مجموعه اشعار یغما گلرویی - صفحه 93
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > دیوان اشعار
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 01-19-2011  
شهروند هم میهن
 
sharareh's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Smile مجموعه اشعار یغما گلرویی

مگر تو با ما بودی؟

دوباره به آفتاب سلامی دوباره دادم!
سلام می کنم به باد،
به بادبادک و بوسه،
به سکوت و سوال
و به گلدانی،
که خواب ِ گل ِ همیشه بهار می بیند!
سلام می کنم به چراغ،
به «چرا» های کودکی،
به چالهای مهربان ِ گونه ی تو!
سلام می کنم به پائیز ِ پسین ِ پروانه،
به مسیر ِ مدرسه،
به بالش ِ نمنک،
به نامه های نرسیده!
سلام می کنم به تصویر ِ زنی نِی زن،
به نِی زنی تنها،
به آفتاب و آرزوی آمدنت!
سلام می کنم به کوچه، به کلمه،
به چلچله های بی چهچه،
به همین سر به هوایی ِ ساده!
سلام می کنم به بی صبری،
به بغض، به باران،
به بیم ِ باز نیامدن ِ نگاه ِ تو...

باورکن من به یک پاسخ کوتاه،
به یک سلام ِ سر سری راضیم!
آخر چرا سکوت می کنی؟
__________________
انسان به وسعت تفکرش آزاد است
جنسیت واژه ی بی معنایست
انسان بودن را بیاموز ...
مجموعه اشعار یغما گلرویی
sharareh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-13-2018   #1381 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


«سرخی تو از من»

شبهای چهارشنبه سوری کودکی من اغلب در دستشویی مسجد خیابان گیشا می گذشت! در آن سالها آتش روشن کردن و ترقه در کردن جرم به حساب میامد و من هم با تکیه به صفت آتشپارگی، پای ثابت دستگیری سه شنبه شب های آخر سال بودم. در شبهای چهارشنبه سوری از دستشویی بزرگ مسجد به جای بازداشتگاه استفاده می کردند و تا دوازده شب که سر و صداها می خوابید ما بچه های آتشبیار معرکه و ترقه در کن را آنجا نگه می داشتند و بعد ولمان می کردند برویم پی کارمان اما همین بازداشت چند ساعته عذاب بزرگی بود برای ما که از هفته ها قبل برای آن شب نقشه کشیده بودیم و از پارک جنگلی گیشا - که اتوبان حکیم هنوز از آن نگذشته بود و این برج بدقواره را بالایش نساخته بودند - گون جمع کرده بودیم و با سنگ های رنگی گلدان و مواد محترقه و لنت و کیسه نایلون، نارنجک های دستی ساخته بودیم. در آن سالها خبری از ترقه های فرنگی نبود و خیلی چیزها کالایی تجملی به حساب می آمد. حتا گمان کنم اولین موز زندگی ام را در دوازده، سیزده سالگی و در پشت ویترین یک عطر فروشی که در آن به شکل بخشی از تزیین ویترین به کار رفته بود دیدم! ما کودکان آتش و آرزوهای کوچک برآورده نشده بودیم و جانمان مثل ترقه در کف دستمان بود. اینها را نوشتم تا جانماز آب نکشیده باشم و اعتراف کنم رطب خورده ام که حالا دارم منع رطب می کنم اما شرایط ما و رطب آن سالها - در عین شیرینی و خطرناکی توأمان - با شرایط امروز فرق داشت. ما کودکان جنگ بودیم و اصرار دولتی به برگزار نشدن این جشن، کار را به لج بازی کشانده بود. امروز دیگر خوشبختانه گرفتن چهارشنبه سوری جرم نیست و می شود آتش روشن کرد و دردا که ما با خشت کج آن سالها - که به دست کودکانی مثل من گذاشته شد - صدای ترقه را هم بخشی از این آیین کرده ایم و هر سال اخبار آسیب با این مواد از چند هفته قبل عید شنیده می شود. باشد که در فضایی امن و بدون صدای دلریز ترقه، با روشن کردن آتش این روز را پاس بداریم و با قاشق زنی و تقسیم آجیل و شیرینی این کارناوال را به جشنی زیبا بدل کنیم که در آن افراد مسن و زنان آبستن، زندانی خانه ها نباشند و با تحریم ترقه و محصولات خطرآفرین آتشبازی، سرخی از آتش بگیریم و زردی به آن بسپاریم.

