آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادیان و مذاهب بحث هایی در باب دین و مذهب بررسی و تبادل اطلاعات مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
معاون شبکه اجتماعی
 
Bozorgmehr's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!
در بحث قبلی که با آقای پارس در جستار "قوم برگزیده خداوند" داشتیم نهایت بحث ما به اینجا رسید که آیا از بین میلیاردها انسان کره زمین از قبل آدم تا آخرینها ، فقط شیعیان صلاحیت رفتن به بهشت را دارند یا خداوند فراتر ازین وهم و خیالهاست ؟
صحبتهای ایشان و آیاتی که آوردند در مورد "کافر" نتوانست مرا قانع کند .
آیه مورد اشاره که "هرکس آئینی بجز اسلام اتخاذ کند قابل قبول نیست" کاملا قابل فهم است که منظور از اسلام درینجا چنانچه آیت الله مکارم شیرازی نوشته اند "تسلیم شدن در برابرحق" است.
خداوند در آیات مختلفی حق سعادتمندی در آخرت و رفتن به بهشت را از انحصار ما شیعیان و مسلمانان خارج میکند و آنرا کاملا جهانشمول میکند ، برای مثال :


و كسي كه چيزي از اعمال صالح انجام دهد خواه مرد باشد يا زن، اما ايمان داشته باشد، چنان كساني داخل در بهشت ميشوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد.

(124 سوره نساء)




در آیه بعدتر بطور واضح میفرمایند منظور از دینی که در آخرت پذیرفته است ، "تسلیم شدن در برابر خداوند است"



و دين و آئين چه كسي بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد و پيرو آئين ابراهيم حنیف گردد و خدا ابراهيم را بدوستي خود انتخاب كرد. (۱۲۵)

خداوند به مؤمنان و پیامبر نمیگوید به دینی که خودت آوردی باش ، میفرماید به دین ابراهیم باش که حنفیت است و تسلیم خدا باش ، یعنی قبلتر ، اکنون و آینده پیرو هر دینی که در دین خودش تسلیم خدا باشد به بهشت راه دارد .
__________________

آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!




پاینده باشد جمهوری اسلامی ایران
Bozorgmehr آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
مدیریت مجموعه تالارهای موضوعی
 
ya-mohsen's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله Bozorgmehr نمايش نوشته ها
در بحث قبلی که با آقای پارس در جستار "قوم برگزیده خداوند" داشتیم نهایت بحث ما به اینجا رسید که آیا از بین میلیاردها انسان کره زمین از قبل آدم تا آخرینها ، فقط شیعیان صلاحیت رفتن به بهشت را دارند یا خداوند فراتر ازین وهم و خیالهاست ؟
صحبتهای ایشان و آیاتی که آوردند در مورد "کافر" نتوانست مرا قانع کند .
آیه مورد اشاره که "هرکس آئینی بجز اسلام اتخاذ کند قابل قبول نیست" کاملا قابل فهم است که منظور از اسلام درینجا چنانچه آیت الله مکارم شیرازی نوشته اند "تسلیم شدن در برابرحق" است.
خداوند در آیات مختلفی حق سعادتمندی در آخرت و رفتن به بهشت را از انحصار ما شیعیان و مسلمانان خارج میکند و آنرا کاملا جهانشمول میکند ، برای مثال :


و كسي كه چيزي از اعمال صالح انجام دهد خواه مرد باشد يا زن، اما ايمان داشته باشد، چنان كساني داخل در بهشت ميشوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد.

(124 سوره نساء)

این آیه ایمان داشتن را شرط ورود به بهشت می داند و اما اینکه به چه چیزهایی هم باید ایمان داشت در آیات بسیار دیگر ( و احادیث ) بیان شده و فقط یکی دو مورد نیست. هرکسی که حتی یک مورد از مواردی که از سوی خدا به مردم امر شده است را تکذیب کند کافر شده و از اسلام خارج است.

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَـٰذَا الْقُرْآنِ ...
و كسانى كه كافر شدند گفتند: هرگز به اين قرآن ايمان نياوريم...
(ترجمه مجتبوی )

پس باید به قرآن و آنچه رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله آورده ایمان داشت و کسی که تکذیب کند چه یهودی باشد و چه مسیحی و چه ادیان دیگر وضعیتشان بیان شده:

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّـهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّـهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا ﴿١٥٠﴾ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا ۚ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿١٥١﴾ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُولَـٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ غَفُورًا رَّحِيمًا(نساء -152)

كسانى كه به خدا و فرستادگان او كافر مى‌شوند و مى‌خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى افكنند و مى‌گويند: به برخى ايمان مى‌آريم و به برخى كافر مى‌شويم و مى‌خواهند در اين ميان راهى فراگيرند، (۱۵۰) اينانند كه براستى كافرند و ما براى كافران عذابى خواركننده آماده ساخته‌ايم. (۱۵۱) و كسانى كه به خدا و فرستادگان او ايمان آورده‌اند و ميان هيچ يك از ايشان جدايى نيفكنده‌اند اينانند كه مزدهاشان را به آنان خواهد داد و خداوند آمرزگار و مهربان است.
(ترجمه مجتبوی )

والعاقبه للمتقین.
کسانی که ایمان به خدا داشته باشد و ایمان به آنچه در دین اسلام ضروری است مثل ایمان به روز قیامت و آخرت و انبیاء و ملائکه و کتب و اوامر رسول و اوصیاء رسول ... و تقوی داشته باشند رستگار و اهل بهشت می شوند.
اگر گفته شده که شیعیان امیرالمومنین علی علیه السلام رستگاران روز قیامت هستند آنان کسانی نیستند که بدون معیار و میزان خودشان خودشان را شیعه نامیده باشند ( صفات الشیعه ) بلکه آنان کسانی هستند که از ائمه کفر و نفاق ( مثل معاویه و یزید ) و مشتقات آنان پرهیز کنند و مطابق امر خدا و رسول و اولی الامر ( ائمه هادی و هدایتگر ) عمل کنند و از این جهت " متقین " و پرهیزکار هستند و رستگاران روز قیامت هستند. اندک بودن تعداد مومنان هم همیشه همینطور بوده و چیز جدیدی نیست. آیاتش در قرآن هست. تعداد سپاهیان امام حسین علیه السلام هم نسبت به معاندین کمتر بود اما همان تعداد کم برگزیده شدند.
و تصور و توهم نکنیم که اگر گروه نسبتا زیادی تکبر کردند و کفر ورزیدند پس نزد خدا چیزی محسوب می شوند یا خدا تحت تاثیر آنان واقع می شود...


لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَّا يُؤْمِنُونَ.

