بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > قرآن و عترت
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 07-30-2007   #1 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
ماني_فرشاد's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Lightbulb بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث

بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
در اين تايپك به زيباي هاي اسلام پرداخته خواهد شد و درباره احكام قران مانند حجاب،قطع دست دزد،قصاص اعضاي بدن و....بحث خواهد شد اصلا اين احكام در قران وجود دارد يا بوسيله احاديث، تحريف شده است؟

اسلام دين خرد

100.خدا پليدي را بر كساني مي‌نهد كه خرد را بكار نمي‌برند
(يونس)

اسلام دين آزادي

18.بندگان مرا نويد ده! آنانكه به هر سخني گوش فرا مي‌دهند سپس بهترينش را پيروي مي‌كنند
(زمر)


اسلام، دينداران را از غلو دربارة پيامبران باز مي‌دارد

170.اي اهل كتاب! در دينتان غلو مكنيد و جز سخن حق دربارة خدا مگوييد...(نسا)

اسلام، هيچ فرد را در پرستش خدا ميان او و بندگانش واسطه قرار نمي‌دهد

6.پس مستقيم بسوي او رويد و از وي آمرزش خواهيد(فصلت)

اسلام، هدف از فرستادن پيامبران را “اجراي عدالت جهاني” معرفي مي‌كند


25.پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان با آنها نازل كرديم تا همة مردم به اجراي عدالت برخيزند(حديد)

اسلام، در اجراي عدالت پافشاري بسيار دارد بگونه‌اي كه مسلمانان را موظف مي‌شمارد حتــــي نسبت به دشمنان خود از عدالت فاصله نگيرند

8.دشمني با گروهي شما را وادار نكند كه عدالت نكنيد، عدالت كنيد(مائده)

اسلام، قراردادهاي بين‌المللي را محترم شمرده و نقض يكطرفة آنها را ممنوع كرده‌است(حتي طرف مقابل ماترلياليست باشد)

7.مگر با كساني كه در كنار مسجد الحرام پيمان بستيد پس تا هنگامي كه بر پيمان خود براي شما پايدار باشند، براي آنان پايداري كنيد(توبه)

اسلام، از هر گونه تروريسم و تجاوز به حقوق ملت‌ها و مردمي كه با آنها قرارداد صلح دارد، نهي كرده‌است

90.پس اگر از شما كناره گرفتند و با شما كارزار نكردند و بسويتان طرح صلح افكندند، در اينصورت خدا هيچ راهي در تجاوز به ايشان برايتان قرار نداده‌است(نسا)

اسلام، هيچكس را بر ديگري جز در ساية دانش و تقوي برتري نداده‌است(ان هم فقط در نزد خدا نه در دنيا)

13.گرامي‌ترين شما نزد خدا كسي است كه پرهيزگارتر باشد(حجرات)
9.دانشمندان با نادانان برابرند(زمر)

اسلام، مردان مسلمان را به خوشرفتاري با زنان و رعايت حقوق ايشان سفارش كرده‌است

19.زنان به نيكي و شايستگي رفتار كنيد(نسا)

ايا حجاب (روسري)در قران وجود دارد؟

به زنان مومن بگو ديدگانشان را فروگذارند و اعضاي جنسيشان را محفوظ بدارند و
زينتشان را جز انچه از ان اشكار است اشكار نكنند و روسري هايشان را بر گريبانهايشان بيندازند و زينتشان را اشكار نكنند مگر بر شوهرشان يا پدرانشان يا پدران شوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرشان يا برادرشان يا پسران برادرشان يا پسران خواهرشان يا زنان شان(همكيش) يا ملك يمينهايشان يا غلامي كه نيازمند نيستند يا كودكاني كه بر نهانيان زن اگاه نيستند.چنان پاي نكوبند كه زينتي كه پنهان داشته اند معلوم شود و اي مومنان همگي به درگاه خداوند توبه كنيد باشد كه رستگار شويد.

سوره نور


در اين ايه كلمه اي كه به اشتباه يا به قصد به"
روسري هايشان را بر گريبانهايشان بيندازند " كلمه (بخرمهن علي جيوبهن)است الان به بررسي كلمه به كلمه اين عبارت مي پردازيم
بخرمهن:پارچه اي كه بر روي ميز انداخته مي شود كوچكتر از چادر بزرگتر از روسري به هيچ وجه اين كلمه را نمي توان روسري ترجمه كرد
علي: يعني بر مثلا بر روي ميز
جيوبهن:يقه يا قفسه سينه
ترجمه صحيح اين مي شود:پارچه هاي خود را بر روي سينه خويش اندازند

با توجه به اين ترجمه در هيج جاي قران اشاره اي به روسري يا اصلا پارچه اي كه بر روي سر انداخته مي شود نشده است توجه كنيد كه اگر واقعا اين مسئله به مهمي امروز در اسلام بود پس چرا به جز 4 يا 5 ايه اشاره اي به اين نكته نشده اگر كساني كه قران را ترجمه مي كنند بايد ترجمه صحيح را بنويسند پس چرا مي خواهند به اسم تفسير قران را تحريف كنند

اگر تاريخ اسلام را خوانده باشيد مي توان ديد كه زنان با نيمه عريان گذاشتن سينه براي زينت خود استفاده مي كردند و براي اينكه زنان مسلمان از زنان كافر شناخته شوند و سينه هاي خود را عريان نگذارند با پارچه هاي روي سينه را مي پوشاندند و مي توانستند پارچه را در كنار شوهرشان يا پدرانشان يا پدران شوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرشان يا برادرشان يا پسران برادرشان يا پسران خواهرشان يا زنان شان(همكيش) يا ملك يمينهايشان يا غلامي كه نيازمند نيستند يا كودكاني كه بر نهانيان زن اگاه نيستند بردارند


اصل تفسير يعني توضيح بيشتر نه منحرف كردن عبارت از مسير اصلي اگر بعضي از اقايان مي گويند حديث مكمل قران است ايات زير را بخوانند

۶
.اين ايات الهي است كه به حق بر تو مي خوانيمش پس به كدامين حديث بعد از خداوند و ايات او ايمان مي اوريد؟
۷
.واي بر هر دروغزن گناهكاري.

۸
.كه ايات الهي بر او خوانده مي شود مي شنود سپس متبكرانه در شيوه خود سماجت مي ورزد گويي ان ها را نشينده است پس او را از عذاب دردناك خبر ده

)
جاثيه)


و اگر بعضي ها صحبت از سنت(روش)مي كنند لطفا ايات زير را بخواانند كه فقط سنت سنت خدا است نه محمد


43.......پس هرگز در
سنت الهي تبديلي نمي يابي و هرگز در سنت الهي تغييري نمي يابي.(فاطر)

23.اين سنت الهي است ......(فتح)


بعضي ها مي گويند قران را نبايد بدون تفسير ترجمه كرد چون عموم مردن نمي دانند و طبقه اي مخصوص مذهبي ايجاد مي كنند و تحريف قران رو مثلا موجه مي كنند ولي خداوند مارا از ايجاد هر طبقه مذهبي هشدار دااده تا مثل مسيحيان نشويم(كه شديم) و قران را براي عموم مردم قابل فهم مي داند خداوند. بعضيا از خدا هم حزب الهترن


3.دانشمندان و راهبان خود را سواي خدا به اربابي گرفته‌اند
(توبه)
138.
اين (آيات)، براي عموم مردم ماية روشنگري است(عمران)
29.كتابي است خجسته كه آنرا بر تو فرو فرستاديم تا در آياتش انديشه كنند و خردمندان (از آن) پند گيرند(ص)



