مُختَصــر ... - صفحه 338
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > ادبيات و نوشته های ادبی > خاطرات و روز نگاشت ها
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

خاطرات و روز نگاشت ها ثبـــت می کنم ، افکار و لحظه لحظه هایـم را

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-03-2013  
شهروند هم میهن
 
Regent's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مُختَصــر ...

سلام.

گاهی یه کلمـــه ، یه جملــه یا دیالوگی کوتــاه ، که در طول روزی شنیدیم یا گفتیـــم ، برای ما یه دنیا معنی داره ..

معانی ِ تلخ یا شیرین که با صفحه ها نوشتن و ساعتها حرف زدن نمی تونیم برای دیگری بیانشون کنیــم ، اونها فقط و فقط برای خودمون با یادآوری ِ یه کلمه زنده میشن ..



اینجــا ، می تونی اون کلمه یا جمله رو بنویسی ( حتمــــا با ذکر تاریخ ) ، لا اقل برای خودت توی این صفحه ها به یادگار میمونه ..


هم میهنی ، شاید من و تو خاطرات متفاوت یا متشابهی از یه کلمــه ی خاص داشته باشیـــم ..




پ.ن : تاپیک مخاطب خاص نداره !
__________________
استاد شجـــریان ، آثار زیبای بسیاری داره ، اما صدا و سیمـــا از همه ی اونهـــا محـــرومه که اجبارا فقط ربنــا ی استاد رو پخش میکنه !
آدمهـــای بزرگ نیازی به پایگاه ندارن ، خودشون ریشه دارن ..
هم میهن هم ، از خوابگاه و خالقش محروم شد !
Regent آفلاين است   پاسخ با نقل قول
129 نفر نوشته را پسندیده اند
-_-fereshte-_-, 92sa, afsaneh61, AFSANTIN, albert, ali111, alira, amiiirsam, Amir-b, Amir-nasooz, andiya95, Ara, Armin58, arnold, arsenal1, aryana621, AtriN, b313, banooy_ariayi, baran_2199, bita68, blueeagleone, bollywood, Brandon, Bvafa, ceshibel, dawn, Death_Angel, desertrose60, dezideria, donya_ss, dost1, ehsan942, far-k, faranak70, fouliya, gildor, GLORIOUS, golbarg33, goldeagle, goorge, guli, hamed1988, hamed222, hany13, hashem1359, hastijoon, hese_mobham, Hoda, hoshii, hrz57, ice_girl, imani212, infected, jamshid, jentelman, johar, k110, khatoon, kimiagar, l-lamidak, Leonardo, Leopardo, life67, Lilied, lordalireza1998, m-----h, madarshowar, maedeh-kh, mahbub91, mahini68, marjan1, marlon, matisa, mehrdad13, Miss.SheydA, moe1n, mohaddeseh, MOniii.9, Mr-President, mroam777, Night, nopq, Parand, parandemahi, patrin, persian_girl, pesare_barooni, plz.smile, psh_milad, qrst, raha72, rahaaaaaaa021, reza123, Rezaa, s-saeed, sabra, sadra66, saharsahar75, sepantman, Setare_raika, shahkar, ShaHraM, sharareh, shikpo0sh, shimli, shirinb, shooting-star, sima33, sima99, sky_star, smil, soleness, soostak, sun_boy2, tahora, tarane h, taranomebahar, team_sar_dadbin, Toktam, vesal5, yeseda2013, yohan, Zahra, zahra1391, zari7, zhowan, _hover_, _snowgirl
قديمي 07-15-2017   #5056 (لینک نوشته)
همیار تالار عشق و دوستی
 
desertrose60's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

دیالیز
__________________
مُختَصــر ...


مُختَصــر ...
desertrose60 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-17-2017   #5057 (لینک نوشته)
سرپرست تالار ادبيات
 
hese_mobham's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

+ چقدر قدم اول سخته ...

26.تیر
__________________
با رویاهایمان چه می کنند؟!
"صالحی"
hese_mobham آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-17-2017   #5058 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
majid_sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

من :شنبه تا چهارشنبه از ساعت ٧:٥ تا ٧:١٥ از سر آرارت جنوبي تو خيابان خدامي تا تك شمالي و بعد عطار ميرم
يه دوستي : چرا ؟
من : چون ديگه پاركينگ ندارم
همون دوست : خب چرا نزديك شركت پارك نميكني
من : پياده روي اول صبح رو دوست دارم ، شما هر وقت دوستي داشتي يواشي آشكارا يا بيدون هماهنگي بيا
از نظر من مشكل نداره ، مطمئن باش با همه ي نامردي ها رفتار من باهات گرم خواهد بود
majid_sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-19-2017   #5059 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
saharsahar75's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

مُختَصــر ...

