آیا فلسفه صلیب ریشه توراتی و انجیلی دارد؟
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادیان و مذاهب بحث هایی در باب دین و مذهب بررسی و تبادل اطلاعات مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-14-2018   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mihanyar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض آیا فلسفه صلیب ریشه توراتی و انجیلی دارد؟

آیا فلسفه صلیب ریشه توراتی و انجیلی دارد؟
آیا فلسفه صلیب ریشه توراتی و انجیلی دارد؟


یکی از اعتقادات بنیادین مسیحیت تثلیث است

از ظاهر تا فلسفه یک صلیب رو بررسی کنیم
که مشخص بشه آیا پیروان این دین خرافه پرست و منحرف هستن یا بر اساس عهد قدیم و جدید و سخنان مسیح، خود مسیح را میپرستن و صلیب نماد دینی شان است


آیا عیسی گفت من خدا هستم؟
زیرا ایرانیانی که به تازگی مسیحی شدن بر اساس آموزه های مسیحیت باید بگویند عیسیِ خداوند



آیا خود مسیح به گردنش صلیب می انداخت یا گفته بود این صلیب نماد دین من است؟
هم اکنون صلیب را نماد دین خود میدانن و برایش فلسفه بافی هم کردن




در مسیحیت شما باید فقط ایمان بیاورید و اگه از کشیش بپرسید چرا یا نپذیرید در نهایت میگن ایمانت رو تقویت کن همه چی به ایمان بستگی داره و نه عقل و منطق صحیح


در عهد قدیم نوشته ماری با حوا حرف زد و او را فریب داد خود من شخصا از یه کشیش ایرانی پرسیدم مار که توان سخن گفتن نداره و این غیرممکنه ولی خب ایمان مسیحی کاری به علم و عق نداره




آیا فلسفه صلیب ریشه توراتی و انجیلی دارد؟
mihanyar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-14-2018   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mihanyar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا فلسفه صلیب ریشه توراتی و انجیلی دارد؟

در کتاب تثلیث اقدس در مسیحیت (احتمالاً کشیش فندر آلمانی) چنین می خوانیم :

«اگر چه هر مثلی از مخلوقات بیاوریم ذات الهی را درست روشن نمی کند و کاملاً آن را در نظر ما عیان و آشکار نمی سازد ولی علاوه بر مثل فوق الذکر شواهد و مثالهای دیگری نیز می توان آورد که در بعضی از موارد یکنوع تعدد مشاهده می شود که موافقت کامل با وحدت واقعی دارد ، مثلاً در یک شعاع آفتاب سه جنبه شعاع مختلف موجود است که اولی به روشنایی و دومی به حرارت و سومی به اثر شیمیایی تعلق دارد . معذلک این سه چیز را نمی توان کاملاً به طوری جدا کرد که سه شعاع مستلزم وجود اقسام سه گانه فوق الذکر می باشد . برای ایضاح مطلب مثل دیگری می توان آورد آتش و روشنایی و حرارت سه چیز است ولی در عین حال یکی است هیچ آتشی بدون روشنایی و حرارت نیست و همچنین روشنایی و حرارت اصل و منشأ و خاصیت ذاتیشان با آتش یکی است . . . به همین طریق عقل و فکر و نطق یکی است ،با وجود این از یکدیگر جدا هستند . . . در اینجا می بینیم بعضی از اقسام تعدد مخالف با وحدت نیست و بعضی چیزها موجود است که آتش تعدد در وحدت است .
پس از این رو می توان فهمید که وجود سه اقنوم اقدس در توحید الهی برخلاف عقل نیست بلکه برعکس پاره ای تشبیهات در میان کارهای خالق بزرگ جهان مؤید این مدعا می باشد و در کلام خدا هم تعلیم داده شده. » (تثلیث اقدس صفحات 10 و 11)

به فرض صحت مطالب کتاب تثلیث اقدس به امور ذیل بیندیشید:
شعاع آفتاب = روشنایی + حرارت + اثر شیمیایی
آتش = روشنایی + حرارت + آتش !!
؟ = عقل + فکر + نطق
جزء سوم چه شد ؟!
درستی مطالب را بر عهدة فهم و عقل خواننده گرامی واگذار می نمائیم .

