جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات ) - صفحه 2
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > قرآن و عترت
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-16-2013  
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )


آیاتی که به ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورتی آشکار یا به اشاره دلالت دارند، شش دسته اند:
الف)آیاتی که بر طغیان و سرکشی گروهی از مردم به رهبری سلسله جنبانان کفر و فسق هم چون لشکر سفیانی و دجّال دلالت دارند و به استناد روایات در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست ایشان یا عیسی علیه السلام هلاک خواهند شد.



جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

نویسنده: دکتر علی نصیری(1)



چکیده

آخرالزمان و مجموعه حوادث آن از جمله مباحثی است که در آیات و روایات اسلامی بدان توجه شده و افزون بر تفسیر و حدیث، در حوزه کلام و مهدویت پژوهی اهمیت ویژه ای دارد. در این نوشتار، نخست مفهوم آخرالزمان و تفاوت آن با اشراط الساعه بررسی شده و نگاه قرآن و دیگر ادیان به این مسئله مدنظر قرار گرفته است. آن گاه مهم ترین رخدادهای آخرالزمان بازکاوی شده اند که عبارتند از: ظاهر شدن دود در آسمان، ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی، خروج دجّال، فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان، خروج یأجوج و مأجوج،‌ خروج دابه الارض و رجعت. این رخدادها در قرآن و نیز روایات فریقین مورد تأکید قرار گرفته اند.
واژگان کلیدی

آخرالزمان، اشراط الساعه، فلسفه فرجام هستی، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی.
مفهوم آخرالزمان

به دوران پایانی عمر جهان که از یک سو پایان بخش دوران هستی است و از سوی دیگر آغازگر فروریختن جهان و شروع قیامت است، آخرالزمان گفته می شود. این اصطلاح افزون بر آن که در منابع اسلامی به گونه ای گسترده انعکاس یافته، در منابع و فرهنگ غیر اسلامی نیز راه یافته و امری شناخته شده است.(2)
در منابع اسلامی در کنار اصطلاح آخرالزمان از اصطلاح دیگری به نام «اشراط الساعه= نشانه های قیامت»نیز یاد شده است(3)، اما تاکنون تحقیق جامعی برای بازشناخت عناصر مفهومی این دو اصطلاح و تفاوت های آن ها انجام نگرفته است. از این رو در بیش تر مباحث مربوط و نیز کتاب هایی که به این مسئله پرداخته، درهم آمیختگی آشکاری به چشم می خورد.
با کنکاشی گسترده و عمیق درمی یابیم اصطلاح اشراط الساعه اعم از اصطلاح آخرالزمان بوده و میان آن دو تفاوت هایی از این دست وجود دارد:

1. دامنه مفهومی در اصطلاح اشراط الساعه از دوران بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم آغاز می شود(4) و تا فروریختن نظام عالم شامل فروریختن آسمان ها، زمین، کوه ها و ... استمرار می یابد(5)، در حالی که دامنه مفهومی آخرالزمان تنها به دورانی خاص، یعنی دوره پایانی هستی و پیش از فروریختن نظام عالم، محدود است.
2. از آن جا که آخرالزمان، ‌دورانی ملحق به دنیا محسوب می گردد، مبانی تکلیف شامل آگاهی، اراده و اختیار در این دوران سریان دارد. از این رو مردم در این دوره برای انتخاب دین حق یعنی اسلام- که از سوی مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف ابلاغ می شود- کاملاً مختار خواهند بود و راه برای توبه و بازگشت کافران و فاسقان هم چنان هموار است، مگر آن که به تیغ قهر آن حضرت گرفتار شوند.

از طرفی به تصریح قرآن با آمدن قیامت و «طلوع خورشید از مغرب» به عنوان تحقق یکی از آیات الهی و آغاز از هم پاشیدن نظام دنیا دوران بازگشت به ایمان و عمل صالح پایان پذیرفته و صف مؤمنان از کافران به صورتی ناخواسته از هم متمایز می شود.(6)این امر نشان می دهد اگر در بخشی از دامنه مفهومی اشراط الساعه، یعنی از دوران رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا دوران آخرالزمان، دامنه تکلیف استمرار دارد، در بخشی دیگر از آن، یعنی پس از دوران آخرالزمان تا ظهور قیامت، ‌عرصه تکلیف رخت برمی بندد.

از طرف دیگر با تکیه بر این نکته می توان مصادیق رخدادهای آخرالزمان را از اشراط الساعه متمایز ساخت. به این بیان که مصادیقی هم چون ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرود آمدن عیسی علیه السلام، رجعت و ظاهر شدن دود در آسمان ناظر به رخدادهای آخرالزمان خواهد بود، در حالی که حوادثی هم چون طلوع خورشید از مغرب، شکافتن آسمان و... مربوط به اشراط الساعه است. بر این اساس، ثبات و ماندگاری نظام عالم و استمرار قانون تکلیف از اختصاصات آخرالزمان است، در حالی که با شروع آن دسته از نشانه های قیامت(اشراط الساعه) که پس از آخرالزمان تحقق می یابد، افزون بر آن که دامنه تکلیف برچیده می شود، نظام عالم فرو خواهد ریخت؛ چنان که آخرالزمان و رخدادهای آن را تماماً باید به عنوان یکی از نشانه های قیامت و اشراط الساعه ارزیابی کرد.(7)
آخرالزمان در قرآن

در قرآن کریم از آخرالزمان به روشنی سخن به میان نیامده، اما در لا به لای برخی از آیات به آن اشاره شده است. این آیات را به چند دسته می توان تقسیم کرد:
1. از وقوع برخی از رخدادها خبر داده که از گذشته تا حال تحقق نیافته و از آن جا که در خود این آیات وقوع آن ها به ظهور نشانه های قیامت هم راه است، می توان نتیجه گرفت که ظرف تحقق آن ها آخرالزمان است(8)، چنان که از خروج یأجوج و مأجوج و خرابی سدّ ذوالقرنین خبر داده و این رخداد را نزدیک به قیامت دانسته است.(9) هم چنین نزول عیسی علیه السلام از آسمان را از نشانه های قیامت برشمرده(10)و رجعت گروهی از انسان ها به عنوان رخدادی پیش از وقوع قیامت معرفی شده است.(11)

2.از میراث بری زمین توسط صالحان و مستضعفان و حکومت آنان به عنوان سنت و اراده تخلف ناپذیر الهی خبر داده شده است(12)و از آن جا که میراث بر، اموال و امتیازات صاحبان پیشین را مالک می شود، می توان دریافت چنین میراث بری گسترده ای که تمام زمین را دربرمی گیرد، پس از آخرین سلسله از حکم رانی و سلطه بر زمین توسط زمام داران ناشایسته در فرجام جهان، تحقق می یابد؛ زیرا با فرض هر حکومتی پس از صالحان و مستضعفان، میراث بری آن ها مفهومی نخواهد داشت.

3. چیره شدن اسلام بر همه ادیان و حاکمیت مطلق اسلام بر تمام جهان که در آیاتی از قرآن پیش بینی شده است(13) امری است که تاکنون تحقق نیافته و رخدادی نیست که به صورت طبیعی و بدون استفاده از دعوت علنی و همگانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و استفاده از قدرت اعجاز و قهر تحقق پذیر باشد. از این رو باید پذیرفت این وعده الهی در دوران پایانی دنیا هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام خواهد گرفت(14).
افزون بر قرآن، آخرالزمان و رخدادهای آن به صورتی بس گسترده و با جزئیات بسیار در روایات فریقین انعکاس یافته و صاحبان جوامع روایی این روایات را در کتاب هایی با عناوین الفتن و الملاحم یا الفتن و اشراط الساعه(15)ذکر کرده اند.
فرجام جهان از نگاه ادیان آسمانی

قرآن اعلام داشته که میراث بری زمین توسط صالحان در کتاب زبور نوشته شده(16)، چنان که در آیه «و إن منْ اهلِ الکتابِ إلا لَیُومنَنّ به قَبلَ مَوته»(17)به طور ضمنی از نزول عیسی علیه السلام سخن به میان آورده است. این امر نشان گر آن است که ادیان آسمانی پیشین کم و بیش از فرجام جهان و نشانه های آن خبر داده اند.

در تورات در داستان پیامبرانی چون عاموس، هوشع، اشعیا، میکا، ارمیا و... از روز خدا سخن به میان آمده که در آن پادشاهی از نسل داود- یعنی فرزند انسان- که روح خدا بر او قرار گرفته ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و خیر و برکت پر خواهد ساخت. هم چنین در پیش گویی های حزقیان از هجوم جوج(یأجوج)و هلاکت آن ها و تغییرات کیهانی مانند تاریکی خورشید و ستارگان خبر داده شده است و در نوشته های بین النهرین از هجوم سپاه یأجوج و مأجوج و فتنه مسیحای دروغین(دجّال) و ظهور منجی ای که پسر انسان، پسر خدا و انسان یاد شده، گزارش شده است.

در اناجیل مسیحیان از نزدیک بودن پایان دنیا، رجعت عیسی، ظهور مسیحیان دروغین، شایع شدن قحط سالی، وبا، زلزله های مرگ بار، جنگ ها و بلاهای سخت و نابود شدن سپاه یأجوج و مأجوج گفت و گو شده است.(18)
عیسی علیه السلام در عبارتی چنین می فرماید:« کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید...» و اساساً گفته شده که محور و مرکز تعلیمات عیسی علیه السلام بشارت نجات و تحقق ملکوت خداست.(19)
فرجام جهان از نگاه اسلام

از مجموعه آیات و روایات درباره آخرالزمان چنین بهره می گیریم:
1. همان گونه که جهان با آفرینش آدم به عنوان نخستین انسان، آغازی روشن دارد، در پایان نیز فرجامی مشخص و معین خواهد داشت و اول و آخر این کهنه کتاب، چنان که برخی پنداشته اند، نیفتاده است.
2. جهان به سوی حاکمیت ظلم و کفر پیش می رود و با وجود تلاش پیامبران، مردم از مسیر ترسیم شده آن ها منحرف می شوند و در نظام اجتماعی، ستم و در روابط فردی، فسق و فجور حاکم خواهد شد.
3. با این حال در پایان هستی، ظلم و کفر از جهان رخت برمی بندد و با چیره شدن اسلام بر تمام ادیان، صالحان مستضعف حاکمیت جهان را برعهده خواهند گرفت.
4. برای برچیده شدن ظلم و کفر و حاکمیت عدالت و اسلام، انسانی والا و بزرگ از سلسله امامان به نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذخیره شده است.
5. با بسته شدن پرونده جهان با حاکمیت دین و عدالت، جهانیان مهیای ظهور رستاخیز و برچیده شدن نظام هستی می شوند.
فلسفه فرجام هستی

مکاتب زمینی از ترسیم آینده جهان ناتوانند و هیچ پاسخ روشنی در این باره ارائه نمی کنند. در مقابل، ادیان آسمانی به ویژه اسلام به طور شفاف به پایان هستی و فرجام نیک آن پرداخته اند. ادیان الهی، در کنار تعریفی روشن از خالق، هستی و انسان، تعریفی روشن از جهان، آغاز و انجام آن دارند. توان گزارش گری از آینده به منزله اخبار از غیب، نشانه ای از حقانیت ادیان آسمانی است. آیا دینی که از آبشخور وحی آسمانی بهره ندارد، می تواند با قاطعیت اعلام کند روزی منجی عالم ظهور خواهد کرد؟

از سوی دیگر، همواره هر انسان مؤمن و آزاده از حاکم نبودن دین و عدالت بر پهنه گیتی رنج می برد. این حاکمیت، گاه چنان تاریخ تلخی داشته که امید رهایی و نجات را در دل هر انسان میرانده و از این رو، بسیاری با ناامیدی کامل چشم از جهان فرو بستند. در مقابل، چراغ امید و آرزو در دل کسانی که با آموزه های پیامبران آشنایند و از فرجام نیک جهان آگاهی یافته اند، هماره روشن است. وجود چنین امیدی در دل ها، موجب پویایی، حرکت و تلاش است. بدین سبب، انتظار ظهور منجی نه تنها باعث رخوت و سستی نمی شود، بلکه موجی از حرکت و جوشش را به دنبال می آورد.
رخدادهای آخرالزمان

به استناد آیات قرآن و روایاتی که در تفسیر و تبیین آن ها وارد شده است، رخدادهای آخرالزمان را می توان چنین برشمرد:
1. ظاهر شدن دود در آسمان؛ 2. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ 3. خروج سفیانی؛ 4. خروج دجّال؛ 5. فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان؛ 6. خروج یأجوج و مأجوج؛ 7. خروج دابه الارض؛ 8. رجعت.
در میان این رخدادها، ظاهر شدن دود در آسمان، تغییری کیهانی بوده و سایر رخدادها مربوط به تحولات اجتماعی است.
1. ظاهر شدن دود در آسمان

«فارتَقبْ یومَ تأتی السّماءُ بدُخانٍ مبین»(20)؛
پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برمی آورد.
برای این آیه شریفه دو شأن نزول ذکر شده است:
الف) از آن جا که مشرکان مکه بر کفر و لجاجت خود پافشاری کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن ها را نفرین کرد و از خداوند خواست آنان را به قحط سالی دوران یوسف علیه السلام مبتلا کند. در اثر نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قحط سالی شدیدی به مشرکان منکر روی آورد، به گونه ای که در اثر شدت گرسنگی، آسمان را به سان دود می دیدند.(21)
بر اساس این شأن نزول، وعده ظاهر شدن دود در آسمان، پیش از این در مکه رخ داده و دود نیز واقعی نبوده، بلکه آنان از شدت گرسنگی، آسمان را دود می دیدند.
ب)مفسران بزرگ بر آنند که این آیه، یکی از تغییرات کیهانی را نشانه ای از آخرالزمان برشمرده که در زمان موعود تحقق خواهد یافت.(22)
آن چه از ظاهر این آیه و آیات پسین به دست می آید، شأن نزول دوم را تقویت می کند؛ زیرا از ظاهر آیات درمی یابیم:
1. ظاهر کلمه«دخان»دود واقعی است و حمل آن بر تاریکی آسمان در اثر گرسنگی خلاف ظاهر است.
2. توصیف دخان به مبین (آشکار)با برخورد انحصاری آن با گروهی از مشرکان مکه سازگار نیست.

3. این دود تمام مردم را دربرمی گیرد( یغشی الناس). با چنین توصیفی نمی توان پذیرفت تنها در منطقه ای محدود هم چون مکه منتشر شده باشد(23). از آن جا که پس از استغاثه کافران این عذاب الهی از آنان برداشته می شود، این رخداد مربوط به آخرالزمان خواهد بود که در آن باب توبه و بازگشت و رفع عذاب هم چنان گشوده است.
در روایات فراوانی دود آسمان به عنوان یکی از نشانه های قیامت که در آخرالزمان رخ می دهد، معرفی شده و در توصیف آن چنین آمده است: دودی آشکار به سان سر گوساله بریان شده از عدن برمی خیزد و چهل شبانه روز مشرق و مغرب جهان را چنان پر می کند که زمین به خانه ای می ماند که در آن آتش افروخته باشند و همه شکاف های آن پر از دود شود. این دود تمام ساکنان زمین را فرا می گیرد، با این تفاوت که برای مؤمن موجب زکام می شود، اما کافر را مست و بی هوش کرده از بینی و گوش او خارج می گردد.(24)
2. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

آیاتی که به ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورتی آشکار یا به اشاره دلالت دارند، شش دسته اند:
الف)آیاتی که بر طغیان و سرکشی گروهی از مردم به رهبری سلسله جنبانان کفر و فسق هم چون لشکر سفیانی(25)و دجّال(26)دلالت دارند و به استناد روایات در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست ایشان یا عیسی علیه السلام هلاک خواهند شد.
ب)آیاتی که به نزول عیسی علیه السلام از آسمان اشاره دارند(27)و به استناد روایات، این نزول هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برای حمایت از ایشان انجام می گیرد.
ج)آیاتی که بر خروج دابه الارض از زمین و بازگشت گروهی از صالحان و فاسقان دلالت دارد(رجعت)(28)و بر اساس روایات، این ماجرا در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ می دهد.

د)آیاتی که از وعده و سنت الهی پیروزی صالحان و مستضعفان بر مستکبران، و حکومت صالحان بر سراسر زمین خبر داده(29)و براساس روایات، به ظهور و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره می کنند.
هـ)آیاتی که از چیره شدن فراگیر اسلام بر جهان و نابودی همه ادیان دیگر سخن به میان آورده اند(30)و تحقق چنین مسئله ای در دوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
و)آیاتی که به خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گرد آمدن یاران ایشان پرداخته اند(31).
از آن جا که سه دسته نخست آیات به طور جداگانه در این نوشتار بررسی شده اند، به بررسی دیگر آیات می پردازیم:
وعده الهی حکومت صالحان

از دو آیه «إنّ الارضَ للهِ یوُرثُها من یشاءُ»(32)و « و لقدْ کتبْنا فِی الزّبور من بعدِ الذّکر أنّ الارض یرِثُها عبادیَ الصالحون»(33)در می یابیم:
الف) میراث بری زمین توسط صالحان، وعده حتمی الهی است.
ب) این وعده افزون بر قرآن- که در آیه فوق از قرآن با عنوان ذکر یاد شده است- در برخی دیگر از کتاب های آسمانی پیشین هم چون زبور داود نیز گزارش شده که بیان گر فراگیر بودن انتظار منجی و نجات و پیروزی صالحان در میان ادیان آسمانی است.
ج)تأکید بر واژه «ارض» نشان گر وسعت و فراگیر بودن دامنه وعده الهی است که تمام زمین را دربرمی گیرد.

هـ)به کار بردن واژه «ارث» نشان می دهد پیش از آن ها حکومت جهانی به دست انسان های ناشایست و غیرصالح اداره می شود که با فرارسیدن وعده الهی، این حکومت از دست آن ها خارج و به عنوان میراث به دست صالحان می رسد.
با توجه به این که قرآن انسان هایی که از هر نظر روان خود را پالایش کرده و گوهر جان آن ها خدایی شده است صالح می نامد، می توان نتیجه گرفت انسانی بس شایسته رهبری صالحان وارث زمین را برعهده خواهد گرفت. به بیان روشن تر، از این آیات افزون بر آن که درمی یابیم زمام داران عصر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان هایی صالح و شایسته اند، می توان گفت شخص مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان رهبر و پیشوا در اوج نزاهت و صالح بودن قرار دارد.

بنابر آن چه گفته شد، تطبیق این آیات بر حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات(34)کاملاً منطقی به نظر می رسد.
در آیه « و نُریدُ انْ نَّمُنّ علی الذین استُضعفوا فی الارضِ و نجْعلَهُم ائمهً و نَجعلهم الوارثینَ»(35)از اراده تخلف ناپذیر الهی برای پیروزی مستضعفان و پیشوایی آن ها سخن به میان آمده که در روایات به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.(36) این آیه در لا به لای آیاتی قرار دارد که در آن ها تفصیل ماجرای ستم فرعون و استضعاف بنی اسرائیل و نجات آن ها به دست موسی علیه السلام بیان شده است و با وجود آن که ظاهر آیه از اراده الهی برای نجات بنی اسرائیل مستضعف از دست فرعون و حکومت وی خبر داده، اما اراده ای فراگیر که روزی همه مستضعفان جهان را دربرمی گیرد، از مفهوم آیه برداشت شده است.
شباهت هایی که بین داستان موسی علیه السلام و بنی اسرائیل با داستان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مستضعفان آخرالزمان وجود دارد، صحت و ظرافت این برداشت فراگیر را تأیید می کند(37). این شباهت ها بدین قرارند:

1. به سان دوران موسی علیه السلام، پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراعنه و حکم رانان جبّار و ستم گری حکومت خواهند داشت و چنان که در روایات متواتری آمده است، جهان در اثر ستم گری آن ها پر از ظلم و بیداد خواهد شد.
2. چنان که بنی اسرائیل با وجود همه ستم های بسیار حکومت فرعون، به آمدن انسانی منجی به نام موسی امید داشتند، مؤمنان و مستضعفان هماره به آمدن منجی عالم، یعنی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آرزومندند و آمدن او را انتظار می برند.
3. همان گونه که سنت و اراده تخلف ناپذیر خداوند مبنی بر حکومت مستضعفان در ماجرای بنی اسرائیل به دست شخصی به نام موسی علیه السلام تبلور یافت، این سنت در آخرالزمان به دست انسانی به نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد یافت.
4. همان گونه که خداوند موسی علیه السلام را در دل خانه دشمن و به صورت ناشناس حفظ و حراست نمود، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز با وجود زندگی بین دشمنان به صورت ناشناس حفظ و نگاهبانی می کند.

5. همان گونه که در فرجام ماجرای بنی اسرائیل، فرعون و حکومت او نابود شد و حکومت الهی به دست موسی علیه السلام شکل گرفت، همه مؤمنان مستضعف به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زیر یوغ ستم گران و کافران نجات یافته و حکومت الهی توسط آن امام تشکیل خواهد شد.
تنها تفاوت این دو ماجرا سطح و گستره آن هاست. گستره پیام و نجات بخشی موسی عجل الله تعالی فرجه الشریف منحصر به بنی اسرائیل و بخشی از زمین بوده است اما پیام، نجات بخشی و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تمام جهانیان در گستره زمین را دربرخواهد گرفت.
حاکمیت اسلام در سراسر گیتی

از ظاهر آیه «هوَ الذّی ارسَلَ رسولهُ بالهُدی و دینِ‌الحقّ لِیُظهرهُ علی الدین کُلّه و لوْ کَره المُشرکون»(38)در می یابیم هدف نهایی رسالت پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم چیره شدن اسلام به عنوان دین حق بر تمام ادیان جهان است، گرچه مشرکان در برابر تحقق این هدف ایستادگی خواهند کرد. پیداست این هدف تاکنون تحقق نیافته و اسلام تنها در بخشی از جهان گسترده شده است. در روایات اهل بیت علیهم السلام زمان تحقق این هدف، ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعلام شده است. امام صادق علیه السلام در پاسخ ابوبصیر فرمود:« سوگند به خدا، هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است و وقتی با اراده خداوند، قائم قیام نماید، کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگران خواهند بود.»(39) حضرت امیر علیه السلام نیز فرمود:« خداوند مصداق این آیه را آشکار نساخته است. سوگند به کسی که جانم به دست اوست، هیچ آبادی نمی ماند، مگر آن که هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دهند.»(40)
امام باقر علیه السلام زمان تحقق تفسیر آیه «وَ قاتَلوهُم حتی لا تکونَ فتنهٌ و یَکونَ الدینُ کلُّهُ لله»(41)را زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته که اثری از شرک در زمین باقی نخواهد ماند(42)و امام کاظم علیه السلام در تفسیر آیه « و لهُ اسلمَ منْ فی السماواتِ و الارضِ طوعاً و کرهاً و إلیه یُرجعونَ»(43)فرمود:

این آیه در شأن قائم نازل شده، که هنگام ظهور، اسلام را بر یهودیان، مسیحیان، ستاره پرستان، بی دینان، مرتدان و کافران در شرق و غرب جهان عرضه می نماید. هر کس از روی تمایل اسلام را بپذیرد او را به نماز و زکات و انجام دستوراتی که بر هر مسلمان واجب است، مکلف می سازد و هر کس تن به پذیرش اسلام ندهد گردنش را می زند، به طوری که در سراسر جهان جز موحّد و یکتاپرست باقی نمی ماند.(44)
ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گرد آمدن یاران او

در برخی روایات، آیه:«سَنُریهمْ آیاتِنا فی الآفاقِ و فی انفسِهم حتّی یتَبیّنَ لهمْ انّه الحقُ»(45)بر خروج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به تأویل برده شده(46)و نیز در برخی دیگر از روایات، آیه «خاشعهً اَبصارَهُم ترهَقُهم ذلّهٌ و قد کانوا یُدعونَ»(47)بر قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.(48) بندگانی که یهود طغیان گر را «پس از طغیان دوم گوش مالی خواهند داد»(49)مهدی و یارانش خواهند بود(50)و آیه «اینَ ما تکونوا یأت بِکُم اللهُ جمیعاً»(51)بر گرد آمدن یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر شده است.(52) علامه طبرسی می گوید: در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده که مراد از آن ها یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان است.(53) به استناد برخی روایات، این امر زمانی روی می دهد که آن حضرت وارد مسجدالحرام شده و پشت به حجرالاسود با صدای بلند خود را معرفی کرده و یاران خود را به یاری می طلبد. صدای ایشان چنان طنین انداز می شود که تمام ساکنان زمین از ظهورش مطلع می گردند.(54)

از مجموع آیات مورد اشاره، نکات زیر به دست می آیند:
1. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سان ظهور موسی علیه السلام از وعده های حتمی و سنت های تخلف ناپذیر الهی است که زمانی تحقق خواهد یافت. روایاتی هم چون« لوْ لمْ یَبْقَ من الدّنیا إلا یومٌ واحدٌ لبَعثَ اللهُ فیه رجُلاً من اهل بیتی یملَوُها عدلاً کما مُلئت جورا»(55) ناظر به همین وعده حتمی الهی است.
2. از مضامینی هم چون میراث بری و نیز علایمی دیگر درمی یابیم ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان و پیش از پایان یافتن دنیا انجام می گیرد.
3. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در شرایطی است که در دنیا ادیانی به جز اسلام حاکم است و با ظهور ایشان اسلام بر سرتاسر گیتی حاکم خواهد شد.
4. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شرایطی ظهور می کند که ظلم، فسق و فجور جهان را فراگرفته است و حکومت ایشان پایان بخش ستم ها خواهد بود.
5. قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با حوادثی هم چون خروج دجّال و سفیانی و برخی تغییرات کیهانی هم راه است.
6. در دوران حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ماجرای رجعت رخ خواهد داد.
7.با توجه به این که در برخی آیات، پس از یاد کرد علایم ظهور و حکومت ایشان از نشانه های ظهور قیامت هم چون دمیدن در صور سخن به میان آمده، می توان نتیجه گرفت که پایان حکومت و دوران ایشان آغازگر ظهور رستاخیز خواهد بود.



