مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور! - صفحه 4
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش  
هم میهن دوست
 
javadmoradi11's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

کانال تلگرامی بیداری ملت در مطلبی به مقایسه وضعیت بودجه حوزه‌های علمیه و دانشگاه تهران پرداخته است. بودجه مصوب شورای عالی حوزه‌های علمیه کشور با ۱۲۸۰۰۰ طلبه در سال ۹۷ معادل ۴۴۰ میلیارد تومان بود که برای سال ۹۸ معادل ۳۰۰ میلیارد تومان با شانزده درصد کاهش پیشنهاد شده است.

بودجه هزینه‌ای دانشگاه تهران با ۹۹۴۵ دانشجو در سال ۹۷ معادل ۵۹۶ میلیارد بوده که برای سال ۹۸ معادل ۶۷۹ میلیارد با ۳۲ درصد افزایش پیشنهاد شده است.

هزینه آموزش سالانه یک طلبه در دوره کارشناسی یک میلیون و هفتصد هزار تومان در نظر گرفته شده و برای یک دانشجوی کارشناسی رشته انسانی دانشگاه تهران ده میلیون و هشتصد هزار تومان، یعنی مابه التفاوت آموزش طلبه با دانشجوی دانشگاه تهران در دوره کارشناسی رشته علوم انسانی منفی ۹۱ است.

هزینه آموزش سالانه یک طلبه در دوره ارشد دو میلیون و دویست هزار تومان در نظر گرفته شده و برای دانشجوی ارشد رشته انسانی دانشگاه تهران شانزده میلیون و چهارصد هزار تومان که مابه التفاوت منفی ۱۴۲ است.

هزینه آموزشی سالانه یک طلبه در دوره دکتری دو میلیون و چهار صد هزار تومان در نظر گرفته شده است و برای دانشجوی دکتری انسانی دانشگاه تهران سی و یک میلیون و دویست هزار تومان که مابه التفاوت منفی دویست و هشتاد و هشت می‌باشد.

بدین گونه عدالت بین دو شهروند در حال تحصیل این کشور رعایت شده و از عدالت طلبی معکوس این است که عده‌ای محدود در شبکه‌های اجتماعی به هزینه تحصیلی یک طلبه اعتراض می‌کند!!!
javadmoradi11 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #46 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
arminus's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
این استاد !! گرانمایه !!!!!! نفرمودند بنیانگذاران دین یعنی پیامبران الهی علیهم السلام
هیچکدام در سن فرتوتیت و از کار افتادگی ادعای پیامبری نکردند ؟ و یا حتی
بعضی از آنها مثل حضرت عیسی علیه السلام
در گهواره اعلام رسالت کرد ؟!!!؟
و یا پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم در حالیکه همسرش مالک
یکی از بزرگترین کاروان های تجاری بود و نیازی به خدم و حشم نداشت به پیامبری مبعوث شد؟
خیر چراکه صحبت ایشان در مورد عصر حجر است یعنی چندین هزار سال پیش از پیامبرانی که نام بردید.
arminus هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #47 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
arminus's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله octagon نمايش نوشته ها
لابد از نظر اوشون باس آدم که پیر شد بندازنش سطل آشغال. چون نمیتونه کار کنه .
لابدشما تصور می کنید که از بدو خلقت انسانهایی که پیر می شدند (خصوصا آنهایی که بدون همسر و فرزند بودند) از بیمه تامین اجتماعی برخوردار بوده و بنابراین در دوران پیری هم درآمدی داشتند که با آن امرار معاش کنند؟!! واقعیت این است که علوم اجتماعی هم مانند دیگر علوم تاریخچه ای دارند و انسانها در طول زمان به تدریج به آنها دست یافته اند، بحث این نیست که علوم دینی بد بودند یا نباید بوجود می آمدند، بلکه باید بپذیریم که به دلیل یا دلایلی بوجود آمدند.
arminus هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #48 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله leonardo نمايش نوشته ها
ببینید من نمیدونم این چجور منطقیه و چجور استدلالیه. چرا باید حتما علت خاصی پشت برخورداری ما از عقل وجود داشته باشه؟ و چرا اون علت و اون کارکرد باید دین باشه؟ دلیلی مطرح نکردید!
فکر نمی کنم که تعریف کارکرد برای استثنایی ترین پدیده هستی یعنی عقل
نیاز به علت خاصی داشته باشد
و اینکه چرا باید این کارکرد انتخاب دین باشد این است که ما
چاره ای جز انتخاب یکی از دو راه دین و نقطه مقابل آن نداریم و با توجه به اینکه نقطه مقابل دین هیچ نیازی به عقل ندارد
اختیار ما منحصر در انتخاب دین می شود.
من تفاوت خواست های غریزی و غیرغریزی رو نمیفهمم. یعنی میفهمم اما شما به غلط هرچیز غیردینی رو غریزی و حیوانی تلقی میکنید!
تفاوت غریزی و غیر غریزی کاملا روشن است
آنچه غریزی است اختیار و انتخاب در آن راهی ندارد و اوج و فرود هم ندارد
زنبور عسل یک میلیون سال پیش عسل تولید می کرده و اکنون نیز مشغول به همین کار است و
یک میلیون سال آینده نیز بدون هیچ تغییری به این کار ادامه خواهد داد
به خلاف انسان که چون
تنها تحت هدایت غریزه نیست لذا هر روزش متفاوت با روز قبل است

