تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 04-01-2012  
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Icon17 بهانه ای برای هم اندیشی


تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد ‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد

و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟

تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟

تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟

نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟

جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی

"استاد کیوان شاهبداغی"



با تقدیم و احترام به شما دوستان عزیزم

از این پس این تاپیک جایگزین کافه هم میهن خواهد شد

هر چه میخواهید و به هر بهانه ای میتوانید در این تاپیک به یادگار بسپارید

امید دارم یادگارتان ماندگار در یادها بماند .


ويرايش توسط realworld_but : 07-06-2013 در ساعت 09:16 PM
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
119 نفر نوشته را پسندیده اند
92sa, Alamatesoal, albert, aliye, amirshakori, anahita11, anahitabita, Antonio*, armin20, aryana621, asemann, asemoni, asenan, asheg1, ashk, askary29, asma, AtriN, aziiiiin, azizjoon, b313, babay_fariba, babone, bahar20, baran2011, blueeagleone, Bozorgmehr, Brandon, danial0099, desertrose60, dilak, dinpajoohan, donea, Eclipse, elahe1, elnaz-20, estazis, f-m-7, farahnaz, farhang, gharibion, gheshlagh, hadixy, hamzah69, Hanna, hashem1359, hengameh1, hosainbolboli, hrz57, ibahman, ice_girl, Iranchap, iren, irfanaref, jamshid, javad-roshan110, khooshe, kimiy_jojo, kymya, lovelylove, m-----h, m64am53d, madarshowar, Mahbanoo60, mahbub91, mani5665, margeshirin, Marjaan, marlon, MARY-KHOSH, matisa, memol1, MilMan, mobinatehrani, mohaddeseh, mohammad66, mosafer_, moshref, MRSBOY, nameless, nasr12, na_shenas, Night, nopq, noshin000, ostoreh94, Parand, pare-parvaz, pary66, pesaram, porya123, pupi, rad1515, Rayan, rayka, reza81, ronas.ara, ruya, saeedalone, sahar20, sajjadmolavi, salamati, Sanam, se7en, searcher, sepantman, shabab, shabnam98i, soostak, tahora, Toktam, wahnsinnig, wooer, yaghma, yare-emam, yavar-0729, yazahra02, zare, zibo
قديمي 05-04-2012   #31 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای با هم بودن و با هم اندیشیدن

از خود میپرسم گاه بی گاه

چرا جان ادمی تا از منزل ناپاک خسته میگردد

از چالاکی میکاهد و میماند تنها با غمش در پیش آیینه

در این هاگیرو واگیرهای روزمره

افکارم ....

بسان طوفانی که می غرد

و میشورد بر اقیانوس بی ساحل

پس از ان باز

می دزدد قطرهای اب را از دریا

انگاه میسازد کوهی از موجهای پی در پی

و اینک من

نشسته بر ذورقی کوچک

در این دریا

تنها اوست شاید همدم با من

بجز او کسی اینجاست یا نیست !؟

نمیدانم ! .
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-14-2012   #32 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

وقتی از فقدان زمان در زندگی روزمره گفتگوی میشود شاید ذهن برای پاسخ بدان دچار شبهه و سردگمی شود .

بنابر این با مثالی به ان اشاره میکنم .

اگر کسی از من بپرست که فاصله مکانی که اکنون در ان هستم تا شهر دیگری که می شناسم چقدر است فکر بلافصله به اطلاعات موجود و ثبت شده مراجع میکند و پاسخ را میابد .

در این بخش زمان به اصطلاح کاملان مشهود است و قابل محاسبه و قابل درک . به این معنی از زمانی که پرسش اغاز میشود و تا زمانی که من به پاسخ دسترسی میبابم فاصله ای وجود دارد که به ان فاصله زمانی گفته میشود .

اما اگر پرسش بگونه ای مطرح شود که ذهن من نتواند به ان پاسخی بدهد انگاه زمان در این بخش مفقود خواهد شد .

یعنی اگر من ان شهر را نشناسم هر قدر هم فکر بکنم بی اثر خواهد بود زیرا در واقعیت ذهن من این فاصله در سلولهای ثبت نشده و راه دیگری هم برای بدست اوردن ان در اختیار من قرار داده نشده .

