سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن - صفحه 8
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > دیوان اشعار
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-22-2012  
شهروند هم میهن
 
Mr-President's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن

این جستار برای ِ سید مهدی ِ موسوی ایجاد می شود ، کسی که خیلی ها او را پدر ِ غزل ِ پست مدرن ِ ایران می دانند..


سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن
__________________
تو که مهتابی تو شب ِ من ، تو که آوازی رو لب ِ من
اومدی موندی شکل ِ دعا ؛ توی ِ هر یا رب یا رب ِ من ..

سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن
Mr-President آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-25-2015   #106 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
coral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن

شبیه شهر پس از جنگ ، گیج و متروکم
به مالکیّت یک اسم تازه مشکوکم

به مالکیّت هر چیز ِ زنده و بی جان
به مالکیّت ِتصویر های ِ سرگردان

به مالکیّتِ این روزهای دربدری
به مالکیّتِ پائیز های یک نفری

قرار شد که ته قصه ها دری باشد
دری که پشتش دنیای بهتری باشد...
__________________
.
.
.

نشستم چآیـــــ خوردم ، شـــ ع ــر گفتم ، شامــ ـــلو خواندم
اگر منظورت اینها بود ، خوب ـــَم . . . بهتــــ ــــَـرم یــ ع ــنی !
مهدی ِ فرجی ِ جان

سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن
coral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-25-2015   #107 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
coral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سید مهدی موسوی ؛ پدر ِ غزل ِ پست مدرن

کاشکی بد نشود آخرِ این قضه ی بد....
نکند پنجره ای پشتِ صلیبم باشد
نکند میکروفنی داخل جیبم باشد
نکند این اسم ام اس در جایی ثبت شود
نکند گریه ی پشت تلفن ضبط شود
نکند شاهد دعوامان در ماشینند
نکند داخل حمام تو را می بینند...
نکند اسم تو را با دهنش بخش کند
نکند رازِ مرا تلویزیون پخش کند
نکند می داند آنچه که من می دانم
نکند پس فردا تیترِ یک کیهانم
نکند رخنه کند در دلِ ایمانم شک
نکند لو بدهم اسم تو را زیرِ کتک
نکند نامه ی جعلی مرا پست کنند
نکند اینهمه بد،قلبِ مرا سست کنند
تلخم و حل شده کابوسِ وجودم در سم
غیر تو از همه ی آدم ها می ترسم
همه دانسته و نادانسته جاسوسند!
دستشان حلقه ی دار است و تو را می بوسند
کاشکی آخر این سوز، بهاری باشد
کاشکی در بغلت راهِ فراری باشد
کاشکی از همه مخفی بشود این شادی
کاشکی وصل شود عشق تو به آزادی
کاشکی بد نشود آخر این قضه ی بد
کاشکی باز بخوابیم ولی تا به ابد...
coral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-15-2017   #108 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض به گریه های نکرده .. به حس مرد شدن | مهدی موسوی

به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص

به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری!

به خواب رفتمت از گریـــــه های تکراری

تماس های کسی ناشناس از خطّ ِ ...

بــــه استخوان ِ سرم زیر حرکت ِ مته

که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید

که می شود بـــه تو چسبید و بعد جیغ کشید

که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد

که زیر آب فرو رفت... واقـــعا خفـــــــه شد!

که مثل من، ته ِ آهنگ ِ «راک» گریه کنی!

جلوی پاش بیفتی به خاک... گریه کنــی

که می شود چمدانت شد و مسافر شد

میان دست تو سیگار بـــود و شاعر شد

که می شود وسط سینه ات مواد کشید

کــــه بعد، زیر پتو رفت و بعد داد کشید...

به چشم های من ِ بی قرار تکیه زد و

به این توهّــــم دیوانـــــه وار تکیه زد و

که دیر باشم و از چشم هات زود شود

که مته بر وسط ِ مغز من، عمود شود!

که هی کشیده شوم، در کشاکشت بکشم

کــــــه هرچه بود و نخواهد نبود، دود شود...

قرار بود همین شب قرارمان باشد

که روز خوب تو در انتظارمان باشد

قرار شد که از این مستطیل در بروی

قرار شد بــــــه سفرهای دورتر بروی

قرار شد دل من، مُهر ِ روی نامه شود

که در توهّــــــم این دودها ادامه شود

که نیست باشم و از آرزوت هست شوم

عرق بریزم و از تــــو نخورده مست شوم

که به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ

که به سلامتی گوسفند قبل از مرگ

که به سلامتی جام بعدی و گیجی

که به سلامتی مرگ های تدریجی

که به سلامتی خواب های نیمه تمام

که بـه سلامتی من... که واقعا تنهام!

که به سلامتی سال هـــــای دربدری

که به سلامتی تو که راهی ِ سفری...

صدای گریه ی من پشت سال ها غم بود

صدای مته می آمد کـــــه تـوی مغــزم بود

صدای عطر تو که توی خانه ات هستی

صدای گریـــــه ی من در میان بدمستی

صدای گریـــه ی من توی خنده ی سلاخ!

صدای پرت شدن از سه شنبه ی سوراخ

صدای جر خوردن روی خاطراتی که...

ادامه دادن ِ قلبـم بـه ارتباطـــی که...