یک سری آیات دیگر هم بود که درموضوع زیر یادآور شدم:

قوم برگزیده خدا
__________________



ويرايش توسط ya-mohsen : يك هفته پيش در ساعت 08:18 AM
ya-mohsen آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #3 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
mohammad159's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr نمايش نوشته ها
در بحث قبلی که با آقای پارس در جستار "قوم برگزیده خداوند" داشتیم نهایت بحث ما به اینجا رسید که آیا از بین میلیاردها انسان کره زمین از قبل آدم تا آخرینها ، فقط شیعیان صلاحیت رفتن به بهشت را دارند یا خداوند فراتر ازین وهم و خیالهاست ؟
صحبتهای ایشان و آیاتی که آوردند در مورد "کافر" نتوانست مرا قانع کند .
آیه مورد اشاره که "هرکس آئینی بجز اسلام اتخاذ کند قابل قبول نیست" کاملا قابل فهم است که منظور از اسلام درینجا چنانچه آیت الله مکارم شیرازی نوشته اند "تسلیم شدن در برابرحق" است.
خداوند در آیات مختلفی حق سعادتمندی در آخرت و رفتن به بهشت را از انحصار ما شیعیان و مسلمانان خارج میکند و آنرا کاملا جهانشمول میکند ، برای مثال :


و كسي كه چيزي از اعمال صالح انجام دهد خواه مرد باشد يا زن، اما ايمان داشته باشد، چنان كساني داخل در بهشت ميشوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد.

(124 سوره نساء)




در آیه بعدتر بطور واضح میفرمایند منظور از دینی که در آخرت پذیرفته است ، "تسلیم شدن در برابر خداوند است"



و دين و آئين چه كسي بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد و پيرو آئين ابراهيم حنیف گردد و خدا ابراهيم را بدوستي خود انتخاب كرد. (۱۲۵)

خداوند به مؤمنان و پیامبر نمیگوید به دینی که خودت آوردی باش ، میفرماید به دین ابراهیم باش که حنفیت است و تسلیم خدا باش ، یعنی قبلتر ، اکنون و آینده پیرو هر دینی که در دین خودش تسلیم خدا باشد به بهشت راه دارد .
جواب در یک کلمه که خیر هست . ولی کدام شیعه ؟ چون بیش از ۱۰۰ فرقه شیعه داریم (فرق شیعه نوبختی )
نزد شیعه هر کس به امامت که اصلی از دین برای آنهاست معتقد نباشد مخلد فی نار است و این مهم در بین اهل سنت که هیچ اعتقادی به این ندارن و حتی از شیعه که خیلی ها معتقد نبودن و تعدادی یک امامی و پنج امامی و ۷ امامی و ..... شدن که آنها هم طبق اعتقاد شیعه در جهنم هستن ولی جالبه که قرآن هیچگاه سخنی از جزای اعتقاد داشتن و یا نداشتن به این امامت ذکر نکرده هر چند از خود امامت هم سخنی نگفته
mohammad159 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

یکی از ایرادات اساسی خوانندگان و مفسران قرآن اینست که به ماجرای نزول آیه و مخاطب آیه توجه ندارند و آیه و سوره را کلی تفسیر می کنند و این اشتباه است .
بعنوان مثال در جایی بین پیامبر و مسیحیان سر پذیرش اسلام بحثی صورت گرفته و مسیحیان از پذیرش اسلام خودداری کرده اند و سپس آیاتی برای پیامبر نازل شده است .
این آیات مربوط به این ماجراست و مخاطب خاص دارد و مخاطبش مسلمانان نیستند ولی مفسر و خواننده قرآن به این موضوع توجه ندارد و خودش را مخاطب می انگارد !!! و این اشتباه است .
__________________
stivi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
stivi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

خداوند در قرآن می فرماید برای هر عمل نیک ده برابر پاداش می دهد و برای هر عمل بد همان اندازه مجازات .
در جای دیگر می فرماید و هرکس اندازه مثقالی عمل خیر انجام دهد نتیجه اش را می بیند و هر مثقالی عمل بد نتیجه اش را می بیند .

مخاطبان این آیات باهم تفاوت دارد و معمولا خواننده قرآن این را نمی فهمد
اولی برای مومنان است
و دومی برای اهل کناب
stivi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr نمايش نوشته ها
در بحث قبلی که با آقای پارس در جستار "قوم برگزیده خداوند" داشتیم نهایت بحث ما به اینجا رسید که آیا از بین میلیاردها انسان کره زمین از قبل آدم تا آخرینها ، فقط شیعیان صلاحیت رفتن به بهشت را دارند یا خداوند فراتر ازین وهم و خیالهاست ؟

شهید مطهری در کتاب عدل الهی این بحث را مطرح کرده و به نظر می رسد
به خوبی از عهده آن برآمده است
عمل خير از غير مسلمان

طرح بحث :


يكي از مسائلي كه در بحث " عدل الهي " مورد گفتگو قرار مي گيرد مسأله " اعمال خير غير مسلمانان " است . امروز اين سؤال در ميان طبقات مختلف از جاهل و عالم ، و بيسواد و تحصيلكرده مطرح است كه آيا كارهاي خير افراد غيرمسلمان مقبول است
يا غير مقبول ، اگر مقبول است پس چه فرق مي كند كه انسان مسلمان باشد يا نباشد ، عمده اين است كه در دنيا كار خير بكند ، فرضا مسلمان نبود و يا هيچ ديني نداشت زياني نكرده است ، و اگر غير مقبول است و يكسره پوچ و باطل است
و اجر و پاداشي نزد خدا ندارد با عدل الهي چگونه سازگار است ؟ عين اين پرسش از نظر تشيع در دائره اسلام مي تواند مطرح شود : آيا عمل مسلمان غير شيعه مقبول در گاه الهي است يا پوچ و باطل است ؟ اگر مقبول درگاه الهي است
پس چه فرق مي كند انسان مسلمان شيعه باشد يا مسلمان غيرشيعه ، عمده اين است كه انسان مسلمان باشد ، فرضا شيعه نبود و ولايت اهل البيت را نداشت زياني نكرده است ، و اگر مقبول نيست با عدل الهي چگونه سازگار است ؟
در گذشته ، اين مسأله فقط در ميان فلاسفه و در كتب فلسفي مورد بحث و گفتگو واقع مي شد ولي در زمان ما به ميان همه طبقات كشيده شده است ، كمتر كسي را مي توان يافت كه لااقل در ذهن خود و براي خود اين مسأله را طرح نكند .
__________________
آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!