بنابر این در این لحظه ذهن من در حالتی قرار میگیرد که به ان به اصطلاح ندانستن میگویند و در این نداستن زمان هیچ نقشی نخواهد داشت . یعنی هر چقدر صبر کنم و یا تامل کنم زمان به من هیچ کمکی نخواهد کرد .

چندی پیش با یکی از دوستانم در این باره به گفتگو نشسته بودیم گفتم شاید ثبت ان در این بخش برای اشاره این موضوع خالی از لطف نباشد .
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-18-2012   #33 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
searcher's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی



زیبا و فوق العاده
لبخند، یکی از زیبا ترین پدیده های خلقی است . که در هر زمینه ای چهره زیبایی خود را حفظ میکند . گاهی لبخند، ارزش مضاعف پیدا می کند که زیبایش دو چندان میگردد . گاهی ، لبخند را به گل تشبیه میکنند اما معتقدم گل در زیبایی ،گاهی دنباله رو لبخند است . گاهی حلاوتی دارد که پاسخش اشک است .وقتی خیس از باران به خانه رسیدم . برادرم گفت : چرا چتر با خودت نبردی ؟ خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد ! اما مادرم در حالی که با لبخند موهای مرا خشک میکرد . گفت : باران احمق . لبخندش زیبا و فوق العاده بود.



بهانه ای برای هم اندیشی



ويرايش توسط searcher : 05-18-2012 در ساعت 12:09 PM
searcher آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-22-2012   #34 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
Eybaba's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

این روزها عزیزی در بین ماست که انگار نیست. او مدیر همین تالار است:
هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
__________________

Eybaba آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-22-2012   #35 (لینک نوشته)
این نیز بگذرد...!
 
Toktam's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

نوشته اصلي بوسيله eybaba نمايش نوشته ها
این روزها عزیزی در بین ماست که انگار نیست. او مدیر همین تالار است:
من هم چند روزه به همین فکر میکردم
__________________

بهانه ای برای هم اندیشی





Toktam آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-24-2012   #36 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

درست یا غلط , خوب یا بد چیزیست که ذهنهای تکامل یافته همیشه با ان مواجه اند !.

ایا ما قادر هستیم که بفهمم چه چیز در این دنیا عمال ما را به جلو میراند ! .

بنظر میرسد از گذشته های دور تا همینجائی که اکنون هستیم اکثر انسانها نتواسته اند از اخلاق بعنوان یک مسیر درست پیروی کنند ! .

در دنیایی که دیگران تنها به منافع شخصی خود علاقه مندند واقعان چه چیز میتواند ما را مجبور به فدا کاری و از خود گذشتگی از خود کند ؟! .

گاهی دنیای انسانها چنان کوچک و حقیر میشود که بخاطر ترس و خیانت و تشویش بی رحمانه ترین انتخابها از سوی انان رقم میخورند .

ایا در درون هر یک از ما این پتانسیل قرار داده شده است که بتوانیم تفاوت بین خوبی و بدی را درک کنیم !؟.

نیروهای پنهان ما را به سوی نیازها دروغین تشویق میکنند تا زمانی که ما هنوز نتوانسته باشیم قابلیت تشخیص را در خودمان کشف کنیم ؟.

و یا شاید هم بشود اینطور بیان کرد که در این شرایط تمام چیزهای که ما انتخاب میکنیم هرگز همان چیزی نیستند که به ان احتیاج خواهیم داشت ؟! .

ایا باز هم میتوانیم شاهد انسانهای باشیم که سرنوشت پر افتخاری را در این دنیا رقم میزنند ؟! .
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-24-2012   #37 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
searcher's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

نوشته اصلي بوسيله realworld_but نمايش نوشته ها
درست یا غلط , خوب یا بد چیزیست که ذهنهای تکامل یافته همیشه با ان مواجه اند !.

ایا ما قادر هستیم که بفهمم چه چیز در این دنیا عمال ما را به جلو میراند ! .