راسخون / وعده صادق



پی‌نوشت‌ها:

1. دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران.
2.نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص 132،‌ مقاله «آخرالزمان».
3.برای آگاهی بیش تر از مفهوم اشراط الساعه، نک: دائره المعارف قرآن، ج3، ص 354 و 345؛ پیام قرآن، مقاله «اشراط الساعه»، از نگارنده، ج6، ص 21-40.
4. اشراط الساعه در آیه شریفه «فَهلْ ینظُرونَ إلا السّاعهَ ان تأتیَهُم بغتهً فَقَدْ جاءَ اشْراطُها...»؛ «آیا [کافران] جز این انتظار می برند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرا رسد؟ و علامات آن اینک پدید آمده است...»(سوره محمد، آیه 18)به بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم تفسیر شده است؛ زیرا از ایشان روایت شده که فرمود:« بین بعثت من و ظهور قیامت به فاصله انگشت میانه و سبابه فاصله است.»(روح المعانی، ج14، ص 80).
5.المیزان، ج20، ص 162.
6.آیه چنین است:« هل یَنظُرونَ إلا أن تأتیَهُمُ الملائکهَ اوْ یأتیَ ربُکَ أو یأتی بعضُ آیاتِ‌ ربّکَ...»(آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند، یا پروردگارت بیاید، یا پاره ای از نشانه های پروردگارت بیاید؟...» (سوره انعام، آیه 158) و بیش تر مفسران به استناد روایت گفته اند که مقصود از آمدن برخی از آیات الهی، طلوع خورشید از مغرب است.(الجامع لاحکام القرآن، ج13،‌ص 158؛ المیزان، ج15، ص 396 و ج7، ص 388؛ التفسیر الکبیر، ج11، ص 73؛ جامع البیان، ج12، ص 69 و 139).
7. برای مثال در روایات مفصلی انتشار فسق و فجور و حاکمیت ارزش های ضد اخلاقی که مربوط به دوران آخرالزمان است، به عنوان اشراط الساعه معرفی شده است(نک: المیزان، ج5، ص 394-401).
8. بحارالانوار، ج51، ص 99-100.
9.«فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ وَ کَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقّاً »؛«و چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن[ سدّ] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است.»(سوره کهف، آیه 98)؛ «حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ»؛ «تا وقتی که یأجوج و مأجوج [راهشان] گشوده شود و آن ها از هر پشته ای بتازند».(سوره انبیا، آیه 96).
10.«وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً »؛ « و از اهل کتاب، کسی نیست مگر آن که پیش از مرگ خود حتماً‌ به او ایمان می آورد، و روز قیامت[عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.»(سوره نساء،‌ آیه 159).
11.«وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لاَ یُوقِنُونَ‌ »؛ «و چون قول[ عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده ای را از زمین برای آنان بیرون می آوریم که با ایشان سخن گوید که: مردم[ چنان که باید] به نشانه های ما یقین نداشتند.»(سوره نمل، آیه 82).
12.«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ‌»؛«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث[ زمین] کنیم.»(سوره قصص،‌آیه 5).
13.این امر در آیه 33 سوره توبه،‌ آیه9 سوره صف و آیه 28 سوره فتح انعکاس یافته است. در سوره های توبه و صف چنین آمده است:«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‌ »؛«اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آ‌ن را بر هر چه دین است فائق گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید.»
14. در روایاتی از اهل بیت علیهم السلام بر این امر تصریح شده است. برای مثال، نک: بحارالانوار، ج52، ص 191.
15.برای مثال نک: بحارالانوار، ج6، ص 291، باب اشراط الساعه و قصه یأجوج و مأجوج؛ صحیح بخاری، ص 1249، کتاب الفتن؛ صحیح مسلم، ص 1208، کتاب الفتن و اشراط الساعه؛ یأجوج و مأجوج فتنه الماضی و الحاضر و المستقبل.
16.«وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌ »؛ «و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»(سوره انبیاء، آیه 105).
17.سوره نساء، ‌آیه 159.
18.برای تفصیل بیش تر، نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص 132، مقاله«آخرالزمان».
19.برای تفصیل بیش تر، نک: کتاب مقدس، اشعیاء 11و 12؛ دانیال 2: 44؛ متی24: 15-44؛ مکاشفه یوحّنا، 4-22.
20.سوره دخان، آیه 10.
21. جامع البیان، ج13، ص 143؛ المیزان، ج18، ص 138؛ مجمع البیان، ج9، ص 104.
22.التفسیر الکبیر، ج9، ص 656؛ المیزان، ج18، ص 137.
23.التفسیر الکبیر، ج9، ص 656-657.
24.الکشاف، ج4، ص 272؛ جامع البیان، ج13، ص 147-148.
25.درباره آیه«و لوْ تَری إذْ فَزِعوا فلا فوتِ و اُخذوُا من مکانٍ قریب» ؛ «و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند[ آن جا که راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیک گرفتار آمده اند.»(سوره سبأ، آیه 51)گفته شده که مقصود، لشکر سفیانی است. البته این امر می تواند بر اساس تأویل باشد.(نک: جامع البیان، ج12، ص 130)این مطلب در بخشی از گفتار حضرت امیر علیه السلام در نامه ای خطاب به معاویه نیز آمده است(نک: بحارالانوار، ج33، ص 157-158 و ج52، ص 185).
26.براساس برخی روایات، مقصود از مجادله کنندگان در آیه«إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ »؛ «در حقیقت، آنان که درباره نشانه های خدا-بی آن که حجتی برایشان آمده باشد- به مجادله برمی خیزند در دل هایشان جز بزرگ نمایی نیست.»(سوره غافر، آیه 56)گفتار یهود درباره ظهور دجال در آخرالزمان است.(نک:کشف الاسرار، ج8، ص 482).
27.سوره نساء، آیه 159؛ سوره زخرف، آیه 61.
28.سوره نمل،‌آیه 84-83 .
29.سوره انبیاء، آیه 105؛ سوره قصص، آیه 5.
30.سوره توبه، آیه 33؛ سوره فتح،‌آیه 28؛ سوره صف، آیه 9.
31. سوره بقره، آیه 148؛ سوره سجده، آیه 56.
32. «زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می دهد.»(سوره اعراف، آیه 128).
33. سوره انبیاء،‌آیه 105.
34.البرهان، ج5، ص 256-257؛ مجمع البیان، ج7، ‌ص 106.
35.سوره قصص، آیه 5.
36.نک: نهج البلاغه، حکمت 209؛ کمال الدین و تمام النعمه، ‌ص 425؛ بحارالانوار، ج24، ص 167-171؛ ج51، ص 3، 18،‌51؛ البرهان، ج6، ص 53-56.
37.در روایتی از امام سجاد علیه السلام، اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان، به موسی علیه السلام و پیروان او، و دشمنان اهل بیت علیهم السلام و هم راهان آنان به فرعون و پیروان او تشبیه شده اند. گفتار امام سجاد علیه السلام چنین است:« و الّذی بعثَ مُحمّداً بالحقّ بشیراً و نذیراً إنّ الابرارَ منّا اهل البیتِ و شیعَتَهُم بمنزِلَه موسی و شیعَتهِ و إنّ عَدوُّنا و شیعَتَهُم بمَنزلهِ فرعونَ‌و اشیاعه»(البرهان، ج6، ص 56؛ مجمع البیان، ج7، ص 375).
38.سوره توبه، آیه 33.
39.کمال الدین و تمام النعمه، ص 67؛ تفسیر الصافی،‌ ج2، ص 337.
40.بحارالانوار، ج51، ص 54.
41.«و با آنان بجنگید تا فتنه ای برجای نماند و دین یک سره از آن خدا گردد.»(سوره انفال، آیه 39).
42.تفسیر العیاشی، ج2،‌ص 56؛ بحارالانوار، ج13، ص 188.
43.«هرکه در آسمان و زمین است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوی او بازگردانیده می شوند.»(سوره آل عمران، آیه 83).
44. تفسیرالعیاشی، ج1،‌ص 183.
45.«به زودی نشانه های خود را در افق ها[ی گوناگون] و در دل هایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حقّ است.»(سوره فصلت، آیه 53).
46.الکافی، ج8، ص 166 و ص 381؛ کتاب الغیبه، ص 269؛ بحارالانوار، ج24، ص 164.
47.«دیدگانشان به زیر افتاده، خواری آنان را فرو می گیرد، در حالی که[ پیش از این] به سجده دعوت می شدند.»(سوره قلم، آیه 43).
48.معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص 460.
49.سوره اسراء، ‌آیه 5.
50. نورالثقلین، ج3، ص 138.
51.«هر کجا که باشید، خداوند همگی شما را [ به سوی خود باز] می آورد.»(سوره بقره، آیه 148).
52.امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه مذکور فرمود:« یَعنی اصحابَ القائمِ الثُلاثَمائَهِ و البِضعهَ عشرَ رجُلاً...»(الکافی، ج8، ص 313).
53.مجمع البیان، ج1، ص 426.
54.کتاب الغیبه، ص 152.
55.این روایت به صورت های مختلف نقل شده است.(نک: کمال الدین و تمام النعمه، ص 280 و 577؛ کفایه الاثر، ص 266؛ وسائل الشیعه، ج17، ص 598؛ بحارالانوار، ج51، ص 85، ج36، ص 368.

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

__________________

b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-28-2013   #16 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

موعود در اندیشه اسلامی ـ به ویژه در دیدگاه شیعه ـ ماهیتی مشخص دارد و مصداق معینی را به خود اختصا ص داده است. ولادت او در منابع معتبر به اثبات رسیده است. آن حضرت که همنام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و غیبتی طولانی دارد ظهورش منوط به اراده خداوند متعال و تحقق شرائط ظهور است. موضوع این مقاله، بررسی ویژگی‌های شخصی حضرت مهدی علیه السلام در ادعیه و زیارات است.



جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

در این مقاله، تحلیل خواهد شد ادعیه و زیارات ویژگی‌های شخصی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به صورت جزئی و هماهنگ با تاریخ و مطابق با کتاب و سنت ترسیم می‌‌کنند. پس از آن، درمی‌یابیم ماهیت امام دوازدهم علیه السلام و ابعاد و شؤون آن حضرت چگونه در دعا و زیارات مربوط به مهدویت مورد اشاره قرار گرفته است.

پیش درآمد
مهدویت در اندیشه اسلامی، آموزه‌ای بنیادین و اندیشه‌ای راهبردی وکاربردی است، از این رو در مجموع معارف اسلامی تلاش شده است تبیین مناسبی از این آموزه صورت گیرد. واکاوی مسأله مهدویت نشان می‌دهد تعداد قابل توجهی دعا و زیارت در باب مهدویت وارد شده است؛ چرا که آن‌ها دربین سایر معارف، تاثیر بسزایی در تبیین این آموزه داشته اند؛ به ویژه هنگامی که سیاست شوم عباسیان مبنی بر قطع رابطه امام با مردم تشدید شده دعا و زیارت، بیشتر مورد توجه قرار گرفت، چرا که ساختار دعا و زیارت می‌تواند در دوران تقیه، عامل انتقال و نشر وترویج معارف مهدویت قرار گیرد. این مقاله، در صدد پاسخ‌گویی به این مسأله است که سیمای وجودی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادعیه و زیارات چگونه و با چه ساختاری وارد شده است. این مقاله به شیوه طبقه بندی آماری تدوین شده است و درصدد ارزیابی سندی و دلالی دعا و زیارات مهدوی نیست.
مفهوم شناسی دعا و زیارت
ادعیه و زیارات، حجم قابل توجهی از معارف اسلامی را به خود اختصاص داده اند. کاوش ها بیانگر صدور قریب به صد مورد دعا و زیارت در مسأله مهدویت هستند. مرحوم ابن فهد حلی در تعریف دعا فرموده است:
الدعاء طلب الدانی للفعل من الأعلی علی جهة الخضوع و الاستکانة؛ (حلی، بی‌تا: ص 9)
دعا درخواست کاری از مقام عالی در حال خشوع و خضوع است.
دعا از ماده «دعو»به این معنا نیز آمده است:
الرغبة إلی الله تعالی فیما عنده من الخیر و الابتهال إلیه بالسؤال (واسطی زبیری، 1414: ج19، ص 405)
دعا درخواست متواضعانه از خداوند متعال برای رسیدن به خیر و نیکی است.
طبق این تعریف، دعا در لغت به معنای خواندن، فراخوان و دعوت است. زیارت نیز زمزمه فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السلام در هنگام توسل و توجه به آن‌ها است. زیارت در لغت از ماده «زأر» به معنای «صوت الأسد فی صدره» و از ماده «زور» به معنای «زعیم القوم» بوده و از ماده «زیر» به معنای «الدن و الحب» آمده است.
زیارت در فارسی به معنای دیدار و زیارت اهل قبور شهرت یافته است. بررسی آیات و روایات و اهتمام امامان علیهم السلام به ادعیه و زیارات در اندیشه اسلامی، نشان می‌دهد دعا و زیارت، هماهنگ با آیات و روایات و متمایل با سیاق آن‌ها، انتقال معارف اهل بیت علیهم السلام و ارتباط با خدا را عملی می‌سازند.
نقش دعا و زیارت در عرصه مهدویت
اهتمام به دعا و زیارت در اندیشه اسلامی نشان می‌دهد دعا و زیارت در معرفت زایی و پرورش بصیرت جامعه، نقش بسیار زیادی دارد. از دیگرسو، مهدویت از معدود آموزه هایی است که مورد عنایت همة اهل بیت علیهم السلام مطرح بوده و انس و الفت و اهتمام به اعیه و زیارات در اندیشه اسلامی، موجب تعجیل ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شناخته شده است. میراث حدیثی عظیم شیعه، انبوهی از دانش و معارف مهدویت را در بر گرفته است و می تواند مکمل معارف آیات و روایات باشد و از جمله ویژگی‌های شخصی حضرت مهدی علیه السلام را تبیین کند. آنچه در این میان جلب توجه می‌کند، صدور ادعیه و زیارات متعدد مهدوی از سوی ائمه علیهم السلام است؛ به همین لحاظ درمی یابیم ادعیه و زیارات با ادبیات متناسب و هماهنگ با سایر معارف اسلامی مانند آیات و روایات به آموزه مهدویت می‌پردازند. بررسی ساختار و مرور ادعیه و زیارات نشان می‌دهد ساختار ادبی دعا و زیارت قابلیت ویژه‌ای در برقراری رابطه انسان با خدا دارد؛ به همین لحاظ در روایتی از امام صادق علیه السلام در اشاره به این مطلب آمده است:
علیکم بالدعاء فانکم لاتقربون بمثله؛ (کلینی، 1365: ج2، ص467) عنایت امام سجاد علیه السلام به این ساختار و صدور ادعیه و زیارات متعدد در دوران تقیه نیز گواه این مدعا است. از دیگر سو، این ساختار در طول دوران اختناق و فتنه، زبان انتقال معارف اسلامی و اصول اعتقادی شیعه قرار گرفته و موجب معرفت زایی جامعه در حیطة آموزه‌های اسلامی و مسأله مهدویت شده است.
این دعاها ضمن برقراری ارتباط با خدا، فرستاده‌ای الهی و انسانی کامل در جایگاه واسطه فیض و منجی موعود را مورد توجه قرار می‌دهد و نیاز به او از سوی جامعه احساس می‌گردد و موجب در خواست حضور و ظهور او از خداوند متعال می‌شود. همچنین بستر پذیرش ولایت و توجه به امامت به صورت شخصی و مصداقی حقیقی از آن را فراهم می‌آورد و خاستگاه این آرمان قرار می‌گیرد؛ چرا که دعا و زیارت، به شور و احساس و عواطف مخاطب در این حوزه توجه می‌کند و حلقه وصل جامعه و امام خویش قرار می‌گیرد.
گفتنی است پیوند جامعه با امامش آن‌گاه نمود می‌یابد که در دوران منع حدیث و تقیه بصیرتش را در دانش تکمیلی دعا و زیارت و ادبیات دقیق و ظریف آن پویا کند؛ چرا که این ساختار با لسانی ملموس برای مردم از زبان معصوم علیه السلام صادر می‌شود و به معرفی مصداق بارز امامت می‌پردازد و با توصیف امام دوازدهم علیه السلام به بزرگداشت و نکوداشت این آموزه می‌پردازد.
تأملی کوتاه در ساختار دعا و زیارت، نشان می‌دهد زبان انتقال معارف در آن‌ها در قالبی ویژه به بیان جزئیات بیشتری از مسأله مهدویت می‌پردازند. از آنجا که ویژگی‌های شخصی حضرت مهدی علیه السلام در این معارف، فراوان است، کنیه‌ها و لقب‌ها و صفاتی که هر یک به نوعی بیانگر شخصیت امام دوازدهم علیه السلام هستند به صورت گذرا مرور و تحلیل خواهند شد؛ زیرا به رغم وجوه مشترکی که بین آن‌ها وجود دارد، در پاره‌ای از موارد، تفاوت‌هایی بین آن‌ها دیده می‌شود.
بررسی مفهوم کنایه، لقب، صفت، شأن
جستار در کتب لغت و منابعی که به تفاوت واژه ها در لسان عرب می‌پردازد، چنین می‌نماید که کنایه، گاه برای تحقیر و در اغلب موارد برای تعریف یا برای تعظیم است. به نظر می‌آید با توجه به فضای مهدی ستیزی زمان امام دوازدهم علیه السلام کنایه، گزینه مناسبی برای معرفی مسأله امامت و مهدویت باشد؛ به خصوص که می‌تواند در قالبی متعارف و مرسوم عظمت آن حضرت را نیز برای اهلش بیان کند.
لقب نیز بر مسمّای مشهور و فراگیر اطلاق می‌شود. گویی القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفاز تحقق کامل اهداف خلقت و کارکرد امامت به دست امام دوازدهم علیه السلام خبر می‌دهند؛ چرا که با اقدامات آن حضرت، همة ارزش‌ها در جامعه، نهادینه و فراگیرخواهند شد.
صفت نیز در مقام تمجید و نکوداشت و بزرگداشت استفاده می‌شود. در حقیقت صفات، بیانگر حالات نیکوی امام هستند؛ بنابراین صفات نمی‌توانند همانند القاب به اقدامات فراگیر حضرت بپردازند. از کنایه نمی‌توان انتظار داشت به مثابه صفات، تصویر روشنی از امام ترسیم نمایند؛ هر چند در تمام آن‌ها به بزرگی از آن امام همام، یاد می‌شود. (ابو هلال، 1412: ص52 و 345 و 458)
شأن ومقام
امام، جایگاه ویژه‌ای در نظام آفرینش دارد؛ به گونه‌ای که هیچ کس نمی‌تواند در این مرتبه و مقام، جایگزین امام شود. در حدیثی از امام هشتم علیه السلام در اشاره به این مطلب آمده است: إن الامامةأجل قدراً وأعظم شأنا وأعلی مکاناً وأمنع جانباً وأبعد غوراً من أن یبلغها الناس بعقولهم؛ جلالت امامت و عظمت شأن او و علو مرتبه و سعه وجودی آن فراتر از آن است که عقول مردم قادر به درک آن باشند (کلینی، 1363: ج1، ص199).
مراد از مقام امام، جایگاه معنوی رفیع امام علیه السلام نزد خداوند متعال است و رابطه امام معصوم علیه السلام با خدا و قرآن کریم و انبیای الهی را مطرح می‌کند؛ به گونه‌ای که هیچ گزینه دیگری غیر از امام را بر نمی‌تابد. برای اشاره به این مطلب، در زیارت جامعه کبیره آمده است:
ولکم المودة الواجبة…والشأن الکبیر و الجاه العظیم؛ (صدوق، بی‌تا: ج2، ص616)
تحقیقات نشان می‌دهد تفاوت صفات با شأن و مقام امام در این است که شأن، به بیان علو مرتبه امام در مقایسه او با همتایی چون پیامبر می‌پردازد و بر جایگاهی ممتاز و ویژه برای امام تاکید می‌کند؛ مانند امامت حضرت ابراهیم علیه السلام که خداوند متعال این مقام را برای او اختصاص داد؛ ولی صفت به مرتبه‌ای می‌پردازد که افراد دیگر می‌توانند در آن، همتای امام قرار گیرند؛ مانند منصور بودن از سوی خداوند متعال که در آن، امام و پیامبر با یک‌دیگر برابرند و نصرت الهی شامل هردو می‌باشد. به همین لحاظ در این نوشتار تلاش خواهد شد ویژگی‌های شخصی حضرت مهدی علیه السلام به صورت جزئی مورد پژوهش قرار گیرد. بنابراین ابتدا به بررسی نام امام عصر علیه السلامدر دعا و زیارت پرداخته می‌شود.
1-1. نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
نام امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادعیه و زیارات، همان نام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلماست. در ادعیه و زیارات وارد شده است: اللهم فأظهر لی ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم نبیک؛ (ابن مشهدی، 1419: ص665)
در بعضی از ادعیه نیز این مضمون وارد شده است: فأظهر اللهم ولیک و ابن ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلی الله علیه و آله وسلم؛ (مجلسی، 1403: ج83، ص285) بنابر این آن حضرت هم نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. برای اشاره به این مطلب، در دعای شب بیست سوم ماه مبارک رمضان آمده است: اللهم کن لولیک القائم بامرک الحجة، محمدبن الحسن المهدی؛ (ابن طاوس، 1414: ج 1ص191)
بنابراین دعا، نام وجود مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف «محمد» است.
1-2. نسب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان آخرین امام در بیت امام حسن عسکری علیه السلام متولد شد. طبق آنچه در روایات وارد شده و در تاریخ مورد تأیید قرار گرفته، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ همان گونه که در ادعیه و زیارات مهمی همانند زیارت آل یس و دعای ندبه آمده است: «سلام علی آل یس» (طبرسی، 1386: ج2، ص316) به نظر همه کارشناسان و صاحب نظران تفسیر، مراد از «یس» پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است. همان گونه که از این زیارات استفاده می‌شود، نسب امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌رسد.
در دعای بعداز ظهر روز جمعه، نیزاز امام باقر علیه السلام در خصوص نسب حضرت آمده است:اللهم اشتر منی نفسی الموقوفة علیک المحبوبة لأمرک بالجنة مع معصوم من عترة نبیک صلی الله علیه و آله و سلم؛ (طوسی، 1411: ص375)
طبق این دعا نیز امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از عترت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم است.عترت از ماده «عتر» به معنای حلقه اتصال جدایی ناپذیر است. این فراز، گویای این واقعیت است که تصور مهدویت بدون توجه به خاندان وحی و بیت امامت، معنا نخواهد داشت، چرا که مهدویت بدون ایشان به نوعی گرایش به انحراف و مدعیان دروغین است.
در دعای ندبه دربارة نسب امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: این ابن النبی المصطفی و ابن علی المرتضی و ابن خدیجة الغراء و ابن فاطمة الکبری؛در ادامه به صورت شفاف می‌فرماید: و صل علی محمد جده و رسولک السید الأکبر و علی أبیه السید الأصغر و جدته الصدیقة الکبری فاطمة بنت محمد؛ (ابن مشهدی، 1419: ص579)
بنابر این همان گونه که در ادعیه و زیارات آمده است، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است. آن حضرت فرزند امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام و از نسل سید الشهدا علیه السلام است؛ همان‌گونه که در دعای شب سوم شعبان در اشاره به این حقیقت آمده است:
اللهم انی اسئلک بحق المولود فی هذا الیوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته، بکته السماء و من فیها والأرض و من علیها و لمّایطأ لابتیها، قتیل العبرة و سید الأسرة الممدود بالنصرة یوم الکرة، المعوض من قتله أن الائمة من نسله و الشفاء فی تربته؛ (طوسی، 1411: ص826).
بررسی ادعیه و زیارات نشان می‌دهد امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام عسکری علیه السلام است، همان گونه که در ادعیه و زیارات به منظور اشاره به این مطلب آمده است: سلام الله و برکاته و تحیاته علی مولای صاحب الزمان… و خلف الحسن الاما م الموتمن و القائم المعتمد؛ (ابن طاوس، 1416: ص419)
بنابراین در خصوص نسب حضرت در ادعیه و زیارات می‌توان چنین نتیجه گرفت که امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است و این سلسله به سید الشهدا، امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهم السلام منتهی می‌شود. بنابراین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سادات بنی هاشم و حسینی و فرزند امام حسن عسکری علیه السلام می‌باشد. بررسی آموزه مهدویت نشان می‌دهد تواتر لفظی و معنوی روایات مهدویت به ویژه آنچه از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه او صادر شده است، بر اصالت این آموزه در اسلام دلالت می‌کند و جای هیچ گونه شک و تردیدی در این باره باقی نمی‌گذارد.
صدور این روایات در صدر اسلام و ولادت امام دوازدهم علیه السلام در قرن سوم، طرح مهدویت نوعی را از سوی دشمنان اسلام ناممکن می‌کند و چنانچه نظریه مهدویت نوعی مورد قبول جامعه واقع شود، دشمن می‌تواند در سایه این تفکر، خود را یکی از مصداق‌های این آموزه معرفی کند و به اهداف خویش دست یابد. ذکر نام ونسب امام دوازدهم علیه السلام در دعا و زیارت معرفت جامعه را دربارة آن حضرت گسترش داده، با پرداختن به هویت حضرت مهدی علیه السلام مصداق واقعی آن را مشخص می‌نماید.
2. کنیه‌های امام دوازدهم علیه السلام
سیاست شوم عباسیان مبنی بر قطع رابطه امام علیه السلام با مردم، موجب شد بخشی از زندگی امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف به دوران اختفا و پنهان زیستی اختصاص یابد؛ به همین لحاظ، بیت امامت ناگزیر به اتخاذ روشی غیر مستقیم برای معرفی چهره موعود بر آمد که از مزایای آن، عدم جلب توجه دستگاه خلافت عباسی به تبیین ویژگی‌های شخصی امام دوازدهم علیه السلام می‌باشد. ساختار کنیه نزد عرب شامل کلماتی می‌شود که در ابتدای آن‌ها واژه «اب، ام، ابن، بنت» قرار می‌گیرد (زبیدی، 1414: ج20، ص 134)
بنابراین معیار، کنیه‌های امام دوازدهم علیه السلام در ادعیه و زیارات، در این قالب شناخته شده اند. مرور ساختار ادبیات عرب نشان می‌دهد کنیه راهکارمناسبی برای شناسایی معارف این آموزه به شمار می‌آید و می‌تواند تبیینی مناسب از این مسأله را بر عهده گیرد. بررسی کنایه نشان می‌دهد استفاده از این واژه برای تعریف و تبیین مکنّی است وهمان هدفی را نشانه می‌رود که اسم آن را نسبت به مسمّی اثبات می‌کند، با این تفاوت که کنایه برای تعظیم و گاه نیز برای تحقیر به کار می‌رود.
تحقیقات نشان می‌دهد کنایه همیشه مأثور نیست و در پاره‌ای از موارد غیرمأثور است، برای نمونه می‌توان به کنیه «ابا صالح» برای امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره کرد که در منابع روایی وارد نشده است و این امر، موجب اختلال در بیان سیمای مکنّی نمی‌شود؛ هر چند کنیه وارده در احادیث و ادعیه و زیارات، در تبیین ویژگی‌های شخصی مکنّی بسیار تأثیر دارند؛ چرا که از زاویه‌ای دقیق وعمیق به آموزه مورد نظر پرداخته اند. به منظور اشاره به آن‌ها در مسأله مهدویت در ادعیه و زیارات، فرازهایی آمده است که به آن‌ها اشاره خواهد شد.
کاوش فضای سیاسی حاکم بر آموزه امامت و مهدویت نشان می‌دهد دشمنان هرگز قادر به مبارزه صریح و آشکار با این مسأله نشدند و جامعه اسلامی نیز چنین ستیزشی را تحت هیچ شرایطی تحمل نمی‌کرد، ازاین رو دشمنان در پی تخریب این مسأله بر آمدند و در پی تخریب و ستیزش با امامت و مهدویت، فتنه ها بر افروختند تا بتوانند در سایه آن، از عظمت و ابهت مهدویت بکاهند. به منظور اشاره به این مطلب در حدیثی نبوی آمده است: بابی ابن خیرة الإماء ابن النوبیّة الطیبة الفم المنتجبة الرحم. ویلهم لعن الله الاعیبس و ذریّته صاحب الفتنة ؛ (کلینی، 1363: ج1، ص323)
ساختار کنایی موجود در دعا و زیارت می‌تواند به خوبی با سیاه نمایی مهدی ستیزان از این آموزه مبارزه کند؛ چرا که ادبیات آن از سوی عرب، گاه برای تحقیر به کار برده می‌شود؛ ولی کنایه همواره در مقام تعظیم شخص مورد استفاده قرار گرفته است و می‌تواند در مسأله مهدویت بر شکوه هر چه بیشترآموزه مهدویت و اهمیت آن در اندیشه اسلامی به عنوان اندیشه راهبردی تأکید کند. ساختار آن‌ها موجب می‌شود به عنوان یک مساله اساسی و بنیادین از سوی جامعه مورد استقبال قرار گیرد.
بررسی کنیه‌های امام دوازهم عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین می‌نماید استفاده از کنایه در ادعیه و زیارات به هدف یاد آوری ابهت و شکوه هر چه بیشتر مهدویت و جایگاه رفیع آن حضرت علیه السلام در اندیشه اسلامی است. در باره راز تعدد آن‌ها نیز می‌توان به این مطلب اشاره کرد که مجد و عظمت حضرت به اندازه‌ای است که بیان ویژگی‌های شخصی آن حضرت، به استفاده از کنیه‌های متعددی نیاز دارد، تا امکان ترسیم ویژگی‌های شخصی امام عصر علیه السلام در سایه آن‌ها پدید آید. به همین لحاظ در این قسمت از پژوهش به ویژگی‌های شخصی حضرت در آن‌ها به ترتیب ذیل به صورت کلی اشاره می‌شود.
الف. نسب امام زمان علیه السلام: به منظور اشاره به آن در ادعیه آمده است:این ابن النبی المصطفی وابن علی المرتضی و ابن خدیجة الغراء و ابن فاطمة الکبری (ابن مشهدی، 1419: ص580) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از خاندان پیامبری است که برگزیده خداوند متعال و ذریه علی مرتضی است. او فرزند خدیجه کبرا و فاطمه زهرا است. او فرزند بهترین بندگان مقرب خدا و نیکان روزگار است.
ب) تبارشناسی امام زمان علیه السلام: حضرت مهدی علیه السلام فرزند افرادی بخشنده و فداکار و کریم و وفادار است.اجداد طاهرین آن حضرت، همگی پاک و مطهر و معصومند؛ بنابر این هرگز شخصی قادر نخواهد بود با تظاهر به تشریفات بیت امامت، جایگزین آن امام همام شود. برای بیان این منظور در ادعیه آمده است:
بابی أنت و أمی و نفسی لک الوقاء و الحمی یابن السادة المقربین یا بن النجباء الأکرمین یابن الهداة المهدیین یا بن الخیرة المهذبین یا بن الغطارفة الأنجبین یابن الأطایب المطهرین یابن الخضارمة المنتجبین یابن القماقمة الأکرمین» (ابن مشهدی، 1419: ص580)
ج. سیمای پدیدارشناسی مهدی علیه السلام: رسالت کنیه، ترسیم تصویری شفاف وگویا از صاحب خود است. کنیه‌های امام زمان در مقام بیان ویژگی‌های شخصی حضرت وارد شده اند و در آن‌ها به حقایقی پرداخته می‌شود که ماهیت و شخصیت آن امام را می‌شناساند؛ به همین روی طبق محتوای آن‌ها امام عصر علیه السلام چون ماه تابان و چراغ فروزان و ستاره‌ای درخشان، راه مستقیم را به جویندگان حقیقت نشان می‌دهد و همانند نشانه‌ای گویا، راهنمای جامعه به شمار می‌آید. به ویژه که حضرت مهدی علیه السلام از تبار صاحبان دانش و سنت‌های پسندیده است. به منظور اشاره به این مطلب، در ادعیه مهدوی آمده است:
یابن البدور المنیرة، یابن السرج المضیئة، یابن الشهب الثاقبة، یابن الانجم الزاهرة، یابن السبل الواضحة، یابن الاعلام اللائحة، یابن العلوم الکاملة، یابن السنن المشهورة، یابن المعالم الماثورة، یابن المعجزات الموجودة، یابن الدلایل المشهورة، یابن الصراط المستقیم، یابن النبأ العظیم، یابن من هو فی أم الکتاب لدی الله علی حکیم، یابن الآیات البینات، یابن الدلائل الظاهرات، یابن البراهین الباهرات، یابن الحجج البالغات؛ (ابن مشهدی، 1419: ص580)
د. انسان کامل: مهدویت، استمرار نبوت وختم ولایت است. او دارای تمام فضائل اخلاقی و کمالات انسانی است. او عصاره نبوت و ثمره ولایت و مستجمع همه کمالات است؛ به گونه‌ای که حضور او در نظام آفرینش تداعی بخش حضور دوباره پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم، علی مرتضی، فاطمه زهرا وائمه هدی علیهم السلام وهمه خوبان است؛ او انسان کامل است ومی تواند الگوی مجسم کمالات آرمانی جامعه قرار گیرد.
منابع
1. قرآن کریم
2. ابن طاوس، سیدعلی بن موسی، اقبال الاعمال، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1414ق.
3. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، جمال الاسبوع، تهران، موسسة الآفاق، 1371ش.
4. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، فلاح السائل، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1370ش.
5. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، کشف المحجة، نجف، منشورات المطبعة الحیدریه، 1370ق.
6. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، مهج الدعوات، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375‍ش.
7. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، مصباح الزائر، قم، موسسة آل البیت، 1416ق.
8. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تهران، موسسة نشر الفقاهه، 1427ق.
9. ابن هبة الله، سعید، دعوات، قم، مدرسة الامام المهدی، 1407ق.
10. امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، قم، خادم الرضا، 1381ش.
11. بهاء الدین، محمد بن حسین بن عبدالصمد، مفتاح الفلاح، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1324ق.
12. حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، بغداد، مکتبة الاندلس، بی‌تا.
13. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، قم، وجدانی، بی‌تا.
14. صدوق، محمد بن علی بن الحسین، ثواب الاعمال، قم، منشورات رضی، چ2، 1368ش.
15. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، کمال الدین، قم، موسسة نشر اسلامی، 1363ش.
16. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، من لایحضره الفقیه، قم، موسسة نشر اسلامی، چ2، بی‌تا.
17. طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، نجف اشرف، 1386ش.
18. طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، قم، موسسة البعثة، 1413ق.
19. طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، موسسة المعارف الاسلامیة، 1411ق.
20. ــــــــــــــــــــــــ، الفهرست، قم، موسسة نشر اسلامی، 1417ق.
21. ــــــــــــــــــــــــ، مصباح المتهجد، بیروت، موسسة فقه الشیعة، 1411ق.
22. عاملی جزینی، محمد بن مکی، المزار، قم، موسسة امام مهدی، 1410ق.
23. عسکری، ابوهلال، فروق اللغة، قم، موسسه نشر اسلامی، 1412ق.
24. قیومی، شیخ جواد، صحیفة المهدی، قم، موسسة نشر اسلامی، چ2، 1357ش.
25. کفعمی، ابراهیم بن علی، مصباح کفعمی، بیروت، موسسة الاعلمی، چ2، 1403ق.
26. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ5، 1363ش.
27. مجتهدی، سید مرتضی، صحیفه مهدیه، قم، دارالثقلین، 1379ش.
28. مجلسی، علامه محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة اللواء، چ2، 1403ق.
29. مشهدی، محمد بن جعفر، المزار، قم، نشر قیوم، 1419ق.
30. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المزار، بیروت، چ2، 1414ق.
31. موسوی اصفهانی، میرزا محمد تقی، مکیال المکارم، بیروت، موسسة الاعلمی، 1421ق.
32. نجاشی، احمد بن علی بن احمد، رجال، قم، موسسة نشر اسلامی، چ5، 1416ق.
33. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة نعمانی، قم، انوار المهدی، بی‌تا.
واسطی زبیدی، سید محمد مرتضی الحسینی، تاج العروس، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
منبع: انتظار موعود مجله شماره 34


