ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دانشگاه ، فناوری و علوم پزشکی > روانشناسی و مشاوره > پرسش و پاسخ
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 04-14-2013   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Antonio*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Icon17 ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)درود بر دوستان عزیزم.
امروزه انجمن معتادان گمنام و راهکاری که توسط این انجمن برای معتادان ارائه گردیده،
به تجربه ثابت کرده که بهترین و تنها راه ترک اعتیاد است،
همچین جستاری در انجمن پزشکی با نام انجمن معتادان گمنام موجود هست ولیکن از آنجایی که در بخش پزشکی هست و ربطی به روانشناسی ندارد و بنده هم چندین بار درخواست انتقال آن تاپیک را به بخش روانشناسی داشتم ولی تحقق نپذیرفت به همین دلیل همچین جستاری در بخش روانشناسی گشودم تا به طور گسترده تر پیرامون این انجمن گفتگو کنیم و یک انجمن و محفلی مجازی داشته باشیم،
در ابتدا لازم است چندی در مورد ماهیت انجمن معتادان گمنان و اهداف آن صحبت کنیم،
ابتدا باید بگوییم که این انجمن توسط فردی در آمریکا پی ریزی شد و اصل و بنای آن بر اساس روحانیت چیده شده است و اینکه آدمی با کارکردن 12 قدم، 12 سنت و مفهوم به درجه ای از روحانیت میرسد ، درواقع اعتقاد پیدا کردن به نیرویی برتر در دستور کار این انجمن است، البته نا گفته نماند تعریف هر شخصی از نیروی برتر میتواند متفاوت باشد برای همین است که در این انجمن همه ء اعتقادات پذیرفته ست و انجمن معتادان گمنام پیرو یک مذهب و اندیشه ء خاصی نیست بلکه همه ء آدم ها را میپذیرد و تنها معتادان گمنام به این باور میرسند که یک نیروی برتر میتواند آرامش روحی و جسمی را به آنها بازگرداند.
در این جستار ما قصد داریم به مرور در مورد قدم ها و سنت ها مطالبی بنویسیم،
قدم هایی که حتی افراد عادی هم با کار کردن آنها میتوانند تاثیر آن را در روح و روان و زندگی خود ببینند! کاکرد قدم های 12 گانه روح و روان آدمی را صفا میبخشد ،
پس ما را در این جستار همراهی کنید،
این جستار علاوه بر اینکه محفلی ست برای اشنایی با مباحث و قدم های انجمن معتادان گمنام، نیز محفلی میباشد برای خوش و بش و احوالپرسی دوستان بهبود یافته،،، محسن،آنتونیو.

هر معتادی می تواند از مصرف مواد مخدر دست بردارد . میل به مصرف را از دست بدهد و یک راه برای زندگی پیدا کند . پیام من ، پیام امید است و وعده ی آزادی می دهد . بنابراین هدف اصلی من رسانیدن پیام به معتادی می باشد که هنوز در عذاب است این تنها چیزی است که من می توانم از خودم به دیگران بدهم .
ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)


تاریخچه انجمن معتادان گمنام :

«Narcotics Anonymous» که به اختصار NA نامیده می شود همان گروهی است که در ایران با نام «معتادان گمنام» مشهور است. NA را می توان یکی از بزرگترین NGOهای دنیا قلمداد کرد که در رسیدن به اهداف خود موفق بوده است. تنها چیزی که برای عضویت در NA نیاز است «آرزوی قطع مصرف مواد مخدر» است. در این گروه ها اعضا یکدیگر را به صورت منظم ملاقات می کنند تا به همدیگر برای پاک ماندن کمک کنند. «پاک» به معنی پرهیز شخص از مصرف هرگونه موادی است که حالت جسمی و ذهنی انسان را دگرگون می کند. عضویت در NA رایگان است و این گروه هیچ گونه حق عضویتی ندارد.
NA برداشتی از AA یا Alcoholics Anonymous است. بنیاد «الکلی های گمنام» یا AA به وسیله دو الکلی به نام های بیل ویلسون و دکتر باب اسمیت پایه گذاری شد. ویلسون طی تجربیات شخصی اش پی برد که الکلی ها می توانند به وسیله به کارگیری پایه های روحانی به صورت چشمگیری بهبود یابند. در بسیاری از «الکلی های ناامید» تجربیات مذهبی و روحانی باعث بازگشت آنها به سوی بهبودی و قطع مصرف الکل بوده است. راهی که به وسیله بنیانگذاران AA مطرح شد براساس حل مشکل دیرینه آنها در اعتیاد به الکل یعنی نداشتن اطمینان، سرخوردگی و بی ایمانی بود. «جیمی کینون» در اواخر دهه ۴۰ میلادی NA را که برداشتی از اصول و مرام AA بود پایه گذاری کرد. برنامه NA به طور رسمی در جولای سال ۱۹۵۳ میلادی در لس آنجلس پایه گذاری شد که ابتدا به صورت یک حرکت کوچک به کار خود ادامه می داد در حالی که امروز به عنوان یکی از بزرگترین و قدیمی ترین سازمان های ترک اعتیاد در دنیا شناخته می شود. در ۱۴ سپتامبر ۱۹۵۳ آنها نامه ای از بیل ویلسون بنیانگذار AA دریافت کردند که می توانند از اصول و سنت های «الکلی های گمنام» استفاده کنند ولی نه به اسم AA. بعد از آن سازمان رسما نامش را به NA معتادان گمنام تغییر داد.گروه NA در اوایل تاسیس به شدت تحت فشار بود. قانونی در آمریکا هرگونه نشست و برگزاری میتینگ به وسیله معتادان را جرم تلقی می کرد. بنابراین NA که براساس گردهمایی معتادان شکل گرفته بود عملا غیرقانونی بود. در اوایل تشکیل این گروه بسیاری از معتادان در اطراف محل برگزاری نشست ها نگهبانی می دادند تا به وسیله پلیس دستگیر نشوند در حالی که امروز بیش از ۲۱۵۰۰ گروه ثبت شده NA با بیش از ۳۳۵۰۰ نشست هفتگی در ۱۱۶ کشور دنیا وجود دارد. در سال 1962 کتابچه سفید انجمن منتشر شد چون نیازش دیده میشد. ودرپی آن کتاب های دیگر از طرف مرکز نشر جهانی NAاز زبان معتادان برای معتادان منتشر گردید.
مطابق با بیانیه روابط عمومی انجمن معتادان گمنام ایران،انجمنی است جهانی و جامعه مدار که اعضای آن متعلق به فرهنگ های مختلف بوده و به زبان های مختلفی گفتگو می کنند.
این انجمن 55سال پیش توسط تعدادی از معتادان در حال بهبودی تاسیس شد و در حال حاضر در 127کشور جهان از جمله کشور های مسلمان مانند:جمهوری اسلامی ایران،عربستان سعودی،امارات متحده ی عربی،بحرین،مصر،اندولزی،ما لزی و فیلیپین .....مشغول فعالیت است.
امروز این انجمن جهانی بیش از یک میلیون عضو در حال بهبودی دارد و به منظور نجات معتادان از اعتیاد به مواد مخدر بنیانگذاری شده است.
این انجمن به هیچ سازمانی وابسته نیست فعالیتی درخصوص ترک فیزیکی اعتیادنداردو هیچگونه کمک خارجی رانمیپذیرد. میلاجرد.