حال،بايد كتاب خدا را ملاك قرار بدهيم كه همه مسلمانان بر تحريف ناپذيري ان اگاهن يا احاديث تحريف شده؟



__________________
آخر ناسيوناليسم = فاشيسم
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-30-2007   #2 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
obedient's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

در ادامه صحبتهاي اين دوست عزيز اضافه ميكنم كه:
در قرآن اثري از معصوميت نيست
در قرآن خواندن غير خدا جايي ندارد
مهدي موهوم در قرآن نيست
در قرآن به وضوح مشخص شده كه آدمي نبايد ولي و شفيعي جز خدا بگيرد
حلال و حرام در قرآن مشخصه و قرآن اضافه بر اون چيزي رو تاييد نميكه
در قرآن....
obedient آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-30-2007   #3 (لینک نوشته)
رهگذر
 
مهر's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله obedient نمايش نوشته ها
مهدي موهوم در قرآن نيست

مهر آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-01-2007   #4 (لینک نوشته)
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله obedient نمايش نوشته ها
در ادامه صحبتهاي اين دوست عزيز اضافه ميكنم كه:

در قرآن اثري از معصوميت نيست
در قرآن خواندن غير خدا جايي ندارد
مهدي موهوم در قرآن نيست
در قرآن به وضوح مشخص شده كه آدمي نبايد ولي و شفيعي جز خدا بگيرد
حلال و حرام در قرآن مشخصه و قرآن اضافه بر اون چيزي رو تاييد نميكه

در قرآن....
چرا حرف بيخود ميزني ؟
هم در قرآن بصراحت از اين موضوع صحبت شده و هم در كلام رسول خدا (ص) .
و قرآن هم به صراحت بر تمامي سخنان حضرت رسول مهر تاييد زده و فرموده :
"و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي"
(و او از روي تمايل شخصي سخن نمي گويد . و هر چه مي گويد جز كلام وحي نيست)
و پيامبر هم صراحتا و بصورت مكرر در خصوص توصيف اهل بيتش بيان فرموده اند .
و همچنين قرآن به صراحت مي فرمايد :
"انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا "
اگر اندكي از صرف و نحو عربي بدانيد براحتي معناي اين جمله را مي فهميد .
الف و لام در عربي نشانه تعميم است يعني هر نوع زشتي و بدي .
پس معنا مي شود :
خداوند اراده كرد كه هر گونه زشتي و پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد .
....
در مورد حضرت ولي عصر (عج) هم بطور مفصل و با جزئيات توسط حضرت رسول معرفي شده اند .
حلال و حرام هم كليات را قران بيان فرمودند و جزئيات آن را حضرت رسول وساير ائمه بيان فرموده اند .
__________________
بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث

أميري حسينو نعم الأمير
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-01-2007   #5 (لینک نوشته)
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها
در اين تايپك به زيباي هاي اسلام پرداخته خواهد شد و درباره احكام قران مانند حجاب،قطع دست دزد،قصاص اعضاي بدن و....بحث خواهد شد اصلا اين احكام در قران وجود دارد يا بوسيله احاديث، تحريف شده است؟

اسلام دين خرد


100.خدا پليدي را بر كساني مي‌نهد كه خرد را بكار نمي‌برند
(يونس)

اسلام دين آزادي

18.بندگان مرا نويد ده! آنانكه به هر سخني گوش فرا مي‌دهند سپس بهترينش را پيروي مي‌كنند


(زمر)

اسلام، دينداران را از غلو دربارة پيامبران باز مي‌دارد

170.اي اهل كتاب! در دينتان غلو مكنيد و جز سخن حق دربارة خدا مگوييد...(نسا)

اسلام، هيچ فرد را در پرستش خدا ميان او و بندگانش واسطه قرار نمي‌دهد

6.پس مستقيم بسوي او رويد و از وي آمرزش خواهيد(فصلت)

اسلام، هدف از فرستادن پيامبران را “اجراي عدالت جهاني” معرفي مي‌كند

25.پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان با آنها نازل كرديم تا همة مردم به اجراي عدالت برخيزند(حديد)

اسلام، در اجراي عدالت پافشاري بسيار دارد بگونه‌اي كه مسلمانان را موظف مي‌شمارد حتــــي نسبت به دشمنان خود از عدالت فاصله نگيرند

8.دشمني با گروهي شما را وادار نكند كه عدالت نكنيد، عدالت كنيد(مائده)

اسلام، قراردادهاي بين‌المللي را محترم شمرده و نقض يكطرفة آنها را ممنوع كرده‌است(حتي طرف مقابل ماترلياليست باشد)

7.مگر با كساني كه در كنار مسجد الحرام پيمان بستيد پس تا هنگامي كه بر پيمان خود براي شما پايدار باشند، براي آنان پايداري كنيد(توبه)

اسلام، از هر گونه تروريسم و تجاوز به حقوق ملت‌ها و مردمي كه با آنها قرارداد صلح دارد، نهي كرده‌است

90.پس اگر از شما كناره گرفتند و با شما كارزار نكردند و بسويتان طرح صلح افكندند، در اينصورت خدا هيچ راهي در تجاوز به ايشان برايتان قرار نداده‌است(نسا)

اسلام، هيچكس را بر ديگري جز در ساية دانش و تقوي برتري نداده‌است(ان هم فقط در نزد خدا نه در دنيا)

13.گرامي‌ترين شما نزد خدا كسي است كه پرهيزگارتر باشد(حجرات)
9.دانشمندان با نادانان برابرند(زمر)

اسلام، مردان مسلمان را به خوشرفتاري با زنان و رعايت حقوق ايشان سفارش كرده‌است

19.زنان به نيكي و شايستگي رفتار كنيد(نسا)


در مورد آيات بالا ايرادي وجود ندارد جز در برخي موارد جزئي كه نتيجه گيري اشتباه يا مبهم كرده ايد كه بهر حال از ذكر آنها صرف نظر كردم.



نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها
ايا حجاب (روسري)در قران وجود دارد؟

به زنان مومن بگو ديدگانشان را فروگذارند و اعضاي جنسيشان را محفوظ بدارند و

نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها

زينتشان را جز انچه از ان اشكار است اشكار نكنند و روسري هايشان را بر گريبانهايشان بيندازند و زينتشان را اشكار نكنند مگر بر شوهرشان يا پدرانشان يا پدران شوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرشان يا برادرشان يا پسران برادرشان يا پسران خواهرشان يا زنان شان(همكيش) يا ملك يمينهايشان يا غلامي كه نيازمند نيستند يا كودكاني كه بر نهانيان زن اگاه نيستند.چنان پاي نكوبند كه زينتي كه پنهان داشته اند معلوم شود و اي مومنان همگي به درگاه خداوند توبه كنيد باشد كه رستگار شويد.
سوره نور
در اين ايه كلمه اي كه به اشتباه يا به قصد به"