ادامه دارد ............


وعده صادق




b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 09-30-2013   #17 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

بخش دوم
3. لقب‌های امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف
لقب‌های گوناگونی برای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادعیه و زیارات وارد شده است. علاوه بر تکریم و تمجید از امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف با زبان کنایی، القاب نیز بیانگر شخصیت جهانی و ابعاد فراگیر حضرت مهدی علیه السلام بوده، به معرفی آن حضرت می‌پردازند (ابو هلال، 1412: ص52 و 345 و 458). در این بخش به القاب حضرت اشاره خواهد شد.
3-1. حجت
این لقب را می‌توان در دعایی که در دوران غیبت توصیه شده است، یافت که متن آن چنین است: اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی؛ (کلینی، 1363: ج1، ص337) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حجت خداوند متعال در سرتاسر مجموعه هستی است.
3-2. ولی
این لقب به ضمیمه القاب دیگر نیز در دعایی که به مناسبت غیبت توصیه شده، آمده است. در ادعیه آمده است: و امرک ینتظر و انت العالم غیر معلم بالوقت الذی فیه صلاح امر ولیک؛
در ادامه نیز آمده است: فانه الهادی و المهتدی و القائم المهدی الطاهر التقی النقی الزکی و الرضی المرضی الصابر المجتهد الشکور؛ (صدوق، 1363: ص512)
3-3. خلف صالح
لقب خلف صالح به جهت اصلاح جامعه جهانی در عصر ظهور نوید می‌دهد. در ادعیه چنین آمده است: و صل علی الخلف الصالح الهادی المهدی؛ (طوسی، 1411: ص279)
3-4. موعود
لقب موعود، تحقق وعده آمدن او را بشارت می‌دهد. در دعای شب نیمه شعبان وارد شده است: اللّهم بحق لیلتنا و مولودها و حجتک و موعودها؛ (همان: : ص842)
3-5. غایب مستور
این لقب در ادامه فرازهای دعای قبلی موجود است و به غیبت حضرت از همه مردم چنین اشاره می‌کند: … نورک المتألق و ضیاؤک المشرق و العلم النور فی طخیاء الدیجور، الغائب المستور، جل مولده و کرم محتده (همان)البته در بعضی ادعیه، فقط به لقب «غایب» اشاره شده است (مجلسی، 1403: ج99، ص102).
3-6. قائم
دربارة این لقب که از القاب مشهور امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف است، ادعیه و زیارات زیادی وجود دارندکه نهضت فراگیر مهدوی را یاد آوری می‌کنند. برای اشاره به این لقب در ادعیه مهدوی آمده است: اللهم و صلّ علی ولی امرک القائم المومل و العدل المنتظر؛ (طوسی، 1411: ص580) اللهم بلغ مولانا الامام الهادی المهدی القائم بامر الله (ابن مشهدی، 1419: ص664).
3-7. منتظر
انتظار حضرت مهدی، پیشینه‌ای طولانی دارد و از دیر زمان، انبیا و اولیا علیهم السلام به امید آمدنش روزگار سپری کرده‌اند. ادعیه و زیارات در بیان این حقیقت به لقب منتظر چنین اشاره می‌کنند: اللهم وصلّ علی ولی أمرک القائم المومل و العدل المنتظر؛ (طوسی، 1411: ص580) … و اتقرب الیک بالامام المنتظر المهدی؛ (مجلسی، 1403: ج92، ص338)
3-8. مهدی
این لقب مشهور در ادعیه و زیارات بسیاری وارد شده است و هدایت گسترده جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را خاطرنشان می‌سازد. این لقب در ضمن ادعیه‌ای که به مناسبت القاب دیگر به آن‌ها اشاره شد، مورد توجه قرار گرفت، به همین جهت فقط به ذکر نشانی آن‌ها اکتفا می‌شود (صدوق، 1363: ص512).
مرور مسأله مهدویت نشان می‌دهد کارکرد گرایی این آموزه، به جامعه اسلامی اختصاص ندارد و رسالت امام دوازدهم امری فراملیتی است. به منظور اشاره به این مطلب در زیارت امام دوازدهم علیه السلام آمده است:السلام علی مهدیّ الامم وجامع الکلم؛ (شهید اول، 1410: ص208 )
تحلیل و بررسی القاب امام دوازدهم حکایت از جهانی بودن این آموزه دارد، به همین روی ادعیه و زیارات در مقام تبیین چهره‌ای کارکردگرا در عرصه جهانی از موعود بر آمده، بر وابستگی نجات و رهایش جامعه از مشکلات به حرکت در سایه موعود تأکید می‌کنند وعامل اصلی نجات بخشی موعودباوران را شخص حقیقی موعود بر می‌شمارند. بنابر این رسالت القاب تاکید بر کارکردگرایی فرا گیر موعود در اندیشه اسلامی است. به نظر می‌آید این اندیشه در مقابل اندیشه منجی گرایان ومدعیان دروغین مقاومت کرده وبیانگر سیر تحول جوامع در آینده جهان به سوی موعودباوری می‌باشند.
4. شمایل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
شمایل حضرت مهدی در ادعیه و زیارات، نمود چندانی ندارد؛ چرا که در ادعیه و زیارات، چهره آرایی از امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف صورت نمی‌گیرد؛ ولی با نگاهی گذرا می‌توان شمایل حضرتش را در ادعیه و زیارات در فراز زیر ارزیابی کرد و به دور نمایی از آن دست یافت. در دعای عهد آمده است: اللهم أرنی الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیدة؛ (مجلسی، 1403: ج83، ص285)
امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف چهره‌ای زیبا و درخشان دارد. نگاه به آن حضرت، چشم را می‌نوازد و موجب ازدیاد شور و نشاط در بینندگان آن سیمای نورانی خواهد شد. این فراز می‌تواند اشاره به عصر طلایی ظهور با حضور نگین آفرینش در جامعه باشد که بر زیبایی جهان با رونمایی از چهره آفتاب می‌افزاید؛ هر چند قبول معنای اول نیز دور از واقعیت نیست.
5. صفات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
حضور انسان کامل در هر عصر و برای هر نسل، سنتی الهی و قانونی حاکم بر نظام آفرینش به شمار می‌آید؛ چراکه لو بقیت الأرض بغیر امام لساخت (کلینی، 1363: ج1، ص179) حضور انبیای الهی در طول تاریخ به لحاظ این سنت الهی است؛ به همین روی پس از ختم نبوت و پایان رسالت، امامت، استمرار رسالت شناخته شده است.
مرور صفات امام در ادعیه و زیارات نشان می‌دهد تفاوت صفت با کنیه، در نگرش جزئی آن به موصوف با رویکرد تمجید و ستایش است؛ به گونه‌ای که برای مخاطب، امکان ترسیم تصویری مناسب از موصوف فراهم می‌شود. صفات امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادعیه و زیارات مهدوی در مقام توضیح وتبیین انسان کامل بیانگر نکاتی چون شباهت‌های آن حضرت به انبیای گذشته است. این، در حالی است که کنیه به ترسیم تصویری برابر مسمی با رویکرد تعظیم به صورت کلی می‌پردازد و به بیان ابعاد شخصیت مسمّا نمی‌پردازد.
تفاوت صفت با لقب در این است که صفت، دامنه مشخص و محدودی را برای موصوف تعیین می‌کند؛ برای نمونه وقتی در دعا، امام عصر علیه السلام کشتی نجات توصیف می‌شود، نجات برای افرادی اتفاق خواهد افتاد که به امام زمان علیه السلام گرایش یابند؛ ولی لقب به بیان ابعاد فراگیرهمانند قیام می‌پردازد. بررسی ساختار صفت نشان می‌دهد توسعه بیان آن خصوصیت و شأن را نیز دربرمی گیرد، هر چند می‌توان از تحلیل آن نتیجه گرفت که تفاوت صفت با شأن در این است که صفت به بیان ابعاد مشترک موصوف با همتای مشترک آن می‌پردازد و موضوع آن، بررسی وجوه مشترک بین امام علیه السلام و شخصیتی برابر او نظیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است.
در برابر، شأن به جایگاه اختصاصی امام علیه السلام وعلو مرتبه او می‌پردازد؛ به گونه‌ای که هیچ گزینه دیگری غیر از امام را بر نمی‌تابد.در تفاوت صفت با خصوصیت نیز می‌توان گفت خصائص به بیان وصف اختصاصی و ویژه به موصوف می‌پردازند و درصورت عدم لحاظ این مطلب، خود وصفی از موصوف به شمار می‌آیند (ابو هلال، 1412: ص52 و 345 و 458). ازاین رو در این قسمت از نوشتار به صورت مستقل به صفات اشاره می‌شود.
5-1. مؤید و منصور
نصرت و یاری امام دوازدهم علیه السلام وعده خداوند متعال است. از منظر ادعیه و زیارات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی موید و منصور از جانب خداوند متعال شناخته شده است. در زیارت عاشورا آمده است:فأسأل الله الذی اکرم مقامک و أکرمنی بک أن یرزقنی طلب ثارک مع إمام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم (طوسی، 1411: ص774)
طبق آنچه در ادعیه و زیارات آمده است و اهل بیت علیهم السلام تعلیم مهدی باوران فرموده‌اند، نصرت و پیروزی خداوند متعال از آن مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است و اهل ایمان با توجه به تحقق این وعده الهی برای امام دوازدهم علیه السلام آن را از خداوند متعال طلب می‌کنند.در فرازهای بسیاری از ادعیه و زیارات به این صفت اشاره شده است؛ از جمله دردعا برای سلامتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه ومن تحته؛ (کلینی، 1363: ج2، ص 548)
در زیارت حضرت نیز آمده است: السلام علیک یا محفوظا بالله». (ابن مشهدی، 1419: ص569)در فرازی دیگر آمده است: اللهم انی انشدک بایوائک علی نفسک لاولیائک لتظفرنهم بعدوک وعدوهم أن تصلی علی محمد؛ (کلینی، 1363: ج3، ص325)
همچنین در عا برای حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان چنین وارد شده است: اللهم کن لولیک ]محمد بن الحسن [فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و ناصراً و دلیلاً و قائداً و عوناً (کلینی، 1363: ج4، ص162). در دعا برای تعجیل فرج نیز آمده است:اللّهم عجّل فرجه و أیده بالنصر و انصر ناصریه و اخذل خاذلیه؛ (صدوق، 1363: ص 513)
برابر ادعیه و زیارات وارده، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جانب خداوند متعال در سطحی گسترده و فراگیر یاری می‌شود و بر همة مشکلات فائق می‌آید و بر دشمنان پیروز می‌شود وحکومت یکپارچه الهی در زمان حضرتش به سیاست و مدیریت می‌پردازد و تحقق وعده‌های الهی را پرورش می‌دهد .
5-2. سفینةالنجاة
تبیین شخصیت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف درآن فضای سیاسی مهدی ستیز، امری بس سخت و دشوار بود و پیامدهای ناگواری به دنبال داشت؛ اما امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف زمانی متولد شد که باورهای مذهبی به سبب حضور انبیا و اولیاء علیهم السلام در طول تاریخ بر اساس زندگی ایشان شکل گرفته و استحکام یافته بود و مردم، از شخصیت آن‌ها شناخت اجمالی داشتند؛ بنابراین با توجه به استمرار آموزه مهدویت در ادامه حرکت انبیا و اولیا، زمینه توصیف موعود فراهم آمد و تشبیه حرکات و سکنات و ابعاد و شئون حضرتش به انبیا علیهم السلام میسر شد. اهل‌بیت علیهم السلام از این بستر برای گسترش معرفت دربارة مهدویت بهره گرفتند و به نجات بخشی جامعه در سایة این مسأله پرداختند. برای انجام این منظور، در ادعیه مهدوی آمده است:
اللهم صل علی حجتک فی ارضک… المرتقب الخائف و الولی الناصح، سفینة النجاة و علم الهدی و نور الأبصار و خیر من تقمّص وارتدی و مجلی العمی الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا؛ (طبرسی، 1386: ج2، ص318)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند حضرت موسی علیه السلام که منجی قوم بنی اسرائیل شد، موجب نجات جامعه از تفرعن و ظلم و جور خواهد بود و همان گونه که نوح پیامبر علیه السلام کشتی نجات ساخت و هر کس به او گرایش پیدا کرد از هلاکت نجات یافت، حضرت مهدی علیه السلام کشتی نجات امت پیامبر و حتی پیروان ادیان است و هرگونه ستیز با آن، موجب هلاکت خواهد بود. در زیارت حضرت آمده است: السلام علیک یا سفینة النجاة؛ (ابن طاوس، 1371: ص42)
آینده روشن و روزگار رهایی از آن مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است و آن حضرت بهترین گزینه‌ای است که جامعه می‌تواند با هماهنگی با او از بحران گذر کند و از همه مشکلات رهایی یابد.
5-3. وارث انبیا
مسأله مهدویت در ادامه نبوت و امامت است. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ولایت بر جامعه و هدایت مردم، وارث انبیا و و اوصیا گذشته است و راه ایشان را ادمه خواهند داد. در ادعیه و زیارات مهدوی آمده است: و أنت یا حجة الله و بقیته کمال نعمته و وارث انبیائه و خلفائه ما بلغنا من دهرنا؛ (ابن مشهدی، 1419: ص568)
در فرازی دیگر آمده است: السلام علی مفرج الکربات… و المنتهی الیه مواریث الانبیاء و لدیه موجود آثار الاوصیاء؛ (ابن طاوس، 1416: ص419)طبق آنچه در ادعیه و زیارات آمده است، علاوه بر میراث معنوی پیغمبران گذشته، میراث علمی ایشان نیز در اختیار مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار می‌گیرد. در این خصوص در ادعیه و زیارات مهدوی آمده است:
«السلام علیک یا وارث علوم النبییّن» (کفعمی، 1403: ص495) امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف همراه ذخائر همة انبیای الهی ـ به خصوص گنجینه علوم ایشان ـ ظاهر می‌شوند و تمام ویژگی‌های انبیا و اوصیا و ابزار و ادوات رسالت و امامت به ایشان به ارث می‌رسد.
5-4. علیم وحکیم
عقل و خرد در عصر ظهور به اوج رشد و کمال می‌رسد. حضرت مهدی علیه السلام آگاه ترین مردم است و دارای شخصیتی علیم و حکیم است. در ادعیه و زیارات مهدوی آمده است: انت الحکیم الذی لا تجهله الحمیة، مجاهدتک فی الله ذات مشیة الله و مقارعتک فی الله ذات انتقام الله و صبرک فی الله ذو اناة الله و شکرک ذو مزید الله و رحمته؛ (ابن مشهدی، 1419: ص569)
سیاست شوم بنی عباس مبنی بر قطع رابطه امام با مردم، موجب توقف عده‌ای در امامت و مهدویت شد؛ به گونه‌ای که به بازگشت ایشان به دوران جاهلیت انجامید و ممکن است مخالفت آن‌ها با امامت و مهدویت تا عصر ظهور نیز ادامه یابد؛ اما حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها اجازه بازسازی و بازیابی دوران جاهلیت و تعصب و عصبیت نمی‌دهند و در عمل انجام شده قرار نمی‌گیرد؛ بلکه در اقدامی حکیمانه به مبارزه با ایشان بر می‌خیزد و همة تلاش خود را به کار می‌گیرد، تا خواست خداوند متعال مورد پذیرش واقع شود.
امام دوازدهم علیه السلام با صبر و استقامت، به تلاش برای بازگشت ایشان به سوی خدا اقدام می‌کند و به سپاس از خداوند متعال برای ترویج خداباوری و بهره مندی از رحمت گسترده الهی، می‌پردازد و هرگز اقدامی، دور از شأن امامت نخواهد داشت؛ چرا که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خزانه دار همه علوم است؛ همان گونه که در ادعیه و زیارات آمده است:
وانک خازن کل علم و فاتق کل رتق؛ (همان: 587)امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف موضوعات پیچیدة علمی را بررسی و رموز آن‌ها را بازگشایی می‌کند. تمام علوم اولین و آخرین در اختیار آن حضرت است. با ظهور آن حضرت ابواب تمام علوم هستی، گشایش می‌یابد؛ همان گونه که در زیارات آمده است:سلام الله و برکاته و تحیاته و صلواته علی مولای صاحب الزمان… و عیبة علمه؛ (ابن طاوس، 1416: ص419)در فرازی دیگر از ادعیه وارد شده است: السلام علیک یا معدن العلوم النبویة؛ (ابن مشهدی، 1419: ص586)
بنابراین گنجینه تمام علوم و معارف نظام آفرینش در اختیار امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ از این رو در عصر ظهور، تکامل عقول و پرورش و گسترش علوم، رخ خواهد داد و انقلاب علمی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باعث رشد و تکامل جامعه می‌شود. امام علیه السلام راهنما و الگو قرار می گیرد؛ همان گونه که خداوند متعال، او را راهنما قرار داده است؛ به همین روی مهدویت، کانون توجه به خدای یکتا قرار خواهد گرفت. در زیارات آن حضرت آمده است: السلام علیک أیها العلم المنصوب و العلم المصبوب؛ (همان: 568)
دقت در این فراز نشان می‌دهد در عصر ظهور، مهدویت، تنها گزینه انتخاب خواهد بود و گزینه دیگری جز مهدویت پاسخ‌گوی نیاز جامعه نخواهد بود؛ چرا که در فلسفه تاریخ و آینده جهان این آموزه نصب العین قرار خواهد گرفت و جامعه برای تحقق آرمان‌ها ناگزیر به عبور از گذرگاه علم و معرفت است و این گنجینه بی کران در سایة گرایش به علم و حکمت امام دوازدهم علیه السلام میسّر خواهد بود.
5-5. مؤتمن
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ساحل امنی است که کشتی ایمان و ساکنان آن می‌توانند در آن، پهلو گرفته و برای برپایی قسط و عدالت و رسیدن به سعادت و نیل به قلة عبودیت و رشد و کمال و معنویت به او اعتماد کنند. در زیارت سرداب مطهّر آمده است:سلام الله و برکاته و تحیاته و صلواته علی مولای صاحب الزمان… الامام الموتمن و القائم المعتمد؛ (ابن طاوس، 1416: ص419)امامت و مهدویت تنها راه سعادتی است که می‌شود از گذر آن به حق و حقیقت کامل دست یافت.
5-6. پناه و یاور مهدی باوران
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پناه و یاور مهدی باوران است. در ادعیه و زیارات آمده است: و الکهف والعضد و عماد الاسلام و رکن الانام؛ (همان).در دوران غیبت که از هر طرف و در هر لحظه، امواج خروشان فتنه و شبهات از راه می‌رسد و بر حیرت ناشی از غیبت می‌افزاید، عنایت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان یاور و پناه مهدی یاوران، جامعه مهدوی را از انحراف مصون می‌دارد؛ چرا که حصن حصین ولایت، دژی مستحکم و پناهگاهی امن برابر آفات و آسیب‌های فرهنگی و اعتقادی است و شاخصی برای سنجش اعمال و رفتار مهدی باوران خواهد بود.
5-7. وحید فرید
توجه و تمسک به امامت و مهدویت، تنها راه سعادت بشریت و نجات از مشکلات جامعه بشری است.رشد و تکامل و هدایت و تحقق همه آرمان‌ها و نکوداشت همة ارزش‌ها با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معنا خواهد یافت. در ادعیه و زیارات آمده است:السلام علیک ایها الامام الفرید (همان: 421).
با حضور امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف بهترین دوران زندگی بشر شکل می‌گیرد؛ چرا که امامت و مهدویت درخشش خورشید ولایت است و عصر ظهور مهدی آل محمد علیهم السلام تجلی عبادت و اطاعت است. حضرت مهدی علیه السلام تنها کسی است که تلاش انبیای گذشته از آدم تا خاتم صلی الله علیه و آله و سلم را به ثمر می‌رساند. در ادعیه و زیارات آمده است: السلام علیک أیها الامام الوحید و القائم الرشید السلام علیک أیها الإمام الفرید (همان )
امام دوازدهم دردانة خداوند متعال و یگانه عصر و فرزانه روزگار است؛ بنابراین در توصیف شخصیت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف از منظر ادعیه و زیارات، درمی یابیم که او بی‌نظیر است. کاوش در صفات امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف در سایه دعاوزیارت نشان می‌دهد هویت موعود و ماهیت قیام او نه تنها با حرکت انبیا و اولیاء الهی علیهم السلام تناقضی ندارد، بلکه مطابق با رسالت ایشان است و به صورت نهضتی تکامل یافته وپرورش یافته نمایان می‌شود.
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، دارای همه صفات پسندیدة انبیا و اولیا الهی علیهم السلام است و قیام او استمرار نهضت آن‌ها و تکمیل راه ایشان است. عصر ظهور او، زمان تجدید عهد و پیمان الهی و تکمیل آموزه‌های دینی و تحقق آرمان‌های جامعه خواهد بود. هر چه در زمان انبیای الهی علیهم السلام از اهداف خداوند متعال و آرزوهای جامعه آرمان گرا محقق نشده است، در عصر ظهور امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف روی خواهد داد. برای اشاره به این مطلب از امام رضا علیه السلام آمده است: ان الامامةهی منزلة الأنبیاء و ارث الأوصیاء (کلینی 1363: ج1، ص200)
حرکت موعود، درمسیری خواهد بود که بستر و زمینه آن را انبیا و اولیای الهی فراهم آورده‌اند. می‌توان از تحلیل صفات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادعیه و زیارات چنین نتیجه گرفت که تمجید و نکوداشت مهدویت به مثابه پرورش خاتمیت است؛ چرا که برابر معارف نهفته در دعا و زیارت میراث پیامبران نزد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود. در زیارت حضرت آمده است:
و أنت یا حجة الله وبقیته کمال نعمته و وارث انبیائه وخلفائه ما بلغنا من دهرنا؛ (ابن مشهدی، 1419: ص 568) امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در مقام ارج گذاری به رسالت پیامبران است و این امر حکایت از دغدغه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عمل به سنت سفیران هدایت دارد؛ از این رو با رویکرد دوباره به ادیان ابراهیمی به ویژه دین مبین اسلام، آرمان‌های انبیا، حیاتی دوباره می‌گیرد و در نهضتی تکمیلی سنت‌های آغازین ادیان ابراهیمی رخ می‌نمایند. به همین لحاظ، خاتم الاو صیاء بودن از خصایص امام دوازدهم علیه السلام به شمار می‌آید و مورد توجه این نوشتار قرار می‌گیرد.
منابع
1. قرآن کریم
2. ابن طاوس، سیدعلی بن موسی، اقبال الاعمال، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1414ق.
3. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، جمال الاسبوع، تهران، موسسة الآفاق، 1371ش.
4. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، فلاح السائل، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1370ش.
5. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، کشف المحجة، نجف، منشورات المطبعة الحیدریه، 1370ق.
6. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، مهج الدعوات، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375‍ش.
7. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، مصباح الزائر، قم، موسسة آل البیت، 1416ق.
8. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تهران، موسسة نشر الفقاهه، 1427ق.
9. ابن هبة الله، سعید، دعوات، قم، مدرسة الامام المهدی، 1407ق.
10. امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، قم، خادم الرضا، 1381ش.
11. بهاء الدین، محمد بن حسین بن عبدالصمد، مفتاح الفلاح، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1324ق.
12. حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، بغداد، مکتبة الاندلس، بی‌تا.
13. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، قم، وجدانی، بی‌تا.
14. صدوق، محمد بن علی بن الحسین، ثواب الاعمال، قم، منشورات رضی، چ2، 1368ش.
15. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، کمال الدین، قم، موسسة نشر اسلامی، 1363ش.
16. ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ، من لایحضره الفقیه، قم، موسسة نشر اسلامی، چ2، بی‌تا.
17. طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، نجف اشرف، 1386ش.
18. طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، قم، موسسة البعثة، 1413ق.
19. طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، موسسة المعارف الاسلامیة، 1411ق.
20. ــــــــــــــــــــــــ، الفهرست، قم، موسسة نشر اسلامی، 1417ق.
21. ــــــــــــــــــــــــ، مصباح المتهجد، بیروت، موسسة فقه الشیعة، 1411ق.
22. عاملی جزینی، محمد بن مکی، المزار، قم، موسسة امام مهدی، 1410ق.
23. عسکری، ابوهلال، فروق اللغة، قم، موسسه نشر اسلامی، 1412ق.
24. قیومی، شیخ جواد، صحیفة المهدی، قم، موسسة نشر اسلامی، چ2، 1357ش.
25. کفعمی، ابراهیم بن علی، مصباح کفعمی، بیروت، موسسة الاعلمی، چ2، 1403ق.
26. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ5، 1363ش.
27. مجتهدی، سید مرتضی، صحیفه مهدیه، قم، دارالثقلین، 1379ش.
28. مجلسی، علامه محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة اللواء، چ2، 1403ق.
29. مشهدی، محمد بن جعفر، المزار، قم، نشر قیوم، 1419ق.
30. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المزار، بیروت، چ2، 1414ق.
31. موسوی اصفهانی، میرزا محمد تقی، مکیال المکارم، بیروت، موسسة الاعلمی، 1421ق.
32. نجاشی، احمد بن علی بن احمد، رجال، قم، موسسة نشر اسلامی، چ5، 1416ق.
33. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة نعمانی، قم، انوار المهدی، بی‌تا.
واسطی زبیدی، سید محمد مرتضی الحسینی، تاج العروس، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
منبع: انتظار موعود شماره 34
ادامه دارد ..............


وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 09-30-2013   #18 (لینک نوشته)
همان غريبه ديروز
 
haman1354's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

کلاس اول خوانديم آن مرد در باران آمد،
اکنون مي فهميم تا آن مرد نيايد باران نمي بارد
جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )
__________________
پلي كه بود بين ما اگر چه بي صدا شكست محال عهد بسته را بغير مرگ بشكنم
haman1354 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-02-2013   #19 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

حجت الاسلام دکتر میرباقری به امتحان هایی اشاره می کند که مومنان را برای ظهور حضرت حجت آماده می کند و اینکه منظور از آبی که از عرش به زمین می آید، چیست؟
دانلود


وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 10-10-2013   #20 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

خبرگزاری شبستان؛ یکی از آسیب های مفهوم مهدویت فعالیت مستمر فرقه های دست ساز نوظهور است که با شبهه پراکنی درخصوص معارف مهدویت سعی در ورود معانی دروغ به این فرهنگ دارند. از این رو لازم است درراستای مقابله با این فعالیت های ویرانگر آموزش ها، انتقال و ترویج مفاهیم مهدوی در فضای مجازی به صورت گسترده بیان شود.
از این رو پاسخ به برخی پرسش های مهدوی در این فضا امری لازم و ضروری به نظر می رسد، خبرگزاری شبستان در این راستا با ارائه پرسش های مهدوی و پاسخ به آنها از طریق عالمان و عارفان به این حوزه سعی دارد، منطق مقابله با این شبهات را به علاقه مندان به این حوزه ارائه دهد.
از آیت الله محمدتقی بهجت(ره) پرسیده شد:

چرا امام زمان(عج) غائب هستند و ما از فیض حضورشان محرومیم؟
آیت الله بهجت پاسخ دادند: سبب غیبت امام زمان(عج) خود ما هستیم! و گرنه اگر ظاهر شوند چه کسی ایشان را می کشد؟ آیا جن آن حضرت را می کشد؟ یا قاتل ایشان انسان است؟ ما از پیش امتحان خود را پس داده ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می کنیم و یا اینکه ایشان را به قتل می رسانیم!
انحطاط و پستی انسان به قدری است که قوم حضرت صالح(ع) ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آن ها بود، پی کردند چنان که قرآن کریم درباره ی آن ها می فرماید یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن و روزی که آب چاه را می خورد در عوض ، آن ها شیر می داد.
آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می کنید؟ آیا می خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای اینکه مزاحم خط و مردم و حکومت و حاکمیت شما خواهد بود! آنان که سایر ائمه را کشتند دیوانه که نبودند! بلکه سبب آن بی دینی بود! آیا الان دیگر آن طور نیست؟! ....


وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 10-11-2013   #21 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

مگر نه اینکه نبايد براي خدا شريك قائل شد و کسی را شريك او قرار داد و جز خدا كسي نمي تواند صاحب الزمان باشد، پس چرا به امام زمان(عج) صاحب الزمان می گویند؟
جام دینی: قبل از پرداختن به جواب لازم است پيشاپيش گفته شود كه هيچ مسلماني با حفظ اسلاميت خود حق ندارد كه در امور ديني و اعتقادي از حد و حدودي كه خداوند براي بندگانش مشخص و معين نموده است تجاوز كند و بايد از هر چه كه خدا و پيامبر فرموده است پيروي كند(1) و هرگز جايز نيست كه قدم ها و قلم هايمان را در بيان مسائل ديني جلوتر از خدا و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بگذاريم.(2)
يك بخش از اين سوال ناظر بر اين است كه غير از خدا هيچ كس نمي تواند صاحب الزمان باشد اين گزاره كاملا درست است، در صورتيكه از كلمة «صاحب» معناي حقيقي آن اراده شود چون خداوند بالذات صاحب و مالك همة هستي مي باشد. لكن آنچه كه در مورد امامان شيعه مطرح است «صاحب» به معناي مالك نمي باشد بلكه به معناي امام، پيشوا، و رهبر ديني است كه از طرف خداوند توسط پيامبر براي هدايت بشر، در كنار قرآن كريم معرفي شده و داراي منصب و مقام الهي مي باشد، يا اگر به معناي مالك هم باشد امام مالك امور مسلمين در عصر و زمان خودش مي باشد، نه مالك خود زمان. پس صاحب الزمان به معناي امام زمان (عج) است.
با قطع نظر از تمام روايات و دلايل موجود بر وجوب وجود امام زمان (عج)، در اينجا دو روايت را كه توسط شيعه و سني از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است كافي در لزوم و وجوب شناخت امام زمان (عج) و پيروي از او مي دانيم. يكي اينكه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»(3) و ديگر اينكه فرمود: «من در ميان شما دو چيز گرانبها يكي قرآن و ديگري عترت و اهل بيتم را به جا گذاشتم كه تا روز قيامت از هم جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر هر دو بر من وارد شوند. اگر به اين دو چيز با هم تمسك كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد.(4)
پس صاحب الزمان بودن كسي نه عقلاً و نه شرعاً هيچ منافاتي با توحيد و صاحب الزمان بودن خداوند به صورت حقيقي ندارد.


اما بخش ديگر سوال كه متمركز بر مسئلة توسل و شفاعت و احترام و خضوع در برابر غير خدا مي باشد، چيزي است كه وهابيت آنها را براي تكفير و مشرك دانستن همة مسلمين اعم از شيعه و سني مستمسك خود قرار داده و بخاطر آن مسلمانان را قتل عام نمود. در حاليكه توسل به انبياء و صلحاء و اولياء الهي و طلب شفاعت از رسول خدا و هر كس ديگري كه از طرف خداوند اين مقام براي او اعطا گرديده است، كوچكترين منافاتي نه عقلاً و نه شرعاً با هيچ نوع از توحيد ندارد. چون در قالب توسل، شفاعت، احترام و خضوع اين معنا نه خوابيده است كه طرف مقابل به عنوان خدا پذيرفته شده و شريك خدا قرار داده شده است. بلكه توسل در مسير توحيد و به اذن خداوند انجام مي گيرد، زيرا وقتي از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ يا هر كس ديگري كه شايستگي اين مقام را دارد، خواسته مي شود كه از خداوند براي او شفا، سعادت و يا توفيق و امثال اين امور را بخواهد، اين خودش عين توحيد است.


از حيث توحيد در عبادت نيز هيچ مشكلي در اين امور وجود ندارد، بلكه حتي با سجده نمودن در برابر غير خدا عبادت تحقق پيدا نمي كند، زيرا شرط لازم در تحقق عبادت، اعتقاد به خدايي و ربوبيت طرف مورد تعظيم و احترام مي باشد. يعني احترام و خضوع و سجده اگر توام با اعتقاد به خدايي و ربوبيت طرف باشد،‌ عبادت تحقق پيدا مي كند. و در توسل،‌ شفاعت و احترام و خضوع مسئله عبوديت مطرح نيست و اگر مجرد اين امور متضمن و مستلزم عبادت باشند هيچ مسلمان و موحدي در دنيا پيدا نخواهد شد. و فرشته هاي الهي اول مشركين خواهند بود كه به دستور خداوند متعال بر آدم سجده كردند!! و در مقابل بايد شيطان با تمرد از اين سجده، موحد درجة يك تلقي شود.(5) و نيز سجده حضرت يعقوب ـ عليه السّلام ـ و فرزندان او در برابر حضرت يوسف(6) ـ عليه السّلام ـ هيچ توجيهي ندارد جز اينكه گفته شود العياذ بالله آنان همگي با اين كار خود مشرك شده اند!!
افزون بر اين مطالب و گذشته از كتاب هاي حديثي شيعه، كتا بهاي حديثي اهل سنت مملو از مطالبي است كه بر جواز توسل و شفاعت دلالت دارند. و فقط به نقل دو مطلب در اينجا اكتفا مي شود. در تحفة الأحوذي حديثي از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه شخصي از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ خواست از خدا شفاي چشم او را طلب كند. حضرت وقتي خودش دعا مي كرد به آن شخص فرمود كه خودت هم چنين دعا كن: «اللهم اني اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبي الرحمه، اني توجهت بك لتقضي لي فشفعه في» يعني بار الها من از تو مي خواهم به وسيلة پيامبرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ كه نبي رحمت است به سوي تو روي مي آورم. و به سوي تو (پيامبر) روي مي آورم تا حاجتم برآورده شود. پس او را شفيع من قرار بده. مؤلف تحفة الاحوذي مي گويد: اين حديث با شرط بخاري و مسلم صحيح است و نسائي و ابن ماجه و ابن خزيمه و حاكم نيشابوري نيز اين حديث را در كتاب هايشان ذكر كرده اند و ترديدي نيست كه اين حديث دلالت بر جواز توسل و استشفاع به ذات حضرت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ دارد. و در ادامه مي گويد: وقتي توسل به پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ در حالي حياتش جايز باشد بعد از مرگش هم به اجماع صحابه جايز است. و نيز توسل اختصاص به پيامبر ندارد زيرا وقتي كه عمر (خليفة دوم) به عباس عموي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ توسل جست هيچ كس بر او اعتراض نكرد.(7) همچنين دعايي كه برادران اهل سنت بعد از اذان نمازهاي پنجگانه تلاوت مي كنند و اين دعا از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در صحيح بخاري نقل شده است، دليلي روشن ديگر بر جواز توسل و استشفاع مي باشد آنجا كه مي گويد رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «من قال حين يسمع النداء اللهم رب هذه الدعوة التامه و الصلاة‌ القائمه،‌آت محمداً الوسيلة و الفضيلة و ابعث مقاماً محموداً الذي وعدته، حلت له شفاعتي يوم القيامة»(8) در اين دعا رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ امتش را دستور داده است كه بعد از اذان از خداوند بخواهند كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را وسيلة تقرب به خداوند براي آنان قرار دهد و او را در روز قيامت با مقام محمود كه خداوند او را وعده داده است مبعوث گرداند. و مقام محمود عبارت از مقام بزرگ شفاعت است كه از براي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ در روز قيامت از طرف خداوند عنايت شده است(9) و در نتيجه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد هر كه اين دعا را بخواند شفاعت من در روز قيامت شامل حال او مي شود.


پس هيچ كس انسان را شريك خداوند قرار نداده است. بلكه بر طبق مقتضاي آية شريفة مودت(10) و روايات متعدد نبوي كه از طريق اهل سنت نقل شده اند و زمخشري در حدود دوازده حديث در ذيل همين آيه نقل نموده است، اهل بيت ـ عليهم السلام ـ پيامبر را مورد بزرگداشت و محبت خودشان قرار داده اند، مثلاً در يكي از اين روايات گفته شده است كه: آگاه باشيد هر كه بر حب و دوستي آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ بميرد شهيد مرده است و يا آگاه باشيد هر كه بر بغض آل محمد بميرد كافر مرده است.(11)
و مردن باعث نابودي انسان نمي شود بلكه انسان با مردن به يك مرحله بالاتر و قوي تر از وجود مي رسد. ثانياً جزء اصلي و واقعي انسان روح اوست و انكار روح و اعتقاد به نابود شدن انسان بعد از مردن اولاً با اكثر مسلمات و معتقدات اسلامي منافات دارد و ثانياً اين اعتقاد همان اعتقاد بي خدايي و ماركسيستي است كه همه چيز را در دنيا منحصر مي داند.



پی نوشت ها:
1. حشر:7.
2. حجرات:1.
3. مسند احمد،ج 4، ص96، و هيثمي، نورالدين، مجمع الزوائد، بيروت، دارالكتب العلميه، 1408 ق، ج5، ص225، و قندوزي، سليمان حنفي، ينابيع الموده، دارالاسوة، اول، 1416 ق، ج1، ص351 و ج3، ص372.
4. احمد بن حنبل، مسند احمد، بيروت، دارالصادر، ج3، ص14 و ج5، 282، و ترمذي، محمد بن عيسي، سنن، بيروت، دارالفكر، دوم، 1403 ق، ج 5، ص329، و متقي هندي، كنزالعمال، بيروت، ج1، ص381.
5. بقره:34.
6. يوسف:100.
7. المباركفوري، تحفة الاحوذي، بيروت، دارالكتب العلميه، بي تا، ج10، ص23 ـ 29.
8. بخاري، محمد بن اسماعيل، صحيح بخاري، بيروت، دارالفكر، بي تا، ج5، ص288.
9. همان.
10. شوري:23.
11. زمخشري، محمود بن عمر، كشان، بيروت، دارالكتب العربي، بي تا، ج4، ص220.


وعده صادق

ويرايش توسط b313 : 10-12-2013 در ساعت 12:30 PM
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 10-12-2013   #22 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

در برخی روایات، از بازگشت گذشتگان، در زمان ظهور، برای یاری حضرت، سخن به میان آمده است. مفاد این‌گونه روایات، رجعت آنان در زمان ظهور است. اما این بدان معنا نیست که آنان جزء 313 تن از اصحاب خاص حضرت (یعنی همان افرادی که ظهور، منوط به آن‌ها است) قرار داشته باشند.

جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

در این نوشتار، با استفاده از منابع روائی شیعه موضوع یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ویژگی‌ها و خصوصیات اسمی و ملیتی آنان، تعداد اصحاب، جنسیت اصحاب (تعداد مرد و زن)، نحوه حضور و یاری رسانی آنان و نیز وضعیت نیروهایی که در هنگامة ظهور، برای حمایت از حضرت قیام می‌کنند و… در دو محور: گروه اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گروه انصار و یاوران آن حضرت در هنگام ظهور، مورد بررسی قرار گرفته است.




کلید‌واژه‌ها: عصر ظهور، یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یاران خاص مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.