اگر تاکنون نتوانسته اید با خداباوری کنار بیایید و برهانها و استدلال های مرسوم نتوانسته اند شما را قانع کنند مطالعه مطالب مطرح شده در این کتاب داروی درد شماست و پس از مطالعه، دنیایی متفاوت با گذشته را تجربه خواهید کرد.
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

فلاسفه الهي از اين ديدگاه بحث مي كردند كه اگر بنا شود همه مردمي كه از دين خارجند اهل شقاء و عذاب الهي باشند لازم مي آيد كه در نظام هستي غلبه با شر و قسر باشد ، در حالي كه اين مطلب از اصول قاطع و مسلم است كه اصالت و غلبه براي سعادتها و خيرهاست نه براي بدبختيها و شرور . بشر ، گل سرسبد آفرينش است ، همه چيز ديگر براي خاطر او ( البته به مفهوم صحيحي كه حكيمان از اين مطلب درك مي كنند نه به مفهومي كه معمولا كوته نظران مي انديشند ) خلق شده است . اگر بنا باشد كه بشر خودش براي دوزخ آفريده شده باشد يعني مال اكثريت انسانها دوزخ باشد پس بايد اعتراف كرد كه خشم خدا بر رحمتش مي چربد ، زيرا اكثريت مردم از دين حق بيگانه هستند ، تازه آنها هم كه به دين حق مشرفند ، از لحاظ عمل دچار ضلالت و انحرافند .
اين بود طرح بحث در نزد فيلسوفان . قريب نيم قرن است كه بر اثر سهولت ارتباطات ميان ملل مسلمان و غيرمسلمان و ازدياد وسائل ارتباطي و بالا رفتن ميزان مراوده ملتها با يكديگر ، اين مسأله در ميان عموم طبقات ، خصوصا طبقه به اصطلاح روشنفكر مورد پرسش و گفتگو است كه آيا شرط حتمي قبول شدن اعمال صالح ، اسلام و ايمان است ؟
اينها وقتي كه در زندگي بعضي از مخترعين و مكتشفين بشر در عصر اخير كه مسلمان نيستند ولي خدمات بسيار ارزنده اي به بشريت كرده اند ، مطالعه مي كنند و آنها را لايق پاداش مي يابند و از طرف ديگر قبلا چنين مي انديشيده اند كه عمل غير مسلمان مطلقا هبا و هدر است ، سخت دچار ترديد و اضطراب مي گردند .
بدين ترتيب مسأله اي كه سالها در قلمروي خاص فيلسوفان بود به ميان محافل عامه مردم پا گذاشت و به صورت اشكالي در مسأله عدل الهي درآمد . البته اين اشكال مستقيما مربوط به عدل الهي نيست ، اين اشكال مربوط به ديد اسلام درباره انسان و اعمال انسان است
و از اين نظر با عدل الهي مربوط مي گردد كه به نظر مي رسد اينگونه ديد و اظهار نظر درباره انسان و اعمال او و معامله حق متعال با او بر خلاف موازين عدل الهي است . من در تماسهايي كه با جوانان و دانشجويان داشته و دارم با طرح اين پرسش زياد روبرو شده ام ، گاهي مي پرسند آيا مخترعين و مكتشفين بزرگ با اينهمه خدمات شاياني كه نسبت به بشريت انجام داده اند به جهنم مي روند ؟ آيا پاستور و اديسون و امثالشان جهنمي هستند و مقدسين بيكاره اي كه عمري را به بطالت در گوشه مسجد بسر برده اند بهشتي هستند ؟ آيا خدا بهشت را فقط براي ما شيعه ها ساخته است ؟
به خاطر دارم روزي يكي از همشهريهاي من كه مرد مسلمان و متديني است به تهران آمده بود و با من ملاقات داشت همين مسأله را مطرح مي كرد . اين مرد سري به بيمارستان جذاميها در مشهد زده بود و از مشاهده پرستاران مسيحي اي كه صميمانه ( لااقل به عقيده او ) به جذاميها خدمت مي كردند به هيجان آمده و تحت تأثير قرار گرفته بود و در همان حال اين مسأله در ذهنش طرح و دچار شك شده بود .
توجه داريد كه پرستاري از جذامي ، كاري سخت و منفور و بسيار دشوار است . وقتي كه اين بيمارستان در مشهد تأسيس شد پزشكان ، كمتر حاضر مي شدند در آنجا خدمت كنند و كسي هم براي پرستاري آنها راضي نمي شد ، در روزنامه ها براي استخدام پرستار دعوت بعمل آمد ، در سراسر ايران حتي يك نفر هم به اين دعوت پاسخ مثبت نداد ، چند تن از دختران به اصطلاح " تارك دنيا " ي مسيحي از فرانسه آمدند و پرستاري جذاميها را به عهده گرفتند .
اين مرد كه اعمال بشر دوستانه و مراقبت صميمانه آنان را نسبت به جذاميهايي كه حتي مطرود پدر و مادر خويشند ديده بود سخت تحت تأثير آنان قرار گرفته بود . نقل مي كرد كه پرستاران مسيحي لباسهاي بلند و گشادي پوشيده اند و غير از چهره و دستها جايي از بدنشان نمايان نيست ، هر كدام تسبيح بلندي - كه شايد هزاردانه باشد - دارند ، هر وقت از كار فراغت پيدا مي كنند مشغول ذكر مي شوند . آنگاه اين مرد با فكري پريشان و لحني مضطرب مي پرسيد آيا اين حرف درست است كه مردم غير مسلمان وارد بهشت نمي گردند ؟
البته ما فعلا به اين مطلب كاري نداريم كه آن دختران مسيحي روي چه انگيزه اي آمده اند ؟ آيا واقعا لله و في الله و محض انساندوستي دست به چنين كاري زده اند يا انگيزه اي ديگر در كار است ؟ و البته نمي خواهيم بدبين باشيم ، همچنانكه زياد هم خوشبين نيستيم ، غرض ما اين است كه اين حوادث و جريانها افراد ما را در جريان يك پرسش جدي قرار داده است . در چند سال پيش در يك انجمن براي سخنراني دعوت شده بودم . در آن انجمن طبق معمول خودشان از شركت كنندگان درخواست مي شد
كه اگر سؤالاتي دارند بنويسند تا در موقع مناسب جواب داده شود . آن سؤالات را در دفتري ثبت كرده بودند و آن دفتر را در اختيار من قرار دادند كه موضوع سخنراني خود را از ميان آنها انتخاب كنم . من ديدم سؤالي كه بيش از هر سؤال تكرار شده است همين است كه آيا خداوند هر غير مسلماني را به جهنم مي برد ؟ آيا پاستور و اديسون و كخ اهل عذاب خواهند
بود ؟ از آن وقت من به اهميت اين مسأله از نظر اينكه افكار را تا چه حد به خود متوجه كرده پي بردم . اكنون ، ما در اين بخش از كتاب ، به خواست خدا به تحقيق اين مسأله مي پردازيم ولي قبل از ورود در آن ، لازم است دو نكته را روشن كنيم تا موضوع بحث كاملا روشن گردد .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

1 جنبه كلي بحث :