برخلاف چیزی که شما سعی دارید القا کنید، من منظورم از زندگی خوب زندگی حیوانی و تبعیت از غرایز حیوانی نبود
منظورتان از زندگی خوب و تفاوت آن با زندگی یک حیوان فاقد عقل و شعور به روشنی بیان کنید و
بگویید در پایان زندگی چه فرقی بین زندگی خوب یک انسان و مثلا یک آهو وجود دارد؟
چون علم پاسخ به برخی سوالات را نمیداند باید به ریسمان دین چنگ بزنم؟ علم برای گفته هایش دلیل قانع کننده دارد. علم صادقانه و فروتنانه میگوید من همه چیز را نمیدانم و آن چیزهایی که میگویم نیز میتواند اشتباه باشد. علم خودش را دائم تصحیح میکند. قوانین فیزیک یا نجوم را به هر کسی بگویی میپذیرد چون شواهد و دلایل بسیار قانع کننده دارد.
اشتباه نکنید منظور من تمسک به خدای حفره ها نیست
بلکه تنها یک پاسخ ساده و البته معقول برای سوال از چرایی زندگی می خواهم
به غیر از حکم غریزه که هر موجود زنده ای را وادار به تلاش برای زنده بودن و زندگی کردن می کند
دلیل دیگری برای زنده بودن و زندگی کردن وجود دارد ؟
نظر من این است که علم میلیاردها سال دیگر هم قادر به پاسخ دادن به این سوال نیست
چرا که اصلا در حیطه تشخیص علم نیست و تنها
دین است که می تواند پاسخ صریح و روشنی به این سوال بدهد.
اما دین یک ادعای بسیار گنده را مطرح میکند و آن اینکه همه چیز را میداند و حقیقت مطلق را کشف کرده است. در حالی که برخلاف علم دلایل قانع کننده ای ندارد و مساله ای بسیار خدشه پذیر است.
بله دین مدعی است که قادر است همه حقیقت را
به انسان ارائه کند و او را هدایت نماید و
صد البته این به معنای پاسخ به سوالات پزشکی، مهندسی، نجوم و .... از طرف دین نیست و دین چنین ادعایی ندارد.
بگذارید قدری فراتر بروم. اگر روزی وجود خدا برای من اثبات شد من خواهم پذیرفت که خدا وجود دارد. اما این بدین معنا نیست که تن به پرستش او بدهم یا هرچه گفت تبعیت کنم! چون برای آن نیز به طور جداگانه باید دلیل منطقی وجود داشته باشد. فعلا دلیل منطقی برای پرستش خدا نمیبینم!
در آموزه های دین به این حالت می گویند استکبار
عدم خضوع در برابر حقیقت مطلقی که همه هستی ما از اوست و به ما وجود را هدیه داده است
هر عقلی سلیمی حکم به وجوب تشکر و قدردانی از کسی که به او محبتی کرده است
می کند
حال چطور ممکن است موجود ضعیفی مانند انسان در برابر خالق مطلقی به نام خدا
اینگونه شاخ و شانه بکشد ؟
__________________
مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!


اگر تاکنون نتوانسته اید با خداباوری کنار بیایید و برهانها و استدلال های مرسوم نتوانسته اند شما را قانع کنند مطالعه مطالب مطرح شده در این کتاب داروی درد شماست و پس از مطالعه، دنیایی متفاوت با گذشته را تجربه خواهید کرد.

