سلام بر حسین... - صفحه 8
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > ویژه ماه محرم
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ویژه ماه محرم پخش آنلاین نوای محرم
تالار ویژه ماه محرم و صفر

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-14-2012  
باصفای هم میهن
 
mohammad.hasan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض سلام بر حسین...

سلام بر حسین......................................
سلام دوستان همگی بیایید یه سلامی بر حسین و یارانش داده باشیم
__________________
من اگر نقاش بودم ، کربلا را می کشیدم ، یک بیابان سرخ لاله ، نینوا را می کشیدم ، دشتی از گلهای پرپر ، نقشی از حلقوم و خنجر نقشی از عباس حیدر ، اشکی از طفلان زینب ، منظر نور هدایت کربلا را می کشیدم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

ويرايش توسط mohammad.hasan : 11-14-2012 در ساعت 11:11 AM
mohammad.hasan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
156 نفر نوشته را پسندیده اند
3ied, a.k111, a.n125, adeli1356, adib.moadab, afarin129, afrasiab, akbar54, akbaraqa21, ali-yo, ali.aqa, ali.radin, ali.reza63, alireza2008, amin8978, amir284, amirali021., amirali1357, amuslim, aqa.moallem, aqaye.modir, arash_1367, ariana21, ariya13, aryana621, asad110, asal29, asheg1, azerbaijanlilar, aziz.jooon, aziz.khan, bita68, blueeagleone, bmn.n, Borhan, Bozorgmehr, canary, erteash, far-k, farhang, fatima73, goftegoft, guner, hadiss, hamed61, Hamid, hamid.khan60, hamid.rashti013, hasan23, hashem.shirazi, hengameh_24, heyfenan, hmn111, hossein-a, hse.n, hussein_sh, hvaf, ice_girl, inspector, irani110, irfanaref, J.Constantine, k.mn, kaktoos.sabz, karbare.majazi21, khanum.khanumi, kharaghani, khorshidha, komeil67, leyla313, lovelylove, m-----h, m1292362928, m1344, mahdi136294, mahmood.1362, mahtoosa, maral.jeyran, marde.barfii, marjan1, maryam63., mastoor, medrik, mehran1382, meykhaneh.meykadeh, Meysam20emineNt, mohamaam.karim0258, mohammad12, mohsen-joon, momoosh, montazer., moony, mozakhraf_ir, mrna3r, msn110, nakar, niloo13, noshin65, Opal, paeiz, parham62, parisa1367, pary66, pejman68, pesare.sheitoon, poriya7676, poriyan, prince_vip, psh_milad, puorya1368, qamaar, r.a67, r.mn, rafsanjooni, rasoool.1364, reza11, Rostam, s.n110, saaber67, sadeq1355, saeed.khani30, saeed1000, saeedeh.64, sajjad_73, salareghalbam, salmaan, samir.sa, sanaz.sanay, saqiye.eshq, sara.63, sara.khanumi, sayeaftab, scoit, se7en, sedaqat.sherafat, sepideh.59, setareh11500, shadab, shimak, shimli, sima99, sky.n, snoopy2009, snowqueen, somayeh123, sun_boy2, swt021, tanha1367, vahidsadoogi, varzeshkar.javani, wild.dance, ya-mohsen, yalda-h, yasingoogle, zahra1391, _nazli_
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 10-23-2014   #106 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

سلام بر حسین...
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-23-2014   #107 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

سلام بر حسین...
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-23-2014   #108 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

السلام علیک یا اباعبدالله
السلام علیک یا علمدار کربلا


سلام بر حسین...
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-24-2014   #109 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسین « شعر استاد شهریار »
شیعیان در سر هواى نینوا دارد حسین خون دل با كاروان كربلا دارد حسین
از حریم كعبه و جدش به اشكى شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است ورنه این بى حرمتى ها كى روا دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسین
دشمنش هم آب مى بندد به روى شاه دین داورى بین با چه قوم بى حیا دارد حسین
دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا با كدامین سركند مشكل دوتا دارد حسین
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جایى كه كفن از بوریا دارد حسین
اشك خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار كاندرین گوشه عزاى بى ریا دارد حسین
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-24-2014   #110 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

