مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

تاریخ و فرهنگ گفتمان پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران
مقاله: «خودشرقی گرایی و بی جاسازی استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران»
نوشته: رضا ضياء ابراهيمي. استادیار دپارتمان تاریخ کینگزکالج لندن
مترجم:یعقوب ابراهیمی


در این مقاله نویسنده به سیر تحول واژه آریا از مفهوم زبان شناسی و باستانی آن به مفهوم نژادی و خلط آن با واژه «آریان» و نیز زمینه های شکل شکل گیری چنین دیدگاهی اعم از سیاسی و ناسیونالیستی را مورد پژوهش قرار داده.


دانلود مقاله (40ص)




بخش هایی از مقاله در این پست




ويرايش توسط ss8248 : يك هفته پيش در ساعت 08:08 PM
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

بخش هایی از مقاله:
«...چنين استنباطي فقط در صورتي كه تقسيم انسان ها به انواع زيستي از اختراعات شبه علمي جديد نمي بود و اصطلاحات آريا( ariya) و آریان( aryan) نيز به همان معناي واقعي به كار مي رفتند ممکن بود منطقي باشد. سردرگمي و به هم ريختگي ميان اصطلاحات آريا (ariya) و آریان (aryan) از نمونه های خاص و حاد نابه هنگامي (anachronism) و حاصل كاربرد نابجاي مفاهيم تاريخي از سوي كساني است كه منابع باستاني را وراي مفاهيم واقعي شان تحريف كردند و از آنها به منظور اعتبار بخشيدن به اسطورۀ آريايي در ايران و جاهاي ديگر سوء استفاده کردند. (ariya) آريا چنان كه ديديم، عنوان قومي و خاص گروه نسبتاً محدودي از مردمان عهد باستان بود كه فرهنگ و زبان مشتركي داشتند و فقط در مناطق ميان شمال هند تا فلات ايران مي زيستند و اين خطاب به ويژه هيچ بخشي از مردمان اروپايي يا غربي را در بر نمي گرفت. »
«اصطلاح جديد آريان (aryan) اگرچه حسب ظاهر از كلمۀ آريا مشتق شده، اساساً نوعی دسته بندي نژادي و محصول سدۀ نوزدهم است و حاصل مفهوم سازي هاي عميقي است كه به واسطۀ پيشرفت هاي علوم جديد، خصوصاً زبانشناسي و داروينسيم، ميسر شدند. اين اصطلاح جديد به جاي توجه صرف به پارسيان، مادها، سكاها و غير ه هندي ها، ايرانيها و اروپاييان را تحت لواي یک گروه نژادي وسيع یکپارچه كرده و بدان ها خصوصيات زيستي و روان شناسانۀ ويژه اي بخشيده است. اما اين همۀ ماجرا نيست و چنين تعبير نابجايي مانع از آشكار شدن و بيان اين واقعيت شده است كه از اصطلاح موجود آريا به سود تبيين تفكر جديد آريان بهره برداري شده است


«از مجموع 30 هزار لوح مكشوفه در حفاريهاي تخت جمشيد، هيچكدام به فارسي نوشته نشدند، بلكه بيشتر آنها را به عیلامي و اندكي به آرامي نوشته اند، يعني به زبان مردمي كه در گفتار آريايي گرايان سامي محسوب مي شوند. تأثير و نفوذ مردماني از اين دست (اكدي، آشوري، مصري و غيره) در ويراني هاي آثار معماري هخامنشيان و ساسانيان به چشم مي خورد. افزون بر اين، سالنامه هاي آشوري حتي به حضور اعراب در فلات ايران در سدۀ هشتم پیش از میلاد اشاره مي كنند، موضوعي كه با افسانۀ خلوص نژادي،منحصر بودن فلات ايران به آريانها (aryans) و منازعات هميشگي ميان آريانها و سامي ها در تضاد است. به اين ترتيب، اين نشانه ها از وجود معجونی پيچيده حكايت ميكنند. ديدگاهی كه باور دارد تاريخ بر اساس مبارزات نژادي آگاهانۀ مردم شكل گرفته است، واقعيت تاريخي ساده، اما تعيين كننده ای را نادیده می گیرد كه روابط ميان ايرانيان و “همسايگان سامي”شان با امواج مهاجرتي و مناسبات طولاني دو پيچيده، آميزشها و داد و ستدهاي فرهنگي، زباني و معنوي مشخص می شود؛ چنان كه حتي قسمت غربي امپراتوري ساساني، يعني عراق كه جمعيتي غيرآريا داشت، “دل ايرانشهر” خوانده مي شد، عنواني كه براي آريايي گرايان چندان چنگي به دل نمي زند. وراي واقعياتي كه بدان ها اشاره شد، بازسازي حتي تصويري تقريبي از دورنماي قومي، زباني و فرهنگي چه رسد به نژادي ايران پيش از هخامنشيان، اگر نه غيرممكن، بسيار دشوار است. شواهد مادي اندكي در اختيار داريم و هنگامي هم كه چنین شواهدی در دسترس باشند، معمولاً عرصۀ تعبير و تفسيرهاي چندگانه باز است و طيفي از متخصصان (زبان شناسان، باستان شناسان و مورخان) با زبان و روش هايي با آنها كار مي كنند كه هر یک برای دیگری به شکل متقابل غيرقابل فهم اند. یگانه امر مسلمی که در اختيار ماست، تعلق زبان فارسي به خانوادۀ زبان هاي هندواروپايي است، اما استفاده از اين موضوع براي نتيجه گيري در خصوص قوميت ها، مهاجرت ها، علامت گذاري روي نقشه هاي بزرگ يا ادعاي اينكه ايراني ها به گونه اي باورنكردني بيش از مثلاً عراقي ها يا تركان به آلماني ها شبيه اند مطلقاً مهمل و بي اساس است. نتايج تجزيه و تحليل هاي تطبيقي واژگان، مطالعۀ دست ساخته هاي ناشناخته و تلاش براي استفاده از اين اجزاي اندك به منظور طرح روايتي كلان از مهاجرت و خويشاوندي موضوعي پرسش برانگیز است»