یغما گلرویی
__________________
موهایم کجای این گرگم به هوای
کودکانه سفید شد؟
میان من و گرگی که حالا گیاهخوار شده
و بره های خوشباور را شیر می دهد!

hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #1382 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"عید شما مبارک"


عـید شما مبارک! کارتون خوابای خسته
یه سال تلخِ تازه چشم انتظار نشسته

عـید شما مبارک! بچه های فال فروش
چند سالو زَجر کشیدین، یه سالِ دیگه هم روش

عـید شما مبارک! زندونیای اوین
زندونیای قرچک، گوهردشت و ورامین

عـید شما مبارک! معلمای حبسی
سارا انار نداره توی کتاب درسی

ارباب خودت می شی دوباره
فردا دیگه اربابی نداره.

عیدِ شما مبارک! روزنامه های بسته
شما که مهرِ توقیف رو اِسمتون نشسته

عـیدِ شما مبارک! دخترای خیابون
که هِی قدم هاتونو می شمارین زیرِ بارون

عـید شما مبارک! آی! کلیه فروشا
تزریقیا، خُمارا، دزدا، خونه به دوشا

عیدِ شما مبارک، کارگرای بی کار
زنای کوچه گردِ تنهای بی خریدار

ارباب خودت می شی دوباره
فردا دیگه اربابی نداره.

۱۳۸۶ تهران
ترانه و عکس: یغما گلرویی
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #1383 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


«تقویمِ کهنه»


خواننده: ناصر عبداللهی / شهرام فرشید
آهنگساز: شهرام فرشید
تنظیم کننده: محسن مرشد
ترانه سرا: یغما گلرویی
تاریخ ضبط ۱۳۸۰

کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست
خنده ی سبز بهار کجای گریه های ماست

کسی از ما نمی پرسه که کجای جاده ایم
بین این همه سوار چرا هنوز پیاده ایم

کسی نیست نشون بده نشونی ستاره رو
به تن ما یاد بده تولد دوباره رو

تقویم کهنه رو باید ببندیم
بازم باید دروغکی بخندیم
بهار داره پا می ذاره تو خونه
حنجره ی قلب ما کی می خونه؟

یکی باید واسه ما بهارو معنا بکنه
سفره ی گمشده ی هف سینو پیدا بکنه
یکی باید بیاد و بگه بهار چه رنگیه
بگه که تحویل سال چه لحظه ی قشنگیه
یکی باید بیاد و سین سکوتو بشکنه
رمز قد کشیدنو تو کوچه فریاد بزنه

تقویم کهنه رو باید ببندیم
بازم باید دروغکی بخندیم
بهار داره پا می ذاره تو خونه
حنجره ی قلب ما کی می خونه؟
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 4 هفته پيش   #1384 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

"عمو نوروز، نیا اینجا"

شعر و صدای یغما گلرویی


عمو نوروز! نیا این جا... که این خونه عزاداره!
پدر خرجِ یه سال قبلِ شبِ عیدو بدهکاره!

چشای مادر از سرخی مثِ ماهیِ هفت سینن،
که از بس تر شدن دائم، دیگه کم کم نمی بینن.

برادر گُم شده پُشتِ سُرنگای فراموشی.
تن خواهر شده پر پر تو بازارِ هم آغوشی.


توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست،
تا وقتی نون و خوش بختی میونِ کوله بارت نیست!