دلم به یاد اسیران كربلا خون شد « استاد شهریار »
محرم آمد و آفاق مات و محزون شد غبار محنت ایّام تاب گردون شد
به جامه هاى سیه كودكان كو دیدم دلم به یاد اسیران كربلا خون شد
از این مبارزه بشكفت خاندان على چنانكه نسل پلید امیّه مرهون شد
بنى امیّه و آن دستگاه فرعونى همان فسانه فرعون و گنج قارون شد
ولى حسین علمدار عشق و آزادى لقب گرفت و شهنشاه ربع مسكون شد
چون نیك مى نگرى زنده آن شهیدانند وگرنه هر بشرى زاد و مرد و مدفون شد
كنون مقابل ایشان بود زیارتگاه كدام زنده به این افتخار مقرون شد
سر و تنى كه رسول خدایش مى بوسید به زیر سمّ ستوران خداى من چون شد
به خیمه گاه امامت چنان زدند آتش كه آهوان حرم سر به دشت و هامون شد
رسید نوبت زینب كه شیرزاد علیست جهان به حیرت از این سربلند خاتون شد
به دوش پرچم آتش گرفته اسلام به كاخ ابن زیاد و یزید ملعون شد
حسین غافله با خود نبرد بى تدبیر كه غرق حكمت او فكرت فلاطون شد
تو شهریار به مضمون بلند دار سخن هرآن سخن كه جهانگیر شدبه مضمون شد
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-25-2014   #111 (لینک نوشته)
باصفای هم میهن
 
mohammad.hasan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

جوشش خون حسین(ع) در نینوا شیعیانت را به خروش می آورد. مرگ سرخ تو آینده ی سیاه بشریّت را، عاشقانت را، شیعیانت را سفید کرد.
mohammad.hasan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-25-2014   #112 (لینک نوشته)
باصفای هم میهن
 
mohammad.hasan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

تو زاده ی عشقی، و خوب هم هنر خوب زیستن را و خوب مردن را به عاشقانت آموختی.
mohammad.hasan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-26-2014   #113 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

سلام بر خون خدا.
سلام بر رحمة الله الواسعه.
سلام بر نور چشم رسول اکرم ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ ـ.
سلام بر فرزند شهید امیر المومنین ـ‌علیه‌السلام‌ـ و بی بی فاطمه زهرا ‌ـسلام‌الله‌علیها‌ـ.
سلام بر شافع روز جزا.
سلام بر آنکه ملائک در عزایش می گریند.
سلام بر کسى که بیعتش را شکستند.
سلام بر آقایى که حامى دیگران بود و خود بی یاور ماند.
سلام بر محاسن خضاب شده‏‌اش.
سلام بر چهره به خاک و خون آلوده‏‌اش.
سلام بر دندان کوبیده‏ مولا با چوب خیزران و چوب دستى عبیداله ملعون.
سلام بر سر مقدسی که بر فراز نیزه عدوان زده شد.
سلام بر تشنگى کشیده در کنار نهر آب
سلام بر حسین ـ‌علیه‌السلام‌ـ و فرزندان فرزانه و اصحاب عزیزش
و سلام بر دشت تفتیده عشق!
سلام بر میدان عشق بازى یاران عاشق دلباخته کوى معشوق
سلام بر تو اى کربلا
سلام بر تو اى دشت پر بلا
سلام مرا با گلوى بغض فرو خورده‏‌ات و چشمان مواج از دریاچه اشک دلتنگى‏‌ات و با جگر سوخته‏‌ات و قلب پاره‏پ‌اره‏‌ا‌ت پاسخ گو.
کربــلا! مى‏خواهم که با تو سخن بگویم!
مى ‏خواهم بقچه حرف‌هاى بردوش مانده‏‌ام را براى تو پهن کنم نمى‏‌دانم، نمى‏‌دانم تاب شنیدن حرف‌هایم را دارى یا نه؟ با تو سخن می‌گویم تویی که آن محزون‌ترین روز را در خود دیدی! تویی که از غم مولایت از ازل تا به ابد عزاداری!
کربلا از غروب عاشورا بگو...
براستی آن روز چه کشیدی؟ شنیده‌ام که غروب روز عاشورا براى تو سخت التهاب آور بود؟