«با مطرح شدن اصطلاح آريان (aryan) و بعدتر آريايي در آثار كساني چون كرماني، رضازاده شفق و پيرنيا، معناي اصلي آريا (ariya) به معنای ايراني به انحراف گراييد و از ميان رخت بربست. منطقي است كه آريايي در ايران جديد نه يادآور ايران يا ايراني است و نه اشاره اي به یک خانوادۀ زباني و فرهنگي دارد، بلكه منحصراً چونان نشانه اي از پيوند به اصطلاح نژادي ايرانيان با اروپاييان يا دستكم تقابل با اعراب/ساميها به کار رفته است. همۀ منابع مذکور از تمامي جهات وامدار اين ديدگاه اروپايي قرن نوزدهمي اند. از طريق پيوند دادن عنوان باستاني آريا (ariya) با آريان جديد (aryan) به گونه اي موجه و مشروع راهبردی نو براي مرزبندي هم زمان نژادي با اعراب و تركان و وابستگي نژادي با اروپاییان برای پیوند با موفقيت ها و دستاوردهاي آنان چيزي كه در اين مقاله بي جاسازي خوانده شده است از طريق استناد به منابع عهد باستان فراهم آمد. هدف امروزي به كارگيري اصطلاح آريا (ariya)در مشروعيت بخشي به آريايي گرايي ايران هدفي صرفاً سياسي است. درك اينكه چرا آريايي گرايي از چنين استقبال پرشوري در ايران برخوردار شد نيازمند نگاهي دقيق تر به نوع ناسيوناليسمي است كه در نيمۀ دوم سدۀ نوزدهم در ميان نويسندگان و منورالفكرهاي تجددگرا شكل گرفت و سپس به ايدئولوژي رسمي دورۀ پهلوي تبديل شد


«اين باور “مبتذل آريايي گرايي ” در وجوه مختلف زندگي روزانه در ايران جاري و ساري است و در فرهنگ عامه، ادبيات و نمايشات نمادين به وفور به چشم مي خورد. در حقيقت، گفتمان آريايي گرايي به جزئي مستحكم در هويت ايراني و درك ايرانيان از خود تبديل شده و بي هيچ قيد و شرطي تجسم عيني آن به شمار مي رود. گفتمان آرياي يگرايي در اروپا نخست به مثابه دستاوردی زبان شناختي و سپس در جايگاه انسان شناسي نژادي تاريخ پرهياهويي را پشت سر گذاشته است. صرف نظر از رداي علمي آن، اين گفتمان بيشتر به شکل ابزاری سياسي برای منكوب كردن ديگران به كار رفته است. گفتمان آرياي يگرايي در نهايت با حماقت هاي مرگبار آلمان نازي به اوج خود رسيد. اين گفتمان در ابتدا طي نيمۀ اول سدۀ بيستم و زماني كه یک گفتمان ملي گرايانۀ افراطي در تلاش براي هدايت مواجهۀ ايران با اروپا و جريان تجددخواهي بود در ايران پديدار شد. پاسخ اين حركت به چالش هاي آن زمان به شکلی بنيادين فاقد انسجام بود: جنبش مذكور تصويري آرماني و بر بادرفته از ايران پيش از اسلام ترسيم كرد كه نشان مي داد ايرانيان ذاتاً ملت بزرگي بودند و مقدر بود تا كارهاي بزرگي را به سرانجام برسانند، اما اعراب و اسلام راه آنها را به سوي شكوه و عظمت مسدود كرد. عربها به سپر بلاهاي راحت و بي دردسري تبديل شدند كه مي بايد از هر نظر براي تمامي ضع فها و كاستي هاي ايران ملامت شوند. در اين چارچوب، از گفتمان آريايي گرايي همچون مائده اي آسماني استقبال شد. تضاد و دوقطبي سازی ميان نژادهاي آريان (aryan) و سامي با گسترش عرب ستيزي نژاد پرستانه همخواني داشت و امكان قرائتي ساده انگارانه از تاريخ را بر مبناي خطوط نژادي فراهم آورد و از همه مهم تر اين باور را به ملي گرايان ايراني بخشيد كه از نظر نژادي با اروپاييان برابرند و همۀ اينها مهر تأييد علوم اروپايي را بر پيشاني خود داشتند. عقدۀ حقارت ناسيوناليست هاي ايراني و فقدان ذهنيت رهايي از سلطۀ استعمار امكان دروني سازي پيشداوري ها و قضاوت هاي متعصبانۀ اروپاييان عليه اسلام و شرق را ميسر ساخت كه به پديدۀ خودشرقي گرايي انجاميد. و سرانجام، بستۀ مفهومي آريانيسم زمينۀ شكل گيري موانعي تودرتو در مقابل پرسش از دلايل ضعف و نابساماني هاي ايران را نيز پدید آورد.
اين همان تفكر بي جاسازي يا توهمي بود كه در چارچوب آن، ايران در واقع عضوي از خانوادۀ اروپاييان محسوب می شد و فقط از روي تصادف به خاورميانه پرتاب شده بود.»

ويرايش توسط ss8248 : يك هفته پيش در ساعت 05:14 PM
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

جناب استاتر قبل از انقلاب ترویج اریایی گرایی در ایران رواج داشت. بعد از انقلاب این ترویج متوقف شد و به جای ان سعی در ترویج مفاهیم اسلامی شد. چند نمونه خیلی معروف میتوان به جمله معروف قرائتی اشاره نمود که چو ایران نباشد تن من مباد جمله اشتباهی است. ایران مهم نیست حق مهم است. یا اینکه دهها سریال و فیلم در مورد پیامبران قران از یوسف گرفته تا ایوب ساخته شد ولی یک سریال یا فیلم در مورد تاریخ باستانی ایرانن ساخته نشد. دروس معارف اسلامی تقویت شد و در دروس تاریخ قسمت های ایران باستان کاهش یافت. در مدارس مسائل اسلامی و عقیدنی و حتی در ادرات تقویت شد.
به نظر شما دست اورد این سیاست در رابطه با تربیت نسل انقلاب یعنی نسل جوان فعلی نسبت به جونان اول انقلاب که در فضای مبتذل اریایی گرایی قبل انقلاب تربیت شده بودند و در جنگ جنگیدند و انقلاب کردند چه بود؟؟؟؟؟؟؟
وضعیت فرهنگی و اعتقادی و سلامت فکری جوانان را چگونه ارزیابی مینماید؟ وضعیت حجاب دختران و میزان گرایش به مشروبات الکلی و اعتیاد بعد از این همه تبلیغات را چگونه ارزیابی میکنید.
به نظر شما تمایل مردم برای زندگی در ایران و یا مهاجرت چگونه است
دلایل رواج قومگرایی مثل پانترکسیم و پان عربیسم و جدایی طلبی اقوام بلوچ را چه میدانید