نقد تثلیث :
در قضیه تثلیث هم مانند دیگر امور مطرح شده در مسیحیت هم تناقضات و هم ابهامات فراوانی وجود دارد که باید تک تک مورد بررسی قرار گیرد .

1. در کتاب خدای متجلّی چنین می خوانیم :

« آیا کلمه تثلیث را مسیح از تعالیم خود آورد ؟ مسلّم است جواب آن منفی خواهد بود زیرا مسیح در تمامی تعالیم خویش هرگز ذکری از کلمه تثلیث نکرده است » (کتاب خدای متجلّی، ص 7 )

نویسندة این کلمات با دقت در کتاب عهد جدید نگریسته و از این روی ، بی اطلاعی هرچه تمامتر به نگارش چنین جمله ای مبادرت ورزیده در حالیکه اگر به انجیل متی رجوع می کرد تثلیث را به سادگی در می یافت چرا که او از کلمه تثلیث سخن گفته که در متن کلمات عیسی مسیح - علیه السلام – (یعنی شاگردان وی) نیامده درحالیکه جمله صریحاً چنین مفهومی را بیان می نماید .

« پس رفته همة امتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اب و ابن و روح القدس تعمید دهید »(انجیل متی باب 28 شماره 19)

از نویسنده محترم باید پرسید « اب و ابن و روح القدس » یعنی چه و آیا تثلیث معنایی جز اب و ابن و روح القدس دارد و جز آنچه آمد . در کتاب عهد جدید موارد دیگری نیز در زمینه تثلیث وجود دارد و از جمله :

«فیض عیسی مسیح و محبت خدا و شرکت روح القدس ، جمیع شما باد آمین »(رساله دوم پولس به قرنتیان باب 13 شماره 13)

در این عبارت عهد جدید نیز نامی از کلمه تثلیث به میان نیامده ولی شخصیت های تثلیث یعنی عیسی مسیح ، خدا و روح القدس در عبارت کاملاً واضح بیان گردیده . براین مبنا ذکر چنین مطالبی که در تعلیمات عیسی مسیح اثری از تثلیث نمی یابیم نشانة بی اطلاعی محض نویسنده است .

2. چگونه می توان پذیرفت پسری که در زمین حد و اندازه پیدا می کند و در قالب جسد و بدن در می آید و پسری که گرسنه و تشنه می شود، می خورد و می نوشد ، استراحت می کند و می خوابد و بالاخره به صلیب می رود و کشته می شود و او را در داخل قبر می گذارند همان پدر آسمانی یعنی خدای خالق هستی است ؟

اگر بگوئید سه جزء جدای از هم می باشند و این سه جزء بر سر هم یک خدای مرکب می سازند تازه اول مکافات است که اگر چنین باشد دیگر نیازی به این همه توجیه و تأویل نیست و احتیاجی به تمثیلاتی چون خورشید و آتش و. . . نمی باشد و به راحتی می توانستید بگوئید خدا ترکیبی از سه قسمت است و خلاص .

3. با بیان تمثیلاتی چون شعاع خورشید و آتش و . . . خدا را مانند معجونی در ردیف مرکبات که همواره نیازمند به اجزاء خود می باشند قرار داده اند .

4. اساساً این تمثیلات چگونه می تواند گویای مطلب باشد ؟ مگر می توان امور ماوراء ماده را با مسائل مادی توجیه و تشبیه نمود ؟

5. مسیحیان قطعاً می پذیرند که موضوع بغرنج تثلیث همواره نیازمند توضیح و تبیین و تشریح بوده تا آنکه هر از چند گاهی فردی بانگ بیدار باش و اصلاحی در مورد آن برآورد و ظاهراً این بانگها تا کنون نتوانسته عقدة ناگشودنی تثلیث را بگشاید و مسأله را حل کند .