عمو نوروز! نیا این جا! بهار از یادِ ما رفته
توی سفره نه هفت سینه، نه نونه، نه پولِ نفته!

عمو نوروز! تو این خونه تمامِ سال زمستونه.
گُل و بلبل یه افسانه س، فقط جغده که می خونه.

بهار و شادیِ عیدو یکی از این جا دزدیده.
یکی خاکسترِ ماتم رو تقویمِ ما پاشیده.


توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست،
تا وقتی نون و خوش بختی میونِ کوله بارت نیست!
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 4 هفته پيش   #1385 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی

"دستهایتان را بشورید، دوست من"

از آنجا که پرونده های باز هر سالی باید همان سال بسته شوند، لازم می دانم چند خطی درباره بخشی از گفتگویی که آقای محمد علی بهمنی روز گذشته با ایبنا انجام داده اند بنویسم: همانطور که فرموده اند در اواخر دهه هفتاد که آقای بهمنی -به قول خودشان - مشغول انجام چند پروژه با انتشارات دارینوش بودند، من در فروشگاهی کتابفروشی می کردم - که البته موضوع پنهانی نیست و به هفت سال کتابفروشی بودن خود افتخار می کنم - اما در همان سالها (۱۳۷۷) دو مجموعه شعر هم از من منتشر شده بود و شاملوی گرامی بود و من نیاز به کسی - از جمله ایشان - نداشتم برای مشورت، یا کمک در حوزه شعر. ایشان بعدها به درخواست ناشر یادداشت امیدوارانه ای بر مجموعه ترانه های من نوشتند و بدون شک برای ترانه نوشتن از مشوقان من بودند اما همانطور که خودشان فرموده اند سرمشق نه. اصول ترانه را از ایشان نیاموخته ام چرا که برخلاف غزل های نابشان، ترانه هاشان از قبیل "لبت روی لبم تنگ شراب شد / برای بوسه هات دل من آب شد" یا "نمک لبات چشامو بگیره" و یا "تیلیفون می زنم جواب نمی دی..." را در چهارچوب ترانه نوین و پیشرو نمی دیدم و نمی بینم همچنان.
فرموده اند من ایشان را برای مطرح کردن خود نقد می کنم. نه دوست بزرگوار. من از همان سالها که بخشیش به خاطرتان نمانده، به شورای ممیزی و هر اهل هنری که سانسورچی شود و قیچی به آثار دیگران بکشد انتقاد داشته ام. چه آن خواننده ی ملیِ زنده یاد شده که عاشق تحریر کلاسیک بود و گالن عرق می گرفت و به آلبوم مجوز می داد، چه آن که تست خوانندگی برگزار می کرد و هر کسی با اهدای دو لول تریاک در آزمونش قبول می شد، چه رییس شورای شعر درگذشته قبلی که سکه می گرفت و ترانه ها را مجوز می داد و چه شما که ادامه دهنده ی آن راهید و کار مجوز شعرهای هر خواننده ای که دو غزل هم از شما انتخاب کند را راه می اندازید. البته به قرار غزلی پنج میلیون تومان! من در تمام این دو دهه به ذات سانسور و دستهای کثیفی که در ارگانهای مختلف از جمله دفتر موسیقی مشغول بده بستانند و نفس هنر و ترانه مترقی را گرفته اند و موسیقی را به قهقرای فعلی انداخته اند نقد داشته ام. این شمایید که جا عوض کرده اید. پیشتر کنار شعر ایستاده بودید و حالا چرخ دنده ای شده اید در دستگاه هنرکُش سانسور. من هم آن شاعر بی غش دیروز را که از دستانش غزل می چکید و از اداره سانسور حقوق نمی گرفت و اهل زد و بند و بده، بستان نبود دوست دارم اما نمی توانم دستی را بفشارم که تیغ به گلوی ترانه ی پیشرو می کشد. دستهایتان را بشورید. دوست عزیز من.