ويرايش توسط azarakhash : يك هفته پيش در ساعت 08:35 PM
azarakhash آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله azarakhash نمايش نوشته ها
جناب استاتر قبل از انقلاب ترویج اریایی گرایی در ایران رواج داشت. بعد از انقلاب این ترویج متوقف شد و به جای ان سعی در ترویج مفاهیم اسلامی شد. چند نمونه خیلی معروف میتوان به جمله معروف قرائتی اشاره نمود که چو ایران نباشد تن من مباد جمله اشتباهی است. ایران مهم نیست حق مهم است. یا اینکه دهها سریال و فیلم در مورد پیامبران قران از یوسف گرفته تا ایوب ساخته شد ولی یک سریال یا فیلم در مورد تاریخ باستانی ایرانن ساخته نشد. دروس معارف اسلامی تقویت شد و در دروس تاریخ قسمت های ایران باستان کاهش یافت. در مدارس مسائل اسلامی و عقیدنی و حتی در ادرات تقویت شد.
به نظر شما دست اورد این سیاست در رابطه با تربیت نسل انقلاب یعنی نسل جوان فعلی نسبت به جونان اول انقلاب که در فضای مبتذل اریایی گرایی قبل انقلاب تربیت شده بودند و در جنگ جنگیدند و انقلاب کردند چه بود؟؟؟؟؟؟؟
خیر متوقف نشده. کماکان این دیدگاه حاکم است و در حال ترویج.
ان چه فقط کمی کمرنگ شده دیدگاه های تند باستان گرایانه است.
وضعیت دروس باستان در کتب درسی را نمیدانم به چه صورت است
اما اگر هم کم شده توجیه منطقی دارد. زیرا به دوره هایی باید
پرداخته شود که نقش فرهنگی و علمی و اجتماعی بیشتری
در ایران دارد و به اصطلاح جریان ساز و با فرهنگ مردمان
و اقوام ایرانی نسبت اصیل دارد و ان دوره قطعا بعد از اسلام است
نه دوره ای که قبل از سلسله پهلوی مردمان ایران اگاهی کمی
از ان داشتند و این اگاهی اندک، کم اهمیتی اش را نشان می دهد
که تنها در سلسله پهلوی به علل سیاسی شناسانده و بولد شد.
وضعیت فرهنگی و اعتقادی و سلامت فکری جوانان را چگونه ارزیابی مینماید؟ وضعیت حجاب دختران و میزان گرایش به مشروبات الکلی و اعتیاد بعد از این همه تبلیغات را چگونه ارزیابی میکنید.
به نظر شما تمایل مردم برای زندگی در ایران و یا مهاجرت چگونه است
اینها علل سیاسی اجتماعی و اقتصادی دارد...
«اریایی گرایی» که در این مقاله بحث شده از لحاظ
تاریخی و تاریخ نگاری مورد کاوش قرار گرفته .
نمیدانم چرا تاثیر انرا حداکثری گرفته اید و از دل ان
مهاجرت و فرارمغزها و نارضایتی های اقتصادی و ...دراورده اید!
بخواهیم با این دید شما بنگریم باید گفت که ان دوره ای
که اریایی گرا بود حاصلش شد یک انقلاب فراگیر که
باعثش نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی
گسترده و قطعا از نارضایتی های فعلی بیشتر است
که هنوز به مرز انفجار و انقلاب نرسیده!
جمله معروف قرائتی اشاره نمود که چو ایران نباشد تن من مباد جمله اشتباهی است.
این جمله علاوه بر این که توجیه مذهبی ندارد،
از منظر سکولاری و غیر دینی و به اصطلاح انسانگرایانه
هم توجیهی ندارد. یعنی چه که اگر یک محدوده
جغرافیایی به اسم ایران نباشد هر چه در بوم و بر باشد
نابود باد و سزاوار زنده بودن نیست؟!
این بیت مشهور خودخواهانه، نژادپرستانه، فاشیستی
و بسیار خطرناک است و فقط در یک جو احساسی
قابل بیان است، پشتوانه عقلی ندارد.
دلایل رواج قومگرایی مثل پانترکسیم و پان عربیسم و جدایی طلبی اقوام بلوچ را چه میدانید
دلیل اصلی را باید در سیاست های یکسان سازی
زبانی، فرهنگی، ملی، هویتی و... نظام پهلوی جستجو کرد...
نام های اصیل و بومی شهرها را تغییر دادند،
نژاد و قومیت شان را منکر شدند و زیرسوال بردند،
سعی شد بافت قومی و جمعیتی شان را به نفع
یک قومیت خاص و حاکم عوض کنند،
فرصت های اقتصادی را از بومیان گرفتند و و و ...دلایل بسیار است.
در هر حال وقتی سعی شد «یک ملت، یک زبان» ترویج شود
و ناسیونالیسم پارسی و ایرانی حاکم شود
و به اصطلاح ایرنی بودن یعنی فارس بودن، ترویج شود
اقوام دیگر واکنشی دفاعی از خود نشان می دهند... .
«با توجه به تنوع فکری و تعدد نژادی، قوی، فرهنگی، زبانی، گویشی، اقلیمی، مذهبی و ایدئولوژیکی در ایران و جامعه دیرینه آن ضرورت خاصی وجود دارد که جامعه ایرانی به عنوان یک کلیت واحد بیش و کم به یک مبدأ یا اصل یا شعار همه گیر و عامه پسند تعلق یابد و متصف شود تا در پرتو آن تضادها و اختلافهای موجود گروهی تحت الشعاع قرار گیرد. و موجب تفرقه میهنی و جامعه ای نگردد. بی تردید، این مبدأ مورد نظر نمی تواند «ناسیونالیسم» فارس یا آریایی باشد، زیرا نه تنها همه مردم ایران «فارس» و «آریایی» نیستند، بلکه هم از یک طرف خود فارسها و آریاییها تابع صیغه یگانه ای از ناسیونالیسم نیستند و هم اینکه به علل معتقدات دینی و سیاسی ممکن است ضد ناسیونالیسم باشند و هم اینکه اگر ناسیونالیسم برای آنان خوب است و رواست،برای ترک و کرد و عرب و بلوچ زشت و ناروا نیست... .»
... هرکسی را چون خیالی می برد سوی رهی*** یا همه گمراه یا خود هیچکس گمراه نیست!