روسري هايشان را بر گريبانهايشان بيندازند " كلمه (بخرمهن علي جيوبهن)است الان به بررسي كلمه به كلمه اين عبارت مي پردازيم
بخرمهن:پارچه اي كه بر روي ميز انداخته مي شود كوچكتر از چادر بزرگتر از روسري به هيچ وجه اين كلمه را نمي توان روسري ترجمه كرد
علي: يعني بر مثلا بر روي ميز
جيوبهن:يقه يا قفسه سينه
ترجمه صحيح اين مي شود:پارچه هاي خود را بر روي سينه خويش اندازند
با توجه به اين ترجمه در هيج جاي قران اشاره اي به روسري يا اصلا پارچه اي كه بر روي سر انداخته مي شود نشده است توجه كنيد كه اگر واقعا اين مسئله به مهمي امروز در اسلام بود پس چرا به جز 4 يا 5 ايه اشاره اي به اين نكته نشده اگر كساني كه قران را ترجمه مي كنند بايد ترجمه صحيح را بنويسند پس چرا مي خواهند به اسم تفسير قران را تحريف كنند
اگر تاريخ اسلام را خوانده باشيد مي توان ديد كه زنان با نيمه عريان گذاشتن سينه براي زينت خود استفاده مي كردند و براي اينكه زنان مسلمان از زنان كافر شناخته شوند و سينه هاي خود را عريان نگذارند با پارچه هاي روي سينه را مي پوشاندند و مي توانستند پارچه را در كنار شوهرشان يا پدرانشان يا پدران شوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرشان يا برادرشان يا پسران برادرشان يا پسران خواهرشان يا زنان شان(همكيش) يا ملك يمينهايشان يا غلامي كه نيازمند نيستند يا كودكاني كه بر نهانيان زن اگاه نيستند بردارند
اصل تفسير يعني توضيح بيشتر نه منحرف كردن عبارت از مسير اصلي اگر بعضي از اقايان مي گويند حديث مكمل قران است ايات زير را بخوانند

در مورد آيه مذكور كه همان آيه معروف و مشهور حجاب هم باشه .
اولا كه در موارد بسيار زيادي اشتباه كرديد .
بخصوص در ترجمه كلمه جلباب .
توضيحاتي هم كه در ادامش دادي همش اشتباه و خلاف واقعيت است .
اولا جلباب و معناي آن و نحوه پوشش زنان در زمان نزول آيه كاملا بطور روشني در كتب تاريخي توصيف شده و با تصويري كه شما ساختيد به هيچ وجه همساني ندارد .
پس با تحريف موضوع و تحميل نظرات خود سعي نكنيد نظراتتان را توجيه كنيد .
به اختصار توضيحات كوتاهي ارائه مي كنم :

1 ـ مفهوم ، اندازه ، كاركرد و رنگ جلباب 1 ـ 1 ـ مفهوم جلباب : اصل ريشه لغوي جلباب ، جيم ، لام و باء است كه طبق نقل كتاب لغت معتبر معجم مقاييس اللغه داراي دو معناست . معناي اول آوردن شيء از جايي به جايي و معناي دوم چيزي كه شيء ديگر را مي پوشاند . كه جلباب از معناي دوم مشتق شده است . 4 واژه جلباب در اصل مصدر فعل رباعي جلبب است كه از مصدر ، اسم ذات اراده شده و نام پوشش ويژه اي قرار گرفته است . براي فهميدن ويژگي جلباب و مفهوم آن بايد از كتابهاي لغوي و تفسيري معتبر كمك گرفت . كتابهاي لغت : كتابهاي لغوي معتـبر مثل العين ، لسان العرب ، صحاح اللغه ، مصباح المنير ، معجم الوسيط 5 اتفاق نظر دارند كه مفهوم جلباب پوشش گسترده است ولي در اينكه اندازه آن چه مقدار بوده و چه ميزان از بدن و لباسهاي ديگر را مي پوشانده است ، اختلاف نظر دارند . كتابهاي لغت قرآني : در كتاب لغت قرآني « لسان التنزيل » نگاشته قرن چهارم و پنجم كلمه جلباب به چادر معني شده است . 6 مرحوم شعراني نيز در كتاب لغت قرآني « نصر طوبي » جلباب را به چادر معني كرده است . 7 كتابهاي تفسير : در تفاسير مهم شيعه و عامه معاني مختلفي براي جلباب ذكر شده است . بعضي از مفسرين مانند شيخ طوسي 8 و بيضاويي 9 جلابيت را به ملاحف تفسير كرده اند . ملاحف جمع ملحفه 10 پوشش فراگيري است كه بالاي لباسهاي ديگر پوشيده مي شود و از نظر كاركرد ، كار آيي چادر را دارد . علامه طباطبايي11 و شيخ محمد جواد مغنيه 12 ابتدا گفته اند جلباب به معناي پوشش كامل و فراگير است و سپس قول ديگري مبني بر اينكه جلباب به معناي خمار و مقنعه است را نيز نقل كرده اند . تفسير قرطبي جلباب را به لباسي كه همه بدن را مي پوشاند معنا كرده است . 13 حاصل اينكه از مجموع كلمات لغويين و مفسرين استفاده مي شود جلباب پوششي گسترده بوده است ، ولي اينكه دقيقا اندازه آن چه مقدار بوده و چه ميزان از بدن و لباسهاي ديگر را مي پوشاند ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد .

1 ـ 2 ـ اندازه جلباب : از مجموع كلمات لغوين و مفسرين كه ذكر آنها گذشت در مورد اندازه جلباب سه ديدگاه قابل اشاره است . ديدگاه اول : جلباب پوششي فراگير بوده كه از بالاي سر تا قدمها را مي پوشانده است . ديدگاه دوم : جلباب پوششي بزرگتر از خمار و مقنعه بوده كه كمتر از مقدار ردا ، يعني تقريبا تا زانوها را مي پوشانده است . ديدگاه سوم : جلباب همان خمار و مقنعه است ، پوششي كه فقط سر و سينه ها را مي پوشانده است .

باذكر دو شاهد آشكار مي گردد كه ديدگاه اول درست و ديدگاه دوم و سوم مخدوش است . شاهد اول : از نحوه پوشش حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براي دفاع از فدك 14 دو نكته مهم استفاده مي شود . نكته اول : از جريان تاريخي مذكور فهميده مي شود حضرت دو پوشش مستقل به نام خمار و جلباب داشته اند . بنابر اين نظر طرفداران ديدگاه سوم مانند راقب اصفهاني در مفردات كه جلباب را به خمار معني كرده اند مخدوش مي گردد . نكته دوم : از عبارت « لاثت خمارها علي رأسها و اشتملت بجلبابها » كه درمورد نحوه پوشش حضرت نقل شده است ، استفاده مي شود كه خمار همانند مقنعه هاي امروزي براي پوشش سر بوده و جلباب نيز پوششي سرتاسري بوده كه تمام آن وجود مبارك از سر تا قدمها را شامل و فرا گرفته است . شاهد دوم : مؤيد مدعاي قبل كه جلباب از نظر اندازه ، پوششي است كه از بالا تا پايين بدن را مي پوشانده است . 15 حاصل اين اندازه جلباب بلند و گسترده بوده است ، به گونه اي كه همانند چادر هاي فعلي بانوان ، از سر تا پايين پا را مي پوشانده است . پس از مشخص شدن اندازه جلباب بايد بررسي نمود كيفيت پوشش و كار كرد جلباب چه بوده است ؟

3 ـ 1 ـ كار كرد جلباب : براي فهميدن كاركرد جلباب و كيفيت پوششي آن لازم است معناي « يدنين عليهن من جلابيبهن » در آيه 59 سوره احزاب معلوم گردد . تقريبا همه مفسرين آورده اند كه تا قبل از نزول آيه مذكور بعضي از زنان حر همانند زنان برده به دليل رعايت نكردن پوشش مناسب و كامل گاهي اوقات در بين كوچه ها مورد اذيت و آزار مردم لاابالي قرار مي گرفتند . آيه شريفه نازل شد كه اگر زنان مي خواهند مورد اذيت و آزار مزاحمان قرار نگيرند ، هنگام خروج از منزل ، جلابيب خويش را به سر و بدن خود نزديك سازند تا به عفت و حجاب شناخته شده و در نتيجه از مردم آزاري شهوت رانان مسون بمانند .

