تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > گنجینه معنوی > ادعیه و مناجات
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-28-2012   #1 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض دعای عهد

دعای عهد
دعای عهد با ترجمه فارسی
اَللّـهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ ، وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفيعِ

خدايا اى پروردگار نور بزرگ و پروردگار كرسى بلند

وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَ الاِْنْجيلِ وَ الزَّبُورِ

و پروردگار درياى جوشان ، و فرو فرستنده تورات و انجيل و زبور

وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ

و پروردگار درياى جوشان ،و فرو فرستنده قرآن برزگ

وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ وَ الاَْنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ

و پروردگار فرشتگان مقرب و پيمبران و مرسلين

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِوَجهِک الْكَريمِ

خدايا از تو خواهم به ذات بزرگوارت

وَ بِنُورِ وَ جْهِكَ الْمُنيرِ وَ مُلْكِكَ الْقَديمِ ، يا حَيُّ يا قَيُّومُ

و به نور جمال تابانت و فرمانروائى ديرينه ات ، اى زنده اى پاينده
__________________
دعای عهد
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #2 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

اسئلك باسمك الذي اشرفت به السموات و الارضون

از تو خواهم بدان نامت كه روشن شد بدان آسمانها و زمينها

وَ بِاسْمِكَ الَّذي يَصْلَحُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاْخِرُونَ

و بدان نامت كه صالح و شايسته گشتند بدان پيشينيان و پسينيان

يا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ وَ يا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَ يا حَيّاً حينَ لا حَيَّ

اى زنده پيش از هر موجود، و اى زنده پس از هر موجود زنده و اى زنده در آن هنگام كه زنده اى وجود نداشت

يا محي الموتي و مميت الاحياء يا حي لا الله الا انت

اي زنده كن مردگان و اى ميراننده زندگان اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #3 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقائِمَ بِاَمْرِكَ

خدایا برسان به مولاى ما آن امام راهنماى راه يافته و قيام كننده به فرمان تو

صلوات الله عليه و علي ابائه الطاهرين عن جميع المومنين و المومنات

كه درودهاى خدا بر او و پدران پاكش باد از طرف همه مردان و زنان با ايمان

في مَشارِقِ الاَْرْضِ وَ مَغارِبِها سَهْلِها وَ جَبَلِها وَ بَرِّها وَ بَحْرِها ،وَ عَنّي وَ عَنْ والِدَيَّ مِنَ الصَّلَواتِ

در شرقهاى زمين و غربهاى آن هموار آن و كوهش ، خشكى آن و دريايش ، و از طرف من و پدر و مادرم درود هائى

زِنَةَ عَرْشِ اللهِ ، وَ مِدادَ كَلِماتِهِ ، وَ ما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَ اَحاطَ بِهِ كِتابُهُ

هموزن عرش خدا و شماره كلمات و سخنان او و آنچه را دانشش احصاء كرده و كتاب و دفترش بدان احاطه دارد

اَللّـهُمَّ اِنّي اُجَدِّدُ لَهُ في صَبيحَةِ يَوْمي هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَيّامي عَهْداً وَ عَقْداً

خدايا من تازه مى كنم در بامداد اين روز و هر چه زندگى كنم از روزهاى ديگر عهدو پيمان

وَ بَيْعَةً لَهُ في عُنُقي ، لا اَحُولُ عَنْها وَ لا اَزُولُ اَبَداً

عهدو پيمان و بيعتى براى آن حضرت در گردنم كه هرگز از آن سرنه پيچم و دست نكشم هرگز،
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #4 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

اَللّـهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّينَ عَنْهُ وَ الْمُسارِعينَ اِلَيْهِ في قَضاءِ حَوائِجِهِ

خدايا قرار ده مرا از ياران و كمك كارانش و دفاع كنندگان از او و شتابندگان بسوى او در برآوردن خواسته هايش و انجام دستورات

وَ الْمُمْتَثِلينَ لاَِوامِرِهِ وَ الُْمحامينَ عَنْهُ ، وَ السّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ

و اوامرش و مدافعين از آن حضرت و پيشى گيرندگان بسوى خواسته اش و شهادت يافتگان پيش رويش

اللّـهُمَّ اِنْ حالَ بَيْني وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً

خدايا اگر حائل شد ميان من و او آن مرگى كه قرار داده اى آن را بر بندگانت حتمى و

فَاَخْرِجْني مِنْ قَبْري ، مُؤْتَزِراً كَفَنى ، شاهِراً‌ سَيْفي ، مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي

مقرر پس بيرونم آر از گورم ، كفن به خود پيچيده با شميشر آخته ، و نيزه برهنه ، پاسخ ‌گويان به نداى آن خواننده بزرگوار در شهر و باديه

اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ

خدايا بنمايان به من آن جمال ارجمند و آن پيشانى نورانى پسنديده را
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #5 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ

و سرمه وصال ديدارش را به يك نگاه به ديده ام بكش

وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ

و شتاب كن در ظهورش و آسان گردان خروجش را و وسيع گردان راهش را و مرا به راه او درآور

وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ وَ اشْدُدْ اَزْرَهُ ، وَ اعْمُرِ اللّـهُمَّ بِهِ بِلادَكَ ، وَ اَحْيِ بِهِ عِبادَكَ

و دستورش را نافذ گردان و پشتش را محكم كن ، و آباد گردان خدايا بدست او شهرها و بلادت را ؛ و زنده گردان بوسيله اش بندگانت را

فَاِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ، ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِي النّاسِ

زيرا كه تو فرمودى و گفته ات حق است كه فرمودى : آشكار شد تبهكارى در خشكى و دريا بخاطر كرده هاى مردم
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #6 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَ لِيَّكَ ،‌وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِكَ

پس آشكار كن براى ما خدايا نماينده ات را و فرزند دختر پيامبرت كه همنام رسول تو است

حَتّى لا يَظْفَرَ بِشَيْء مِنَ الْباطِلِ اِلّا مَزَّقَهُ ، وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحَقِّقَهُ

تا دست نيابد به هيچ باطلى جز آنكه از هم بدراند و پابرجا كند حق را و ثابت كند آن را

وَ اجْعَلْهُ اَللّـهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ ، وَ ناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ

و بگردان آن بزرگوار را خدايا پناهگاه ستمديدگان بندگانت ،‌ و ياور كسى كه جز تو ياورى برايش يافت نشود

وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْكامِ كِتابِكَ ، وَ مُشَيِّداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِكَ وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

و تازه كننده آن احكامى كه از كتاب تو تعطيل مانده و محكم كننده آنچه رسيده از نشانه هاى دين و آئينت و دستورات پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

وَ اجْعَلْهُ اَللّـهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَأسِ الْمُعْتَدينَ

و قرارش ده خدايا از آنانكه نگاهش دارى از صولت و حمله زورگويان

اَللّـهُمَّ وَ سُرّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ ، وَ ارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ

خدايا شاد گردان (دل ) پيامبرت محمد صلى اللّه عليه و آله را به ديدارش و هم چنين هم كه در دعوتش از آن حضرت پيروى كرد ، و رحم كن به بيچارگى ما پس از آن حضرت

اَللّـهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاُْمَّةِ بِحُضُورِهِ ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ

اي خدا غم و اندوه دوري آن بزرگوار را به ظهورش از قلوب اين امت برطرف گردان و براي آرامش دل های ما به ظهورش تعجيل فرما

انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا برحمتك يا الرحمن الراحمين

اينان ظهورش را دور پندارند ولى ما كه نزديك مى بينيم به مهرت اى مهربانترین مهربانان

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان


شتاب كن شتاب كن اي مولاي من اي صاحب زمان

HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #7 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض دعای عهد

تفسیر دعای عهد
دعای عهد»، در زمره ادعیه منقول از حضرت صادق علیه السلام است که به حراست از آن و ذکر مدامش در عصر غیبت تاکید بسیار شده است.
از این پس، شرح «دعای عهد» تالیف، عالم جلیل، میرزا محمد بن حسن بن ملاعلی هرندی را که به سال 1287 ه . ق به پایان رسیده و توسط برادر محترم جناب آقای «حسین درگاهی » تصحیح شده تقدیم می داریم.
این اثر را برادر محترم آقای مختارپور، مدیر محترم انتشارات «اهل قلم » در اختیار نشریه موعود گذاردند که بدینوسیله ضمن تشکر از خداوند بزرگ موفقیت و سلامتی ایشان را خواستاریم.
بسم الله الرحم الرحیم الحمدلله رب العالمین. والصلوة والسلام علی خیر خلقه محمد و آله الطاهرین المعصومین. و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الیوم الی یوم الدین.
اما بعد:
این شرح دعاء عهدنامه حضرت صاحب العصر والزمان و خلیفة الرحمن و قاطع البرهان و اامام الانس والجان حضرت حجة الله علی الخلائق اجمعین و بقیة الله فی الارضین امام العصر و صاحب الامر (عج) است که این حقیر بی بضاعت محمد ذراع (3) ، حسب المقدور، بدون رجوع به کتب لغت و اخبار، به فارسی، به طریق اختصار، نوشتم که شاید اهل اعتبار از ابرار و اخیار، بعد از اطلاع به آن، حقیر را به دعا یا استغفاری، یاد نمایند; و بدانند که این حقیر در چه مقام از مقامات معرفت امام زمان (عج) می باشم.
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #8 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

