مولوی ، عامی متعصب
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > قرآن و عترت
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 07-10-2018   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

لامپ روشن مولوی ، عامی متعصب

مولوی ، عامی متعصب


مولوی ، سنی متعصب

جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی صاحب کتاب مثنوی معنوی (که آن را هم طراز قرآن و اصول دین می‌داند)
یکی از بزرگترین اقطاب صوفیه و رئیس فرقه مولویه بوده که بی شک مذهب اهل سنت را داشته
و در مذهب خود بسیار متعصب بوده است ، دلایلش را در ادامه بیان می‌کنیم.

اما دلیل صوفی بودن ایشان را به جهت اینکه مورد اجماع تمام محققین است متذکر نمی شویم و همانطور که می‌دانید صوفی بودن مولوی ،
برای منحرف دانستن عقائد او کافی است.

اما چرا می گوییم مولوی سنی متعصب است :


1- مولوی علاوه بر مدح فراوان عایشه؛ فضایل حضرت خدیجه و فاطمه علیهما سلام را برای عایشه جعل کرده و می گوید:

آنکه عالم مست گفتارش بدی * کلمینی یا حمیرا میزدی
مصطفی آمد که سازد همدمی * کلمینی یا حمیرا کلمی!
ای حمیرا اندر آتش نه تو نعل * تا ز نعل تو شود این کوه لعل
چون ز گورستان پیمبر باز گشت * سوی صدیقه شد و همراز گشت
چشم صدیقه چو بر رویش فتاد * پیش آمد دست بر وی می نهاد
گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود * حکمت باران امروزین چه بود
زانک واقف بود آن خاتون پاک * از غیوری رسول رشکناک


2- مولوی مانند دیگر اهل سنت تمام صحابه را عادل می دانست
و راه رسیدن به سعادت را چنگ زدن به آنها می‌دانست:

گفت پیغمبر که اصحابی نجوم * رهروان را شمع و شیطان را رجوم
مقتبس شو زود چون یابی نجوم * گفت پیغمبر که اصحابی نجوم

حدیث سفینه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به صورت متواتر نزد فریقین نقل شده است اما مولوی این حدیث را تحریف می کند و صحابه را جایگزین اهل بیت می کند:

ما و اصحابیم چون کشتی نوح * هر که دست اندر زند یابد فتوح!
ماه می گوید که اصحابی نجوم * للسری قدوه و للطاغی رجوم
هادی راهست یار اندر قدوم * مصطفی زین گفت اصحابی نجوم


3- در آیه مباهله( آیه 61 آل عمران) امیرالمومنین جان پیغمبر معرفی شده اند
اما مولوی علاوه بر مدح فراوان ابوبکر، این فضیلت را نیز برای ابوبکر جعل می‌کند:

چو احمدست و ابوبکر یار غار دل و عشق * دو نام بود و یکی جان دو یار غار چه باشد
چشم احمد بر ابوبکری زده * او ز یک تصدیق صدیق آمده
چون ابوبكر آيت توفيق شد * با چنان شه صاحب وصديق شد
مر ابوبکر تقی را گو ببین * شد زصدیقی امیرالمحشرین
اندر این نشات نگر صدیق را * تا به حشر افزون کنی تصدیق را


4- مولوی بعد از مدح عمر، او را معصوم می‌خواند:

عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را * سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را
بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان * چون دیو که بگریزد از عمر خطابی


5-مولوی شیعیان را رافضی خطاب می کند و می گوید اگر عمر را عادل ندانید لاجرم باید حجاج سفاک را عادل بدانید:

گر رافضیی باشد از داد علی در ده * ور ز آنک بود سنی از عدل عمر برگو
هر که عدل عمرش ننمود دست * پیش او حجاج خونی عادلست
عهد عمر آن امیر مؤمنان!! * داد دزدی را به جلاد و عوان
ای مرا تو مصطفی من چو عمر * از برای خدمتت بندم کمر

او که نمی توانست سابقه عمر در بت پرستی را منکر شود، می گوید عمر در ظاهر بت می پرستید لکن نام او از عالم ذر در زمره مومنین قرار داشت:
چون عمر شيداي آن معشوق شد * حق و باطل را چو دل فاروق شد
بد عمر را نام این جا بت پرست * لیک مومن بود نامش در الست
انکه نور عمرش نبود سند * موی ابروی کجی راهش زند
اگر دی رفت باقی باد امروز * وگر عمر بشد عثمان درآمد