یغما گلرویی
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #1386 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 4 هفته پيش   #1387 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"سال نو"

خواننده: دانیال
آهنگساز و تنظیم کننده: امیرعباس حسن زاده
ترانه سرا: یغما گلرویی
ضبط ۱۳۸۸


تحويل سال نو، بی‌تو، بدون تو:
تکرارِ سالای تاريکِ پشتِ سر.
سالايی که تو شون از تو اثر نبود،
نه يه نشونی و نه خط و نه خبر.

يه ماهی قرمزه مُرده رو آبِ تنگ،
که خواب آخرش يخ بسته تو چشاش.
يه سبزه‌ی خراب تو کاسه‌ی سفال،
که گندمی شدن رؤيا شده براش.

يه دسته سنبله پژمرده‌ی بنفش،
با چند تا سکه‌ي ده شاهیِ سياه؛
يه ساعت خراب که کل زندگيش،
وقتو نشون داده، اما به اشتباه.

اين سفره‌ی منه وقتی تو غايبی،
وقتي که سال نو يه شوخيه برام
وقتی که پشت هر زنگ تلفني،
دنبال ردتم... تنها تو رو میخوام.

اين سفره‌ی منه، تو قحطی چشات،
وقتی که دور دور از خلوت منی؛
وقتی که لااقل واسه گذشته‌ها
يادم نمی‌کنی، زنگی نمی‌زنی.

دور از تو سال من، روزاش پر از غمه،
روزايی که توشون از تو نشونه نيست
دور از تو سال نو، از کهنه بدتره،
اين سفره خاليه، اين خونه خونه نيست

من پای سفره‌ام، اين سفره‌ی سياه،
تو هم کنارِ يه سفره پر از بهار.
عيدت مبارک و سالت پر از خوشي
يک بارم عيدو به تقويم من بيار.
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 3 هفته پيش   #1388 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"سرود تولد / ۱۳۸۳"


کارگردان: علی قویتن
خواننده: امین حیایی
آهنگساز: حمیدرضا صدری
ترانه: یغما گلرویی
.
.

بخشی از آثار یغما گلرویی / فیلم و سریال

فیلم‌های سینمایی:

هفت ترانه / ۱۳۸۰
کارگردان: بهمن زرین‌پور
خواننده: شروین نجفیان
آهنگساز: کامبیز روشن روان
ترانه: یغما گلرویی

حکم / ۱۳۸۳
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
تنظیم: حمید رضا صدری
ترانه: یغما گلرویی

نسکافه‌ی داغ داغ / ۱۳۸۵
کارگردان: علی قویتن
خواننده: خسرو شکیبایی
آهنگساز : حمیدرضا صدری
ترانه: یغما گلرویی

رییس / ۱۳۸۵
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
تنظیم: بهروز پایگان
ترانه: یغما گلرویی

محاکمه در خیابان / ۱۳۸۷
کارگردان: مسعود کیمیایی
نویسنده: مسعود کیمیایی
خواننده: رضا یزدانی
آهنگ و تنظیم: فرزین قره گوزلو
ترانه: یغما گلرویی

گام‌های معلق / ۱۳۸۸
کارگردان : شهرام شاه حسینی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
ترانه: یغما گلرویی

کسی از گربه‌های ایران خبر ندارد/ ۱۳۸۸
کارگردان: بهمن قبادی
خواننده: شروین نجفیان
ترانه: یغما گلرویی

دموکراسی تو روز روشن / ۱۳۸۹
کارگردان: علی عطشانی
ترانه: یغما گلرویی

متروپل / ۱۳۹۲
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
ترانه: یغما گلرویی

خط ویژه / ۱۳۹۲
نویسنده و کارگردان: مصطفی کیایی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
ترانه: یغما گلرویی

قاتل اهلی‌ / ۱۳۹۵
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی
خواننده: پولاد کیمیایی
آهنگساز: اشکان دباغ / امیر دانایی
ترانه: یغما گلرویی

