پیچیدگی های زندگی امروزی با بحث دین و حق و عدالت
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك روز پيش   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahmood976's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پیچیدگی های زندگی امروزی با بحث دین و حق و عدالت

پیچیدگی های زندگی امروزی با بحث دین و حق و عدالت
وقتی همه چی قاطی پاتیه، هیچ چیزی اونطور که باید سر جای خودش نیست، خب همه چیز پیچیده میشه، قاطی پاتیته.
ولی من میگم بازم آدم عقل و وجدان خودش تاحدی که جواب میده میتونه حق و انصاف و عدالت رو رعایت کنه. فقط اینه کار هرکسی نیست!

یه مثال میزنم. مثلا من الان سر کارم مثلا
همین الان کاری که دارم میکنم، یعنی اینجا کار شخصی میکنم، آیا درسته این کار؟
خب البته کار زیادی ندارم. ولی بازم شاید مثلا میتونم بجای اینکه کار شخصی بکنم بگردم و یکسری کارهای مربوط به محل کارم رو انجام بدم.
اما از اونور باز مسائل پیچیده تر میشه. چرا؟ چون از اون طرف شرایط و اصول کارم و رئیس و کارفرما هم درست بنظر نمیاد. یجورایی همه چیز شرتی پرتیه، که البته در این مملکت یه موضوع کاملا عادیه
مثلا حق و حقوق من بعنوان یه کارمند چیه؟ آیا حق و حقوقم رو رعایت میکنن؟ یا خودشون بعنوان رئیس و کارفرما چه حقوق و وظایفی دارن و آیا درست انجامشون میدن؟
خب همه چیز قاطی پاتی و شرتی و پرتیه.
از وقتی من وارد این جامعه و بازار کار شدم همه جا و همه کس همینطور بودن!
مثلا بهم حقوق زیر حداقل قانونی دادن (و میدن)، تازه حداقل قانونی هم که اسمش مشخصه و حداقل هست و لزوما کافی و منصفانه نیست نسبت به اصول و تعاریف قانونی یا حتی عرفی و وجدانی. همچنین بیمه مون رو که سالها رد نکردن و اینچنین حق و حقوقمون پایمال شد!
از طرفی آدم میبینه مثلا اونی که رئیسه یا کارفرماست، اصولا همچین آدمی نیست (معمولا در حدش هم نیستن) و نمیخواد هم باشه که طبق اصول و حرفه ای گری عمل کنه، و تو باید به ساز اونا باشی، وگرنه نمیشه باهاشون کار کرد. پس تو هم خواهی نخواهی عضوی از یک سیستم شرتی پرتی خواهی شد!

اینچنین ما در یک دنیای شرتی پرتی زندگی میکنم

ولی میگم بازم با این حال آدم خودش یه چیزایی رو خیلی وقتا تشخیص میده. مثلا حد و حدود اینکه چقدر کار کنی چقدر مایه بذاری واسه کار و به اصطلاح وظایفت، که میگم به اصطلاح وظایف، چون همونطور که گفتم همه چیز یجورایی ساختگی و مشکل دار و شرتی پرتیه، یعنی مثلا اون حقوق و مزایایی که داری اصلا معلوم نیست روی چه حساب و کتابیه و این حساب و کتاب رو کدوم چلمنگ های دروغگوی حقه باز نادان گمراهی بر چه اساسی نوشته اند
تازه اونم که نوشته اند بازم رعایت نمیشه!
جامعه ای مثل ما مثل اتومبیلی میمونه که تقریبا همه چیزش یجورایی معیوبه. مثلا چرخاش کجه و لنگ میزنه! موتورش ریپ میزنه. ترمزش به سختی و دمدمی مزاج هر دفعه یطور میگیره...

ولی با این وجود، بهرحال باید بدونیم که همهء ما توی همین جامعه و سوار همین اتومبیل یا قایق و کشتی، هرچی که هست، هستیم، و کسی دلش نمیخواد که عمدا بزنه و این اتومبیل رو داغون تر کنه، چون یکسری از منافع و ضررهاش برای همهء ماست! ولی منصفانه هم بنظر نمیرسه که هیچ قطعه ای در این ماشین فدای معیوب بودن دیگر قطعات بشه. اگر فرسودگی و بار و فشار و خرابی و دود و ضربه هست، باید حتی الامکان بصورت متعادل و منصفانه ای بین تمام قطعات و اجزاء و پیچ و مهره ها تقسیم بشه.
__________________
The poorer we are inwardly, the more we try to enrich ourselves outwardly

Bruce Lee

هرچه ما از نظر درونی فقیرتر باشیم بیشتر تلاش میکنیم تا از نظر برونی خود را غنی کنیم

بروس لی

mahmood976 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:12 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.