ويرايش توسط kousha : يك هفته پيش در ساعت 08:37 AM
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #49 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله arminus نمايش نوشته ها
خیر چراکه صحبت ایشان در مورد عصر حجر است یعنی چندین هزار سال پیش از پیامبرانی که نام بردید.
اونوقت برای این ادعاشون سند معتبری هم ارائه کردند و یا اینکه
شخصا خودشون حضورا مشاهده فرموده بودند ؟ !
و اینکه چون چیزی علیه دین ادعا کردند اصلا نیازی به سند و مدرک نیست و خودبخود و
به صورت کاملا خودکار ثابت است و هیچ شک و شبهه ای در اون نیست ؟
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #50 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
octagon's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله arminus نمايش نوشته ها
لابدشما تصور می کنید که از بدو خلقت انسانهایی که پیر می شدند (خصوصا آنهایی که بدون همسر و فرزند بودند) از بیمه تامین اجتماعی برخوردار بوده و بنابراین در دوران پیری هم درآمدی داشتند که با آن امرار معاش کنند؟!! واقعیت این است که علوم اجتماعی هم مانند دیگر علوم تاریخچه ای دارند و انسانها در طول زمان به تدریج به آنها دست یافته اند، بحث این نیست که علوم دینی بد بودند یا نباید بوجود می آمدند، بلکه باید بپذیریم که به دلیل یا دلایلی بوجود آمدند.
این مسیر تکاملی به تشکیل حکومت انجامیده اکثرا نه دین ها
__________________
ایمان بیاوریم.........

مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

.........به آمدن سرمای مرد کش
octagon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #51 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
arminus's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
اونوقت برای این ادعاشون سند معتبری هم ارائه کردند و یا اینکه
شخصا خودشون حضورا مشاهده فرموده بودند ؟ !
و اینکه چون چیزی علیه دین ادعا کردند اصلا نیازی به سند و مدرک نیست و خودبخود و
به صورت کاملا خودکار ثابت است و هیچ شک و شبهه ای در اون نیست ؟
شما شخصا خودتان خداوند را مشاهده فرموده اید؟! انسان قدرت تفکر و تحلیل و بررسی دارد و نیازی نیست هرچیزی را شخصا مشاهده کند تا به وجود آن پی ببرد، آثار مربوط به votive offerings (نذری یا پیشکش برای خدایان) از عصر حجر پیدا شده اند، شواهد بسیار دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد ادیان نخستین برای منفعت های صرفا دنیوی به وجود آمده بودند.
arminus هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #52 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
javadmoradi11's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
اونوقت برای این ادعاشون سند معتبری هم ارائه کردند و یا اینکه
شخصا خودشون حضورا مشاهده فرموده بودند ؟ !
و اینکه چون چیزی علیه دین ادعا کردند اصلا نیازی به سند و مدرک نیست و خودبخود و
به صورت کاملا خودکار ثابت است و هیچ شک و شبهه ای در اون نیست ؟
اگر باقی نظریات آن استاد دانشگاه نیز بر پایه اوهام بوده باشد وای به حال دانشجویانش!
javadmoradi11 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #53 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
javadmoradi11's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله motofaker نمايش نوشته ها
مسیحیت و کلیسا استقلال مالی کامل دارند و دارای کشور مستقل و دربار واتیکان هستند و نه تنها کمکی و بودجه ای از دولت ها در یافت نمیکنند بلکه بعلت کمک شایان توجهی که مردم به کلیسا میکنند ،کلیسا ها امور خیریه متعدد و کمک های زیادی به نیازمندان میکنند
به نظرم کشورهای مسیحی در زمینه کمک به نهادهای دینی از ما جلوتر هستند. در این کشورها کسانی که تمایل داشته باشند میتواند حدود 8 تا 9 درصد از مالیاتی که به دولت می دهند را به امور دینی اختصاص دهند. در حالی که در ایران کسانی که مایل به پرداخت خمس یا زکات باشند همزمان باید مالیات دولت را هم بدهند. در واقع کمک مردم به کلیسا در آن کشورها از طریق تخفیفی است که دولت برای مالیات آنها قائل می شود. به عبارت دیگر دولت از بخشی از مالیاتش می گذرد تا به نهادهای دینی کمک شود.
javadmoradi11 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #54 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
motofaker's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

شنیده ام مسیحیان ۲۰ در صد در امدشونو به کلیسا ها میدهند
__________________
این نغمه محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی است آواز باد و باران
motofaker آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #55 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
javadmoradi11's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله motofaker نمايش نوشته ها
شنیده ام مسیحیان ۲۰ در صد در امدشونو به کلیسا ها میدهند
عرض کردم به صورت اختصاص دادن مالیات پرداختی از دولت است. این مساله اختصاص به مسیحیان آن کشورها ندارد، بلکه سایر ادیان هم مورد حمایت دولت هستند.
javadmoradi11 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #56 (لینک نوشته)
The Whistleblower
 
