شعر باران
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

شعر و شاعران شعر بخوانید ، شعر بنویسید و شاعری کنید !

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-24-2007   #1 (لینک نوشته)
جنگجوی بی هیاهوی مغرور !
 
*سروش*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Smile وای باران.......-

وای باران.......-
هر مطلب ادبی و شعر مربوط به باران رو اینجا قرار میدهیم.

شعر باران
در شبان غم تنهايي خويش ،

عابد چشم سخنگوي توام.

من در اين تاريكي ،

من در اين تيره شب جانفرسا،

زائر ظلمت گيسوي توام.

گيسوان تو پريشانتر از انديشه من ،

گيسوان تو شب بي پايان،

جنگل عطرآلود.

شكن گيسوي تو ،

موج درياي خيال.

كاش با زورق انديشه شبي ،

از شط گيسوي مواج تو ، من

بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم.

كاش بر اين شط مواج سياه ،

همه عمر سفر مي كردم .

من هنوز از اثر عطر نفس هاي تو سرشار سرور،

گيسوان تو در انديشه من ؛

گرم رقصي موزون.

كاشكي پنجه من ،

در شب گيسوي پرپيچ تو راهي مي جست.

چشم من ، چشمهء زايندهء اشك ،

گونه ام بستر رود.

كاشكي همچو حبابي بر آب ،

در نگاه تو رها مي شدم از بود و نبود.

شب تهي از مهتاب ،

شب تهي از اختر،

ابر خاكستري بي باران پوشانده ،

آسمان را يكسر.

ابر خاكستري بي باران ، دلگير است .

و سكوت تو پس پرده خاكستري سرد كدورت ، افسوس ! سخت دلگيرتر است.

شوق بازآمدن سوي توام هست ، اما...

تلخي سرد كدورت در تو ،

پاي پوينده راهم بسته.

ابر خاكستري بي باران ،

راه بر مرغ نگاهم بسته .

واي ، باران ؛ باران

شيشه پنجره را باران شست .

از دل من اما ،

چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟!

آسمان سربي رنگ ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

مي پرد مرغ نگاهم تا دور.

واي ، باران ؛ باران

پر مرغان نگاهم را شست.

خواب ، روياي فراموشيهاست !

خواب ، را در يابم ،

كه در آن دولت خاموشيهاست .

من شكوفايي گلهاي اميدم را در روياها مي بينم .

و ندايي كه به من مي گويد :

" گر چه شب تاريك است ؛ دل قوي دار، سحر نزديك است " .

دل من ، در دل شب ،

خواب پروانه شدن مي بيند.

مهر در صبحدمان داس به دست ،

خرمن خواب مرا مي چيند .

آسمان ها آبي ،

پر مرغان صداقت آبيست .

ديده در آينهء صبح تو را مي بيند .

از گريبان تو صبح صادق ،

مي گشايد پر و بال.

تو گل سرخ مني ،

تو گل ياسمني .

تو چنان شبنم پاك سحري؟

نه ، از آن پاكتري.

تو بهاري ؟

نه ، بهاران از توست

از تو مي گيرد وام ،

هر بهار ، اين همه زيبايي را.

هوس باغ بهارانم نيست ...

اي بهين باغ و بهارانم تو !

" رنگ چشمان تو دنياي خيال "

پلك بگشا كه به چشمان تو دريابم باز

مزرع سبز تمنايم را.

اي تو چشمانت ناز ،

در من اين سبزي هذيان از توست

گرمي چشم تو تخديرم كرد

حاصل مزرعهء سوخته برگم از توست .

زندگي از تو و مرگم از توست ....

وای باران ! باران!

شيشه پجره را باران شست.

از دل من اما.......... چه کسی نقش تو را خواهد شست؟



تو بهاری؟

نه.

بهاران از توست.

هوس باغ و بهارانم نيست

ای بهين باغ و بهارانم تو!
__________________
جنگجوی بی هیاهوی مغرور
توهین های عظیمی را تحمل می کند ، وی نیروی مشت و بازوی خویش را میشناسد ،
او نیروی عظیم اراده ی خویش را می شناسد
اما ؛ هرگز
با کسی که سزاوار نبرد نیست ، نمیجنگد ....

ويرايش توسط ruya : 01-09-2012 در ساعت 03:54 PM
*سروش* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-24-2007   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
MARC's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

آخ اگه بارون چشم تو بباره..
__________________


می بخور، منبر بسوزان، آتش اندر خرقه زن
ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن



MARC آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-24-2007   #3 (لینک نوشته)
جنگجوی بی هیاهوی مغرور !
 
*سروش*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض

سروش جان شما چرا اینقدر تاپیک می زنی؟
بابا سایتو ترکوندی

ويرايش توسط ruya : 02-07-2012 در ساعت 03:19 PM
*سروش* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-24-2007   #4 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

باز باران با ترانه.....
با گوهرهای فراوان..... می خورد بر بام خانه.....