...فقط برای امروز


پذیرش وجود خداوند با حالت کبر و غرور و ستایش و تشکر از او در حالت سجده و به خاک افتادن دو چیز کاملا متفاوت می باشد . تنها اتکا به قدرت خداوند است که امروز تمام توانائی ها وامکاناتی را که در وجود من قرار دارد در جهت ساختن یک زندگی شاد و سرشار از موفقیت به حرکت درمی آورد . زندگی مملو از رضایت خاطر و تجربیات مفید چیزهائی که من به هیچ وجه با تکیه بر توانائی ها وافکار محدود خود قادر به انجام ان نبودم .

آیا من هر شب قبل از خوابیدن از خداوند تشکر می کنم ؟

آیا من هر لحظه به خاطر می آورم که تنها اعتقاد من خداوند سرچشمه تمام قدرت من است و هنگام فراموشی این حقیقت قدرت من نیز از بین می رود ؟

من اطمینان دارم که ایمان قوی به خداوند و نیروی زائیده از آن که از طرف خداوند به من هدیه گردیده است و با اعتقادات صادقانه من تقویت می شود همیشه به عنوان یک منبع قدرت و توانائی در دسترس من خواهد بود .

ایمان باعث تقویت توانائی می گردد



آرش
یو:

قدم 1
-ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عا جز بودیم

__________________
آزادی بهایی است که ما برای متمدن بودن و زندگی در کنار دیگران پرداخت می کنیم
« زیگموند فروید »
+×(مثبت اندیشی را چند برابر کنیم)

ويرايش توسط Antonio* : 04-14-2013 در ساعت 03:09 AM
Antonio* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-14-2013   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Antonio*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)


قدم 1 :

ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عا جز بودیم


1.مفهوم عاجز چیست.؟

درماندگی وناتوانی در مقابل کاری که بر خلاف میل با طنی باشد وما را در موقعیت جنگ وتضادقرار دهد نشان از نا توانیست ودر این سوال قطع مصرفهای ما در گذشته مثال خوبی است که همیشه با شکست رو در رو می شدیم وبه این باور رسیدیم که از دست خودمان برای خودمان کاری بر نمی آید پس سعی می کنیم اقرار کنیم که در مقابل مواد مخدر عاجز هستیم تا به مرور بپذیریم

2.پنج مثال زنده در مورد عجز در مقابل مواد مخدر بزنید.؟

ما به خاطر عدم صداقت و نداشتن تمایل وروشن بینی هیچگاه حاظر نبودیم دردوناملایمتی گذشته را بیاد بیاوریم. عجزهای ما ،دردها وآشفتگیها یی است که درزمان گذشته بد لیل نداشتن صداقت و روشن بینی متحمل شدیم وکلید رهایی از وسوسه ها می باشد ما با اقرار به عجزهایمان اصل روحانی تسلیم را به تمرین می گذاریم وبا بینشی تازه کمی به اعمال ورفتار گذشته خود نگاه می کنیم .پذیرش وروشن بینی با اقراری صادقانه صورت میگیرد پس سعی می کنیم به عجز خود در مقابل مواد مخدر اقرار و تمامی آنها را مکتوب کنیم تا همیشه ملکه ذهنمان باشد.پذیرش وروشن بینی با اقراری صادقانه صورت می گیرد

3.مفهوم وسوسه چیست.؟

بیماری ما از سه جنبه تشکیل شده است. 1جنبه جسمی که بدونه توجه به عواقب آن مصرف می کردیم.2 جنبه روحانی این بیماری ما را به گونه ای خود محور و خودخواه کرده بود(خلا روحانی). 3جنبه روانی این بیماری که ما را تحت تاثیر وسوسه ،اشتغال فکری و اجبار به ادامه مصرف حرکت می داد.راهکارهای وسوسه انجام دادن اصول اولیه برنامه ،مشارکت ، ارتباط مداوم با راهنما ،حضور مرتب در جلسات ،خدمت کردن

4.درمورد وسوسه فکری پس از ترک که منجربه شروع مجد دشده است پنج مثال زنده بیاورید

وسوسه کلید افکاریست که ما را به مصرف مواد مخدر تشویق می کند .هنگام وسوسه درد و... را فراموش می کنیم وسوسه به دوقسمت تقسیم می شود وسوسه سطحی ،وسوسه عمقی وسوسه سطحی ما را از احساس توانایی که خود به تنهایی می توانیم پاک بمانیم .وسوسه عمقی سلسله افکاریست که از قسمت انکاربیماری ما سر چشمه می گیرد ومانند پرده ای بر تمام عجز ها دردها و.........روحی روانی ما سر پوش می گذارد وما را بطرف مصرف حرکت می دهد راهنما نگرفتن مشارکت نکردن حضورنامرتب در جلسات انکار کردن بیماری وغیره...... همه از وسوسه سرچشمه میگیرد .وسوسه را باید پیشگیری کرد ودر غیرا ین صورت خطر آفرین میشود 5. مفهوم انحراف فکری معتادگونه چیست؟