هدف اين بحث اين نيست كه حساب اشخاص را روشن كنيم ، مثلا معين كنيم كه آيا پاستور اهل بهشت است يا اهل جهنم ؟ ما چه مي دانيم كه افكار و معتقدات واقعي او چه بوده است ؟ منوياتش چه بوده است ؟ ملكات روحي و اخلاقي او چه بوده است ؟
و حتي مجموع اعمال او چه بوده است ؟ آشنايي ما با او در حدود خدمات علمي او است و بس . اختصاص به پاستور ندارد ، اصولا حساب اشخاص در دست خدا است ، هيچكس حق ندارد درباره كسي بطور قاطع اظهار نظر كند كه اهل بهشت است يا اهل دوزخ ؟
اگر از ما بپرسند : آيا شيخ مرتضي انصاري ( اعلي الله مقامه ) با آن زهد و تقوا و ايمان و عمل شناخته شده اش حتما اهل بهشت است يا نه ؟ پاسخ ما اين است كه آن اندازه كه ما از آن مرد اطلاع داريم اين است كه در نظام علمي و عملي او ، بدي سراغ نداريم ، آنچه سراغ داريم خير و نيكي است اما اينكه صد در صد بگوييم اهل بهشت است در اختيار ما نيست ، خداست كه بر همه ضمائر اشخاص ، مطلع است و تمام اسرار و خفاياي نفوس را مي داند و حساب خلائق نيز با او است .
تنها درباره كساني مي توان بطور قاطع اظهار نظر كرد كه از طريق اولياء دين سرنوشت نهايي آنها اعلام شده است . گاهي بعضي از مردم بحث مي كنند كه با فضيلت ترين علما و برترين آنها از لحاظ قرب به خدا كيست ؟ مثلا سيد بن طاووس ؟ يا سيد بحر العلوم ؟ يا شيخ انصاري ؟
گاهي از امامزاده ها مي پرسند كه كداميك افضل است ؟ مثلا آيا حضرت عبدالعظيم در نزد خدا ارجمندتر است يا حضرت معصومه ؟ زماني ، از يكي از مراجع تقليد استفتاء كرده بودند كه آيا حضرت ابوالفضل ( ع ) افضل است يا حضرت علي اكبر ( ع ) ؟ و براي اينكه سؤال را به صورت يك مسأله عملي طرح كرده باشند
تا مرجع تقليد ناچار به جواب دادن شود پرسيده بودند اگر كسي گوسفندي را نذر افضل امامزاده ها كرده باشد تكليف چيست ؟ آيا حضرت ابوالفضل ( ع ) افضل است يا حضرت علي اكبر ( ع ) ؟ روشن است كه اينگونه بحثها نادرست است
و پاسخ به اين سؤالها نه وظيفه فقيه است و نه وظيفه غير فقيه . تعيين مقامات بندگان خدا به عهده ما نيست ، بايد به خدا واگذار شود و جز خدا كسي نمي داند مگر از ناحيه خود خدا . در صدر اسلام ، مواردي پيش آمده كه برخي از مسلمين از اين قبيل اظهار نظرهاي بيجا كرده اند و رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) از آنها جلوگيري فرموده اند .

وقتي كه عثمان بن مظعون از دنيا رفت ، زني از انصار به نام " ام علاء " كه ظاهرا زن همان مردي بود كه عثمان بن مظعون در خانه او مي زيست و مهمان او بود ، در حضور حضرت رسول خدا ( ص ) جنازه وي را مخاطب ساخته گفت : هنيئا لك الجنة . " بهشت ، تو را گوارا باد " . با اينكه عثمان بن مظعون ، مرد جليل القدري است
و رسول اكرم در مرگ او سخت گريستند و خود را روي جنازه وي انداختند و او را بوسيدند ، ولي از اين اظهار نظر گستاخانه اي كه آن زن كرد خشمگين شدند ، با نگاهي غضب آلود متوجه وي شده فرمودند : از كجا مي داني ؟ چرا ندانسته قضاوت مي كني ؟ مگر به تو وحي شده است ؟ ! مگر تو از حساب خلق خدا آگاهي ؟ ! زن عرض كرد : يا رسول الله ! وي همنشين شما و جنگجوي مجاهد شما بود . رسول اكرم ( ص ) جمله عجيبي در پاسخ وي فرمود كه شايان دقت است . فرمود : اني رسول الله و ما ادري ما يفعل بي . " من فرستاده خدايم و نمي دانم با من چگونه رفتار خواهد شد " .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

اين جمله عين مضمون يكي از آيات كريمه قرآن است : قل ما كنت بدعا من الرسل و ما ادري ما يفعل بي و لا بكم ( 1 ) . " بگو من ، از ميان پيامبران ، نو ظهور و تازه نيستم ، و خبر ندارم كه با من يا با شما چگونه رفتار مي شود " ( 2 ) . نظير اين جريان در مرگ سعد بن معاذ هم نقل شده است .
در آن قضيه ، وقتي كه مادر سعد در بالين وي مشابه همين جمله را مي گويد رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) مي فرمايد : ساكت باش ، بر خدا حتم نكن : " لا تحتمي علي الله " يعني از پيش خود در كاري كه مربوط به خداست قضاوت حتمي نكن ( 3 ) .
2 ديني جز اسلام پذيرفته نيست :


نكته ديگري كه قبل از ورود در اصل بحث مي بايد روشن گردد اين است كه بحث درباره نيكوكاريهاي نامسلمانان را به دو گونه مي توان طرح كرد و در حقيقت دو بحث است : يكي اينكه آيا ديني غير دين اسلام مقبول است و يا دين مقبول منحصر به
اسلام است ؟ و به عبارت ديگر : آيا آنچه لازم است فقط اين است كه انسان يك ديني داشته باشد و حداكثر اين است كه آن دين منتسب به يكي از پيغمبران آسماني باشد و ديگر فرق نمي كند كه كداميك از اديان آسماني باشد ، مثلا مسلمان يا مسيحي يا يهودي و حتي مجوسي باشد ؟
يا اينكه در هر زمان دين حق يكي بيش نيست ؟ بحث ديگر اين است كه پس از آنكه قبول كرديم كه دين حق همواره يكي بيش نيست ، نوبت به اين مسأله مي رسد كه اگر كسي بدون داشتن دين حق ، عمل نيكي را كه واقعا نيك است و مورد امضاء دين حق نيز هست ، انجام دهد آيا عمل او داراي پاداش خواهد بود يا نه ؟ و به عبارت ديگر آيا شرط پاداش داشتن اعمال صالح ، ايمان به دين حق است يا نه ؟ آنچه در اينجا مورد بحث قرار مي گيرد مسأله دوم است . درباره مسأله اول اجمالا مي گوييم كه دين حق در هر زماني يكي بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروي كند . اين انديشه كه ميان برخي از مدعيان روشنفكري ، اخيرا رايج شده است كه مي گويند همه اديان آسماني از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسانند انديشه نادرستي است . البته صحيح است كه ميان پيامبران خدا اختلاف و نزاعي وجود ندارد .
پيامبران خدا همگي به سوي يك هدف و يك خدا دعوت مي كنند . آنان نيامده اند كه در ميان بشر فرقه ها و گروههاي متناقضي بوجود آورند . ولي اين سخن به اين معني نيست كه در هر زماني چندين دين حق وجود دارد
و طبعا انسان مي تواند در هر زماني هر ديني را كه مي خواهد بپذيرد ، بر عكس ، معناي اين سخن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشر پيامبران لاحق خصوصا خاتم و افضلشان بوده اند و پيامبران لاحق مصدق پيامبران سابق بوده اند ، پس لازمه ايمان به همه پيامبران اين است
كه در هر زماني تسليم شريعت همان پيامبري باشيم كه دوره او است و قهرا لازم است در دوره ختميه به آخرين دستورهايي كه از جانب خدا به وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم و اين ، لازمه اسلام ، يعني تسليم شدن به خدا و پذيرفتن رسالتهاي فرستادگان او است .