Leonardo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
فکر نمی کنم که تعریف کارکرد برای استثنایی ترین پدیده هستی یعنی عقل
نیاز به علت خاصی داشته باشد
و اینکه چرا باید این کارکرد انتخاب دین باشد این است که ما
چاره ای جز انتخاب یکی از دو راه دین و نقطه مقابل آن نداریم و با توجه به اینکه نقطه مقابل دین هیچ نیازی به عقل ندارد
اختیار ما منحصر در انتخاب دین می شود.
تفاوت غریزی و غیر غریزی کاملا روشن است
آنچه غریزی است اختیار و انتخاب در آن راهی ندارد و اوج و فرود هم ندارد
زنبور عسل یک میلیون سال پیش عسل تولید می کرده و اکنون نیز مشغول به همین کار است و
یک میلیون سال آینده نیز بدون هیچ تغییری به این کار ادامه خواهد داد
به خلاف انسان که چون
تنها تحت هدایت غریزه نیست لذا هر روزش متفاوت با روز قبل است
خب تفاوت من و شما همین است. من این ادعاها را بسیار گزاف و شواهدی را که برای اثبات آن
ارائه می‌دهید ناکافی می‌دانم! اینکه این مسائل از نظر شما «واضح» هستند کافی نیست.

منظورتان از زندگی خوب و تفاوت آن با زندگی یک حیوان فاقد عقل و شعور به روشنی بیان کنید
منظور من از زندگی خوب، زندگی خوب به همان شکلی که یک انسان دیندار فکر می‌کند می‌تواند
داشته باشد بود! زندگی لذت‌بخش، توام با خوشبختی و حس رضایت، شکوفایی استعدادها و
معنویت و اخلاق و ازخودگذشتگی!
البته ممکن است حس جاودانگی فاکتور گرفته شود. هرچند یک بی‌خدا هم می‌تواند دین داشته
باشد یا به زندگی پس از مرگ باور داشته باشد! نکته ظریفی که شما به آن توجه نمی‌کنید!

و
بگویید در پایان زندگی چه فرقی بین زندگی خوب یک انسان و مثلا یک آهو وجود دارد؟
از چه نظر؟ تفاوت که مسلما دارند! در هرصورت یک خداباور مزیت خاصی نسبت به خداناباور ندارد!

اشتباه نکنید منظور من تمسک به خدای حفره ها نیست
بلکه تنها یک پاسخ ساده و البته معقول برای سوال از چرایی زندگی می خواهم
به غیر از حکم غریزه که هر موجود زنده ای را وادار به تلاش برای زنده بودن و زندگی کردن می کند
دلیل دیگری برای زنده بودن و زندگی کردن وجود دارد ؟
نظر من این است که علم میلیاردها سال دیگر هم قادر به پاسخ دادن به این سوال نیست
چرا که اصلا در حیطه تشخیص علم نیست و تنها
دین است که می تواند پاسخ صریح و روشنی به این سوال بدهد.
من احساس می‌کنم شما بیشتر دارید یک ایراد از زندگی ناباوران می‌گیرید تا اینکه چیزی رو
بخواید ثابت کنید. از نظر شما زندگی بدون خدا یک چیز بی‌معنی میشه. چرا همچین نظری
دارید؟ زندگی همراه با اعتقاد به خدا چه برتری‌هایی داره؟!

بله دین مدعی است که قادر است همه حقیقت را
به انسان ارائه کند و او را هدایت نماید و
صد البته این به معنای پاسخ به سوالات پزشکی، مهندسی، نجوم و .... از طرف دین نیست و دین چنین ادعایی ندارد.
صدها دین وجود داره و باورمندان هرکدوم راه متفاوتی رو باور دارند! تو این آشفته‌بازاری که پر از
شک و شبهه هست شما مدعی هستید قضیه خیلی روشن است! شاید شما قوه ادراک
خارق‌العاده‌ای دارید! وگرنه برای یک انسان معمولی چنین نیست.
در آموزه های دین به این حالت می گویند استکبار
عدم خضوع در برابر حقیقت مطلقی که همه هستی ما از اوست و به ما وجود را هدیه داده است
هر عقلی سلیمی حکم به وجوب تشکر و قدردانی از کسی که به او محبتی کرده است
می کند
حال چطور ممکن است موجود ضعیفی مانند انسان در برابر خالق مطلقی به نام خدا
اینگونه شاخ و شانه بکشد ؟
این اصلا بی‌احترامی نیست. این عین منطق و حقیقت‌طلبی است! شما متوجه نیستید. به
عنوان نمونه اول باید انگیزه این موجود از خلق ما مشخص شود! تشکر و قدردانی هم با
«پرستش» یکی نیست! فکر کنم متوجه نیستید چه می‌فرمایید. ما هر روز خضوع و تشکر و
قدردانی را برای پدر و مادر و استاد و ... به جا می‌آوریم!

