پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی
امید است توانسته باشم از عقلانی و قدسی‌بودن آزادی به عنوان یک فضیلت سخن بگویم که در انقلاب اسلامی تبلور پیدا کرد و آزادی از خودبیگانگی بیرون آمد. درست است که آزادی به انسان معنا می‌بخشد، ولی در هر دوره‌ای انسان است که به آزادی معنای خاص آن دوران را می‌دهد و از این جهت باید متوجه معنای آزادی در این زمان و در بستر انقلاب اسلامی بود. زیرا وقتی بخواهیم دیگری را تبدیل به «چیز» کنیم و آن را از آنِ خود نماییم، آزادیِ او را از او گرفته‌ایم. در حالی‌که در انقلاب اسلامی معلوم شد ما از آنِ هم هستیم، ولی نه آن‌که مِلکِ هم باشیم. و این همان عبور از دوگانگیِ سوژه و اُبژه است که باید متوجه‌ی آن بود.
با انقلاب اسلامی نظرها به حقیقت معطوف می‌شود و حقیقت به معنایِ گشایش و بازبودن است و این با آزادی یکی است. زیرا حقیقت نمایاندن است و این همان آزادی است. محدودشدن موجب نفهمیدن حق بقیه است و انسان در نفهمیدن حق بقیه از حقیقت که عین گشودگی است جدا می‌شود. انسان‌ها آن‌گونه که هستند باید باشند نه در اسارت ما. آری! برون ایستایی، آزادی است، تا انسان‌ها گشوده بمانند و هرکس در نسبت با دیگری خودش باشد، با انتخاب متعالی که ریشه در جان همه‌ی انسان‌ها دارد و موجب یگانگی بین همدیگر می‌شود.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

آن‌ کسی‌که می‌خواهد سخنانی آن‌چنان کلّی بگوید که همه‌ی سخن‌ها را گفته باشد، راه تفکر را می‌بندد و اندیشیدن را به بن‌بست می‌کشاند. در همین رابطه نیز خداوند به رسول خود می‌فرماید:
«فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّر
لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ»
(غاشیه/ 21 و 22) پس می‌بینید پیامبر خدا نیز مأمور است عقل‌ها را برانگیزاند تا تفکر به میان آید.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #3 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

بی آیندگی نظام های دیکتاتوری
اجازه بدهید از «آزادی» که روح و جان جمهوریت است شروع کنم، زیرا آزادی را احساسی می‌دانم که بشر این دوران خود را بامعنا کرده و احساس آزادی را برای خود از هوایی که باید با آن تنفس کند، مهم‌تر می‌داند و لذا می‌خواهد آن را به‌دست آورد. زیرا آزادی یک نوع موجودیت به انسان می‌دهد و امروز بشر نسبت به این امر به خودآگاهی رسیده یعنی بیش از پیش احساس نیاز به آزادی را در خود احساس می‌کند و سعی دارد نظام سیاسی خود را بر مبنای آن نوع آزادی که احساس می‌کند به آن نیاز دارد بسازد و بدین لحاظ نظام‌های دیکتاتوری بیش از پیش احساس بی‌آیندگی می‌کند و مجبور می‌شوند با دیکتاتوری و خفقان و یا آویزان‌شدن به آمریکا خود را حفظ کنند، زیرا نظام‌های دیکتاتور در جان مردمی که غذای جان خود را آزادی می‌دانند جایی ندارند.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #4 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

گذرگاه تاریخی

ما در راستای تحقق انقلاب اسلامی در تاریخی که مردم نسبت به آزادی خود به خودآگاهی رسیده‌اند، در بین دو گذرگاه قرار داریم و ما فعلاً در بین این دوگذرگاه دست و پا می‌زنیم و فکر نمی‌کنم بتوانیم کار را در یک طرف تمام‌شده بدانیم و گمان کنیم دموکراسیِ غربی جمهوریت ما را مصادره کرده و یا گمان کنیم آن‌چه فعلاً هست، همانی است که در افق تاریخی انقلاب اسلامی می‌تواند محقق شود که در آن افق، اهداف دینی و هویت ملی از نقش‌آفرینی کنار گذاشته نشده‌اند.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #5 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

آزادی به معنای مدرن
در سیاست به معنای غربیِ آن‌ که با نظام جمهوریت و جواب‌گویی به آزادی بشرِ جدید شکل گرفته، هیچ‌چیز جز قدرت اهمیت ندارد و آن سیاست در ذات خود به هیچ عهد و پیمانی وفادار نمی‌باشد و این برعکسِ آموزه‌ای است که سیاست را عین دیانت می‌داند و ما در بستر پاس‌داشتِ آزادی باید آن را رعایت کنیم. و این‌جا است که آزادی به معنای مدرن آن با آزادی که روح بشر در این تاریخ به دنبال آن است متفاوت می‌شود، هرچند غرب سعی دارد طلب آزادی را که روح این تاریخ است از آنِ خود کند و به آن معنایی ببخشد که فرهنگ غربی در پی آن است. در حالی‌که آزادی یک روحِ تاریخی است و نه غربی.