ما حاضرنبودم که زندگی را از زاویه های مختلف نگاه کنیم وهمیشه اشکال تراشی میکردیم چون قابلیت چیزهای خوب را از دست داده بودم وهمیشه به بیراهه فکر می کردیم.انحراف فکری همان کوتاه بینی ،منفی بینی،ونداشتن بینش بازاست که ما تا نوک دماغ خودرا بیشترنمیتوانستیم ببینیم مثل اینکه ما تمام اطرافمان را با یک لوله باریک نگاه کنیم امروز با آشنا شدن با این اصول وعملکرد بر روی آن ما دیدمان وسیع ترمیشودکه میتوانیم تا نوک دماغ خود را

6.چرا بر خلاف تمام قول وقرارهاودلایل خوبی که برای درحالت ترک باقی

ماندن وجود دارداین

فکر احمقانه همه دلایل خوب را کنار می زند.؟

هرگاه که ما ازنظراحساسی وعاطفی در بند نامتعا دلی خود را می دیدیم برای سرپوش گذاشتن برروی آن احساسات. فکر احمقانه ما مصرف مواد مخدررا برای ما تجویز می کرد واین بدلیل فراموشکاری ما بودکه روزهای گذشته چه دردها یی کشیده بودیم واین مواقع سیستم انکار که قسمت مهم ومرموز بیماری ما می باشد شروع به دلیل ترا شی میکند وتمام حقایق وشرایط موجودرا درما تجزیه وتحلیل می کند وما را به سمت سوی مصر ف سوق می دهد

7.چرانمی توانیم از تجربه دردآور ترکهای قبلی برای خود داری از شروع مجد

د استفاده کنیم.؟

ماچشما نمان را بر روی حقیقت که همان مشکلات وبدبختیهای زندگی بود می بستیم ما هیچگاه حاضرنمی شدیم که ببینیم کجا بودیم ومواد مخدر ما را به کجا کشاند .ما در خود فریبی استاد بودیم وبدلیل نداشتن صداقت همه چیز را انکار می کردیم و فراموش می کردیم که پاک بودن چه موقعیت هایی را برای مامحیا می کرد پس بدلیل داشتن انحراف فکری با کوچکترین احساس منفی ازقبیل بی پولی و............... خیلی زود به مواد مخدررو می آوردیم

8.آیا هرگز به عواقب اولین بار مصرف بعد از ترک فکر کرده اید؟(در گذشته

وحال)

بعنوان معتاد نه به عواقب اولین بار مصرف بلکه به عواقب هیچ کار وحرکتی فکر نمی کردیم ما فکر کردن بلد نبودیم یعنی فکر ما بکر بود(دست نخورده)ذهن ما همیشه در خواب بود تصمیم ما یا از روی عادت بود یا تحت تاثیر دیگران قرار می گرفتیم کاری را انجام می دادیم و اگر دچار مشکل می شدیم شروع به فکر کردن می کردیم ودرد می کشیدیم.حال سوالی از خود می کنیم کدام آدم عاقلی اشتباهی را تکرار می کندو منتظر نتیجه متفا وت می باشد اما ما بارها این کار را انجام دادیم یعنی از مواد مخدر پاک شدیم وچندی نگذ شت که با یک توجیه دوباره مصرف را شروع کردیم

9.در موردتوجیه (بهانه)لغزش های خود پنج مثال زنده بزنید.

موجه جلوه دادن کار اشتباه را توجیه می گویند هربار اشتباهی را انجام می دادیم بدنبال راه فراروانکار کردن حقایق دست به دامن توجیه وبهانه می شدیم .توجیه از انکار ما سرچشمه می گیرد در باری هر اشتباهی حق را به خود میدادم وخودرا حق بجانب می دانستم وهیچگاه حاضرنبودم اشکالات وخطاهاوعوارض بیماری خود رابپذیرم .امروز بجای اینکه انرژی فکری خودرا بر روی توجیه کردن بگذارم اشتباهات وخطاهای خودرا می پذیرم وبه آنها اقرار می کنم

10.آیا شمادر مورد مواد مخدر حق انتخاب دارید؟اگرداریدتوضیح دهید واگر

ندارید چگونه و در چه نقطه ای آنرا ازدست داده اید؟

اولین بار که چه زمان وکدام مکان وچه نوع ماده مخدرما حق انتخاب داشتیم .موقعی حق انتخاب از ما گرفته شد که دایمی و منحصر به یک نوع مواد مخدرشده بودیم و هرآنچه که مواد مخدروبیماری اعتیاد می گفت انجام می دادیم .ودر نقطه ای حق انتخاب از ما گرفته شدکه چه مصرف می کردیم وچه مصرف نمی کردیم قادر به ادامه زند گی نبودیم .ما در رابطه با مواد مخدر در هر شکل ونوعی حق انتخاب نداریم به دلیل آسیب پذیری و از دست دادن قابلیت مصرف حق انتخاب ازما گرفته شده است ودلیل آن هم قطع مصرف های ما در گذشته(ترکهای قبلی)است با آشنایی با برنامه بهبودی یک حق انتخاب به ما داده شده وآن اینست که انتخاب کنیم به کدام سمت حرکت کنیم زندگی به روال برنامه یا زندگی به .................................................. ............................................

11.آیا پس از لغزشها یتان فکر می کردید این بار با دفعات دیگر فرق دارد؟

ماهمیشه فکر می کردیم که این بار با شروع مجد د می توانیم مصرف خودرا بصورت دلخواه کنترل کنیم واین بار با دفعات قبل فرق می کند .انجام دادن یک اشتباه ومنتظر نتیجه متفاوت از نداشتن روشن بینی واز یک فکر بسته می آید.این فکر خراب مرا همیشه به داشتن ارادی شخصی تشویق می کردکه بنظر من برای مصرف نکردن مواد مخدر ارادی شخصی جایی ندارد این فکر مخرب همیشه مرابه زوال و نابودی میکشاند وفراموش می کردم که به خاطر مصرف مواد مخدر چه روزهای سختی را پشت سرگذاشتم .در برنامه هم ما همگی شاهد بودیم که بسیاری از دوستانمان لغزش کردند و باز نگشتند ومی گفتند که کنترل شده مصرف می کنیم وبا مرگ.......ونتوانستند به جمع دوستان باز گردند

12. آیا فکر می کنید که با افراد عادی تفاوت دارید؟توضیح دهید.