اگر یک نفر از قوم اینکا به میان ما بیاید مطمئنا از نپرستیدن خورشید توسط ما متعجب خواهد شد.
بدون خورشید آن‌ها در کوهستان‌های سرد پِرو از سرما می‌لرزیدند و یخ می‌زدند. اما من و شما
اعتقاد راسخ داریم که خورشید خدا نیست!
ممکن است از نظر او هم دید ما به خورشید مستکبرانه باشد! :))

البته من آن خدای طبیعی را به خدایان رایج فعلی ترجیح می‌دهم. چون حداقل یک نمود واضحی
از خود دارند و نیز مستقیما به طبیعت و به ما انسان‌ها سود می‌رسانند!
__________________

By the rivers, the rivers of Babylon
We lay down and wept and wept for thee Zion
We remember, we remeber
We remember thee Zion

Leonardo هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 6 روز پيش   #57 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kousha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله leonardo نمايش نوشته ها
خب تفاوت من و شما همین است. من این ادعاها را بسیار گزاف و شواهدی را که برای اثبات آن
ارائه می‌دهید ناکافی می‌دانم! اینکه این مسائل از نظر شما «واضح» هستند کافی نیست.
به طور واضح و روشن اشکالاتی که بر این مدعا وارد است را بیان کنید.
منظور من از زندگی خوب، زندگی خوب به همان شکلی که یک انسان دیندار فکر می‌کند می‌تواند
داشته باشد بود! زندگی لذت‌بخش، توام با خوشبختی و حس رضایت، شکوفایی استعدادها و
معنویت و اخلاق و ازخودگذشتگی!
به نظر می رسد قیاس زندگی مبتنی بر دین با
زندگی مبتنی با ناباوری
اصلا ممکن نباشد
یک متدین شهادت در راه اعتقادات خود در اوج جوانی و بهره مندی از مواهب دنیا را
عین سعادت و موجب فلاح و رستگاری می بیند
در حالیکه برای یک ناباور هدف از زندگی
نهایت بهره مندی از عمر کوتاه دنیاست و کشته شدن در راه اعتقادات چیزی جز حماقت محض نیست.
معنویت و مقوله هایی از جنس از خودگذشتی بر اساس مبانی ناباوری
قابل توضیح و توجیه نیستند.
البته ممکن است حس جاودانگی فاکتور گرفته شود. هرچند یک بی‌خدا هم می‌تواند دین داشته
باشد یا به زندگی پس از مرگ باور داشته باشد! نکته ظریفی که شما به آن توجه نمی‌کنید!
با تکیه بر مبانی ناباوری توضیح دهید.
از چه نظر؟ تفاوت که مسلما دارند! در هرصورت یک خداباور مزیت خاصی نسبت به خداناباور ندارد!
شک نکنید که حتی یک تفاوت جزئی نمی توانید پیدا کرده و بیان کنید
تک تک ثانیه های زندگی یک خداباور می تواند برای او دارای مزیت باشد اما
چیزی جز یک عمر سرگردانی و در پایان هم مرگ و نابودی
برای یک ناباور قابل تصور نیست
من احساس می‌کنم شما بیشتر دارید یک ایراد از زندگی ناباوران می‌گیرید تا اینکه چیزی رو
بخواید ثابت کنید. از نظر شما زندگی بدون خدا یک چیز بی‌معنی میشه. چرا همچین نظری
دارید؟
بله قطعا
قصد من این است که به شما و کسانی که مثل شما فکر می کنند نشان دهم که
کوچکترین دلیل عقلی و منطقی برای زندگی کردن بدون خدا
وجود ندارد
اینجا این من نیستم که باید چیزی را ثابت کنم بلکه کسی که خدا را نفی می کند
باید ثابت کند با نفی خدا خللی در عقلانیت انسان حاصل نمی شود
البته بماند که اصلا انسان بدون تکیه بر وجود خدا قابل تبیین و تعریف نیست.
زندگی همراه با اعتقاد به خدا چه برتری‌هایی داره؟!
زندگی یک معتقد کاملا هدفمند و همراه با معناست
او زندگی نمی کند که در پایان بمیرد و همه چیز پوچ و نابود شود !
بلکه زندگی او مقدمه ای است برای رسیدن به زندگی حقیقی و ابدی
صدها دین وجود داره و باورمندان هرکدوم راه متفاوتی رو باور دارند! تو این آشفته‌بازاری که پر از
شک و شبهه هست شما مدعی هستید قضیه خیلی روشن است! شاید شما قوه ادراک
خارق‌العاده‌ای دارید! وگرنه برای یک انسان معمولی چنین نیست.
در این مرحله هدف تنها اثبات نامعقول بودن زندگی بدون باور و اعتقاد است
اینکه کدام یک از ادیان حق و کدام یک باطل هستند موضوع بحث در مرحله بعد است.
این اصلا بی‌احترامی نیست. این عین منطق و حقیقت‌طلبی است! شما متوجه نیستید. به
عنوان نمونه اول باید انگیزه این موجود از خلق ما مشخص شود! تشکر و قدردانی هم با
«پرستش» یکی نیست! فکر کنم متوجه نیستید چه می‌فرمایید. ما هر روز خضوع و تشکر و
قدردانی را برای پدر و مادر و استاد و ... به جا می‌آوریم!
تشکر از هر موجودی با توجه به شأن و مقام و جایگاه آن موجود تعریف و انجام می شود
میان تشکر از والدین و تشکر از استاد و مقدار آن تفاوت زیادی وجود دارد و
همینطور سایر کسانی که لازم است از آنها تشکر کنیم و
به طور طبیعی نوع تشکر از خدا
نمی تواند قابل قیاس با تشکر از هیچ موجود دیگری باشد چرا که او منشاء وجود ماست و
شاید به همین دلیل است که خداوند در قرآن تشکر از خود و
تشکر از والدین را در کنار هم ذکر کرده است:
ان اشکر لی و لوالدیک
در مورد انگیزه هم می توانید بحث فیاض بودن خداوند را پیگیری کنید
به طور خیلی ساده یک انسان سالم و وارسته
اگر چیزی داشته باشد که از آن لذت ببرد دوست دارد که آن چیز را در اختیار دیگران هم قرار دهد تا آنها نیز لذت ببرند و
وجود نسبت به خداوند چنین حالت و جایگاهی دارد.