یقین دارم که اگر در اسارت خاک نبودی هر آن لباس رزم بر تن می کردی و غران و آتشفشان بار، بر آن ملعونان و نفرین شدگان ابدی، حمله می بردی!
کربلا! بگو که آن سه روز و دو شبى که پیکرهاى شقایق رنگ قافله عشق بر پیشانى پینه بسته‏‌ات میهمان بودند با آنان چه ها گفتى؟
کربلا برایم از اصحاب بگو! آنان که با وفاترین اصحاب تاریخ بودند. از چهره‌های برافروخته و هیجان‌زده شان برای تکه تکه شدن در راه حسین ـ‌علیه‌السلام‌ـ بگو...
کربلا از علی اکبرـ‌علیه‌السلام‌ـ بگو که شبیه‌ترین بنی هاشم به رسول الله ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ ـ بود آنقدر که آن ملعونان لحظه‌ا‌ی پنداشتند مبادا رسول خدا ـ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ ـ به میدان آمده! از داغ شهادت فرزند بگو چگونه قلب سید الشهدا ـ‌علیه‌السلام‌ـ را جریحه دار کرد! از آن لحظه‌ای بگو که آقا از روی اسب میدان را تماشا می‌کرد پی در پی با هر ضربه علی می گفت ماشاءالله! لا حول و لا قوه الا بالله! و به یکباره ذکر لبش شد:
"انا لله و انا الیه راجعون"!

از لحظه ای بگو که سر در کنار پیکر دردانه اش گذاشت و ملتماسانه منتظر بود تا فرزند بار دیگر پدر را صدا بزند! از پیکر مثله شده و اربا اربا شده عزیز زهرا(س) بگو! بگو برایم چگونه جوانان بنی هاشمی بدن علی اکبر(ع) را به خیمه ها بازگردانیدند! بگو...
کربلا از قاسم(ع) که امانت برادر بود بگو! از پسر بچه ای که خطاب به عمویش شهادت را "احلی من العسل" خواند! او که هیچ لباس رزمی اندازه تنش یافت نمی شد! از لحظه ی وداع برادرزاده با عمویی بگو که برایش پدر بود! از نبرد حیدری فرزند مجتبی(ع) بگو و از پیکر قد کشیده اش پس از شهادت.

کربلا از باب الحوائج ۶ ماه، مظلوم ترین مظلوم تاریخ بگو! از علی اصغر(ع) آن طفل شیرخواره ای که آن دم که نوای "هل من ناصر ینصرنی" پدر را شنید خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر غریبش بپیوندد! بگو که چگونه تیر سه شعبه گلوی نازنینش را درید و او را در آغوش پدر شهید کرد.

کربلا بگو: «سقاى تشنه لب‏» یعنی چه؟ آیا عجیب نیست؟ مى‌‏دانم که در حافظه‏‌ات این تصویر مانده است آنجا که سقایى تشنه لب بر لب آب جان به جانان تقدیم کند. از ان لحظه ای بگو که فاطمه زهرا(س) ناله میزد: "وای پسرم!" ازاولین و آخرین باری بگو که قمر بنی هاشم، مولایش را برادر خطاب کرد! از داغ زاده ام البنین (س) بگو که کمر مولا را شکست! از لحظه ای بگو که حسین (ع) دستان بریده عباس (ع) را در آغوش گرفته بود و می بوسید! از آن لحظه ای که آقا به سوی خیمه‌ها رفت و پرچم خیمه عمو را پایین کشید، ناله اهل حرم بلند شد و امیدشان نا امید! حرم...عمو...آب...عطش...!