بحران هویت قومی در ایران، ص186

ويرايش توسط ss8248 : 6 روز پيش در ساعت 05:31 PM
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

خیر متوقف نشده. کماکان این دیدگاه حاکم است و در حال ترویج.
ان چه فقط کمی کمرنگ شده دیدگاه های تند باستان گرایانه است.
وضعیت دروس باستان در کتب درسی را نمیدانم به چه صورت است
اما اگر هم کم شده توجیه منطقی دارد. زیرا به دوره هایی باید
پرداخته شود که نقش فرهنگی و علمی و اجتماعی بیشتری
در ایران دارد و به اصطلاح جریان ساز و با فرهنگ مردمان
و اقوام ایرانی نسبت اصیل دارد و ان دوره قطعا بعد از اسلام است
نه دوره ای که قبل از سلسله پهلوی مردمان ایران اگاهی کمی
از ان داشتند و این اگاهی اندک، کم اهمیتی اش را نشان می دهد
که تنها در سلسله پهلوی به علل سیاسی شناسانده و بولد شد.
میشه در این ربطه که اریایی گرایی متوقف نشده فقط کم نگ شده توضیح دهید. یعنی انتظار دارید چی کار بشه که ترویج اریایی گرایی را بگید متوقف شده؟ میخواهید همین تالار تاریخ و دانشگاه های تاریخ که به صورت کاملا حاشیه ای بعضا بحث های تاریخی توش انجام میشه رو ببندن فقط تاریخ اسلام بگن؟ میخوام بدونم حد توقع شما دقیقا چقدر است. یعنی ملت و دولت چی کار کنن تا شما کاملا از توقف اریایی گرایی راضی و خوشنود باشید

اینها علل سیاسی اجتماعی و اقتصادی دارد...
«اریایی گرایی» که در این مقاله بحث شده از لحاظ
تاریخی و تاریخ نگاری مورد کاوش قرار گرفته .
نمیدانم چرا تاثیر انرا حداکثری گرفته اید و از دل ان
مهاجرت و فرارمغزها و نارضایتی های اقتصادی و ...دراورده اید!
بخواهیم با این دید شما بنگریم باید گفت که ان دوره ای
که اریایی گرا بود حاصلش شد یک انقلاب فراگیر که
باعثش نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی
گسترده و قطعا از نارضایتی های فعلی بیشتر است
که هنوز به مرز انفجار و انقلاب نرسیده!
خوب پس اگر اینها دلایل سیاسی و اجتماعی دارند نقش این همه تبلیغات مذهبی چه بوده است. اصلا این تبلیغات چه فایده ای داشته؟ یعنی اگر اعتیاد بی حجابی و بی اعتقادی ربطی به تبلیغات و اموزش های فرهنگی و اجتماعی ندارد اصولا کارکرد انها چیست. بر عکس نظر شما نارضایتی قبل انقلاب تحت عوامل نارضایتی از ازادی های سیاسی و عدم برابری اجتماعی بود ولی انچه مهم بود این بود که ان نسل که با تربیت مبتذل اریایی گرایی تربیت شده بودند شجاعت و احساس مسئولیت ملی را داشتند که انقلاب کنند و 8 سال بجنگند

دلیل اصلی را باید در سیاست های یکسان سازی
زبانی، فرهنگی، ملی، هویتی و... نظام پهلوی جستجو کرد...
نام های اصیل و بومی شهرها را تغییر دادند،
نژاد و قومیت شان را منکر شدند و زیرسوال بردند،
سعی شد بافت قومی و جمعیتی شان را به نفع
یک قومیت خاص و حاکم عوض کنند،
فرصت های اقتصادی را از بومیان گرفتند و و و ...دلایل بسیار است.
در هر حال وقتی سعی شد «یک ملت، یک زبان» ترویج شود
و ناسیونالیسم پارسی و ایرانی حاکم شود
و به اصطلاح ایرنی بودن یعنی فارس بودن، ترویج شود
اقوام دیگر واکنشی دفاعی از خود نشان می دهند...1
عزیزم 40 سال از پهلوی گذشت. شما و ما و انقلاب چی کار کرد؟؟؟ همون مردم ادربایجان در جنگ شجاعت ها کردند. همون عده ای که با تربیت مسموم اریایی گری تربیت شدند ولی فرزندان انها که در انقلاب تربیت شدن الان میان شعار خلیج عربی تو استادیوم میدند. اگر تقصیر شاه است چرا 30 سال پیش این خبرها نبود.

فکر نمی کنید که سیستم و امثال شما به جای اینکه همه چیز را گردن رزژیم منحوس پهلوی بندازه باید بشینه فکر کنه چی شد که این شد!!!!!

ويرايش توسط azarakhash : يك هفته پيش در ساعت 11:29 PM
azarakhash آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله azarakhash نمايش نوشته ها
میشه در این ربطه که اریایی گرایی متوقف نشده فقط کم نگ شده توضیح دهید. یعنی انتظار دارید چی کار بشه که ترویج اریایی گرایی را بگید متوقف شده؟ میخواهید همین تالار تاریخ و دانشگاه های تاریخ که به صورت کاملا حاشیه ای بعضا بحث های تاریخی توش انجام میشه رو ببندن فقط تاریخ اسلام بگن؟ میخوام بدونم حد توقع شما دقیقا چقدر است. یعنی ملت و دولت چی کار کنن تا شما کاملا از توقف اریایی گرایی راضی و خوشنود باشید
نظرم بسیار واضح هست...کمرنگ شده یعنی دیگر ان جو تند باستانگرایانه که بصورت یک ایدئولوژی در امده بود، در فضای اکادمیک نیست و امده به فضای مجازی.
از کجای صحبتهای بنده اینطور برداشت کردید که کلا یک دوره باید حذف شود؟!!
ظاهرا از صحبتهای بنده و موضوع تایپک دچار سوءبرداشت شده اید.
یک قضیه ای هست در بحث های تاریخی و علمی و جامعه شناختی به اسم نژادآریایی.
و گفتیم که این نظریه کماکان در فضای اکادمیک ایران هست و ایضا بین عوام. یعنی بین عوام الناس مشهور است که ایران و آلمان همنژاد اند. حتی بین نویسندگان مذهبی مثل مرحوم مطهری. این ذهنیت ساخته جریانیست که مورخان و نویسندگان تاریخی قبل از انقلاب پدید اوردند و تاکنون این غالبیت در دانشگاهها حفظ شده. (بین باستانگرایی و آریاگرایی تفکیک کردم!)
مقاله ای از یک پژوهش نو که در خارج از کشور انجام شده در همین رابطه معرفی کردیم. امدید این بحث تاریخی و فرهنگی را تعمیم دادید به مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و کلا مقایسه دو سیستم سیاسی از لحاظ رفاه! اینطور خیال میکنید که چون موضوع مورد بحث تایپک، ایدئولوژی نظام حاکم گذشته در عرصه تاریخنگاری را زیرسوال برده؛ و نظام کنونی با ان رژیم دشمن، پس این مقاله لاید کار اینهاست و اینها میخواهند کلا نفی کنند باستان را ! با این پیش فرض ذهنی یک بحث علمی را به یک مسئله سیاسی تقلیل دادید. تاریخ باستان را هم تقلیل دادید به آریایی گرایی که از نظر ما باید متوقف شود!!
خوب پس اگر اینها دلایل سیاسی و اجتماعی دارند نقش این همه تبلیغات مذهبی چه بوده است. اصلا این تبلیغات چه فایده ای داشته؟ یعنی اگر اعتیاد بی حجابی و بی اعتقادی ربطی به تبلیغات و اموزش های فرهنگی و اجتماعی ندارد اصولا کارکرد انها چیست. بر عکس نظر شما نارضایتی قبل انقلاب تحت عوامل نارضایتی از ازادی های سیاسی و عدم برابری اجتماعی بود ولی انچه مهم بود این بود که ان نسل که با تربیت مبتذل اریایی گرایی تربیت شده بودند شجاعت و احساس مسئولیت ملی را داشتند که انقلاب کنند و 8 سال بجنگند
مگر نسلی که 8سال جنگید همه شان تاریخ اریایی گرایی خواندند یا تحت تاثیرش قرار گرفتند که ان مقاومت ها را کردند؟! اعتقاد و ایدئولوژی شان همین تفکرات سیستم کنونی بود.
کلا بحث چیز دیگریست و شقیقه ارتباطی با گودرز ندارد!
عزیزم 40 سال از پهلوی گذشت. شما و ما و انقلاب چی کار کرد؟؟؟ همون مردم ادربایجان در جنگ شجاعت ها کردند. همون عده ای که با تربیت مسموم اریایی گری تربیت شدند ولی فرزندان انها که در انقلاب تربیت شدن الان میان شعار خلیج عربی تو استادیوم میدند. اگر تقصیر شاه است چرا 30 سال پیش این خبرها نبود.
فکر نمی کنید که سیستم و امثال شما به جای اینکه همه چیز را گردن رزژیم منحوس پهلوی بندازه باید بشینه فکر کنه چی شد که این شد!!!!!
گذشت که گذشت! آثارش که هست. گفتید پان ها چگونه بوجود امدند ما هم گفتیم ریشه شان در برنامه فرهنگی ای ست که پهلویها پیاده کردند و حاصلش واکنش های دفاعی خودآگاهانه و ناخودآگانه اقوام بود. برنامه ای بلند مدت که برخی آثارش در بلند مدت ظاهر شد!



