نسبت کیمیاگری وعلم جفردر علوم شیعه
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادیان و مذاهب بحث هایی در باب دین و مذهب بررسی و تبادل اطلاعات مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 01-13-2019   #1 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
nasr12's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نسبت کیمیاگری وعلم جفردر علوم شیعه

نسبت کیمیاگری وعلم جفردر علوم شیعه
از دیرباز شنیده ایم که امام علی(ع) از علمی اطلاع داشته اند به نام «علم جفر» که از طریق این علم توانسته اند از تمام مسائل عالم باخبر شوند.برای بررسی دقیق تر و پی بردن به چگونگی این علم،باید به پرسش های زیر پاسخ دهیم:
اولاً: آیا چنین علمی وجود داشته است،که فقط حضرت علی(ع) از آن مطّلع باشند؟
ثانیاً: اگر این علم وجود داشته است،از کجا به دست امام علی(ع) رسیده است؟
ثالثاً: آیا این علم تنها در اختیار امام علی(ع) بوده یا سایر امامان(ع) هم از آن مطّلع بودند.اینها سئوالاتی است که شاید ذهن میلیون ها شیعه را درگیر کرده باشد.به این سبب به این پرسش ها پرداخته و سعی می کنیم جواب های شایسته ای برای آنها بیابیم.
پاسخ: برای وقوفِ کامل بر این مسئله ضرورت دارد مطالب در ضمنِ چندین بندِ مجزّا توضیح داده شود:

- اسلام مرکّب از دو امر است:
الف:کتاب آسمانی «قرآن کریم» که محصول یک نزول است؛
ب: بخشی از کتاب های جفر که محصول یک عروج است.
قرآن کریم حدود 6300 آیه است و کتب موجود در جفر حدود 104 کتاب.
بیان اجمالی معنای جفر

از آنجایی که معنای تفصیلی جفر بعداً خواهد آمد،در اینجا جهت آمادگی ذهنی خواننده ی محترم،به اجمال بیان می کنیم که جفر یعنی «پوست قوچ وحشی» که تمام کتب انبیای سابق و کتبی که با املای رسول خدا(ص) و دست خطّ شریف علیّ بن ابی طالب(ع) نوشته شده است،در این پوست نگهداری می شود.واژه ی جفر در فارسی به انبان و در آذری به تغارچه ترجمه شده است.اینکه شنیده می شود علی(ع) از علم جفر مطّلع بوده؛یعنی اینکه این علی(ع) و اولاد معصوم علی(ع) هستند که از محتوای کتب موجود در آن انبان (جفر) مطّلع هستند و به تفصیل در این باره توضیح داده خواهد شد.
تاکنون 12 جلد کتاب تحت عنوان جفر در دسترس عموم قرار گرفته که غالباً دارای جداولی بسیار پیچیده اند و هر یک از این 12 کتاب به عنوان جفر تلقّی شده است؛ولی مطمئنّاً هیچ ربطی به جفر علی(ع) ندارند.گرچه پاره ای از جداول می تواند در بین کتب موجود در جفر باشد؛امّا این کتاب ها مطمئنّاً جفر نیستند و قطعاً اطّلاع از پاره ای از رموز آن جداول،اطّلاع از جفر تلقّی نمی شود و اکنون جفر در محضر آقا امام عصر(عج) است.
لازم به ذکر است که دو علم دیگر وجود دارند،به نام علم حروف و علم اعداد و کسانی از این علوم اطلاع دارند و تا حدّی که از طریق این علوم شماره تلفن هر کس را که می خواهند کشف می کنند،ولی این علوم،علم جفر نیستند.
جایگاه جفر نزد اهل بیت(ع)

امام صادق(ع) فرمودند:
«در خانه ی ما مجموعه ای وجود دارد،با وجود آن ما اهل بیت(ع) به احدی از انسان ها احتیاج نداریم.این مردم جهان هستند که به شدّت به ما اهل بیت(ع)،به خاطر آن مجموعه نیاز جدّی دارند و در بین آن مجموعه،کتابی است با املای شخص رسول خدا(ص) و دست خطّ شریف علی(ع) که شامل صحیفه ای است که تمام حلال و حرام در آن بیان گردیده و مسائل را طوری روشن کرده است که شما اصحاب وارد منزل ما می شوید،بدون اینکه بدانید که ما اهل بیت(ع) می دانیم که شما به کدام دستور آن عمل کرده اید1 یا عمل نکرده اید!!»
جفر؛ یک کتاب امنیتی

