اسب در تاریخ و فرهنگ ایران
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

تاریخ و فرهنگ گفتمان پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
rostam_farokhzad's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض اسب در تاریخ و فرهنگ ایران

اسب در تاریخ و فرهنگ ایران
🔴پیرامون نام اسب:👇👇👇
🔹نام اسب یا اسپ در فارسی از ریشه "اَس" اوستایی برآمده است و برابر با شتاب، تندی و تیزی است. بنابراین اسپ به چَم تندرو و تیزرو است چنانکه فردوسی بزرگ در هنگام آوردن نام اسپ برای نخستین بار در شاهنامه و در دوره تهمورث گفته است:
🔺بر آن تیزرو بارگی بر نشست!
🔵اما از ریشه "اَس" چند نام جانور دیگر را نیز داریم:
1- سگ: از ریشه سپک که دگرگون شده سپَن است که خود از سوَن اوستایی برخاسته است
2- روباه: که در پهلوی "روباس" است و از دو بخش روب+اس ساخته شده است و روباینده تیز و تند را معنی می دهد.
3- آهو: که در پهلو "آهوک" است و خود دگرگون شده "آسو" که خود از ریشه "اَس" اوستایی است.
4- اَستر: که از آمیزش خر نر و اسب ماده پدیدار شده است و چون تیزرو تر از هر جانور دیگر در کوهستان است این نام را گرفته است.
5- راسو: که بر شاخه درختان از پرندگان نیز تیزتر می رود و ریشه "اَس" را در نام خود دارد.
🐎🐎نام اسب های گوناگون در زبان فارسی 🐎🐎
1⃣ باره یا بارگی که به اسب باربر گفته میشود.
2⃣ بالاد یا بالاده به اسب تندرو یا اسب یدکی گفته میشود.
3⃣ بوز،به اسب نیله(کبودرنگ) گفته میشود.
4⃣ توسن،اسب سرکش را می گویند.
5⃣ جُرده،به اسب اخته می گویند.
6⃣ چرمه،به اسب سپید یا اسبی که دست و پایش سپید باشد گفته می شود
7⃣ خنگ،اسب سپید را می گویند.
8⃣ سمند،اسب زرد را می*گویند.
9⃣ نَوَند،اسب تندرو را می*گویند.
◀️ یَکران،اسب نژاده و نجیب را گویند
🔴 عمر خیام در کتاب نوروزنامه نام گونه های اسب را چنین بیان می کند:
🔵 الوس چرمه، سرخ چرمه، تازی چرمه، خنگ، بادخنگ، مگس خنگ، سبزخنگ، پیسهٔ کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیارخش، خرماگون، چشینه، شولک، پیسه، ابرگون، خاک رنگ، دیزه، بهگون، میگون، بادروی، گلگون، ارغون، بهارگون، آبگون، نیلگون، ابرکاس، باوبار، سپیدزرده، بورسار، بنفشه*گون، ادس، زاغ چشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند🔹
🔶 همچنین اسب رستم "رخش" به چم "تندرو" و اسم خسروپرويز "شبدیز" به چم "مانند شب، سیاه" می باشد.
💠 واژه اسب در نام های ایرانی👇👇👇
🔹نام چهار تن از نیاکان زرتشت با واژه اسب همراه است: ” پورشسب ” نام پدر زرتشت به معنی دارنده اسب پیر، دومین نیای زرتشت، ” پیتراسب “، یعنی دارنده اسب تندرو
♦️از جمله ایرانیان دیگر که نامشان با نام اسب شروع می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔸گرشاسب: دارنده اسب لاغر
🔹ارجاسب: دارنده اسب ارجمند،
🔺لهراسب: دارنده اسب تندرو،
🔻ویشتاسب یا گشتاسب که آخرین پادشاه کیانیان است، نامش برآمده از معنی دارنده اسب از کار افتاده بود.
🔸تهماسپ : دارنده اسبهای تهم و قوی
🔹هیستاسپ: از سرداران کورش.
♦️هیدسپ : از اهالی باختر و از سرداران ایرانی در زمان داریوش سوم
اسبِ نژاد عرب یا نژاد ایرانی:👇👇
♻️بر پایه نتایجی که تاکنون از باستان شناسی و استخوان شناسی بدست آمده است آرياييان در میانه هزاره چهارم پیش از میلاد به رام کردن اسب دست یافتند.
🔸به گواهی تاریخ در حالی که در ایران نشانه های اسب اهلی در 6000 پیش دیده می شود، در هزاره دوم پیش از میلاد این چهارپا (اسب) در میان مردمان ميانرودان، سوریه و مصر اهمیت کمتر از گاو و خر دارد و نشانه ای از بهره گیری اسب در سواری و کشیدن ارابه دیده نشده است.
🔹از همین روی اسب در زبان های کهن ریشه ایرانی دارد، چنانکه در مصری "سوسومیت" ریشه در "اسوس" عِبِری و آن نیز ریشه در "اسوَه" آریایی دارد.
💠 همچنين در زبان عربی کهن نام اسب "فرسو" می باشد که در عربی "فرس" است و واژه فرس نیز ریشه در نام پارس و فارس دارد! بنابراین اسبی که اکنون به نژاد عرب شهره است از ایران به آنجا رفته و نژادی ایرانی دارد!.
❇️بنابر نوشته های تاریخی، ایران در هزاره یکم پیش از میلاد کانون پرورش اسب در جهان و تجارت آن به دیگر سرزمین ها بوده است. به باور برخی هیچ اسبی در جهان وجود ندارد که خون اسب ایرانی در رگانش نباشد!.
🔶 زرتشت و درمان اسب گشتاسب:🔻
🔵 پس از آنکه زرتشت دعوت پیامبری خود را آشکار می‌کند، عده‌ای از مغان که در زمره فلاسفه و دانشمندان زمان بودند، با او مخالفت کرده و جادوگرش می‌خوانند و گشتاسب او را به زندان می‌افکند. در همین میان اسب سیاه تیزرو و محبوب گشتاسب به نوعی دل درد سخت و انقباض شدید دست و پا مبتلا می‌شود.
❇️ شاه افسرده می‌شود و به عنوان آخرین چاره از زرتشت که از بدگویی دیگران در زندان بود، یاری می‌خواهد. زرتشت اسب شاه را شفا می‌دهد و از این معجزه گشتاسب، همسرش و پسرش اسفندیار  به پیامبری وی ایمان می‌آورند.
🔺در شاهنامه نیز به این داستان اشاره شده است:
◀️ز اسبان یکی بود در پایگاه
که بودی ورا نام اسب سیاه
◀️که او را گرانمایه تر داشتی
ابر پشت او گردن افراشتی
🔹این داستان واقعیت داشته باشد یا نه به خوبی ارزش و اهمیت اسب در فرهنگ ایرانی را در دوران باستان نشان می دهد.
دو فرتور زیر نگاره اسب را در دوران پیش از تاریخ ایران نشان می دهد:
1- سنگ نگاره تیمره- گلپایگان
اسب در تاریخ و فرهنگ ایران
2- سنگ نگاره شکار حیوانات با اسب
🔶غار میرملاس- لرستان
🔵این نگاره پیش از تاریخ، کهن بودن رام کردن اسب در ایران را نشان می دهد:
اسب در تاریخ و فرهنگ ایران
rostam_farokhzad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
rostam_farokhzad's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اسب در تاریخ و فرهنگ ایران