بسياري از مردم زمان ما طرفدار اين فكر شده اند كه براي انسان كافي است كه خدا را بپرستد و به يكي از اديان آسماني كه از طرف خدا آمده است انتساب داشته باشد ، دستورهاي آن را بكار بندد ، شكل دستورها چندان اهميتي ندارد ، حضرت مسيح هم پيغمبر است ، حضرت محمد هم پيغمبر است ، اگر طبق آئين مسيح عمل كنيم
و هفته اي يك بار به كليسا برويم صحيح است و اگر هم طبق آئين حضرت خاتم الانبياء عمل كنيم و هر روزي پنج بار نماز بگزاريم درست است . اينان مي گويند مهم اين است كه انسان به خدا ايمان داشته باشد و طبق يكي از برنامه هاي خدايي عمل كند .

جرج جرداق صاحب كتاب " الامام علي ( ع ) " و جبران خليل جبران نويسنده معروف مسيحي لبناني و افرادي مانند آنان داراي چنين ايده اي مي باشند ( 1 ) . اين دو نفر نسبت به حضرت رسول اكرم و حضرت امير - و مخصوصا حضرت امير - مانند يك مؤمن معتقد به آنها سخن مي گويند . بعضي مي پرسند چگونه اين افراد با وجود اعتقاد به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و پيغمبر اكرم ( ص ) باز هم مسيحي هستند ؟ اينها اگر راستگو بودند ، مسلمان شده بودند ، چون مسلمان نشده اند پس معلوم مي شود زير كاسه ، نيم كاسه اي است ، نيرنگ مي زنند ، پس اينها در اظهار علاقه و عقيده به پيغمبر و علي صداقت ندارند . پاسخ اين است كه اينان در اظهار علاقه و عقيده شان به پيغمبر و اميرالمؤمنين بي صداقت نيستند اما طرز تفكر خاصي در التزام به اديان دارند .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

و في عقيدتي ان علي بن ابي طالب اول عربي جاور الروح الكلية و سامرها . " به عقيده من علي بن ابي طالب اولين عربي است كه با روح كلي جهان تماس پيدا كرده و با او سخن گفته است " . وي به حضرت امير حتي از حضرت رسول هم بيشتر اظهار علاقه مي كند . وي درباره علي عليه السلام جملات برجسته و عجيبي دارد . اين جمله از اوست كه مي گويد
: مات و الصلوش بين شفتيه . " علي مرد در حالي كه نماز بين دو لبش بود " . هم او درباره آن حضرت مي گويد : " علي ( ع ) پيش از زمان خودش بود و من از اين رمز آگاه نيستم كه چرا روزگار گاهي افرادي را در زمان پيش از زمان خودشان بوجود مي آورد " . اتفاقا اين مطلب ، مضمون جمله اي از خود آن حضرت مي باشد . در خطبه 149 مي فرمايد :

" غدا ترون ايامي ، و يكشف لكم عن سرائري ، و تعرفونني بعد خلو مكاني و قيام غيري مقامي " .
اين افراد عقيده دارند كه انسان به دين خاصي ملزم نيست ، هر دين از اديان را داشته باشد كافي است . لهذا اينان در عين مسيحي بودن ، خود را دوستدار و مقرب نزد علي ( ع ) مي دانند و حتي معتقدند كه آن حضرت نيز همين ايده آنان را داشته است .
جرج جرداق مي گويد : " علي بن ابي طالب اباء دارد از اينكه بر مردم لازم كند كه حتما دين خاصي را بپذيرند " ( 1 ) ولي ما اين ايده را باطل مي دانيم . درست است كه در دين ، اكراه و اجباري نيست : " لا اكراه في الدين " ( 2 ) ولي اين سخن به اين معني نيست
كه دين خدا در هر زماني متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم انتخاب كنيم . چنين نيست ، در هر زماني يك دين حق وجود دارد و بس ، هر زمان پيغمبر صاحب شريعتي از طرف خدا آمده مردم موظف بوده اند كه از راهنمايي او استفاده كنند
و قوانين و احكام خود را چه در عبادات و چه در غير عبادات از او فرا گيرند تا نوبت به حضرت خاتم الانبياء رسيده است . در اين زمان اگر كسي بخواهد بسوي خدا راهي بجويد بايد از دستورات دين او راهنمايي بجويد . قرآن كريم مي فرمايد : و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخرش من الخاسرين ( 3 ) . " و هر كس غير از اسلام ديني بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود " . اگر گفته شود كه مراد از اسلام ، خصوص دين ما نيست
بلكه منظور تسليم خدا شدن است ، پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولي حقيقت تسليم در هر زماني شكلي داشته و در اين زمان ، شكل آن همان دين گرانمايه اي است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است
و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مي گردد و بس . به عبارت ديگر لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاي او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزي است كه آخرين رسول او آورده است .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