6. مسیحیان، عهد جدید را کامل کننده عهد قدیم می دانند بنابراین نباید در عهد جدید آموزه ای ناسازگار با عهد قدیم یافت شود و این درحالی است که خدا و اوصاف او - با همه ایراداتی که در عهد قدیم در این زمینه وجود دارد – به گونه ای شناسانده می شود که سر ناسازگاری با مسأله تثلیث دارد یعنی آنکه خدا در عهد قدیم به عنوان موجودی ازلی و ابدی شناسانده شده ، او همچنین خالق مدبر است و جهان آفریده و مورد تدبیر و امر اوست و بنایراین با انسان تفاوت دارد. در کتاب هوشع نبی باب 11 شماره 9 چنین می خوانیم :

« همانا من خدا هستم نه انسان » و نیز خداوند شبیه ندارد زیرا هر تصویری از او که در ذهن آدمی ساخته شود خود بتی به شمار می آید .(اشعیای نبی)

7. اگر سخن مسیحیان را بپذیریم که برای خدا سه شخصیت کاملاً مساوی از حیث هستی و قدرت و عظمت قائل باشیم آن گاه باید میان شخصیت اول (پدر ) و شخصیت دوم (پسر) هیچگونه تفاوتی وجود نداشته باشد و هرگز یکی نیازمند دیگری نباشد در صورتی که عهد جدید خلاف این گفته را بیان می کند مثلاً آمده که مسیح به گواهی خودش در برابر پدر فروتن و خاضع باقی ماند (متی 27-11) و همچنین او از زمان قیامت آگاه نبوده و تنها پدر است که هنگام وقوع آن را می داند (متی باب 24 عبارت 36) پدر منشأ و غایت هر چیز است (اول قرنتیان باب 8 عبارت 6) پسر در هر کار پیرو پدر می باشد ( یوحنا باب 5 عبارت 18 ) و پدر بزرگتر از پسر است (یوحنا باب 14 عبارت 28 28)

8. حتی در بیان الفاظ تثلیث هم در اناجیل تناقض وجود دارد در انجیل متی چنین خواندیم :

« پس رفته همه امتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اب و ابن و روح القدس تعمید دهید »(انجیل متی باب 28 شماره 19)

اما مرقس چنین گوید :

« و بعد از آن بدان یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ایشان را به سبب بی ایمانی و سخت دلی ایشان توبیخ نمود . . . پس بدیشان گفت در تمام عالم بروید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید » (انجیل مرقس باب 16 شماره 14 – 15 – 16)

و لوقا نیز مطلب را اینگونه عنوان کرده است :

« و به ایشان گفت برهمین منوال مکتوب است و بدینطور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سیم از مردگان برخیزد و از اورشلیم شروع کرده موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همة امتها بنام او کرده شود »(انجیل لوقا باب 24 شماره های 46 و 47)

بپرسیم از سه مطلب فوق که در یک راستا سخن می گوئید کدام صحیح است :
الف : دعوت مردمان به تثلیث !
ب : دعوت مردمان به انجیل ؟!
ج : موعظه به توبه و آمرزش گناهان به نام عیسی مسیح !!
رفع این تناقضات به عهده مدافعان تثلیث است .

9. غسل تعمید در مسحیت کنونی بنا به گفته حضرت عیسی مسیح علیه السلام باید به نام پدر ، پسر و روح القدس انجام شود در حالی که در زمان کلیسای نخستین این غسل تنها با نام عیسی صورت می گرفته و در رساله اعمال رسولان به نام روح القدس نیز آمده است :

« آنگاه بخاطر آوریم سخن خداوند را که گفت یحیی به آب تعمید داد لیکن شما به روح القدس تعمید خواهید یافت »(اعمال رسولان باب 11 شماره 16)