پس می گوییم و - بالله توفیق - که مرحوم مجلسی - طاب الله ثراه - در «زادالمعاد» می فرماید: و به سند معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است که: هر که چهل صباح این عهد را بخواند، از یاوران قائم ما باشد. و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد، و حق تعالی به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند; و آن عهد این است:
اللهم رب النورالعطیم.
یعنی: خداوندا! ای پروردگار نور بزرگ!
مراد از «نور بزرگ »; یا نور حضرت خاتم الاانبیاء، محمد بن عبدالله (ص) است; زیرا که بزرگتر از آن حضرت در جمیع خلایق اولین و آخرین نیست. (4) یاءء مراد; نور عرش است، زیرا که در عالم اجسام و اجرام علوی و سفلی بزرگتر از آن نیست. (5) یا مراد مطلق نور عظیم خداوند است در عالم باطن از هر چه باشد، و از هر که باشد. (6)
لکن انسب به این دعا; تفسیر آن است به نور حضرت امام زمان (عج) که در این اعصار غیبت، احاطه به جمیع انوار ماسوی الله، از عالم ایجاد دارد. زیرا که آن حضرت در این زمان واسطه فیما بین خدا و جمیع خلق است. و جمیع فیوض، از نور اصل وجود گرفته تا هرچه متفرع بر آن شود، به توسط آن حضرت به جمیع خلق می رسد. (7) پس در عالم ایجاد، در این ازمنه، بزرگتر از آن حضرت نیست. و خداوند را که در ابتداء این دعا، به پروردگار بودن، برای این نور می خوانند، یحتمل به جهت اشاره به آن است که امر آن بزرگوار به دست تو است، که می توانی عهد ما و بیعت ما و صلوات ما را به او برسانی. و چون ما را آرزوی خدمت اوست، می تواند که ظهور موفورالسرور او را برای ما نزدیک فرمایی. یا با وجود غیبت او ما را از فیوض او محروم نداری. و هر روز و هر شب بلکه هر ساعت و دقیقه افاضات بی نهایه او را درباره علوم دینیه و غیرها به ما برسانی.
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-28-2012   #9 (لینک نوشته)
دست‌های پشت پرده
 
HarfAkhar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد و دلها با امام زمان