کربلا بگو آیا یادت هست که خیل خصم سر کبوتر قافله سالار عشق را بر سر نیزه کردند و با خود بردند ولى هنوز دشت پر از نور و صفا بود؟ خیمه‏‌هاى اهل حرم را به آتش کشیدند تا شاید خشم و غضبشان فرونشیند و غافل از اینکه آه طفلان حرم باز آنان را به آتش خواهد کشانید!
کربلا از دل ام المصائب (س) بگو! از حرقه قلب دخت امیرالمونین(ع)! بگو که چگونه آتش گرفته بود و زبانه‏‌هاى جانسوز غم سنگین دل زینب (س) همچنان و پس از سال ها گذر از آن واقعه دل اهل ولاى على (ع) را به درد مى‏‌آورد.کربلا برایم از سخت ترین و عاشقانه ترین خداحافظی تاریخ بگو. آن دم که حسین(ع) برای آخرین بار به خیمه خواهر رفت.

کربلا می دانم درد کشیده و غم دیده ای ولی تو هیچ گاه سوخته آتش فراق مولا نبودی! کربلا تو تازیانه و سیلی نخورده ای!تو غم غربت نچشیده ای! تو سرپرست کاروان یتیمان و رنج کشیده ترین طفلان تاریخ نبودی! ای کربلا امان از دل زینب(س)! امان از دل زینب(س)! امان از دل زینب (س) که چه گذشت بر او!
این ها را من برایت می‌گویم میدانی درشام آن ملعون منحوس طلعت برای رقیه(س) چه هدیه ای فرستاد؟ می دانی...
آه! آه! آه! این ها را ندیدی ولی من طاقت ادامه ندارم! نمی خواهم روضه خوان تو باشم‌ که نه تو تاب شنیدن داری و نه من تاب گفتن!
کربلا تو از روز ازل از خورشید حسین (ع) سوختی و در عزایش خون گریستی، شاید به همین خاطر باشد که انقدر سوزانی و خشک!
ای کربلا تو بزرگ ترین مصیبت تاریخ را کشیده ای. مصیبتی به وسعت زمین و آسمان ها و به پاداش این داغ بزرگ خداوند بر تو منت نهاد و پیکر دردانه اش را در تو جای داد تا مرهم غمت باشد و تو افضل سرزمین های عالم شدی! و تو را با خاک تفوق داد!ای کربلا تو خاک نیستی اگر نه خوردنت مستحب نبود!

کربلا نامت را که بر زبان جارى مى‏‌کنم سیل اشک از دیدگانم جارى مى‏‌شود نمى‏‌دانم و واقعا هم نمى‏‌دانم چه سرى در میان نهفته است در حیرتم که کام جان تو از فرط تشنگى خشک خشک است ولى دل من از دورى روى تو و از زمزمه نام تو به دیدگانم فرمان سیل اشک مى‏‌دهد و...
تو خود بگو چه رازى در این میان نهفته است.
کربلا مدت‌هاست در آرزوى دیدار تو مى‏‌سوزم و مى‏‌سازم
کربلا عطش استشمام بوی سیب وجودم را ذوب می کند
کربلا تو خود عنایتى کن و مرا به آستانت ‏بخوان
کربلا جواب سلامم را بده با هر زبانى که تو را بیشتر رضاست !
و ای کربلا می دانم تو هم مثل ما منتظری! منتظر منتقم خون حسین (ع)!

الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم…
عجل لولیک الفرج
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2014   #114 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

حکایت حضرت علی اکبر با امام حسین در روز عاشورا
راویان واقعه کربلا نوشته اند تا اصحاب زنده بودند، تا یک نفرشان هم زنده بود، خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر، از خاندان امام حسین (ع)، از فرزندان، از برادرزادگان، از برادران، از عموزادگان، به میدان برود. می گفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفه مان را انجام بدهیم، ما وقتی کشته شدیم خودتان می دانید. اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد. آخرین فرد از اصحاب اباعبدالله که شهید شد یک مرتبه ولوله ای در میان جوانان خاندان پیغمبر افتاد. همه از جا حرکت کردند. نوشته اند: «فجعل یودع بعضهم بعضا» شروع کردند با یکدیگر وداع کردن و خداحافظی کردن، دست به گردن یکدیگر انداختن، صورت یکدیگر را بوسیدن.
از جوانان اهل بیت پیغمبر اول کسی که موفق شد از اباعبدالله کسب اجازه بکند، فرزند جوان و رشیدش علی اکبر بود که خود اباعبدالله درباره اش شهادت داده است که از نظر اندام و شمایل، اخلاق، منطق و سخن گفتن، شبیه ترین مردم به پیغمبر بوده است. سخن که می گفت گویی پیغمبر است که سخن می گوید. آنقدر شبیه بود که خود اباعبدالله فرمود: خدایا خودت می دانی که وقتی ما مشتاق دیدار پیغمبر می شدیم، به این جوان نگاه می کردیم، آیینه تمام نمای پیغمبر بود.