سؤال : پس تثلیث چه شد ؟

10. با نگاهی به قسمت های گوناگون عهد جدید می توان به سادگی دریافت که حضرت عیسی - علیه السلام – اعمال عبادی فراوانی داشته است یعنی بسیار نماز می خوانده و پیش از آنکه شیطان او را بیازماید چهل روز روزه گرفته و همه این امور نشانه آن است که حضرتش خود را بنده خدا می دانست و به وظیفه بندگی اش عمل می کرده است. اگر او خدا بود آیا قابل پذیرش بود که عیسی مسیح برای خود نماز بخواند و روزه بگیرد ؟ کدامین خرد این مطلب را باور می کند (آنچه در این بخش آوردیم از حضرت رضا - علیه السلام – یاد گرفتیم که در مناظره با جاثلیق نصرانی بیان فرموده بودند. )

11. عهد جدید در موارد بسیاری خداوند را پدر همة مؤمنان و درستکاران و نیکان می خواند :

« زنهار عدالت خود را پیش مردم به جای آورید تا شما را ببینند و الّا نزد پدر خود که در آسمان است اجری ندارید » (انجیل متی باب 6 شماره 1)

« خوشابحال صلح کنندگان زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد »(انجیل متی باب 5 شمار 9)

« ای پدر ما که در آسمانی ، نام تو مقدس باد »(انجیل متی باب 6 شماره 9)

پس با این شرح پسر خدا بودن اختصاصی حضرت عیسی مسیح علیه السلام نیست بلکه خدای آسمانی، « پدر » همة مؤمنان است .

خلاصه نتیجه : تثلیث چه شد و خصوصاً اقنوم دوم آن، یعنی پسر ، چه مقامی دارد و او پسر کیست چون خدای پدر فرزندان بسیار دارد !!

12. بدترین آموزة تثلیث بی اعتبار کردن خرد انسانی است : فراموش نشده که در کتاب تثلیث اقدس خواندیم که « درست است که این عقیده متضمن یک سرّ و رمزی است ولی آن موضوع دیگری است که نباید آن را تناقض و تباین نام نهاد » (صفحه 6)

و نیز در کتاب خدای متجلی خواندیم که « عقیده تثلیث یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین عقاید مسیحیان است » و در بقیّه آثار مسیحیت نیز یا با تصریح و یا تلویحاً از رمز و راز آلود بودن موضوع تثلیث سخن به میان آمده و فراوانند کتاب ها و نیز مبلغانی که حل مسأله تثلیث را موکول به ایمان آوردن می کنند !

حال آنکه دین واقعی دینی است منطبق با قوانین خرد : خصوصاً در مورد مهمترین اصل اعتقادی یعنی بحث خدا و خالق هستی. ولی دیدیم که چگونه تلاشها و کوشش های فراوان به عمل آمده تا آنکه قضیه تثلیث حل شود که آن هم نشد و سرانجام چون می دانند که این تلاشها عبث و بیهوده بوده وعقل انسانی از قبول اعتقاد پیچیده تثلیث سرباز می زند ناچار شده اند حل آن را منوط و موکول به ایمان آوردن نمایند !! و حال آنکه آئین مقدس اسلام ، پذیرفتن دین را در گرو تأیید عقل انسانی می داند .

13. جملات فراوانی از عهد جدید در دست است که پدر یا پسر یا روح القدس را سه شخصیت کاملاً جدا و مجزّا ذکر می کند به عبارات ذیل دقّت فرمایید :

« آنگاه عیسی گفت اندک زمانی دیگر با شما هستم بعد نزد فرستندة خود می روم »(انجیل یوحنا باب 7 شماره 33)

« و اگر من حکم دهم حکم من درست است از آن رو که تنها نیستم بلکه من و پدری که مرا فرستاد » (انجیل یوحنا باب 8 شماره 16)

« من بر خود شهادت می دهم و پدریکه مرا فرستاد و نیز برای من شهادت می دهد » (انجیل یوحنا باب 8 شماره 18)