عبور از جمهوریت یا زندگی بر بنیاد آزادی
حال مائیم و نظام جمهوری اسلامی و این‌که از خود بپرسیم در کجا قرار داریم و در نهایت به کجا منتهی می‌شویم؟ آیا با تأکید بر آموزه‌های دینی و با نظر به اهداف انقلاب اسلامی چاره‌ی کار عبور از جمهوریت است، یا باید بر بنیاد آزادی و با تأکید بر آن، به سوی سیاستی که عین دیانت است قدم بگذاریم و در بستر جمهوریت بر ایده‌های خود پافشاری کنیم و در سپهر اخلاق، سیاست را معنا نمائیم و گرفتار نگاهی نشویم که حضور تاریخی انقلاب اسلامی را نادیده می‌گیرد؟

جمهوریتی که باید باشد و نیست - عبور از سکولاریسم
قصد بنده در این نوشتار آن است که روشن شود به چه دلیل باید به نوعی از جمهوریت فکر کنیم که باید باشد و فعلاً نیست،
عرض بنده آن است که راه حلّ حضور در تاریخ آینده‌ی انقلاب اسلامی، نه حضور در نظام لیبرالیسم غربی است، و نه زیر پاگذاردن جمهوریتِ انقلاب اسلامی، بلکه به شکوفائی‌آوردنِ جمهوریت است؛ هرچند این امر در این دوران که لیبرال دموکراسی همه‌ی سیاست را بر اساس ذوق خود تعریف کرده، کار ساده‌ای نیست، ولی کافی است روحیه‌ی مقاومت با همه‌ی سختی‌ها و هزینه‌هایی که در پی دارد، در ما پایدار بماند تا آن جنینی که در رَحم انقلاب اسلامی در حال شکل‌گیری است، به طور سالم متولد شود و در راستای انقلاب اسلامی جمهوریتی مطابق اهداف انقلاب اسلامی و بر بنیاد آزادی به میان آید، با شکل و شمایلی که مبتنی بر سنت و مواریث گذشته و عبرت‌گیری از تجربه‌ی تاریخی ما است. تجربه‌ای که نشان داد تاریخ ما در عین داشتن ظرفیتی در حدّ تحقق انقلاب اسلامی، متأسفانه موانعی از جنس روحیه‌ی غربی در ما نهادینه شده است و عبور از آن روحیه چندان هم ساده نیست، مگر با خودآگاهیِ خاصی که در این دوران به‌شدت به آن نیاز داریم و این‌که بدانیم ما با انقلاب اسلامی در مسیر عبور از سکولاریسم وارد شده‌ایم و حتماً به آن هدف می‌رسیم هرچند آن افق در حال حاضر در دوردست‌های حیات تاریخی ما موجود است و رسیدن به آن، نیاز به «تلاش» و «مرور زمان» دارد.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #6 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

مرده های گرفتار فردیت
هرکس با جبهه‌ی اصول‌گراییِ حزبی و نوعِ ارتجاعی آن روبه‌رو شود، آن اصول‌گرایی که سعی دارد وضع موجود را با همین حالت سرد و جامد برای حفظ حاکمیت خود حفظ کند، معلوم است که باید سخت نسبت به آن‌ احساس جدایی داشته باشد. زیرا اینان در لباس مذهب و در ادعای طرفداری از انقلاب و ولایت، غیر از فهم کهنه و ارتجاعی خود، گوش به هیچ سخنی نمی‌دهند و هیچ‌کس جز خود را نمی‌بینند. اینان چه بخواهند و چه نخواهند در تاریخی قرار دارند که آن تاریخ، سال‌ها است زمان مصرفش به‌سر آمده، به همان معنایی که فرقه‌ی قرون وسطایی آل سعود فکر می‌کنند و عمل می‌نمایند بدون آن‌که بدانند در بی‌آیندگی کامل دست و پا می‌زنند. این نوع اصول‌گرایی در عین ادعای طرف‌داری از انقلاب، دشمن هرگونه تفکر و اندیشه است و بیشتر به انجمادِ اندیشه و بی‌فکری دامن می‌زند. در شرایطی که این نوع طرز برخوردها رو به کهولت نهاده و صاحبان‌اش مشاعر فهم تاریخی خود را از دست داده‌اند که هیچ نسبتی با انقلابی ندارند، انقلابی که بنا دارد آینده‌ی بشریت را زنده کند. مگر این افراد که آزادی و تعقل را برنمی‌تابند، در حال حاضر زنده‌اند که بخواهند به بشریت زندگی ببخشند؟ اینان در فردیتِ ذرّه‌ای خود، زندانی‌اند و بقیه را به حساب نمی‌آورند و باید با هوشیاری کامل تکلیف خود و انقلاب و رهبری را از این‌ها جدا کرد، در حالی‌که در این امر بسیار باید خونِ دل خورد، زیرا اینان هم به مانند حقوق‌بگیرانِ نجومی، مثل یک کَنه به انقلاب چسبیده‌اند و به صورتی دیگر به جان رگ و ریشه‌ی انقلاب افتاده‌اند. آیا کار این افراد را به حساب انقلاب اسلامی و جمهوریت آن می‌گذارید، در حالی‌که بویی از آزادی نبرده‌اند و نمی‌توانند حق همگانی که همان جمهوریتی است که با انقلاب اسلامی به میان آمده است را ببینند؟