نقش اقوام در انقلاب نباید فراموش شود. نقشی که به ان خیلی کم پرداخته می شود.

از کجا می دانید 30 سال پیش نبودند؟!
بخاطر همین ها اوایل انقلاب کشور درگیر جنگ داخلی شد! قضایای کردها و ترکمن ها و ... .
اما بعد از جنگ8ساله، بروز و ظهورشان کمرنگ شد تا اینکه به واسطه باز شدن فضای سیاسی در یک دوره ای، و مهمتر از همه ظهور رسانه های فراگیر دوباره حضورشان را اشکارتر کردند.
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نظرم بسیار واضح هست...کمرنگ شده یعنی دیگر ان جو تند باستانگرایانه که بصورت یک ایدئولوژی در امده بود، در فضای اکادمیک نیست و امده به فضای مجازی.
از کجای صحبتهای بنده اینطور برداشت کردید که کلا یک دوره باید حذف شود؟!!
ظاهرا از صحبتهای بنده و موضوع تایپک دچار سوءبرداشت شده اید.
یک قضیه ای هست در بحث های تاریخی و علمی و جامعه شناختی به اسم نژادآریایی.
و گفتیم که این نظریه کماکان در فضای اکادمیک ایران هست و ایضا بین عوام. یعنی بین عوام الناس مشهور است که ایران و آلمان همنژاد اند. حتی بین نویسندگان مذهبی مثل مرحوم مطهری. این ذهنیت ساخته جریانیست که مورخان و نویسندگان تاریخی قبل از انقلاب پدید اوردند و تاکنون این غالبیت در دانشگاهها حفظ شده. (بین باستانگرایی و آریاگرایی تفکیک کردم!)
مقاله ای از یک پژوهش نو که در خارج از کشور انجام شده در همین رابطه معرفی کردیم. امدید این بحث تاریخی و فرهنگی را تعمیم دادید به مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و کلا مقایسه دو سیستم سیاسی از لحاظ رفاه! اینطور خیال میکنید که چون موضوع مورد بحث تایپک، ایدئولوژی نظام حاکم گذشته در عرصه تاریخنگاری را زیرسوال برده؛ و نظام کنونی با ان رژیم دشمن، پس این مقاله لاید کار اینهاست و اینها میخواهند کلا نفی کنند باستان را ! با این پیش فرض ذهنی یک بحث علمی را به یک مسئله سیاسی تقلیل دادید. تاریخ باستان را هم تقلیل دادید به آریایی گرایی که از نظر ما باید متوقف شود!!
ببینید اگر میخواهید به صورت تاریخی رو مبحث بحث کنید چندین تاپیک در این رابطه تو هم میهن همین اواخر انجام شد که میتونستید روش بحث کنید. اگر میخواهید یا نظرتون این است که این مباحث از فضای مجازی حذف شود نشان دهنده روح حق بجانبه گرای شما و به عبارتی روح دیکتاتورمابانه شما و نگرشتون است که حتی برای مردم این حق را قائل نیستید در مورد چیزی که دوست دارند و فرهنگشان است بحث کند. همین روح ذیکتارمابانه در شما و امثال شما وضعیت مملکت رو از نظر نگرش مردم به اسلام و مملکت و نظام به اینجا کشونده. که فکر میکنید باید همه مثل شما فکر کنند وگرنه یک پای دینشان میلنگد.

مگر نسلی که 8سال جنگید همه شان تاریخ اریایی گرایی خواندند یا تحت تاثیرش قرار گرفتند که ان مقاومت ها را کردند؟! اعتقاد و ایدئولوژی شان همین تفکرات سیستم کنونی بود.
کلا بحث چیز دیگریست و شقیقه ارتباطی با گودرز ندارد!
بله اون نسل درس وطن دوستی و وطن پرستی خوانده بود که اریایی گری هم جزئی از ان بود. خلبانانی که با هواپیما خود رو به ساختمانی در عراق کوبید و دیگران. مسئله اینجاست که شماها و سیستم حاکم ان اموزش و نگرش را حذف و با جایگزینی غلط اموزش های اسلامی حتی مردم رو نسبت به اسلام هم بدبین کردید.

گذشت که گذشت! آثارش که هست. گفتید پان ها چگونه بوجود امدند ما هم گفتیم ریشه شان در برنامه فرهنگی ای ست که پهلویها پیاده کردند و حاصلش واکنش های دفاعی خودآگاهانه و ناخودآگانه اقوام بود. برنامه ای بلند مدت که برخی آثارش در بلند مدت ظاهر شد!