مهمترین تفاوت ما با افراد عادی مصرف مواد مخدر و بیماری اعتیاد است افراد عادی وابسته به طرز تفکر دیگران نیستند مستقل و آزاد زندگی می کنند ودر تمام مراحل زندگی با دیگران مشورت می کنند واز تجربه دیگران استفاده می کنند در زندگیشان موفق هستند ودر تمام زندگی برنامه ریزی ومدیریت خوبی دارند احساسات خود را می شناسند آنها را تفکیک می کنند واز آ نها لذت می برند وبا مشکلات روزمره خود رو به رو می شوند ومی پذیرند ونمی جنگند در هر کاری اول فکر می کنندو بعد انجام می دهند با ارزشهازندگی می کنند مثبت گرایانه به زندگی نگاه می کنند به حق وحقوق دیگران احترام می گذارنداما ما به عنوان معتاد ؟؟.............................................. ...................تمام نوشتهای بالا عکس می شود اصلا من ظاهر یک انسان را دارا هستم درون من ......................

13. آیا فکر می کنید که دیگر نمی توانیدمواد مخدر مصرف کنید؟اگر این طور

است چرا؟

با نگاه کردن به گذشته خود و آشنا شدن با سوالهای قبلی وبه خاطر نوع بیماری من و جنبه های مختلف آن از قبیل اشتغال فکری،اشتهای مصرف،وسوسه، اجبار، فکرنکردن به عواقب مصرف ودر تجربیات انجمن معتادان گمنام متوجه شدیم که اعتیاد یک بیماری پیش رونده وغیر قابل علاج است که چنانچه متوقف نگرد د مرگ آور خواهد بود .امروز با آشنا شدن با بیماری اعتیاد تکلیف خود را با مواد مخدر مشخص می کنیم و این سوال مشخص کنندی تکلیف من با مواد مخدر است؟

14. آیا لغزش بیکباره اتفاق می افتد.؟

خیر.هر لغزشی پیش زمینه دارد لغزش هرگز اجباری واتفاقی نیست هرگاه در برنامه روزانه خود وبهبودی خلا داشته باشیم وبرنامه بهبودی خود را دست کم بگیریم وبه د نبال راههای گریز در زندگی یمان نداشتن مسولیت پذیری وبسیاری از موردهای دیگر مارا به سمت وسوی لغزش می کشاند ما در زندگی روزانه خود گاه دچار لغزش های عاطفی ، وروحانی می شویم این حالت باعث می شود که ما در مقابل مصرف مواد مخدر ضعیف وبی خود کند از آنجایی که بیماری غیر قابل علاج است نها یتا معتاد همیشه درخطر لغزش قرار دارد اگر با این تصور باطل که هنوز هم می توانیم به مصرف خود ادمه دهیم ویا به تنهایی و بدونه کمک دیگران می توانیم پاک بمانیم .بطورقطع در حال امضا ی مجوز دفن خود هستیم وبه دلایلی وقتی ما به خودمان وکارهایمان نمی رسیم اعتماد به نفس ما کم می شود وبه صورت الگویی زندگیمان دچار تکرار میشود اگر ما از زیر بار مسولیت زندگی شانه خالی کنیم یعنی از جلسات غایب می شویم کارکردقدمها ی دوازده گانه را پشت گوش بیندازیم ویا بخواهیم در کنار گود بایستیم وخدمت نکنیم وخود را تافته جدا بافته بدانیم برنامه بهبودی متوقف می شود روشن بینی وصداقت وتمایل را از دست می دهیم از همه چیز وهمه کس رنجیده وعصبانی می شویم واز خود بیزار می شویم آن گاه فکر بیمارگونه ما مواد مخدر را برای ما تجویز می کند

15. چه حایلی بین شما و لغزش وجود دارد؟

مانع اصلی خداوند می باشد چون قبلا تنها ایمانی که داشتیم مواد مخدربود اگر سی در صد ایمان به خداوند داشتیم با این همه مشکل رو به رو نمی شدیم اگر خداوند حایل بین ما ولغزش نبود انجمن معتادان گمنام با این همه اصولش به ما جواب نمی داد. امروز می توانم حایل های خود را زیاد کنیم مثال عجزهای خود را مکتوب می کنیم و.............. ودر شخصیت خود آزار ما این وجود دارد که خواهان شکست ماست .اکثر ما احساس می کنیم که لایق موفقیت نیستیم افسوس به حال خود خوردن یکی از نواقص مخرب ماست که تمام انرژی مثبت ما را به تحلیل می برد نوع طرز تفکر بیمارگونه ما بشکلی عمل می کند که با نداشته ها وبه هر چیزی که طبق مراد دل ما پیش نمی رود در طزاد باشیم وزیبایهای زندگی را فراموش می کنیم این گونه افکار موقعی که به سراغ ما می آید حایل و حد فاصل بین من ولغزش را به کنار می زند ودر همین موارد با خود فریبی وبا مهارتی که در آن داریم (انکار) مغزما ما را به بدترین دشمن خود تبدیل می کند که همین شرایط وجلوگیری ا ز این موقعیت حضور مرتب در جلسات ،مشارکت صادقانه ،ارتباط با راهنما،کارکرد قدمهای دوازده گانه بطور منظم ، فعال بودن در انجمن ، کوشا بودن در مسیر خدماتی می تواند حایل بین ما و لغزش باشد وحایل ما را قوی ومحکم سازد در ضمیر نا خود آگاه و در موقعیتهایی که اتفاقی و بدونه اطلاع قبلی با احساسات افکا ر و عواطف مخرب ویا مصرف کننده ومکان مصرف روبه رو می شویم خداوند مهربان وبزرگ وعاشق می تواند ما را از گزند بیماری و لغزش حفظ می کند

16 . آیا تنها شرط عضویت در این برنامه که تمایل به قطع مصرف است، برای

پاک نگه داشتن شما کافی است؟

خیر.تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف است واین تنها شاه کلید ورود به انجمن معتادان گمنام است که جنسیت نمی شناسد ،مذهب فرقی نمی کند،وکسانی که فکر می کنند با مصرف مواد مخدروبیمار ی اعتیاد مشکل دارند را پذیرا می باشدواین استارت یا شروع بهبودی ما در جایی که قطع مصرف کرده باشیم می باشد .تنها چیزی که بمامی تواند در پاک ماندن کمک کند سه اصل روحانی صداقت ،روشن بینی،وتمایل می باشد .صداقت در مشارکت صداقت با خود وراهنما.روشن بین بودن در وضعیت بهبودی روشن بینی به ما مسولیت پذیری را هدیه می دهد.تمایل به پیشرفت پاک ماندن و بهبودی پیدا کردن که همگی اینها با خدمت کردن در گروه وکمک یک معتاد به معتاد دیگر است حتی با زدن لبخند به تازه واردان سکوت کردن وگوش کردن وغیره..... که همگی اینها از تمایل سر چشمه می گیرد.