عمل صالح منهاي ايمان

اكنون روشن گرديد كه اولا بحث ما جنبه كلي و عمومي دارد ، و درباره اشخاص نمي خواهيم قضاوت كنيم . ثانيا بحث در اين نيست كه آيا دين حق يكي است يا متعدد است ؟ بلكه پذيرفته ايم كه دين حق يكي است و هر كس موظف است آن را بپذيرد .
ثالثا بحث در اين است كه اگر كسي بدون اينكه دين حق را بپذيرد عمل نيكي انجام دهد كه دين حق آن را نيك مي داند آيا براي او در مقابل عمل نيكي كه انجام داده است اجر و پاداشي هست يا نه ؟ مثلا دين حق احسان به خلق را توصيه و تأكيد كرده است .
خدمات فرهنگي از قبيل تأسيس مدارس و آموزشگاهها و تأليف و تعليم و تدريس ، خدمات بهداشتي از قبيل طبابت ، پرستاري ، تأسيس مؤسسات بهداشتي و غيره ، خدمات اجتماعي از قبيل اصلاح ذات البين ، كمك به مستمندان و از كارافتادگان ، حمايت حقوق زيردستان ، درگيري با متجاوزان و زورگويان و تقويت صفوف محرومان ، و بالاخره اقامه عدل كه غايت و هدف بعثت پيامبران است ، فراهم كردن موجبات تسلي خاطر دلشكستگان و مصيبت زدگان ، و امثال اينها از اين قبيل است ، هر ديني و هر پيغمبري به اينها توصيه كرده است . به علاوه عقل و وجدان هر كسي به حسن و خوبي چنين اعمالي حاكم است .
اكنون مي گوييم اگر شخص غير مسلماني اينچنين خدماتي انجام داد ، آيا براي او پاداشي هست يا نه ؟ دين حق مي گويد امين باشيد و دروغ نگوييد ، آيا اگر غير مسلماني اعمالش منطبق بر همين دستور باشد ، پاداشي دريافت خواهد كرد يا نه ؟
به عبارت ديگر آيا خيانت كردن و امين بودن ، در مورد غير مسلمان مساوي است يا نه ؟ آيا زنا و نماز در مورد او برابر است ( سواء صلي ام زني ) يا نه ؟ اين است مسأله اي كه مورد بحث ماست .
دو طرز تفكر :


معمولا كساني كه داعيه روشنفكري دارند با قاطعيت مي گويند هيچ فرقي ميان مسلمان و غير مسلمان ، بلكه ميان موحد و غير موحد نيست ، هر كس عمل نيكي انجام
دهد ، خدمتي از راه تأسيس يك مؤسسه خيريه و يا يك اكتشاف و اختراع و يا از راه ديگر انجام دهد ، استحقاق ثواب و پاداش از جانب خداوند دارد . مي گويند خداوند عادل است و خداي عادل ميان بندگان خود تبعيض نمي كند ، براي خداوند چه فرق مي كند كه بنده اش او را بشناسد يا نشناسد ، به او ايمان داشته باشد يا نداشته باشد ، خداوند هرگز به خاطر اينكه يك بنده اي با او رابطه آشنايي و دوستي ندارد ، عمل نيك آن بنده را ناديده نمي گيرد و اجر او را ضايع نمي گرداند ، و به طريق اولي اگر بنده اي خدا را بشناسد و عمل نيك انجام دهد ولي فرستادگان او را نشناسد و با آنها رابطه آشنايي و پيمان دوستي نداشته باشد
خط و بطلان روي عمل نيك او نمي كشد . نقطه مقابل اينها دسته ديگري هستند كه تقريبا همه مردم را مستحق عذاب مي دانند و براي كمتر انساني عمل مقبول و فرجام نيك معتقدند . اينها يك حساب ساده اي دارند ، مي گويند مردم يا مسلمانند
و يا غير مسلمان ، غير مسلمانها كه تقريبا سه ربع مردم جهان را تشكيل مي دهند به اين جهت كه مسلمان نيستند اهل دوزخند ، مسلمانان نيز يا شيعه اند و يا غير شيعه ، غير شيعه كه تقريبا سه ربع مجموع مسلمانان را تشكيل مي دهند به اين جهت كه شيعه نيستند اهل دوزخند ،شيعيان نيز اكثريتشان - در حدود سه ربع - تنها اسم تشيع دارند و اقليتي از آنها به اولين وظيفه خود كه " تقليد " از يك مجتهد است آشنا هستند تا چه رسد به ساير وظائف كه صحت و تماميت آنها موقوف به اين وظيفه است ، اهل تقليد هم غالبا اهل عمل نيستند .

عليهذا بسياراند كند كساني كه اهل نجات مي باشند . اين بود منطق دو طرف ، منطق آنان كه تقريبا مي توان گفت صلح كلي هستند ، و منطق اينان كه مي توان گفت مظهر غضب الهي بشمار مي روند و غضب را بر رحمت سبقت مي دهند .

منطق سوم

در اينجا منطق سومي هست و آن منطق قرآن كريم است . قرآن كريم در اين مسأله به ما فكري مغاير با آن دو فكر مي دهد كه كاملا مخصوص قرآن است . نظر قرآن نه با انديشه گزاف روشنفكر مابان ما تطبيق دارد
و نه با تنگ نظري خشك مقدسان ما . نظر قرآن بر منطقي خاص استوار است كه پس از وقوف بر آن هر كسي اعتراف مي كند كه سخن صحيح در اين زمينه جز آن نيست و اين مطلب ايمان ما
را به اين كتاب شگفت و عظيم زياد مي كند ، مي رساند كه معارف عالي آن ، مستقل از افكار زميني مردم است و سرچشمه اي آسماني دارد . اينك ما دلائل هر يك از دو گروه متخاصم ( روشنفكر ماب و مقدس ماب ) را آورده بررسي مي كنيم تا با نقادي آنها ، به منطق سوم يعني منطق قرآن در اين مسأله و فلسفه خاص آن تدريجا نزديك گرديم .

روشنفكر مابها :


اين تيپ براي خود دو نوع دليل مي آورند : عقلي و نقلي .
1. دليل عقلي : برهان منطقي و دليل عقليي كه مي گويد عمل نيك از هر كس كه صادر شود پاداش خواهد داشت بر دو مقدمه استوار است :
الف . اينكه خداي متعال با همه موجودات ، نسبتي متساوي و يكسان دارد ، نسبت خدا با همه زمانها و همه مكانها متساوي است ، خدا همانگونه كه در شرق هست ، در غرب هم هست ، همانطوري كه در بالا هست در پايين هم هست ، خدا در زمان حال هست و در زمان گذشته و آينده نيز بوده و خواهد بود ، گذشته و حال و آينده براي خدا بي تفاوت است ، همانطوري كه بالا و پايين و شرق و غرب براي او يكسان است ، بندگان و مخلوقات هم براي او يكسانند ، او با هيچكس خويشاوندي و رابطه خصوصي ندارد ، عليهذا نظر لطف و يا نظر غضب خداوندي به بندگان نيز يكسان است مگر آنكه از ناحيه بندگان تفاوتي در كار باشد ( 1 ) .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

الذي بعد فلا يري ، و قرب فشهد النجوي . در اين جمله خدا چنين توصيف شده است : " آن كسي كه دور است و در نتيجه ديده نمي شود ، و نزديك است و در نتيجه نجواها و سخنان بيخ گوشي را گواه است " . در حقيقت ، ما از او دوريم ولي او به ما نزديك است . معماست ، چگونه ممكن است دو چيز نسبت به هم از لحاظ قرب و بعد دو نسبت مختلف داشته باشند ؟ بلي ، در اينجا چنين است ، خداوند به اشياء نزديك است ولي اشياء به خداوند نزديك نيستند ، يعني با نسبتهاي مختلف دور يا نزديكند .
عليهذا هيچكس بيجهت نزد خدا عزيز نيست و هيچكس هم بيدليل خوار و مطرود نمي شود ، خدا با كسي نسبت خويشاوندي و يا همشهري گري ندارد ، هيچكس هم سوگلي و عزيز دردانه خدا نيست . چون نسبت خدا با همه موجودات يكسان است ديگر دليلي ندارد
كه عمل نيك از يك نفر مقبول باشد و از يك نفر ديگر مقبول نباشد ، اگر اعمال يكسان باشند جزاء آنها هم يكسان خواهد بود ، زيرا فرض اين است كه نسبت خدا با همه مردم يكسان است ، پس عدالت ايجاب مي كند خداوند به همه بندگاني كه كار نيك انجام مي دهند
- اعم از مسلمان و غير مسلمان - يكسان پاداش بدهد .

