مُختَصــر ... - صفحه 332
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > ادبيات و نوشته های ادبی > خاطرات و روز نگاشت ها
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

خاطرات و روز نگاشت ها ثبـــت می کنم ، افکار و لحظه لحظه هایـم را

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-03-2013  
شهروند هم میهن
 
Regent's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مُختَصــر ...

سلام.

گاهی یه کلمـــه ، یه جملــه یا دیالوگی کوتــاه ، که در طول روزی شنیدیم یا گفتیـــم ، برای ما یه دنیا معنی داره ..

معانی ِ تلخ یا شیرین که با صفحه ها نوشتن و ساعتها حرف زدن نمی تونیم برای دیگری بیانشون کنیــم ، اونها فقط و فقط برای خودمون با یادآوری ِ یه کلمه زنده میشن ..



اینجــا ، می تونی اون کلمه یا جمله رو بنویسی ( حتمــــا با ذکر تاریخ ) ، لا اقل برای خودت توی این صفحه ها به یادگار میمونه ..


هم میهنی ، شاید من و تو خاطرات متفاوت یا متشابهی از یه کلمــه ی خاص داشته باشیـــم ..




پ.ن : تاپیک مخاطب خاص نداره !
__________________
استاد شجـــریان ، آثار زیبای بسیاری داره ، اما صدا و سیمـــا از همه ی اونهـــا محـــرومه که اجبارا فقط ربنــا ی استاد رو پخش میکنه !
آدمهـــای بزرگ نیازی به پایگاه ندارن ، خودشون ریشه دارن ..
هم میهن هم ، از خوابگاه و خالقش محروم شد !
Regent آفلاين است   پاسخ با نقل قول
127 نفر نوشته را پسندیده اند
-_-fereshte-_-, 92sa, afsaneh61, AFSANTIN, albert, ali111, alira, amiiirsam, Amir-b, Amir-nasooz, andiya95, Ara, Armin58, arnold, arsenal1, aryana621, AtriN, b313, banooy_ariayi, baran_2199, bita68, blueeagleone, bollywood, Brandon, Bvafa, ceshibel, dawn, Death_Angel, desertrose60, dezideria, donya_ss, dost1, ehsan942, far-k, faranak70, fouliya, gildor, GLORIOUS, golbarg33, goldeagle, goorge, guli, hamed1988, hamed222, hany13, hashem1359, hastijoon, hese_mobham, Hoda, hoshii, hrz57, ice_girl, imani212, infected, jamshid, jentelman, johar, k110, khatoon, kimiagar, l-lamidak, Leonardo, Leopardo, life67, Lilied, lordalireza1998, m-----h, madarshowar, maedeh-kh, mahbub91, mahini68, marjan1, marlon, matisa, mehrdad13, Miss.SheydA, moe1n, mohaddeseh, MOniii.9, Mr-President, mroam777, Night, nopq, Parand, parandemahi, patrin, persian_girl, pesare_barooni, plz.smile, psh_milad, qrst, raha72, rahaaaaaaa021, reza123, Rezaa, s-saeed, sabra, sadra66, sepantman, Setare_raika, shahkar, ShaHraM, sharareh, shikpo0sh, shimli, shirinb, shooting-star, sima33, sima99, sky_star, soleness, soostak, sun_boy2, tahora, tarane h, taranomebahar, team_sar_dadbin, Toktam, vesal5, yeseda2013, yohan, Zahra, zahra1391, zari7, zhowan, _hover_, _snowgirl
قديمي 03-19-2017   #4966 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
tesa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

+ زهرا سادات

- با من اید؟!!

+ بله باشمام :)

-من که سادات نیستم !

+ :)
روزِ مادر
__________________
چه انتظارِ عظیمی نشسته در دلِ مآ
همیشه منتظریم و کسی نمی آید ..
- حمید مصدق -
مُختَصــر ...
tesa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-19-2017   #4967 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
lordalireza1998's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
29 اسفند 1395
__________________
http://www.aparat.com/v/Hr5Mx
lordalireza1998 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-20-2017   #4968 (لینک نوشته)
سیاچومه
 
lidaaa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

29 اسفند 95
بیدار شدن در آغوش مادر...
هر چندسال داشته باشی، آغوش مادر امن ترین جای دنیاست
__________________

I'm Happy, Because I DESERVED to be Happy
مُختَصــر ...
https://t.me/plaza_mag
مُختَصــر ...
lidaaa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
12 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-20-2017   #4969 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

_هیچی خوب نبود
کسی نبود بهم گیر بده
چکم کنه
کسی نبود بتونه بهم زور بگه
کسی نبود مجبورم کنه بگم "چشم |: "
همه چی بد بود .. گند بود ..