و رب; اگرچه از ماده تربیت نیست زیرا که آن مضاعف و این ناقص است، ولکن «رب » را به معنی تربیت کننده هم معنی کرده اند. و بنابراین چون تربیت از ماده «ربوة »، است و آن به معنی نمو و علو است، لهذا مراد به تربیت «نور عظیم »، البته زیادتی روشنی او و علو او است یوما فیوما، که ناشی می شود از زیادتی فیوض و علوم خداوندی. چنانکه در اخبار وارد شده که خداوند در هر شب جمعه و روز جمعه علوم ائمه دین را زیاد می فرماید، به حدی که حد و حصر ندارد و انتهایی در آن متصور نیست. (8) یا آنکه مراد به تربیت آن، شهرت دادن آن و ظاهر ساختن کمال آن است برای خلق، در هر وقت، زیاده بر سابق آن.
و علی ای حال، شبهه ای نیست که خداوند از راه رحمت و لطف و عنایات خاصه بی حد و انتها، در هر وقت و هر ساعت و دقیقه، و هر آن و لمحه، باید در هر باب، فیوض خود را از امام زمان باز ندارد. (9) زیرا که امام مستعد فیوضات بی نهایه او است. (10) و مراتب آن را نهایتی نیست. چنانکه واضح است.
پس معنی ربوبیت او و تربیت او «نور عظیم » را، همین خواهد بود. زیرا که سوای این را، حاصلی و ثمره ای نخواهد بود. و این عام است جمیع وجوه را; از ظاهر و باطن، و علانیه و سر، و فی نفسه و بالنسبه به مردم، و غیر این ها از سایر وجوه و اعتبارات لاتعد و لاتحصی.
و از این جهت است که ثمره این دعا عاید به خود شخص هم می شود. زیرا که او هم تابع امام و مستفیض از فیوض بلانهایه او هست. لکن به شرطی که توجه و اقبال داشته باشد. والا قابل نخواهد بود و به هر قدر که ناقابل باشد از فیوض الهی و فیوض امام محروم خواهد ماند. چنانکه بدیهی است. و چون نور خداوند را لامحاله محل و مظهری است و آن محل و مظهر، اقرب امکنه است نسبت به آن، و سابقا اشاره شد که یکی از معانی «نور عظیم » نور عرش است که عظیم است و بعد از آن، اعظم از کرسی چیزی نیست، لهذا بعد از فقره مذکوره می گویی:
و رب الکرسی الرفیع.
یعنی:اس پروردگارکرسی بلند!
و در احادیث وارد شده که عظمت «کرسی » و وسعت آن قدری است که جمیع آسمانها و زمینها در نزد آن مانند حلقه ای است در بیابان بی منتهی. (11)
و هرگاه تفسیر شود «کرسی » به «علم خداوند» چنانکه در کریمه «وسع کرسیه السموات والارض » (12) تفسیر به آن هم شده. (13) . فعلی هذا، او را در عظمت و وسعت، نهایت نخواهد بود. و علی ای حال، «کرسی » بعد از «عرش »، نهایت علؤ را نسبت به جمیع خلایق دارد. پس محیط بر همه هست. و اقرب از همه نسبت به عرش است. پس نور عرش بعد از «عرش »، از او ظاهر است و محل آن، او خواهد بود.
و اگر مراد به «نور عظیم » در فقره سابقه، نور حضرت ختمی مآب (ص) باشد، پس مراد به «کرسی رفیع » بعد از آن بزرگوار، حضرت امیرالمؤمنین; علی بن ابی طالب (ع) خواهد بود. زیر که محل و مظهر نور آن بزرگوار بعد از آن بزرگوار، آن حضرت بود. و باب مدینه علم آن بزرگوار هم آن حضرت بود. و بالجمله چون «کرسی » آلت علو و رفعت کسی است که بر بالای آن قرار می گیرد و رفعت دین حضرت خاتم الانبیاء هم به حضرت امیرالمؤمنین (ع) شد، لهذا کمال مناسبت فیما بین ایشان هست و عیب ندارد که یکی را «عرش » بنامیم و دیگری را «کرسی ».
و اگر مراد به «نور عظیم » مطلق نور خداوند یا خصوص امام عصر (عج) باشد، مراد به کرسی، مطلق مظهر و سبب ظهور و ارتفاع نور خواهد بود. مانند کسی که نور خداوند از او جلوه کند. مثل خود امام عصر، بعد از ظهور او، که محل نور خداوندی در عالم ظاهر می شود. و بنابراین، آن حضرت به یک اعتبار خودنور و به اعتبار دیگر محل و مظهر آن خواهد بود.
و خواندن خدا به پروردگاری او به هر دو اسم، اشاره به آن خواهد بود که آن حضرت، بعد از ظهور، به اعتباری نفس نور خداوند است، که عبارت از کمال او (14) باشد. و به اعتباری دیگر، مظهر او است،که نور ذات و کمالات خداوندی، در عالم ظاهر، به او متحقق می شود; که اگر او نباشد، خدایی هم در ظاهر برای خلق نخواهد بود. و چون او معروف خلق می شود، خدا هم به او معروف خلق می شود. چنانکه در حدیث است که مراد از معرفت الله، معرفت امام زمان است. (15)
و بالجمله شبهه ای نیست که مرجع هر خیری و هر کمالی امام است. (16) پس باکی نیست که همه را در حق او فروز بیاوریم و بگوییم در مقام که مراد از «نور عظیم » و «کرسی رفیع » همه امام زمان (عج) است، که خداوند رب و مربی او است، در هر آنی، به آن معنی که گذشت. و بعد از تسمیه امام به «نور عظیم و کرسی رفیع » می گویی:
و رب البحرالمسجور.
یعنی: ای پروردگار دریای مملو! یا محیط! یا افروخته! پس به مناسبت دو فقره ماضیه می گوییم که: مراد از «بحر مسجور» هم باید امام زمان باشد. زیرا که دریای بی منتهای علم خداوند است و مملو است از علوم ربانی. یا محیط است به جمیع خلق. یا افروخته است به نور پروردگار.
و در بعض احادیث واقع شه که «بحر مسجور» دریایی است میانه زمین و آسمان که خداوند در وقت برپا شدن قیامت از آن دریا می بارد به زمین، پس خاکهای مردگان در زمین از آن آب زنده می شوند، یعنی اجزاء متفرقه جمع می شوند. و هر کسی دو مرتبه، به جهت قیامت زنده می شود.
و در بعض احادیث این دریا را «بحرالحیوان » نامیده اند و آب آن را مثال آب منی ذکر کرده اند و محل آن را در زیر عرش خداوند قرار داده اند که عمق و قعر آن مقابل هفت آسمان و زمین است و چهل صباح بر قبور باریده می شود و در نفخه ثانیه همه خلایق از آن زنده می شوند و از قبور بیرون می آیند. و لکن در بعض ر به دریای افروخته از آتش جهنم شده که در قیامت خواهد بود. (17)
پس بنابراین تفسیر اخیر، مراد از آن، امام نخواهد بود. چنانکه تفسیر به دریای زیر عرش و دریای مابین زمین و آسمان هم، منافی آن است.
بلی، با قطع نظر از منافات و اختلاف تفسیر، می توان گفت که امام بعد از ظهور خود، از رحمات و فیوضات خود، بر مقابر و مظاهر حقایق خلق می بارد. و اجزاء متفرقه غیر متمیزه ایشان را جمع آوری می کند. و باطن هر کسی را ظاهر می فرماید; به نوعی که گویا او را از کتم عدم، به عرصه وجود آورده و او را زنده کرده. پس عیب ندارد که او را «بحر مسجور» نامند; هرچند مجازا باشد، نه حقیقتة; نسبت به آن معنی که در اخبار وارد شده.
و همچنین بعض مفسرین ذکر کرده که اهل تحقیق گفته اند که «بحر مسجور» دلی است که به آتش محبت تافته شود. (18) پس بنابراین هم عیب ندارد که مراد امام زمان باشد.
و علی ای حال، ذکر این فقره بعد از دو فقره اول، کانه اشاره به این است که چون نبی و ولی، ابوین امت می باشند; چنانچه پیغمبر (ص) فرموده که: انا و علی ابوا هذه الامة (19) یعنی; من و علی پدر و مادر این امتیم. (20) لهذا امام زمان هم که قائم مقام ایشان است، پدر و مادر ایشان است، پدر و مادر امت خواهد بود. و از آب رحمت که نازل از صلب او و ساکن در رحم اوست یعنی به فیوض خداوند، که به واسطه باطن، که اعلای او است، نازل بر ارض قابلیت، که اسفل او و ظاهر او است، خلایق تربیت می شوند. مثل; تربیت طفل در شکم مادر. و به این واسطه به عرصه وجود و شهود و امتیاز می آیند که از یک دیگر ممتاز و معرف می شوند. مثل; امتیاز موجودات از یکدیگر، بعد از تساوی ایشان در عدم.
والحاصل; بعید نیست که حاصل سه فقره مذکور این باشد که: خداوندا! ای پروردگار امام زمان! که هم نور و کمال (21) ذات تو است، که فاعل در سایر مخلوقات است. و هم مظهر و محل ظهور نور تو است، که مفعول و مخلوق تو است. و هم اصل فیض تو است، که آبی است شبیه به منی که خلقت خلایق از آن می شود; اگرچه به سبب وسعت بلانهایه او، او را دریا نامند و افروخته باشند آن را از نور محبت یا نار عشق، و آن را از جانب سماء علو باطن، بر ارض دنو ظاهر، که قابل فاعل است، نازل سازند و به آن احیاء خلق را نمایند; مثل روز اول که ابتداء خلقت ایشان باشد.
و خلاصه; مقصود آن است که زمان ظهور امام، قیامت صغری است و معاد کوچک خلق است. (22) پس چنانکه مبدا لقت خلایق را در سه مقام جوج در هر یک اسمی است که یکی «فاعل » و یکی «قابل » و یکی «نطفه »، است; همچنین در معاد ایشان هم در قیامت صغری و کبری باید هر سه مقام باشد. و همه در قیامت صغری از وجود ذی جود مقدس مطهر امام عصر (عج) ظاهر می شود. لهذا خدا را به پروردگاری هر سه مقام می خوانیم و باکی نیست که همه را عبارت از خود امام بدانیم ولو مجازا، و بعد از آن می گوییم:
و منزل التوریة والانجیل والزبور.
یعنی: و ای فرو فرستنده «تورات »! که کتاب موسی (ع) بود و «انجیل » که کتاب عیسی (ع) بود و «زبور» که کتاب داود (ع) بود.
در ذکر این فقره، بعد از فقرات سابقه، یحتمل که اشاره باشد به آن که این کتب، کتابهای آسمانی است که نازل شده. و مثل آنها، مثل رحمت نازله از سماء است، که احیاء خلق به آن می شود. و رحمت خداوند از وجود و ظهور امام ظاهر می شود. پس کانه; انزال کتب هم به او می شود. بلکه وجود آن حضرت، کتاب الله است; که جامع کلمات الله و محیط بر هر خلقی هست. چنانکه خداوند فرمود: «ما فرطنا فی الکتاب من شیی ء. (23)
ب و لا یابس الا فی کتاب مبین » (24)
و فرموده: «و کل شیی ء احصیناه فی امام مبین. (25)
و جای دیگر فرموده: «تبیانا لکل شیی ء» (26)
و فرموده: و کل شیی ء فصلناه تفصیلا» (27)
که حاصل همه آن است که; کتاب «تورات » و «قرآن » و «امام » همه جامع هر چیزی هستند. و همه چیزها در تحت ایشان درج است.
پس; همه کتب و همه ائمه باید چنین باشند. زیرا که همه حاکی از مشیت خداوندند، و در حدیث وارد شده. که «خلق الله المشیة بنفسها. ثم خلق الاشیاء بالمشیتة.» (28) یعنی; خداوند مشیت را بی واسطه، به نفس آن آفرید. و سایر اشیاء را به توسط مشیت خلق فرمود.