اگر یک نفر از قوم اینکا به میان ما بیاید مطمئنا از نپرستیدن خورشید توسط ما متعجب خواهد شد.
بدون خورشید آن‌ها در کوهستان‌های سرد پِرو از سرما می‌لرزیدند و یخ می‌زدند. اما من و شما
اعتقاد راسخ داریم که خورشید خدا نیست!
ممکن است از نظر او هم دید ما به خورشید مستکبرانه باشد! :))

البته من آن خدای طبیعی را به خدایان رایج فعلی ترجیح می‌دهم. چون حداقل یک نمود واضحی
از خود دارند و نیز مستقیما به طبیعت و به ما انسان‌ها سود می‌رسانند!
برای درک حقیقت لازم است تفکر عاقلانه تری داشت و از افق بالاتری به هستی و
پدیده های آن نگریست
صحبت ما از موجودی است که لیس کمثله شیء
هیچ چیز مثل او نیست
هستی محض و محض هستی است و نشانه های هستی او
سراسر آفاق را پر کرده و
تا عمق جانهای ما نفوذ کرده است؛
سَنُريهِمْ‏ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيد
بزودى نشانه‏ هاى خود را در اطراف عالم و در درون جانشان به آنها نشان مى‏ دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است؛ آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟
kousha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 5 روز پيش   #58 (لینک نوشته)
The Whistleblower
 
Leonardo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
به طور واضح و روشن اشکالاتی که بر این مدعا وارد است را بیان کنید.
گزاره های مشخص شده نیاز به اثبات دارند:

وجود قوه ای به نام عقل در انسان حتما به دلیل کارکرد خاصی
بوده است

چرا فکر می‌کنید وجود عقل در انسان به دلیل کارکرد خاصی بوده است؟! البته پاسختان به این
پرسش این بوده:
فکر نمی کنم که تعریف کارکرد برای استثنایی ترین پدیده هستی یعنی عقل
نیاز به علت خاصی داشته باشد
یعنی میگید این مساله واضح است و نیازی به دلیل آوردن نیست! این همه بحث بین طبیعت‌گرایان
با دینداران سر همین مساله‌اس که آیا هدف برنامه ریزی شده‌ای پشت این دنیا هست یا نه! پس
چیز واضحی نیست!