6- مولوی در مدح مبالغه آمیز راجع به عثمان می گوید:

بر مصحف عثمان بنهم دست به سوگند * کز لولوی آن دلبر لالای دمشقیم
چونکه عثمان آن عیان را عین گشت * نور فائض بود و ذی النورین گشت!
اگر دی رفت باقی باد امروز * وگر عمر بشد عثمان درآمد
بوبکر و عمر به جان گزیدند * عثمان و علی مرتضا را
چند عثمان پر از شرم که از مستی او * چون عمر شرم شکن گشته و خطاب شدست


7- مولوی بار دیگر به شیعیان می تازد و می‌گوید:

این بیان اکنون چو خر بر یخ بماند * چون نشاید بر جهود انجیل خواند
کی توان با شیعه گفتن از عمر * کی توان بربط زدن در پیش کر


8- مولوی با سرودن ابیات زیر به همه ثابت کرده است که شیعه نیست و مطابق نظریه ولایت در تصوف، اگر هم برخی از امامان شیعه را دارای ولایت بداند، همان ولایت را برای خود و دیگر اقطاب صوفیه نیز قائل است:

پس به هر دوری ولیی قائم است * تا قیامت آزمایش دائم است
پس امام حی قائم آن ولی است * خواه از نسل عمر خواه از علی است


9- مولوی با کمال تعجب، معاویه را خال المؤمنین خطاب کرده و او را شخصی متقی و شیطان شناس و خائف از ابلیس معرفی می کند:

در خبر آمد که خال مؤمنان * خفته بد در قصر بر بستر ستان
گر نمازت فوت می شد آن زمان * می زدی از درد دل آه و فغان
آن تأسف و آن فغان و آن نیاز * درگذشتی از دو صد ذکر و نماز
من ترا بیدار کردم از نهیب * تا نسوزاند چنان آهی حجاب


10-مولوی مانند دیگر صوفیان ، روز عاشورا را روز شادی می‌داند و شیعیان که در این روز عزاداری می‌کنند را جاهل و خفته خطاب می‌کند:

روز عاشورا همه اهل حلب * باب انطاكيه اندر تا به شب
پس عزا بر خود كنيد اى خفتگان*ز انكه بد مرگى است اين خواب گران‏


11-مولوی به سیدالشهداءمولوی ، عامی متعصب هم جسارت می‌کند:

کورکورانه مرو در کربلا * تا نیفتی چون حسین اندر بلا


12-جعل فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها برای عایشه :

چون درآمد آن ضریر از در شتاب * عایشه بگریخت بهر احتجاب
کرد اشارت عایشه با دستها * او نبیند لیک من بینم ورا


13_همانطور که می دانید از جانب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نامه ای در لعن و ارتداد حلاج صادر شد و نائب خاص ایشان یعنی حسین بن روح به کشتن او فتوا داد.
مولوی فتوا دهندگان به کشتن حلاج را غدار معرفی می کند و انا الحق گفتن حلاج را نور می داند:

چون قلم در دست غداری بود * لاجرم منصور بر داری بود!!
بود انا الحق در لب منصور نور * بود انا الله در لب فرعون زور
آن انا منصور رحمت شد یقین * آن انا فرعون لعنت شد ببین


14-مولوی کلمه مولی را در روایت متواتر من کنت مولاه فعلی مولاه، مانند اهل سنت به معنای دوست می‌داند:

گفت هركس را منم مولى و دوست* ابن عم من على مولاى اوست‏


15- مولوی حضرت ابوطالب را کافر می داند(نعوذبالله) :

خود يكى بو طالب آن عم رسول / مى‏نمودش شنعه‏ى عربان مهول‏
گفتش اى عم! يك شهادت تو بگو / تا كنم با حق خصومت بهر تو
ليك گر بوديش لطف ما سبق/ كى بدى اين بد دلى با جذب حق‏

سوال مهم :

حال وظیفه ما در قبال مثنوی چیست؟؟
آیا باید مثنوی را به کلی کنار گذاشت ؟؟



جواب:

در محدوده "دین و اعتقادات"، هرگز اشعار او را ملاک قرار نمی دهیم؛


بعضی ها می گن "
خیر، جناب مولوی قطعا در حرفه‌ی خود یک نخبه بوده است؛
او در تمثیل ، مهارت فوق العاده ای داشته ، گرچه بسیاری از موضوعاتی که در قالب شعر بیان می‌کند در کتاب های حدیثی یافت نمی‌شود.