بعضي از تفاسير مانند : تفسير زمخشري كشاف از ابن سيسرين در مورد معناي « يدنين » نقل كرده اند كه مراد قرار دادن جلباب بالاي ابرو و گرد كردن و جمع و جور كردن و قرار دادن گوشه هاي جمع شده آن بالاي بيني است . 16 كار كرد مذكور و كيفيت پوشش جلباب ، دقيقا همان كاري است كه امروزه بسياري از دختران و زنان چادر پوشي كه حساسيت بيشتري نسبت به رعايت حجاب خويش دارند ، انجام مي دهند .

آيا علاوه بر مفهوم ، اندازه و كاركرد جلباب قرآني ، رنگ خاصي نيز داشته است يا نه ؟

4 ـ 1 ـ رنگ جلباب : قرآن به زبان عربي مبين نازل شده كه براي مردم عرب زبان خصوصا مردم عرب عصر نزول قابل فهم بوده است . بنابر اين بايد بررسي نمود زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آيه ، از واژه ، جلباب چه برداشتي داشته و تبادر ذهني آنها از واژه مذكور چه بوده است ؟ سنن ابن داوود قضيه اي از ام سلمه نقل كرده است كه مبين تبادر ذهني زنان عرب است . در كتاب ابن داوود آمده است وقتي آيه « يدنين عليهن من جلابيبهن » نازل شد ، زنهاي انصار از خانه هايشان خارج شدند در حالي كه پوشش مشكي داشتند ، گويي بالاي سر آنها كلاغ نشسته است . 17 در كتاب عون المعبود شرح سنن ابن داوود آمده است ، چون پوششهايي كه زنان انصار به عنوان جلابيب از آن استفاده كرده بودند سياه رنگ بوده است ، لذا به كلاغ كه رنگ آن سياه بوده است تشبيه شده اند . 18

بعضي از تفاسير مهم عامه و شيعه مانند تفسير الدرالمنثور سيوطي ، روح المعاني الوسي و تفسير الميزان علامه طباطبايي نيز جريان فوق را نقل كرده اند . 19 شواهد لغوي نيز مويد و تثبيت كننده تبادر ذهني فوق است . بسياري از كتابهاي لغوي معتبر مانند لسان العرب ، القاموس المحيط ، اقرب الموارد ، محيط المحيط ، معجم الوسيط و … هنگام بحث از جلب ريشه جلباب تصريح كرده اند كه يكي از معاني جلب ، سياهي است . مثلا جلب الليل به معاني سياهي شب آمده است . در بسياري از كتابهاي لغوي و تفسيري ، شواهدي از شعرهاي عربي نقل شده كه جلب در آنها به معاني سياهي بكار رفته است ، مثل ‹‹ و جلب الليل يطرده النهار ›› لسان العرب پس از نقل عبارت مذكور تسريح كرده است گوينده شعر از جلب ، سواد و سياهي را اراده كرده است . رمز توصيه ائمه اطهار (ع) به والدين مبني بر عادت دادن فرزندان از كودكي به مسائل ديني ، سخت نبودن انجام آنها در بزرگسالي است . علاوه بر كتابهاي لغوي معتبر ، بسياري ازكتابهاي تفسير مثل كشاف ، بعضي از شواهد شعري كه جلب در آنها به معناي سياهي بكار رفته را نقل كرده اند ؛ مثل : مجلبب من سواد الليل جلبابا . حاصل اينكه از قرينه تاريخي مذكور و شواهد لغوي فوق استفاده مي شود رنگ جلباب قرآني مورد استفاده در صدر اسلام مشكي بوده است .

پس خواهشا از حرف هاي كيلويي و فله اي بدون هيچ سند و مدركي منتشر مي كنيد اجتناب كنيد .

چون در نهايت جز اثبات بيسوادي و كوته فكريتان نتيجه ديگري ندارد.


نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها
حال،بايد كتاب خدا را ملاك قرار بدهيم كه همه مسلمانان بر تحريف ناپذيري ان اگاهن يا احاديث تحريف شده؟
در مورد آيات ديگر هم موارد جزئي وجود داشت كه مي خواستيد بطرز ناشيانه اي افكار خود را برآن تحميل كنيد .
كه ضرورتي نديدم به آنها هم بپردازم .
ملاك همه مسلمانان قرآن و سيره و سنت پيامبر و اهل بيت گراميش است .
قران بصراحت آنها را تاييد و مومنين را به تبعيت از آنها فراخوانده .
پس هيچ فاصله اي ميان قرآن و سنت نمي توان قائل شد.
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-01-2007   #6 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
ماني_فرشاد's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

متاسفانه شما فكر مي كنيد از هرچيزي ميدونيد

اگر خداوند در قران گفته كه"و او از روي تمايل شخصي سخن نمي گويد . و هر چه مي گويد جز كلام وحي نيست" يا "خداوند اراده كرد كه هر گونه زشتي و پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد "دليل اين نيست كه حرقهاي يا احاديث تحريف نشده فكر كنم شما كتاب احاديث نداريد فقط لازمه يه جلد بخريد ميبينيد چه خرافاتي وجود داره ما ملاك رو احاديث قرار نمي ديم چه از اهل بيت چه از ديگر بزرگان اسلام..شما قران رو منطبق احاديث تحريف شده ميدونيد در حاليكه احاديث رو بايد منطبق قران كرد

تفسير

اصلا احكام خدا نيازي به تفسير دارند تفسير در اصل به معناي توضيح بيشتر هستش نه منحرف كردن واقعيت تفسير از احاديث نشات گرفته

در مورد حجاب بگم شما فقط مي خواهيد مثلا اشكال بگيريد منم گفتم كلمه حمر به معني پارچه اي كه با چيزي پوشانده مي شود است ولي بخاطر تعصب زياد شما فكر كنم اين رو جيوبهن: يقه يا قفسه سينه نخونديد مثل روز روشنه كه خداوند مي فرمايد پارچه يا هرچيزي كه شما بگين بر(علي) يقه يا سينه بندازيد فكر كنم

اگر خداوند منظورش روسري بود بعد از بخرمهن از كلمه سر(فكر كنم رس باشه)استفاده مي كرد.