سوفی و دیوانه / ۱۳۹۵
کارگردان: مهدی کرم پور
خواننده: رضا یزدانی
آهنگساز: بهزاد عبدی
ترانه: یغما گلرویی

سریال‌های تلویزیونی:

کوچه‌ی اقاقیا / ۱۳۸۱
کارگردان: رضا عطاران
خواننده: رضا عطاران
آهنگساز: حمیدرضا صدری
ترانه: یغما گلرویی

رانت خوار کوچک / ۱۳۸۲
کارگردان: حسین سهیلی زاده
آهنگساز: حمیدرضا صدری
ترانه: یغما گلرویی

متهم گریخت / ۱۳۸۴
کارگردان: رضا عطاران
خواننده: رضا عطاران / امیرحسین مدرس
آهنگساز: حمیدرضا صدری
ترانه: یغما گلرویی

زند‌گی‌ به‌ شرط‌ِ خنده / ۱۳۸۴
ارگردان: مهدی مظلومی
خواننده: حمیدرضا صدری
ترانه: یغما گلرویی

کمربندها را ببندید / ۱۳۸۳
کارگردان: مهدی مظلومی
خواننده: هومن جاوید
ترانه: یغما گلرویی

مرگ تدریجی رؤیا / ۱۳۸۷
کارگردان: فریدون جیرانی
آهنگساز: کارن همایونفر
خواننده: رضا یزدانی
ترانه: یغما گلرویی

بیدارم کن / ۱۳۹۳
کارگردان: سیروس مقدم
آهنگساز کارن همایونفر
خواننده: میلاد فرهودی
ترانه: یغما گلرویی
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 3 هفته پيش   #1389 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


«در هر بهار متولد می شوی، ای صدای سبز»

هفتم فروردین زادروز خسرو شکیبایی .
.
.
تصویر: خسرو شکیبایی / یغما گلرویی - تهران - پاییز ۱۳۸۱
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 3 هفته پيش   #1390 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"از گفتگویی در حال انتشار"


من نمی‌توانم از کار حرفه‌ای در ایران صحبت کنم چون هرگز به شکل حرفه‌ای فعالیت نداشته‌ام. این سوال را باید از کسانی بپرسید که در این بازار مبتذل رکوردشکنی می‌کنند. حرفه‌ای شدن به این شکل، فرمول خیلی ساده‌ای دارد. اول از هر چیز شماره و ایمیل خوانندگانِ سرشناس و فارسی زبان فعال در سرتاسر جهان را پیدا کردن و بعد به شکلی گازانبری و پیگیر اقدام به ارسال ترانه‌های سری‌دوزی شده برایشان کردن! بسیاری قدم از این فراتر می‌نهند و ترانه‌هاشان را با ملودی و حتا تنظیم (همه هم از نوع رایگان!) برای خوانندگان می‌فرستند که تجربه نشان داده این روش کارسازتر است. بعضیشان به رسم شرکت‌های برگزار کننده مراسم کفن و دفن می‌نشیند ترانه‌های دیگر خوانندگان را برایشان به هم می چسباند و نسب‌نامه برایشان جعل می‌کند که این روش دیگر ردخور ندارد. بعد هم که ترانه توسط آن خواننده به شکل رایگان اجرا شد می‌توانند کلی با آن‌ها پز بدهند و برای آوازخوانان و مخاطب داخل کشور سینه سپر کنند. مخاطب هم از اتفاقات پشت پرده بی‌خبر است و نمی‌داند آثار آن‌ور آبی را رایگان و به ضرب گاهی گریه به خوانندگان انداخته و باورش می‌کنند. پس ترانه‌سرایی که بعد بیش از یک دهه کار حتا یک سطر به درد بخور ننوشته و همچنان دچار زبان‌پریشی و ایراد وزن و قافیه است، به پشتوانه همان مجانی‌کاری‌ها حرفه ای به حساب می آیند. میانمایگی دامنِ ترانه‌ را گرفته و کسانی در این بازار می‌توانند در تعداد آثار منتشر شده رکوردشکنی کنند که کمترین درجه از سواد و آگاهی و استعداد را داشته باشند. تازه به تولید انبوه هم راضی نمی‌شوند و کارگاه ترانه هم راه‌اندازی می‌کنند و خود را مثل ویروس طاعون در کارورزان نوپای ترانه منتشر می کنند. یکی از این حضرات در مقاله‌ای که در باب ترانه‌سرایی مرقوم فرموده بودند پنج بار «ترجیع‌بند» را «ترجیح‌بند» نوشته بودند! بیچاره مخاطبانی که به کارگاه‌های اینان کشیده می‌شوند. گناهی هم ندارند. می‌بینند ترانه‌های امثالهم با صدای این آقا و آن خانم آوازخوان اجرا می‌شود و نمی‌دانند با چه فضاحتی خواننده مجاب به خواندنشان شده، این پر کاری را به حساب توانایی ترانه‌سرای صلواتی می‌گذارند و جلب کارگاه‌هش می‌شوند تا لابد ترجیح‌بند یادشان بدهد! باتلاق محل جولان پشه‌ها می‌شود و موسیقی مجاز هم به سری‌دوزهای بی‌خطر روی خوش نشان می‌دهد و کسانی در این بازار شوم موفقند که شم اقتصادی قوی باشد تا شم ادبی. برای همین کلمه «مارکت» از دهانشان نمی‌افتد چون خارج از آن و در حیطه شعر نه دو کتاب خوانده اند و نه حرفی برای گفتن دارند.
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 3 هفته پيش   #1391 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