+در دوره سلطنت توتمسن سوم بزرگترين پادشاه مصر که به وسيله وهاي فرانسوي در کتاب خود به نام بررسي گورستان راحمزه چنين مي گويد: نقوش نفرات و اسبهاييکه در اين گورستان به دست آمده و به دقت بررسي شده ثابت مي کند اسبهاييکه در اين مکان نقش بسته شده از جنس اسبهاي آرين و پرستاران آنها نيز ايراني مي باشند که براي آموزش و پرورش اسب و سوارکاري به مصر اعزام گرديده اند.

+مارکوپولو مي گويد: در ايران قشنگترين اسبهاي شرق وجود دارد و از نظر شهرتشان بازرگانان آنها را براي فروش به هندوستان آورده و به بهاي گزاف به ديگران مي فروشند.

+کولن در کتاب نژاد اسبهاي جهان مي نويسد: در سال ۱۸۲۴ ميلادي سواره نظام انگليسي در هندوستان داراي ۷۵۴۶ اسب بود که از اسبهاي ايراني خريداري و کسريات آن را نيز همه ساله از ايران تهيه مي نمودند. سرهنگ دو فيلوت انگليسي در ترجمه کتاب فرسنامه هاشمي از زبان اردو به انگليسي چنين اظهار مي کند: تشکيل نژاد خون خالص اسبهاي انگليسي امروز از نژاد اسب ايراني است که در سال ۱۶۲۰ تا ۱۷۵۰ بهترين اسبهاي ايراني خريداري و به هندوستان اعزام مي گرديد.

+شوارتز در کتاب پرورش اسب در جهان مي گويد در مسافرت ناصرالدين شاه قاجار به اروپا دو اسب ارزشمند آن کاروان را همراهي کردند. يکي به قد ۱۴۸ و بسيار زيبا داراي گردن خوش قواره به ايلخي تزار در روسيه بخشيده شد و ديگر اسبي نيله گلگون به قد ۱۶۲ داراي قامتي موزون که به دولت فرانسه پيشکش گرديد.