پس در ظهور امام (عج) ظهور هر چیزی هست. زیرا که ارواح آنها در کتب آسمانی ماخوذ است. و در حقیقت کل اشیاء کلمات آن کتب می باشند. و آن کتب جامع آنهایند. پس امام عصر هم جامع آنها خواهد بود. و از این جهت باکی نیست که مراد از انزال کتب مذکوره، در این فقره هم، اذن ظهور آن حضرت باشد - ولو مجازا - چنانچه بر صاحب ذوق سلیم مخفی نیست. و چون انسب به فقرات مذکوره، بیان اختلاف خلق در مراتب است، زیرا که به ظهور امام، خلق مختلف می شوند; زیرا که بعضی قبول می کنند و تصدیق آن حضرت را می نمایند و بعضی تکذیب می کنند و در مقام عناد برمی آیند، لهذا بعد از فقرات مذکوره می گویی:
و رب الظل والحرور.
یعنی: و ای پروردگار سایه و گرما!
و معلوم است که سایه، سرد است و گرما، گرم است و این دو، نقیض یکدیگرند و مخالف یکدیگرند. پس ممکن است که سایه اشاره به «نیکان » باشد و گرما اشاره به «بدان ». زیرا که «نیکان » در سایه عرش خداوندند و «بدان » در گرمای آفتاب محشرند. و «نیکان »، دلهای ایشان از امید رحمت پروردگار خنک، و «بدان »، دلهای ایشان از آتش خوف و عذاب سوزان است. و «نیکان » در خنکی نعمت های خداوند آسوده اند و «بدان » در گرمی عذاب جهنم گرفتارند.
و بالجمله این گونه مناسبات بسیار است. و ممکن است که سایه اشاره به «بدان » و گرما اشاره به «نیکان » باشد. زیرا که «بدان » مثل سایه تاریک و دور از انوار الهی می باشند. و «نیکان » گرم محبت خدا و عشق او هستند. و «بدان » مثل سایه سرد می باشند; یعنی مثل آهن سرد که پتک امتحانات و تکالیف و مواعظ خداوند در ایشان اثر نمی کند. و «نیکان » مثل آهن و مس و امثال آنهایند که ایشان را در کوره امتحانات خداوندی گرم و گداخته ساخته باشند. و به این واسطه در نزد خدا و اولیاء او تسلیم باشند، که به هر شکلی بخواهند که ایشان را بسازند، قبول کنند و ابا و امتناع ننمایند; مثل مس گداخته که قبول این می کند که او را انواع ظروف بسازند و همچنین «بدان »، دل سرد از اعمال خیرند. و آنها را به جا نمی آورند. و «نیکان » دل گرم به آنهایند و آنها را بجا بیاورند. و «بدان » به طمع در دنیا و به امید آن خنک دلند. و «نیکان » از خوف خدا و تشویش اعمال خود، در آتشند. و بالجمله مناسبات این گونه تاویل هم بسیار است.
و علی ای حال، این دو لفظ «ظل و حرور» باشد، اگرچه باکی نیست که مراد از آنها، همین ظاهر معنی آنها باشد، که سایه حقیقی و گرمای حقیقی باشد، ولکن باکی هم نیست که سر آنها و حقیقت آنها، مثل سایر فقرات این دعا، اشاره به آنچه باشد که مذکور شد. یا نحو آنها، از آنچه که مناسب است. زیرا که مانعی از خفاء اسرار در کلمات خدا و رسول و ائمه (ع) نیست. بلکه البته هر کلامی از کلمات ایشان، مشتمل بر اسرار بسیار، بلکه حقایق بی شمار هست.
پس یحتمل که آنچه گفتیم از آنها باشد. و چون بیان اختلاف در فقره مذکور شد که به سبب (29) ظهور باطن هر کسی است، به ظهور امام عصر; یعنی چون لاف خلق می شود، لهذا ظهور آن بزرگوار، نظیر ظهور خاتم الانبیاء (ص) و قرآن است که نظیر باران رحمت خداوند بودند; که در زمین قابل، موجب روییدن گل و لاله شدند. و در زمین ناقابل، موجب روییدن شوره و نمک شدند. و از این جهت، حضرت خاتم (ص) «رحمة للعالمین » شد. و قرآن هم «شفاء» و «رحمت » شد. «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین » (31) با وجودی که همین رحمت نسبت به کافرین عذاب شد چنانکه خداوند تخصیص فرموده شفا و رحمت را به مؤمنین. و فرموده که: «ولا یزیدالظالمین الاخسارا» (32) و در خصوص مطلق رحمت فرموده که: «ان رحمة الله قریب من المحسنین.» (33)
پس مقتضای جمع فیما بین این آیات، آن است که; رحمت هر چند عام باشد، لابد برای کافرین و ظالمین عذاب خواهد بود. زیرا که موجب رسوایی و ظهور نفاق و کفر ایشان می شود. پس همچنین حضرت قائم (ع) هم بعد از ظهور خود، رحمت و عذاب برای مؤمنین و کافرین خواهد شد; مثل قران. و از این جهت می گویی:
«و منزل القرآن العظیم.»
یعنی: و ای فروفرستنده قرآن بزرگ!
که اشاره به آن است که آن حضرت مانند قرآن است که برای مؤمنین شفا و رحمت است، و برای ظالمین زیان است.
و می توان گفت که: چون در اخبار وارد شده که قرآن تمام را حضرت قائم (ع) ظاهر می فرماید (34) ; لهذا در این فقره اشاره شده که خداوند اظهار قرآن تمام را بر دست آن حضرت خواهد فرمود. و از این جهت آن را وصف به بزرگی فرموده اند.
و ممکن است که وصف «عظیم »، اقتداء به کلام خدا باشد که در قرآن فرموده: «ولقد آتیناک سبعا من المثانی والقرآن العظیم.» (35)
و بالجمله; وجه مناسبت این فقره، به این دعا از این راه است که آن حضرت، قرآن تمام را ظاهر خواهد فرمود; بر وجهی که گویا خداوند در آن وقت آن را نازل می فرماید، یا از این راه است که آن حضرت نظیر قرآن است; که برای مؤمنین شفا و رحمت و برای ظالمین زیان و عذاب خواهد بود. (36)
و بعداز این فقره می خوانی که:
«و رب الملائکة المقربین والانبیاء والمرسلین.
یعنی: و ای پروردگار ملائکه مقربین و پیغمبران و فرستادگان از جانب خدا!
و این فقره، یحتمل که اشاره باشد به آن که چون امام عصر ظاهر شد و بعضی مؤمن به او شدند و بعضی کافر; لهذا آن حضرت مصداق کریمه «هل ینظرون [الا ان یاتیهم]الله فی ظلل من الغمام والملاءکة » (37) خواهد بود. زیرا که این آیه، تفسیر به آمدن عذاب خداوند هم شده در قیامت. چنانکه در آیه دیگر هم هست که: «و جاء ربک والملک صفا صفا.» (38) و در جای دیگر فرموده: «یوم یاتی بعض آیات ربک، لاینفع نفسا ایمانها» (39) و در جای دیگر فرموده: «فاذا جاء امرالله قضی بینهم بالحق و خسر هنالک المبلطون » (40) و فرموده: «وجی ء بالنبیین والشهداء» (41)
پس چنانکه در قیامت کبری، این اوضاع است، در قیامت صغری هم نظیر آنها هست. و همه به واسطه ظهور امام خواهد شد.
پس حاصل مقصود از فقره مذکور این است که; ای پروردگار ملائکه که در قیامت کبری و صغری با عذاب تو، یا امر تو می آیند و مقرب نزد تواند به اطاعت آنچه تو ایشان راامر به آن بنمایی از آوردن عذاب یا غیر آن! و همچنین; ای پروردگار نبیین و مرسلین که در روز قیامت ایشان را حاضر فرمایی، که شهدا خلق یا غیر آن باشند!
و بالجمله; ممکن است که جمیع فقرات مذکوره از اول دعا تا اینجا را، همه با شان امام عصر فروز آوریم و بگوییم که مراد از همه، خود حضرت و مایتعلق او است; از ظهور و لوازم آن. بلکه ممکن است که همه فقرات فی الحقیقه دعا باشد. و مجرد خواندن خدا به این اسماء نباشد; که معنی آنها این باشد. مثلا که; خداوندا! رب و مربی شو امام زمان را، به ظهور او و رب و مربی شو مظهر و محل ظهور علوم و ذات او را به ظهور او نیز! و تجدید خلقت و اظهار حقائق و بواطن را بنما به ظهور او! و انزال حقیقت تورات و انجیل و زبور را بنما به اظهار او! که جامع جمیع حقایق است،مثل این کتب. و خلایق را دو طائفه فرما به ظهور او! که ابرار و اشرار باشند. و قرآن تمام یا حقیقت قرآن را که شفا و رحمت برای مؤمنین باشد; فروفرست به ظهور آن حضرت! که برای نیکان خوب است و بدان بدان بد.
و رب و مربی شو ملائکه و نبیین و مرسلین را به ظهور آن حضرت! که ظهور تو و کمالات و افعال تو است. و امر تو و عذاب تو و قیامت صغرای تو همه به آن متحقق می شود.
و مؤید اراده دعا است، از فقرات مذکوره، آنچه بعد از آنها می گویی:
اللهم انی اسالک بوجهک الکریم.
یعنی: خداوندا! به درستی که من سؤال می کنم تو را به حق ذات تو یا مظهر تو که بزرگوار است.
زیرا که مسؤول (42) ، مذکور نیست. و حذف مقتضی (43) مفید عموم است. پس مسؤول در تحت سؤال عام است. و کانه معنی این است که: خداوندا! تو میدانی مقصود مرا. و وظیفه من خواندن و سؤال از تو است. چنانکه در فقرات اول دعا تو را خواندم، و به این فقره هم سؤال از تو کردم. و مقصود من از اول این دعا تا آخر، چیزی نیست، به عهد و بیعت و صلوات و اظهار خلوص و تمنی و ظهور امام (ع) و وصول به خدمت او و انجام امور او و سایر آنچه متعلق به اوست، که داخل در تحت سؤال عام اسست. و چون در این فقره خدا را به وجه او قسم دادی که تفسیر به ذات شده (44) در آیه «کل شی ء هالک الا وجهه » (45) و غیر آن با تفسیر به مظهر اسماءالله و صفات الله شده، چنانچه در احادیث این مضمون مستفاد هست (46) ، لهذا بعد از آن می گویی:
و بنور وجهک المنیر.
یعنی: و سؤال می کنم تو را به حق نور ذات، یا مظهر نوردهنده تو. و نور وجه، غیروجه است. والا این فقره تکرار فقره سابقه بر آن خواهد بود. ولکن باز مرجع آن، امام زمان خواهد بود. زیرا که نظیر آنچه در کرسی، که مظهر نور عرش بود، گفتیم، در اینجا هم می آید. زیرا که قائم مقام نبی و ولی (ع) هر دو، امام عصر است پس وجه و نور وجه هم هر دو عبارت از آن بزرگوار است و همچنین، چنانکه بعد از ذکر عرش و کرسی در فقرات سابقه، ذکر خلق خلایق شد، بعد از ذکر وجه و نور وجه هم در اینجا می گویی:
و ملکک القدیم.
یعنی: و سؤال می کنم تو را به حق پادشاهی قدیم تو، یا مملکت قدیم تو. و معلوم است که ملک و مملکت عالم، افعال خداوند است; که عالم خلایق باشد، که آن هم به ظهور امام متحقق می شود، که اشیاء مختلفه ظاهر می شوند. یعنی حقیقت آن ها و مراتب آنها، معلوم می شود. چنانکه گویا در عدم، مساوی بوده اند و به وجود، ممتاز از یکدیگر و مختلف شده اند; چنان که در سابق گفتیم.
و در وصف «ملک »، به «قدیم » اشاره به لزوم وجود امام است در جمیع اعصار. زیرا که مظهر ذات و کمال و افعال خداوند است. و تغییر در خداوند محال است. پس قدیم است. و ازلی است. و ابدی است. و امام هم مظهر او در جمیع آنها است. و محال است عدم او در زمانی. اگرچه بعضی اوقات ظاهر مشهور و بعض اوقات غائب مستور باشد. (47)