امام صادق(ع) در روایت دیگر فرمودند:
«اگر نبود اینکه قبلاً مطالب و مسائلی را لو دادید،کتابی را به شما می دادیم که با وجود آن و به برکت آن تا روز قیام امام عصر(ع) به احدی نیاز پیدا نمی کردید که مسئله ای را از او بپرسید».2
جامعیّت محتوای کتب موجود در جفر

امام صادق(ع) خطاب به اصحاب خود فرمودند:
«وای به حالتان که نمی دانید جفر چیست؟ آن از نظر بزرگی و کوچکی یک پوست متوسط است که مربوط به یک قوچ (وحشی) می باشد.تمام آن پر است از املای رسول خدا(ص) از زبان خودش و بدون واسطه و دست خطّ علی(ع) است.هیچ حادثه ای یا شئی در جهان نیست که حکم آن در آنجا ذکر نشده باشد.حتّی دیه ی یک خراش کوچک».3
جفر یا دستورالعمل حکومتی

امام باقر(ع) با دست شریف خود به یک خانه ی بزرگ اشاره و سپس خطاب به اصحاب خود فرمودند:
«بدانید در این خانه یک صحیفه ای است به صورت طومار به طول هفتاد ذراع،تمام مطالب آن با خطّ علی(ع) و املای رسول خدا(ص) بوده در صورت تشکیل حکومت به امامت یکی از ماها (یعنی یکی از ائمه(ع)) فقط مطابق دستورات و احکام آن صحیفه عمل خواهیم کرد و کوچک ترین تخطّی از آن صحیفه نخواهیم کرد».4
توضیح درباره ی محتوای هر یک از کتب موجود در جفر

ابوبصیر می گوید:
خدمت امام صادق(ع) رسیدم.عرض کردم فدایت شوم مطلبی را می خواهم از حضرت عالی بپرسم؛امّا می ترسم کسی در این خانه صدای مرا بشنود.چون مطلب بسیار سرّی است.امام(ع) با دست شریف خود پرده ی در یکی از اتاق ها را بالا زد و فرمود:«نه مشکلی نیست،بفرمایید».عرض کردم شیعیان شما نقل می کنند رسول خدا(ص) هزار باب (هزار فصل) علم به علی(ع) یاد داده که هر کدام از آن باب ها دارای یک هزار باب دیگر است (که جمعاً تفریعات موجود پیش علی(ع) سر به یک میلیون می زند) امام صادق(ع) فرمود:«ای ابومحمّد! به خدا کاملاً درست است و به خدا قسم،اصل و ریشه ی علوم،علم مخصوص اهل بیت(ع) است».
سپس امام دقایقی سکوت کرد و سر به پایین انداخت.بعد فرمود:«آن علم است؛امّا نه علمی که بین مردم متداول است».سپس اضافه فرمود:«ای ابامحمّد! «جامعه» پیش ماست (آیا می دانی جامعه یعنی چه؟ اصلاً اهل سنّت نمی دانند جامعه یعنی چه؟» من عرض کردم:آقا من هم نمی دانم جامعه یعنی چه؟! فرمود:«جامعه یک صحیفه ای است که به شکل طومار پیچیده شده که 70 ذراع طول دارد؛البتّه مطابق طول ذراع رسول خدا(ص) که املای شفاهی از زبان خود رسول خدا(ص) است و توسط علی(ع) نوشته شده است که شامل تمام احکام حلال و حرام است حتّی دیه ی خراش بسیار کوچک».
سپس امام فرمودند:«اجازه می دهی دقیقاً بگویم کوچک ترین خراش چیست؟!» عرض کردم:من در خدمت شما هستم.امام با دست مبارک خود مرا لمس فرمود.سپس فرمود:«دیه ی این هم در آن صحیفه آمده است».در حالی که احساس کردم امام ناراحت است،عرض کردم:این از مقوله ی علم است! فرمود:«البتّه علم است؛امّا نه علم معهود و متعارف این مردم».
سپس امام مدّتی حرف نزد بعد خودش اضافه فرمود:«البتّه جفر هم پیش ما است؛ولی اهل سنّت از کجا می دانند،جفر چیست؟ فرمود:«یک پوست یا ظرف پوستی قرمز (سفید) رنگی است که تمام علوم انبیاء و اوصیاء در آن نگهداری می شود».
عرض کردم:پس این را می گویند علم؟ فرمود:«به خدا این از مقوله ی علم است؛امّا نه آن علمی که مدّ نظر عرف است (که با تعلیم و تعلّم کم و زیاد شود و در مرور زمان کسر و انکار داشته باشد)».
جفر سند حقّانیت خلافت امام حسن(ع) در مقابل حکومت معاویه