در مورد جلباب اين كلمه به معني لباس هستش و هيچ گاه معني چادر نمي دهد
اگر واقعا چادر معني دهد ايات قران(كه قطعا نمي دهد) ايه 60 ننور رو بخونيد كه خداوند مي فرمايد مي توانند پير ها(زن) لباس هاي خود را در بياورند به شرط اينكهه زينت نكمايي نكنند پس بايد در همه جاي ايران زناي بالاي 60 سال چادر رو يا روسري خودشون را بذارند كنار

احاديث تحريف شده است و هيچوقت نمي تواند مبناي اسلامو تشكيل داد
اسلام عبارت از قران
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-01-2007   #7 (لینک نوشته)
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها
متاسفانه شما فكر مي كنيد از هرچيزي ميدونيد

اگر خداوند در قران گفته كه"و او از روي تمايل شخصي سخن نمي گويد . و هر چه مي گويد جز كلام وحي نيست" يا "خداوند اراده كرد كه هر گونه زشتي و پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد "دليل اين نيست كه حرقهاي يا احاديث تحريف نشده فكر كنم شما كتاب احاديث نداريد فقط لازمه يه جلد بخريد ميبينيد چه خرافاتي وجود داره ما ملاك رو احاديث قرار نمي ديم چه از اهل بيت چه از ديگر بزرگان اسلام..شما قران رو منطبق احاديث تحريف شده ميدونيد در حاليكه احاديث رو بايد منطبق قران كرد

جناب ماني-فرشاد گرامي .
اگر كمي در جواب من دقت كنيد مي بينيد كه من هم چنين ادعايي نكردم .
من هم نگفتم كه روايات و احاديث تحريف شده وجود ندارند .
چرا وجود دارند و متاسفانه كم هم نيستند .
ما قرآن رو با احاديث منطبق نمي كنيم .
بلكه دقيقا بر عكس قرآن يكي از مهمترين ملاك ها براي تشخيص احاديث صحيح از جعلي هستش .
براي همين هم اگر توجه كرده باشيد در علوم اسلامي شاخه اي مخصوص حديث شناسي وجود دارد كه بصورت تخصصي و روشمند راه هايي را براي بررسي صحت احاديث آموزش مي دهد .
به عنوان مثال راوي حديث از اين نظر بسيار اهميت دارد .
مثلا احاديثي كه جناب معاويه نقل كرده اند به علت عمق كينه اي كه ايشان نسبت به اسلام و رسول خدا داشته اند مورد اعتبار نيست .
يعني براحتي نمي توان به آن اعتماد كردو بايد با محك هاي ديگري سنجيده شود . و...
پس در اين زمينه اختلاف نظري با شما وجود ندارد .


نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها

تفسير

اصلا احكام خدا نيازي به تفسير دارند تفسير در اصل به معناي توضيح بيشتر هستش نه منحرف كردن واقعيت تفسير از احاديث نشات گرفته

در مورد حجاب بگم شما فقط مي خواهيد مثلا اشكال بگيريد منم گفتم كلمه حمر به معني پارچه اي كه با چيزي پوشانده مي شود است ولي بخاطر تعصب زياد شما فكر كنم اين رو جيوبهن: يقه يا قفسه سينه نخونديد مثل روز روشنه كه خداوند مي فرمايد پارچه يا هرچيزي كه شما بگين بر(علي) يقه يا سينه بندازيد فكر كنم

اگر خداوند منظورش روسري بود بعد از بخرمهن از كلمه سر(فكر كنم رس باشه)استفاده مي كرد.

در مورد جلباب اين كلمه به معني لباس هستش و هيچ گاه معني چادر نمي دهد
اگر واقعا چادر معني دهد ايات قران(كه قطعا نمي دهد) ايه 60 ننور رو بخونيد كه خداوند مي فرمايد مي توانند پير ها(زن) لباس هاي خود را در بياورند به شرط اينكهه زينت نكمايي نكنند پس بايد در همه جاي ايران زناي بالاي 60 سال چادر رو يا روسري خودشون را بذارند كنار احاديث تحريف شده است و هيچوقت نمي تواند مبناي اسلامو تشكيل داد
اسلام عبارت از قران
بازهم دقت نكرديد .
ببينيد جلباب پوششي بوده كه اعراب زمان صدر اسلام و قبل از اون ازش استفاده مي كردند.
يك چيزي شبيه به مقنعه عربي كه حتي امروز هم در بسياري از كشورهاي عربي مرسوم هستش .
كمي بلند تر از مقنعه كه سر و روي سينه ها و بين دو كتف رو مي پوشانده .
و بعد با پوشش ديگري كه مثل شنل آستين دار هستش تكميل مي شده .
و اين شنل هم تقريبا بقيه بدن رو پوشش ميداده .
اين چيزيه كه تاريخ شناسان از پوشاك اعراب 1400 سال پيش بيان كرده اند .
بنابر اين بحث ما روي كلمات نيست كه اسمشو بزاريم چادر ، مقنعه يا روسري .
چون همانطور كه احتمالا مي دانيد چادر يك پوشش اصيل ايران قبل از اسلام هستش و مسلما با پوشش زنان عرب متفاوت بوده .
مهم اينه كه تصوير كاملا روشني از معناي كلمه "جلباب" داشته باشيم .

در مورد پير زن ها هم دقيقا حكمش همونيه كه گفتي
البته تو اون آيه هم گفته اگر پوششتون رو حفظ كنيد به ايمان و تقوا نزديك تره .
ضمن اينكه اون تعريفي كه در اون آيه هست شامل همه پيرزن ها نميشه.
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-01-2007   #8 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
ماني_فرشاد's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

لاسم مورخاني كه جلباب رو چادر فرض كردند بگين بهتره...
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-02-2007   #9 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
obedient's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

باسلام
جناب جستار آنچه من در اينجا مينويسم صرفا عقايد و نظرات خودم هست و ادعايي ندارم كه اينها حتما درسته اگر هم تندي در مطالب من ديديد اميدوارم منو عفو كنيد.


اي زنان پيغمبر آنکه آورد از شما کار بد آشکاراافزوده ميشود براي او عذاب دو چندان و باشد آن بر خدا آسان, و آنکه طاعت ورزد از شما خدا را و رسولش و کند کار شايسته ميدهيم او را مزدش دوبار و آماده کرديم برايش مزدي نيکو,اي زنان پيغمبر نيستيد چون احدي از زنان اگر پرهيزگاري ميکنيد پس نرمي نکنيد به گفتار پس طمع کند آنکه در دلش مرض است بگوييد گفتاري پسنديده و قرار گيريد در خانه هاتان و ظاهر مسازيد زينت به مردان بيگانه ظاهر ساختن جاهليت پيشين و بر پا داريد نماز را وبدهيد زکات را وفرمان بريد خدا و رسولش را جز اين نيست که ميخواهد خدا ببرد از شما اهل بيت بدي را و پاک گرداند شما را پاک گرداندني.

بنده درباره مطالب بالا هيچ توضيحي نميدهم و قضاوت را به خواننده واگذار ميكنم.

اما در مورد حلال و حرام
حرام کردن حلال خدا زياد امر بي اهميتي نيست اين يعني گذشتن از حدودي که خدا معين کرده
[6:150] قل هلم شهداءكم الذين يشهدون ان الله حرم هذا فان شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع اهواء الذين كذبوا بءايتنا والذين لا يؤمنون بالاءخرة وهم بربهم يعدلون
بگو گواهان خود را كه گواهي مي دهند خداوند اينها را حرام كرده است بياوريد اگر آنها گواهي دهند تو با آنها گواهي نده و از اهواء كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و كساني كه به آخرت ايمان ندارند و براي خداوند شريك قائلند پيروي مكن
[6:119] وما لكم الا تاكلوا مما ذكر اسم الله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم الا ما اضطررتم اليه وان كثيرا ليضلون باهوائهم بغير علم ان ربك هو اعلم بالمعتدينچرا از آنچه كه نام خداوند بر آن برده شده نمي خوريد؟ در حالي كه خداوند آنچه بر شما حرام كرده به تفصيل( با جزئيات كامل) بيان كرده و بسياري از مردم با اهواء خود و بدون علم ديگران را گمراه مي سازند .پروردگار تو به حال متجاوزين آگاه است.
در ضمن جناب ماني اگر ميخواهيد بحث را در اين تاپيك ادامه دهيد به طور پراكنده بحث نكنيد و بحث رت به صورت منسجم ادامه دهيد
obedient آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-05-2007   #10 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
zxcv's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است ؟
دوست من ، تفاوت از زمین تا آسمان است ، برای آنکه !