+واله دوونسي مي گويد: اسبهاي عربي و ترکي که به اروپا مي آورند همان اسبهاي ايراني اند با اين تفاوت که بازرگانان ايراني آنها را به سرزمين هاي عرب براي فروش برده و در آنجا مي فروشند و بعد به واسطه بازرگانان عرب به اروپا آورده شده و نام عرب بر آن مي نهند، در اصل اين اسبها ايراني هستند.

+شاردن جهانگرد فرانسوي مي گويد: اسب ايراني بهترين و زيباترين اسب جهان است، از حيث قد، بلندتر از اسبهاي ديگر است، صورت ظريف، ساق هاي باريک در عين حال محکم، شلوار گشاد، اندام بي نهايت متناسب دارد. آرام و صبور و شوخ طبع است. پر کار و چالاک، قانع در خوراک، به طوري که مي توان آنها را با هر علوفه اي غذا داد.

+بين دولت ايران و دولت فرانسه در زمان شاه سلطان حسين صفوي و لويي چهاردهم، در تاريخ رجب المرجب ۱۱۲۰ هـ.ق مطابق با سپتامبر ۱۷۰۸ م. قراردادي منعقد و طبق آن معاهده در ماده ۲۸ دولت ايران به دولت فرانسه اجازه مي دهد سالي هشت سر اسب تخمي و چهار سر ماديان با رضايت مالکين منوط به اينکه از ايلخي شاه نباشد را خريداري کرده و به فرانسه ببرند. البته در اصفهان با نظر ميرآخور باشي و در ساير ايالات با نظر حکام از ايران خارج شوند. در ماه اوت سال ۱۷۱۵ در زمان فتحعليشاه قاجار به مناسبت روابط حسنه بين دولت ايران و فرانسه يکي از اسبهاي نامي ايران به رسم پيشکش و هديه به دربار ناپلئون بناپارت فرستاده شد. همان اسب سفيد معروف ناپلئون است که نقاش معروف “هوراس” اسب مذبور را نقاشي کرده است. نام اين اسب ((جهان پيما)) بود و پوستش در موزه لوور است. البته اسبهايي به دربار روسيه نيز پيشکش گرديد، مهمترين آن اسب پاشا بود.

+آندره ساکاس در کتاب اسب در يونان و پيترمان فرانسوي در کتاب اصل اسب شرح قضيه اسب اسکندر را چنين بيان مي کنند: يکي از اهالي فريژي ايران قديم که بازرگان بود چندين اسب و ماديان براي فروش به کشور مقدونيه آورده بود. اين اسب ها همگي پيشاني برجسته بودند چون اهالي آن حدود چنين اسب هاي پيشاني برجسته اي را نديده بودند بنا به عادت ايرانيان قديم که آن ها را مقدس مي پنداشتند، آن ها نيز از اين عادت پيروي کردند. روزي فيليپ پادشاه مقدونيه و اسکند پسرش از بالاي کاخ خود تعدادي اسب و ماديان را که در چراگاه مشغول چرا بودند، ديدند. فيليپ اسب بسيار دوست داشت و سوارکار خوبي بود. ولي به اسکندر گفت که آن اسب شکيل را بگيرد. اسکندر بعد از مدتي تاخت و تاز توانست اسب نامبرده را بگيرد و به نام خود تربيت کند. نام او را بوسفالوس، يعني پيشاني برجسته ناميدند.

+اسب خرسان الحجاج خليفه اموي نيز يکي از بهترين نمونه هاي اسب هاي ايراني بود که بر حسب عقيده داستان نويسان عرب نژاد اصل او از خراسان و به خرسان معروف و موسس تيره اي به نام خرسان گرديده که امروز معروف مي باشد.

+پوليپوس يوناني که در سال هاي ۲۰۱-۱۳۰ پيش از ميلاد مي زيسته در روزگار خود چنين مي نويسد. سرزمين ماد (هگمتانه) از براي مردم و اسب خويش به جاي ديگر برتري دارد و آنچنانکه اسبش در سراسر آسيا بهترين است پرورش گاه اسب هايي که از براي آخور پادشاه است در ماد مي باشد. به گفته اي تيره اسب همداني از اين تيره مي باشد.
بن مایه:
https://parsiandej.ir/پیشینه-ی-اسب-های-اصیل-ایرانی/
rostam_farokhzad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 6 روز پيش   #3 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
c.o.c's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اسب در تاریخ و فرهنگ ایران

بسیار عالی... لطفا اگه امکان هست، درباره ی اسب های نیسایی که خیلی معروف بودند در عهد قدیم، مطالبی بذارین
__________________
درود بر تو مریم،سرشار از فیض...
c.o.c آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:20 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.