آزادی قدسی یا آزادی عرفی
جریان اصلاح‌طلبی در فضایِ روح غربی ، برداشتی عرفی از آزادی دارد و نه قدسی، و تنها به این فکر می‌کند که چگونه از بستر آزادی، انتخاباتی را مدیریت کند که عملاً در آن انتخابات، اهدافِ انقلاب اسلامی خواسته یا ناخواسته در حجاب ‌رود. ولی ما باید به جای پشت‌کردن به آزادی به جهت سوء استفاده‌ از آن، آزادی را از بندِ چنین افکاری آزاد کنیم تا همان حریّتی که دین متذکر آن است به صحنه آید و رعایت حقوق انسانی شکوفا گردد. این نوع نگاه به آزادی، آن نگاهی است که از آموزه‌های حضرت علی به‌دست می‌آید و نه از لیبرال‌دموکراسی.
حضرت علیمی‌فرمایند: «وَ لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّا» بنده‌ی هیچ‌چیز مباش، زیرا خداوند تو را آزاد آفریده. و از دل این رهنمود می‌توان فهمید که نباید افراد به دلایل واهی آزادی دیگران را محدود کنند و این غیر از آن است که در راستای حاکمیت حکم خداوند بر هر آن‌چه حق است سر فرود آوریم.
در این رابطه با اصول‌گراییِ حزبی نیز فاصله داریم، زیرا آن نوع اصول‌گرایی به نحوِ ناعادلانه‌ای اهداف انقلاب اسلامی را در انحصار خود گرفته و ما به نحو ناخواسته‌ای در کنار آن‌ها هستیم، زیرا نمی خواهیم به همان معنایی که عرض شد، اصلاح‌طلب باشیم ولی سعی می‌کنیم قصور اصول‌گرایی را که نگاه ایدئولوژیک به دین است، به جای تفکر در دین، نادیده نگیریم.


بنده با نظر به روح انقلاب اسلامی که آزادی است، جمهوریت را یکی از شئون انقلاب اسلامی می‌دانم و باید جمهوریت نظام را پاس داشت، زیرا آزادی، به معنای حریّت، ذاتی انسان و نوعی تعیّن‌بخشی به انسان است و انسان در متن آن می‌تواند خود را بیابد و آزادی در این تاریخ به جهت شرایط خاص اجتماعی و تاریخی این زمانه به صورت جمهوریت به میان آمده است. گذشته گذشت و آینده با هرچه بیشتر به شکوفائی‌آمدنِ جمهوریت به بلوغ خود می‌رسد.


ما تنها زمانی مختار و آزاد هستیم که از آزادیِ خود آگاه شویم و این با پاسداری از جمهوریت نظام اسلامی ممکن است و در صورتی می‌توانیم آزادی خود را محقق کنیم که در نظام سیاسی خود حاضر شویم و محدودیت‌هایی که به طور طبیعی در هر نظام جمهوری پیش می‌آید را بر خود حمل نماییم و در کنار عبور از لیبرال‌دموکراسیِ غربی که فعلاً در متن جمهوریتِ خود بدان مبتلا هستیم، بتوانیم از اصول‌گرایی حزبیِ تنگ‌نظرانه نیز عبور کنیم.


اگر در نگاهی پدیدارشناسانه با هم به این نتیجه رسیده‌ایم که بزرگ‌ترین مسئله‌ی انسان در این تاریخ، آزادی است و خداوند اراده‌ی خود را در آزادی انسان به ظهور می‌آورد، باید تلاش کنیم جمهوریت را محل اراده‌ی الهی گردانیم و این امیدی است که به نظر بنده در حضرت امام خمینی
«رض» و مقام معظم رهبری«حفظه‌ اللّه» بوده و هست، و در این رابطه حضرت امام فرمودند: این قرن، قرنِ نابودی ابرقدرت‌ها است و رهبر معظم انقلاب فرمودند: این قرن، قرن اسلام است. زیرا با انقلاب اسلامی در مردم ما آگاهی جدیدی نسبت به آزادی به میان آمده است و راز خشم دولت‌های ارتجاعی و دولت‌های لیبرال‌دموکرات از نظام اسلامی به این جهت است. حال از شما می‌پرسم باید جمهوریت را از شکل عرفی آن نجات داد و یا زیر پا گذاشت؟
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #7 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