امام حسن مجتبی(ع) در ضمن یکی از استدلال ها و مناظراتی که با معاویه داشتند،فرمودند:
«امّا معاویه! قضیه از این قرار است که در اسلام احکام و مسائل گوناگونی وجود دارد که حقیقتاً امّت اسلامی در بخش قابل ملاحظه ای از آن مسائل و احکام کوچک ترین اختلافی ندارند.مانند:شهادت ان لا اله الا الله و انّ محمّداً رسول الله و اینکه نماز در 5 وقت یومیّه واجب است و اینکه زکات واجب است.روزه ی ماه رمضان و حجّ بیت الله الحرام واجب است و امثال اینها که بسیار زیاد است و همچنین تمام امّت اتّحاد و اتّفاق نظر دارند بر حرام بودن کارهایی مانند،دزدی،دروغ گفتن،قطع رحم و احکام محرّم زیادی که قابل شمارش نیست.
بنابراین در این قبیل مسائل بین امّت اسلامی اختلافی نیست.مشکل جای دیگر است.رسول خدا(ص) بارها و بارها فرموده اند:اسلام روی 5 پایه قرار دارد (نماز،زکات،روزه،حج و ولایت) و 4 پایه از آن 5 پایه روی یک پایه قرار دارد و امّت در 4 پایه ی اوّل مشکل ندارند.مشکل در پایه ی پنج است چون تمام احکام عمده ی اسلامی روی پایه ی ولایت و مدیریّت آن احکام و مسائل قرار دارد.وقتی پایه را خراب کنی،احکام دیگر نیز دچار تخریب می شود (4 پایه ی اوّل نماز،زکات،روزه،حج و ولایت و رهبری اسلام است) امّت آمدند در پایه ی پنجم اختلاف کردند یکدیگر را کشتند؛تقسیم به فرقه های متعدّد شدند؛یکدیگر را لعن کردند.همه و همه سر ولایت بود (که عنصر پایه ای 4 پایه ی دیگر بود) و مسلماً آن کسی لایق ولایت و رهبری امّت است که تابع کتاب خدا و سنّت رسول خدا(ص) باشد و اگر امّت به آن 4 پایه ی اوّل که مورد اتّفاق امّت است،عمل می کردند و مشکل ولایت و رهبری را به اهل آن واگذار می کردند،مشکل حل می شد و آن کسی خوشبخت گردید که خدا به او توفیق درک این معنا را داد که فهمید امامان واقعی چه کسانی هستند و معدن علم کجا است؟ رسول خدا(ص) حقیقتاً حقّ مطلب را ادا فرمودند،آنجا که فرمود:«خدا رحمت کند کسی را که حق را تشخیص و پس از فهم حقیقت یا حرف بزند که غنیمتی است یا سکوت کند که سلامتی است».
امّا معاویه! ما اهل بیت(ع) یک منطق روشن داریم:ما می گوییم:امامان از خانواده ی ما است و خلافت اسلام شایسته ی احدی نیست،جز اهل بیت(ع).این مطلب هم در قرآن آمده هم در سنّت رسول خدا(ص) و قطعاً علم هم در خانه ی ما است و ما فقط شایسته ی چنان علمی هستیم و علم،یک مجموعه ی کاملی است که همه اش با تمام فروعاتش پیش ما است.هیچ حادثه ای تا روز قیامت در جهان اتّفاق نمی افتد مگر اینکه با تمام جزئیّاتش پیش ما به صورت مکتوب و مدوّن موجود است؛آن هم با املاء مستقیم رسول خدا(ص) و دست خطّ شریف علی(ع).
حال معاویه،اکنون عدّه ای خیال می کنند آنها نسبت به امامت از ما مقدّمند! حتّی خود شخص شما آقای معاویه،که پسر هنده هستی! تو مدّعی شده ای که قضیه از این قرار است که عُمَر شخصی را فرستاد پیش علی(ع) و گفت:عمر می گوید من می خواهم قرآن را تدوین کنم.تا حالا هر چه از قرآن نوشتی،برای من بفرست و شایع کرده ای که علی(ع) هم در پاسخ فرموده:«سر مرا می توانی ببری؛ولی آن نوشته ها را به تو نمی دهم.چون در قرآن مراد از «والرّاسخون فی العلم»،من هستم».و شایع کرده اید که سپس عمر ناراحت شده و گفته پسر ابوطالب خیال می کند،تمام علم فقط پیش او متمرکز شده است و بس (من نیازی به تو ندارم) سپس عمر اعلام کرده هر کس از قرآن چیزی نوشته بیاورد پیش من.سپس هر کس از قرآن آیه ای می خوانده و یک شاهد هم همراه می آورده که قرائت هر دو موافق یکدیگر بوده آن را تدوین می کرده و الّا جزو قرآن تلقّی نمی کرده و ثبت نمی کرده است! و گویی این امر،باعث شده،مردم بگویند:بخش زیادی از قران از بین رفته است (اینها همه ساختگی است) اینها به خدا دروغ است.
ای معاویه! واقع قصّه این است تمام قرآن پیش ما به صورت کامل تدوین شده و موجود است.تو،ای معاویه! با ترویج این اباطیل می خواهی تمام مشکلات ناشی از بی اطّلاعی خودت را به عدم همکاری علی(ع) نسبت بدهی و جهالت قضّات و کارگزاران خود را برگردن او بیندازی.کاری کرده ای که عدّه ای فکر می کنند معدن علم و خلافت در خارج از خانه ی ما قرار دارد».5
پی نوشت ها