«بهار»


خواننده: آرین
آهنگساز: سیاوش قمیشی
ترانه سرا: یغما گلرویی
(سال انتشار ۱۳۸۲)

حاجی فیروز نمی رقصه
آخه دستاش تو یه دست بندِ سیاه زندونیه.
حاجی فیروز نمی خنده
تو دلش بغضِ هزارتا گریه ی پنهونیه.

سبزه قد نمی کشه
آخه بالای سرش همیشه تیغِ قیچیه
برام از بهار نگو
فصلِ نو بهاره تازه چی چیه؟

یه نفر هفت تا سینو از توی سفره برده
بهار از تو تقویمِ تازه ی ما خط خورده

عمو نوروز توی خوابه
آخه قلبش اسیر برفِ زمستون مونده.
گُلِ شب بو، گُل نمیده
آخه سرما تنِ سبزِ ساقشو ترسونده.

بهار از این جا گذشت
اما فرصت ندادن که ما تماشا بکنیم.
وقتشه با هم بریم
دوباره همون بهارِ سبزو پیدا بکنیم.

یه نفر هفت تا سینو از توی سفره برده.
ماهی تنگ بلور ساعت تحویل مرده.
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #1392 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"نمی گذارند اما"

گفتگو با عابری در خیابان

در پیاده روی خیابان به راه خود می رفتم. مانند پرنده ی که پرواز را از خاطرش برده باشند.... دستی به شانه ام خورد.
صاحب دست گفت: نشناختمتان... در این چند وقته ریش سفید کرده یید.
گفتم: سالهای ممنوعیت هر کدام پنج سال برای آدم سپری می شوند.
پرسید: مجموعه تازه ای برای چاپ ندارید؟
گفتم: نمی گذارند... چند مجموعه ی من سالهاست در وزارت سانسورشان خاک می خورند اما سه کتابم به زودی خارج از کشور منتشر می شوند.
گفت: آنها که به دست ما در داخل ایران نمی رسد.
گفتم: جوینده یابنده است اما روی ارشاد سیاه که سد انتشارشان در داخل کشور شده.
پرسید: از کار با خوانندگان چه خبر؟
گفتم: نمی گذارند... دفتر موسیقی سالهاست مجوز به اشعاری که نام من پایشان باشد نمی دهد و خودم هم دیگر میل چندانی به اجرای ترانه هایم ندارم مگر با چند خواننده خاص که با آنها کار کرده ام و به مرور منتشر خواهند شد.
پرسید: سینما چطور... شنیدم قرار بود در چند فیلم سینمایی بازی کنید.
گفتم: نمی گذارند... کارگردان آن فیلمها را تهدید کرده اند که اگر من در فیلم باشم توقیف خواهد شد و قرارداد بهم خورد.
پرسید: نمایشگاه عکس چی؟
گفتم: نمی گذارند... برای همان نمایشگاه قبلی هم صاحب گالری را بازخواست کردند.
پرسید: پس چه می کنید؟