بنظر میرسد از گذشته های دور تا همینجائی که اکنون هستیم اکثر انسانها نتواسته اند از اخلاق بعنوان یک مسیر درست پیروی کنند ! .

در دنیایی که دیگران تنها به منافع شخصی خود علاقه مندند واقعان چه چیز میتواند ما را مجبور به فدا کاری و از خود گذشتگی از خود کند ؟! .

گاهی دنیای انسانها چنان کوچک و حقیر میشود که بخاطر ترس و خیانت و تشویش بی رحمانه ترین انتخابها از سوی انان رقم میخورند .

ایا در درون هر یک از ما این پتانسیل قرار داده شده است که بتوانیم تفاوت بین خوبی و بدی را درک کنیم !؟.

نیروهای پنهان ما را به سوی نیازها دروغین تشویق میکنند تا زمانی که ما هنوز نتوانسته باشیم قابلیت تشخیص را در خودمان کشف کنیم ؟.

و یا شاید هم بشود اینطور بیان کرد که در این شرایط تمام چیزهای که ما انتخاب میکنیم هرگز همان چیزی نیستند که به ان احتیاج خواهیم داشت ؟! .

ایا باز هم میتوانیم شاهد انسانهای باشیم که سرنوشت پر افتخاری را در این دنیا رقم میزنند ؟! .
گرامی با آرزوی اوقاتی خوش
مطلعید که مبارزه عقل و حب ذات ،رزم و نبردی بی وقفه در طول عمر هر ذی شعوری است و این همان است که فرمود : به تو ای انسان نفس ناطقه عطا شد خواه این نفس را رحمانی کن خواه شیطانی ، همانطور که میدانید عقل منشاء اخلاق ومنشاء حب ذات هوای نفس است که در وجود نعره میکشد . پیشرانه اعمال ما گاه عقل است و گاه حب ذات، نگاه کنید به تردید عمربن سعد که شبی را بین عقل و حب ذات دست و پا زد و النهایه هوای نفسش پیروز شد که ملک ری اغواگر طنازی برای او بود . او با حسین بن علی در کوچه های مدینه همبازی بود و او را خوب می شناخت و میدانست حقیقت و واقعیت او برحق است لیکن سلامت و لذت را بر عافیت و عاقبت بخیری ترجیح داد در مقابل او حسین قرار داشت که پیشرانه اعمالش کتاب الله بود که عقل محض است نتیجه اینکه پتانسیل تشخیص در وجود موجودات ناطق وجود دارد لیکن منشاء (عقل ، حب الذات )پیشرانه ها که نگاهی متفاوت به فلسفه هستی دارند جانبخش و قدرت بخش پیشرانه های اعمال و رنگ و عطر بخش اعمال است . مواردی را که انتخاب میکنیم بحسب ضرورت است نه بحسب عقل پس همان چیزهایی نیست که ما میخواهیم . مادر گیتی سترون نبوده ونیست و همیشه انسانهای شریفی را بر روی کره خاک نشانده است


ويرايش توسط searcher : 05-24-2012 در ساعت 02:15 PM
searcher آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-25-2012   #38 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

دوست من

گاهی فکر میکنم مشکل اساسی ما این است که تکلیفمان با خودمان معلوم نیست .

سخن از انانی نیست که اگاهانه میدانند چه راهی برگزیده اند . زیرا چنین کسانی میدانند که چه میخواهند . انان لااقل با خودشان در این راه صادقند .

درست یا غلط برای کسانی که خود سردر گمند بسیار طیف پیچیده ای را در پیش رو قرار میدهد .

گاهی انعکاسهای رفتاری ما اغلب چنان خشن و ناقص جلوه گر میشوند که اخلاق معنی واقعی خودش را از دست میدهد .

به قول همان که میگفت بودن یا نبودن مسئله این است ؟.

قابیلی بودن یا هابیلی بودن ! .
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-01-2012   #39 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
memol1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

نوشته اصلي بوسيله realworld_but نمايش نوشته ها




در دنیایی که دیگران تنها به منافع شخصی خود علاقه مندند واقعان چه چیز میتواند ما را مجبور به فدا کاری و از خود گذشتگی از خود کند ؟! .