1- اصول کافی،ج 1،ص 241.
2- بحارالأنوار،ج 2،ص 213.
3- همان،ج 26،ص 46،ح 83.
4- همان،ص 23،ح 12.
5- بحارالأنوار،ج 44،ص 97.
منبع: حجت الاسلام و المسلمین موسوی زنجانی- بُرهان امامت - ولایت و امامت امیر مؤمنان(ع) و اهل بیت نبی اکرم – گردآوری مؤسسه فرهنگی موعود عصر.
__________________
نسبت کیمیاگری وعلم جفردر علوم شیعه
nasr12 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-13-2019   #2 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
nasr12's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نسبت کیمیاگری وعلم جفردر علوم شیعه

جابر علم كيمياگرى را مبتنى بر روح و نفس اجسام مى‌داند

از مطالعۀ شرح حالى كه بعدها از مجموعۀ آثار مذكوره به وسيله «جلدكى» كيمياگر استنباط شده است چنين بر مى‌آيد كه: جابر بن حَيَّان كيمياگر شاگرد امام ششم عليه السلام و پيرو امام هشتم: امام رضا عليه السلام بوده، و در طوس (در خراسان) به سال 200 هجرى و 804 ميلادى درگذشته است.
هيچ دليل قطعى وجود ندارد كه اين نظريّه را نپذيريم، حتّى اگر تصوّر شود كه بعضى از رسالات اين مجموعه آثار مستلزم آن بوده است كه عدّه‌اى آن را تصنيف كرده باشند باز هم امرى وجود ندارد كه با قبول آن متباين باشد. زيرا مَآلاً ديده مى‌شود كه درك جابر و چهرۀ او، واجد معنائى است كه بنا به ترتيب وقايع تاريخ، از حدود يك موقعيّت ثابت و غير متحرّك تجاوز مى‌كند.
2- تحقيقات پُل كِراوْس در صدد اثبات اين معنى است كه: نظريّۀ «ميزان» جابرى: «در قرون وسطى دقيق‌ترين آزمايش را براى تأسيس يك روش «كَمِّى» در علوم طبيعى عرضه داشته است.»
اگر فقدان اندوهبار پُل كِراوْس مانع إتمام تحقيقات او نمى‌شد حقّانيّت اين عرضه داشت آشكار مى‌گشت. نيز روابط شيمى جابر با فلسفۀ مذهبى اسمعيليّه تحقّق مى‌يافت. زيرا علم «كَمِّى» جابر فقطّ فصلى از تاريخ مقدّماتى علوم به آن معنى كه امروز از كلمۀ «علوم» اراده مى‌شود نبود، بلكه يك جهان‌بينى به شمار مى‌رفت.
علم «ميزان» بر كليّۀ معلومات و معرفت انسانى شمول داشت و فقط شامل سه قسمت «كرۀ زمين» [ يعنى موادّ مربوط به حيوان و گياه و معدن ] نبود، بلكه حركات ستارگان و أقاليم جهان روحانى را نيز در بر مى‌گرفت به طورى كه در «پنجاه مقاله» ذكر شده است.
براى سنجش «عقل» و روح جهان و طبيعت و اشكال و صور و كرات و ستارگان، و چهار كيفيّت طبيعى و حيوان و نبات و معدن، بارى براى سنجيدن ميزان

