محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > داستان و داستان نویسی > داستانهای کاربران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-17-2013   #1 (لینک نوشته)
سنگ صبور
 
ariobetis's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)
با چشمهاي ورقلمبيده اش ذل زده بود به من ،دلم به حالش مي سوخت اما چاره اي نداشتم ،حيوان محبوب وخانگي ام گرسنه بود واين قورباغه ي چاق بايد خوراك يك هفته اش ميشد.
با احتياط از روزنه اي كه در سقف محفظه ي شيشه اي تعبيه كرده بودم ،قورباغه را كه دست وپا مي زد به داخل انداختم انگار حيوان بيچاره حضور اجل را احساس مي كرد.
در آن محفظه ي شيشه اي قورباغه خودش را به گوشه اي رساند و بي حركت نشست ،واين بار به آن خزنده ي بزرگ خيره شد،شايد اين تنها كاري بود كه از دستش ساخته بود .
افعي عزيزم به آرامي به سمتش خزيد و دريك چشم به هم زدن او را در بين دندانهاي سمي اش ،گرفتار ساخت.
زن جوان با ديدن آن صحنه بدنش شروع به لرزيدن كرد.
با خنده به او گفتم:صحنه ي با شكوهي بود ،نه؟؟؟؟
دوباره لرزيد،نجوا كنان گفت:چندشم مي شود.
روسري اش بر روي شانه هايش افتاد ،بي اختيار،دست برد تا آن را بر سرش بكشد،كه ناگهان نگاهي به من كردو پشيمان شد ،به سمتش خزيدم،با حالتي آميخته از شرم وترس به بلعيده شدن قورباغه نگاه
مي كرد.اولين دكمه ي مانتو را كه باز كرد دستش را گرفتم.از او پرسيدم:اولين بارت هست يا؟؟؟
حرفي نزد.
تنها با چشمان درشتش به من خيره شده بود.
كمي مكس كرد وگفت: آقا ناصر من ديرم شده است همينجا خوب است يا به آن اتاق برويم.
پرسيدم :چقدر خواسته بودي؟
_پشت تلفن ،توافقمان چهل هزار تومان بود ،فراموش كه نكرده ايد؟
آهي كشيدم و گفتم :نه ،بيا اين صدهزار تومان ،بگير وتا تصميمم عوض نشده برو.
اولش مردد بود اما بعد با چنان سرعتي پول را گرفت و از خانه بيرون رفت ، كه فكر كردم تمام اين اتفاقات در رويا پيش آمده است ،چند دقيقه ي بعد هم خانه اي من با عجله وارد شد و اتاق هاي خانه را جستجو كرد.بعد با گوشي همراهش شماره اي گرفت،اين صدارا مي شنيدم:دستگاه مشترك مورد نظر خاموش است.
از من پرسيد:سياوش،مهمان من نيامد؟
پاسخ دادم :نه،راستي ناصردير آمدي ،قورباغه را به افعي دادم.
رويم را از او برگرداندم ولبخند زدم...

امير هاشمي طباطبايي_بهار 92
__________________
اندکی صبر سحر نزدیک است...
http://ariobetis.loxblog.com/

ويرايش توسط ariobetis : 06-17-2013 در ساعت 12:34 PM
ariobetis آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-17-2013   #2 (لینک نوشته)
♚ℚυℯℯη♚
 
hany13's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

مرســـــــــــی

واقعا زیبا بود و بی نقــص
__________________
چـــه کنــــــم
با چــــه کنـــم های ِ
دل ِ بــــی هــدفــــم.....
محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)
hany13 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-17-2013   #3 (لینک نوشته)
سنگ صبور
 
ariobetis's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

نوشته اصلي بوسيله hany13 نمايش نوشته ها
مرســـــــــــی

واقعا زیبا بود و بی نقــص
ممنونم هاني جان
ariobetis آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-17-2013   #4 (لینک نوشته)
Warrior
 
guner's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

جالب و زیبا
دل آدم میگیره از این بد بختی ها

داداش دمت گرم

داستانات قشنگ هستن

یکی از یکی بهتر
__________________
محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)
صل الله علیک یا ابا عبدلله
guner آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-17-2013   #5 (لینک نوشته)
Warrior
 
guner's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

جالب و زیبا
دل آدم میگیره از این بد بختی ها

داداش دمت گرم

داستانات قشنگ هستن

یکی از یکی بهتر
guner آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-17-2013   #6 (لینک نوشته)
خاتون
 
khatoon's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

دست به مینی مالت خیلی خوبه امیر!
بسی لذت بردیم.
khatoon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-07-2013   #7 (لینک نوشته)
بانـــوی جهـــنمی
 
Miss.SheydA's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محفظه ي شيشه اي...(آريو بتيس)

طفلی غورباقه ی بی روسری......................
__________________
I can feel it coming in the air tonight, oh Lord
And I've been waiting for this moment for all my life, Oh Lord


Miss.SheydA آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
محفظه, ايآريو, بتيس, شيشه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:34 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.