و همچنین اشاره به قدم خدا و لزوم وجود امام است، آنچه می گویی:
یعنی: ای زنده ای که مردگی برای تو محال است! و ای پاینده ای که زوال نداری! یا، ای برپا به امور خلایق که تو را تغییر و تبدیلی نیست و پیوسته در ایجاد خلق و حفظ ایشان، بعد از ایجاد هستی و از ایشان غافل نیستی.
و حیات خداوند در عرصه خلق از امام، ظاهر است، و همچنین قیومیت اتو. پس این فقره اشاره است به اظهار ایمان به آن بزرگوار; هم در اصل وجود او و حیات او و هم در صاحب اختیاری او برای کل مردم; که مقتضای ولایت و قیومیت او است; چنانکه آن حضرت را «قائم » نیز می نامند. یعنی برپا به امر خداوند. و بعد از آن، تکرار سؤال می کنی و می گویی:
اسالک باسمک الذی اشرقت به السموات والارضون.
یعنی: سؤال می کنم تو را به نام حق تو، آن چنان نامی که درخشید به آن آسمانها و زمینها.
و مراد از این نام هم، همان «نور عظیم » است که در اول دعا مذکور شد. پس ممکن است که مراد، امام (ع) باشد. و اصل «نام » و «نشان » است. و امام زمان هم نشان خداوند و قائم مقام او است، در میانه خلق. و اگر مراد، حضرت خاتم الانبیاء (ص) باشد، واضح است که آن بزرگوار باعث ایجاد کون و مکان است; چنانکه خداوند به او خطاب فرمود که: «لولاک لما خلقت الافلاک.» (48)
پس مراد به درخشیدن آسمانها و زمینها به او، مخلوق شدن و ظاهر شدن آنها است، به توسط آن حضرت. مانند طالع شدن و ظاهر شدن آفتاب، که مشرق می شود عالم را. ولکن در همین معنی، حضرت امام عصر هم، قائم مقام آن جناب است. پس به توسط وجود او، عالم برپاست. و به ظهور او، حقایق خلق هم ظاهر می شود. زیرا که آن حضرت محک امتحان و میزان مراتب خلق می شود. پس کانه به او آسمانها و زمینها و جمیع خلایق آنها، به عرصه ظهور و وجود می آیند; که مراتب آنها از او معلوم می شود. و بعد از آن می گویی:
و باسمک الذی یصلح به الاولون والآخرون.
یعنی: و سؤال می کنم تو را به حق نام تو; آن چنان نامی که شایسته می شوند به آن پیشینیان و پسینیان.
و مراد به این اسم هم یا همان اسم سابق الذکر است، یا مراد دیگری است که مظهر نور اسم اول است. نظیر کرسی و نور وجه الله، که سابقا اشاره شده. و علی ای حال مرجع آنها، در این زمان، امام است; خصوصا بعد از ظهور او، که موجب صلاح خلق می شود.
و معنی صلاح خلق اولین و آخرین به این اسم مبارک، آن است که همه بر حسب نظم حکمت، در مقامات خود قرار می گیرند. واحدی به قدر ذره ای نمی تواند که مقدم بر مقام خود، یا مؤخر از آن شود. و این معنی در پیغمبر آخرالزمان (ص) واضح است. زیرا که آن حضرت، اقدم و اشرف از کل خلق اولین و آخرین است. و همه جبه ج طفیل وجود آن بزرگوار، در روز اول به وجود آمده اند; در مقامات مختلفه خود. و در آخر هم، منتهی الیه ایشان، که آن بزرگوار بوده و خواهد بود. ولکن امام عصر همچنان که مکرر گفته ایم نائب مناب آن حضرت است.
پس در امثال این زمان، که زمان او است - سیما بعد از ظهور او - همه این فضائل، منتهی به او خواهد بود. و حقیقت صلاحیت اولین و آخرین، از بدو خلقت تا این زمان و بعد از این زمان به آن بزرگوار، این است که حقایق خلق اولین و آخرین، در هر زمانی، با آن حضرت موجودند، زیرا که ملک و سلطنت خداوندی، متحقق به ایشان است. و اگر ایشان نباشند، نقص در ملک و سلطنت و قدرت الهی - نعوذ بالله - لازم می آید و لازم می آید که در زمانی خداوند، صاحب «فیض » و «وجود» و «حکیم » نباشد. پس همه در هر زمانی هستند[؟!] (49) . پس صادق است چه در زمان خود باشد.
و چون در فقرات مذکوره از اول سؤال تا این جا، اشاره به دوام ذات و صفات و افعال خداوند شده، لهذا به تصریح، اشاره به ازلیت آنها شده، در اینکه می گویی:
یا حی قبل کل حی.
یعنی: ای زنده پیش از هر زنده! زیرا که خداوند قدیم است. و مقتضای قدم، تقدم بر هر ممکنی است که قائم به اوست. و این فقره هم یحتمل که اشاره باشد به سوی حیات امام و لزوم وجود او. زیرا که قائم مقام خداوند است. و مظهر صفت قدم او است. پس مقدم بر کل ممکنات است. و همه به او قائم و برپایند، اگرچه در زمان خودش باشد. حتی خلایق گذشتگان هم، به آن بزرگوار برپایند; به تقریبی که سابقا گفتیم.
و ذکر «حی » به خصوص در مضاف الیه «کل »، به جهت اشرفیت احیاء است از سایر اشیاء. پس سایر اشیاء به طریق اولی مؤخر از خدایند.
با آنکه مراد به مضاف الیه، مطلق هرچه است، که به حسب خود برای او، روحی است که به آن روح ممتاز و موجود است. و اثرات او غیر سایر آثار اشیاء است. پس شامل جمادات و نحو آنها هم می شود. زیر که آنها را هم به قدر مرتبه خود روحی و شعوری و تسبیحی و تحمیدی برای خداوند هست; چنان که خداوند فرموده: «و ان من شی ء الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم » (50) و اشاره به ابدیت خداوند شده، در آنچه می گویی:
و یا حی بعد کل حی.
یعنی: و ای زنده بعد از هر زنده!
زیرا که این کلام، هم مثبت فوقیت خداوند است بر غیر او. پس معنی این است که همه چیزها منتهی به خداوند است و بعد از آنها به جز خداوند چیزی نیست. و مظهر خداوند در این صفت هم، امام است. و نمی توان گفت که مراد به این دو فقره آخر، آن است که خداوند پیش از وجود موجودات بوده و بعد از فناء آن هم خواهد بود. زیرا که بنابراین، خدا وقتی بوده و خواهد بود که هیچ موجودی غیر او نبوده یا نباشد. پس این، عین این فقره است که:
و یا حی حین لا حی.
یعنی: و ای زنده در وقتی که هیچ زنده ای نیست!
و حال آنکه ظاهر این فقرات مغایرت آنها است از یکدیگر. پس مقصود از دو فقره سابقه آن است که خدا مقدم بر هر چیزی است اگرچه آن چیز موجود باشد. و خدا بعد از هر چیزی هم هست اگرچه آن چیز موجود باشد.
و مقصود از این فقره اخیر آن است که خدا زنده و موجود است در وقتی که هیچ چیز هم موجود نباشد. مانند قبل از ایجاد و بعد از افناء. و بنابر سبک تفسیر دو فقره پیش که گذشت، می توان این فقره را تفسیر نمود به اینکه خدا هست و چیزی در رتبه و عرصه او با او نیست.
و علی ای حال، مناسبت این فقرات با این دعا، آن است که امام در هر زمان، به خصوص بعد از ظهور او، این صفات خدا، که در این فقرات ذکر شده، از او ظاهر و جلوه گر است. پس مبدا و منتهای خلق او است. بلکه به مقتضای فقره اخیره، خلایق در نزد او معدوم اند، اگرچه در مراتب خود موجود باشند. و بالجمله مبدا و معاد خلق به سوی امام است، چنان که در تاویل «ان الینا ایابهم » (51) وارد شده است که مراد ائمه جص ج می باشند. (52)
و امام در فوق خلق است که خلایق در عرصه او مفقودند. مثل خداوند. والا خداوند اجل از تغیر احوال است که گاهی با خلق باشد و گاهی بی خلق و گاهی مقدم بر ایشان و گاهی بعد از ایشان باشد.
بلی، ظهور کثرت این صفات، در عالم کثرت، در ازمنه غیبت و بعد از آن خواهد بود. یعنی امام تا ظاهر نشده، گویا زنده است پیش از ایجاد موجودات، که وجودات باشد، به ظهور امام که امتحان ایشان است، چنانکه سابقا گذشت. و اما هر وقت ظاهر شد، به ظهور او حقایق خلق هم ظاهر می شوند. پس کانه ایجاد می شوند. و امام هم بعد از وجود ایشان، باز موجود است; خواه ایشان موجود باشند و خواه قبل از قیام قیامت کبری دو مرتبه فانی شده باشند. و در جهرج دو حال; قبل از ایجاد و بعدازافناء،به جهت قیامت کبری،امام هست. وهیچ چیز با او نیست.و چون فوقیت خداوند و امام در این فقرات ابت شد، بعد از آن تصرف در آنچه در تحت ایشان است از خلایق ثابت شده، به اینکه می گویی:
یا محیی الموتی و ممیت الاحیاء.
یعنی: ای زنده کننده مردگان و میراننده زندگان!
و مراد از زنده کردن و میرانیدن، ظاهر ساختن بواطن خلق است; خواه از ایجاد حیات و موت ظاهری باشد در ایشان، زیرا که به حیات موجود و ممتاز می شوند. و به موت هم درجات و مراتب خود را در عالم برزخ و قیامت می یابند. و خواه از ظاهر ساختن احوالات باطنی ایشان باشد، در زمان حیات ظاهری. زیرا که به سبب آن، شرف بعضی بر بعضی معلوم می شود; که گویا بعضی زنده اند و بعضی نسبت به ایشان مرده اند. پس ظاهر ساختن باطن حالات ایشان به منزله زنده کردن یا میرانیدن ایشان است.
و ممکن است که مراد از حیات و موت در این فقره، ایمان وعدم ایمان باشد. زیرا که زندگی حقیقی انسان فی الحقیقه، به ایمان است. و مردگی او به کفر. و بنابراین هم مقصود از احیاء و اماته که از باب افعال و برای تعدیه است، آن است که خدا، یا امام، به واسطه امتحانات، که عمده آنها ظهور امام است، باعث این می شوند که بعضی از مردم مؤمن و حی، و بعضی از ایشان کافر و مرده می شوند. و هرگاه حیات و موت را در این فقره هم مثل فقرات ماضیه، به معنی عام معنی کنیم، حاصل مقصود، شرف و ضد آن می شود. پس تخصیص به بنی نوع انسان یا حیوانات نخواهد داشت. بلکه معنی این می شود که خدا، یا امام، میزان شرف کل خلق اند. و به حسب قرب نسبت اشیاء به ایشان و عدم آن بعضی به منزله احیاء و بعضی به منزله امواتند.
حاصل آنکه مناسب فقرات این دعا آن است که بگوییم: مقصود آن است که خداوندا! زنده به روح ایمان کن و مرده به ظهور کفر کن مردم را، به ظهور امام (عج). و بعد از آن به مناسبت فقرات قبل می گویی:
یا حی لااله الا انت.
یعنی: ای زنده که نیست خدا و معبود به حقی مگر تو.
و وجه مناسبت این فقره یا فقرات سابق، از چند وجه است:
یکی آنکه; در فقرات قبل، اشاره به وجوب وجود خدا و صفات کمال و صفات افعال او شده، که مستلزم آن است که خدا حی مطلق و معبود به حق باشد. لهذا در این فقره تصریح به این شده. زیرا که در مقام خود مقرر است که حیات خداوند، عبارت از علم و قدرت و سایر صفات کمال و صفات افعال او است. پس حاصل معنی حی; کامل من جمیع الجهات است. که این کمال لازمه تقدم و تفوق و منتهی الیه بودن برای کل خلق است، که در فقرات سابقه گذشت. و چون غیر او کسی جمتصف ج به این صفات نیست، پس لازمه این، وحدت او نیز هست. چنانکه در این فقره اثبات آن شده.