نقش اقوام در انقلاب نباید فراموش شود. نقشی که به ان خیلی کم پرداخته می شود.

از کجا می دانید 30 سال پیش نبودند؟!
بخاطر همین ها اوایل انقلاب کشور درگیر جنگ داخلی شد! قضایای کردها و ترکمن ها و ... .
اما بعد از جنگ8ساله، بروز و ظهورشان کمرنگ شد تا اینکه به واسطه باز شدن فضای سیاسی در یک دوره ای، و مهمتر از همه ظهور رسانه های فراگیر دوباره حضورشان را اشکارتر کردند.
اقای عزیز در این کشور الان عده جدایی طلب به مراتب پیش تر از اول انقلاب هستند محض اطلاع شما یعضی از ادم هایی که بعضا زیر نوشته های شما لایک میزنند از ان گروه هستند و مخفیانه یا علنی گرایش های قومی جدایی طلبانه دارند. یک عده بزرگ دوست دارن برن. یعنی همین الان ااگه امریکای جنایتکار در کشورش رو باز کنه 50% مردم میزارن میرن کشور شیطان بزرگ زندگی میکنند.
اوکی همش تقصیر سیاست های رژیم منحوس پهلوی است. !!!!!!!

ويرايش توسط azarakhash : يك هفته پيش در ساعت 10:24 AM
azarakhash آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 6 روز پيش   #8 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
arminus's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

اگر تعصبات کور مذهب گرایی افراطی و خاک پرستی را کنار بگذاریم، این واقعیت را باید بپذیریم که فرهنگ ایرانی از هر لحاظ به فرهنگهای هندی و اروپایی قرابت بیشتری دارد تا فرهنگهای سامی و آلتایی. این بدان معنا نیست که فرهنگهای سامی و آلتایی بد هستند بلکه با فرهنگ اصیل ما تفاوتهای اساسی دارند.


کشور ترکیه فقط به خاطر اینکه یک وجب از خاکش در اروپا است با افتخار تمام خود را یک کشور اروپایی قلمداد می کند و عضو ناتو است، من هیچ ایرادی نمی بینم که ایران نیز حداقل از لحاظ فرهنگی خود را نزدیک به اروپا بداند، در حکومت فعلی اصرار زیادی وجود دارد که به واسطه اسلام، فرهنگ ایرانی به فرهنگ عربی نزدیک شود، گذشته از اینکه خود اعراب عموما حس بیگانگی نسبت به ما دارند، برای من سوال است که این قرابت چه تاثیری در تعالی فرهنگ ایرانی می تواند داشته باشد. همه دنبال پیشرفت هستند و ما راههای پس رفت را جستجو می کنیم!
arminus هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 6 روز پيش   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله azarakhash نمايش نوشته ها
ببینید اگر میخواهید به صورت تاریخی رو مبحث بحث کنید چندین تاپیک در این رابطه تو هم میهن همین اواخر انجام شد که میتونستید روش بحث کنید. اگر میخواهید یا نظرتون این است که این مباحث از فضای مجازی حذف شود نشان دهنده روح حق بجانبه گرای شما و به عبارتی روح دیکتاتورمابانه شما و نگرشتون است که حتی برای مردم این حق را قائل نیستید در مورد چیزی که دوست دارند و فرهنگشان است بحث کند. همین روح ذیکتارمابانه در شما و امثال شما وضعیت مملکت رو از نظر نگرش مردم به اسلام و مملکت و نظام به اینجا کشونده. که فکر میکنید باید همه مثل شما فکر کنند وگرنه یک پای دینشان میلنگد.
این تایپک هم مثل سایر تایپک ها یک بحث تاریخی و علمی است. یک مقاله معرفی شد با چند پاراگراف از ان. اما شما امدید بحث را با طرح ادعاهای واهی منحرف کردید. چیزهایی به ما نسبت دادید که هیچ مدنظرمان نیست. حالا هم شدیم دیکتاتوری که می خواهد یک دوره از تاریخ را حذف کند چون مقاله ای معرفی کردیم که در خارج از کشور چاپ شده و صرفا بحثی اکادمیک است!
بله اون نسل درس وطن دوستی و وطن پرستی خوانده بود که اریایی گری هم جزئی از ان بود. خلبانانی که با هواپیما خود رو به ساختمانی در عراق کوبید و دیگران. مسئله اینجاست که شماها و سیستم حاکم ان اموزش و نگرش را حذف و با جایگزینی غلط اموزش های اسلامی حتی مردم رو نسبت به اسلام هم بدبین کردید.
غریزه وطن دوستی چیزی است که در وجود همه ادمیان است.
مدافعان وطن در ان 8سال اکثرا ضدسیستم گذشته بودند و اینکه انها را تحت تاثیر یک نظریه بدانیم دور از واقعیت و حقیقت و یک تحریف بزرگ است. رجوع کنید به سخنان مهدی خزعلی و نوری زاد(در برنامه خشت خام) از منتقدین نظام در خصوص ایدئولوژی رزمندگان.
اقای عزیز در این کشور الان عده جدایی طلب به مراتب پیش تر از اول انقلاب هستند محض اطلاع شما یعضی از ادم هایی که بعضا زیر نوشته های شما لایک میزنند از ان گروه هستند و مخفیانه یا علنی گرایش های قومی جدایی طلبانه دارند. یک عده بزرگ دوست دارن برن. یعنی همین الان ااگه امریکای جنایتکار در کشورش رو باز کنه 50% مردم میزارن میرن کشور شیطان بزرگ زندگی میکنند.
اوکی همش تقصیر سیاست های رژیم منحوس پهلوی است. !!!!!!!
این مشکل بنده نیست که چه کسانی برایم لایک می زنند. برای مطالب دوستان شما هم اسلام ستیزان و سلطنت طلب ها لایک می زنند!
چکار کنیم؟ حرف نزنیم که مبادا مورد سوءاستفاده قرار بگیرد؟
-------
تجزیه طلبی و قوم گرایی ریشه اش همان است که عرض شد. حال بخاطر فراگیرشدن رسانه های ارتباط جمعی بیشتر فعالیت می کنند به اصل ماجرا دخلی ندارد.
------

لطفا وقتی نقل قول می گیرید طوری بگیرید که متوجه بشوم. خواستید صحبت ها را جدا کنید، بخش اول را نقل بگیرید ومتن تان را بنویسید، بعد بقیه صحبت ها را زیر نوشته تان منتقل کنید و نقل بگیرید و الی اخر