17. اقرار کردن با پذیرفتن چه فرقی دارد؟

اقرار بیان کردن گفت وگو کردن مشارکت کردن اعتراف کردن صادقانه و آماده شدن برای پذیرش است ما در قدم اول اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز هستیم .اقرار از زبان ونگاه کردن به زندگی گذشته ما بود .لمس کردن حس کردن آرامش پیدا کردن از پذیرش می آید که کلید رهایی از جنگ تشویش وترس پذیرش است وهنگامی که اقرار می کنیم یعنی زمینه را هموار می کنیم تا بذ ری برروی آن بپاشیم وآن بذر پذیرش است که محصول آن آرامش است وبرای روبه رو شدن با احساسات عواطف مشکلات و اشکالات ترسها خودخواهی خود محوریها را اقرار کنیم .برای آزاد شدن تسلیم شدن ورسیدن به آرامش آن را می پذیریم پذیرش شهامت می خواهد با مشکلات و شرایط وافراد، پذیرش من را به صلح وآرامش درونی می آورد .

18. در چه صورتی می توانیدبگویید که قسمت اول قدم یک را در رابطه با موادمخدر بر داشته اید؟

ما قسمت اول قدم یکم را تا زمانی که با پیشنهادهای برنامه زندگی کنیم و مواد مخدر مصرف نکنیم وبا اطرافیان ،موقعیتها، مکان و افراد ، پدیده هاواشیا در جنگ وتزاد نباشیم وعجز خود را بپذیرم و مسول بهبودی خود باشیم با راهنما در تماس باشیم وحضور مرتب در جلسات،کارکردن قدمها بصورت منظم ودست در دست دوستان بهبودی بگذاریم می توانیم بگوییم که قسمت اول قدم یکم را در رابطه با مواد مخدر بر داشته ایم.

19. چرا در قدم اول از فعل گذشته عاجز بودیم استفاده شده است؟

با پیدایش انجمن معتادان گمنام کسانی که قبلا این برنامه را کار کردند از این فعل استفاده کردندواز آنجایی که این انجمن تجربی است واز تجربیات اعضا استفاده می شود ما نیز از تجربیات دیگر اعضا تبعیت می کنیم واز فعل گذشته عاجز بودیم استفاده می کنیم .ما به خاطراینکه در نقطه ای از مصرف مواد مخدر عاجز شدیم وادامه دادن آن برای ماغیر ممکن و مرگ آور بود به کمک خداوندوارد برنامه بهبودی شدیم .فعل گذشته عاجز بودیم به خاطر یاد آور شدن ما به این نکته که همیشه بدانیم از کجا آمده ایم و مواد مخدر ما را به کجا کشاند بنا بر این عاجز هستیم ودر مقابل مصرف مواد مخدر وبیماری اعتیاد عاجز خواهیم بود این فعل را نتنها برای زمان گذشته بلکه برای محکم شدن پذیرش عجزمان وزیاد شدن حایل بین ما ومواد مخدر استفاده می کنیم .

20. آیا شما در مقابل اعتیاد عا جزبو دید یا عاجز هستید؟ تو ضیح دهید؟

من تا زمانی که عجز خود را پذیرا باشم وقبول کنم که در مقابل اعتیاد عاجز هستم دریچه بهبو دی بر روی من باز می باشد ومن از بند واسارت مواد مخدررها می مانم و به آرامش نسبی می رسم مشکلات و آشفتگیهای زندگی روبه حل شدن می رود و می توانیم دریچه قلب خود را به روی دنیای اطراف و زیبایهای آن باز کنیم پس بنا براین من عاجز هستم وعاجز خواهم بود واین سوال را از خود می کنم که من بدلیل داشتن بیماری اعتیاد که علایم آن نداشتن قدرت و توانایی لازم جهت برخورد با مثا یل رو ز مره زندگی وداشتن افراط وتفریط در جهت منفی واین بیماری که هر لحظه خود را بصورتی نشان می دهدونیرویی برای دفع کامل آن هم نداریم به همین دلیل در برابر اعتیادمان عاجز هستیم وخواهیم بود .

نکته : قسمت اول قدم یکم فقط معرفی کنندی فکر وافکار ما می باشد ونشان دهندی ضعف وحساسیت و ناتوانی ما در مقابل مواد مخدر است.

ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت

گرنکاری گل سرخ علف هرزدرآن میروید



وزندگیمان غیر قابل اداره شده بود

1.مفهموم از دست دادن اختیارزندگی چیست ؟

هر عاملی که به واسطه آن اختیار زندگی کردن از ما گرفته شود وهر عاملی که بواسطه آن از ابزار هایی که در دست ما قرارمی گرفت نتوانیم به میل و اراده شخصی از آن استفاده کنیم یا به مصلحت خود یا خانواده نتوانیم ازآن استفاده کنیم مفهومش از دست دادن اختیار زندگی است .مثال پول ،متعلقات زندگی وغیره وآن عامل بیماری اعتیاد ومصرف مواد مخدر است.ولی در مرحله ا ول ما باید بدانیم که زندگی چیست .زندگی هرآن چیزی است که ما در طول روز با آن سروکار داریم وبا آن در ارتباط هستیم و مسولیت و تعهد و اداره کردن آنها بر عهده ما می باشد هر جایی که در هر کدام از موارد ذکر شده کم کاستی وآشفتگی وبه هم ریختگی ومشکلی داشتیم مفهومش این است که ما اختیار آن چیز را از دست داده ایم



2. پنج مثال زنده در مورد از دست دادن اختیار امور زندگی بنویسید ؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



3. توضیح دهید که اختیار چه چیز هایی در زندگی از دستتان خارج شده بود ؟مثلا:مکان ومحیط زیست،خانه وخانواده ؟ کار وحرفه ؟روابط اجتماعی وجنسی،احساسات وعواطف،افکارومعنویات و.......(در مورد هر کدام ،یک مثال زنده بزنید)