باید از اشعار مولوی در هر آنچه مربوط به حوزه هنر و ادب پارسی است استفاده کرد ؛
(که این حرف رو باید دید با چهار چوبه کتاب الله وعترتی می سازد یا نه ؟ واحتیاج به کارشناسی داره )
زیرا انحراف عقیدتی او مشخص است و
و اغلب اشعار او در حوزه دین با مشکل جدی مواجه است.
(توجه داشته باشید که شعر نزد صوفیان، از آیات و روایات هم بیشتر اهمیت و حجیت دارد!!)

لذا بهتر است برای استفاده از اشعار مولوی در جامعه، ابتدا مردم را واکسینه کرده و تصوف را به عنوان یک مکتب انحرافی به مخاطبین معرفی نماییم،


یعنی ابتدا تذکر دهیم که شاعر این ابیات به یقین ، دارای انحراف عقیدتی است و

و بعضی ها می گن

کتاب مثنوی هم حاوی اشعار خیلی خوب و خیلی بد است و
ما فقط از اشعار خوبش استفاده می‌کنیم .

(که این حرف رو باید دید با چهار چوبه کتاب الله وعترتی می سازد یا نه ؟ واحتیاج به کارشناسی داره )
مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبیامن هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصب

مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبیا علی مولوی ، عامی متعصب ای یگانه مظلوم ماسوی مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصب
__________________



مولوی ، عامی متعصب

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم والعن اعدائهم

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 07-11-2018   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مولوی ، عامی متعصب

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏11 ؛ ص380

13308- «25» الْعَلَّامَةُ الْأَرْدَبِيلِيُّ فِي حَدِيقَةِ الشِّيعَةِ، نَقْلًا عَنِ السَّيِّدِ الْمُرْتَضَى بْنِ الدَّاعِي الْحُسَيْنِيِّ الرَّازِيِّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الشَّيْخِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْإِمَامِ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع: أَنَّهُ قَالَ لِأَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِّ يَا أَبَا هَاشِمٍ سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى النَّاسِ وُجُوهُهُمْ ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ مُظْلِمَةٌ مُتَكَدِّرَةٌ « (1)» السُّنَّةُ فِيهِمْ بِدْعَةٌ وَ الْبِدْعَةُ فِيهِمْ سُنَّةٌ الْمُؤْمِنُ بَيْنَهُمْ مُحَقَّرٌ وَ الْفَاسِقُ بَيْنَهُمْ مُوَقَّرٌ أُمَرَاؤُهُمْ جَاهِلُونَ جَائِرُونَ وَ عُلَمَاؤُهُمْ فِي أَبْوَابِ الظَّلَمَةِ [سَائِرُونَ‏] « (2)» أَغْنِيَاؤُهُمْ يَسْرِقُونَ زَادَ الْفُقَرَاءِ وَ أَصَاغِرُهُمْ يَتَقَدَّمُونَ عَلَى الْكُبَرَاءِ وَ كُلُّ جَاهِلٍ عِنْدَهُمْ خَبِيرٌ وَ كُلُّ مُحِيلٍ عِنْدَهُمْ فَقِيرٌ لَا يُمَيِّزُونَ بَيْنَ الْمُخْلِصِ وَ الْمُرْتَابِ لَا يَعْرِفُونَ الضَّأْنِ مِنَ الذِّئَابِ عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللَّهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ وَ ايْمُ اللَّهِ إِنَّهُمْ مِنْ أَهْلِ الْعُدُولِ وَ التَّحَرُّفِ يُبَالِغُونَ فِي حُبِّ مُخَالِفِينَا وَ يُضِلُّونَ شِيعَتَنَا وَ مُوَالِيَنَا إِنْ نَالُوا مَنْصَباً لَمْ يَشْبَعُوا عَنِ الرِّشَاءِ وَ إِنْ خُذِلُوا عَبَدُوا اللَّهَ عَلَى الرِّيَاءِ أَلَا إِنَّهُمْ قُطَّاعُ طَرِيقِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الدُّعَاةُ إِلَى نِحْلَةِ الْمُلْحِدِينَ فَمَنْ أَدْرَكَهُمْ فَلْيَحْذَرْهُمْ وَ لْيَصُنْ دِينَهُ وَ إِيمَانَهُ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا هَاشِمٍ هَذَا مَا حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ هُوَ مِنْ أَسْرَارِنَا فَاكْتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِهِ‏
______________________________
25- حديقة الشيعة ص 592.
(1) في المصدر: منكدرة.
(2) اثبتناه من المصدر.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏11، ص: 381
نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408ق.