ويرايش توسط ss8248 : 6 روز پيش در ساعت 11:13 PM
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 6 روز پيش   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
این تایپک هم مثل سایر تایپک ها یک بحث تاریخی و علمی است. یک مقاله معرفی شد با چند پاراگراف از ان. اما شما امدید بحث را با طرح ادعاهای واهی منحرف کردید. چیزهایی به ما نسبت دادید که هیچ مدنظرمان نیست. حالا هم شدیم دیکتاتوری که می خواهد یک دوره از تاریخ را حذف کند چون مقاله ای معرفی کردیم که در خارج از کشور شده و صرفا بحثی اکادمیک است!
غریزه وطن دوستی چیزی است که در وجود همه ادمیان است.
مدافعان وطن در ان 8سال اکثرا ضدسیستم گذشته بودند و اینکه انها را تحت تاثیر یک نظریه بدانیم دور از واقعیت و حقیقت و یک تحریف بزرگ است. رجوع کنید به سخنان مهدی خزعلی و نوری زاد(در برنامه خشت خام) از منتقدین نظام در خصوص ایدئولوژی رزمندگان.
این مشکل بنده نیست که چه کسانی برایم لایک می زنند. برای مطالب دوستان شما هم اسلام ستیزان و سلطنت طلب ها لایک می زنند!
چکار کنیم؟ حرف نزنیم که مبادا مورد سوءاستفاده قرار بگیرد؟
-------
تجزیه طلبی و قوم گرایی ریشه اش همان است که عرض شد. حال بخاطر فراگیرشدن رسانه های ارتباط جمعی بیشتر فعالیت می کنند به اصل ماجرا دخلی ندارد.
------

لطفا وقتی نقل قول می گیرید طوری بگیرید که متوجه بشوم. خواستید صحبت ها را جدا کنید، بخش اول را نقل بگیرید ومتن تان را بنویسید، بعد بقیه صحبت ها را زیر نوشته تان منتقل کنید و نقل بگیرید و الی اخر
یک چیز بهتون بگم بدونید. من خودم نماز خون هستم روزه هم میگیرم حج عمره هم رفتم تو 3 هفته اخیر دوبار به مشهد مشرف شدم. این نیست که اعتقاد مذهبی نداشته باشم. ولی اینکه من میگم شماها دیکتاتور ماب هستید واقعیت رو میگم. تلوزیون رادیو دروس مدارس و..... همه دارن تاریخ اسلام رو میگن. از این تبلیغات که 40 ساله هیچ نتیجه فرهنگی و مذهبی مردم و کشور نگرفتن نتیجه عکس هم گرفتن حالا یک جا تو یک وبلاگ دو نفر بیان دوتا حرف تاریخ ایران باستان بزنن اون هم دوست ندارید ببنید. تا چند تا بحث تاریخی روی اریایی گرایی شد اومدین رو اریایی گرایی تبعاتش و ... مقاله کپی پیست کردید. امثال شما ها هم پیش اومده مستقیم به ما انگ اسلام ستیز بودن و این حرف ها زدن.
اوکی من معذرت میخوام
خداحافظ
azarakhash آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 6 روز پيش   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله azarakhash نمايش نوشته ها
یک چیز بهتون بگم بدونید. من خودم نماز خون هستم روزه هم میگیرم حج عمره هم رفتم تو 3 هفته اخیر دوبار به مشهد مشرف شدم. این نیست که اعتقاد مذهبی نداشته باشم. ولی اینکه من میگم شماها دیکتاتور ماب هستید واقعیت رو میگم. تلوزیون رادیو دروس مدارس و..... همه دارن تاریخ اسلام رو میگن. از این تبلیغات که 40 ساله هیچ نتیجه فرهنگی و مذهبی مردم و کشور نگرفتن نتیجه عکس هم گرفتن حالا یک جا تو یک وبلاگ دو نفر بیان دوتا حرف تاریخ ایران باستان بزنن اون هم دوست ندارید ببنید. تا چند تا بحث تاریخی روی اریایی گرایی شد اومدین رو اریایی گرایی تبعاتش و ... مقاله کپی پیست کردید. امثال شما ها هم پیش اومده مستقیم به ما انگ اسلام ستیز بودن و این حرف ها زدن.
اوکی من معذرت میخوام
خداحافظ
اعتقاداتتان به من ربطی ندارد. بنده هیچ انگی به شما نزدم اما شما در این چند پست سه چهار افترا و برچسب به ما چسباندید. صرفا یک مقاله معرفی شد که گمان نکنم نویسنده اش مذهبی باشد یا معتقد به سیستم سیاسی کنونی. اما شما به کجاها که ربطش ندادید!

ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 6 روز پيش   #12 (لینک نوشته)
آنـــــارشـی
 
Anarchy's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
لطفا وقتی نقل قول می گیرید طوری بگیرید که متوجه بشوم. خواستید صحبت ها را جدا کنید، بخش اول را نقل بگیرید ومتن تان را بنویسید، بعد بقیه صحبت ها را زیر نوشته تان منتقل کنید و نقل بگیرید و الی اخر
اس اس جان... اما یادمه قدیما ندیما خودت عمدا یا سهوا تو بحث ها نقل قول نمیگفتی و بی نام کوت میکردی! مدارکش هم موجوده ...
Anarchy آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 6 روز پيش   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله Anarchy نمايش نوشته ها
اس اس جان... اما یادمه قدیما ندیما خودت عمدا یا سهوا تو بحث ها نقل قول نمیگفتی و بی نام کوت میکردی! مدارکش هم موجوده ...
درسته انارشی خان! ان قدیمها زیاد وارد نبودم ک پاسخ ها رو تکه تکه کنم
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 5 روز پيش   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقاله: استفاده و سوء استفاده از گفتمان “آريايي گرايي”در ايران

نوشته اصلي بوسيله arminus نمايش نوشته ها
اگر تعصبات کور مذهب گرایی افراطی و خاک پرستی را کنار بگذاریم، این واقعیت را باید بپذیریم که فرهنگ ایرانی از هر لحاظ به فرهنگهای هندی و اروپایی قرابت بیشتری دارد تا فرهنگهای سامی و آلتایی. این بدان معنا نیست که فرهنگهای سامی و آلتایی بد هستند بلکه با فرهنگ اصیل ما تفاوتهای اساسی دارند.