مکان ومحیط زیست: هیچگاه حاظر نبودیم خود را قسمتی از این د نیا بدانم دیدگاه ما یک دیدگاه طلبکارانه و خود محورانه بود وهمیشه فکر می کردم همه چیز باید طبق میل و سلیقه من باشد

خانه وخانواده:همیشه دوست داشتیم حرف حرف ما باشد و هیچ گاه به منافع ونظر آنها اهمیت نمی دادیم

کار وحرفه: باری به هر جهت زندگی کردن وعدم مسولیت پذیری و راحت طلبی ،تنبلی ولذت جویی منجر می شدکه از بار مسولیت زندگی فرارکنیم

پول: همیشه با پول احساس قدرت می کردیم وفکر می کردیم که می شود باپول کمبود قدرت را پر کردودربرنامه متوجه شدیم که مشکل ما پول نبود مشکل ما نداشتن معنویات بود

روابط اجتماعی وجنسی : شخصیت بیمارگونه ما قانون گریز ،عصیان گر وتجاوز گر وبی احترام به حق وحقوق دیگران بود وبه عنوان معتاد اشخاصی بودیم که همیشه غرق در احساسات منفی وافکار معتاد گونه بودیم روابط جنسی همیشه حکم سرپوش بود بر احساسات ما به همین دلیل همیشه نا متعادل بودیم یعنی افراط وتفریط

احساسات وعواطف: یا خوب خوب یا بد بد،در اوج رضایت ناراضی در اوج خنده گریه ودر نهایت شخصی خود آزارکه این بر اثر جنبه روانی بیماری ما بود و همیشه ما را جدا از لذت بردن از احساسات و عواطف خود می کرد ودر پاره ای دیگر اگر مهر ومحبتی بود بخاطر مصرف زیاد مواد مخدر بود وخیلی زود گذرکه همه اینها با کار کردن قدم چهارم در ما تجزیه وتحلیل می شود

افکارومعنویات: انکار، خودخواهی ،خود محوری ترس واضطراب،رنجش وکینه،وسوسه واشتغال فکری همیشه زاییدی فکر ماست وهمیشه احساس پوچی و بدرد نخور بودن که این ها همه از نبودن معنویات بودودر برنامه با ارتباط با راهنما حضور مرتب در جلسات و ارتباط با خداوند این احساسات از ما دور می شود.(فرزاد بهبودی بلاگفا)

Antonio* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Antonio*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

اعتماد داشته باشيد، اما نه اعتماد به نفس، که اين نوع اعتماد غالباً چيزي ساختگي و توخالي است. به جاي اعتماد به نفس خود، به اسم خدا اعتماد داشته باشيد. به «اصل خود» که خداست... نه «نفسي» که متلوّن و متغير و به شدت ضعيف است…
Antonio* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #4 (لینک نوشته)
مــارکــوپــولــو
 
mojtaba_es's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

وقتی به آخر خط میرسیم و درک میکنیم که چه با مواد مخدر وچه بدون آن نمیتوانیم مثل یک انسان زندگی کنیم
همگی با یک مسئله بغرنج روبرو هستیم
__________________


اینجا خــــ
ــــدا را میـ کُشند...
mojtaba_es آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
searcher's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

ممنون از دعوت شما
دوست بزرگوارم آنتونیو
اعتیاد را نمی شناسم لیکن بیماری را می شناسم .
یلی را که در یک روز سرد زمستانی افتاده در جوی آبی یخ زده با پیکر بی جان نمی شناسم ولی یلان و پهلوانان را می شناسم .
درمان این بیماری را نمی شناسم اما پیکر رنجور بیمارانی را که در زیر تازیانه بیماری جان باخته اند را می شناسم .
من گریه آرام مادران و ناله ی غریبانه پدران را از رنج و درد بیماری که فرزندشان می کشد شنیده ام ،
من هق هق گریه آرام خواهران را از دیدن رنج برادر شنیده ام
من حزن بی پایان کودکان را از نگاهشان در غم بیماری پدر یا مادر دیده ام
من همان گریه ام ، من همان ناله غریبانه ام ، من همان حزنم که در نگاه کودکی به رخسار دختری بیمار در پارک خیره مانده است .
searcher آفلاين است   پاسخ با نقل قول
13 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Antonio*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

درود مجتبی عزیز.
واقعا که همینطوره،
مصرف مواد مخدر توانایی فکر کردن، درست تصمیم گرفتن، زندگی کردن و... رو از انسان میگیره و مهم تر اینکه در احساسات و عواطف آدمی خلل ایجاد میکنه تا جایی که مواد مخدر بلایی به سر آدمی میاره که فرد مصرف کننده زن و بچه و خانواده خود را فدای مواد مخدر میکنه!.
اکثر معتاد ها بارهای بار قصد ترک، کردن و درد جسمی اون رو تونستن تحمل کنن اما چیزی که باعث شده بارهای بار لغزش کنن و نتونن برای همیشه مواد مخدر رو ترک کنن و زندگی نرمالی داشته باشن وسوسه ء روحی موادر مخدر هست! به عبارتی این وسوسه و درد روحی هست که زندگی کردن بدون مواد مخدر رو برای اونها سخت و دشوار و غیر قابل قبول کرده! ولی انجمن معتادان گمنام با راهکاری که ارائه داده و اینکه معتادان هر روز گرد هم جمع شوند و از احساسات خود حرف بزنند و به قولی فقط برای امروز زندگی کنند! تونسته بذر امید رو در دل تک تک معتادان قرار بده و اعتماد و اطمینان پیدا کنند که میشه بدون مواد مخدر هم زندگی کرد! .
ممنون مجتبی جان.