و وجه دیگر آنکه; چون فقرات سابقه به تقریباتی که گذشت، مناسب این دعا بود، و همه به شان ذی شان امام فروز می آمد، لهذا در این فقره هم لازمه آنها بیان شده که آن هم ممکن است که به شان امام فروز آید. پس معنی این می شود که امام، زنده مطلق و نایب مناب حی مطلق، که خداوند است، هست. و لهذا الهیت و معبودیت خداوند هم، از او ظاهر است. بلکه وحدت او هم از او ظاهر است. و معلوم ور او، از او هویداتر است. زیرا که بالعیان مشهود خلق می شود. پس کانه این فقره، دعا است که: خداوندا! امام را به این صفات گردان. یعنی او را ظاهر فرما تا این صفات از او مشاهده کل خلق شود.
و وجه دیگر، آنکه; چون فقرات سابقه، تمامیت آنها به توحید او بود که نظیر آن در امام هم جاری است، لهذا در آخر آنها، اثبات توحید شده که نقص در آنها باقی نماند. و بنابراین ذکر «حی » قبل از توحید، به جهت محض اشاره به حیات امام خواهد بود، تا به احسن وجه، اثبات توحید در حق او ممکن باشد. و توضیح این مطلب، به این است که بگوییم، شکی نیست که خداوند اجل و اعز از آن است که بتوان او را به صفتی از صفات و نعتی از نعوت و فعلی از افعال وصف کرد. زیرا که جمیع صفات، حدود است و حدود در عرصه خلایق و دلیل امکان است. پس آنها را در عرصه واجب غیر محدود، راهی نیست. پس جمیع صفات و نعوت و افعال او راجع به مظاهر کمالات او است. مانند امام عصر (عج). و بنابراین توحید او هم اگرچه به لفظ «لااله الاانت » باشد، راجع به امام است، در عصر ما. و از این جهت جمیع فقرات دعا را، از اول تا اینجا، به شان آن حضرت فروز آوردیم.
و از این جا معلوم می شود که، چنانکه فقرات سابقه بر سؤال را، همه ممکن است که به طریق دعا معنی کنیم. چنانکه سابقا گذشت. همچنین از فقره «اللهم انی اسالک بوجهک » تا اینجا را هم، ممکن است که همه را عبارت از خواهش ظهور آن حضرت قرار دهیم.
و اگرچه استخراج این مطلب، از آنچه گفته ایم، ممکن است و لکن توضیح آن این است که: خداوندا! سؤال می کنم از تو، آنکه امام را ظاهر فرمایی، که وجه تو بشود، در بین خلق. و نور تو از او ظاهر شود. و ملک قدیم تو به ظهور او متحقق شود. و به او حی و پاینده شوی بر خلایق.
و معنی تحقق ملک قدیم و پایندگی خداوند به ظهور امام، آن است که چون امام، مظهر او در جمیع امور، حتی در ذات و صفات است، پس قدم و پایندگی او هم از امام ظاهر است، اگرچه امام در مخلوقیت حادث و ممکن باشد.
و معنی «اسالک باسمک » - تا آخر - آن است که خداوندا! سؤال می کنم تو را که امام را به ظهور او، نام خود کنی; به نوعی که به ظهور او آسمانها و زمینها ظاهر شوند، و نورانی شوند. و به او همه خلایق در مراتب خود قرار گیرند، بر وفق حکمت و صلاح و مصلحت. یعنی باطن مراتب ایشان به او ظاهر شود. و به او مقدم شو، بر هر چیزی. و به او مؤخر شو، از هر چیزی. و به او تفوق جو، بر هر ممکن و حادثی، به طریقی که چیزی در عرصه تو با تو نباشد.
یا به او متحقق ساز، فرق فیمابین قبل از ظهور و بعد از ظهور، و قبل از قیامت کبری را، که در دو حال، اول و آخر، غیر تو کسی نباشد. و زنده گردان به ظهور او مردگان. و مرده گردان به او زندگان را. یعنی بعضی را به ظهور او مؤمن و بعضی را کافر گردان. اگرچه کافر در سابق مؤمن و مؤمن در سابق کافر باشد.
یا آنکه; زنده بدار، به زندگی امام زندگان. و مرده بدار به او مردگان را اگرچه زندگان با قطع نظر از او مرده حقیقی باشند و مردگان در استقلال خود زنده ظاهری باشند.
یا آنکه; ظاهر فرما به ظهور امام، بواطن مخفیه را. و ظواهر را هم به بطون او، که در ظهور او است،مخفی گردان. و به او زنده مطلق و معبود به حق بی شریک شو.
و علی ای حال، از اول دعا تا این جا، ثناء خداوند بود، به جهت استجابت دعا، هرچند خالی از مناسبتی به جهت این دعا نبود. و بعد از آن شروع در اصل دعا می کنی و می گویی:
پاورقیها:
1. باع: اندازه از سر انگشت دست راست تا سر انگشت دست چپ وقتی که دستها را افقی به طرفین بلندکند.
2.فتور:سستی، کندی.
3. ذراع: دست انسان از آرنج تا سرانگشتان، ساعد.
4. حاج شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ذیل ماده «نور» صفحه 615، و بحارالانوار جلد23 صفحه 306، روایت 3، به نقل از «التوحید» و «معانی الاخبار»، تفسیر آیه نور: قلت: مقل نوره قال لی: محمد (ص)، قلت: کمشکاة قال: صدر محمد ( (ص) ، قلت: فیها مصباح قال: فیه نورالعلم، یعنی النبوة.
5 . سفینة البحار، ج 2/174- 175، ذیل عرش، بحارالانوار 58/28، ح 37 به نقل از احتجاج طبرسی، و نیز صفحه 33 روایت 53 به نقل از تفسیر العسکری (ع) روایات در موضوع عظمت عرش و فضل آن بر کرسی، فراوان است.
6. بحارالانوار23/306 ح 2: عن الفضیل بن یسار قال: قلت لابی عبدالله الصادق (ع): الله نورالسموات والارض؟ قال: کذالک الله عز و جل.
7. بحارالانوار 24/51 ح 2 و3، به نقل از تفسیر قمی: «نحن والله نعمة الله التی انعم بها علی عباده و بنا فاز من فاز.» و همین مضمون از امیرالمؤمنین (ع) در بحارالانوار 24/55 ح 18 به نقل از تفسیر عیاشی روایت شده است.
همچنین در ذیل آیه 20 سوره لقمان «نعمت باطنی » به امام غایب (ع) تفسیر شده است. ر. ک: بحارالانوار 24/54، ح 17.
8 . ر. ک، بحارالانوار ج 26، باب 3. و به عنوان نمونه روایت 7 در صفحه 89 در همان باب به نقل از بصائرالدرجات به قرار زیر است:
عن ابی عبدالله (ع) قال: ان لنا فی کل لیلة جمعة و فدة الی ربنا: فلا ننزل الا بعلم مستطرف.
9.- همان/ 1، روایت 15:
عن ابی بصیر، قال: سمعت اباعبدالله (ع) یقول: انا لنزاد فی اللیل والنهار. و لو لم نزد لنفد ما عندنا.
10. مستعد فیوضات بودن موجب نمی شود که خداوند مجبور به افاضه فیض شود. و خداوند سبحان در همه حال مختار است.
11. ر. ک: خصال 2/524، تفسیر عیاشی 1/137، بحارالانوار 58/5 و 58.
12. بقره/257.
13. تفسیر برهان 1/240 ح 6 و7، بحارالانوار 58/28 و29 ح 46 و47.
14. اصل: + «بلکه ذات او».
15. بحارالانوار23/93 ح 40، به نقل ای کنزالفوائد الکراجکی / 151، تفسیر صافی 5/75 ذیل آیه «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون » جذاریات /56ج به نقل از علل الشرایع شیخ صدوق.
16. زیارت جامعه کبیره تفصیل نیکویی بر این معناست.
17. در مورد مستندات قول شارح (ره) درباره «بحر مسجور» رجوع شود به: بحارالانوار 58/107 و ج 60/27 . ج 13/273، مجمع البیان 5/444 و سایر تفاسیر ذیل آیات 6 تکویر و26 طور.
18. ر. ک: مفردات راغب، ذیل «سجر».
19. بحارالانوار36/255، ح 71، به نقل از کمال الدین / 151 و 152 و نیز همان مدرک/ 8، ح 11. و برای تحقیق بیشتر به باب 26 همان مدرک رجوع شود.
20. بلکه «دو پدر این امتیم » نه «پدر و مادر این امتیم.»
21- اصل: + «و».
22- ر. ک: بحارالانوار 51/49 ح 14، به نقل از تفسیر قمی ذیل آیه شریفه «اقتربت الساعة » و ص 50 و 51 ح 24 و 25، به نقل از کمال الدین و ثواب الاعمال، ذیل آیه 1 سوره غاشیه و آیه 158 سوره انعام و ص 61، ح 61 به نقل از تفسیر فرات ذیل آیات 38 - 48 سوره مدثر.
23. انعام/ 38.
24. انعام/59.
25. یس / 12.
26. نحل/89.
27- اسراء/ 12.
28. التوحید/ 148، ح 19 . ص 339، ح 8.
29. اصل: به سبب.
30. انبیاء /107.
31- اسراء/ 82.
32. اسراء/ 82.
33. اعراف/56.
34. ر. ک: مکیال المکارم، الباب الرابع، تعلیمه الناس کتاب الله الکریم الذی جمعه امیرالمؤمنین و سیدالوصیین (ع)، ص 63 - 58.
35. حجر/87.
36. ر. ک: بحارالانوار ج 51، باب الایات الماوله.
37. بقره/ 210.
38- فجر/ 22.
39. انعام/157.
40. غافر/ 78.
41. زمر/69.
42. مسؤول، مورد سؤال.
43. مجمع البیان 4/269.
44. مجمع البیان 4/269.
45. قصص/ 88.
46. تفسیر برهان 3/240، تفسیر نورالثقلین 4/145-146.
47. اگر مراد این است که خلقت امام (ص) هم بدء ندارد و ازلی می باشد، البته معنایی است که خلاف آیات و روایات است. و بحث آن در محلش بیاید. - ان شاءالله.
48. بحارالانوار 15/28، ذیل روایت 48. این حدیث قدسی، در ماخذ معتبر نیامدهه، ولی مطلبی است که تواتر معنوی آن، در روایات، مسلم است.
49 . این فقرات همچون گفته دیگر شارح ره در مورد بدء نداشتن خلقت امام، مبتنی بر اعتقاد به قدیم بودن خلقت و این امر خود مبتنی بر ذاتی پنداشتن صفت اراده که از صفات فعل است - می باشد. و ظاهر آیات و صریح روایات وارده از ناحیه مقدسه معصومین (ع) مخالفت صریح به این اعتقاد دارند. از جمله دلایل عقلی بر رد عقیده ذاتی بودن صفت اراده و مشیت و در نتیجه قدم بودم مخلوقات، این است که:
در صورت ازلی بودن مخلوقات، به دلیل عدم نهایت زمانی، همه مخلوقات بایستی در همان اول بلااول خلق و معدوم شده باشند و لذا هیچ مخلوقی در هیچ زمان معینی نبایستی وجود داشته باشد.
و نیز خداپرستی که معتقد به قدیم بودن مخلوق است، برای خدای متعال، در قدمتش شریک قائل شده است، و این شرک است.
در ضمن، فقرات بعدی دعا تصریح در مشرب مختار دارند، اگرچه شارح -ره - آنها را تاویل به خلاف آن می کند. طالبین تفصیل و علاقه مندان به مدارک نقلی این بحث رجوع کنند به مستدرک سفینة البحار، اثر عالم فقید حاج شیخ علی نمازی شاهرودی 4/247 -253 و6/93 -96 ذیل «رود» و «شیا».
50 . اسراء / 44.
51 . غاشیه/ 25.
52 . ر . ک: تفسیر فرات/207، تفسیر برهان 4/455 و456، تفسیر صافی 2/814.
HarfAkhar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-08-2013   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Lightbulb دانلود دعای عهد با صدای استاد فرهمند آزاد