ب . مقدمه دوم اينكه : خوبي و بدي اعمال ، قراردادي نيست بلكه واقعي است . به اصطلاح علماي كلام و علماي فن اصول فقه ، " حسن " و " قبح " افعال ، ذاتي است ، يعني كارهاي نيك و زشت ذاتا متمايزند ، كارهاي خوب ذاتا خوب هستند و كارهاي بد ذاتا بدند . راستي ، درستي ، احسان ، خدمت به خلق . . . ذاتا نيكند ، و دروغ و دزدي و ستمگري طبعا بدند . خوب بودن " راستي " و بد بودن " دروغ " نه بدان جهت است كه خدا به آن امر كرده است و از اين نهي كرده است ، بلكه بر عكس است ، چون " راستي " خوب بوده است خدا به آن امر فرموده و چون " دروغ " بد بوده است خدا از آن نهي فرموده است . به عبارت كوتاه تر امر و نهي خدا تابع " حسن " و " قبح " ذاتي افعال است ، نه بر عكس .
از اين دو مقدمه چنين نتيجه مي گيريم كه چون خداوند اهل تبعيض نيست و چون عمل نيك از هر كس نيك است ، پس هر كس كار نيك بكند ضرورتا و الزاما از طرف خداي متعال پاداش نيك خواهد داشت . عينا به همين بيان در مورد كارهاي زشت و گناه هم تفاوتي بين ارتكاب كنندگان نيست .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!




  • يار نزديك تر از من به من است
    چه كنم با كه توان گفت كه دوست



  • و اين عجب تر كه من از وي دورم
    در كنار من و من مهجورم .



2 دليل نقلي : قرآن كريم در آيات بسياري اصل عدم تبعيض ميان بشر را در پاداش داشتن عمل خير و كيفر داشتن عمل شر - كه در استدلال عقلي فوق ، ذكر شد - تأييد مي كند . قرآن با يهوديان كه داراي فكر تبعيض بودند سخت مبارزه كرده است .
يهوديها معتقد بودند - و هم اكنون نيز معتقدند - كه نژاد اسرائيل محبوب خداست ، مي گفتند ما پسران خدا و دوستان وي هستيم ، فرضا خدا ما را به جهنم ببرد براي مدت محدودي بيش نخواهد بود . قرآن اينگونه افكار را " آرزوها " و خيالات باطل مي نامد و سخت با آن به مبارزه برخاسته است .
قرآن مسلماناني را كه دچار اينگونه غرورها شده اند نيز تخطئه فرموده است . اينك قسمتي از آيات قرآن در اين زمينه :
1. و قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودش ، قل اتخذتم عند الله عهدا فلن يخلف الله عهده ام تقولون علي الله ما لا تعلمون . بلي من كسب سيئة و احاطت به خطيئته فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . و الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنة هم فيها خالدون ( 1 ) .
" و گفتند - منظور يهود است - كه ابدا به ما آتش دوزخ اصابت نمي كند
و اگر بكند ايام محدودي بيش نخواهد بود . بگو آيا در اين باره از خدا پيماني گرفته ايد ؟ - البته اگر پيمان داشته باشيد خدا خلف عهد نمي كند - يا اينكه چيزي را كه نمي دانيد به خدا مي بنديد ؟ مطمئن باشيد كسي كه گناه فراهم مي سازد و خطاهايش بر او احاطه كرده اند
براي هميشه همنشين و همدم آتش خواهد بود . و كساني كه ايمان دارند و كارهاي نيك بجا مي آورند اهل بهشتند و در آن جاويد خواهند بود " .

2.
قرآن در جاي ديگر در پاسخ همين پندار يهود مي گويد : و غرهم في دينهم ما كانوا يفترون 0 فكيف اذا جمعناهم ليوم لا ريب فيه و وفيت كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون ( 2 ) . " افتراهايشان موجب غرور ايشان در عقايد ديني شده است ، پس چگونه اند زماني كه براي روزي بي ترديد - رستاخيز - جمعشان كنيم و به هر كس آنچه گرد آورده تمام و كمال پرداخته گردد بي آنكه به كسي ستم شود " .
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

3. در جاي ديگر ، مسيحيها هم به يهود افزوده شده اند و جمعا مورد تخطئه قرآن قرار گرفته اند : و قالوا لن يدخل الجنة الا من كان هودا او نصاري ، تلك امانيهم ، قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين *
بلي من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ( 1 ) . " و گفتند جز يهودي يا نصراني كسي داخل بهشت نمي شود . اين " آرزوها " ي ايشان است . بگو اگر راستگوييد دليلتان را بياوريد . چرا ، هر كس كه خويشتن را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد اجرش در نزد خدايش محفوظ است و بر اين دسته ترس و بيمي نيست و غمين نيز نخواهند گشت " .
4. در سوره نساء ، مسلمانان هم به يهود و نصاري ضميمه شده اند .
قرآن كريم انديشه تبعيضهاي بي جهت را از هر كس كه باشد مي كوبد . گويي مسلمانان از افكار اهل كتاب متأثر شده و در برابر ادعاي آنان كه خود را عزيز بلا جهت مي پنداشتند ، اينان هم چنين ادعائي را در مورد خود روا داشته بودند .
قرآن كريم در ابطال اين خيالهاي خام چنين مي فرمايد : ليس بامانيكم و لا اماني اهل الكتاب ، من يعمل سوءا يجز به و لا يجد له من دون الله وليا و لا نصيرا * و من يعمل من الصالحات من ذكر او انثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة و لا يظلمون نقيرا ( 2 ) . " به آرزوهاي شما نيست ، به آرزوهاي اهل كتاب هم نيست ، هر كس كار زشتي مرتكب شود كيفر داده مي شود و در برابر خدا حامي و مدافعي از براي خويش نمي يابد ، و هر كس از كارهاي نيك بهره بگيرد - خواه مرد باشد يا زن - اينچنين كسان در صورتي كه با ايمان باشند وارد بهشت مي گردند و ذره اي مورد ستم قرار نمي گيرند " .
5. گذشته از آياتي كه قربها و عزتهاي بي جهت را محكوم مي كند ، آيات ديگري هست كه مضمونش اين است كه خداي متعال اجر هيچ كار نيكي را ضايع نمي كند .