این جوان آمد خدمت پدر، گفت پدر جان به من اجازه جهاد بده. درباره بسیاری از اصحاب، مخصوصا جوانان، روایت شده که وقتی برای اجازه گرفتن پیش حضرت می آمدند، حضرت به نحوی تعلل می کرد، مثل داستان قاسم که مکرر شنیده اید، ولی وقتی که علی اکبر می آید و اجازه میدان می خواهد، فقط سر خودشان را پائین می اندازند. جوان روانه میدان شد:

نوشته اند اباعبدالله در حالی که چشمهایش حالت نیم خفته به خود گرفته بود، «ثم نظر الیه نظر آئس»، (اللهوف ص 47) به او نظر کرد مانند نظر شخص ناامیدی که به جوان خودش نگاه می کند. ناامیدانه نگاهی به جوانش کرد، چند قدمی هم پشت سر او رفت، اینجا بود که گفت خدایا! خودت گواه باش که جوانی به جنگ اینها می رود که از همه مردم به پیغمبر تو شبیه تر است.

جمله ای هم به عمربن سعد گفت، فریاد زد بطوری که عمر سعد فهمید: «یا بن سعد قطع الله رحمک» (اللهوف ص 47، مقتل علی اکبر (مقرم) ص 76، مقتل الحسین مقرم ص 321، مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 30، بحار الانوار ج 45 ص 43) خدا نسل ترا قطع کند که نسل مرا از این فرزند قطع کردی. بعد از همین دعای اباعبدالله، دو سه سال بیشتر طول نکشید که مختار عمر سعد را کشت و حال آنکه پس از آن پسر عمر سعد در مجلس مختار شرکت کرده بود، برای شفاعت پدرش. سر عمر سعد را آوردند در مجلس مختار در حالی که روی آن پارچه ای انداخته بودند، آوردند و گذاشتند جلوی مختار، حالا پسر او آمده برای شفاعت پدرش. یک وقت به پسر گفتند آیا سری را که اینجاست می شناسی؟ وقتی آن پارچه را برداشت، دید سر پدرش است، بی اختیار از جا حرکت کرد، مختار گفت او را به پدرش ملحق کنید.


این طور بود که علی اکبر به میدان رفت. مورخین اجماع دارند که جناب علی اکبر با شهامت و از جان گذشتگی بی نظیری مبارزه کرد. بعد از آن که مقدار زیادی مبارزه کرد، آمد خدمت پدر بزرگوارش که این جزء معماهای تاریخ است که مقصود چه بوده و برای چه آمده است؟ گفت پدر جان "العطش" تشنگی دارد مرا می کشد، سنگینی این اسلحه مرا خیلی خسته کرده است، یک ذره آب اگر به کام من برسد، نیرو می گیرم و باز حمله می کنم. این سخن جان اباعبدالله را آتش می زند. می گوید پسر جان! ببین دهان من از دهان تو خشکتر است، ولی من به تو وعده می دهم که از دست جدت پیغمبر آب خواهی نوشید. این جوان می رود به میدان و باز مبارزه می کند.


مردی است به نام حمیدبن مسلم که به اصطلاح راوی حدیث است. مثل یک خبرنگار در صحرای کربلا بوده است. البته در جنگ شرکت نداشته ولی اغلب قضایا را او نقل کرده است. می گوید: کنار مردی بودم. وقتی علی اکبر حمله می کرد همه از جلوی او فرار می کردند. او ناراحت شد، خودش هم مرد شجاعی بود، گفت قسم می خورم اگر این جوان از نزدیک من عبور بکند، داغش را به دل پدرش خواهم گذاشت. من به او گفتم تو چکار داری، بگذار بالاخره او را خواهند کشت. گفت خیر. علی اکبر که آمد از نزدیک او بگذرد، این مرد او را غافلگیر کرد و با نیزه محکمی آنچنان به علی اکبر زد که دیگر آن توان از او گرفته شد به طوری که دستهایش را انداخت به گردن اسب، چون خودش نمی توانست تعادل خود را حفظ کند.