« من چیزهای بسیار دارم که دربارة شما بگویم و حکم کنم لکن آنکه مرا فرستاد حق است » (انجیل یوحنا باب 8 شماره 26)

« و روح القدس به هیئت جسمانی مانند کبوتری بر او نازل شد و آوازی از آسمان رسید که تو پسر حبیب من هستی که بتو خوشنودم »(انجیل لوقا باب 3 شماره 22)

« آنگاه عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه نماید »(انجیل متی باب 4 شماره 1)

در عبارات نقل شده سه شخصیت کاملاً مجزّای از هم ، معرفی گردیده : 1- فرستنده عیسی مسیح 2- خود عیسی مسیح 3- روح القدس یا روح

حال چگونه این سه شخصیت مجزّا صورت واحد گرفته و مثلثی شده اند دارای سه ضلع و سه زاویه !!! واقعاً باید ایمان آورد که تثلیث رازی است ناگشودنی و فاش ناشدنی !!

14. نوبتی دیگر به آنچه در اعتقاد نامه کلیسائی معروف به اعتقاد نیقیه آمده عنایت فرمائید .

« عیسی مسیح پسر یگانه خدا ، مولود از پدر یگانه مولود که از ذات پدر است ، خدا از خدا ، نور از نور ، خدای حقیقی از خدای حقیقی که مولود است و مخلوق نی »(کتاب تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران صفحه 244)

مقصود از پسر یگانه خدا که مولود از پدر است و بلکه یگانه مولود که از ذات پدر است چیست ؟ شکی نیست که مولود یعنی زائیده شده حال با این معنی مجدداً جمله را بازنویسی می کنیم :

« عیسی مسیح پسر یگانه خدا زائیده شده از پدر یگانه زائیده شده که از ذات پدر است . . . خدای حقیقی از خدای حقیقی که زائیده شده است و نه مخلوق »

اینجاست که سیل سؤالات سرازیر می شود :

الف : کلمه مخلوق چه ایرادی داشت که آن را صریحاً رد می کنید « مخلوق »
ب : این زائیده شده که عیسی مسیح باشد چگونه از خدای پدر زائیده شده ؟ آیا تکه ای از خدای پدر کنده شده و به صورت پسر درآمده ؟ و یا ولادت پسر به گونه ای دیگر بوده است ؟
ج : عیسی مسیح یگانه زائیده شده از ذات پدر است ، دیگر آفریده ها چه وضعیتی دارند ؟ آنها از چه کسی زائیده شده اند ؟
د : زائیده شده هرگونه بیان شود یعنی قبلاً نبوده و با زائیده شدن پدید آمده پس عیسی مسیح ازلی نیست بلکه فقط خدای پدر ازلی است .
ه : پس نمی توان به هیچوجه سخن کتاب تثلیث اقدس را پذیرفت که « هر یک از این اقانیم که با آن دو اقنوم دیگر در وحدت ازلی و ابدی و غیر قابل تفکیک اند » چرا که خدای پسر ازلی نبوده و حادث است و بسیاری سؤالات دیگر .

[ قرآن کریم، سوره توحید (112): 4-1
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ.لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ. وَ لَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدُ .
به نام خداوند رحمن رحیم .بگو: «او خدایى است یکتا، (1)خداى صمد. (2)نه کس را زاده، نه زاییده از کَس، (3) و او را هیچ همتایى نباشد.» (4)
]

15. جالب آنکه در کتاب « تولدی نو » نوشته علی الشّیخ (1) که زمانی از پیروان حضرت مسیح بوده و سپس به لطف پروردگار مهربان به اسلام گرویده چنین می خوانیم :