سرآغازی برای دیانت حقیقی
در مباحث فلسفی، روند شکل‌گیری خودآگاهی نسبت به فلسفه مورد بحث قرار می‌گیرد و حضرت امام خمینی«رض» با همان شعور إشراقی خود تا آن‌جا متوجه این امر شدند که برای تحقق جمهوری اسلامی رأی مردم را به میان آوردند، در حالی‌که در آن زمان همه‌ی مردم به هر آن‌چه حضرت امام پیشنهاد می‌کردند تن می‌دادند، ولی امام با طرح رأی‌دادن به نظام، روحِ تاریخی ملت را در آن‌ها زنده کرد و معنابخشی تاریخی را صورت عملی بخشید. در این رابطه همه‌ی ما به خوبی با جان خود احساس کرده‌ایم که اسلامِ داعش یک اسلام دروغین است زیرا آزادی را نمی‌فهمد، ولی اسلام حقیقی که ضد اسلام داعش است حتماً آزادی انسان را پاس می‌دارد، هرچند باید برای آن هزینه دهد و ظاهراً شرایط طوری شده است که ما با پاس‌داشتِ آزادی که فعلاً با روح غربی و لیبرالیته‌شدنِ آزادی، آلوده شده و با دامن‌زدن به جمهوریت، از اهداف اصلی انقلاب عقب می‌افتیم، ولی این سرآغازی است که ما را به معنای حقیقیِ دیانت می‌رساند از آن جهت که دیانت در قالب تحجر، دیانت نیست.

elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #8 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

آزادی در قالب جمهوریت
با توجه به این‌که آزادی مثل هر معنایِ قدسی و هر اسمی از اسماء الهی، خود را در قالب چیزی نشان می‌دهد، می‌توان به این نکته فکر کرد که در این تاریخ، آزادی خود را در قالب جمهوریت به صحنه آورده تا هرکس بتواند حق خود را در متن آزادی مطالبه کند و هرکس با رعایت حقوق انسان‌ها، آزادیِ آن‌ها را پاس دارد تا به خودْ هویت و موجودیت ببخشد، از آن جهت که آزادی یک نوع موجودیت برای انسان است و اراده‌ی انسان را به معنای حقیقی فعلیت می‌بخشد. زیرا اراده بدون آزادی یک مفهوم تهی است و به همین جهت خداوند در عین دستورات شرع به انسان‌ها، آزادی و اختیار انسان‌ها را برای رعایت دستورات‌اش از آن‌‌ها نگرفته، بلکه خواسته است در عین آزادیِ انسان‌ها، آن دستورات عملی گردد.

اراده مشترک

این کافی نیست که انسان به خاطر حق انتخابی که دارد خود را آزاد بداند، بلکه باید در نسبتی که با دیگران برقرار می‌کند آزادی را احساس کند. یعنی آزادی با خودمحوری شکل نمی‌گیرد، پس اگر می‌خواهیم به اراده‌ی آزاد برسیم باید به اراده‌ای مشترک دست یابیم و در این رابطه است که عرض می‌کنم افق آینده‌ی جمهوری اسلامی روشن است، زیرا اتحاد و اشتراک واقعی در توحید صورت می‌گیرد و نه در شرک.


آزادی؛ عامل قوام جامعه

حتماً به این نکته فکر کرده‌اید که «ما در دنیای ماها، ما هستیم و نه در دنیای من‌ها» و این یعنی به فعلیت‌آوردن خود در بستر جمهوری اسلامی. و آل سعود چون این را نمی‌فهمد، در بی‌آیندگی به‌سر می‌برد و مجبور است مثل دون‌کیشوت عمل کند، مثل بعضی از مذهبی‌های ما یا مثل بعضی از نیروهای امنیتی که متوجه نیستند انسان‌ها در ارتباط با انسان‌ها، انسان می‌شوند، پس باید تا آن‌جا که ممکن است نسبت به بقیه شکوفا بود و گشودگی داشت تا آن‌ها را فهمید، وگرنه با تصورات خود نسبت به دیگران زندگی می‌کنیم. یعنی با ترساندن مردم نمی‌توان جامعه را حفظ کرد، با جمهوریت و رعایت آزادی می‌توان جامعه را قوام بخشید و حفظ نمود. البته این‌که باید بزهکاران مرعوب باشند که باید باشند، امر دیگری است.

ثمر دادن اراده آزاد
ما در نظام جمهوری اسلامی و رعایت حق آزادی انسان‌ها مطابق آموزه‌های دینی به آن نوع از خلاقیت سیاسی دست می‌یابیم که با تفکر و تقوا همراه است و از این طریق جمهوریت شکوفا می‌شود و از لیبرال‌دموکراسی که جواب‌گوی به امیال سرگردان مردمان است، فاصله می‌گیریم. زیرا اراده‌ی آزاد وقتی ثمر می‌دهد که از اندیشه تهی نباشد.