در اینجا فریاد کشید: «یا ابتاه هذه اجدی رسول الله» (بحار الانوار ج 45 ص 44، مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 31، مقتل الحسین مقرم ص 324، مقتل العواصم ص 95) پدر جان الان دارم جد خودم را به چشم دل می بینم و شربت آب می نوشم. اسب، جناب علی اکبر را در میان لشکر دشمن برد، اسبی که در واقع دیگر اسب سواری نداشت. رفت در میان مردم.

اینجا است که جمله عجیبی را نوشته اند. نوشته اند: «فاحتمله الفرس الی عسکر الاعداء فقطعوه بسیوفهم اربا اربا»* پس اسب پیکر (حضرت علی اکبر) را در طرف لشگر دشمن حمل نمود، پس دشمنان پیکر آن حضرت را قطعه قطعه کردند. (مقتل الحسین مقرم ص 324، مقتل العواصم ص 95، بحار الانوار ج 45 ص 44، مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 31، و این عبارت با مضامین مختلف در اعلام الوری ص 242، فی رحاب ائمه اهل البیت ج 3 ص 127، الکامل فی التاریخ ج 4 ص 74، مناقب ابن شهر آشوب ص 109، اللهوف ص 48، ارشاد شیخ مفید ص 239 نقل شده است).
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-26-2014   #115 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

سلام بر حسین...
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-27-2014   #116 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است


گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-27-2014   #117 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
hossein-a's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

سلام بر حسین...
hossein-a آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-27-2014   #118 (لینک نوشته)
سرپرست تالار گفتگوي آزاد
 
marjan1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

السلام عليك يا سيد الشهدا
چه ميچسبه چاي روضه شما يا اباعبدلله
سلام بر حسین...
__________________
ارزش یک بودن را ، فقط هنگام نبودن ، می توان فهمید .قدر بزرگانمون رو بدونیم .!
سلام بر حسین...
marjan1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-27-2014   #119 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Opal's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

من البين ياحسين من زغري وشاب الراس
واي از دست جدا؛ اي حسين! از غمت در کودکي موي سرم سفيد شد.

تانيت ناديت ليش تأخر عباس؟
انتظار کشيدم؛ فرياد برآوردم؛ چرا عباس دير کرد؟

ريته يـمي .. يـجلي همي .. وينه عمي
کاش پيش من مي ماند و غم مرا برطرف مي ساخت؛ عمويم کجاست؟

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟

أنا ياحسين العزيزة ... سکنة يا صيوان داري
اي حسين! اي سرپناه من! من سکينه، دردانه تو هستم.

اعتذر منک يابوي ... وادري مقبول اعتذاري
اي پدر! از تو مغذرت مي خواهم و مي دانم عذزخواي من قبول مي شود.

بسبب لن حشمت عمي ... من العطش وبقلبي ناري
چرا که من بودم که از عطش از عمويم آب تقاضا کردم آتشها در دل من شعله ور شد.

وراح عمي وانتظرته ... حتي ملّيت انتظاري
و چنين بود که عمويم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم.

مليت .. ظليت .. انطر واحسب لحظات
از انتظار خسته شدم پيوسته؛ لحظه ها رو شمردم.

وتنوح .. هالروح .. تقدر تصبر هيهات
و اين جان به لب رسيده فرياد مي کرد.

دمعي يهمي ... جفني مدمي ... وينه عمي
شاکم جاري است؛ چشمان خونين است.

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟

من البين ياحسين من زغري وشاب الراس
واي از دست جدا؛ اي حسين! از غمت در کودکي موي سرم سفيد شد.