کشور ترکیه فقط به خاطر اینکه یک وجب از خاکش در اروپا است با افتخار تمام خود را یک کشور اروپایی قلمداد می کند و عضو ناتو است، من هیچ ایرادی نمی بینم که ایران نیز حداقل از لحاظ فرهنگی خود را نزدیک به اروپا بداند، در حکومت فعلی اصرار زیادی وجود دارد که به واسطه اسلام، فرهنگ ایرانی به فرهنگ عربی نزدیک شود، گذشته از اینکه خود اعراب عموما حس بیگانگی نسبت به ما دارند، برای من سوال است که این قرابت چه تاثیری در تعالی فرهنگ ایرانی می تواند داشته باشد. همه دنبال پیشرفت هستند و ما راههای پس رفت را جستجو می کنیم!
حقیقت و واقعیت یک چیز است و خواست ها و آرزوهای درونی مان برای چسبیدن به چشم آبی های مدرن اروپایی به هر صورتی که هست، یک چیز !
نمی دانم چه پیوند فرهنگی یا تاریخی با اروپایی ها داریم اما اگر چنین پیوندی باشد، بیشتر از این را با کشورهای همسایه و به اصطلاح سامی داریم.


به نقل از مصاحبه ای اقای عبدالله شهبازی با عنوان "ایران شناسی،آریایی گرایی و تاریخ نگاری"

«...طبقه بندی زبان های هندی - اروپایی محصول این دوران است که به صورت یک سنت علمی باقی مانده و کسی جرئت سنت شکنی ندارد زیرا برای این کار به تحقیقات سنگین نیاز است . واقعاً اگر برای اثبات خویشاوندی زبان های ایرانی و سامی این همه سرمایه گذاری و کار می شد همین نتیجه را نمی داد؟ وجوه اشتراک کم نیست و مهمتر از همه مسئله خط عربی است که سلف آن یعنی خط آرامی خط رسمی امپراتوری هخامنشی بود . علت این که خط عربی پس از اسلام در ایران کاملاً رواج یافت همین است یعنی خط آرامی از گذشته بسیار دور در ایران کاربرد اساسی داشت . خط عربی بیگانه با مردم ایران نبود همانطور که خود اعراب نبودند. می دانید که بهرام گور را اعراب و به طور مشخص منذر و خاندان نصر بن ربیعه در ایران به قدرت رسانیدند . تحقیقات آقای دکتر محمدی ملایری، که اخیراً منتشر شده، در این زمینه واقعاً ارزشمند است و بسیار قابل تعمق . بنابراین، هیچ نوع شکاف عمیق و به اصطلاح ”گپ“ بزرگی میان ایرانی ها و اعراب از نظر تاریخی و فرهنگی وجود نداشت. این جعل جدیدی است که رواج فراوان پیدا کرد. به علاوه، از نظر نژادی تمایز چشمگیری میان بومیان هند و ایران وجود دارد . البته از نژاد خالص در مورد هیچ قومی نمی توان صحبت کرد ولی گرایش غالب نژادی در بخش مهمی از مردم هند و مردم ایران تفاوت های چشمگیر را نشان می دهد. این مسئله از نظر انسان شناسی جسمانی کاملاً قابل است.
امروزه، بر اساس مطالعات مردم شناس جسمانی، نظر مقبول و غالب این است که بخش مهمی از مردم شبه قاره هند ریشه های نژادی آفریقایی دارند یعنی آمیزه ای هستند از آفریقاییان مهاجر و بومیان هند. در مقابل، ایرانی ها تشابه فیزیکی زیادی با مردم بین النهرین و سایر نقاط خاورمیانه دارند . واقعاً شما در هند خود را بیشتر شبیه به مردم آن کشور حس می کنید یا در عراق و سوریه و لبنان ؟ این از نظر قوم شناسی، یعنی مردم شناسی فیز یکی و جسمانی .
این که شباهت های جدّی میان زبان های ایرانی و هندی وجود دارد مورد انکار من نیست . ولی توجه کنید که همه زبان ها خویشاوندند و ریشه مشتر ک دارند . همین شباهت ها را آیا نمی شد میان زبان های ایرانی و آشوری پیدا کرد؟ مرحوم دکتر مهرداد بهار رساله مفیدی دارد که در اوّل آلبوم تخت جمشید آقای کسراییان منتشر شده . ایشان به واژه اهورامزدا اشاره می کند که همان اشورامزاس خدای آشور است که از هور خدای خورشید مصری ها گرفته شده . هنوز هم در جنوب ایران برخی طوایف واژه هور را به معنی خورشید به کار می برند. اگر به تصاویر کتیبه ها مراجعه فرمایید حتی نشان فروهر نیز عینا از آشور گرفته شده . بنابراین، مفهوم اهورامزدا از مصر به آشور و سپس به ایران و از ایران به هند راه پیدا کرده. کاربرد نقش درخت سرو، آرایش لباس و غیره در کتیبه های آشوری و بابلی کاملاً به کتیبه های تخت جمشید شباهت دارد و کشف این شباهت اصلا به تخصص نیاز ندارد. خیلی بدیهی و چشمگیر است.

ناگندرانات گوس، که به انتقادات او بر تئوری مهاجرت آریایی ها اشاره کردم، تأثیر فرهنگ آشور بر فلات ایران را بسیار جدّی می داند. در کتیبه هومل خدایان آشوری و ایرانی، صرفنظر از تفاوت تلفظ نام ها، بسیار شبیه اند درحدی که نمی توان این همسانی را تصادفی دانست . هومل هم معتقد است که این کتیبه ثابت می کند اهورامزدا همان اشورامزاس، خدای آشوریان، است . به نظر گوس،واژه اهورا در دوران های بعد از این طریق، و با واسطه آئین مغی ایران، به هند وارد شد نه برعکس. این را قبلاً، در سال 1880 ، دکتر کریشنا بانرجی مطرح کرده بود که مفهوم ”اهور“ در ریگ ودا برگرفته از مفهوم ”اشور“ آشوریان است و بعداً کتیبه هومل این نظر را کاملاً اثبات کرد. کریشنا بانرجی زبان شناس بزرگی است و در اواخر عمر رهبر دینی هندوهای کلکته بود و دارای تألیفاتی در زمینه فرهنگ و فلسفه هند باستان است . خلاصه، به نظر دکتر گوس مفاهیم دینی بین النهرین با واسطه دین مغی ایرانیان به اقوام باستانی شمال شبه قاره هند رسوخ کرد نه برعکس. حتی بعضی از محققین زرتشتی هند نیز همین نظر را دارند . مثلا، دکتر اونوالا نقش دایره بالدار و انسان بالدار، که در نقوش ایران باستان فراوان دیده می شود و معروف ترین آن همان نقش اهورامزدا در کتیبه های دوران هخامنشی است، و نیز نقش عقاب و انسان عقاب گونه را یک سنت کهن کاملاً خاورمیانه ای می داند. این نمادهای دینی اولین بار در هزاره های سوم و دوم پیش از میلاد در مصر ایجاد شد و سپس به آشور و از این طریق به ایران و از ایران به هند راه یافت . اونوالا نیز خدای آشور را همان هور، خدای خورشید مصری ها، می داند.»

ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:51 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.