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

هو الذي ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون

( دين حق تماماً در قرآن است )

آيه فوق در سه موضع از قرآن كريم يعني : سوره هاي توبه و فتح و صف تكرار شده و حامل ارمغاني بس ارزشمند و نفيس است كه اينك بنده قصد دارم آن را به كساني كه هنوز دريافتش نكرده اند تقديم نمايم.

همانگونه كه ممكن است تا كنون متوجه شده باشيد ؛ در عرف قرآن مشرك به كسي گفته مي شود كه دينش را تكه تكه مي كند و همه آن را از يك منبع مشخص و مورد تأييد خداوند نمي گيرد. اهميت اين مطلب زماني بيشتر روشن مي شود كه ما به مفهوم حقيقي دين پي ببريم و بدانيم آن ديني كه خداوند شارع آن مي باشد عبارت است از مجموعه اي از قوانين ، احكام و مقرراتی كه براي رهبري ، انسجام و نظم جوامع بشري وضع شده است.

آن جوامعي كه اكثريت افرادش مشرك هستند و از احكام و قوانين متفرق و متعدد پيروي مي كنند در مثل به پرستار و بنده اي مي مانند كه ارباب متفرق و شركاي متشاكس به او فرمان مي دهند. نه دوامي ، نه قوامي ، نه آرامشي و نه آينده اي روشن. وضعيت جوامع بشري امروز دقيقاً مؤيد اين پيام جاويدان و كلام الهي است كه مي فرمايد :

وما يؤمن أكثرهم بالله إلا وهم مشركون .
اكثرشان به خداوند ايمان نمي آورند مگر اينكه در كنار او خدايان ديگري را نيز باور دارند

جوامع ديگر كه سهل است ، در حال حاضر اكثريت جمعيت اقوامی که به اصطلاح نام خود را مسلمان گذاشته اند يقيناً دينشان همان دين حق الهي نيست؟

پس براستي دين حق الهي چيست؟
آيه ای که در ابتدای مطلب آورده شد به وضوح هرچه تمامتر به اين پرسش ما پاسخ می دهد ، آيا باز متوجه نمي شويد؟ دارد مي گويد خداوند رسولش را با چيزي فرستاده است كه هم هدايت است و هم دين حق ،

آن منبع چيست؟ چيزي كه هم متضمن هدايت است و هم در برگيرنده دين حق ، چه مي تواند باشد؟

كتاب آسماني ، ( قرآن )
باور نمي كنيد؟! حتي اگر مدرك قرآني نشانتان دهم؟!

اينك اجازه دهيد با قرآن كريم تا بدو خلقت انسان به عقب برگرديم ؛ آنجا كه آدم فرمان مولايش را پشت گوش انداخت و عبد شيطان شد و حكم او را تعبد كرد. در واقع خداوند گفته بود كه شيطان دشمن اوست و نبايد آدم وهمسرش او را تعبد كنند ، اما آدم به عهد خود وفا نكرد و شيطان را تبعيت و پيروي نمود و همين شد كه از مقام خود ساقط شد و تنزل يافت. خداوند سبحان در آستانه هبوط ، مطلبي بسيار گرانسنگ و وزين را به او و بني آدم سفارش كرد ، پروردگار فرمودند :

قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينكم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون
- والذين كفروا وكذبوا بءايتنا اولئك اصحب النار هم فيها خلدون
گفتيم: "همگي، از آنجا پايين برويد. هرگاه هدايتي از جانب من براي شما آيد، آنان که از هدايت من پيروي کنند، هيچ ترس و اندوهي نخواهند داشت. "و اما کساني که کافر شوند و آيات ما را تکذيب کنند، ساكنان دوزخ خواهند بود که تا ابد در آنجا ماندگارند."

با توجه به آيات فوق ، كسي كه از هدايت خداوند پيروي كند نجات يافته است و كسي كه آيات الهي(هدايت خدا) را تكفير كند و از آن پيروي نكند جايگاهش دوزخ خواهد بود. مقايسه اين دو آيه به ما مي فهماند كه هدايت خداوند همان كتاب و آيات خداوندي است و اين خطابيست عمومي و به همه انسانها.

هيچ پيامبر و آيين بخصوصي مد نظر نيست . پروردگار دارد خطاب به بني آدم مي گويد هرگاه كتاب هدايت بسويتان آمد ، هركس از آن كتاب پيروي كند هدايت يافته و رستگار خواهد شد . اگرچه خداوند آن كتاب را بوسيله يك رسول براي ما مي فرستد و اولين بار از زبان رسول خارج مي شود ، اما همانگونه كه مي بينيد هيچ صحبتي از آورنده مرسوله نيست و فقط اين كتاب است كه هدايت مي كند و شرط لازم و كافي نيز همان است.

در آيه زير مي خوانيم آنچه مايه هدايت و بشارت مؤمنين است همان قرآنيست كه بر پيامبر نازل شده نه خود پيامبر.

قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن الله مصدقا لما بين يديه وهدى وبشرى للمؤمنين
بگو: "هر کس که با جبرئيل مخالفت كند، بايد بداند که او اين (قرآن) را با خواست خدا، بر قلب تو نازل کرده است که تصديق كننده کتب آسماني پيشين و هدايت و بشارتي است براي مؤمنان."

بنده در اينجا براي جلو گيري از اطناب كلام از ذكر بسياري از آيات خودداري كرده و فقط به ذكر يك آيه اكتفا مي كنم و الا دهها آيه وجود دارند كه هدايت را فقط مختص كتاب آسماني مي دانند و به ما نشان مي دهند اين كتب آسماني هستند كه براي انسان نور و هدايت مي باشند.
پس هيچگاه فراموش نكنيد كه :

ان هدي الله هوالهدي

و همواره بخاطر داشته باشيد كه هدي الله چيزي جز كتاب آسماني و ما انزل الله نمي باشد ، كتابي كه داراي يك سري ويژگيهاي بخصوص و منحصر به فرد است و از اين رو به راحتي قابل تميز و تشخيص خواهد بود.

الله نزل احسن الحديث كتبا متشبها مثاني تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم وقلوبهم الى ذكر الله ذلك هدى الله يهدي به من يشاء ومن يضلل الله فما له من هاد
خدا بهترين حديث را نازل كرده است؛ كتابي هماهنگ و باثبات كه به هر دو راه (بهشت و دوزخ) اشاره مي كند. پوست كساني كه هيبت و حرمت پروردگارشان را ارج مي نهند از آن منقبض مي شود، سپس پوست و قلبشان براي پيام خدا نرم مي شود. چنين است هدايت خدا؛ او آن را به هر كه بخواهد (هدايت شود)، عطا مي كند. و اما كساني را كه خدا به گمراهي فرستد، هيچ چيز نمي تواند آنها را هدايت كند.

بنا بر اين هيچ شكي در آن نيست كه قرآن همان هدي و هدايتي است كه خداوند به همراه رسولش فرستاده و نيز دين حق و دين قيم و به طور كلي شريعت الهي نيز همين قرآن است ولاغير :

شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا والذي اوحينا اليك وما وصينا به ابرهيم وموسى وعيسى ان اقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم اليه الله يجتبي اليه من يشاء ويهدي اليه من ينيب

آري ، آن دين و شريعتي كه مأخذش كتاب آسماني و وحي الهي باشد براي مشركين اكراه آور و بسي گران است ، آخر اگر دين كلاً و خالصاً به خداوند تعلق گيرد و تمامی مرجعش كتاب آسماني باشد تكليف آلهه های مشركين چه مي شود؟ پس با قبول تعبد خالصانه کلام خداوند دیگر اين همه آلهه به نامهای متفاوت در دستگاه خداوند هيچ كاره اند و فقط الله ، رب و حاکم دین ما خوانده می شود . .