اين آيات نيز دليل قبولي عمل خير عموم مردم - اعم از مسلمان و غير مسلمان - گرفته شده است . در سوره " زلزلت " مي خوانيم : فمن يعمل مثقال ذرش خيرا يره . و من يعمل مثقال ذرش شرا يره ( 1 ) . " هر كس كه هموزن ذره اي - يعني كوچكترين شي ء محسوس - كار نيك كند ، آن كار را مي بيند
و هر كس كه هموزن ذره اي كار بدي مرتكب شود نيز آن كار را مي بيند " . در جاي ديگر مي فرمايد : ان الله لا يضيع اجر المحسنين ( 2 ) . " همانا خدا اجر نيكوكاران را ضايع نمي فرمايد " . در جاي ديگر مي فرمايد : انا لا نضيع اجر من احسن عملا ( 3 ) . " ما اجر كسي كه عملي را نيك انجام داده است ضايع نمي كنيم " . لحن اين آيات طوري است
كه آنها را از عمومات غيرقابل تخصيص قرار مي دهد . علماي علم اصول مي گويند : برخي از عامها استثناء ناپذير و غيرقابل تخصيصند ، يعني لحن و لسان عام طوري است كه تخصيص بردار و استثناء پذير نيست . وقتي گفته مي شود " ما اجر نيكوكار را ضايع نمي كنيم " معنايش اين است كه مقام خدايي ما ايجاب مي كند
كه عمل نيك را حفظ كنيم پس محال است كه خدا در يك جا از مقام خدايي خود دست بردارد و عمل نيكي را ضايع سازد .

6. آيه ديگري هست كه در اين بحث ، زياد مورد استناد قرار مي گيرد و گفته مي شود كه صريح در مدعاست :
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا خداوند فقط شیعیان را به بهشت میبرد؟!

ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصاري من آمن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون ( 1 ) . " آنان كه ايمان آورده اند ( يعني مسلمانها ) و يهوديان و صابئين و نصرانيها ، همه كساني كه ايمان به خدا و روز رستاخيز داشته باشند و كار شايسته بجا آورند ، بي خوف و واهمه خواهند بود و غمگين نيز نمي گردند " . در اين آيه ، براي رستگاري و ايمني از عذاب خدا سه شرط ذكر شده است : ايمان به خدا ، ايمان به روز رستاخيز ، و عمل نيك ، قيد ديگري نشده است . برخي از روشنفكران مابها پا فراتر نهاده و گفته اند كه هدف انبياء دعوت به عدالت و نيكوكاري است
و بنابر قانون " خذ الغايات و اترك المبادي " ( هدف را بگير و مقدمات را رها كن ) بايد بگوييم كه عدالت و نيكوكاري حتي از مردمان كافر به خدا و قيامت هم مقبول است . بنابراين كساني كه منكر خدا و قيامتند ولي خدمات بزرگ فرهنگي ، بهداشتي ، اقتصادي ، سياسي و اجتماعي به بشريت تقديم مي دارند داراي اجر بزرگي خواهند بود .

البته اينها به آياتي از قبيل " انا لا نضيع اجرش من احسن عملا " و يا " فمن يعمل مثقال ذرش خيرا يره " مي توانند استدلال كنند اما آياتي از قبيل آيه فوق خلاف مدعاي آنها را بيان مي كند . اكنون دلائل گروه ديگر را ملاحظه كنيم :
سختگيرها :


در قبال روشنفكران گشاد باز كه مدعيند عمل خير از هر كس در هر وضع و حالي كه باشد مقبول درگاه خداست مقدسان سختگير قرار گرفته اند و اينها درست در نقطه مقابل آنها موضعگيري كرده اند . اينها مي گويند : محال است كه عملي از غيرمسلمان پذيرفته باشد .
اعمال كافران و همچنين مسلمانان غير شيعه يك پول هم ارزش ندارد . كافر و مسلمان غير شيعه ، خودش مردود و مطرود است پس عملش به طريق اولي مردود است . اين گروه نيز دو دليل مي آورند : عقلي و نقلي .

دليل عقلي :


دليل عقلي اين گروه اين است كه اگر بنا باشد اعمال غير مسلمان و يا مسلمان غير شيعه مقبول درگاه الهي باشد پس فرق ميان مسلمان و غير مسلمان ، و همچنين فرق ميان شيعه و غير شيعه چيست ؟ فرق ميان آنها يا بايد به اين ترتيب باشد
كه اعمال نيك از مسلمان و شيعه مقبول باشد و از نا مسلمان و يا مسلمان غير شيعه مقبول نباشد ، يا به اين ترتيب كه اعمال بد در مسلمانان شيعه عقاب نداشته باشد و در غير آنها عقاب داشته باشد . اما اگر بنابراين باشد كه اعمال نيك هر دو گروه پاداش نيك داشته باشد
و اعمال بد هر دو گروه كيفر داشته باشد پس فرق ميان آنها چه خواهد بود ؟ و اثر اسلام و تشيع در اين فرض چه مي تواند باشد ؟ تساوي كافر و مسلمان و همچنين تساوي شيعه و غير شيعه در حساب اعمال ، معنايش جز اين نيست كه اساسا اسلام و تشيع چيز زائد و لغو و غير لازمي است .

2. دليل نقلي :


علاوه بر استدلال فوق ، اين دسته به دو آيه از قرآن كريم و پاره ا ي از روايات و احاديث استدلال مي كنند . در پاره اي از آيات قرآن ، تصريح شده كه عمل كافر غير مقبول است ، همچنان كه در روايات بسياري وارد است
كه عمل غير شيعه يعني عمل كسي كه ولايت اهل البيت را ندارد مقبول نيست . در سوره مباركه ابراهيم ، خدا اعمال كفار را به خاكستري تشبيه مي كند كه به وسيله تندبادي پراكنده شود و از دست برود : مثل الذين كفروا بربهم اعمالهم كرماد اشتدت به الريح في يوم عاصف لا يقدرون مما كسبوا علي شي ء ، ذلك هو الضلال البعيد ( 1 ) . " مثل كافران اينگونه است كه كارهاي ايشان همچون توده خاكستري است
كه در يك روز طوفاني دستخوش باد سختي گردد ، بر چيزي از آنچه فراهم كرده اند دست نمي يابند ، آن است گمراهي عميق " . در آيه اي از سوره مباركه نور ، اعمال كافران به سرابي تشبيه شده است كه " آب نما " است ولي از نزديك هيچ است . اين آيه مي فرمايد : خدمات بزرگي كه چشمها را خيره مي كند و در نظر برخي از
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:17 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.