تا انسان نداند چه چیزی را باید اراده کند و وقتی حق و حقیقت مدّ نظر انسان‌ها نباشد آزادی چگونه پاس‌داشته می‌شود؟

رهایی از زندان فردیت

در فضای لیبرال‌دموکراسی، انسان‌ها تنها خودِ صوری خود را به‌عنوان انسان مدرن معنا کرده‌اند و جمهوری اسلامی با نظر به حقیقتِ آزادی بنا دارد با ارزش‌نهادن به آزادی، این نوع برداشت از خود را اصلاح کند، نه آن‌که انسان‌ها را سرکوب نماید، هرچند معلوم است این مسیر در فضای سیطره‌ی فرهنگ مدرنیته چندان هموار نیست. ولی نباید فراموش کرد که شکل‌گیری ابعاد متعالی انسان در راستای بازشناسی دیگران و احترام به آزادی و حقوق دیگران شکل می‌گیرد و از این طریق انسان از زندان فردیتِ ذرّه‌ایِ خود آزاد می‌شود و در وسعتی ماورای اُبژه و سوبژه به درک حقایق می‌رسد، به همان معنایی که «من‌ها»، «ما» می‌شوند و آزادی هرکس در درک آزادی دیگری برای هرکس احساس می‌گردد. این آن نوع آزادی است که می‌شود انسان برای تحقق آن نوع آزادی، انواع سختی‌ها را تحمل کند و حتی جان خود را جهت تحقق آن به خطر بیندازد.


اگر به یک معنا دموکراسی به گفته‌ی هایدگر جواب‌گویی به میل‌ها و اهواء سرگردان است که هست و امکان این هست که در جمهوریت هوس‌های سرگردان به میدان آید، با این‌همه، آزادی بدون جمهوریت ضمانت و بقایی ندارد و اگر بر جمهوریت تأکید نشود در این تاریخ احساس انسان‌ها نسبت به آزادی سرکوب‌ خواهد شد، از این جهت باید آزادی طوری به میان آید که زندگیِ ما را شکل دهد. البته این نکته باقی می‌ماند که چگونه باید زهر مسموم جمهوریت را کشید که از این جهت در تشکیلات سیاسی، وجود شورای نگهبان امر بسیار مبارکی است تا هرکس به امید تحریک امیال مردم نخواهد جمهوریت را آلوده کند و افرادی که تا حدّی آزادی را از بی‌بند و باری تفکیک می‌کنند نامزد انتخاب مردم باشند و از این مهم‌تر باید از طریق انقلاب اسلامی افقی گشوده شود که انسان‌ها آزادی خود را سخت محترم بشمارند و اراده‌ی آزاد خود را از انواع آلودگی‌ها حفظ کنند
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #9 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

آزادیِ حقیقی؛ بستر ظهور حضرت حجت
با این اوصاف آیا می‌توان گفت: «امروز اسارت در جمهوری حجاب بزرگی شده تا انقلاب اسلامی نتواند به درستی ظهور کند؟» و طوری نتیجه گرفت که باید از دست جمهوریت راحت شد؟ و یا باید به این موضوع فکر کنیم که چگونه در دل همین جمهوریت، از غرب عبور کنیم و با متذکرشدن به ابعاد قدسی انسان‌ها و به خودآگاهی‌رساندن آن‌ها نسبت به آزادی راهی را که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده است را دنبال کنیم؟ اگر اراده‌ی آزاد انسان‌ها به آن‌ها گوشزد شود دیگر غرب انتخاب نمی‌شود، غربی که انسان در آن فکر و فرهنگ نسبت به انتخاب آزاد در اسارت است.
فکر می‌کنم تا حالت فوق برای انسان‌ها پیش نیاید نمی‌توان نظر حقیقی به حضرت حجت داشت از آن جهت که حضرت بنا دارند جامعه‌ای به‌وجود آید که استعدادهای انسان به اوج خود برسد و این محقق نمی‌شود مگر در بستری که انسان‌ها نسبت به آزادی خود به خودآگاهی رسیده باشند و بخواهند رها از اسارت‌ها به عالی‌ترین نقطه‌ی انتخاب خود که انتخاب پروردگار عالم است دست یابند و افقی را در مقابل خود بگشایند که در آن افق اهداف توسعه‌یافتگی ارزشی نداشته باشد، ولی البته این بدان معنا نیست که غرب را و توسعه‌نیافتگی خود را نشناسیم، زیرا در آن صورت در عزم عبور از غرب گرفتار توهّم می‌شویم
بیگانگی با زمانِ جدید، مسائل و امور را دگرگون و پراکنده جلوه می‌دهد و معمولاً توجه نمی‌شود که مسائل به‌درستی طرح نشده‌اند و به این جهت در حلّ آن‌ها نمی‌کوشند و به این پندار که با تدبیر خود آن را حلّ می‌کنند، دل‌خوش‌اند».

elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #10 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