نوشته اصلي بوسيله searcher نمايش نوشته ها
ممنون از دعوت شما
دوست بزرگوارم آنتونیو
اعتیاد را نمی شناسم لیکن بیماری را می شناسم .
یلی را که در یک روز سرد زمستانی افتاده در جوی آبی یخ زده با پیکر بی جان نمی شناسم ولی یلان و پهلوانان را می شناسم .
درمان این بیماری را نمی شناسم اما پیکر رنجور بیمارانی را که در زیر تازیانه بیماری جان باخته اند را می شناسم .
من گریه آرام مادران و ناله ی غریبانه پدران را از رنج و درد بیماری که فرزندشان می کشد شنیده ام ،
من هق هق گریه آرام خواهران را از دیدن رنج برادر شنیده ام
من حزن بی پایان کودکان را از نگاهشان در غم بیماری پدر یا مادر دیده ام
من همان گریه ام ، من همان ناله غریبانه ام ، من همان حزنم که در نگاه کودکی به رخسار دختری بیمار در پارک خیره مانده است .
درود سرچر عزیز و ممنون که دعوت من رو پذیرفتید.
قلمی زیبا و احساساتی که نشات گرفته از دانش و دلی سرشاز از مهر و محبت و حس انسان دوستی ست را میستایم.
چه قشنگ و با احساس توصیف کردید.
براستی که فرد مصرف کننده تنها به جسم و روح خود صدمه نمیزند بلکه بسیار دل ها را میلرزاند، بسیار اشک ها را جاری میکند و بسیار آبادی ها را ویران میکند!،
امیدوارم روز به روز به جمع افراد رهایی و بهبود یافته افزوده شود .
ممنون دوست گلم.
Antonio* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #7 (لینک نوشته)
سرپرست تالار شعر و شاعران
 
Samino's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)


بیا اینجا ببینم...
چشمات چرا قرمزه؟؟؟
صدات چرا دورگه شده؟؟؟
چرا همش خودتو میخارونی؟؟؟
ذلیل مرده معتاد شدی؟؟؟
دو روز بالا سرت نبودم...
__________________
کجا باید بِرم ، یه دنیا خاطِرَت تورو یادم نیاره ...!؟***کجا باید برم ، که یک شب فکرِ تو ، منو راحت بزاره ؟
{چه کردم با خودم ، که مرگ و زندگی ، برام فرقی نداره ...}
قراره بعدِ تو ، چه روزایی رو من ، توو تنهایی ببینم !***دیگه هرجا برم ، چه فرقی میکنه ، بدونِ تو همینم ...
{کجا باید برم ، که توو هر ثانیم ، تورو اونجا نبینم }؟
Samino آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #8 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
saeed32's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

از خداوند تشکر مکنم که امروزم پاک هستم وفرصت دوباره زندگی کردن بهم داده.
بهبودی یعنی چی؟
بهبودی یعنی صداقت داشتن

بهبودی یعنی ترس را به ایمان تبدیل کردن

بهبودی یعنی به خود احترام گذاشتن

بهبودی یعنی از درون تغییر کردن

بهبودی یعنی به خود رسیدن

بهبودی یعنی با واقعیت روبرو شدن

بهبودی یعنی رها شدن از تنهایی

بهبودی یعنی قبول مسئولیت

بهبودی یعنی با احساسات واقعی خود در ارتباط بودن

بهبودی یعنی منفی ها را به مثبت تبدیل کردن
__________________
چه محبت حیرت انگیزی است.
که کسی از خدا بخشش کسانی را بخواهد.
که مشغول میخ کوبیدن بر دستهاو پایهای او می باشند.
saeed32 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #9 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
saeed32's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

هیچ وقت برای تغییر دیر نیست
تنها با چشم دل است که می توان به درستی دید زیرا همیشه آن چیز که اصل است با چشم نادیدنی است.

در تراس نشسته بودم ..گذشته ام را مرور می کردم و

افرادی که در زندگی ام وجود دارند ..

و خیلی چیز ها برایم روشن شد

به آرامش عجیب دست یافتم آرامشی اعجاب انگیز

نا امیدی .نکوهش و پیش داوری و ترس و شرمندگی را رها کردم

..از لابلای چرخه بی پایان کنجکاوی

در باره ی این که دیگران درباره ی من چه فکر می کنند..

و چرا احساس من را درک نمی کردند ..

و برای این که چگونه می توانم خود واقعی ام را نشان بدهم

..راهی پیدا کردم راهی برای آزاد بودن از نگرانی هایم

لازم نبود انسانی دگر شوم

کافی بود پی ببرم که باید همان که هستم باشم

..و ..همان گونه بمانم

و بگذارم دیگران هم همان گونه که هستند باشند ..

افلاطون گفته روح دایره است

من دایره های روحم را کشف کردم

5 دایره دور روحم کشیدم

و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم

مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟

پس مرکز آن دایره ها خودم بودم

در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من میدهند

و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود

نام کسانی که

از دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم

همه ی ما دلمون می خواد

که احساسی خوب در مورد خودمون داشته باشیم

و گاهی اوقات نداریم

گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان به تاثیری که دیگران روی

ما می گذارند بستگی دارد

اونا یی که در دایره آخر هستند سعی می کنند

اعتماد به نفس ما رو از بین ببرن

نمی توانی کسی رو مجبور کنی که دوستت داشته باشد

گاهی حضور در کنار افراد نا مناسب باعث می شود

حتی در مقایسه با تنهایی خودت بیشتر احساس تنهایی کنی

در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول

ممکن است باعث شود راهت را گم کنی

یا شاید باعث شود وجودت که تو را ((تو )) می کند از دست بدهی

گاه سال ها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی

به همین دلیل بسیار مهم است

افرادی را در اطراف خودت داشته باشی که دوستت بدارند

حتی گاهی بیش تر از آن چه که

خودت میتوانی خودت را دوست داشته باشی

در مواجه با افراد از خودت بپرس

این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ..

در کنار او می توانم خودم باشم؟

بااو می توانم رو راست باشم؟

میتوانم به او هر چه می خواهم بگویم؟

در کنار او احساس راحتی می کنم؟

وقتی او وارد اتاق می شود چه حسی به من دست می دهد؟

و وقتی می رود چه حالی می شوم ؟

وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم؟

آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا این که به خودم ببالم؟

فلسفه وجود اون 5 دایره ای که گفتم شناخت است ..نه پیش داوری

پس با خودت رو راست باش

با افرادی که در نظر تو بد خلق اند مدارا کن

خودت را مقید نکن که چون به صرف این که با کسی در سر کار هر

روز اوقاتی را می گذرانی

باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری .

حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی

ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود

از خودت بپرس

در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم

آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند

با این افراد قدرتمندی .......

ارزش ها ی مشترک با آنها داری .