نقطه مقابل دین هیچ نیازی به عقل ندارد


به نظر می رسد قیاس زندگی مبتنی بر دین با
زندگی مبتنی با ناباوری
اصلا ممکن نباشد
یک متدین شهادت در راه اعتقادات خود در اوج جوانی و بهره مندی از مواهب دنیا را
عین سعادت و موجب فلاح و رستگاری می بیند
در حالیکه برای یک ناباور هدف از زندگی
نهایت بهره مندی از عمر کوتاه دنیاست و کشته شدن در راه اعتقادات چیزی جز حماقت محض نیست.
معنویت و مقوله هایی از جنس از خودگذشتی بر اساس مبانی ناباوری
قابل توضیح و توجیه نیستند.
اخلاقگرایی و معنویت کاملا با خداناباوری سازگار است. شما همه چیز را با آن دریچه خاص ذهنی
خود می‌سنجید. منظور من فداکاری در راه اعتقادات نبود! فداکاری در راه یک هدف خوب مثل نجات
جان عزیزان را گفتم!
اتفاقا فداکاری برای یک دیندار معنا ندارد. فداکاری یعنی اینکه بدون چشمداشت از خود بگذری تا
به دیگران کمک شود. مثلا جانت را بدهی تا افراد دیگری زنده بمانند. اما یک شخص خداباور که
اعتقاد دارد جاودان است دقیقا از چه چیز خود می‌گذرد؟ اگر جان خود را فدا کند (طبق اعتقادی که
دارد) ثواب زیادی می‌برد و یک زندگی جاودان در بهشت خواهد داشت. خب این کجاش فداکاریه؟

اگر شما فداکاری را حماقت می‌نامید ما آن را یکی از والاترین مدارج انسانیت می‌نامیم که بسیار
باارزش است!

جالب است و البته طبیعی. از نظر شما حتما شخص باید در قبال کار خوب خودش، پاداشی
دریافت کند وگرنه حماقت است! این چیزی که شما از آن صحبت می کنید بیشتر شبیه به
کاسبی است تا اخلاق!
Leonardo هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 5 روز پيش   #59 (لینک نوشته)
The Whistleblower
 
Leonardo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
با تکیه بر مبانی ناباوری توضیح دهید.
مثال: اشخاصی که به تناسخ باور دارند ولی به خدا باور ندارند!

شک نکنید که حتی یک تفاوت جزئی نمی توانید پیدا کرده و بیان کنید
فکر می‌کنم در بخش‌های دیگر به اندازه کافی توضیح داده باشم!

تک تک ثانیه های زندگی یک خداباور می تواند برای او دارای مزیت باشد اما
چیزی جز یک عمر سرگردانی و در پایان هم مرگ و نابودی
برای یک ناباور قابل تصور نیست
چه مزیتی؟ :) سرگردانی در کار نیست. اینکه برای شما قابل تصور نیست دلیلش را نمی‌دانم!
بعد از مرگ هم یا همه نیست و نابود می‌شویم یا هیچ کداممان! اینطور نیست که خداناباور نابود
شود و خداباور جاودان بماند!

بله قطعا
قصد من این است که به شما و کسانی که مثل شما فکر می کنند نشان دهم که
کوچکترین دلیل عقلی و منطقی برای زندگی کردن بدون خدا
وجود ندارد
اینجا این من نیستم که باید چیزی را ثابت کنم بلکه کسی که خدا را نفی می کند
باید ثابت کند با نفی خدا خللی در عقلانیت انسان حاصل نمی شود
البته بماند که اصلا انسان بدون تکیه بر وجود خدا قابل تبیین و تعریف نیست.
در بخش‌های دیگر توضیح دادم.
نمی‌دانم چطور نفی خدا می‌تونه به خلل وارد کردن در عقلانیت ربط داشته باشه!!

زندگی یک معتقد کاملا هدفمند و همراه با معناست
او زندگی نمی کند که در پایان بمیرد و همه چیز پوچ و نابود شود !
بلکه زندگی او مقدمه ای است برای رسیدن به زندگی حقیقی و ابدی
همون زندگی ابدی هم از همین لحظات تشکیل شده. مثل این است که کسی بگوید عدد 10
هیچ ارزشی ندارد و پوچ است و فقط عدد بینهایت ارزشمند و حقیقی است! این منطقی نیست
چون همون عدد بینهایت هم ارزشش رو از همین عددها بدست میاره!
در ضمن همانطور که گفتم بعد از مرگ یا همه نابود می‌شویم یا هیچ یک! تفاوتی میان خداباور و
خداناباور نیست!