آيا بعد از این باز هم بهانه می آوید که وظیفه محمد چیزی فراتر از ابلاغ آیات هدایت از جانب خداوند متعال بود ؟ آیا باز هم قبول نمی کنید که تمامی اسلام در قران است ؟

اي كساني كه غير از قرآن مرجع و منبع ديگري براي اخذ احکام دين خود برگزيده ايد !
شما قطعاً اشتباه می کنید و قطعاً به طریق مستقیم نمی روید !
شما قطعاً آیات روشن خدا را نادیده گرفته اید !
به دليل فوق و همه آن دلايلي كه از این به بعد برایتان می آورم .

ويرايش توسط zxcv : 08-05-2007 در ساعت 03:16 AM
zxcv آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-05-2007   #11 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
tehran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله zxcv نمايش نوشته ها
دوست من ، تفاوت از زمین تا آسمان است ، برای آنکه !


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

هو الذي ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون

( دين حق تماماً در قرآن است )


شیعه معتقد است که قرآن و سخنان محمد لازم و ملزوم همدیگرند
اگر قبول ندارید عکسش را ثابت کنید
tehran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-05-2007   #12 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
ماني_فرشاد's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله zxcv نمايش نوشته ها
دوست من ، تفاوت از زمین تا آسمان است ، برای آنکه !


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

هو الذي ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون

( دين حق تماماً در قرآن است )

آيه فوق در سه موضع از قرآن كريم يعني : سوره هاي توبه و فتح و صف تكرار شده و حامل ارمغاني بس ارزشمند و نفيس است كه اينك بنده قصد دارم آن را به كساني كه هنوز دريافتش نكرده اند تقديم نمايم.

همانگونه كه ممكن است تا كنون متوجه شده باشيد ؛ در عرف قرآن مشرك به كسي گفته مي شود كه دينش را تكه تكه مي كند و همه آن را از يك منبع مشخص و مورد تأييد خداوند نمي گيرد. اهميت اين مطلب زماني بيشتر روشن مي شود كه ما به مفهوم حقيقي دين پي ببريم و بدانيم آن ديني كه خداوند شارع آن مي باشد عبارت است از مجموعه اي از قوانين ، احكام و مقرراتی كه براي رهبري ، انسجام و نظم جوامع بشري وضع شده است.

آن جوامعي كه اكثريت افرادش مشرك هستند و از احكام و قوانين متفرق و متعدد پيروي مي كنند در مثل به پرستار و بنده اي مي مانند كه ارباب متفرق و شركاي متشاكس به او فرمان مي دهند. نه دوامي ، نه قوامي ، نه آرامشي و نه آينده اي روشن. وضعيت جوامع بشري امروز دقيقاً مؤيد اين پيام جاويدان و كلام الهي است كه مي فرمايد :

وما يؤمن أكثرهم بالله إلا وهم مشركون .
اكثرشان به خداوند ايمان نمي آورند مگر اينكه در كنار او خدايان ديگري را نيز باور دارند

جوامع ديگر كه سهل است ، در حال حاضر اكثريت جمعيت اقوامی که به اصطلاح نام خود را مسلمان گذاشته اند يقيناً دينشان همان دين حق الهي نيست؟

پس براستي دين حق الهي چيست؟
آيه ای که در ابتدای مطلب آورده شد به وضوح هرچه تمامتر به اين پرسش ما پاسخ می دهد ، آيا باز متوجه نمي شويد؟ دارد مي گويد خداوند رسولش را با چيزي فرستاده است كه هم هدايت است و هم دين حق ،

آن منبع چيست؟ چيزي كه هم متضمن هدايت است و هم در برگيرنده دين حق ، چه مي تواند باشد؟

كتاب آسماني ، ( قرآن )
باور نمي كنيد؟! حتي اگر مدرك قرآني نشانتان دهم؟!

اينك اجازه دهيد با قرآن كريم تا بدو خلقت انسان به عقب برگرديم ؛ آنجا كه آدم فرمان مولايش را پشت گوش انداخت و عبد شيطان شد و حكم او را تعبد كرد. در واقع خداوند گفته بود كه شيطان دشمن اوست و نبايد آدم وهمسرش او را تعبد كنند ، اما آدم به عهد خود وفا نكرد و شيطان را تبعيت و پيروي نمود و همين شد كه از مقام خود ساقط شد و تنزل يافت. خداوند سبحان در آستانه هبوط ، مطلبي بسيار گرانسنگ و وزين را به او و بني آدم سفارش كرد ، پروردگار فرمودند :

قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينكم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون
- والذين كفروا وكذبوا بءايتنا اولئك اصحب النار هم فيها خلدون
گفتيم: "همگي، از آنجا پايين برويد. هرگاه هدايتي از جانب من براي شما آيد، آنان که از هدايت من پيروي کنند، هيچ ترس و اندوهي نخواهند داشت. "و اما کساني که کافر شوند و آيات ما را تکذيب کنند، ساكنان دوزخ خواهند بود که تا ابد در آنجا ماندگارند."

با توجه به آيات فوق ، كسي كه از هدايت خداوند پيروي كند نجات يافته است و كسي كه آيات الهي(هدايت خدا) را تكفير كند و از آن پيروي نكند جايگاهش دوزخ خواهد بود. مقايسه اين دو آيه به ما مي فهماند كه هدايت خداوند همان كتاب و آيات خداوندي است و اين خطابيست عمومي و به همه انسانها.

هيچ پيامبر و آيين بخصوصي مد نظر نيست . پروردگار دارد خطاب به بني آدم مي گويد هرگاه كتاب هدايت بسويتان آمد ، هركس از آن كتاب پيروي كند هدايت يافته و رستگار خواهد شد . اگرچه خداوند آن كتاب را بوسيله يك رسول براي ما مي فرستد و اولين بار از زبان رسول خارج مي شود ، اما همانگونه كه مي بينيد هيچ صحبتي از آورنده مرسوله نيست و فقط اين كتاب است كه هدايت مي كند و شرط لازم و كافي نيز همان است.

در آيه زير مي خوانيم آنچه مايه هدايت و بشارت مؤمنين است همان قرآنيست كه بر پيامبر نازل شده نه خود پيامبر.

قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن الله مصدقا لما بين يديه وهدى وبشرى للمؤمنين
بگو: "هر کس که با جبرئيل مخالفت كند، بايد بداند که او اين (قرآن) را با خواست خدا، بر قلب تو نازل کرده است که تصديق كننده کتب آسماني پيشين و هدايت و بشارتي است براي مؤمنان."

بنده در اينجا براي جلو گيري از اطناب كلام از ذكر بسياري از آيات خودداري كرده و فقط به ذكر يك آيه اكتفا مي كنم و الا دهها آيه وجود دارند كه هدايت را فقط مختص كتاب آسماني مي دانند و به ما نشان مي دهند اين كتب آسماني هستند كه براي انسان نور و هدايت مي باشند.
پس هيچگاه فراموش نكنيد كه :

ان هدي الله هوالهدي

و همواره بخاطر داشته باشيد كه هدي الله چيزي جز كتاب آسماني و ما انزل الله نمي باشد ، كتابي كه داراي يك سري ويژگيهاي بخصوص و منحصر به فرد است و از اين رو به راحتي قابل تميز و تشخيص خواهد بود.