هوای گرگ و میش
ما در بین‌الطلوعین انقلاب که هوا گرگ و میش است، قرار داریم و اگر متوجه جایگاه تاریخی خود نشویم به امید نزدیکی به میش، به گرگ نزدیک می‌شویم. و همه‌ی حرف در این یک کلمه است که اگر در بین‌الطلوعین هستیم که خورشیدِ توحید در مقابل غروبِ استکبار در حالِ بالاآمدن است و همه‌چیز گواه است که چنین طلوعی تقدیر این زمانه است، چرا با ناامیدی نظاره‌گر صحنه باشیم؟ چرا نباید برای معنابخشی به خود، خود را در پرتو این نور غرق نکنیم؟ در حالی‌که ما را فرا گرفته است. چگونه می‌توان نگهبانان انقلاب اسلامی بود اگر آن را حقیقت وجودی دوران ندانیم؟ آیا جز با گوش‌سپردن به آن از طریق وجودِ خود و به زبان‌آوردن تعلق خاطری که به آن داریم می‌توانیم بار سنگین مسئولیت این دوران را به دوش بگیریم؟

رخداد تاریخی
رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است برای جان انسان، مثل فهمیدن‌های معمولی نیست، انسان در آن واقع می‌شود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند می‌تواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده می‌شود و در آن حالت امری معنادار، اعتبار و مرجعیت خود را بر آن فرد یا ملت‌ حاکم می‌گرداند و به آن ملت خطاب می‌کند و آن ملت آن معنا را از خود می‌کند و حاضر می‌شود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید.

ما در انقلاب اسلامی در داخل رخداد حقیقت این دوران قرار گرفته‌ایم قبل از آن‌که فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیش‌فهم‌هایی در میان است در امری معنادار و معنوی که در «سنت» رخ می‌نمایاند و در افق درونی انسان‌ها عالَمی را به آن‌ها عطا می‌کند و انسان‌ها در آن عالَم از خود، فهمی خاص پیدا می‌کنند. وظیفه‌ی ما جهت تفسیر این رخداد توجه به پشتِ صحنه‌ی آن است تا بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازه‌ای از خود پیدا کنیم و وارد تاریخی اثرگذار شویم.
انقلاب خمینی«رض» را این‌گونه باید یافت و تأکید می‌کنم وقتی در بستر توحید تاریخیِ خود قرار گرفتیم، در بستر پرورش دوره‌ی آگاهی قرار گرفته‌ایم و این آگاهی، خواه ناخواه زمان‌بر است و با خون دل همراه است، ولی حتماً ما را به نتیجه می‌رساند و در بین راه متوقف نمی‌شود.
تاریخ آینه‌ی نمایش اراده‌ی خدا و تقدیر ملت‌ها است و ما در آینه‌ی رخداد انقلاب اسلامی می‌توانیم حضور خدا را در این تاریخ به نظاره بنشینیم.

کاری عظیم انجام شده
ما با انقلاب اسلامی و با اتحاد کاملِ ملت، کاری را انجام داده‌ایم که هنوز به آن آگاهی که دقیقاً بدانیم چه کاری کرده‌ایم و چگونه می‌توان آن را به مرحله‌ی بعدی رساند، نرسیده‌ایم ولی «آن‌قَدَر هست که بانک جرسی می‌آید» و شواهدی در میان است که خبر از آن دارد کاری بس عظیم صورت گرفته، حتی به دست آن‌هایی که فعلاً پشیمان‌اند از آن‌چه کرده‌اند. مگر انقلاب فرانسه به ظاهر در محدوده‌ی کشور فرانسه اتفاق نیفتاد ولی تأثیر جهانی پیدا کرد و در آن انقلاب به نام بشریت سخن گفته شد؟ هرچند در مرحله‌ای از رشد خود تناسب خود را از دست داد، که به نظر بنده به جهت آن بود که افق راهنمایی که همان مهدویت است، در مقابل خود نداشت.
آزادی به‌عنوان حقیقت انقلاب اسلامی، هدفی است که قوام انقلاب اسلامی به آن است و کسانی که به نام آزادی، انقلاب اسلامی را به صحنه آوردند باید متوجه باشند تنها با تلاش و از خودگذشتگی و تقوایِ فراوان آن هدف به فعلیت می‌آید. بدون رنج و بدون آن‌که به‌راحتی از حجاب‌های دوران بگذرد تحقق آن فعلیت ممکن نیست، . ولی بشر از آزادی خود آگاه شده و به دنبال بهترین اراده جهت تحقق آزادی است، هم‌چنان که عرض شد؛ اراده بدون موضوعی که حکایت از آزادی کند، اراده‌ای تهی است.
- حساسیت نسبت به آزادی به معنای حقیقی آن و پاس‌داشتِ آن و نظر به جمهوریت در متن آزادی حقیقی، منجر می‌شود تا تنفر انسان‌های آزاده از رواج فحشاء به نام آزادی که بستر ضایع‌کردنِ نسل‌ها است، ظهور کند و بفهمیم به اسم آزادی در جوامع اسلامی چگونه دام‌هایی برای فاسد‌کردن مسلمانان فراهم شده است.