به ارتباط تو با یک خدای تک نفره

بــــه دستگیری تو با مواد منفجره

به ارتباط تو با سوسک های در تختم

که حس کنی چقدَر مثل قبل بدبختم

کــــه ترس دارم از ایـــن جنّ داخل کمـدم

جنون گرفته ام و مشت می زنم به خودم

دلم گرفته و می خواهمت چه کار کنم؟!

که از خودم که تویی تا کجا فرار کنـــم؟!

غریبگـــــــــی ِ تنـــــــم در اتاق خوابـــــــی کــــــه...

به نیمه شب، «اس ام اس»های بی جوابی که...

به عشق توی توهّم... به دود و شک که تویی

به یک ترانـــــه ی غمگین ِ مشترک کـــه تویی

به حسّ تیره ی پشتت به لغزش ِ ناخن

به فال هــای بد و خوب پشت یک تلفن

فرار می کنم از تـو بـه تــو به درد شدن

به گریه های نکرده، به حسّ مرد شدن

فرار می کنم از این سه شنبه ی مسموم

فــــــرار می کنـــم از یک جواب نامعـلـــــوم

سوال کردن ِ من از دلیل هایـــی که...

فرار می کنم از مستطیل هایی که...

فرار کردن ِ از این چـهـــاردیــــــــــواری

به یک جهان غم انگیزتر، به بیداری...



دو چشم باز به یک سقف ِ خالی از همه چیز

فقط نگاه کن و هیــــچ چــــــــی نپرس عزیـــز!

به خواب رفتنم از حسرت ِ هماغوشی ست

کـــه بهترین هدیه، واقعا فراموشـــــی ست..
__________________

_ ما هم مثل عوام الناس
مثل سیاوش قمیشی و کریستی برگ ؛ عقیده داریم :
پاییز دلگیره ..
شباش صدای بوف میاد !



‌[ پاییز اومده پیِ نامردی . . . ]
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-15-2018   #109 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مسیر متروی کهریزک از کجا میرفت؟ | سید مهدی موسوی


غذاش بادمجان است، رنگ او موزی ست!
که استوانه ی پوچی ست که سرش لوزی ست!!
که واردات اصیلش تپانچه ی روسی
که صادرات مهمّش تئاتر روحوضی ست!

پدر که چادر انداخت مادرم زن شد
که شب رسید... و تکلیف ماه، روشن شد
کنار همبرگر، قرص لاغری می خورد
سزارین شدم و قورباغه مانکن شد!

صلیب می دادم روی خط قائم، جان
بزنگ و فوت کن از چادرت مزاحم جان!
مسیر متروی کهریزک از کجا می رفت؟
غذای نصفه شبم شد دو پُرس بادمجان

لجن، خدا هم دارد اگر وزغ دارد
نگاه کشمشی توست که عرق دارد
صدای آوازت را کلاغ ها خوردند
به طعنه گفتم: پس قورباغه حق دارد!

تو را به سیلی و خواب مرا به شوک گفتند
که می کُشند تو را و مرا و... [رک گفتند]
و بعد بازیگرها به صحنه افتادند
برای مردم خوشحال شهر، جوک گفتند

به چرک دیوار و پس زمینه ی طوسی
به دستگاه جدیدی به لهجه ی روسی
به هق هق آوازی مچاله کنج قفس
به اینهمه می خندی مرا و می بوسی!

که گربه رفته که از لانه پر بیاورد و
تپانچه خواسته از ماه، سر بیاورد و
که مادرم وسط دیگ و چادرش جر خورد
پدر که رفته کمربند دربیاورد و...

لجن رسید به این خانه و طهارت داشت!
بزرگ بود ولی عقده ی حقارت داشت
لجن گرفت جهان را... ولی الهی شکر
که قورباغه ی ما پرده ی بکارت داشت

صدات می کنم و غلت می زنم در خون
دوباره سر می کوبم به میله های جنون
سر کسی وسط حوض دست و پا می زد
آدامس موزی می خورد خانم میمون!

تمایلی ست که این روزها به شب دارم
که جای سوزن و نخ در میان لب دارم
مرا ببخش که بی احتیاطی محضم
مرا ببخش عزیزم هنوز تب دارم

به احترام شب بی نهایت پاییز
به احترام کمربند و گریه ی یکریز
به احترام جنابان موز و و بادمجان
به احترام شما قورباغه های عزیز!

نبودم و گرهی روی روسری می خورد
که مادرم وسط شام توسری می خورد
نبودم و تو دلت تنگ می شود ده تا
که ماه چاردهَم قرص لاغری می خورد

جنون مجنون بودم به منطق لیلی
که ایستاد دلم در کمال بی میلی!
که ایستاد دلم پشت میله های قفس
که ایستاد و دلم تنگ می شود خیلی!

صدای گربه که از بام خانه افتاده
به گریه ای که در این عاشقانه افتاده
به آخرین رویایش - تبر! - می اندیشد
درخت سبز که در موریانه افتاده

دلی ست پخته شده در میان هر ظرفی
خورشت بادمجان است در شبی برفی
صدای باااد در آواز قورباغه و مرگ
صدای باااد...
و دیگر نمی زنم حرفی...
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-15-2018   #110 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مسیر متروی کهریزک از کجا میرفت؟ | سید مهدی موسوی

_ مرا ببخش که بی احتیاطیِ محضم :)

...
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
مهدی, موسوی, مدرن, پدر, پست, سید, غزل

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:04 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.