123حروف كه از همه كامل‌تر است ميزانهايى وجود دارد، با اين وصف بيم آن است كه اصطلاح «كَمِّى» كه بر «دانش» جابرى تطبيق شده كلمه‌اى چند پهلو و خيالى باشد.
جملۀ «علم ميزان» عبارت است از كشف رابطۀ موجود بين ظاهر و باطن هر جسم. پس عمليّات كيمياگرى چنان كه گفتيم حالت أعلاى تأويل (تفسير روحانى) است: مستور كردن ظاهر و به ظهور در آوردن مستور چنان كه در كتاب «ميدان العقل» بحث شده است. اندازه گرفتن طبايع هر جسم (حرارت، برودت، رطوبت، يبوست) عبارت است از اندازه گرفتن كمِّيتهايى كه جسم از نفس يا روح جهان تصاحب كرده است. يعنى به دست آوردن ميزان شوق هبوط روح در آن جسم.
اساسى كه مبناى «ميزانها» است از شوق و علاقۀ نفس به عناصر سرچشمه گرفته است. پس مى‌توان گفت: تحوّل نفس در بازگشت به سوى خود، شرايط استحالۀ اجسام را ممكن مى‌سازد.
نفس وِعاءِ اين تحوّل و قلبِ ماهيّت است. پس عمل كيمياگرى به طور أخصّ يك عمل (روانى - روحانى) است، اما نه از اين باب كه موضوعات و نصوص كيمياگرى «رَمز و تمثيل نفس» يا «رمز روح» باشد، بلكه به اين علّت كه مراتب عملى كه حقيقةً در مورد مادّه‌اى معلوم انجام مى‌گيرد با مراحل بازگشت نفس به سوى خود نفس ممثّل مى‌گردد.
اندازه‌گيريهايى چنين پيچيده، و أعدادى كه گاهى بسيار بزرگ است، و از طرف جابر با كمال دقت به كار رفته، براى آزمايشگاههاى روزگار ما فاقد معنى است.
پس اساس و غايت علم ميزان، اندازه گيرى و سنجش تمايل امتراج روح جهان است در هر ماده. و مشكل مى‌توان تصور كرد كه علم «كمِّى» امروز قبل از آن پيدا شده باشد، اما در عوض مى‌توان آن را به عنوان تقدّم زمانى «نيروى نفس» كه امروز يك سلسله تحقيقات و مطالعات را ايجاب مى‌كند تلقّى كرد.