دعای عهد


دعای عهد با صدای استاد فرهمند آزاد به صورت صوتی آماده دانلود می باشد .

دانلود با حجم ۵۴۱ کیلوبایت
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-17-2013   #11 (لینک نوشته)
زیرسایه عشق خدا
 
asma's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دعای عهد

دعای عهد

__________________
اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت

دعای عهد
asma آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-29-2014   #12 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دعای عهد



اَللّـهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ ، وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفيعِ
خدايا اى پروردگار نور بزرگ و پروردگار كرسى بلند

وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَ الاِْنْجيلِ وَ الزَّبُورِ
و پروردگار درياى جوشان ، و فرو فرستنده تورات و انجيل و زبور

وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ
و پروردگار درياى جوشان ،و فرو فرستنده قرآن برزگ

وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ وَ الاَْنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ
و پروردگار فرشتگان مقرب و پيمبران و مرسلين

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِوَجهِک الْكَريمِ
خدايا از تو خواهم به ذات بزرگوارت

وَ بِنُورِ وَ جْهِكَ الْمُنيرِ وَ مُلْكِكَ الْقَديمِ ، يا حَيُّ يا قَيُّومُ
و به نور جمال تابانت و فرمانروائى ديرينه ات ، اى زنده اى پاينده

اسئلك باسمك الذي اشرفت به السموات و الارضون
از تو خواهم بدان نامت كه روشن شد بدان آسمانها و زمينها

وَ بِاسْمِكَ الَّذي يَصْلَحُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاْخِرُونَ
و بدان نامت كه صالح و شايسته گشتند بدان پيشينيان و پسينيان

يا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ وَ يا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَ يا حَيّاً حينَ لا حَيَّ
اى زنده پيش از هر موجود، و اى زنده پس از هر موجود زنده و اى زنده در آن هنگام كه زنده اى وجود نداشت

يا محي الموتي و مميت الاحياء يا حي لا الله الا انت
اي زنده كن مردگان و اى ميراننده زندگان اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست

اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقائِمَ بِاَمْرِكَ
خدایا برسان به مولاى ما آن امام راهنماى راه يافته و قيام كننده به فرمان تو

صلوات الله عليه و علي ابائه الطاهرين عن جميع المومنين و المومنات
كه درودهاى خدا بر او و پدران پاكش باد از طرف همه مردان و زنان با ايمان

في مَشارِقِ الاَْرْضِ وَ مَغارِبِها سَهْلِها وَ جَبَلِها وَ بَرِّها وَ بَحْرِها ،وَ عَنّي وَ عَنْ والِدَيَّ مِنَ الصَّلَواتِ
در شرقهاى زمين و غربهاى آن هموار آن و كوهش ، خشكى آن و دريايش ، و از طرف من و پدر و مادرم درود هائى

زِنَةَ عَرْشِ اللهِ ، وَ مِدادَ كَلِماتِهِ ، وَ ما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَ اَحاطَ بِهِ كِتابُهُ
هموزن عرش خدا و شماره كلمات و سخنان او و آنچه را دانشش احصاء كرده و كتاب و دفترش بدان احاطه دارد

اَللّـهُمَّ اِنّي اُجَدِّدُ لَهُ في صَبيحَةِ يَوْمي هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَيّامي عَهْداً وَ عَقْداً
خدايا من تازه مى كنم در بامداد اين روز و هر چه زندگى كنم از روزهاى ديگر عهدو پيمان

وَ بَيْعَةً لَهُ في عُنُقي ، لا اَحُولُ عَنْها وَ لا اَزُولُ اَبَداً
عهدو پيمان و بيعتى براى آن حضرت در گردنم كه هرگز از آن سرنه پيچم و دست نكشم هرگز،

اَللّـهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّينَ عَنْهُ وَ الْمُسارِعينَ اِلَيْهِ في قَضاءِ حَوائِجِهِ
خدايا قرار ده مرا از ياران و كمك كارانش و دفاع كنندگان از او و شتابندگان بسوى او در برآوردن خواسته هايش و انجام دستورات

وَ الْمُمْتَثِلينَ لاَِوامِرِهِ وَ الُْمحامينَ عَنْهُ ، وَ السّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ
و اوامرش و مدافعين از آن حضرت و پيشى گيرندگان بسوى خواسته اش و شهادت يافتگان پيش رويش

اللّـهُمَّ اِنْ حالَ بَيْني وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً
خدايا اگر حائل شد ميان من و او آن مرگى كه قرار داده اى آن را بر بندگانت حتمى و

فَاَخْرِجْني مِنْ قَبْري ، مُؤْتَزِراً كَفَنى ، شاهِراً‌ سَيْفي ، مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي
مقرر پس بيرونم آر از گورم ، كفن به خود پيچيده با شميشر آخته ، و نيزه برهنه ، پاسخ ‌گويان به نداى آن خواننده بزرگوار در شهر و باديه

اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ
خدايا بنمايان به من آن جمال ارجمند و آن پيشانى نورانى پسنديده را

وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ
و سرمه وصال ديدارش را به يك نگاه به ديده ام بكش

وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ
و شتاب كن در ظهورش و آسان گردان خروجش را و وسيع گردان راهش را و مرا به راه او درآور

وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ وَ اشْدُدْ اَزْرَهُ ، وَ اعْمُرِ اللّـهُمَّ بِهِ بِلادَكَ ، وَ اَحْيِ بِهِ عِبادَكَ
و دستورش را نافذ گردان و پشتش را محكم كن ، و آباد گردان خدايا بدست او شهرها و بلادت را ؛ و زنده گردان بوسيله اش بندگانت را

فَاِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ، ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِي النّاسِ
زيرا كه تو فرمودى و گفته ات حق است كه فرمودى : آشكار شد تبهكارى در خشكى و دريا بخاطر كرده هاى مردم

فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَ لِيَّكَ ،‌وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِكَ
پس آشكار كن براى ما خدايا نماينده ات را و فرزند دختر پيامبرت كه همنام رسول تو است

حَتّى لا يَظْفَرَ بِشَيْء مِنَ الْباطِلِ اِلّا مَزَّقَهُ ، وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحَقِّقَهُ
تا دست نيابد به هيچ باطلى جز آنكه از هم بدراند و پابرجا كند حق را و ثابت كند آن را

وَ اجْعَلْهُ اَللّـهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ ، وَ ناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ
و بگردان آن بزرگوار را خدايا پناهگاه ستمديدگان بندگانت ،‌ و ياور كسى كه جز تو ياورى برايش يافت نشود

وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْكامِ كِتابِكَ ، وَ مُشَيِّداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِكَ وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و تازه كننده آن احكامى كه از كتاب تو تعطيل مانده و محكم كننده آنچه رسيده از نشانه هاى دين و آئينت و دستورات پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

وَ اجْعَلْهُ اَللّـهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَأسِ الْمُعْتَدينَ
و قرارش ده خدايا از آنانكه نگاهش دارى از صولت و حمله زورگويان

اَللّـهُمَّ وَ سُرّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ ، وَ ارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ
خدايا شاد گردان (دل ) پيامبرت محمد صلى اللّه عليه و آله را به ديدارش و هم چنين هم كه در دعوتش از آن حضرت پيروى كرد ، و رحم كن به بيچارگى ما پس از آن حضرت

اَللّـهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاُْمَّةِ بِحُضُورِهِ ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ
اي خدا غم و اندوه دوري آن بزرگوار را به ظهورش از قلوب اين امت برطرف گردان و براي آرامش دل های ما به ظهورش تعجيل فرما

انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا برحمتك يا الرحمن الراحمين
اينان ظهورش را دور پندارند ولى ما كه نزديك مى بينيم به مهرت اى مهربانترین مهربانان

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان
شتاب كن شتاب كن اي مولاي من اي صاحب زمان
__________________


دعای عهد

m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-29-2014   #13 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دعای عهد

دانلود تصويري دعاي عهد

دعای عهد دعای عهد-با نوای استاد سعید طوسی
دعای عهد دعای عهد با نوای حاج مرتضی طاهری-تصویری
دعای عهد دعای عهد با نوای حسین یزدان پناه
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-27-2015   #14 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
hbigdeli's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دعای عهد

مرحوم علامه مجلسی (رحمت الله علیه) دعای عهد را در دو کتاب خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند و قبل از نقل متن دعا، فضیلتی را از آن حضرت برای خواننده ی این دعا ذکر می کند.
« هرکس چهل صبح این عهد را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدا او را از قبر بیرون می آورد که خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه ی آن هزار حسنه به او کرامت فرماید، و هزار گناه او را محو کند و آن دعای عهد این است: اللهم رب النور العظیم…»

عالمان ربانی به پیروی از این حدیث، خواندن این دعا را در سیره عبادی خود قرار داده اند و هر صبح جزء تعقیبات دائمی نماز صبح آنهاست. چنان چه حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) این گونه بودند و در اواخر عمر شریفشان به یکی از نزدیکانشان مرتب می فرمودند: « صبح ها سعی کن این دعا «دعای عهد» را بخوانی چون در سرنوشت (عاقبت به خیری) دخالت دارد.»
hbigdeli آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-15-2017   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asal29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دعای عهد








اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ
وَ مُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ [الْفُرْقَانِ ] الْعَظِيمِ
وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ الْأَنْبِيَاءِ [وَ] الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ [بِاسْمِكَ ] الْكَرِيمِ
وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ
بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ بِاسْمِكَ الَّذِي يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ
يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ وَ يَا حَيّا بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَ يَا حَيّاً حِينَ لا حَيَّ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى
وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا حَيُّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ.

خداى اى پروردگار نور بزرگ، و پروردگار كرسى بلند، و پروردگار درياى جوشان،
و فرو فرستنده تورات و انجيل و زبور، و پروردگار سايه و حرارت آفتاب،
و نازل كننده قرآن بزرگ، و پروردگار فرشتگان مقرّب، و پيامبران و رسولان.
خدايا از تو میخواهم به روى كريمت، و به نور وجه نوربخشت،
و فرمانروايى ديرينه ات، اى زنده و پا برجاى دائم، از تو می خواهم به حق نامت،
كه به آن آسمان ها و زمين ها روشن شد، و به حق نامت كه پيشينيان و پسينيان
به آن شايسته مى شوند، اى زنده پيش از هر زنده، اى زنده پس از هر زنده،
اى زنده در آن وقتى كه زنده اى نبود، اى زنده كننده مردگان،
و ميراننده زندگان، اى زنده، معبودى جز تو نيست



اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمَامَ الْهَادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ
عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا
وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ عَنِّي وَ عَنْ وَالِدَيَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ
وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ [كِتَابُهُ ] وَ أَحَاطَ بِهِ كِتَابُهُ [عِلْمُهُ ]
اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْدا وَ عَقْدا
وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لا أَحُولُ عَنْهَا وَ لا أَزُولُ أَبَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ
وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ [وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ ]
وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ
اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً ،

خدايا برسان به مولاى ما امام راهنماى راه يافته، قيام كننده به فرمانت كه
درودهاى خدا بر او و پدران پاكش، از جانب همه مردان و زنان مؤمن،
در مشرق ها زمين و مغرب هايش، همواري ها و كوه هايش،
خشكي ها و درياهايش، و از طرف من و پدر و مادرم، از درودها به گرانى عرش خدا،
و كشش كلماتش، و آنچه دانشش برشمرده، و كتابش به آن احاطه يافته،
خدايا در صبح اين روز و تا زندگی كنم از روزهايم، براى آن حضرت بر عهده ام،
عهد و پيمان و بيعت تجديد مى كنم، كه از آن رو نگردانم، و هيچ گاه دست برندارم.
خدايا مرا، از ياران و مددكاران و دفاع كنندگان از او قرار ده،
و از شتابندگان به سويش، در برآوردن خواسته هايش، و اطاعت كنندگان اوامرش،
و مدافعان حضرتش، و پيش گيرندگان به جانب خواسته اش، و كشته شدگان در پيشگاهش.
خدايا اگر بين من و او مرگى كه بر بندگانت حتم و قطعى ساختى حائل شد،



فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي شَاهِراً سَيْفِي مُجَرِّداً قَنَاتِي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي
فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ
وَ اكْحُلْ نَاظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ
وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ
بِهِ بِلادَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِيَّكَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِكَ،

كفن پوشيده از قبر مرا بيرون آور، با شمشير از نيام بركشيده،
و نيزه برهنه، پاسخگو به دعوت آن دعوت كننده، در ميان شهرنشين و باديه نشين.
خدايا آن جمال با رشادت، و پيشانى ستوده را به من بنمايان،
و با نگاهى از من به او ديده ام را سرمه بنه، و در گشايش امرش شتاب كن،
و درآمدنش را آسان گردان، و راهش را وسعت بخش، و مرا به راهش درآور،
و فرمانش را نافذ كن و پشتش را محكم گردان،خدایا به دست او كشورهايت را آباد كن،
و بندگانت را به وسيله او زنده فرما، به درستى كه تو فرمودى،
و گفته ات حق است كه: فساد در خشكى و دريا، در اثر اعمال مردم نمايان شد،
خدايا ولیّت، و فرزند دختر پيامبرت كه به نام رسولت ناميده شده،



حَتَّى لا يَظْفَرَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلا مَزَّقَهُ وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحَقِّقَهُ
وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبَادِكَ وَ نَاصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ نَاصِراً غَيْرَكَ
وَ مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِكَ وَ مُشَيِّداً لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِينِكَ
وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِينَ
اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ
وَ ارْحَمِ اسْتِكَانَتَنَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ
وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدا وَ نَرَاهُ قَرِيبا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .

براى ما آشكار كن، تا به چيزى از باطل دست نيابد، مگر آن را از هم بپاشد،
و حق را پابرجا و ثابت نمايد،خدايا او را قرار ده پناه گاهى براى ستمديدگان از بندگانت،
و ياور براى كسى كه يارى براى خود جز تو نمى يابد،
و تجديدكننده آنچه از احكام كتابت تعطيل شده، و محكم كننده آنچه از
نشانه هاى دينت و روش هاى پيامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) رسيده است،
و او را قرار ده، خدايا، از آنان كه از حمله متجاوزان، نگاهش دارى،
خدايا پيامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به ديدار او،
و كسانى كه بر پايه دعوتش از او پيروى كردند شاد كن،
و پس از او به درماندگى ما رحم فرما، خدايا اين اندوه را از اين امت
به حضور آن حضرت برطرف كن، و در ظهورش براى ما شتاب فرما،
كه ديگران ظهورش را دور مى بينند، و ما نزديك می بينيم،
به مهربانى ات اى مهربان ترين مهربانان.



آنگاه سه بار بر ران خود دست مى زنى، و در هر مرتبه مى گويى:


الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ






asal29 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
فرهمند, آزاد, استاد, دانلود, دعای, صدای, عهد

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:17 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.