یادش به خیر......
__________________
ما را مددی که مست گردیم
بیرون ز هر انچه هست گردیم!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-24-2007   #5 (لینک نوشته)
كيست خداي دلبري ؟ابولفضل
 
javad18's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

اگه باز بارون بباره جوون ميشم دوباره
__________________

c
http://javad19.blogfa.o‌m
http://hosseyn1366.blogfa.com/

javad18 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-24-2007   #6 (لینک نوشته)
كيست خداي دلبري ؟ابولفضل
 
javad18's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

واي باران و صداي فاصله ها
javad18 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-26-2007   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
MARC's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

[شعر باران

آسمان باز خشمگین شده ای برای چه؟!
MARC آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-26-2007   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ماه گل's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

باران یعنی ریزش قطره های عشق من که بارون رو عاشقانه دوست دارم
__________________
شعر باران
اشتباهی که پشیمانم از آن در همه عمر
اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
ماه گل آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-26-2007   #9 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
masabezan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

نوشته اصلي بوسيله roshanak نمايش نوشته ها
باز باران با ترانه.....
با گوهرهای فراوان..... می خورد بر بام خانه.....

یادش به خیر......

يادم آيد روزباران
گردش يك روز ديرين
خوب وشيرين
نرم ونازك
چست وچابك
بادوپاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازسرجو
...
__________________
يادمان باشدبه فردايي بينديشيم كه زيباست
masabezan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-26-2007   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

شعر باران



اگر این دفترم را هم تمام کنم چه می شود ؟

هیچ
همچنان میان این دیوار های پوسیده خواهم ماند . مرا ببخش ، دلم هنوز تنهاست ، تنها ...
کاش میشد از این همه دلتنگی و اندوه رهایی یافت .
تو تشنگی کویر را می شناختی ، باران شدی و باریدی
باریدی بر کویر خشک تنم تا شاید دگر بار جوانه شوقی ، جدار ترک خورده سینه ام را بشکند
و به شوق خورشید قامت راست کند .
کاش می توانستم دوباره امید را به ساقه نیمه جان نیلوفری که در دلم ریشه دارد پیوند بزنم .
ای باران ، تشنه ام
ببار تا شاید طراوت تو ، نسیم شورانگیز جان خسته ام باشد و مرا به مهمانی اشک دعوت کند
تا قدم در یک تازگی محض بگذارم!
تشنه ام ای باران
تشنه تر از کویر
ببار و جانم را به وسعت بخشندگی ات جلا بده و روشنی ببخش
ببار باران
می خواهم پرنده ای باشم و در آسمانی بارانی پرواز کنم ...
__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com

مائیم و هوای یار مه رو شب روز
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز
خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-26-2007   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
سایه's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

وای باران بارن
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را میشوید؟
__________________
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-26-2007   #12 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
بهار63's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

واى فكر نكنم كسى مثل من اين قدر باران صداى باران را دوست داشته باش
اخ كه جقدر خاطره شيرين وقشنك ازاين بارون دارم
وقتى بارون مى ياد زود لباس مى بوشم مى رم زير بارون وشروع مىكنم به شعر كفتن شعر خوندن
واى كه جقدر اين بارون حال مى ده
__________________
به كسى عشق بورز كه لايق عشق باشد نه تشنه عشق جون تشنه عشق روزى سيراب مى شود
بهار63 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-26-2007   #13 (لینک نوشته)
ملکه آواتار ها
 
jodyabod's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

اگه بارون بیادو سیل بیاره
اگه برف بیادو بهمن بیاره
اگه از اسمونها سنگ بباره
من هنوزم توی راهم
کشته ی یه نیم نگاهم
آره من یه خاطر خواهم
__________________
شعر باران
جاذبه سیب آدم را به زمین زد و جاذبه زمین سیب را
فرقی نمی کند
سقوط! سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست
به جاذبه ای می اندیشم که پروازم می دهد:خدا...
jodyabod آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-26-2007   #14 (لینک نوشته)
ملکه آواتار ها
 
jodyabod's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

شعر باران
باران دل انگیزترین آهنگ دنیا

ويرايش توسط jodyabod : 06-26-2007 در ساعت 02:50 PM
jodyabod آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-26-2007   #15 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
تنهاي عاشق's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : وای باران.......-

پیوسته در یاد منی باران که نم نم می شود
دل در هوای دیدنت دریایی از غم می شود
از گریه بی تابم هنوز چشمان بی تابم ولی
تنها به یاد چشم تو با اشک همدم می شود
__________________
_____________________________________
غم تنهايي اسيرت مي كنه
تا بياي بجنبي پيرت مي كنه
تنهاي عاشق آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
باران, شعر

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:08 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.