ایا باز هم میتوانیم شاهد انسانهای باشیم که سرنوشت پر افتخاری را در این دنیا رقم میزنند ؟! .
سوالي كه براي بنده پيش آمد ، اين است كه ؛

فداكاري ، به چه معنايي است ؟؟
memol1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-02-2012   #40 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

انچه که به ذهن این نگارنده در باره توضیح و یا سئوال فوق خطورمیکند به این صورت است که ...

زمانی که یک انسان به موضوعی و یا چیزی علاقه دارد به نحوی که دوستار بدست اورد و یا در اختیار گرفتن انها میشود و پس از ان با حقیقتی فراتر و ازشمندتر مواجه میشود که سلولهای مغزیش درست بودن انرا نمیتواند کتمان کند و اگر همچنان بدنبال خواسته های و یا داشته های خویش برود لطمه ای به انچه که ارزشمند است وارد خواهد امد .

انسان فدا کار در چنین حالتی انسانی است که خواسته ها و داشته های فردی و تمایلات خویش را در راه انچیز ارزشمند معاوضه می کند .

به این معنی که از خواسته های خود میگذرد تا ان موضوع ارزشمند به نابودی کشانده نشود .

ويرايش توسط realworld_but : 06-03-2012 در ساعت 08:12 AM
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-03-2012   #41 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

فهم و شناخت ناب هیچ ارتباطی به کلمات و واژه ها و زبان ندارند . حیطه شناخت تعقلی بر مبنای کلمات انتشار میابد که برای بیان ان فهم ناب و متعالی بسیار ناکارمد است .

ما تنها به کمک استعاره ها و زبانی نمادین میتوانیم از انها یاد کنیم .

به همین دلیل عرفا از استعاره ها به فور استفاده میکنند .
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-03-2012   #42 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

هنگامی که انسان اسیر واژه ها و گرفتار لغات میشود فقط چیزهای که دلش میخواهد بفهمد میفهمد .
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-04-2012   #43 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
blackswan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

زندگی چیست ؟
....
....
.....
ابهامی که مرا به نابودی خواهد کشاند .............
blackswan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-04-2012   #44 (لینک نوشته)
مدیر تالار هم اندیشی
 
realworld_but's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

چندی پیشتر نگاشته شده بود که اینک باز کپی پست میشود شاید تکرار ان یاد اور ذهنهایمان باشد .

زندگی یعنی من , تو, فرزندانمان , همسرانمان , خانه هایمان ,داشتنیهای مان , نداشتنیهای مان , ارزوهایمان

خوبی ها و بدیها , تمام زشتیها و زیبائیها , قدرتها و ضعفها , دارائیها و ثروتها , فقرها و بدبختیها .
زندگی یعنی باورهایمان , اعتقادتمان, خدای مان و یا انکار همه آنها
زندگی یعنی ستیزه , دشمنی ,کینه , نفرت , جنگ و خونریزی.
زندگی یعنی خرد شدن تحقیر شدن مظلوم شدن و مورد ظلم واقع شدن.
زندگی یعنی صلح و دوستی , مهر و عشق ورزی .
زندگی یعنی گرمای تابستان , سرمای زمستان , یعنی بهار و پائیز.
زندگی یعنی دیدن انعکاس نور ماه در آب
یعنی احساس وزش باد, شنیدن صدای پرنده , یعنی اسودن در سایه یک درخت .
یعنی کار , رنج , امید .
زندگی یعنی بودن در هستی و پس از ان رسیدن به لحظه های مرگ .
زندگی یعنی همه اینها و شاید بیشتر .

ويرايش توسط realworld_but : 06-04-2012 در ساعت 01:57 PM
realworld_but آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-07-2012   #45 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
blackswan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بهانه ای برای هم اندیشی

ابهام ...
شاید لحظه ای بود که تمام شک هایم را نهایت رساند
و لحظه ای می آید و مرا با خود می برد
با همه داشته هایم ...
و تمامی آنها که گفتی ای یار !!!
__________________


در قناری ها نگه کن در قفس تا نیک دریابی

گرچه در آن تنگناشان ، باز شادی های شیرین است
blackswan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
اندیشی, بهانه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:37 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.