.
.
.

پ.ن : آمد بهـآرِ جان ها!

یکمِ فروردین ماهِ سال یک هزارُ سیصدُ نودُ شش : )
__________________

در یک سنی،

به خصوص بعد از بعضی ناملایمات،
آدم یک چیز بیشتر دلش نمی خواهد: این که ولش کنند راحت باشد!


ويرايش توسط _nazli_ : 03-20-2017 در ساعت 05:14 PM
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-24-2017   #4970 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

_ من شب برم کویر ؟

یک ساعت بعد :

+کیبورد گوشیم بالا نمیومد

_حالا درست شد؟

نیم ساعت بعد :

+اوهوم

یک ساعت بعد:

_من دارم میرم .. بهت پیام میدم

+اوکی .. خوش بگذره

فرداش:

_اومدیم گرمه ولی هواش خیلی سرده :دی

+خوش بگذره

_قربانت
شب هم میریم سایت کویر

+آسمونش رو خوب نگاه کن .. ستاره هاش باید بیفتن تو چشمهات

_مستند تحویل میدم : )

+ممنونم


.
.
.


مثلا ما خیلی با هم حالمون خوبه :|
+جمعه ای ک داره گورش رو گم میکنه

_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
12 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-25-2017   #4971 (لینک نوشته)
کاربر
 
a_va's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

اگه دلتنگه پس چرا نمیاد پیشم
3 فروردین 96
a_va آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-25-2017   #4972 (لینک نوشته)
کاربر عضو
 
_hover_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

.
.
+نمیخواد بگی ببخشید ❤ اگه خواستی حرف بزنی هستم
_مرسی که هستی ❤
+وظیفمه :)
_قبلا می گفتی دوس نداری مثل همه بگی وظیفته :)
+ببخشید
_نگو ببخشید :) نگفتم که اینو بگی..قرار نیست جامون عوض بشه :) گفتم بدونی باهات روراستم بیشتر از خودم حتی!
+باشه :) چقدر حرفامون تلخه :)
_زندگی همه چیش تلخه..یکیشم حرفای ما :)


حتی دلم واسه حرفای تلخمون تنگه :))
__________________
[ وقتی خودت در خود گرفتاری
هرگونه ی زنجیر یعنی هیچ! ]

•| علیرضا آذر |•

ويرايش توسط _hover_ : 03-27-2017 در ساعت 12:37 AM
_hover_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-28-2017   #4973 (لینک نوشته)
سرپرست تالار ادبيات
 
hese_mobham's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

- ورژن قبلیت بهتر بود
دست به تنظیماتت نزن!

+ ولی واقعا تنظیماتم فعلا خرابه!

- معلومه، داد میزنه حالت خوش نیست...


هشتم فروردین
انگار فروردین سوار اسب شده و به تاخت داره میره
بذار بره!

__________________

من به تو فکر نمی کنم، تو هم به من فکر نمی کنی
فقط به نظرت عجیب نیست که شب تمام نمی شود؟

"محمد رضا زمانی"
hese_mobham آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-31-2017   #4974 (لینک نوشته)
همیار تالار شعر و شاعران
 
eltiam's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

به آدم ها و انتخاب ها تخفیف نده!

قرص ُ محکم :)
__________________
Don't lOose the Spark
.that maKes u ... YOU


مُختَصــر ...
eltiam آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-01-2017   #4975 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

من :دیگه کم کم باید سازمون رو کوک کنیم برای روز طبیعت .

مُختَصــر ...

چه زود گذشت هانا دلم میخاد کش بخوره این روزها
دلم میخاد بیشتر کنارت باشم .

من :دو روز دیگه مونده قلبم داره تند تند میزنه..
بریم سینما ؟توی این هوای بارونی میچسبه

یه عاشق دیوونه گیر آوردی مگه میتونه بگه نه !بریم .

مُختَصــر ...

11فروردین
__________________
مُختَصــر ...

لب هایت ک_ه باز می شوند شکوفه های سیب پخش می شوند در هوا..‏

ويرايش توسط Hanna : 04-01-2017 در ساعت 04:08 PM دليل: غلط املایی
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-01-2017   #4976 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
sima99's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

- خیلی وقته بی حوصله ای

- آره

- نکنه عاشق شدی؟

-گاهی با خودم فکر می کنم نکنه واقعا عاشق شدم؟
اما وقتی می خوام به این فکر کنم عاشق کی یهو گیر می کنم،مغزم میگه سیگنال وجود ندارد

-از دست تو با این جملات پر بار و سنگینت!