جواب به طلبِ آزادی بشر در این دوران

آن‌چه بنده از جمهوریت در بستر انقلاب اسلامی می‌گویم آن چیزی نیست که فعلاً تحقق یافته است، بلکه تذکر به این نکته است که در بستر انقلاب اسلامی که جوابی است به طلبِ آزادی بشرِ این دوران، در سنت قدسی و نه عرفی، نوعی جمهوریت در حال تولد است که ابعاد متعالی طلب آزادیِ بشر را در زندگی زمینی او جواب می‌دهد. و فکر می‌کنم اصرار رهبری معظم انقلاب برای شرکت مردم در انتخابات با هر گرایش و سلیقه‌ای، جهت جوابگویی به همان طلبِ آزادی است تا مردم ایران آن را در خود احساس کنند.
ما تا انقلاب اسلامی را نفهمیم نمی‌توانیم مطابق تاریخی فکر کنیم که انقلاب اسلامی در آن قرار دارد و می‌خواهد مطابق این تاریخ، آزادی را معنا نماید.درست است که «جمهوریت، یک موضوع مدرن است و نسبتی با انقلاب اسلامی که بنا دارد از مدرنیته عبور کند ندارد». آری! جمهوریت مطابق تاریخی که در آن قرار داریم که خودآگاهی نسبت به آزادی است، به میان آمد و در انقلاب فرانسه متعَیّن شد. ولی آن‌چه در این تاریخ اصالت دارد آزادی است که یک موضوع انسانیِ فوق تجدد و مدرنیته است. و با خودآگاهیِ بشرِ این دوران، ظهوری خاص یعنی مطابق این دوران پیدا کرد. آیا با توجه به این امر نمی‌توان جمهوریت را از آنِ خود دانست و آن را از آنِ خودمان بکنیم، از آن جهت که آزادی را از خود می‌دانیم؟ در عین حال با لیبرال‌بازی از تفکرِ «تبرّی»، از هر آن‌چه غیر قدسی، خود را محروم نکنیم و مواظب باشیم به روحی نزدیک نشویم که افق معنوی ما را تیره و تار می‌کند؟
امید است که توانسته باشم افقی برای تفکر گشوده باشم تا هم‌چنان در این راه‌های جنگلی، روشنی‌گاه‌هایی، یکی بعد از دیگری در مقابل ما، ما را هم‌چنان به جلو و جلورفتن دعوت کند و گمان نکنیم به آن مرحله‌ای که بعد از طی مراحل قبلی می‌رسیم، مراحل بعدی، با یک جهش در مقابل ما قرار می‌گیرد، چنین نیست و معنای منطقی انتظار آیا همین نیست؟ سفری است که باید طی کرد و در این مسیر نه خسته باید شد و نه ناامید، همیشه میوه‌ی درخت در آخر ظهور می‌کند، ولی همواره آن میوه با درخت و با باغبان هست زیرا در امور حقیقی، غایتِ مفقود معنا ندارد و آن‌چنان نیست که ما در راستای رسیدن به غایت انقلاب در مرحله‌ای از حضور تاریخی خود متوقف شویم مگر آن‌که از بستر آزادی و رعایت حقوق انسان‌ها خارج گردیم و تقابل با استکبار را به تقابل با نیروهای خودی تبدیل کنیم و از هویت‌بخشیِ ملت خود در تقابل با استکبار باز بمانیم.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #11 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه»؛ می‌فرمایند:
در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما می‌بینید که امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاة‌و‌السّلام) با این‌که خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم می‌کشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه می‌کند. یعنی آن را معتبر می‌شمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آن‌وقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛ وقتی می‌خواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی اراده‌ی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین‌کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید. در مکاتباتی که امیرالمؤمنین با معاویه در پیش از جنگ صفین داشتند و استدلال می‌کردند؛ هرکدام یک دلیلی، استدلالی در نامه‌ی خود می‌آوردند - هم معاویه به یک چیزهائی استدلال می‌کرد تا روش سیاسی خودش را توجیه کند، هم امیرالمؤمنین استدلال‌هائی می‌کردند. آن‌جا یکی از جملاتی که امیرالمؤمنین به‌کار برده و احتمال می‌دهم بیش از یک بار هم امیرالمؤمنین این را به کار برده این است که: «انّه بایعنی القوم الّذین بایعوا ابابکر و عمر»؛ یعنی تو چرا در مقابل من می‌ایستی و تسلیم نمی‌شوی، در حالی‌که همان مردمی که با ابوبکر و عمر بیعت کرده بودند و تو به خاطر بیعت آن مردم خلافت آن‌ها را قبول داری، همان مردم با من هم بیعت کردند.
یعنی مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است. لذا بیعت یکی از چیزهای اصلی بود. اگر کسی به عنوان خلیفه انتخاب می‌شد، مردم اگر بیعت نمی‌کردند، هیچ الزامی نبود که دیگران او را خلیفه بدانند. حتی آن زمان‌هائی که خلافت جنبه‌ی صوری هم به خودش گرفته بود، یعنی در دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس، آن روز هم باز بیعت گرفتن از مردم را لازم می‌دانستند. حالا وقتی که یک حکومت قلدرمآبانه و جبارانه بر مردم بخواهد حکومت کند، بیعت گرفتن را هم اجباری می‌کند یا در بیعت هم تقلب می‌کند. مثل این‌که در انتخابات، انتخابات صوری و تشریفاتی، فرمایشی در دوران رژیم گذشته تقلب می‌کردند. اصل بیعت، یک اصل پذیرفته‌شده است. البته وقتی همه‌ی مردم، اکثریت مردم با کسی بیعت کردند و در حقیقت او را به زمامداری پذیرفتند، دیگران باید تسلیم او بشوند. شاید بیعت در این صورت هم اجباری نباشد.(خطبه نمازجمعه 22 خرداد1366)
در تاریخ ۱۳۸۲/۱۱/۲۴می‌فرمایند: جمهوریت ما، از اسلام گرفته شده نه از جای دیگر، ضمن آن‌که اسلام به ما اجازه نمی‌دهد مردم‌سالاری نداشته باشیم.
در تاریخ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲می‌فرمایند: اسلامیت و جمهوریت دو عنصر جدا نیستند که به یکدیگر وصل شده باشند و یک حقیقت را به‌وجود آورده باشند؛ در دل اسلامیت، جمهوریت هست. در دل اتکاء به حکم الهی، تکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ی به مردم و احترام به خواست و رأی مردم هست. جمهوری اسلامی یک حقیقت واحد است که هدیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ی انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این، آن چیزی است که در این سی سال، امتحان کارآمدىِ خود را به بهترین وجهی داده است.
در تاریخ ۱۳۸۴/۰۵/۱۰می‌فرمایند: بستر مردم‌سالاری اسلامی و حضور مردم را انقلاب به ما داد. ما باید روی این زمینه تکیه کنیم. البته از طرف کسانی سعی شده که بین جمهوریت نظام و اسلامیت، رقابتی به وجود بیاورند. یک‌جا بعضی‌ها بگویند روی اسلامیت تکیه شد، جمهوریت تضعیف شد؛ یک عده هم بگویند روی جمهوریت تکیه شد، اسلامیت تضعیف شد. این‌طوری نیست. در کشور ما جمهوریت از اسلامیت جدا نیست.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #12 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