تانيت ناديت ليش تأخر عباس؟
انتظار کشيدم؛ فرياد برآوردم؛ چرا عباس دير کرد؟

ريته يـمي .. يـجلي همي .. وينه عمي
کاش پيش من مي ماند و غم مرا برطرف مي ساخت؛ عمويم کجاست؟

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟

انتظر والقلب يـخفق ... مثل جنحان اليمامه
انتظار مي کشم در حالي که قلبم مانند بال پرندگان در حال پر پر زدن است.

قلت ليش طلبت منه ... الماي واخذتني الندامه
به خودم گفتم چرا از عمويم آب طلب کردم. خود را سرزنش کردم و به شدت پشيمان شدم.

هم صدق يرجع لي عمي ... برايته وجوده وحسامه
آيا عمويم باز خواهد گشت؟ آيا علم و مشک آب و شمشير او را خواهم ديد؟

ريت لا يروي دليلي ... بس يرد لي بالسلامه
من سيراب شدن را نمي خواهم؛ فقط مي خواهم به سلامتي پيش من برگردد.

ياريت .. لا جيت .. لا منه طلبت الماي
کاش به کربلا نمي آمدم؛ کاش از او آب طلب نمي کردم.

ونيت .. اتـمنيت .. لا تبرد نار حشاي
هرگز آتش دل سرد نمي شود.

هذا هضمي .. موتي حتمي .. وينه عمي
اين بلاي عظيمي است که به من وارد شده؛ مرگم حتمي است. عمويم کجاست؟

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟

من البين ياحسين من زغري وشاب الراس
واي از دست جدا؛ اي حسين! از غمت در کودکي موي سرم سفيد شد.

تانيت ناديت ليش تأخر عباس؟
انتظار کشيدم؛ فرياد برآوردم؛ چرا عباس دير کرد؟

ريته يـمي .. يـجلي همي .. وينه عمي
کاش پيش من مي ماند و غم مرا برطرف مي ساخت؛ عمويم کجاست؟

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟

هاک خذ مرسال مني ... وللقمر روح وتعنه
اي پدر! اين پيغام را از من بگير و پيش ماه شب چهارده (قمر بني هاشم) برو.

انشد عليه الشريعه ... بلکي تسمع خبر عنه
از نهر علقمه درباره او سؤال کن تا شايد خبري از او بگيري.

ولو ان يا بوي لقيته ... عن لساني اعتذر منه
و اگر اي پدر او را يافتي، از زبان من از او عذرخواهي کن.

قله ياعباس ارجع ... ما تريد الماي سکنه
به او بگو اي عباس! بررگد. سکينه ديگر از تو آب نمي خواهد.

ترجيت .. وادعيت .. ياريتک حي تلقاه
آرزو مي کنم و دعا مي کنم که او را زنده بيابي.

موجود .. وردود .. ترجع للخيمه وياه
صحيح و سالم؛ سرزنده؛ با او به خيمه گاه برگردي.

هو حلمي .. هو عزمي .. وينه عمي
او روياي من است؛ او اميد من است؛ عمويم کجاست؟

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟

من البين ياحسين من زغري وشاب الراس
واي از دست جدا؛ اي حسين! از غمت در کودکي موي سرم سفيد شد.

تانيت ناديت ليش تأخر عباس؟
انتظار کشيدم؛ فرياد برآوردم؛ چرا عباس دير کرد؟

ريته يـمي .. يـجلي همي .. وينه عمي
کاش پيش من مي ماند و غم مرا برطرف مي ساخت؛ عمويم کجاست؟

ليش تأخر عباس؟
چرا عباس دير کرد؟


دانلود/ نوحه «ليش تأخر عباس؟» با متن و ترجمه فارسي
__________________
گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ
و نفسی تــازه کنمـــ ...
گــرد گــرد استـــ
این زمین..
ایــنــ روزگــــار ...
Opal هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-27-2014   #120 (لینک نوشته)
آغازگر برتر مباحث
 
Mahbanoo60's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سلام بر حسین...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

سلام بر حسین...
__________________
قاصدک شعر مرا از برکن
برو آن گوشه ی باغ
سمت آن نرگس مست
وبخوان گوشش
یک نفر لحظه ای از یاد نخواهد برد تورا
یک نفر شور دلش عشق صمیمانه ی توست
Mahbanoo60 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
حسین

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:18 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.