-
__________________




آرامش سهم قلبی است که در تصرف خداست


مُختَصــر ...





sima99 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-01-2017   #4977 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
hashem1359's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

چقدر زود عید و تعطیلات داره تموم میشه...
مثل باد گذشت...
دقیقا یه روزی فرا میرسه که میگیم عمرمون هم چقدر زود داره تموم میشه....
روزگاره... هر چقدر هم قوی باشی,به راحتی در برابرش شکست خواهی خورد...
hashem1359 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-04-2017   #4978 (لینک نوشته)
دلآرامــِ بهــــار..
 
aryana621's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

_ من هیچوقت خاطره ها رو یادم نمیره..
حتی اگر رقم زننده هاشون رو کنار گذاشته باشم.
این از معایب ذهن قوی داشتنِ تو این موارد.

15 فروردین

با اجـــازه ی دوست ..
__________________


مُختَصــر ...

breathe
the universe is taking care of everything else
..
aryana621 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-05-2017   #4979 (لینک نوشته)
سرپرست تالار ورزش و ورزشکاران
 
zari7's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

.
.
.
+ وقتی بودی خیالم راحت بود
ساعت 11 میخوابیدم
اما وقتی رفتی الان 2:32 دیقست اما همچنان بیدارم

- ...


.
.
:)
خوب تاریخشو یادمه :)
26ام بهمن / 14فوریه :)
zari7 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-06-2017   #4980 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...


صداش اومد ؟ صداش شکسته شدن لاله عباسی های آواژور ؟
روی زمین افتادن .. شکستن .. دستش خونی شد ! خونش ریخت پایین ؟
شنیدی؟ دیدی؟ بوی خون میومد ؟
فهمیدی گند زده شده به همه چی؟
میخاستم همین روزا .. همین روزایی ک بهار شروع شده ..
درخت بادومتون شکوفه داده ..
همین روزایی که مامانت با من سرسنگین شده ..
همین روزایی ک دیگه خیلی کمتر کفش هاتو میبینم ..
میخاستم همین روزا .. همین روزایی که عصرش صدای مردونه ت از توی راه پله تا اتاقم میومد ..
بیام و بگم که دل بردی بی معرفت ..
بگم گذشت دوران مغول .. بگم این رسمش نیست اینطور زدن و بردنِ دل!
بگم ولی من خودمم راضی ام به این غارت ..
کاش تو مثل رِئیس مغول ها .. با یک دسته موی بافته شده وسط کله ی کچل
با دوتا چشم بادومیِ تیز.. میومدی و منو دلمو تمام دارُ ندارمو میزدی زیر بغلتو میبردی ..
میخواستم همین روزا بیام و یکجورایی سر صحبت رو باز کنم ..
از هوای سرد و گرم بگم .. از زلزله ی مشهد بگم ..
از مناظرات کاندیدا بگم .. از خطبه ی سیاسی نماز جمعه بگم ..
بگم بگم بگم تا برسم به خونتون ..
به زیرزمینی که برای خودت ساختی ..
به تابلوهای عکست از کوچیکی تا حالا ...
بگم که چقدر تو دلم قربون صدقه ت رفتم ..
بگم من با عقلم دل دادم نه با دلم .. بگم ..
اما امشب ..

راستی صداش اومد ؟ صدای شکسته شدن لاله عباسی ها ؟
دستش خون اومد ..

به ظرف پر از آب کردم با چسب زخم .. نشستم چهارزانو روبروش ..
دستشو گرفتم بردم تو ظرف .. خون هاشو با آب شستم ..

روی بریدگی ها چسب زخم زدم ..

و گریه م گرفت که قرار بود همین روزا بیام خیلی چیزارو بگم ..
حالا من نشستم زیر پنجره ی بازِ اتاقم .. درست بالای اتاق تو ..

بخاری تا ته داره میسوزه .. و مینویسم ک تموم شد همه چیز ..
از فردا گورِ بابای کفش های قهوه ای سایز 42 ..

گورِ بابای کت و شلوار طوسی رنگت ..

گورِ بابای اسبِ فیلی رنگت ..

گور بابای سی سالگی !

.
.

بامداد 17 فروردین 96

اینارو باید میگفتم بهش اما زندگی فرصت نمیده

. . .


ويرايش توسط _nazli_ : 04-06-2017 در ساعت 01:53 AM
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
مُختَصــر

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 04:38 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.