تبری_نشانه_ی_کمال_دین
نقد_تصوف
نقد_فلسفه

اعجاز کلام معصوم

خبر ائمه علیهم السلام از علمایی که اشرار خلق الله هستند با ۲ ویژگی بارز:

گرایش به فلسفه و تصوف
زیاده روی در محبت مخالفین اهل بیت علیهم السلام


عن السيد مرتضي الرازي عن الشيخ المفيد عن احمد بن محمد بن الحسن بن الوليد عن ابي محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن محمد بن عبد الله عن محمد بن عبد الجبار عن الامام الحسن العسكري (عليه السلام) انه قال لابي هاشم الجعفري : يا ابا هاشم سيأتي زمان على الناس وجوههم ضاحكه مستبشره وقلوبهم مظلمه متكدره. السنه فيهم بدعه والبدعه فيهم سنة المؤمن بينهم محقر والفاسق بينهم موقر امراؤهم جاهلون جائرون وعلماؤهم في ابواب الظلمة سائرون اغنيائهم يسرقون زاد الفقراء واصاغرهم يتقدمون على الكبراء وكل جاهل عندهم خبير وكل محيل عندهم فقير لايميزون بين المخلص والمرتاب ولايعرفون الضأن من الذئاب علماؤهم شرار خلق الله على وجه الارض لانهم يميلون الى الفلسفه والتصوف وايم الله انهم من اهل العدول والتحرف يبالغون في حب مخالفينا ويضلون شيعتنا وموالينا ان نالوا منصبا لم يشبعوا عن الرشاء وان عبدوا عبدوا الله على الرياء ألا انهم قطاع طريق المؤمنين والدعاة الى نحلة الملحدين فمن ادركهم فليحذرهم وليصن دينه وايمانه ثم قال :يا ابا هاشم هذا ما حدثني ابي عن ابائه عن جعفر بن محمد (عليهم السلام) وهو من اسرارنا فاكتمه الا عن اهله.

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: ای اباهاشم! زمانی بر مردم بیاید که چهره های آنان خندان و شاد باشد؛ ولی دل هایشان تیره و تاریک، سنّت نزد آن ها بدعت، و بدعت در بین آنان سنّت باشد.

مؤمن بین آن ها حقیر بوده، و فاسق نزد آنان محترم و با وقار باشد. حاکمان آن ها نادان و ستمگرند و علمای آن ها به درِ [کاخها] و خانه های ستمگران رفت و آمد دارند [و درباری هستند]، ثروتمندان توشۀ فقرا را می دزدند، و کوچک ترها از بزرگ تر پیش می افتند، و هر نادانی نزد آن ها اهل خُبره به حساب می آید و هر آگاهی فقیر شمرده می شود.

بین با اخلاص و شکاک فرق نمی گذارند و میش را از گرگ ها تشخیص نمی دهند،

علمای آن ها بدترین مردم روی زمین می‌باشند؛

زیرا آنان میل به فلسفه و صوفی گری دارند. به خدا سوگند! آن ها اهل برگشتن از حق و میل به باطل هستند.

در دوستی مخالفین ما [اهل سقیفه] زیاده روی می کنند و شیعیان و دوستان ما را گمراه می کنند.

اگر به مقامی رسیدند، از خوردن رشوه سیر نمی شوند، و اگر خوار شدند [و به جایی نرسیدند] خدا را ریاکارانه عبادت می کنند.

بیدار باشید! این ها راهزنان مؤمنان و دعوت کننده به ملحدان هستند. هر کسی آن ها را درک کند، از آن ها دوری نماید و دین و ایمان خود را [از خطر آنان] حفظ کند.

سپس فرمود: ای اباهاشم! این حدیثی است که پدرم از پدرانش از جعفر بن محمد [حضرت صادق علیه السلام] نقل کرده است، و این از اسرار ما می باشد؛ پس آن را جز بر اهلش آشکار نکن!