124در آن وقت علم «ميزان جابر بن حَيّان» تنها علم «جَبر و مُقابله» بود كه توانست درجۀ «نيروى روحانى» نفس را كه با طباع در هم آميخته مورد نظر قرار دهد، و آنگاه از طريق عمل كيميا با آزاد كردن اجزاى طبيعت، روح مخصوص مادّه را آزاد سازد.
3- گفتيم كه جابر «ميزان حروف» را كاملترين ميزان دانست.
عارفان اسلامى، نظريّۀ عرفان قديم را مبنى بر اينكه چون حروف الفبا اساس آفرينش است پس كلام الهى را مجسّم كرده است، بسط دادند (مراجعه شود به ماركولوگنوستيك 1و مطالبى كه قبلاً راجع به «مغيره» عارف شيعى گفتيم) .
امام جعفر عليه السلام را همه بالاتّفاق مؤسّس «علم حروف» مى‌شناسند. عرفاى تسنُّن نيز از آغاز نيمۀ دوم قرن سوم هجرى (نهم ميلادى) آن را از شيعيان اقتباس كردند. ابن عَرَبى و پيروانش آن را بسى به كار برده‌اند. بررسيهاى نظرى كه در أسماء الله نزد اسمعيليان با بررسيهاى نظرى عرفان «يهود» در مورد «يَهْوَه» 2مطابقت دارد.
در رساله‌اى كه جابر آن را كتاب «المجيد» مى‌نامد همين «ميزان حروف» بخصوص منظور نظر اوست. رسالۀ مذكور با همۀ دشوارى فهم آن رابطۀ اصول كيمياى او را با عرفان اسمعيلى به بهترين وجهى مكشوف مى‌سازد و بسا كه راز شخصيت او را به ما باز مى‌گويد.
اين رساله با رسايى تمام، ارزش و معنى سه حرف رمزى «عين» (كه رمزى از امام صامت علىّ) است و «ميم» (كه رمز پيغمبر يا ناطق يعنى آورندۀ شريعت «محمَّد» صلى الله عليه و آله و سلّم است) و «سين» (رمز سلمان، حجَّت) را بيان مى‌كند
1) 1Marco le gynostique
2) 2Tetragramme . نام خداى يهود كه مركّب از چهار حروف: ياء، هاء، واو، هاء مى‌باشد كه تركيب آن يهوه (به سكون هاء) است اما اين نام، نامى مقدّس است كه نبايد بر زبان آورد و بجاى آن بايد كلمۀ «ادوناى» را بر زبان جارى كرد كه آن نيز نام خداوند است.


125
قبلاً گفتيم: برحسب ترتيب برترى و تقدُّمى كه قائل شده‌اند حروف رمزى با ترتيب (ميم، عين، سين) شيعۀ اثنا عشرى و اسمعيليۀ فاطمى را مشخّص مى‌كند. و ترتيب رمزى (عين، سين، ميم) مُشخِّص اسمعيليان اول (اسمعيليانى كه به هفت نبرد سلمان رسالۀ «اُمُّ الكتاب» معتقدند) و اسمعيليّه «اَلَمُوت» مى‌باشند.
در حال دوم يعنى در ترتيب (عين، سين، ميم) سلمان يعنى حجَّت بر حرف (ميم) مقدَّم مى‌باشد.
جابر موجب اين نظم تقدّم و علّت برترى را به علّت تطبيق دقيق ارزشى مى‌داند كه ميزان سه حرف مورد گفتگو آن را منكشف كرده است. (سين) اين مجيد و پر افتخار كيست؟
جابر هرگز نگفته است كه: منظور از إكسيرى كه منبعث از حقيقت الهى است و جهان خاكى را دگرگون خواهد ساخت، امام منتظر مى‌باشد. (اين فكر با انديشه معاد كه معتقد كليۀ شيعيان است تطبيق مى‌كند. اما مفسران باخترى غالباً ميل دارند به آن «جنبۀ سياسى» بدهند.)
منظور از «سين» عبارت است از «غريب» يا «يتيم» كه به همان معنى منزوى است. يعنى كسى كه با كوشش خويش راه رستگارى و حقيقت را يافته و كسى كه مقبول امام است. كسى كه نور پاك «عين» يعنى نور «امام» را به كلّيۀ كسانى كه چون او غريبند مى‌نماياند. نور پاكى كه قانون «عذاب دوزخى» 1أبدان و ارواح را منسوخ مى‌سازد. نورى كه از زمان «شيث» پسر «آدم» تا «مسيح» و از «مسيح» تا «محمَّد» صلى الله عليه و آله و سلّم در سلالۀ بشر سير كرده و در شخص «سلمان» انتقال يافته است
1) 1en() - Gehenne) Je عبرى آن Gehinnon ( در اصطلاح تورات به معناى دوزخ (جهنّم) و مجازاً به معناى «عذاب اليم» است. اين كلمه نام محلّى بود در بيت المقدّس كه لاشه‌ها و كثافات را در آنجا مى‌سوزاندند و مركز دائمى آتش بود. بعدها مسيحيان كلمۀ مزبور را به طور مجاز به معناى دوزخ و محلّ سوختن روح و جسم به كار بردند.
nasr12 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:23 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.