« البته باید گفت که تثلیث ساخته مسیحیان نیست و دارای بنیان های استوار تاریخی است و از زمان پرستش خدا در گروه های سه تائی در میان بت پرستان معمول بود و قبل از آمدن مسیح - علیه السلام – در مصر و فلسطین و چین و هند و جاهای دیگر رواج داشته است. مهمترین داستانی که شباهت های بسیاری با تثلیث مسیحی برقرار می کند افسانه « اُزیریس» مصری است که در آن ازیریس به دست برادرش کشته می شود آن گاه ایزیس (خواهر زن او ) جسدش را حنوط می کند آنگاه ازیریس زنده می شود خدای جهان پائین می گردد سپس ایزیس از ازیریس پس از مرگ او باردار می شود و فرزندی به نام هوروس برایش به دنیا می آورد و مهر پرستان باستان خدا را در گروه سه تائی ازیریس ، ایزیس و هوروس می پرستیدند » (کتاب « تولدی نو » نوشته علی الشیخ ترجمه سید مسلم مدنی صفحه 102 و 103)

اعتقاد به تثلیث را می توان در یکی از قدیمی ترین آئین ها یعنی آئین هندو یا هندوئیزم نیز یافت :

« یکی از اندیشه هایی که برای نخستین بار درکتاب مهابهاراته مطرح شد و بعدها بسط یافت آموزه تثلیث است. این آموزه می گوید نفس کلّی یعنی برهمن در سه خدا متجلّی شده است که هر یک عملی مخصوص به خود دارند. این سه خدا عبارتند از :
برهما : یعنی خدای خلقت و آفریدگار کل جهان
شیوا : یعنی خدای مرگ و مهلک کل
ویشنو : یعنی خدای زندگی و حافظ کل موجودات که منشأ همه خیرات و مبرّات است » (کتاب سیری در ادیان جهان آقای عبدالرحیم سلیمانی اردستانی صفحه 58)

به شباهت های فراوانی که بین تثلیث مسیحیت و تثلیث هندوئیزم وجود دارد توجه فرمائید .

خلاصه و چکیده بحث آنکه در میان فلسفه های بشری مسأله تثلیث مسأله ای است سابقه دار و ریشه دار و هیچ بعید به نظر نمی رسد که سازندگان ایدئولوژی مسیحیت تحت تأثیر فلسفه های ماقبل ازخود اقدام به ساختن چنین ساختمان سست بنیادی کرده باشند و آنچه را که به صورت قطعی می توان گفت آنکه روح حضرت مسیح علیه السلام از چنین اعتقادی بی خبر و ساحت پاک آن پیامبر راستین خدا از اتهام تثلیث منزّه و مبّرا است.

[ قرآن کریم، سوره نساء(4) : 171
یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فی‏ دینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً
اى اهل کتاب، در دین خود غلوّ مکنید، و در باره خدا جز [سخنِ‏] درست مگویید. مسیح، عیسى بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوى مریم افکنده و روحى از جانب اوست. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید [خدا] سه‏گانه است. باز ایستید که براى شما بهتر است. خدا فقط معبودى یگانه است. منزّه از آن است که براى او فرزندى باشد. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ اوست، و خداوند بس کارساز است.
]

16. در مواردی در انجیل می بینیم که حضرت عیسی مسیح علیه السلام هنگامی که در برابر مشکلی درمانده می شود به خدای پدر پناه می برد برای نمونه یک مورد نقل می شود :

« و نزدیک به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت « ایلی ایلی لَما سَبَقتَنی » یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی »(انجیل متی باب 27 شماره 46)

این تقاضای کمک عیسی مسیح علیه السلام از کیست ؟ آیا با صراحت این جمله می توان تردیدی داشت که عیسی و خدا دو شخصیت اند و عیسی مسیح در بالای صلیب از خدای حقیقی یعنی « اله » استمداد می جسته است ؟

17 . عجیب آنکه روح نیز شخصیتی غیر از عیسی مسیح دارد و عیسی و روح دوشخصیت کاملاً متمایزند :

« اما عیسی پر از روح القدس بوده از اردن مراجعت کرد و روح او را به بیابان برد »(انجیل لوقا باب 4 شماره 1)

روشن است که عیسی مسیح پر از چیز دیگری است به نام « روح القدس » و این « روح » است که او را به بیابان می برد و هرگز عیسی و روح نمی توانند تجلّیات یک شخصیت واحد باشند .