الله نزل احسن الحديث كتبا متشبها مثاني تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم وقلوبهم الى ذكر الله ذلك هدى الله يهدي به من يشاء ومن يضلل الله فما له من هاد
خدا بهترين حديث را نازل كرده است؛ كتابي هماهنگ و باثبات كه به هر دو راه (بهشت و دوزخ) اشاره مي كند. پوست كساني كه هيبت و حرمت پروردگارشان را ارج مي نهند از آن منقبض مي شود، سپس پوست و قلبشان براي پيام خدا نرم مي شود. چنين است هدايت خدا؛ او آن را به هر كه بخواهد (هدايت شود)، عطا مي كند. و اما كساني را كه خدا به گمراهي فرستد، هيچ چيز نمي تواند آنها را هدايت كند.

بنا بر اين هيچ شكي در آن نيست كه قرآن همان هدي و هدايتي است كه خداوند به همراه رسولش فرستاده و نيز دين حق و دين قيم و به طور كلي شريعت الهي نيز همين قرآن است ولاغير :

شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا والذي اوحينا اليك وما وصينا به ابرهيم وموسى وعيسى ان اقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم اليه الله يجتبي اليه من يشاء ويهدي اليه من ينيب

آري ، آن دين و شريعتي كه مأخذش كتاب آسماني و وحي الهي باشد براي مشركين اكراه آور و بسي گران است ، آخر اگر دين كلاً و خالصاً به خداوند تعلق گيرد و تمامی مرجعش كتاب آسماني باشد تكليف آلهه های مشركين چه مي شود؟ پس با قبول تعبد خالصانه کلام خداوند دیگر اين همه آلهه به نامهای متفاوت در دستگاه خداوند هيچ كاره اند و فقط الله ، رب و حاکم دین ما خوانده می شود . .

آيا بعد از این باز هم بهانه می آوید که وظیفه محمد چیزی فراتر از ابلاغ آیات هدایت از جانب خداوند متعال بود ؟ آیا باز هم قبول نمی کنید که تمامی اسلام در قران است ؟

اي كساني كه غير از قرآن مرجع و منبع ديگري براي اخذ احکام دين خود برگزيده ايد !
شما قطعاً اشتباه می کنید و قطعاً به طریق مستقیم نمی روید !
شما قطعاً آیات روشن خدا را نادیده گرفته اید !
به دليل فوق و همه آن دلايلي كه از این به بعد برایتان می آورم .
منم با شما هم عقيده هستم اين تايپك براي اي باز شده كه نشان داده بشه يگانه منبع اسلام فقط قران است نه احاديث
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-05-2007   #13 (لینک نوشته)
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله tehran نمايش نوشته ها
[/center]
شیعه معتقد است که قرآن و سخنان محمد لازم و ملزوم همدیگرند
اگر قبول ندارید عکسش را ثابت کنید
بله دقيقا همين طوره .
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-05-2007   #14 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
tehran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله جستار نمايش نوشته ها
بله دقيقا همين طوره .
سوال من تائید یا رد مطلبی نبود
من کاربر zxcv را از فاروم دیگری بنام باشگاه جوانان ايراني میشناسم ایشون معتقد به مذهب اهل تسنن شاخه وهابی هستند و از این رو از ایشون سوال پرسیدم تا نظرش مشخص شود
tehran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-05-2007   #15 (لینک نوشته)
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : فرق اسلامي كه در قرآن است با اسلامي كه در احاديث است

نوشته اصلي بوسيله obedient نمايش نوشته ها
باسلام

جناب جستار آنچه من در اينجا مينويسم صرفا عقايد و نظرات خودم هست و ادعايي ندارم كه اينها حتما درسته اگر هم تندي در مطالب من ديديد اميدوارم منو عفو كنيد.


ممنونم .
خب من هم نظر خودم رو در اون موارد گفتم .
و همچنين اميدوارم شما هم از من ناراحت نشده باشيد .
و عذر مي خوام اگه بي احترامي كردم.


نوشته اصلي بوسيله obedient نمايش نوشته ها
اي زنان پيغمبر آنکه آورد از شما کار بد آشکاراافزوده ميشود براي او عذاب دو چندان و باشد آن بر خدا آسان, و آنکه طاعت ورزد از شما خدا را و رسولش و کند کار شايسته ميدهيم او را مزدش دوبار و آماده کرديم برايش مزدي نيکو,اي زنان پيغمبر نيستيد چون احدي از زنان اگر پرهيزگاري ميکنيد پس نرمي نکنيد به گفتار پس طمع کند آنکه در دلش مرض است بگوييد گفتاري پسنديده و قرار گيريد در خانه هاتان و ظاهر مسازيد زينت به مردان بيگانه ظاهر ساختن جاهليت پيشين و بر پا داريد نماز را وبدهيد زکات را وفرمان بريد خدا و رسولش را جز اين نيست که ميخواهد خدا ببرد از شما اهل بيت بدي را و پاک گرداند شما را پاک گرداندني.
نوشته اصلي بوسيله obedient نمايش نوشته ها

بنده درباره مطالب بالا هيچ توضيحي نميدهم و قضاوت را به خواننده واگذار ميكنم.

اما در مورد حلال و حرام
حرام کردن حلال خدا زياد امر بي اهميتي نيست اين يعني گذشتن از حدودي که خدا معين کرده
[6:150] قل هلم شهداءكم الذين يشهدون ان الله حرم هذا فان شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع اهواء الذين كذبوا بءايتنا والذين لا يؤمنون بالاءخرة وهم بربهم يعدلون
بگو گواهان خود را كه گواهي مي دهند خداوند اينها را حرام كرده است بياوريد اگر آنها گواهي دهند تو با آنها گواهي نده و از اهواء كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و كساني كه به آخرت ايمان ندارند و براي خداوند شريك قائلند پيروي مكن
[6:119] وما لكم الا تاكلوا مما ذكر اسم الله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم الا ما اضطررتم اليه وان كثيرا ليضلون باهوائهم بغير علم ان ربك هو اعلم بالمعتدينچرا از آنچه كه نام خداوند بر آن برده شده نمي خوريد؟ در حالي كه خداوند آنچه بر شما حرام كرده به تفصيل( با جزئيات كامل) بيان كرده و بسياري از مردم با اهواء خود و بدون علم ديگران را گمراه مي سازند .پروردگار تو به حال متجاوزين آگاه است.

در ضمن جناب ماني اگر ميخواهيد بحث را در اين تاپيك ادامه دهيد به طور پراكنده بحث نكنيد و بحث رت به صورت منسجم ادامه دهيد
1- در مورد آيه اول اگه مشخص تر مطرح مي كرديد بهتر بود دوست من .
اما فكر مي كنم منظورتان را فهميدم شايد قصد داشتيد نشان دهيد منظور از اهل بيت كسان ديگري هستند (مثلا زنان پيامبر و...) .
اما پاسخ هاي روشن و مشخصي دارد كه اگر خواستيد در موردش بحث مي كنيم از جمله ضماير آيه كه بخوبي و بيانات مكرر حضرت رسول و ...

2- در مورد اين آيه هم حرفي نيست .
بله مسلما حلال و حرام خيلي مهم و مورد احترام هستش .
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
قرآن, منابع, اسلام, بررسی, حدیث, خدا, شیطان

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:14 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.