فقط چند روز بعد از به آب دادن یه دسته گل کوچک
خیییلییی کوچک


داشتن خواهر یکی از بزرگترین نعمت های دنیاست :)
__________________
و
نام پروردگارت را یاد کن
و

تنها
به او
دل ببند

مزمل_8
saharsahar75 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-24-2017   #5060 (لینک نوشته)
کاربر فعال
 
sahar20's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

مختصر از نوع تصویریش

مُختَصــر ...
__________________
مُختَصــر ...

ويرايش توسط sahar20 : 08-07-2017 در ساعت 05:14 PM
sahar20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
15 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-25-2017   #5061 (لینک نوشته)
همیار تالار شعر و شاعران
 
eltiam's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

داشتم سخت تلاش میکردم که ستون گذاریا رو با
ضوابط شهری وادار به معاشرت کنم
که یهوع بالای سرم با یه کاسه ی بزرررگ پر از شوکول
سبز میشه وهمون دستای پرشُ به هوای بغل باز میکنه
و میگه :
روزت مبااارک باشه خانوووم *__*
مگه میتونم تبدیل به خندون ترین همکار دنیا نشم براش
درحالیکه حباب های قلب و ستاره ی فرضی همینجوری بالا سرمون
بولوپ بولوپ می ترکه

96.5.3
+تولدت مبارک
__________________

مُختَصــر ...

تو قـشنگـــی................
مث ِ شکلآیــــی
که
.اَبـــــرآ ........
................می ســازن .
eltiam آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-27-2017   #5062 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

آرزوها را یک به یک بر گیسوانش آویختیم .

مادر می شد .

"آوین " مادر تو راه

"آوین "خاله تو راه

+

(avin)(آو= آب + ين (پسوند نسبت))، به رنگ آب، مانند آب، زلال، پاك؛ 2- (در كردي) عشق.

5 مرداد 96
__________________
مُختَصــر ...

"بانو من شاعرم مبادی آداب نیستم! گاهی رندانه و مستانه پا می کوبم"
"بوسـه می دزدم!"
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-27-2017   #5063 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
pioneer's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

دلگیرم از یک سری ادمها
که منافع خودشون از خیلی چیزها با ارزش تره ..
در حرف پشتیبان تو هستن اما در عمل میبینی که تنهایی..
وقتی این ادما از چشمت بیوفتن دیگه انقدر توی عمق فرو میرن
که هیچ جور نمیتونی با خودت کنار بیای تا مثل سابق رفتار کنی با اونا..

نمیدونم چی میشه که ادمها اینجوری میشن . و خاسته های خودشون
از چیزهای اطرافشون مهم تر میشه .
و این یه مسائله خیلی وحشتناکه ..
برای ادمی که از قدیم یادگرفتیم اجتماعی بودن جز ملزمات وجودیش هست..
اجتماعی که به تک نفره شدن برای اونها تبدیل شده و تنها خودشون هست و خودشون..
__________________
.
.

...Pioneer
.
.
.

pioneer آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-30-2017   #5064 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Asemanabi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

منجلابی ک در آن گیر کرده ام
خون بهایش ،جوانی من است

آخرین پست اینستای جوانی پراز آرزوهای دست نیافتنی!

+معجزه نشد!

مرداد ماه لعنتی!
Asemanabi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-31-2017   #5065 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
_hover_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...


به بغض کردن بی های های معتقدی
و در غروب کسالت به چای معتقدی

[به رام کردن دنیای هار مشغولی]

موظفی که در اندوه خود کلافه شوی
به خط تازه ی پیشانی ات اضافه شوی

"سکوت باشی و از چهره ها فرار کنی"
خودت پیاده شوی مرگ را سوار کنی

پریده رنگ ترین صورت جهان باشی
نفس بریده ترین جای داستان باشی

بایستی و غم روزمرگی باشی
مترسکی وسط متن زندگی باشی

_چه روزهای بدی پشت سر گذاشته ایم

_نیازمند دعا!
الهی ما اقربک منّی و ابعدنی عنک ؟ :)
__________________
[ شبیه کودکی پیش ِ رفیقانش زمین خورده،
درونم بغض ِ بی رحمی است اما کم نیاوردم... ]
_hover_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-02-2017   #5066 (لینک نوشته)
مـدیر ارشـد هـم میـهن
 
Rayan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

- به قول صدا و سیما، "نقل از فضای مجازی" .
.
.
.