آزادی به عنوان یک فضیلت

امید است توانسته باشم از عقلانی و قدسی‌بودن آزادی به عنوان یک فضیلت سخن بگویم که در انقلاب اسلامی تبلور پیدا کرد و آزادی از خودبیگانگی بیرون آمد. درست است که آزادی به انسان معنا می‌بخشد، ولی در هر دوره‌ای انسان است که به آزادی معنای خاص آن دوران را می‌دهد و از این جهت باید متوجه معنای آزادی در این زمان و در بستر انقلاب اسلامی بود. زیرا وقتی بخواهیم دیگری را تبدیل به «چیز» کنیم و آن را از آنِ خود نماییم، آزادیِ او را از او گرفته‌ایم. در حالی‌که در انقلاب اسلامی معلوم شد ما از آنِ هم هستیم، ولی نه آن‌که مِلکِ هم باشیم. و این همان عبور از دوگانگیِ سوژه و اُبژه است که باید متوجه‌ی آن بود.
با انقلاب اسلامی نظرها به حقیقت معطوف می‌شود و حقیقت به معنایِ گشایش و بازبودن است و این با آزادی یکی است. زیرا حقیقت نمایاندن است و این همان آزادی است. محدودشدن موجب نفهمیدن حق بقیه است و انسان در نفهمیدن حق بقیه از حقیقت که عین گشودگی است جدا می‌شود. انسان‌ها آن‌گونه که هستند باید باشند نه در اسارت ما. آری! برون ایستایی، آزادی است، تا انسان‌ها گشوده بمانند و هرکس در نسبت با دیگری خودش باشد، با انتخاب متعالی که ریشه در جان همه‌ی انسان‌ها دارد و موجب یگانگی بین همدیگر می‌شود.
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ronas.ara's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی





آزادی ،
آنقدر با ارزش و گرانقیمت است که
آدم ها ،
فقط وعده یِ آن را می توانند
به دیگران بدهند نه خودش را .
_______________
روناس آرا




__________________
آوای عدالت - صدای یک ایرانی
#زیر_دروغ_مانده_ها احمق ترین احمق هایی هستند که تا حالا دیده ام.

پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی
ronas.ara آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #14 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
elmdost's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی

نوشته اصلي بوسيله ronas.ara نمايش نوشته ها




آزادی ،
آنقدر با ارزش و گرانقیمت است که
آدم ها ،
فقط وعده یِ آن را می توانند
به دیگران بدهند نه خودش را .
_______________
روناس آرا




سخنی بگو یکم بار معنایی داشته باشه دو سه نفر ازش استفاده کنن
اینقدر هم در پی بزرگ کردن نام خود نباش
elmdost آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ronas.ara's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی






پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی





ronas.ara آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:14 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.