گفتم: کار یدی، کار گِل... و در کنارش می نویسم، موزیک کار می کنم، عکس می گیرم. شش ماه از سال گذشته را هم صرف نقاشی کرده ام و مجموعه ای آماده دارم.
گفت: مگر نمی گویید نمی گذارند.
گفتم: آنها نمی گذارند اما من هم نمی گذارم سالهای عمرم هدر همزمانی با مشتی بی مغز شود. نمی توانند جلوی کار کردنم را بگیرند. همچنان مشغولم چون می دانم در همیشه روی یک پاشنه نمی گردد. به عمر خودم اگر قد ندهد، کودکان من و شما انتشارشان را خواهند دید.
گفت: ممنون که هستید و همچنان کارهایتان با ما به اشتراک می گذارید.
گفتم: من از شما ممنونم که همچنان دنبال می کنید.
و رد شد از کنار این پرنده ی محبوس که عمریست خود را به دیوارهای قفس می کوبد و میان نرده هایش خواندن نمی تواند.
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #1393 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"سالروز درگذشت صادق هدایت"

از نامه ی صادق هدایت به حسن شهید نورایی

همه چیز این خراب شده برای آدم خستگی و وحشت تولید می‌کند. زندگی را به بطالت می‌گذرانیم و از هر طرف خواه چپ و یا راست مثل ریگ فحش می‌خوریم و مثل این است که مسئول همهٔ گه کاری‌های دیگران شخص بنده هستم. همه تقاضای وظیفهٔ اجتماعی مرا دارند، اما کسی نمی‌پرسد آیا قدرت خرید کاغذ و قلم را دارم یا نه؟! یک تخت خواب و یا اتاق راحت دارم یا نه؟! و بعد هم از خودم می‌پرسم در محیطی که خودم هیچگونه حق زندگی ندارم چه وظیفه‌ای است که از رجاله‌های دیگر دفاع بکنم؟! این درددل‌ها هم احمقانه شده. همه چیز در این سرزمین گُه بار احمقانه می‌شود. چه سرزمین لعنتی پست گندیده‌ای و چه موجودات پست جهنمی بدجنسی دارد! این هم یک جور طرز تفکر احمقانه‌ای است که آبروی میهن حفظ بشود یا نشود. کدام آبرو؟! کدام میهن؟! شاید اگر حفظ نشود بهتر است. لااقل همانجور که هستیم معرفی بشویم! ایرانی متخصص عزاداری است و به زنده اهمیت نمی‌دهد و بعد از مرگ همیشه خودش را قدردان و وظیفه شناس معرفی می‌کند. ما همچنان می‌سوزیم و می‌سازیم، قسمت مان بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز. خیال دارم یک چیز وقیح مسخره درست بکنم که اخ و تف باشد به روی همه. شاید نتوانم چاپ بکنم، اهمیتی ندارد و لکن این آخرین حربهٔ من است تا دست کم توی دلشان نگویند: فلانی خوب خر بود!