دوستانی خارق العاده

دایره دوم جای کسانی هست که به رشد معنوی تو کمک می کنند

مربیان ..آموزگاران

و شاید هم افرادی که برای تنها وقت گذرانی خوبند .

بیرون رفتن و خندیدن

چیزی به تو اضافه نمی کنند .

.ولی در عین حال هم باعث نمی شوند

که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

دایره سوم همکارانت و اقوامت هستند

و شاید هم آدمهای خنثی کسانی که نقش بسیار کوچکی

در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند

و تاثیر آن ها نیز تنها همان چند ساعتی هست که با آنها هستی

هیچ زمانی در غیر ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمیکنی

به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند

افراد این دایره در محدوده کار و وظایف شان با تو هستند و لاغیر

دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست

آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند

افراد این جا لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستد

حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که دورا دور با آن در ارتباطی

افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند ..

در کنار آنها نمی توانی راحت باشی

و وقتی آن ها را می بینی آشفته و پریشان می شوی

دایره آخر جای دورترین افراد است

جای آدم هایی است که به تو لطمه زده اند ..تحقیرت کرده اند

کسانی که هیشه به تو انرژی منفی می دهند و

احساسات زجر آوری را با آنها تجربه میکنی .

خوب اکنون که جایگاه هر کس را تعیین کردی

اجازه نده کسانی که در دایره های آخر جای دارند

مستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند

نگذار کسي اولويت زندگی تو باشه

وقتي تو فقط يک انتخاب در زندگي اوني...

يک رابطه بهترين حالتش وقتيه دو طرف در تعادل باشن.

هيچوقت شخصيت خودت رو براي کسي تشريح نکن

چون کسي که تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره،

و کسي که ازت بدش بياد باور نمي کنه.

وقتي دائم ميگي گرفتارم، هيچ وقت آزاد نميشي.

وقتي دائم ميگي وقت ندارم،

هيچوقت زمان پيدا نمي کني.

وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي،

اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد


وقتي صبح از خواب بيدار ميشيم، ما دوتا انتخاب داريم.

برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم،

يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال کنيم.

انتخاب با خودته...

ما کسايي که به فکرمون هستن رو نگران می کنیم... به گريه مي اندازيم.

و گريه مي کنيم براي کسايي که حتی لحظه ای به فکر ما نيستن.

اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.

اگه اين رو بفهمي،

هيچوقت براي تغيير دير نيست
saeed32 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
searcher's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

صدای چکاوک را دوست دارم


صدای جویبار را دوست دارم


طراوت را می شناسم


رد پای عشق را دیده ام


لیک دیری است که گریخته ام


از من و ما ، از شما گریخته ام


من حسرتم ، من دردم ، حیرانیم


سکوتم ، اشکم ، درد در تنهائیم


بغضم ، صدایی شکسته در گلویم


من دیروزم دانش آموزی بر درگاه


دانش آموز نوروزیم ، موسویم


سیریشانم ، جوکار یا آل داودم


من جامانده در دیروزشما هستم


مرا می شناسید .


صدای چکاوک را دوست دارم


صدای جویبار را دوست دارم


من زندگی را دوست دارم
تقدیم به همه بیمارانی که در تنهایی خویش نگاه به فردایی روشن دارند
سرچر 25 / 1 / 92


searcher آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
safaa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

مرسی انتونیوی عزیز برای استارت این تاپیک خوب
و این تاپیک خیلی بهتر میشه اگه اونایی که ترک کردن بیان و از تجربیاتشون یا احساسشون
در اون مقطع زمانی بگن
__________________
.
safaa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
searcher's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

من بازگشته ام ،
برای با شما بودن
از بیراه ای دور
از میان زمین سوخته عمر
من ، بازگشته ام
من گواهی ندارم جز کلاغی بر بام خانه
که آن هم حقیقت بازگشتم را به قالب پنیری فروخت .
مرا باور کن
من بازگشته ام
searcher آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-14-2013   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

نوشته اصلي بوسيله safaa نمايش نوشته ها
مرسی انتونیوی عزیز برای استارت این تاپیک خوب
و این تاپیک خیلی بهتر میشه اگه اونایی که ترک کردن بیان و از تجربیاتشون یا احساسشون
در اون مقطع زمانی بگن

به به

ببينيد كي اينجا اومده
آبجي صفاي خودمون
آبجي شهريوري خودم
آي صفا كجايي يه پياله چاي وردار بيار برا داداش گلوئم خشك شد از بس داد زدم
ماه فقط شهريور....
جز شهريوري كسي نبينم عرض اندام كنه.....

عجب دنياي كوچيكي
همون روزي كه دارم ميرم تو داري مياي...عجبا
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-14-2013   #14 (لینک نوشته)
هــــــــمـــــــــــــراز
 
satra_k2001's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

سلام
با تشکر از دعوت کننده محترم

هر کدوم ما یک جوری معتاده.
یکی معتاد سریال دیدنه.یکی معتاد عاشق شدنه.یکی معتاد خرید کردنه.
یکی معاد حرفه................
یکی حرفیه که معتاده..
یکی جسمش معتاده............
یکی میدونه که درگیر اعتیاده............
اما خدا نخواد کسی معتاد باشه و درگیر اعتیاد.
اما خودش ندونه.
خودش قبول نکنه.
هر کاری رو بسنج اگر نه به بدنت و نه به روحت نه به کسایی که دوستت دارن هیچ منفعت مادی و معنوی نداره
استمرارش یعنی اعتیاد.

اعتیاد از دید من اینجوریه به مواد محدود نمیشه.
__________________

خداوندا چیزى بهتر از بهشت دارى ؟

براى مادرم میخواهم…
satra_k2001 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-14-2013   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Antonio*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ما بهبود پیدا میکنیم(محفل معتادان گمنام هم میهن)

با تشکر از همه ء دوستان عزیزم ،
سعید جان من فکر میکنم شما نسبت به بقیه دوستان بیشتر در مورد انجمن معتادان گنام، اهدافش و اینکه چقدر تونسته به معتادان کمک کنه با خبر باشید برای همین اگه پیرامون این انجمن اطلاعاتی دارید که در اختیار ما بگذارید ممنون میشم.
Antonio* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
میکنیممحفل, معتادان, هم میهن, گمنام, پیدا, بهبود

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:13 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.