سفينة البحار، جلد ۵، صفحه ۱۹۸- ۱۹۹، حدیث ۴

اسکن روایت:
http://l1l.ir/10bp

شیخ حر عاملی به این روایت علیه صوفیه استدلال کرده است:
رسالة الاثنى عشرية في الرد على الصوفية، صفحه ۳۳-۳۴

اسکن روایت:
http://l1l.ir/10br

حدیقة الشيعة مقدس اردبیلی، جلد ۲، صفحه ۷۸۵- ۷۸۶ با تصریح بر معتبر بودن حدیث

اسکن روایت:
http://l1l.ir/10bs

مستدرک الوسائل، جلد ۱۱، صفحه ۳۸۰

اسکن روایت:
http://l1l.ir/10bt

آیت الله خوئی نیز به این روایت علیه صوفیه استدلال کرده است:
منهاج البرائة في شرح نهج البلاغة ج١٤ ص١٧

http://www.noorlib.ir/view/fa/book/b...ext/14529/1/17

نکاتی پیرامون این حدیث شریف:

همه ما به خوبی می‌دانیم که پیش بینی حضرت عسکری علیه السلام در این ایام کاملا به وقوع پیوسته است
و امروزه حجت الاسلام ها و آیت الله ها و آیت الحق هایی که حضرت،
به شیعیان هشدار و پرهیز داده و ما را از شرّ وجودشان بر حذر داشته اند را در جامعه مشاهده کرده و به خوبی می‌شناسیم؛
امامان شیعه و حضرت عسکری علیه‌السلام که دلسوز و مشفق و محبّ شیعیان خود بوده اند با احادیث نورانی راه صحیح را تا قیامت برای تمام پیروانشان ترسیم کرده‌اند و خصائص و نشانه‌های روحانیان راستین و دروغین را با ذکر جزئیات به ما معرفی کرده اند
لذا فردای قیامت دیگر هیچگونه عذری در تبعیت و پیروی از این طلاب متفلسف و متصوف نخواهیم داشت.

صرف تلبس به لباس روحانیت و یدک کشیدن القاب دهن پر کن مثل "علامه" یا "آیت الله العظمی" را ملاک درستی و حقانیت اشخاص قرار ندهید!

بلکه آنها را با ترازوی اهل بیت علیهم السلام یعنی تمایل به #فلسفه و #تصوف بسنجید.
مطلق فلسفه و تصوف ،
منهی و مذموم است و جهان بینی آنها در تضاد با شیعه است، لذا حتی میل به آن نیز شرارت بار خواهد بود.

ایام، ایام آخرالزمان و غیبت صاحب و امام شیعه بوده و امید است با نصب‌العین قرار دادن فرمایش امام عسکری علیه‌السلام از گرد فتن این ایام در امان بمانیم.

نکته مهم دیگری که در این حدیث زیبا وجود دارد و معمولاً از آن غفلت می‌شود این است که
حضرت می فرمایند بدترین و شرورترین خلق خدا در روی زمین عالمان دینی ای هستند که فقط میل به فلسفه و تصوف دارند،
نه اینکه فیلسوف یا صوفی باشند.
حال دیگر خود حساب کنید که تکلیف طلاب دینی و عالمان کنونی که رسماً در جرگه صوفیان و فلاسفه وارد شده و عقائد باطل آنها را با افتخار ترویج می‌کنند چه خواهد بود!!!


اعاذنا الله و ایاکم من شرور شرار خلق الله

مولوی ، عامی متعصبیا حسینمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصب
مولوی ، عامی متعصب اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُممولوی ، عامی متعصب
یا علی مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبیا حیدر مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبیا مرتضی مولوی ، عامی متعصب
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-12-2018   #3 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
seyyed.mm's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مولوی ، عامی متعصب

با سلام و تشکر از مطالبتون

سوالی که مطرح میشه اینجاست
عموم کسانی که مولوی می خوانند برای مثال خودمون مولوی رو به عنوان امام که در نظر گرفته ایم
و مطمئنا هیچگاه او را با امامان معصوم علیه السلام مقایسه نمی کنیم
حال اگر ده تا ایراد داره یا صد تا ایراد داره خب داشته باشه
صحبت سر مطالب فراوان دیگری است که بیان کرده که تضادی با معارف شیعه نداره
در این موارد که تقابلی با نظر شیعه نداره چطور با بیانانتش مواجه می شوید؟

آیا به صرف اینکه شخصی در مواردی سخنانی داره که از اون سخنان بوضوح می توان برداشتی کرد که با معارف شیعه تقابل داره باید کل سخنان اون شخص رو کنار بزاریم؟
این سوال ، سوال مهمی ست و در بسیاری موارد با این سوال روبرو می شیم
seyyed.mm آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-12-2018   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mostafa_1366's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مولوی ، عامی متعصب