تصویر : بر مزار هدایت / پاریس ۲۰۰۹
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #1394 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"لحظه هام بوی تاج گل می دن"

تسلیت رضای عزیزم
شریک اندوه توام.
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 2 روز پيش   #1395 (لینک نوشته)
تن تشنه مثل خورشید
 
hamed1988's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار یغما گلرویی

مجموعه اشعار یغما گلرویی


"گربه دزده شاخ می زند"


زمانه عوض شده است. دیگر نمی شود به اَبروی بالای چشم کسی اشاره کرد. این روزها چوب را که بردارید، گربه دزده نه تنها فرار نمی کند بلکه شاختان هم می زند. اول در اینستاگرام بلاکتان می کند، بعد صفحه ای جعلی - مانند چند صفحه ی دیگری که به اسم هوادار برای خود ساخته و در آنها قربان صدقه ی خودش و کارهایش می رود - درست می کند تا در آن پَته تان را روی آب بریزد؛ اگر به شایعات و دروغهای رنگ و وارنگ عادت کرده و پوست کلفت شده باشید هم بی خیال نمی شود و به رسم شعبان جعفری برای دعوا گوشه و کناری خِفتتان می کند. مراسم جشن و عزا هم برایش فرقی نمی کند چون اصولن احترام گذاشتن را بلد نیست. چوب برداشتنتان برای آفتهای فرهنگی را تنها کسی به خود می گیرد که آفتِ درشتی در قد و قامت یک ملخ باشد و گربه دزده از همان گونه است. جای این که به درمان خود بکوشد، طلبکارانه با منتقدان دست به یقه می شود. اینجا و آنجا و حتا رو در رو فحشهای کافدار بارشان می کند تا عصبیشان کند که حقش را با یک چک جای کفِ دست، زیرِ گوشش بگذارند و بعدها پنجول کشیدن به آنها را - احتمالن به عنوان بزرگترین اتفاق زندگی اش - به کارنامه پر حجم اما بی محتوای خود اضافه کند. حتا اگر اهل نزاع - به خصوص از نوع فیزیکی - نباشید و آنقدر عقل داشته باشید که فحشهای هر لُمپنی تحریکتان نکند هم سعی می کند وادار به واکنشتان کند. هر چقدر او بیشتر برایتان صدا در گلو بی اندازد باید بیشتر مطمئن شوید که تیرتان درست به هدف خورده. گربه دزده هم در کارهایش و هم نحوه ی ارائه شان - که از نوع زخم کردن با خدمات پس از فروش است - معجونی از آفات است. پِف پِف می کند و دندان نشان می دهد اما با لات بازی نه می تواند آثار پُر ایرادش را مرمت کند، نه نوع تحقیرآمیز مراودتش را که سالها نقل محفل اهالی بخیه بوده است. اصولن گربه دزدها به ندانستنهایشان مسلحند و شکمچرانی در کوچه پُر زباله ی مجازکارها گردنشان را کلفت کرده. دکان دو نبش می زنند و در آن صداهای تازه نفس را خفه می کنند. فربهند و برای همین باید حساب کارتان را بکنید و آسه بیایید و بروید تا به شاخ غیبشان گرفتار نشوید. گربه دزده همیشه سعی در شیر جا زدن خود داشته و اصرار دارد موشها "سلطان کوچه" صدایش بزنند و در این سالها یکه بودن بر سر دیوار آنقدر رودارش کرده که نقد را با دشنام و تهدید پاسخ بدهد. باز هم گُلی به گوشه ی جمال گربه های قدیم که با حیای نداشته شان لااقل چوبترس و فراری بودند اما زمانه دیگر عوض شده است. چوب نقد اگر به دست می گیرید مواظب گربه دزدهای اطرافتان باشید.
hamed1988 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
فرمانده, فروش, فرشته،, قرقی, قصه, لاله؟, مجموعه, ننه, چهارراه, نکنه, نخود, نشمردن, هستی, یاد, یغما, گلرویی, آتش؟, آخرِ, اونا, اشعار, بم, بترسین, بره, برادرم, بردن،, تاریک،, ترکشا, تشنه, خوابم, خوردن, دستورِ, رُ, شبیه, شبِ, طعم, عشقای, غم

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:02 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.