مُختَصــر ...
__________________
.
(قبل از تماس با مدیریت حتماً بخوانید)

مُختَصــر ...
.
.
.
Rayan هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-05-2017   #5067 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
meygoli's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

+کی نتیجه کنکورو میبینی؟
از من نتیجه کنکورمو بپرسی...میدم
-12 شب به بعد دیگه.
نگی ...میدم
+فائزه کد ملی منو داره میره میبینه آشغال
-پس منم از فائزه میپرسم
+کثاااااااااافت یادش ننداز لجمودر نیار
-عه عجقم اروم گل من
باشه پس خودت میگی
+اگه زیر 5000 شدم میگم
تو زیر 2000 میشی منه بدبخت چی
-بیا دیگه حرفشو نرنیم قلب درد گرفتم ننه
+میمیریا بدبخت بهش فک نکن
-بهتررررررررر
+برو بمیرررررررررررررررررررررررررر
-چشم
.
.
.
.
.
اندر حوالی اعلام نتایج کنکور 96منو دوست جانم
__________________
من بودم
و دل بود
و کناری
و فراغی ..
° وحشی بافقی °
مُختَصــر ...
meygoli آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-06-2017   #5068 (لینک نوشته)
مردی برای تمام فصول
 
Soltan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

به شکل جالبی از یه سنی به بعد ...
از کل‌کل و جنجال دوری میکنی!
انگار متوجه ارزش آرامش میشی
Soltan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-12-2017   #5069 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مُختَصــر ...

_نیگاه کن !
رد میشه نیگا میکنه .. وایمیسه نیگا میکنه .. میشینه نیگا میکنه .. میره بعد گردنشو بر میگردونه باز نیگا میکنه !
نه خدایی نیگاه کن .. نیگاه کردنش خیلی خیلی نیگاه کردن داره .. دیدنیه ..
با اون قابِ سورمه ایِ دورِ چشم های خاکستریش !

+میگه دماغش عقابیه!

[ این کجاش دماغش عقابیه ! اصن عینک قاب مستطیل رو دماغ عقابی واینمیسته که .. ]

_میگم نه ! دماغش کشیده ست ..استخونیه ..

+میگه نیگا موهاشو ! اصن مو داره؟ تو عاشق چیه این شدی !


[اوووی .. خوبه به مال خودت بگن این ؟ این چیه .. ؟]

_میگم مرد که مو نمیخواد !
همون چندتا تار خاکستری رنگ چشمونش که کنار شقیقه هاشو زیر دسته ی عینکشو پوشونده بسه دیگه !
نمیخوام با موهاش چل گیس ببافم که ..

+نه تو رسماً رد دادی !
ا ا نیگا میخواد بره ..


_شرط ببندیم اگه رفت و گردنشو چرخوند و نیگا کرد که هیچ ولی اگه نگاه نکرد..
اگه نگاه نکرد همین الان میریم عطاری و بذر گل لاله عباسی برام میخری .. میخام گل بدن تا اخر تابستون !

_قبول ..
نیگا پا شد!
کیفشو انداخت رو شونش کج!!
نیگا کن ..
خب برگرد نیگا کن ..
داره میره .. رد شد از خیابون ! نمیبینمش دیگه ..
چقد شلوغه این خیابون بهار غروبا ! ببینمت ؟ چت شد؟

+بریم عطاریِ سِد یحیا ! لاله عباسی میخاسی؟


.
.
.

پ.ن: مرداد یخ شد!
__________________
من اگه یِ بـاره دیگه به دنیا میـومدم
با خودم
با تـو
مهربون تـر بودم

مُختَصــر ...


میاد یه روزی اون
موهاش مشکیه ..
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-15-2017   #5070 (لینک نوشته)
سرپرست تالار ادبيات
 
hese_mobham's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Lightbulb پاسخ : مُختَصــر ...

داشتیم از کنار یه عالمه خانم مسن با دل جوون رد میشدیم که:

+ فکرشو بکن چند سال دیگه ماهم پیر میشیم، دوباره قرار میذاریم میاییم همینجا و هی خاطره مرور می کنیم
_ با خنده: بعد من هی می گم کسی دندون مصنوعیای منو ندیده?
+ با خنده: باز دندونات رو گذاشتی تو لیوان من?

یه مکث کوتاه
_بی خنده: من از پیری می ترسم...
+ می ترسی?
_ اینکه دیگه نتونم روپاهای خودم باشم...



پ.ن: هوای آدمای مسن اطرافتون رو داشته باشید
نذارید دلشون بشکنه
اونا هم یه روزی جوون بودن!
hese_mobham آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
مُختَصــر

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:11 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.