یکی دیگه از تناقضات مولانا که نشان از تعصب اون در سنی گری داره قضیه جبر و اختیار و ابن ملجم هست! همونطور که میدونیم مولانا خودش رو اختیاری میدونست اما زمانی که به قضیه ابن ملجم میرسه به یکباره در یک تعییر عقیده 180 درجه ای جبری میشه و ابن ملجم رو آلت حق میخونه و میگه که هیچ گناهی نداره و نباید لعن و نفرینش کرد حتی کار رو به جایی میرسونه که از زبان امام علی خطاب به ابن ملجم میگه:
هیچ بغضی نیست در جانم ز تو
زانک این را من نمی‌دانم زتو
آلت حقی تو فاعل، دست حق
چون زنم بر آلت حق طعن و دق


البته بعید میدونم در قضیه عمر و عثمان هم چنین نظریه ای داشته.
mostafa_1366 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-12-2018   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مولوی ، عامی متعصب

نوشته اصلي بوسيله seyyed.mm نمايش نوشته ها
با سلام و تشکر از مطالبتون

سوالی که مطرح میشه اینجاست
عموم کسانی که مولوی می خوانند برای مثال خودمون مولوی رو به عنوان امام که در نظر گرفته ایم
و مطمئنا هیچگاه او را با امامان معصوم علیه السلام مقایسه نمی کنیم
حال اگر ده تا ایراد داره یا صد تا ایراد داره خب داشته باشه
صحبت سر مطالب فراوان دیگری است که بیان کرده که تضادی با معارف شیعه نداره
در این موارد که تقابلی با نظر شیعه نداره چطور با بیانانتش مواجه می شوید؟

آیا به صرف اینکه شخصی در مواردی سخنانی داره که از اون سخنان بوضوح می توان برداشتی کرد که با معارف شیعه تقابل داره باید کل سخنان اون شخص رو کنار بزاریم؟
این سوال ، سوال مهمی ست و در بسیاری موارد با این سوال روبرو می شیم
سلام

بزرگوارید

بنده تا حالا تصورمقایسه بین علمای حقیقی وبزرگ شیعه وحتی انبیاء عظام الهی سلام الله علیهم وعلی نبینا وآله وعلیهم السلام رو با ائمه نکرده ومقایسه رو غلط می دونم

که "لا یقاس بنا احد

فضلا از کسانی که مومن نیستند

وانشالله روایاتش رو میام در جستاری به نام احدی سنخیت مقایسه با آل الله ندارد از اولین وآخرین

اینکه بشر عادی از طائفه رعیت شاعر یا غیر ذوقی داره و تمثیل خوب زده

در همان مقاله حرفش زده شد

اشعار مولوی نصب او را می رساند و...........سوال مهم :

حال وظیفه ما در قبال مثنوی چیست؟؟
آیا باید مثنوی را به کلی کنار گذاشت ؟؟



جواب:

در محدوده "دین و اعتقادات"، هرگز اشعار او را ملاک قرار نمی دهیم؛


بعضی ها می گن "
خیر، جناب مولوی قطعا در حرفه‌ی خود یک نخبه بوده است؛
او در تمثیل ، مهارت فوق العاده ای داشته ، گرچه بسیاری از موضوعاتی که در قالب شعر بیان می‌کند در کتاب های حدیثی یافت نمی‌شود.

باید از اشعار مولوی در هر آنچه مربوط به حوزه هنر و ادب پارسی است استفاده کرد ؛
(که این حرف رو باید دید با چهار چوبه کتاب الله وعترتی می سازد یا نه ؟ واحتیاج به کارشناسی داره )
زیرا انحراف عقیدتی او مشخص است و
و اغلب اشعار او در حوزه دین با مشکل جدی مواجه است.
(توجه داشته باشید که شعر نزد صوفیان، از آیات و روایات هم بیشتر اهمیت و حجیت دارد!!)

لذا بهتر است برای استفاده از اشعار مولوی در جامعه، ابتدا مردم را واکسینه کرده و تصوف را به عنوان یک مکتب انحرافی به مخاطبین معرفی نماییم،


یعنی ابتدا تذکر دهیم که شاعر این ابیات به یقین ، دارای انحراف عقیدتی است و

و بعضی ها می گن

کتاب مثنوی هم حاوی اشعار خیلی خوب و خیلی بد است و
ما فقط از اشعار خوبش استفاده می‌کنیم .

(که این حرف رو باید دید با چهار چوبه کتاب الله وعترتی می سازد یا نه ؟ واحتیاج به کارشناسی داره )
مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبیامن هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصب

مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبیا علی مولوی ، عامی متعصب ای یگانه مظلوم ماسوی مولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصبمولوی ، عامی متعصب
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:40 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.