18. به کتاب خدای مسیحیان باز گردیم ضمن تکرار جمله ای که پیشتر آوردیم رفع این تناقض آشکار را برعهدة مبلّغان مسیحیت فعلی واگذاریم .

« خدای ناشناخته که خویشتن را به آدمیان آشکار می سازد و چون خود را همچون منبع و سرآغاز حیات می نماید و می شناساند در وجود عیسای مسیح ما پدر را که هرگز کسی ندیده است آشکارا و با وضوح کامل متجلّی می بینیم. خدا در جهان پیوسته به کار است و آن را مطابق منظور خویش متغیر و دگرگون می سازد ( این عامل را به نام روح می شناسیم ) از این تجلّی سه گونه کلیسا عقیده تثلیث را استخراج کرده است که می گوید خدا سه شخصیت است در یک خدای واحد که عبارت باشند از پدر و پسر و روح القدس » (کتاب خدای مسیحیان نوشته آقای استیفن نیلز صفحه 99 چاپ 1334)

دیدیم که این کلام آقای اسقف استیفن نیلز کاملاً با مندرجات کتاب عهد جدید مغایر و متباین است و خدا و عیسی مسیح و روح القدس سه شخصیت مجزایند و نمی توانند با هم جمع شوند که یک خدا به حساب آیند ! اما سؤالات اساسی از آقای اسقف استیفن نیلز :

1. چگونه خدای ناشناخته در وجود عیسی مسیح تجلّی کرده است و چرا ؟
2. روح چگونه مطابق منظور خویش جهان را متغیّر و دگرگون می سازد ؟
3. تجلّی به چه شکلی انجام می پذیرد ؟
4. پدری که هرگز دیده نشده است را چگونه می توان در وجود عیسی مسیح دید ؟
5. چگونه کلیسا از این به فرض "تجلّی سه گونه" خدای واحد سه شخصیتی را استخراج کرده است ؟
خلاصه بحث نقد تثلیث را می توان در عناوین ذیل تیتر بندی کرد .

الف)تثلیث هیچگونه توجیه عقلی و تبیین برهانی ندارد .
ب)قبل از عیسی مسیح وجود داشته است .
ج)خود حضرت عیسی مسیح تصریحی در این باره ندارد .
د)توجیهات غیر موجهی چون خورشید و آتش و . . . هیچگونه کارائی ندارند .
ه)تناقضات فراوان وحدت در تثلیث و تثلیث در عین وحدت غیر قابل حل اند .
و)ترسیم اَشکالی چون مثلث برای حل مسأله تثلیث بر پیچیدگی موضوع افزوده است .
ز)نگاشتن کتابهای گوناگون پیرامون تثلیث ، نشان از رمز و راز داشتن تثلیث است .
ح)قبول تثلیث تخطئه نور افکن الهی انسان یعنی عقل است .
ط)وقتی اولین اصل اعتقادی یعنی توحید تا این حد غامض و پیچیده باشد پس وای به حال دیگر اصول اعتقادی مسیحیان.
ی)تلاشهای مبلغان و نویسندگان مسیحی برای حل مسأله تثلیث هیچ ثمری نداشته است .
ک)زائیده شدن حضرت عیسی مسیح از خدا چگونه صورت گرفته و به این ترتیب ازلی بودن حضرتش را چگونه می توان اثبات نمود ؟
ل)در موقعی که حضرت در خواست کمک می کرده از چه کسی توقع کمک داشته است ؟

ان شاء الله خدای تعالی توفیق هدایت به گمگشتگان وادی تثلیث را عنایت فرماید .

پاورقی
------------------------------------
1) ظاهراً این نام را پس از مسلمان شدن برای خود انتخاب کرده است .
mihanyar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:24 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.