براساس آموزه‌های دینی، یکی از سنت‌های الهی در جهان این است که هر پدیده، می‌باید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید. این اصل، در روایات این گونه بیان شده است: «أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لکل شئ سبباً؛ خداوند امتناع دارد از این‌که امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد» (مازندرانی، 1421: ج8، ص210).
تحولات و رخداد‌های اجتماعی نیز همانند پدیده‌های تکوینی، محکوم این اصل می‌باشد. بر این اساس، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی، به زمینه‌ها و شرایط آن، وابستگی دارد. ظهور و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینه‌ها و شرایط آن، به وقوع نخواهد پیوست.
یکی از مهم‌ترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه که نقش یاران در موفقیت حرکت‌های اصلاحی پیامبران الهی تعیین کننده بوده، در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیر نیاز به یاران، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد؛ بلکه حرکت‌های اصلاحی حضرت از راه اسباب وعوامل عادی به پیروزی می‌رسد. بدیهی است چنین انقلاب عظیمی، بدون نیروهای مؤمن و فوق العاده توانمند و مؤثر، امکان تحقق نخواهند داشت.




بر این اساس، یکی از موضوعات لازم در حوزة مباحث مهدویت، بحث از یاران حضرت مهدی علیه السلام و شناخت ویژگی‌ها، کارکردها و اقدامات سیاسی نظامی مجموعه نیروهایی است که هنگام ظهور به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند و تحت فرمان آن حضرت، به انجام مسؤولیت می‌پردازند. با توجه به اهمیت مسأله و نقش آموزندة آن، بخشی از روایات مهدویت به انعکاس این موضوع پرداخته است. طبق آنچه از روایات استفاده می‌شود، مجموع یاوران و کسانی را که در آغاز ظهور، دعوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک می‌گویند و برای یاری، به امام علیه السلام می‌پیوندند، می‌توان به دو گروه، تقسیم کرد: الف. گروه اصحاب ب. گروه انصار
گروه اصحاب، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند که به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور، به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند. آنان، هسته‌های اولیة نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام را تشکیل می‌دهند. آنان کسانی‌اند که هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز می‌شود و هم پس از پیروزی، از مشاوران و وزرای امام عصر علیه السلام خواهند بود و بخش مهمی از کارها را به دوش خواهند کشید. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با کمک آنان، دنیا را فتح کرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاکم خواهند کرد.




درمنابع روایی، این گروه، با عنوان «اصحاب المهدی» یاد شده‌اند. آنان، در مقایسه با دیگر یاران حضرت، از مقام، جایگاه و منزلت برتری برخوردار‌ند و در سیستم حکومتی حضرت نیز مسؤولیت‌های مهم‌تر و حساس‌تری بر عهده دارند.اما گروه انصار، عبارتند از مجموعه یاورانی که پس از ظهور به حمایت از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شتابند و به سپاه آن حضرت ملحق می‌شوند. این عده، شامل همة افرادی می‌شود که با آغاز قیام حضرت، دسته دسته برای یاری ایشان به پا می‌خیزند، و دعوت امام علیه السلام را لبیک می‌گویند. این گروه، شامل سه دسته از نیروهایی هستند که به تدریج به سپاه حضرت می‌پیوندند:
دستة اول، کسانی‌اند که در آغاز ظهور و اعلام خبر قیام حضرت در مکه، خود را به امام علیه السلام می‌رسانند و با ایشان بیعت می‌کنند. حضرت، پس از حضور و اعلام بیعت آنان، به قیام می‌پردازد و از مکه به سوی مدینه حرکت می‌کند. دستة دوم، خیل عظیمی از مؤمنان و مشتاقانی‌اند که با آغاز قیام حضرت، در میانة راه به سپاه امام مهدی علیه السلام می‌‌پیوندند و در رکاب او با دشمنان خدامی‌جنگند.
دستة سوم، نیروها و سپاهیانی‌اند که پس از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از جاهای دور و نزدیک با هدف مقابله با لشکریان سفیانی و حمایت و پشتیبانی از حضرت مهدی علیه السلام، به سوی او می‌شتابند و به سپاه حضرت می‌پیوندند. دراین نوشتار، سعی شده است به منظور شناخت خصوصیات و اوصاف اصحاب و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نقش مؤثر آنان در شرایط و تحولات نخستین روز‌های ظهور، ابعاد مختلف این موضوع بررسی شود.




گروه اصحاب
کلمة «اصحاب» و «صحابه»، جمع صاحب از مادة «صحب» به معنای همراه، گروه، معاشر و یاور است (ابن منظور، بی‌تا: ص519؛ زبیدی، 1385: ج3، ص186). در آیات و روایات نیز این کلمه به معنای همراه، اهل، دسته وگروه، به کار رفته است. دربارة اصحاب و یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، و وقایع مربوط به آن نکات متعددی قابل طرح است که این جا لازم است با استناد به روایات، بدان اشاره شود:
شمار اصحاب حضرت مهدی علیه السلام
دربارة تعداد اصحاب امام مهدی علیه السلام در روایات، آمار و ارقام مختلفی ذکرشده است. بیشتر روایات، تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را سیصد و سیزده تن- به تعداد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر- ذکر کرده است (صفار قمی، بی‌تا: ص311؛ صدوق، بی‌تا: ج2، ص654). دستة دیگر روایات، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل کرده است. برخی از این روایات، رقم ده هزار نفر را ذکر کرده است؛ مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «مهدی ظهور نمی‌کند، مگر این‌که حلقه کامل گردد». وقتی ازحضرت سؤال شد که عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: «ده هزار نفر» (نعمانی، بی‌تا: ص307).




همچنین ابوبصیر نقل می‌کند: مردی کوفی از امام صادق علیه السلام تعداد یاران امام مهدی علیه السلام را پرسید وگفت: «مردم می‌گویند اصحاب مهدی به تعداد اصحاب بدر، 313 نفرند». حضرت در پاسخ فرمود: «مهدی ظهور نمی‌کند، مگر با نیروی قدرتمندی که تعداد آنان، کمتر از ده هزار رزمنده نخواهند بود» (صدوق، همان: ج2، ص654). بعض دیگر از این نوع روایات، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور را بین دوازده تا پانزده هزار نفر، ذکر کرده است (ابن طاووس، بی‌تا: ص65). حتی در روایتی، عدد یکصد هزار نفر نیز نقل شده است (مجلسی، بی‌تا: ج52، ص307 و367).
باتوجه به قرائن موجود، این چند دسته روایات را می‌توان این گونه جمع کرد که روایات متضمن عدد سیصد، ناظر به اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرحلة آغازین قیام است، همان کسانی که هسته اصلی قیام حضرت را تشکیل می‌دهند و در روایات، از آنان، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشکرمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است (کلینی، بی‌تا: ج8، ص313؛ صدوق، همان: ج2، ص672). که حضرت مهدی علیه السلام به وسیله آنان، شرق وغرب جهان را فتح می‌کند وآن‌ها را فرمانروایان روی زمین قرارمی دهد. (نعمانی، همان: ص252)




اما روایات دسته دوم، ناظر به مجموع نیروهایی است که به جمع سیصد وسیزده نفر می‌پیوندند. بنابراین، با توجه به اختلاف روایات دربارة تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌توان گفت: آمار و ارقام یاد شده، مقصود نبوده؛ بلکه هدف از بیان این ارقام، فزونی یاوران و پیروان امام مهدی علیه السلام بوده است.
نام و ملیت اصحاب
در برخی روایات، خصوصیات اسمی و وطن و محل اقامت 313 نفر از یاران امام مهدی علیه السلام، ذکر شده است و از شهرهایی مانند کوفه، بصره، مدائن، هرات، حران، قلزوم، خیبر، طرابلس، بیروت، طالقان، همدان، ری، اهواز، قم، قزوین، نیشابور، کرمان، مرو، توس و… نام برده شده است. در روایتی که اصبغ ابن نباتة از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده آمده است:
روزی امیرالمؤمنین علیه السلام خطبه‌ای ایراد فرمود که در آن، از مهدی علیه السلام و یاران او ذکری به میان آورد. در آن حال، ابوخالد از امیرالمؤمنین علیه السلام، درخواست کرد تعداد و اوصاف و خصوصیات اسمی و محلی یاران مهدی علیه السلام را بیان فرماید. امیرالمؤمنین علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله تعداد و محل‌های 313 تن از یاران و همراهان مهدی علیه السلام هنگام ظهور را بازگو کرد؛ در حالی‌که مردم آن را می‌نوشتند. سپس فرمود: «رسول‌الله صلی الله علیه و آله این 313 نفر را که به تعداد اصحاب بدرند، برایم چنین معرفی کرد» (کورانی، 1411: ج3، ص104). در این روایت، اسامی 313 نفر اصحاب خاص امام عصر علیه السلام و محل سکونت آنان، به تفصیل بیان شده است.




در روایت دیگر، ابو بصیر نقل می‌کند: به حضور امام صادق علیه السلام رسیدم؛ حضرت به کسی که در مجلس حضور داشت، فرمود: «بنویس آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله برای امیر المؤمنین علیه السلام املا فرمود». سپس نام‌های تک تک یاران ویژة حضرت مهدی علیه السلام را با ذکر محلات و مناطق زندگی شان، بیان فرمود (طبری، همان: ص556-575؛ کورانی، همان: ج4، ص28).
در این‌باره تذکر دو نکته لازم است: نکتة اول این‌که مراد از اماکن و شهرهایی که در این روایات، از آن نام برده شده، مفهوم متعارف آن زمان است و این نام‌ها ناظر به مکان‌هایی است که هنگام صدور روایت، با این عناوین و نام‌ها یاد می‌شده‌اند؛ به همین سبب در بسیاری از این موارد، تطبیق این اسامی با اماکن و شهر‌هایی که بعد‌ها بدین نام، نام گذاری و مشهور شده، قدری دشوار است؛ زیرا بسیاری از شهرهای نام‌برده شده در گذر زمان، تغییر نام یافته یا در اثر توسعه دارای چندین شعبه با نام‌های گوناگون شده باشند.
نیز ممکن است در ثبت و ضبط نام این شهر‌ها و محلات، تصحیف (خطای نوشتاری) رخ داده باشد. همچنین در برخی موارد، شهرهای جدیدی احداث شده است که با آنچه در روایات آمده است، فقط تشابه اسمی دارد. افزون بر این‌که در ترتیب اسامی و مکان‌های یاد شده در این گونه روایات، اندک تفاوت‌هایی نیز دیده می‌شود.
نکتة دوم این‌که باید توجه داشت با آن‌که دانستن نام اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آگاهی از موطن و ملیت آنان، مطلوب است، این اطلاع و آگاهی، از نظر معرفتی برای ما چندان اثری نخواهند داشت؛ بلکه آنچه در این خصوص مهم و لازم است، توجه به ویژگی‌های شخصیتی یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تأسی عملی به ایشان است؛ مطابق آنچه در روایات معرفی شده است.
چگونگی پیوستن اصحاب حضرت مهدی علیه السلام به آن حضرت طبق نقل روایات، اصحاب مهدی، به طور ناگهانی ومعجزه‌آسا، ازمسافت‌های دور و نزدیک، در یک شب یا صبحگاه، درمکه معظمه، گرد می‌آیند و به حضرت می‌پیوندند. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران مهدی علیه السلام، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌کند: «‌خداوند، یاران مهدی را در کمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، کنار کعبه، گرد می‌آورد» (ابن طاووس، همان: ص146). همچنین در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: « یاران مهدی، با طی الأرض به سوی او می‌شتابند و در مکه با او بیعت می‌کنند» (فتال نیشابوری، بی‌تا: ج2، ص263).




چگونگی بیعت اصحاب
پس از پیوستن یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولین اقدام حضرت، اخذ بیعت از اصحاب و پیمان وفاداری و اطاعت آنان از امام علیه السلام است. پایمردی در میدان رزم، دوری از حرام وکارهای منکر مثل دزدی، زر اندوزی، احتکار، رباخواری، تخریب مساجد، شهوات باطل، نوشیدن شراب، تجمل گرایی، تحقیر اشخاص مؤمن، تعقیب افراد فراری، خونریزی ناحق، انفاق به افراد منافق و کافر، انجام عمل منافی عفت و… از موارد مطرح در این میثاق بیعت است. همچنین امام از یاران خود پیمان می‌گیرد در تحمل سختی‌ها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهی از منکر کنند. اصحاب نیز همگی این پیمان را می‌پذیرند و تک تک با امام علیه السلام رو بوسی می‌کنند (شافعی، بی‌تا: ص96).
اوصاف اصحاب
طبق نقل روایات، اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همگی جوانند مگر تعداد اندکی؛ مانند کمی سرمه در چشم یا کمی نمک در غذا (طوسی، بی‌تا: ص284). در برخی روایات، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیران روز و نیایشگران شب زنده دار که دل‌هاشان مانند پاره‌های آهن، محکم واستوار است، توصیف شده اند (مجلسی، همان: ج52، ص386).




آنان، رادمردانی‌اند که جز شهادت در راه خدا، آرزوی دیگری ندارند و برابر رهبر و مولای خود، سخت مطیع و فرمانبردارند. ابهت و رعب این جنگجویان مصمم و فولادین، دشمنان را زمین‌گیر می‌کند (نوری، بی‌تا: ج11، ص114). در راه انجام مأموریت خود، بسیار قاطع و بی‌باکند و هرگز هراسی به دل راه نمی‌دهند (مجلسی، همان: ج52، ص308). امام مهدی علیه السلام، با چنین اصحاب و یارانی، جهان را فتح کرده و اسلام را در سراسر گیتی، حکم فرما می‌سازد.
از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: گویی یاران مهدی را می‌بینم که سراسر زمین و آسمان را احاطه کرده‌اند و چیزی در جهان نیست، مگر این‌که در قبضه قدرت آنان است. آن‌ها، در جامعه به حدی محبوبند که حتی پرندگان و درندگان نیز در پی جلب خشنودی و فرمان برداری آنان هستند. قطعه‌ای از زمین، از این‌که یکی از یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر آن گام نهاده است، بر قطعه دیگر فخر و مباهات می‌کند (صدوق، همان: ج2، ص672؛ مجلسی، همان: ج52، ص327).




حضور زنان در میان اصحاب
میان یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنان نیز حضور دارند و در بخش‌های بهداشت و درمان، انجام وظیفه می‌کنند. در روایات، تعداد آنان متفاوت ذکر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام سیزده نفر میان اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور دارند که زخمی‌ها را مداوا و بیماران را پرستاری می‌کنند (طبری، همان: ص259).
در این روایت، نام‌های نه نفر از این زنان ذکر شده است. در برخی روایات، از حضور پنجاه زن میان یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خبر داده شده است. آنان، در کارهای بهداشتی و امدادی به رزمندگان اسلام خدمت رسانی می‌کنند (نعمانی، همان: 279). در برخی دیگر، عدد بیشتری نیز ذکر شده است (ابن طاووس، همان: ص151). ظاهراً این نوع روایات، ناظر به زنانی‌اند که پس از قیام، حضرت را همراهی و در کارها با سپاه و اردوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشارکت می‌کنند.




رجعت گذشتگان
در برخی روایات، از بازگشت گذشتگان، در زمان ظهور، برای یاری حضرت، سخن به میان آمده است. مفاد این‌گونه روایات، رجعت آنان در زمان ظهور است. اما این بدان معنا نیست که آنان جزء 313 تن از اصحاب خاص حضرت (یعنی همان افرادی که ظهور، منوط به آن‌ها است) قرار داشته باشند.
بر اساس منابع روایی، از جمله کسانی که زمان ظهور در جمع اصحاب و سپاهیان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار می‌گیرند، عده‌ای از مؤمنان شایسته و برجستگانی است که پیش‌تر، از دنیا رفته‌اند. خداوند، آنان را دوباره زنده می‌کند، تا به سپاه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ملحق شوند. این اشخاص که گاهی در روایات از آنان نام برده شده است، برخی از امت‌های پیشین هستند؛ مانند یوشع بن نون، وصی موسی علیه السلام، مؤمن آل فرعون و اصحاب کهف (طبری، همان: ص554).
برخی دیگر نیز از پیشگامان و برجستگان صدر اسلام در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام هستند؛ نظیر سلمان فارسی، ابودجانه انصاری، مالک اشتر نخعی (فتال نیشابوری، همان: ج2، ص266)، جبیر بن خابور (راوندی، بی‌تا: ج1، ص185)، اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام (حر عاملی، بی‌تا: ص266)، عبدالله بن شریک عامری (همان)، مفضل بن عمر (طبری، همان: ص248)، و….




پیوستن حضرت مسیح علیه السلام
با ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت عیسی مسیح علیه السلام نیز ظاهر شده و به آن امام ملحق می‌شود و می‌گوید: « من، وزیر فرستاده شده‌ام، نه امیر و فرمانروا» (کورانی، همان: ج1، ص527). وی از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرماندهی عملیات تهاجمی بر ضد لشکریان دجال را بر عهده می‌گیرد (طبسی، 1385: ج1، ص167)؛ به همین سبب در روایات، از میان کارگزاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از حضرت عیسی مسیح علیه السلام به دلیل نقش کلیدی و منحصر به فرد او در تحکیم و گسترش حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام، با عنوان «وزیر» یاد شده است.
گو این‌که حضرت عیسی مسیح علیه السلام در دوران ظهور، نقش معاون اولی امام مهدی علیه السلام را در میان دستیاران و کارگزاران حکومتی امام مهدی علیه السلام بر عهده دارد (بحرانی، بی‌تا: ص697). امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، با چنین اصحاب وکارگزارانی، سرانجام، حکومت جهانی اسلام را تحقق می‌بخشند و جهان را از عدل و داد پر می‌کند.
گروه انصار
مراد از انصار ـ چنان‌که اشاره شد ـ مجموعه نیروهایی‌اند که در آستانه ظهور یا همزمان با ظهور امام مهدی علیه السلام از مناطق مختلف قیام می‌کنند و برای یاری حضرت و مقابله با دشمنان ایشان، به پا می‌خیزند. این نیروها، بعضاً دارای سازماندهی ویژه‌ای هستند که با انسجام خاص و تحت مدیریت افراد خاصی رهبری می‌شوند.



منابع
1. ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمد بن علی، الخصال، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.
2. ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمد بن علی، کمال الدین وتمام النعمه، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.
3. ابن حماد مروزی، ابوعبدالله نعیم، الفتن، انگلستان، کتابخانه المتحف، خطی.
4. ابن طاووس، رضی الدین علی بن موسی، الملاحم والفتن فی ظهورالغائب المنتظر، بیروت، موسسة الاعلمی.
5. ابن منظور، محمد، لسان العرب، قم، نشرادب الحوزه.
6. اربلی، ابوالحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح، کشف الغمه فی معرفة الأئمه، بیروت، دارالکتب الاسلامیه.
7. بحرانی، هاشم، المحجة فیما نزل فی الحجة بیروت، مؤسسة الوفأ، 1403ق.
8. بحرانی، هاشم، حلیة الابرارفی فضائل محمد وآله الاطهار، قم، دارالکتب العلمیه.
9. بحرانی، هاشم، غایة المرام فی حجة الخصام عن طریق الخاص والعام، بیروت،مؤسسة الاعلمی.
10. حرعاملی، محمد بن الحسن، اثبات الهداة، قم، چاپخانه علمیه.
11. حرعاملی، محمد بن الحسن، الایقاظ من الهجعه،قم، دارالکتب العلمیه.
12. حسینی واسطی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، کویت، دارالهدایه، 1385ش.
13. حلی، رضی الدین علی بن یوسف بن المطهر، العدد القویه لدفع المخاوف الیومیه، قم، کتابخانه مرعشی نجفی.
14. حلی، یوسف حسن بن مطهر، المستجاد من کتاب الارشاد، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی.
15. دیلمی، ابو محمد، ارشاد القلوب، بیروت، موسسه الاعلمی.
16. شیخ طوسی، ابوجعفرمحمد بن حسن، الغیبه، تهران، کتابفروشی نینوی.
17. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب الاثر، چاپ دوم، قم، انتشارات حضرت معصومه علیها السلام، 1421ق.
18. صفار قمی، محمد بن الحسن بن فروخ، بصائرالدرجات فی فضائل آل محمد صلی الله علیه و آله، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی.
19. طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، قم، دارالکتب الاسلامیه.
20. طبری، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامه، قم، کتابفروشی رضی.
21. طبسی نجفی، محمد رضا، الشیعة والرجعة، چاپخانه الآداب، نجف اشرف، 1385ش.
22. عاملی، محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف.
23. عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره، الطبع الثانی1408ق.
24. عروسی حویزی، عبدعـلی بن جمعه، نورالثقلین، قم، چاپخانه علمیه.
25. عیاشی سمرقندی، محمد بن مسعود، تفسیرالعیاشی، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
26. فتال نیشابوری، محمد، روضة الواعظین، انتشارات الرضی، قم.
27. کورانی، علی، عصرظهور، ترجمة عباس جلالی، 1378، قم، سازمان تبلیغات اسلامی.
28. کورانی، علی، معجم احادیث المهدی، مؤسسه معارف اسلامی، قم، 1411ق.
29. کاظمی، مصطفی، بشارة الاسلام، تهران، کتابخانه نینوالحدیثه.
30. کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
31. متقی هندی، علاء الدین علی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، بیروت،مؤسسة الرساله.
32. متقی هندی، علاءالدین علی، البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، چاپخانه خیام، قم.
33. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.
34. معروف (الدین راوندی)، ابوالحسین سعیدبن هبة الله، الخرائج والجرائح، قم،مؤسسة الامام مهدی.
35. مقدس شافعی، یوسف بن یحیی، عقدالدرر فی اخبارالمنتظر، عالم الفکر، قاهره.
36. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، کتابفروشی صدوق.
37. نوری طبری، میرزا حسین، مسدرک الوسائل، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث.
قنبرعلی صمدی

وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-19-2013   #23 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

در مورد حکومت مهدوی و چگونگی تشکیل آن، آیات قرآنی زیادی آمده است که طبق تفسیر مفسّرین صاحب نام اسلامی، به این امر مهم اشاره دارند. ذکر برخی از این آیات بیانگر مشروعیت حکومت جهانی امام زمان (عج) است:

جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

حکومت جهانی مهدوی و فرجام‌شناسی، از جمله مسائل مهمی است که همواره مورد مداقه ادیان مختلف - و البته با رویکردها و تفاسیر مختص به خود - قرار گرفته است. در این مقال سعی خواهیم کرد تا با نگاهی به متون مقدس از قبیل قرآن و روایات اسلامی این مسئله را مورد بررسی اجمالی قرار دهیم.
الف - آیات قرآنی:
در مورد حکومت مهدوی و چگونگی تشکیل آن، آیات قرآنی زیادی آمده است که طبق تفسیر مفسّرین صاحب نام اسلامی، به این امر مهم اشاره دارند. ذکر برخی از این آیات بیانگر مشروعیت حکومت جهانی امام زمان (عج) است:
1.سوره‌ى قصص، آیه‌ى 5: «و نُریدُ ان نَمُنَّ علی الّذینَ استُضْعِفِوا فی الارضِ و نَجْعَلَهُم اَئِمة و نَجْعَلَهُمُ الوارثین»؛ و ما اراده کرده‌ایم بر آنان که در روی زمین به ضعف کشیده شده‌اند، منّت نهاده، آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم‌.
این آیه، معروف‌ترین آیه درباره‌ى وجودِ حکومتِ مهدوی توسط حضرت حجت (عج) است. در ذیل تفسیر این آیه در کتاب تفسیر برهان به نقل از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق - علیهما السّلام - آمده است که آن دو بزرگوار پیرامون این آیه فرموده‌اند:
«این آیه‌ى مبارکه مخصوص به صاحب‌الامری است که در آخرالزمان ظاهر می‌شود و فرعونیان و جبّاران را نابود می‌سازد و شرق و غرب جهان را به تصرّف خود درمی‌آورد و آن را چنان که پر از ظلم و ستم شده است. مالامال از عدل می‌سازد».1
2.سورة‌نور، آیه‌ى 55: «وَعَد الله الّذین آمَنوا مِنْکُمْ و عَمِلوُا الصالحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فی الارض کَما اسْتَخَلفَ الّذین مِنْ قَبْلِهمْ و لَیُمَکِنَّنَّ لَهُم دینَهُمُ‌الّذی ارّتَضی لَهُم...»؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل شایسته انجام دادند، وعده داده است که آنها را در روی زمین جانشین قرار دهد؛ چنانچه کسانی را که قبل از ایشان بودند، جانشین ساخته بود و دینی را که برای ایشان پسندیده - در جهان - استقرار خواهد بخشید.
این آیه‌ى شریفه نیز بیانگر خلافت جهانی امام مهدی (عج) است و طبق تفسیر بسیاری از مفسرین از جمله علامه‌ى طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان و ... بر اصل حکومت مهدوی صحّه می‌گذارد. جانشینی خدا بر روی کره زمین، مبیّن این مدّعاست.
3. سوره‌ى اسراء، آیه‌ى 33: «و مَنْ قُتِلَ مَظلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِولیّهِ سُلطاناً فَلا یسرِفْ فی القتلِ انّه کان منصوراً»؛ و آن کس که مظلوم کشته شده، ما به ولیّ او حق حکومت [و حقّ قصاص] دادیم پس در کشتن اسراف و زیاده‌روی نکند که او از جانب ما «منصور» و مورد حمایت است.
حضرت امام محمد باقر (ع) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «منظور از این جمله «و مَن قُتِلَ مظلوماً» حسین بن علی (ع) است ... و مقصود از این جمله «اِنَّه کان منصوراً» این است که، حضرت قائم (عج) که ولیّ حقیقی حسین و مردی از دودمان رسول خدا (ص) است، از دنیا نمی‌رود تا این که به پیروزی کامل برسد و بر همه‌ى دنیا تسلط یابد و سراسر زمین را پر از عدل و داد کند، همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد».2
4. سوره‌ى توبه، آیه‌ى 33: «هُوَ الّذی اَرْسَلَ رسولَهُ بِالهُدی و دینِ الحّقِ لِیُظْهِرَهُ علی الدّین کُلّهِ وَ لَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ»؛ او خداوندی است که پیامبرش را با هدایت و دینی حق فرستاد تا آن را بر تمام ادیان پیروز گرداند، اگر چه مشرکان ناخشنود باشند.
از مجموع روایات متواتر اسلامی برمی‌آید که این آیه‌ى مبارکه، مربوط به زمان ظهور امام عصر (عج) است؛ زیرا در زمان حکومت جهانی آن حضرت است که دین مقدّس اسلام در سراسر زمین حاکم می‌شود. به عنوان مثال؛ باید به حدیثی از حضرت امام محمد باقر (ع) اشاره کرد که حضرت در تفسیر این آیه، اشاره می‌کنند که: «این آیه‌ى مبارکه به هنگام خروج مهدی آل محمد - صلوات الله علیهم - تحقق می‌یابد. دیگر احدی در روی زمین باقی نمی‌ماند، جز این که به رسالت محمد (ص) اعتراف می‌کند».3
5. سوره‌ى سجده، آیه‌ى 29: «قُلْ یَوْمَ الفَتْحِ لا یَنفْعُ الّذین کَفَروا اِیْمانُهم وَ لا هُم یُنْظَرونَ»؛ بگو (ای پیامبر!) روز پیروزی، دیگر ایمان آوردن برای کافران سودی ندارد و به آنها هیچ مهلت داده نمی‌شود.حضرت امام صادق (ع) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «روز پیروزی، روزی است که دنیا به دست قائم (عج) فتح می‌شود...».4
6. سورة‌ آل عمران، آیه‌ى 39:‌ «اَفَغَیر دینِ الله یَبْغوُنَ وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ و الاَرْضِ طَوْعاً و کَرْهاً و اِلیه یُرْجَعوُنَ»؛ آیا جز دین خدا را می‌جویند؟ با آن‌که آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم او هستند و به سوی او باز گردانیده می‌شوند.
این آیه‌ى شریفه، بر جهانی شدن آیین توحید و حاکمیت آخرین دین بر سرتاسر جهان حکایت دارد و طبق تفاسیر متعدّد و معتبر، بر حکومت مهدوی (عج) صحّه می‌گذارد، چنانکه حضرت امام موسی الکاظم (ع) در تفسیر این آیه تأکید می‌کنند که: « این آیه، درباره‌ى حضرت قائم (عج) نازل شده است. هنگامی که ظاهر شود، آیین مقدّس اسلام را در شرق و غرب جهان، به یهود و نصاری و صائبان و ملحدان و مرتدان و کافران عرضه می‌دارد...».5 البته غیر از این آیات، موارد دیگری نیز در قرآن وجود دارد که به اصل حکومت مهدوی اشاره دارد که به منظور رعایت اختصار، از ذکر سایر آیات خودداری می‌کنیم.
ب - روایات:
غیر از آیاتی که ذکر شد، روایات زیادی نیز در مورد بحث مذکور نقل شده است. از همه این روایات می‌توان نتیجه گرفت که اهل بیت (ع)، حکومت مهدوی را پیش‌بینی کرده بودند و آن را ادامه‌ى ‌حکومت راستین انبیاء و ائمه طاهرین (ع) می‌دانستند:
1.حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: «خلفا و اوصیای من که حجّت‌های پروردگار بر مردمانند، دوازده تن می‌باشند، اوّل آنها علی (ع) و آخر آنها پسرم مهدی (عج) است... در زمان او زمین با نور پروردگارش روشن می‌شود و سلطنت او شرق و غرب جهان را فرا می‌گیرد». 6
2.حضرت امام صادق (ع) می‌فرمایند: «زمانی که حضرت قائم (عج) قیام کند، به عدالت حکومت می‌کند و در دوران حکومت او، در روی کرة‌ زمین از ظلم و جور اثری یافت نمی‌شود... حضرت قائم (عج) در میان مردم به حکم حضرت داوود (ع) و حکم حضرت محمد (ص) حکومت می‌کند...».7
3.حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «صاحب پرچم محمّدی (ص) و بنیانگذار دولت احمدی ظهور می‌کند در حالی که شمشیر در دست دارد و جز راستی بر زبان نیاورد...».8
4.امیرالمؤمنین (ع) در جای دیگری تأکید می‌کنند: «خداوند به زودی - در آینده - گروهی را می‌آورد که آنان را دوست می‌دارد و آنها نیز خدا را دوست می‌دارند، کسی در بین آنان مالک جهان می‌شود که در بین آنان غریب است و او مهدی (عج) است که .... زمین را بدون سختی از عدل و داد پر خواهد کرد، ... و با امنیّت مالک شهرهای مسلمین می‌شود، زمان مطیع و فرمانبردار او می‌گردد و سخن او را می‌شنود، پیران و جوانان از او فرمانبرداری خواهند نمود، زمین را از عدل و داد پر می‌کند، آن گونه که از ظلم و جور پر شده باشد. آن‌گاه امامت او کامل و خلافتش ثابت و پا بر جا می‌گردد...».9
5.حضرت امام محمد باقر (ع) می‌فرمایند: «قائم ما به وسیله‌ى رعب (در دل دشمنان) یاری می‌شود و با نصرت الهی تأیید می‌گردد، زمین زیر پایش پیچیده می‌شود و گنج‌های زمین برای او ظاهر می‌شود و دولت او به شرق و غرب عالم می‌رسد».10
6.نبی مکرّم اسلام می‌فرمایند: «هنگامی که مهدی (عج) خروج کند، یک قطعه ابر بر او سایه می‌اندازد و بالای سرش حرکت می‌کند و فرشته‌ای در میان آن قرار می‌گیرد و بانگ برمی‌آورد: این خلیفه خدا مهدی است از او پیروی کنید».11
7.حضرت امام صادق (ع) تأکید می‌کنند: « برای هر قومی دولتی هست که فرار رسیدن آن را انتظار می‌کشند، ولی دولت ما در آخر الزمان ظاهر می‌شود».12
8.حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) می‌فرمایند: «اگر جز یک روز از عمر دنیا نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند، تا مردی از اولاد من قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد».13
هم‌چنان که ذکر شد، روایات زیادی در مورد حکومت مهدی (عج) نقل شده است که البته به چند نمونة‌ آن اشاره شد. از این روایات می‌توان دریافت که حکومت جهانی امام مهدی (عج)، نه تنها مورد تأکید و تأیید اهل بیت (ع) بوده است، بلکه به عنوان امید و آرمان عالی آن بزرگواران در جهت احیای شریعت محمدی (ص) و آموزه‌های قرآنی محسوب شده است.
حکومت مهدوی و ویژگی‌های آن:
لزوم وجود یک حکومت جهانی با توجه به ناهنجاری‌ها و چالش‌های موجود دنیا، امری غیر قابل انکار است. هر چند امروزه داعیه حکومت و رهبری جهانی استکبار به سردمداری امریکا نویدی دروغین بر وجود امنیت و عدالت کامل در جهان می‌باشد، اما کیست که نداند آن حکومت جهانی مورد قبول عقل، شرع و عرف است که مؤلّفه‌های مهمی مانند عدالت، آزادی، تقوا و ... را به عنوان راهبردهای بنیادین و اساسی خود به همراه داشته باشد.
این مؤلّفه‌ها نه تنها در دستگاه حاکمه ایالات متحده و قدرت‌های شرق و غرب دنیا وجود ندارد، بلکه زادگاه بزرگ «تاریخ» شهادت می‌دهد که جنایت‌های بزرگ بشری؛ از ایجاد جنگ‌های جهانی اول و دوم گرفته تا فاجعه‌ى ‌بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی و همین طور کشتار مردم بی‌دفاع کشورهای اسلامی و آفریقایی توسط همین داعیه‌داران دروغین حکومت جهانی صورت پذیرفته است.
در هر حال علی‌رغم نفی ادّعای سردمداران نفاق و جنایت مبنی بر رهبریت و هدایت جامعه‌ى جهانی، نمی‌توان اصل وجود یک حکومت جهانی را انکار کرد. این مسئله مورد تأکید قرآن و روایات می‌باشد و از آن گذشته؛ بسیاری از اندیشه‌وران و صاحب‌نظران غربی و شرقی نیز بر این اصل تأکید نظر دارند. «برتراند راسل» فیلسوف شهیر انگلیسی معتقد است:
«اکنون از لحاظ فنّی مشکل بزرگی در راه یک امپراتوری وسیع جهانی وجود ندارد و چون هم اکنون خرابی جنگ بیش از قرون گذشته است، یا باید حکومت واجد جهانی را بپذیریم و یا این که به عهد بربریّت برگردیم و به نابودی نژاد انسانی راضی شویم».14
«امانوئل کانت» فیلسوف نامدار آلمانی نیز می‌گوید: «ایجاد نظم جهانی، منوط به وضع یک قانون جهانی است. این همان است که مذاهب آن را خواسته‌اند و این همان است که پیامبران از دورانی بس کهن، برای تحقّق بخشیدن به آن بپا خاستند و خروش‌ها برآوردند و بدین گونه خواستند روشنگر تاریکی‌ها باشند».15
«دانته» ادیب و نویسنده‌ى پر آوازه‌ى ایتالیایی نیز بر لزوم وجود حکومت واحد جهانی تأکید نموده و می‌نویسد: «واجب است که تمام زمین و جماعاتی که در آن زیست دارند به فرمان یک امیر باشند، که آن‌چه را مورد حاجت است مالک باشد تا جنگ واقع نشود و صلح و آشتی برقرار شود».16
نقطه‌ى اشتراک نظر این اندیشمندان، حول یک محور قرار دارد و آن این که برای نظم‌بخشی به امور دنیا و ایجاد صلح، آشتی، عدالت و پرهیزکاری در این جهان، به وجود یک حاکم و حکومت جهانی، احساس نیاز می‌شود. این حکومت جهانی نه از عهده‌ى آمریکا و جهان غرب برمی‌آید و نه آن که کشورهای شرق و صنعتی شایستگی این امر را دارند.
این مهم مختص به حاکمی است که علاوه‌ى بر پشتوانه و محبوبیت مردمی، از حمایت بی‌دریغ الهی نیز برخوردار باشد و از این گذشته دارای ملکه‌ى عصمت، تقوی، عدالت، حریّت و مدیریت باشد و این حاکم کسی نیست جز امام مهدی (عج) و حکومتی نیست جز حکومت صالحه‌ى مهدوی. از این رو باید اولین شاخصه‌ى حکومت مهدوی را در «جهانی بودن» آن دانست. حکومت جهانی حکومتی نیست که در گوشه‌ای از زمین برقرار شود، همان گونه که خداوند در آیه‌ى 105 سوره‌ى مبارکه‌ى انبیاء می‌فرماید: «... بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد».
ویژگی اوّل حکومت مهدوی، گسترش اسلام در همه‌ى جهان است به گونه‌ای که در دوران حکومت امام عصر (عج) هیچ ده، قریه یا جایی نیست مگر صدای اذان در آن جا به گوش می‌رسد.
ویژگی دوّم از برنامه‌های حکومت حضرت مهدی (عج) و مهم‌ترین برنامه‌اش، مبارزه‌ى جدّی با ستم و ریشه‌کن کردن آن است.از روایات اسلامی استفاده می‌شود که حضرت ستم را برطرف می‌کند. نه افراد نسبت به هم ظلم می‌کنند، نه حکومت‌ها نسبت به رعیت‌های خود و نه حکومتی نسبت به حکومت دیگر.
ویژگی سوّم، گسترش و اجرای عدالت در سرتاسر جهان است. در اکثر روایاتی که درباره‌ى حضرت حجت (عج) است، این جمله بیشتر به چشم می‌خورد: «یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عدْلاً کما مُُلِئَتْ ظُلْماً وَ جوْراً»
ویژگی چهارم حکومت امام عصر (عج) این است که اسلام را در ابعاد مختلف زندگی مردم وارد می‌کند؛ در یک کلام باید گفت که حضرت جهان را به وسیله‌ى احکام اسلامی اداره می‌کند.
شاکله‌حکومت مهدوی
در مورد شکل و کیفیت اجزاء دولت مهدوی، می‌توان سه مورد را اجمالاً ارزیابی نمود:
کارگزاران: در مورد کیفیت و کمّیت کارگزاران و همراهان حکومت عدل امام زمان (عج)، می‌توان به برخی اخبار و روایات مراجعه کرد. قدر متقن آن است که دولتمردان حکومت مهدوی از شایستگان و نخبگان جامعه می‌باشند. به همین علّت در بسیاری از روایات، دولت امام زمان ترکیبی از پیامبران، جانشینان آنان، صالحان روزگار و امت‌های پیشین ذکر شده است.
در رأس وزیران؛ یکی از پیامبران بزرگ الهی یعنی حضرت عیسی بن مریم (ع) قرار دارد. حضرت مسیح به عنوان جانشین و فرمانده و مسئول در حکومت مهدوی معرفی شده است و وزراء و سایر کارگزاران این حکومت عبارتند از: سلمان فارسی، مالک اشتر، اصحاب کهف، مقداد، ابادجانه انصاری، یوشع وصی موسی (ع) و چند نفر از قوم موسی و ... 17
مقرّ حکومت: در مورد پایتخت حکومت مهدوی اقوال و احتمالات گوناگونی ارائه شده است، اما با توجه به روایات متعدد و معتبر، می‌توان دریافت که مقر حکومت مهدوی شهر «کوفه» است. حضرت امام جعفر صادق (ع) از مسجد سهله - واقع در شهر کوفه - به عنوان خانه و مسکن حضرت مهدی (عج) یاد می‌کند18 و امام باقر (ع) نیز تأکید می‌کند که حضرت مهدی پس از قیام به سوی کوفه می‌رود و منزلش را آن جا قرار می‌دهد.19 ابوبکر حضرمی نیز وقتی از امام صادق (ع) می‌پرسد:
کدام سرزمین پس از حرم خدا و حرم پیامبرش بافضیلت‌تر است؟ پاسخ می‌شنود: «سرزمین کوفه؛ که جایگاه پاکی است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدی که همه‌ى پیامبران در آن نماز خوانده‌اند و از آن جا عدالت الهی پدیدار می‌گردد و قائم خداوند و قیام‌کنندگان پس از او از همان جا خواهند بود. آن جا جایگاه پیامبران و جانشینان صالح آنان است». 20 نبی مکرّم اسلام نیز تأکید می‌کنند: «حضرت مهدی (عج) نُه یا ده سال حکومت می‌کند و خوشبخت‌ترین مردم نسبت به او، مردم کوفه هستند.» 21 از این روایات می‌توان دریافت که شهر کوفه مقرّ فرمانروایی و پایتخت دولت عدل مهدوی خواهد بود.
مدت حکومت: مدت حکومت امام زمان نیز به طور دقیق مشخص نشده است. در روایتی که از حضرت رسول ذکر شده، مدت آن 9 یا 10 سال است. برخی از احادیث عمر حکومت حضرت را هفت سال و برخی دیگر، هشت، ده، نوزده، بیست و حتی تا هزار سال ذکر می‌کنند. مرحوم مجلسی صاحب کتاب ارزشمند «بحار الانوار» در تفسیر و تحلیل این روایات می‌گوید:
«روایاتی را که درباره‌ى مدت حکومت امام آمده است، باید به احتمالات زیر توجیه کرد: برخی روایات بر تمام مدّت حکومت دلالت دارد و برخی بر مدّت ثبات و استقرار حکومت. بعضی بر طبق سال‌ها و روزهایی است که ما با‌ آن آشناییم و بعضی احادیث دیگر بر طبق سال‌ها و ماه‌های روزگار حضرت است که طولانی می‌باشد و خداوند به حقیقت مطلب آگاه است».22
حقوق مخالفان در حکومت مهدوی
به طور کلّی می‌توان مخالفان حضرت مهدی در حکومت مهدوی را به سه دسته تقسیم کرد؛23 دسته‌ى اوّل: مخالفان سیاسی و مذهبی مسلمانان دسته‌ى دوّم: اهل کتاب و دسته‌ى سوّم: مستکبران. سؤالی که پیش می‌آید این است که روش برخورد حاکمان دولت مهدوی و در رأس آنان، حضرت حجت (عج) با مخالفان به چه صورت است؟ مروری بر روایات، نشان می‌دهد که در نظام آن حضرت، آزادی مذهب وجود دارد و مسلمانی به جرم داشتن عقیده‌ى مخالف، مجازات نمی‌شود و مخالفان مذهبی، حقّ اظهار عقیده دارند، به چند دلیل:
1.در هیچ دولتی از منابع شیعی چنین مطلبی نقل نشده است که حضرت مهدی (عج) مخالفان را به ترک مذهب و پذیرش ولایت علی (ع) وا می‌د‌ارد. تنها در مواردی که از شدّت عمل سخن به میان آمده، برخورد با ناصبی‌ها و معاندان اهل بیت است24 و بس و ناصب - نه هر مخالف و غیر موافق عقیده و مسلک اهل بیت - کسی است که دشمنی با علی (ع) و دیگر امامان را در سینه پرورانده و از اظهار سبّ و دشمنی ابایی ندارد و در فقه شیعه، سبّ علی و ائمه (ع)، حکم سبّ پیامبر را دارد.
2.امام در همه‌ى مراحل دعوت و فعّالیت، به تبیین اهداف و علل اقدامات خود می‌پردازد و نقطه‌ى ابهامی را برای مردم باقی نمی‌گذارد. مخالفان سیاسی و مذهبی، با استفاده از جوّ آرامی که امام ایجاد می‌کند، به بیان مواضع خود می‌پردازند و جواب می‌شنوند.
از جمله، در منزل ثعلبیّه، یکی از بزرگان بنی‌هاشم، به سیره‌ى امام انتقاد می‌کند و خواهان دلیل شرعی بر آن می‌شود. امام، برخلاف برخی از مأموران که خواهان شدّت عمل با این گونه انتقادگرانند، به آرامی پاسخ می‌دهد و با استدلال‌های مستند به سیره‌ى پیامبر (ص)، او را با خود همراه می‌سازد. 25
3.امام (ع) تنها با مخالفان مذهبی و سیاسی که مسلّحانه علیه امام و برنامه‌هایشان بپاخیزند، برخورد قهر‌آمیز دارد. در مورد آنان نیز از جاده‌ى انصاف بیرون نمی‌رود و با آنان مدارا می‌کند. حضرت، پیشاپیش با مخالفان اتمام حجّت می‌کند و به قرآن و سنّت پیامبر، با ایشان به گفت و گو می‌نشیند. در مواردی که دشمن، کینه‌ى خود را آشکار می‌سازد و به جنگ با حضرت می‌پردازد، امام مهدی (ع) دستور مقابله می‌دهد. 26
پی‌نوشت‌ها:
1. تفسیر برهان، ج 3، ص 220.
2. تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 163.
3. تفسیر مجمع البیان، ج 5، ص 38
4.منتخب الاثر، فصل 7، باب 1، ص 470.
5. تفسیر عیاشی، ج 1، ص 207، حدیث 82.
6. ینابیع المودة، ج 3، ص 295، باب 78.
7. بحار الانوار، ج 52، ص 338، حدیث 83.
8. ینابیع المودَة، ج 3، ص 208، باب 68.
9. همان، ج 3، ص 338، باب 84.
10. بحار الانوار، ج 52، ص 191، حدیث 24.
11. منتخب الاثر، ص 448، حدیث 4.
12. همان، ص 169، حدیث 84.
13. بحار الانوار، ج 51، ص 133.
14. جهان بعد از ظهور، ص 80، به نقل از مفهوم نسبیّت اینیشتین، ص 35.
15. هاشمی شهیدی، سید اسد الله، ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص 415.
16. همان، ص 414.
17. بحار الانوار، ج 36، ص 246.
18. برای اطلاع از منابع این روایات، ر.ک: (چشم اندازی به حکومت مهدی (عج)) نجم الدین طبسی، صص 170 - 173.
19. بحار الانوار، ج 52، ص 331.
20. همان،‌ ص 225.
21. اعیان الشیعه، ج 2، ص 51.
22. بحار الانوار، ج 52، ص 280.
23. فروع کافی، ج 8، ص 227.
24. ر.ک: چشم به راه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله‌ى حوزه، صص 394 - 401.
25. بحار الانوار، ج 52، ص 343.
26. همان، ص 387.


ماهنامه فرهنگ پویا شماره 5
وعـــــــده صادق


b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-24-2013   #24 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

برخی، در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور، افراط می‏کنند و از امام زمان (علیه‏ا لسلام) و یاران‏اش، چهره‏ای خشن ارائه می‏دهند. آنان، به روایاتی استدلال می‏کنند که در آن‏ها، اشاره به کشته شدن دو سوم مردم، (از هر نه نفر، هفت نفر، از هر هفت نفر، پنج نفر) و یا این که بیش‏تر مردم کشته می‏شوند و از کشته‏ ها، پشته ساخته می‏شود و جوی خون جاری می‏گردد و... دارند.


جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )



برخی دیگر، تفریط می‏کنند و می‏گویند، حتّی به مقدار محجمه (مقدار خون در ظرف حجامت) خون‏ریزی نمی‏شود و...در این نوشتار، به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوطه می‏پردازیم تا افراط و تفریط بودن اندیشه‏ های موجود مشخّص گردند. نکاتی که قابل تأمل است، این‏ها است:




اخباری که در آن‏ها، کشتار در حجم وسیعی مطرح شده‏اند، بر دو قسم است: الف) یک سری از آن‏ها، مربوط به ملاحم و فتن قبل از ظهور است و هیچ ربطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع ناسامان جهان در پیش از ظهور دارد. این دسته، بیش‏تر از مراسیل عامه است. اگر تعدادی از آن‏ها هم جزء مسانید باشد، هیچ گونه ارتباطی با بحث ما، یعنی قبل‏ها در دوران حکومت امام مهدی (عج) ندارد.
ب) یک سری از آن‏ها، مربوط به هنگامه‏ی ظهور و حکومت امام زمان (عج) است. این نوع روایات، نیز دو گونه‏اند:
1- روایاتی که از طریق عامه و از نبویّات است و بیش‏تر آن‏ها، مشکل سندی دارند، به طوری که بعضی از آن‏ها، مرسل. و برخی از آن‏ها، به پیامبر اکرم (ص) منتهی نمی‏شوند. بلکه از فرادی مانند کعب الاحبار که در زمان ان حضرت مسلمان نشده بود، نقل شده است.
عمده‏ی این از روایات، از اسرائیلیات است که با اَغراض مختلفی وارد کتاب‏های روایی شده است. عالمانی از اهل تسنّن، مانند ابن کثیر، وقتی به روایات نقل شده از امثال کعب الاحبار می‏رسد، می‏گوید: ((خدا، ما را ازایل همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها و کتاب‏های روایی و... کرده‏اند، بی ‏نیاز کند(1)...)).
2- روایاتی که از طُرق اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده و یا در کتاب‏های شیعه ذکر گردیده است. در این کتاب‏ها، اخبار منقول از حضرات معصوم (علیهم السلام) و بعض دیگر که نقل شده، به اهل بیت (علیهم السلام) منتهی نمی‏شود. مانند اخبار معمرین که شیخ صدوق در کتاب کمال‏الدین از اهل تسنّن نقل کرده است.
اندیشه ‏ی تفریطی در کشتار به هنگام ظهور
گروهی بر آن‏اند که امام زمان به هنگام ظهور، از طریق ولایت و تصرّف تکوینی، همه‏ی خلایق را مطیع و مسخّر می‏کند و کارها را با اعجاز و غیرعادی انجام می‏دهد. لذا کشتار و اعدام، خیلی اندک خواهد بود. برای روشن شدن مطلب و دریافت پاسخ، به احادیثی از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) متمسک می‏شویم.
حدیث 1 -... عَن بشیر بنِ أبی‏ أراکَةَ النَّبالِ - ولفظ الحدیث علی روایةِ ابنِ عُقْدَةَ قالَ: لَمَّا قَدِمْتُ الْمَدنَیةَ إِنْتَهَیْتُ إلی‏ مَنزِلَ أبی‏ جعفرِ الباقِر (علیه‏السلام)... قُلتُ: (إنَّهُمْ) یَقولونَ: إنَّهُ إذا کان ذالِکَ اسْتَقامَتْ لَهُ الْأُمُورُ فَلا یُهْریقُ مِحْجَمَةَ دَمٍ. فَقالَ: ((کَلَّا! والذَّی‏ نَفسی بِیَدِهِ! حَتَّی نَمْسَحَ وَأنُتم العَرَقَ والعَلَقَ.)). وَأوْمَأَبِیَدِهِ إلی‏ جَبْهَتِهِ(2)؛
بشیر بن ابی اراکه بنّال - لفظ حدیث به روایت ابن عقده است - گوید: هنگامی که به مدینه وارد شدم، به طرف منزل ابو جعفر امام باقر (علیه‏السلام) رفتم... گفتم: [آنان (مرحبه)] می‏گویند، هنگامی که آن امر (قیام قائم(عج)) روی دهد، همه‏ی کارها برای او درست و استوار می‏گردد و به اندازه‏ی یک ظرف حجامت هم خون نمی‏ریزد. پس فرمود: ((هرگز چنین نیست!
سوگند به آن که جان‏ام به دست او است! کار به آن‏جا می‏انجامد که ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد. (کنایه از سختی‏ها و دشواری‏های جنگ و درگیری است که موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخم‏های خونین می‏شود.)در این هنگام، ایشان، با دست خود، به پیشانی‏شان اشاره فرمودند. (کنایه از برطرف کردن عرق جبین است.)
حدیث 2 -... عن موسی بن بَکرٍ الواسِطیِّ، عن بشَیرِ النَّبَّال، قال: ((قَدِمْتَ المَدْینة)) وَذَکَر مِثلُ الحدیثِ الْمُتَقَدِّمِ، إلاَّ أنَّهُ قالَ: لَمَّا قَدِمْتُ الْمَدینَةَ قُلتُ لَأبی‏ جعفر (علیه‏السلام): إنَّهُم یَقُولوُنَ: إِنَّ المهدیَّ لَوْقامَ لَاسْتَقامَتْ لَهُ الْاُمُورُ عَفْواً، وَلا یُهْویقُ مُحِجَمَة دَمٍ. فقالَ: ((کَلاَّ! وَالذَّی‏ نَفْسی بِیَدِه! لَوْ اِسْتَقامَتْ لَأحَدٍ عَفواً لَاسْتَقامَتْ لِرَسولِ اللَّهِ (صلی‏اللّه‏وعلیه‏وآله‏س م) حینَ أُدْمِیَتْ رُباعِیتُهُ وَشُجَّ فی‏ وَجْهِهِ! کَلَّا! وَالَّذی‏ نَفسْی بِیَدِهِ! حَتَّی نَمْسَحَ نَحنُ وَأنْتُم العَرَقَ وَالْعَلَقَ(3).)). ثُمَّ مسَحَ جَبْهتهُ.(4)
از موسی به جعفر بن بکر واسطی. از بشیر نبَّال. گفت: ((به مدینه رسیدم)) و همانند حدیث قبلی را ذکر کرد، جز این که گوید: هنگامی که به مدینه رسیدم. به ابوجعفر (امام باقر (علیه‏السلام)) گفتم: آنان [مرجئه‏] می‏گویند: همانا، اگر مهدی (عجّل‏اللّه‏تعالی‏فرجه‏ لشریف) قیام کند، همه‏ی کارها به خودی خود. برای او درست و برقرار می‏شود و به اندازه‏ی یک ظرف حجامتی خون نمی‏ریزد.
پس فرمود: ((هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان‏ام در دست او است! اگر کارها، خود به خود، برای کسی هموار می‏شد، مسلّماً، برای رسول خدا (ص) در زمانی که داندن‏های پیشین آن حضرت شکست و صورت‏اش زخمی شد، درست و برقرار می‏گردید! هرگز چنین نیست! سوگند به آن که جان‏ام به دست او است! ((کار، به آن‏جا می‏انجامد که) ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاک کنیم.)). سپس پیشانی خود را پاک کرد.
حدیث 3 -... عن المفضّل بن عمر، قال: سَمتِعتُ أبا عبدِاللّهِ، وقَد ذُکِرَ القائمُ (علیه‏السلام) فقلت: ((إنّی‏ لَأَرجُو أن یَکونَ أمرُهُ فی سُهُولَةٍ.)). فقال: ((لایَکُونُ ذالِکَ حَتَّی تَمْسَحُو العَلَقَ و الْعَرَقَ.)).(5) مفضل بن عمر گوید: در حضور امام صادق (علیه‏السلام) شنیدم که از حضرت قائم (عج) یاد شد. پس عرض کردم: ((همانا امیدوارم کار ایشان به آسانی صورت پذیرد.)). فرمود: ((آن امر صورت نمی‏پذیرد تا این که عرق و خون بسته شده را برطرف سازید.)).
در سه حدیث مذکور ملاحظه می‏کنیم، آن طور نیست که تمامی کارها در زمان قیام قائم (علیه‏السلام)، به خودی خود و با اعجاز و تصرّفات تکوین صورت نمی‏پذیرد، هر چند در ولایت تکوینی و تصرف تکوینی حضرت مهدی و سایر امامان طاهر، هیچ‏گونه تردیدی نیست. بلکه کار، دشوارتر از آن چیزی است که امثال مرجئه معتقدند.
با، مطابق روایات متعدد، نمی‏توانیم ادعا کنیم که در هنگام ظهور، هیچ قتل و کشتاری رخ نمی‏دهد؛ زیرا، در آن دوران، بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامه‏ی حکومت عدل جهانی است و مسلماً، این امر عظیم. بدون برطرف کردن خارها و سنگ‏های سر راه آن حضرت، میّسر و محقق نمی‏شود.
از طرفی، تاریخ گواه است که پیامبر اکرم (ص) و امامان طاهر (علیهم‏ا لسلام) سعی داشته‏اند، امور را به طور عادی و در مسیر طبیعی انجام دهند، لذا می‏بیینم، دندان‏های پیشین حضرت رسول اکرم (ص) در جنگ می‏شکند و زخم‏هایی در جنگ احد و...(6) بر ایشان وارد می‏شود و امیرالمومنین (علیه‏السّلام) نیز در جنگ احد. نود زخم بر می‏دارد و...(7)
البته آن حضرت و عترت طاهراش، مخصوصاً، حضرت بقیه اللّه الاعظم (عج) قدرت بر انجام دادن تصرّفات تکوینی را دارند و همواره معجزات و امدادهای غیبی و الهی، به آن حضرات و نیز مؤمنان مخلص و ایثارگر و حتّی مستضعفان بوده و خواهد بود. امام صادق (علیه‏السلام) می‏فرماید: ((خداوند، حضرت قائم (عج) را به سه لشکر یاری می‏دهد:
فرشتگان؛ مؤمنان؛ رعب (ترس انداختن در دل دشمن)"(8)نیز حضرت (علیه‏السلام) می‏فریاید: ((... خداوند، حضرت مهدی (عج) را با فرشتگان و جنّ و شیعیان مخلص، یاری می‏کند.))(9)به هر حال، لزومی ندارد که ادعا کنیم امام زمان (عج) تمام کارهایشان را از طریق غیرعادی و به صورت اعجاز انجام می‏دهد و بنابراین، هیچ خونی ریخته نخواهد شد.
اندیشه‏ ی افراطی در کشتار به هنگام ظهور
در احادیثی که از طریق عامّه رسیده است، خون‏ریزی‏های خیلی زیاد و وحشت‏ناک ذکر شده است. اینک، به نقد بررسی یکی از آن‏ها می‏پردازیم.یوسف بن یحیی مقّدسی شافعی در کتاب عقدالدرر روایت مرسله‏ای را از امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) درباره‏ی حوادث رم(رومیه)(10) نقل می‏کند و می‏گوید:... فَیُکَبِّرُ الْمُسْلِمُونَ ثَلاثَ تَکبیراتٍ، فَتَکونُ کَالرَّملةِ عَلی نشزٍ، فَیَدْخُلُونُهَا، فَیَقتُلُونَ بِها خَمْسَمِئَةِ ألفِ مُقاتِلٍ، و یَقْتَسِمُونَ الأموالَ، حتّی‏ یَکُونَ النَّاسِ فی‏ الْفَی‏ءِ شَیئاً واحِداً، لِکُلِّ إِنسانٍ مِنْهُم مِئَةُ ألفِ دینارٍ، وَ مِئَةُ رَأسٍ، ما بَیْنَ جارِیَةٍ وَغُلامٍ)).(11)
پس مسلمانان، سه تکبیر می‏گویند و مانند ریگ و شن‏های روانی که از بلندی‏ها فرو می‏ریزند، داخل [روم ]می‏شوند و در آن‏جا، پانصد هزار جنگجو را می‏کشند و غنائم و اموال را به طور مساوی تقسیم می‏کنند، و به هر یک از آنان، صد هزار دینار و صد کنیز و یا غلام می‏رسد...
این روایت. مرسل است و مشکل سندی دارد و از نظر محتوا نیز قابل اعتماد نیست. پیدا است که جاعلان این گونه احادیث، در خدمت حکومت‏های جائر بوده‏اند و به جهت توجیه پاره‏ای جنگ‏های پس از پیامبر اکرم (ص) و قتل‏عام‏ها و کشتارهای وسیعی که در آن صورت گرفت، این چنین مجعولاتی را وارد کتاب‏های روایی کرده‏اند. مانند روایتی که به امام علی (علیه‏السّلام) نسبت داده‏اند که آن حضرت فرمود:... فیقتل من الروم حتی یتغیّرَ ماءُ الفرات بالدم.(12) یعنی آنقدر از رومیان را به قبل می‏رساند که آب فرات به خون تغییر می‏کند!
ابن کثیر، در بارهی جنگ قادسیه می‏گوید:انهزم الفرس ولحقهم المسلمون... فقتل المسلمون بکمالهم و کانوار ثلاثین الفأ. وقتل فی المعرکة عشرة الاف و قتلوا قبل ذالک قریباً من ذالک(13)؛ لشکر ایرانیان، منهزم شد و فرار کردند. مسلمانان، به تعقیب آنان پرداخته و تمامی فرارایان را که سی‏هزار نفر بودند، به قتل رساندند. در جنگ سیزده هزار نفر آنان را گشته بودند. همین عدد را نیز قبل از آن گشته بودند...
وقتی به کتاب‏های تاریخی که در آن‏ها فتوحات را نوشته‏اند، مانند البدء و التاریخ و النهایه و... مراجعه می‏کنیم. می‏بیینم که، فرماندهان و زیردستان‏شان، جنایات زیادی را مرتکب شده‏اند.روایاتی که می‏گوید، از هر نه نفر هفت نفر و یا از هر هفت نفر، پنج نفر و یا دو ثلث مردم کشته می‏شوند، به جنگ‏های قبل از ظهور، نظر دارند و نه زمان ظهور.
از طرفی، اختلاف در تعداد مقتولان نیز علّت‏های گوناگونی می‏تواند داشته باشد که از جمله‏ی آن‏ها، ممکن است تفاوت مناطق و محورهای درگیری و یا مراحل مختلف جنگ باشد.با توجّه به احادیث زیر و امعان نظر در دلالت آن‏ها، به این واقعیت پی می‏بریم که جهان، اندکی پیش از ظهور، دچار جنگ‏های خونین خواهد بود.
حدیث 1- عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم، قالا: سمعنا أبا عبداللَّه (علیه‏السلام) یقول: ((لا یَکونُ هذا الأمرُ حتَّی یَذهَبَ ثُلثُ النّاسِ.))، فَقیلَ لَهُ: ((إذا ذَهَبَ ثُلثُ النَّاسِ فَما یَبقی‏؟)) فقال، (علیه‏السّلام): ((أما تَرضَوْنَ أنْ تَکونُوا الثُّلثَ الْباقی؟(14)))؛ ابوبصیر و محمّد بن سلم گویند: از امام صادق (علیه‏السلام) شنیدیم که می‏فرمود: ((این امر واقع نمی‏شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند.)). پس به حضرت‏اش عرض شد: ((اگر دوسوم مردم از بین بروند. چه کسی باقی می‏ماند؟)). پس فرمود: ((آیا راضی و خرسند نمی‏شوید که از یک سوم باقیمانده باشید؟)).
حدیث 2-... عن زرارةٍ، قال: قلت لأبی عبدالله (علیه‏السلام): ((النِّداءُ حقٌّ؟)). قال: إی؛ وَاللّهِ حَتَّی یَسْمَعُهُ کلّ قَوْمٍ بِلِسانهم.)). وقال، علیه السّلامُ: ((لا یَکُونَ هذَا الأمرُ حَتَّی یَذْهَبَ تِسْعَةُ أعشارِ النَّاسِ.))(15)؛ زراره گوید: به امام صادق (علیه‏السلام) عرض کردم: ((ایا ندای آسمانی حقیقت دارد؟)). فرمود: ((بلی؛ به خدا قسم! چنان است که هر قومی با زبان خودشان، آن را می‏شنوند.)) آن حضرت فرمود: ((این امر محقّق نمی‏شود تا این که نُه دهم مردم از میان بروند.)).
حدیث 3-... عن سلیمان بن خالد، قال: سمعتُ أَبا عَبدِاللّهِ (علیه‏السلام) یَقُولَ: ((قُدَّامُ القائِمِ مَوْتَتانِ: مَوْتٌ أَحْمَر وَ مَوْتٌ أبْیَضُ، حَتَّی یَذْهَبَ مِنْ کُلِّ سَبْعَةٍ خَمْسَةٌ. اَلْمَوْتُ الأحْمَرُ، السّیف؛ والمَوْتُ الأَبْیَضُ، الطاعُونُ.))(16)؛...سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه‏السلام) شنیدم که می‏فرمود: ((قبل از قیام قائم (عج)، دو نوع مرگ و میر رخ می‏دهد: مرگ سرخ و مرگ سپید. تا این که از هر هفت نفر، پنج نفرشان از بین بروند. مرگ سرخ با شمشیر، مرگ سفید، با طاعون است.))
با ملاحظه‏ی این احادیث و احادیث دیگر، معلوم و مبرهن می‏شود که حجم وسیعی از مرگ و میرها و خون ریزی‏ها، مربوط به دوران پیش از قیام امام عصر، (علیه‏السّلام)، و قبل از ندای آسمانی است. بنا به روایت یونس بن رِباط که می‏گوید:سَمِعْتُ أبا عبداللّه (علیه‏السّلام) یقول: ((اِنَّ أهلَ الحَقِّ لَمْ یَزالوا مُنذُ کانُوا فی شِدَّةٍ. أما إِنَّ ذاکَ إلی‏ مُدَّةٍ قَریبَةٍ وَعافِیَةٍ طویلَةٍ(17)؛
از اباعبدالله (علیه‏السّلام) شنیدم که می‏فرمود: ((همانا، اهل حقّ، از هنگامی که در شدّت و سختی بوده‏اند، پیوسته در آن حال خواهند بود (سختی با آنان همراه است). و همانا بدانید که پایان آن سختی‏ها، نزدیک و عافیت‏اش طولانی است.)).بالاخره درنومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است که اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً فانَّ مع العُسر یسرا.
خلاصه این که یک دسته از روایات در مورد خون‏ریزی‏ها، مربوط به دوران قبل از ظهور است و یک دسته از خبار، از مجهولات و از اسرائیلیات است که با هدف و انگیزه‏های مختلفی. مانند خدشه‏دار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدی.. و یا توجیه گشتارها در فتوحات و...، وارد کتابهای روایی شده است.نیز یک‏سری از آنها، مرسله و مرفوعه است و مشکل سندی دارد، مرفوعه‏ی فضل بن شاذان از امام صادق (علیه‏السلام) از این قبیل است:
یقتُلُ القائِمُ (علیه‏السلام) حَتَّی یَبلُغَ السُّوقَ، قالَ: فیقولُ لَهُ رجلٌ مِنْ وُلد أبیهِ: ((إنَّکَ لَتَجْفِلُ النَّاسَ إجفالَ النَّعَم! فَبِعَهدٍ مِن رسولِ اللّهِ (صلی‏الله‏وعلیه‏واله‏وس م) أو بِماذا؟)) قالَ: ((وَلَیسَ فی النَّاسِ رَجُلٌ أَشدُّ بَأساً.)). فَیَقُومُ إلیهِ رجُلٌ مِنَ المَوالی فَیَقوُلٌ لَهُ: ((لَتَسْکُتَنُّ أَوْلَأَضْرِبَنَّ عُنُقَکَ.)). فَعِنْدَ ذالکَ یُخرِجُ القائمُ (علیه‏السلام) عَهْداً مِن رَسُولِ اللّهِ (ص)(18)؛ حضرت قائم (عج) آن قدر از انسان‏ها می‏کشد تا ساق پا را خون فرا می‏گیرد.
شخصی از فرزندان پدرش(19) به حضرت اعتراض شدید می‏کند و یم گوید: ((مردم را از خود دور می‏کنی، هم چنان که گلّه و گوسفندان را رم می‏دهند! آیا این روش، طبق دستور رسول خدا، است؟ به چه دلیلی این چنین رفتار می‏کنی؟)). یکی از یاران حضرت، از جای برمی خیزد و می‏گوید: ((سکوت می‏کنی یا گردان‏ات را بزنم؟)). حضرت، عهد و پیمانی را که از رسول خدا (ص)، همراه دارد، بیرون می‏آورد و ارائه می‏کند.
البته، همچنان که در ابتدا و حدیث ذکر شد، این حدیث، مرفوعه است و مشکل سندی دارد و از طرفی محتوا و دلالت‏اش، ناقص و باتمام است؛ زیرا، سوق، هم ساق پا را گفته‏اند و هم ممکن است نام شهر یا محلی باشد، محلّی همانند سوق الأهواز، (نام اهواز فعلی) سوق حَکَمَة (نام یکی از مناطق اطراف کوفه)، سوق اسد (در اطرف کوفه)، سوق الثلاثاء (منطقه‏ای در بغداد قبل از ساخته شدن شهر)(20)،... بنابراین نمی‏توانیم بگوئیم، ((حتّی یبلغ السوق)) به معنای رسیدن خون به ساق پا است، خصوصاً، با توجه به اینکه در حدیث مذکور، صبحت از خون به میان نیامده است، بلکه چنین به نظر می‏رسد که ((سوق))، به معنای ((رسیدن به محل و مکانی)) باشد.
البته، ما، طبق روایات صحیح، جنگ و خون‏ریزی‏ها، اعدام‏ها و انتقام از ظالمان را در عصر ظهور می‏پذیریم، لکن نه به این اندازه‏ها ((روایاتی از اهل بیت (علیهم‏السلام) موجود است که تعداد قتل‏ها و مشخّصات فردی و گروهی مقتولان، در آن‏ها مشخّص شده است. و در ذیل بعد از نگرش به شیوه‏ی رفتار حضرت مهدی(عج) با دشمنان و معاندین به معرفی آنان می‏پردازیم.
شیوه‏ ی رفتار امام (علیه‏السّلام) با دشمنان‏
ستمگران و زورمداران و زراندوزان، در همه‏ی نقاط عالم، بر ملّت‏های مظلوم و مستضعف سیطره داشته‏اند و دارند و فرهنگ سازی کرده‏اند. در این میان، جامعه‏ی اسلامی، خسارت‏های بیشماری را متحمّل شده، به طوری که دشمنان اسلام، از آغاز رسالت نبیّ مکرّم اسلام، (ص)، همواره، در ایذاء و اذیّت آن حضرت و پیروانش بوده‏اند. بالاخره آن حضرت پس از تحمّل مشقت‏های فراوان توانست مسلمانان را از تاریکی‏ها به سوی روشنایی راهنمایی و سوق دهد.
و حکومت اسلامی را بر قرار نماید. مع الاسف طولی نکشید که در هنگامه‏ی رحلت و بعد از آن، به گفته‏ی امام غزالی ریاست طلبان و منافقان با حیله‏های مختلف و فریب دادن مسلمانان، صاحب غدیر را که منصوب از طرف خداوند حکیم بود و همگی به ولایت‏اش تبریک و بخٍ، بخٍ یا علی گفته بودند، کنار گذاشته و بر اریکه‏ی قدرت و سیاست سوار شدند و نطفه‏ی فاجعه و جنایات هولناک در جامعه‏ی اسلامی کاشته شد منعقد گردید.
مولای متقیان، امیرمؤمنان، منصوب خدا، برادر رسول خدا ص) اولین مسلمان در میان مردان، فاتح خیبر و جانشین بی واسطه‏ی رسول خدا (صلّی‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏ سلّم) را با آن همه مناقب خانه نشین کرد و یگانه دختر جوان ریحانه‏ی آن حضرت، در اندک زمانی پس از رحلت پدر بزرگوارش، نه تنها از طرف منافقان و ریاست طلبان، مورد ضرب و شتم قرار می‏گیرد، بلکه به طور وحشیانه‏ای بین دیوار و در فشار داده شده و محسن‏اش سقط می‏شود و در نهایت پس از 75 روز بعد از رحلت پدر، دنیا را با دلی آزرده و جراحاتی بسیار وداع می‏کند.
پس از آن حرمت شکنی دردناک، فاجعه‏ها وحشتناک و وحشتناک‏تر می‏شود و اهل بیت (علیهم‏السّلام) و پیروانشان در روزگار ستم و فشار به سر برده و یکی پس از دیگری مظلومانه به شهادت نائل می‏گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم (ص) و شیعیان مخلص‏شان از طفل شیرخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع می‏شوند به طوری که روح و عواطف انسانی با شنیدن آن همه وحشیگری‏ها جریحه دار می‏گردد.
این ستمگری‏ها ادامه دارد تا قیام قائم آل محمد(عج) و هر روز با رنگ‏های مختلفی جلوه‏گری نموده و فاجعه‏ای وحشتناک رخ می‏دهد. و ظلم و فساد در عالم فراگیر می‏گردد.یقیناً، پیش از ظهور و مقارن با آن، بر دنیا، ستمگران خون‏ریزی حاکم‏اند که از هیچ جنایتی فرو نمی‏گذارند.
حال، امامی که قیام می‏کند، در برابر این همه کج‏روی‏ها و بیدادگیری‏ها، چه گونه برخورد کند،تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بی تردید، گروه‏های معاندی که دست‏شان به خون بشریّت آلوده گردیده است و حق مردم را غصب کرده‏اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت اصلاح‏گرانه و نهضت امام، ایستادگی می‏کنند. بنابراین، امامی که قیام می‏کند و مأموریّت تشکیل حکومت جهانی اسلام را دارد، باید برای برطرف کردن موانع نقشه و برنامه داشته باشد. در این جا، مروری به این برنامه‏ها خواهیم داشت.
تربیّت سپاهیان و تدارک مقدّمات جنگ‏
امام عصر (عج) برای انتقام و خون‏خواهی از دشمنان اسلام و به ثمر رساندن انقلاب جهانی و اجرای حدود الهی و برقراری حکومت عدل جهانی، ناگزیر از جنگ خواهد بود و در مقابل‏اش، دشمنان دندان مسلح و کج‏اندیشان دینانگر، با در دست داشتن امکانات گسترده و چرخه‏های اقتصادی جهان برخورداری از فن‏آوری پیشرفته و سازماندهی ارتش‏های قدرت‏مند، پرچم مخالفت بر می‏دارند و مانع مسیر اصلاح‏گرانه‏ی امام می‏شوند.
لذا قبل از قیام، جنگاوران دریا دل و دست‏یارانی توان‏مند و کارآمد، به هدایت خاص و عام آن حضرت، تربیّت می‏شوند و تعداد آنان، در بعضی از روایات، سیصد و سیزده نفر و در برخی، ده هزار نفر و در تعدادی از آن‏ها، صدهزار نفر و... ذکر شده است.
تجهیزات جنگی و وسیله‏ی دفاعی‏
تجهیزات آنان، طبق روایتی از امام صادق (علیه‏السلام)، شمشیرهایی از آهن امّا نه این آهن شناخته شده است (لهم سیوف من حدید غیر هذا الحدید) که اگر یکی از آنان، با شمشیر خود، بر کوهی ضربه زند، آن را دو نیم می‏کند... ))(21). وسیله‏ی دفاعی آنان، طبق روایتی از امام صادق (علیه‏السلام) به گونه‏ای است که ((اسلحه‏ی دشمن هرگز، بر آنان کارگر نیست.))(22)
قاطعیّت امام در رویارویی با دشمنان‏
امام علی (علیه‏السلام) می‏فرماید: ((لایُقیمُ أَمَر اللَّهِ سُبحانَهُ إلاَّ مَنْ لایُصانِعُ، وَلایُضارِعُ، وَلایَتَّبِعُ الْمَطامِعَ(23)))؛ فرمان خداوند سبحان را برپا ندارد، مگر کسی که در اجرای دستور الهی، مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو طمع‏ها و آرزوها نگردد.)).
حضرت مهدی (عج) نیز قیام به اقامه‏ی حدود و فرمان الهی می‏کند و در برخورد با دشمنان از یک نوع مجازات استفاده نمی‏کند، بلکه نسبت به جرم اشخاص و گروه‏ها مجازات متناسب با آن را اجرا می‏کند و برخی از آنان را در جنگ نابود می‏سازد و حتّی فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب می‏کند و گروهی را اعدام گروهی را تبعید و دست برخی را قطع می‏کند و... به فرمایش امام باقر (علیه‏السلام): ((... یَقُومُ القائِمُ... وَ لا تَأخُذُهُ فِی اللَّهِ لَومَةُ لائِمٍ...(24))) قائم، قیام می‏کند... و در اجرای احکام الهی، از ملامت هیچ ملامت کننده‏ای بیم نمی‏کند.
بنابراین، به آن حضرت، ((نقمت و عذاب کننده‏ی مجرمان و دشمنان)) لقب داده‏اند. از امام صادق (علیه‏السلام) نقل شده که فرمود: ((إذا تَمَنَّی أَحَدُکُمْ اَلْقائِمَ فَلْیَتَمَنَّهُ فِی عافِیَةٍ؛ فإنَّ اللّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً، صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ، رَحمَةً وَیَبْعَثُ القائِمَ نِقْمَةً(25)؛ هنگامی که یکی از شما، ظهور قائم را آرزو و تمنّا بکند (که در رکاب‏اش باشد)، پس باید آرزو کند که در عافیت و تندرستی باشد؛ زیرا، خداوند، حضرت محمد (علیه‏السلام) را (برای خلائق) رحمت فرستاد و حضرت قائم (عج) را عذاب و نقمت می‏فرستد.)).
امام صادق (علیه‏السلام)، دلیل ملقّب شدن حضرت مهدی (عج) به لقب ((نقمت)) را چنین بیان می‏دارد:... فَنِتَمُّ حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ حتَّی لایَبقی‏ أحدٌ عَلَی الْأرْضِ لَمْ یَبْلُغ إلَیهِ الدینُ وَالعِلمُ، ثُمَّ یَظْهَرُ القائِمُ (علیه‏السلام) وَ یَسیرُ (وَیَصیرُ) سَبَباً لِنِقْمَةِ اللَّهِ وَسَخطِهِ عَلَی العِبادِ؛ لِأنَّ اللَّهَ لایَنْتَقِمُ مِنَ العِبادِ إلاّ بَعدَ إنکارِهِمْ حُجَّةً؛(26)
پس ما، بر خلق خدا، اتمام محبّت می‏کنیم تا این که همگان، نسبت به دین، شناخت پیدا کنند بر روی زمین، کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد. سپس (در آن هنگام) حضرت قائم (علیه‏السلام)، ظهور می‏کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان می‏گردد؛ زیرا، خداوند، از بندگان‏اش انتقام نمی‏گیرد، مگر بعد از آن که حجت‏اش را انکار کنند.
سپس معلوم می‏شود آنانکه مورد غضب امام عصر (علیه‏السلام) قرار می‏گیرند، همان کسانی هستند که حجّت بر آنان تمام شده است، ولی آنان حجّت خدا را نمی‏پیذیرند و سخت انکار می‏کنند.محمّدبن مسلم، ضمن حدیثی از امام باقر (علیه‏السلام) نقل می‏کند که آن حضرت می‏فرماید: ((... أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ المُصْطَفی‏ (صلی‏الله‏وعلیه‏واله‏وس م) فَخُرُ وجهُ بِالسَّیْفِ وَقَتْلُهُ أعداءَ رَسوُلِهِ (صلی‏الله‏وعلیه‏واله‏وس م) والجَبَّارینَ وَالطّواغیِتَ، وَأَنَّهُ یُنْصَرُ بِالسَّیْفِ والرُّعْبِ وَأنَّهُ لا تُرَدُّ لَهُ رایَةٌ...(27)؛ امّا شباهت او به جدش محمّد مصطفی (ص) خروج او با شمشیر است و این که او، دشمنان خدا و رسول‏اش و جباران و طاغوت‏ها را خواهد گشت و او با شمشیر و رعب یاری می‏شود و هیچ پرچمی از او باز نگردد.)).
پی نوشت:
1) ر.ک: حاشیه‏ی سیر أعلام النبلاء، ج 3، ص 339؛ تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 17.
2) الغیبة نعمانی، ص 283، باب 15، ح 1؛ إثبات الهداف، ج 3، ص 543؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 356؛ معجم الأحادیث، ج 3، ص 305.
3) مرحوم مجلسی فرماید: ((العلق، خون غلیظ را می‏گویند. این جمله (مسح العرق والعلق) کنایه از برخورد با سختیها و مشکلاتی است که موجب عرق کردن و جراحاتی می‏شود که از آن خون بیرون ریزد.)) (بحارالانوار، ج 5، ص 358).
4) همان، ح 2.
5) همان، ح 3.
6) بحار الانوار، ج 20، ص 54.
7) سفینه البحار، ج 1، ص 565.
8) چشم‏اندازی به حکومت مهدی (عجّل‏اللّه‏تعالی‏فرجه‏ لشریف)، ص 131.
9) همان.
10) واقع در شما او غرب قسطنه طنیة است حموی می‏گوید: امروز این نقاط، در دست فرنگ است و پاپ در آن سکونت دارد. (معجم البلدان؛ ج 3. ص 10. به فرهنگ معین؛ ج 5، ص 634 رجوع شود).
11) عقدالدرر، ص 189، باب 9، ف 1؛ معجم الأحادیث، ج 3، ص 124.
12) عقدالدور، 89.
13) البدایه والنهایة، ج 7، ص 44.
14) کمال الدین، ج 2، ص 655 - 656، ب 57، ح 29؛ الغیبة، طوسی، ص 206 (با اندکی تفاوت در عبارت ((قلنا: إذا ذهب ثلثا الناس فمن یبقی‏؟)))
15) الغیبة، نعمانی، ص 274، ب 14، ح 54.
16) کمال الدین، ج 2، ص 655، ب 57، ح 27.
17) الغیبة، نعمانی، ص 284، ب 15، ح 4.
18) اثبات الهداة، ج 2، ص 585، ب 32، ف 59، ح 792؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 387، ب 27، ح 203 - و باسناده (السیّد علی بن عبدالحمید فی کتاب الغیبة) الی کتاب الفضل بن شاذان رفعه الی عبداللّه بن سنان عن ابی عبدالله (علیه‏السلام) قال:
19) شاید مقصود این باشد که یکی از فرزندان پیامبر و علی علیهما اسلام بود.
20) معجم البلدان، ج 3، ص 283؛ موارد السجن، ص 367؛ مجمع البحرین، ج 5، ص 188.
21) بصائر الدرجات، ص 141. اثبات الهداة، ج 3، ص 523.
22) همان.
23) نهج البلاغة، حکمت 110.
24) الغیبة نعمانی، ص 253، ب 14، ح 13.
25) کافی، ج 8، ص 233؛ معجم الأحادیث، ج 4، ص 36.
26) بحارالانوار، ج 60، ص 213، ب 36، ح 23.
27) کمال الدین، ج 1، ص 327.
ماهنامه انتظار موعود - شماره 6