در این مرحله هدف تنها اثبات نامعقول بودن زندگی بدون باور و اعتقاد است
اینکه کدام یک از ادیان حق و کدام یک باطل هستند موضوع بحث در مرحله بعد است.
باشه.

تشکر از هر موجودی با توجه به شأن و مقام و جایگاه آن موجود تعریف و انجام می شود
میان تشکر از والدین و تشکر از استاد و مقدار آن تفاوت زیادی وجود دارد و
همینطور سایر کسانی که لازم است از آنها تشکر کنیم و
به طور طبیعی نوع تشکر از خدا
نمی تواند قابل قیاس با تشکر از هیچ موجود دیگری باشد چرا که او منشاء وجود ماست و
شاید به همین دلیل است که خداوند در قرآن تشکر از خود و
تشکر از والدین را در کنار هم ذکر کرده است:
ان اشکر لی و لوالدیک
در مورد انگیزه هم می توانید بحث فیاض بودن خداوند را پیگیری کنید
به طور خیلی ساده یک انسان سالم و وارسته
اگر چیزی داشته باشد که از آن لذت ببرد دوست دارد که آن چیز را در اختیار دیگران هم قرار دهد تا آنها نیز لذت ببرند و
وجود نسبت به خداوند چنین حالت و جایگاهی دارد.

برای درک حقیقت لازم است تفکر عاقلانه تری داشت و از افق بالاتری به هستی و
پدیده های آن نگریست
صحبت ما از موجودی است که لیس کمثله شیء
هیچ چیز مثل او نیست
هستی محض و محض هستی است و نشانه های هستی او
سراسر آفاق را پر کرده و
تا عمق جانهای ما نفوذ کرده است؛
سَنُريهِمْ‏ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيد
بزودى نشانه‏ هاى خود را در اطراف عالم و در درون جانشان به آنها نشان مى‏ دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است؛ آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟
شما به من نسبتِ عدم خضوع و قدرناشناسی دادید فرمودم اگر اینطور بود در برابر پدر و مادر و
استاد نیز خضوع نداشتم و تشکر و قدردانی نمی‌کردم!
فیاض بودن خدا یک فرض است!

شما دائم از اخلاقمداری دینداران سخن می‌گویید. اما متوجه نیستید که خداباوری می‌تواند تاثیر
منفی هم داشته باشد. به هر دینی نگاه می‌کنیم احکام غیراخلاقی در آن به چشم می‌خورد.
برخی بیشتر برخی کمتر. به عنوان نمونه اینکاها برای خدای خود کودک یا دختر باکره قربانی
می‌کردند! یا به خاطر اعتقاد به زندگی پس از مرگ، اگر رئیس قبیله می‌مُرد همسر، معشوقه‌ها و
دارایی‌های او را نیز دفن می‌کردند تا در زندگی بعدی از آن‌ها برخوردار باشد!

مطمئن نیستم بخواهم بیشتر از این به بحث ادامه دهم. لذت بخش بود.
Leonardo هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 5 روز پيش   #60 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
Eybaba's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مقایسه بودجه فقط یک دانشگاه با بودجه همه حوزه های علمیه کشور!

نوشته اصلي بوسيله kousha نمايش نوشته ها
نحوی بر کشتی نشست به کشتی بان گفت آیا از علم نحو چیزی می دانی ؟
کشتی بان گفت نه
نحوی گفت نصف عمرت بر فناست
کشی بان سکوت کرد به میان دریا که رسیدند دریا توفانی شد و بیم غرق شدن بر کشتی نشینان مستولی شد
کشی بان به نحوی گفت آیا از شنا کردن چیزی می دانی
نحوی گفت نه
کشتی بان گفت همه عمرت بر فناست !!!!
حال حکایت فرق بین علم حوزه و علم دانشگاه حکایت این دو شخص است
با نداستن علم تجربی قسمتی از عمر انسان بر فناست اما
با نداستن علم حوزه همه آن !!!
تجزیه خوب بود اما ترکیبت
برادر بسیجی در باب داستانی که آوردی: نحو علم حوزوی است و شنا علم دانشگاهی... پیداست که آنکس در زمان طوفان و حادثه به فنا رفته اهل حوزه بوده نه اهل دانشگاه...

واقعا" شماها چی میزنید به ما هم بدید تا قدری خوش و شاد بشیم
__________________
بخندید و بخوانید و بگویید خدا کیست؟
Eybaba آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:10 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.