوها
قلب من در سينه می لرزيد
مثل قلب بچه آهوها

در سياهی پيش می آمد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزديكتر می شد
ورطه تاريك لذت بود

می نشستم خسته در بستر
خيره در چشمان رؤياها
زورق انديشه ام، آرام
می گذشت از مرز دنياها

باز تصويری غبار آلود
زآن شب كوچك، شب ميعاد
زآن اتاق ساكت سرشار
از سعادت های بی بنياد

در سياهی دست های من
می شكفت از حس دستانش
شكل سرگردانی من بود
بوی غم می داد چشمانش

ريشه هامان در سياهی ها
قلب هامان، ميوه های نور
يكدگر را سير می كرديم
با بهار باغ های دور

می نشستم خسته در بستر
خيره در چشمان رؤياها
زورق انديشه ام، آرام
می گذشت از مرز دنياها

روزها رفتند و من ديگر
خود نمی دانم كدامينم
آن من سر سخت مغرورم
يا من مغلوب ديرينم

بگذرم گر از سر پيمان
می كشد اين غم دگر بارم
می نشينم، شايد او آيد
عاقبت روزی به ديدارم
shakila آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #132 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

رفيقان همه با نا رفيقي خود رفتند

من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من كجاست كه من آن جا قنودن خواهم

من در پيمودن را چه عاجزانه مانده ام

تنها در ميان تن ها چه عاشقانه مانده ام ....
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #133 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
پرنده مهاجر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

دنیا میگذرد. حتی درختانی که ریشه هایشان در اعماق زمین جاخوش کرده اند، از این جاده میگذرند. دریاها و کوهها نیز مثل باد میگذرند. چرا ایستاده ای؟ اگر دل به راه نداری و قدم در جاده نگذاری، همیشه ساکن خواهی ماند، سنگین از گرد و غباری کهنه. اگر قرار باشد بی هیچ حرکتی بایستی تا نسیم و باد و طوفان تنت را بیهوده صیقل بدهند، با یک برگ سفید چه فرقی داری؟ برگی که در آن شعری غمگین نوشته نشده باشد، همان بهتر که در شعله های پاییز بسوزد. دهانی که یک بار به دوست نگوید دوستت دارم و یک بار در کوچه باغ های ترس ترانه نخواند چه ارزشی دارد؟ من خیلی پیش از این_شاید میلیونها سال قبل_آن موقع که ماه هنوز جوان بود و به پیشانی خورشید چین و چروکی نیفتاده بود گل یخی بودم در خواب مادرم. من به همه ی باغهای دنیا سر زدم. وقتی باران می بارید، مهربان میشدم. من سراسیمه به دنبال کسی میگشتم که اولین بار مرگ را تلفظ کرد، دنبال اولین انسان مرده. کسی که پرواز را از پروانه ها و گنجشکها گرفت. کسی که شهد غم را در کاسبرگ غنچه ها ریخت تا با درد بشکفند. کسی که اولین بار غصه را در نامه درد الودی نوشت و به پای کلاغ بست.کاش میتوانستیم صدای امدن قاصد مرگ را بشنوم.
کاش میتوانستیم مردن را ببینم و بی وقفه از او بگوییم. بی غم هیچ قلبی نمیتواند بتپد و هیچ بارانی نمیتواند فرو ببارد.
بی اشک هیچ ناله ای به پایان نمیرسد. بی اشک همه نگاهها سرداندو همه ی دستها خاموش. همه ی کوچه ها بن بست، هیچ کس در انتظار مرگ ، بیقرار و ملتهب به جاده ی روبرو چشم نمیدوزد و بارها به ساعتش نگاه نمیکند.
راستی مرگ چه ساعتی به دنیا آمد؟
پرنده مهاجر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #134 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ali.shg's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

فعلا که طوفان کاترینای دلم اروم نشده
ali.shg آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2007   #135 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
فروغ's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : هوای دلم ابریست ...

گريه كن! اي آسمان!
او با من بيگانه شد!
آشيان قلب من
ناگهان ويرانه شد!

رفت و رنگ غم گرفت ,
عشق من ,رؤياي من!
خنده ام چون گريه شد
ناله شد آواي من!

اي دريغ!آن بي وفا,
از غم من بي خبر بود!
قلب پاك كوچك او,
تشنه ي عشق دگر بود!

بعد او ديگر دل من,
در غمش ماتم گرفته!
آسمان!قلب مرا ديگر,
غم گرفته ,غم گرفته!
__________________
رویاها تجدید نشدنی است ؛ مهم نیست سن و شرایط ما چیست ، مهم آنست که هنوز توانائی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبائی تازه ای در انتظار ظهور است!
فروغ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
فریاد, نکن, احساستو, بزنبغض, غريبه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:06 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.