وعده صادق

b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-30-2013   #25 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

آغاز دعوت جهانی آن حضرت، از مکه مکرمه صورت می‌گیرد. در اولین مرحله از اعلام نهضت آن حضرت، 313 نفر یاران خاص ایشان به واسطه طی‌الارض و طی‌الهواء به محضر ایشان می‌شتابند و در همان لحظه اول به خدمت امام شرفیاب می‌شوند.
جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )



به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، مفهوم «ظهور» مفهومی است اجتماعی و نشانگر تحول فرد و جامعه در آن دوران. بر این اساس می‌توان این مفهوم را مفهومی کاربردی و نه نظریه پردازانه دانست. از این رو، کمترین مباحث این گفتار پیرامون مباحثی است که از ارزش اجتماعی کافی برخوردار نیستند. در ادامه به پاسخ آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) درباره اینکه ظهور جهانی حضرت مهدی(عج) از کدام شهر شروع می‌شود، اشاره می‌شود که این مباحث توسط مجید هادی‌زاده به رشته تحریر در آمده است.
*آغاز دعوت جهانی امام زمان(عج) از مکه مکرمه
آغاز دعوت جهانی آن حضرت، از مکه مکرمه صورت می‌گیرد. در اولین مرحله از اعلام نهضت آن حضرت، سیصد و سیزده نفر یاران خاص ایشان به واسطه طی‌الارض و طی‌الهواء به محضر ایشان می‌شتابند و در همان لحظه اول به خدمت ایشان شرفیاب می‌شوند.
توقّف حضرت در مکه مکرمه سه روز به طول می‌انجامد و در این سه روز، 10هزار نفر دیگر به ایشان ملحق می‌شوند. آن حضرت اهل مکه را به ایمان دعوت می‌کنند، چه غالب اهالی این شهر از ولایت آن حضرت بی‌بهره‌اند‌. اینان در ظاهر اظهار ایمان می‌کنند و حضرت نیز نماینده‌ای در میان ایشان می‌گذارند و خود به سوی مدینه رهسپار می‌شوند.
اهالی مکه اما، آن نماینده را به قتل می‌رسانند و از بیعت خود با آن حضرت خارج می‌شوند. حضرت حجت(عج) نیز، باز به مکه بر می‌گردند و آنان را به ایمان و انقیاد می‌خوانند و باز نماینده‌ای در آن شهر به جای می‌نهند و خود رهسپار مدینه می‌شوند. اما واقعه پیشین باز اتفاق می‌افتد و نماینده دوم ایشان نیز به وسیله مکّیان به قتل می‌رسد؛ این واقعه برای سومین نماینده ایشان نیز اتفاق می‌افتد؛ و در این مرحله، آن حضرت مخالفان ساکن در مکه را از صف موافقان جدا می‌کنند و شمشیر در میان آنان می‌نهند و به جرم سه مرتبه عهد شکنی و قتل حاکم شهر، آنان را از دم‌ تیغ می‌گذرانند.
زان‌ پس، قدم در مسیر مدینه می‌نهند و یاران را امر می‌کنند که هیچ گونه آذوقه و دیگر لوازم لازم برای سفر را به همراه خود نیاورند. اینان نیز اطاعت می‌کنند و گویا تنها یکی دو نفر از آنان ـ که از ایمان سرشار بهره‌مند نیستند ـ در صحت فرمایش آن حضرت تردید می‌کنند؛ چه آنان خشکی مسیر ما بین مکه و مدینه را در نظر می‌آورند و همراه بردن آب و دیگر ضروریات این سفر را بر اطاعت فرمایش امام، ترجیح می‌دهند.
در طول مسیر اما، سنگ حضرت موسی(ع) به همراه آن حضرت است و تمامی حوائج لشکر آن حضرت را تهیه می‌کند، این سنگ، پیش از این در محضر حضرت موسای کلیم(ع) بوده و در مدت سرگردانی قوم بنی‌اسرائیل در صحرای سینا نیازمندی‌های آنان را فراهم می‌کرده است. بنابر آنچه نقل شده، حضرت موسی(ع) با عصای خود به این سنگ اشاره می‌فرمود و آن سنگ نیز آنچه مورد اشاره آن حضرت بود را از دل خود خارج می‌ساخت.
پس از فتح مدینه، آن حضرت گویا به همراه جمعیتی محدود، رو به سوی نجف اشرف می‌نهند. در این مسیر، یاران بی‌شماری به ایشان می‌پیوندند و از آنجا با جمعیتی انبوده وارد نجف اشرف می‌شوند.
چگونگی برخورد سپاه آن حضرت با لشکر سفیانی نیز، یادآور یکی از صحنه‌های شگرف تاریخ است. چه، چون این دو سپاه با هم روبرو شوند، کوه‌ها به فرمان حضرت حق لشکر سفیانی را سنگسار می‌کنند و آن لشکر سر به سر نابود می‌شود.
این صحنه، یادآور مأموریت پرندگان در سنگباران کردن سپاهیان فیل سوار ابرهه است. قرآن کریم، صراحت دارد که سپاه ابرهه به واسطه پرندگانی خاص - که سنگ‌هایی به همراه داشتند - سنگباران شدند و از پای درآمدند. این مأموریت این بار از جانب حضرت حق بر عهده کوه‌ها گذاشته می‌شود، تا همان گونه که در مرتبه نخستین سپاه ابرهه به آن کیفیت نابود شد، در این مرتبه سپاه سفیانی نیز با همان کیفیت نابود شود.
بدین ترتیب حضرت ولی ‌عصر(عج) از مدینه طیبه، سیدحسنی از ایران و سیدیمانی -که او را شعیب ‌بن صالح خوانده‌اند-، از یمن حرکت می‌کنند و در نجف اشرف، لشکریان آن دو به محضر حضرت ولی ‌عصر(عج) می‌رسند و با ایشان بیعت می‌کنند.
*تشرف سید حسنی و یارانش به خدمت آن حضرت
در زمان ظهور، سید حسنی نیز در ایران دست در کار تبلیغ و جمع‌آوری نیرو برای یاری آن حضرت دارد. این سردار بزرگ، سرانجام به همراه حدود 40 هزار نفر از جان برکفان از ایران رو به سوی نجف اشرف می‌نهد و در آن شهر مقدس به خدمت آن حضرت می‌شتابد.
سید چون در نجف اشرف به محضر حضرت حجت(عج) بار یابد، برای آنکه یارانش از مقام آن حضرت آگاهی یابند، از ایشان درخواست می‌کند که معجزات یکایک انبیاء(ع) را برای آنان باز کند. بر اساس حدیثی که از حضرت صادق(ع) نقل کردیم، دیدیم که آن سید والامقام از چنان رفعتی برخوردار است که پیوستنش به حضرت حجت(عج) نیازمند دلیل و برهان نیست. او ایمان محض به آن حضرت دارد و بلکه می‌توان گفت که خود ایمان محض است؛ اما برای آنکه یارانش نیز به مراتب والای ولایت آن حضرت آگاهی یابند- و دریابند که ولایت هر یک از انبیاء الهی بجز از پیامبر خاتم، همچون رشحه‌ای از رشحات ولایت آن وجود مبارک بوده است - ، از ایشان می‌خواهد که دست مهدوی برآورند و معجزه حضرت آدم(ع) را برای آنان تجدید فرمایند. آن حضرت نیز اجابت می‌کنند، و زان‌ پس معجزه حضرت موسی(ع)، معجزه حضرت عیسی(ع) و معجزات شماری دیگر از پیامبران را به درخواست همو ظاهر می‌سازند.
آن گونه که از حضرت امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است، حضرت حجت در طول هشت ماه معاندان و آنان که از پذیرش حق سرباز می‌زنند را به گونه گروهی از پای در می‌آورند و زان‌ پس، حق گریزانی که به صورت پراکنده در اطراف عالم به سر می‌برند، روانه دیار نیستی می‌سازند. پر واضح است که در اینجا، دو امر بسیار مهم مدنظر آن حضرت است:
نخست اینکه؛ شماری از اینان آن چنان حق‌گریزند که به هیچ وجه نمی‌توانند روی به مسیر هدایت آورند. اینان در زمان ظهور هدایت کامل الهی، تنها سر در کار مخالفت با حق دارند و جز آنکه مردمان را بفریبند و از کمال بازدارند، وظیفه‌ای برای خود نمی‌شناسند.
دوّم اینکه؛ از آنجا که حضرت ولی‌عصر(عج) مظهر کامل هدایت هستند، نخست اینان را امر به معروف می‌کنند و از منکر باز می‌دارند، اما اینان به مقتضای تربیتی که یافته‌اند، هرگز دست از منکر باز نمی‌کشند. حجت الهی نیز حجت را بر آنان تمام می‌کند و زان‌ پس است که شمشیر را در میان آنان می‌نهد؛ ورنه اگر کسی در مقابل حق عناد و لجاجت نورزد، بدیهی است که مورد لطف آن حضرت قرار می‌گیرد؛ چه رسالت و وظیفه الهی آن حضرت، رسانیدن مردمان به مراتب والای کمال و هدایت است، و این جز با اتمام حجت کامل میسر نمی‌شود.



وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-20-2013   #26 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

امام باقر(ع) می‌فرمایند: وقتی قائم(عج) قیام کرد، ۱۰ هزار نفر از فرقه «بتریه» مردم کوفه بر ضد حضرت خروج می‌کنند و می‌گویند: برگرد به آنجایی که آمده‌ای؛ ما به فرزندان فاطمه نیازی نداریم!
جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، یکی از سؤالاتی که در باره موضوع انتظار مطرح می‌شود این است که چه کسانی مقابل حضرت ایستاده و با ایشان به مبارزه مسلحانه برمی‌خیزند؟
جمعی از محققان مرکز تخصصی مهدویت در کتاب «آفتاب مهر» پاسخ این سؤال را چنین بیان می‌کنند:
عصر ظهور، آموزه مهدویت مورد استقبال عمومی قرار می‌گیرد. بسیاری از مردم با امام مهدی (عج) و حقیقت دعوت و قیام او آشنا شده، به او می‌پیوندند؛ هر چند گروه‌هایی نیز به مقابله با حضرت برمی‌خیزند. بررسی روایات به تقابل تعدادی اندک از مهدی ستیزان و امام گریزان اشاره می‌کند، از جمله:
1. برخی فرق انحرافی
تفکر انحرافی بعضی افراد، موجب فاصله گرفتن از امامت شده، ستیز ایشان با مهدویت را در پی خواهد داشت. در روایتی از امام باقر (ع) آمده است:
وقتی قائم (عج) قیام کرد، در کوفه حدود ده هزار نفر از فرقه بتریه (شاخه‌ای از زیدیه) بر ضد حضرت خروج کرده، می‌گویند: برگرد به آنجایی که آمده‌ای ما به فرزندان فاطمه نیازی نداریم. همه آنها به دست حضرت به هلاکت می‌رسند.
2. لشکر سفیانی
سفیانی، سوریه و عراق را تحت سیطره خود قرار می‌دهد و هنگام ظهور به مبارزه با حضرت می‌پردازد. اینان مخالفان جدی دین و آرامش مردم هستند و در ایام سلطه خود، عده زیادی را از بین می‌برند. در حدیثی از امام باقر (ع) آمده است:
وقتی قائم ظهور می‌کند، حضرت حرکت می‌کند؛ در حالی که با دشمنان می‌جنگند تا به سرزمین بیداء می‌رسد که دو گروه از لشکریان سفیانی مقابل حضرت قرار می‌گیرند ... .
3. گروه‌هایی از اهل کتاب
مسیحیان و یهودیان، هنگام ظهور، ابتدا مقابل حضرت صف‌آرایی کرده، آماده جنگ می‌شوند، ولی نزول حضرت عیسی (ع) و نماز خواندن ایشان پشت‌سر امام مهدی (عج) و نیز آشکار شدن الواح اصلی تورات، توسط امام زمان (عج) باعث می‌شود عده زیادی از اهل کتاب، دین اسلام را بپذیرند. همچنین برخی صلح کرده و گروهی نیز به جنگ می‌پردازند. در حدیثی از امام باقر (ع) آمده است:
زمانی که حضرت مهدی (عج) قیام کند بعد از شام، به سمت روم لشکری می‌فرستد که آنها مجبور به درخواست امان و صلح می‌شوند.
دلیل مخالفت و مقاومت برابر مهدویت، ناشی از عدم درک درست از دین و حقیقت انسانیت، دنیاطلبی، روحیه لجاجت و تعصب است. شایان ذکر است هیچ یک از مخالفان و معاندان، در ستیز و رویارویی با امام دوازدهم (ع) موفق نخواهند شد.
آیا زمان ظهور، از وسایل پیشرفته استفاده می‌شود؟
بررسی روایات مهدویت نشان می‌دهد، عصر ظهور، زمان رخ داد معرفت‌زایی و نوآوری علمی است. بر اساس روایات، علومی که تا قبل از ظهور در اختیار مردم خواهد بود دو حرف (قسمت) از بیست و هفت حرف علم است. در زمان ظهور، همه علوم، یعنی بیست و هفت حرف در اختیار مردم قرار می‌گیرد؛ بنابراین، مردم با دریای علوم روبه‌رو شده، از آن بهره می‌برند. طبق روایات دیگری عقل‌ها کامل می‌شود؛ از این رو مردم درک بالاتری خواهند داشت و از علوم، بیشتر و بهتر استفاده خواهد شد؛ بنابراین حرکت جامعه به گونه‌ای است که موجب رشد و تکامل معنوی انسان می‌شود و این پدیده، با گسترش رفاه و پیشرفت و توسعه اجتماعی منافاتی ندارد.


وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 12-26-2013   #27 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

کسی از حضرت آیت‌الله بهجت سؤال کرد: این سند مسجد جمکران درست است؟ اینکه می‌گویند در خواب بوده است؟! حضرت آیت‌الله بهجت فرمودند: « اولاً خواب نبوده است، بلکه در بیداری حسن مُثله جمکرانی آمد و علایمی را که امام زمان علامت‌گذاری کرده بودند دید و با حضرت حرف زد؛ ثانیاً این قدر در این مسجد جمکران شفا حاصل شده و حاجت‌ روا شده که از حدّ تواتر هم گذشته است».



جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )



آنچه خدا به عنوان خزائن مطرح می‌کند، در زبان قرآن و عرفان، ولایت مطلقه است. آن خزینه‌ای که عالَم از آن خزینه خرج می‌شود و تمام هم نمی‌شود، امامت و ولایت است. تمام اشیا و موجودات عالم از وجود نازنین امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ناشی شده است؛ امـــام زمان(عجل الله تعالی فرجه) خزینه خداست. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) یکی از برکات جهان شمولی است که خداوند متعال، عالَم برزخ و بهشت و تمام عوالم را از این خزینه‌اش خرج کرده است و خزینه هم، دست نخورده باقی مانده است.

آیت‌الله جعفر سبحانی استاد حوزه علمیه قم در مورد برکات زمین در دوران حضور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) این چنین می‌گوید: زیارت جامعه کبیره، همه امامان ما را یک حقیقت معرفی می‌کند: «أنَّ أرواحَکُم وَ نُورَکُم وَ طینَتَکُم واحِدَهٌ طابَت وَ طَهُرَت، بَعضُها مِن بَعضٍ».[1] همانا روح‌های شما و نور شما و طینت شما، واحد است. اینها یک حقیقت هستند. یک خزینه از خزائن الهی هستند؛ اما جلوه‌های مختلف هستند. آیینه‌ها و نمودهای مختلف هستند و گرنه یک حقیقت هستند؛ نه کم می‌شوند و نه زیاد. انبیاء از این خزینه استفاده کردند؛ اولیای الهی از این خزینه برگرفتند؛ اشقیاء هم از این خزینه برگرفتند. تمام موجودات عالم، همه جلوه‌های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) هستند؛ همه پیاده شده‌های این خزینه هستند؛ همه حرف هستند و همه این کلمات و کتابات معین شده، همه از آن روح و آن عِلم و آن وجود نازنین امام زمان پیاده شده است. این یک حقیقت عالی عرفانی است که اگر شما متوجه بشوید که هستید، آن وقت وابستگی دائمی خود را به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) درک خواهید کرد.

دل پاک می‌خواهد که این حرف‌ها را متوجه بشود؛ به علم نیست؛ به نورانیت است. متوجه خواهید شد که دم به دم وجود ما تازه می‌شود؛ هر لحظه ما یک حرف از حروف خدا هستیم. ما دائماً از خدا وجود می‌گیریم؛ دائماً از وجود امــام زمان خیر و برکت دریافت می‌کنیم. اگر می‌بینیم، به اذن امام زمان می‌بینیم؛ اگر می‌شنویم به اذن امام زمان می‌شنویم؛ اگر قیام می‌کنیم، با نیروی امام زمان قیام می‌کنیم؛ اگر می‌نشینیم، با نیروی امام زمان می‌نشینیم؛ لذا انفکاک [و جدایی] بین انسان و انسان کامل که حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) است، یک لحظه هم محال است. امام زمان از هیچ موجودی جدایی ندارد؛ لذا فرمود: «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»[2]؛ خداوند متعال، زمین را به نور رب روشن کرد، این نور ربی که تمام زمین، تحت الشعاع و در پرتو آن است؛ ائمه فرموده‌اند که این نور، وجود نازنین امام عصر است. برکات زمین به دست امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است.

تأثیر و تأثّر در فعل و انفعالات همه‌ امور زمین، همه با عنایت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است. لذا شما در زیارت جامعه کبیره می‌گویید: «بِــکُم فــَتَحَ اللهُ وَبِــکُم یختِمُ وَبِکُم ینَزِّلُ الغَیثَ وَبِکُم یمسِکُ السَماءَ أن تَقَعَ عَلَی الأَرضِ إلاّ بِإذنِهِ وَ بِکُم ینَفّسُ الهَمَّ وَ یکشِفُ الضُرَّ»[3] خدا عالم وجود را با شما آغاز کرد و با شما به پایان می‌برد و به وجود شما، باران را نازل می‌کند و به خاطر شما، غم و اندوه را می‌گشاید و سختی و گرفتاری را برطرف می‌کند. «بِیمنِهِ رُزِقَ الوَرَی»[4] الوَرَی؛ یعنی ما سِوَی الله، تمام موجودات غیر از خدا، به یمن وجود امام زمان روزی داده می‌شوند؛ یعنی عالَم امکان، سفره وجود امام عصر است. او کل است؛ این سفره که باز شد، رشحات وجودش، زمین و زمان است و علی الدوام متعلق به وجود نازنین حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) اســـت.

هر نَفَسی که می‌کشی، به امام زمان وابسته هستی؛ هر بازدمی که داری، به امام زمان وابسته هستی. وجود ما، هم در بُعد ظاهری و هم در بُعد معنوی و روحی، در تمام لحظات وابسته به اوست. وقتی که ما به یاد خدا هستیم؛ نماز که می‌خوانیم؛ سفره نماز ما را امام زمان پهن می‌کند. جمکران که آمدید، به وجود خودش قسم، ایشان عنایت داشته است؛ وگرنه کسی بدون عنایت حضرت، اهل جمکران نیست. بعضی‌ها اصلاً اعتقاد به جمکران ندارند، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) این در را اصلاً به رویشان باز نمی‌کند.

کسی از حضرت آیت‌الله بهجت سؤال کرد: این سند مسجد جمکران درست است؟ اینکه می‌گویند در خواب بوده است؟! حضرت آیت‌الله بهجت فرمودند: « اولاً خواب نبوده است، بلکه در بیداری حسن مُثله جمکرانی آمد و علایمی را که امام زمان علامت‌گذاری کرده بودند دید و با حضرت حرف زد؛ ثانیاً این قدر در این مسجد جمکران شفا حاصل شده و حاجت‌ روا شده که از حدّ تواتر هم گذشته است». وجود نازنین امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)، همه درهای توفیق را باز می‌کند؛ هم رزق ظاهری و هم رزق معنوی و باطنی ما، به یمن قدوم امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) است و هم به وجود امام زمان، آسمان و زمین تثبیت می‌شود. وجود امام زمان لطف خداست. اگر امام زمان نبود هیچ موجود دیگری نبود.

این لطف الهی است که به وجود آمده است و این وجود نازنینی که منشأ تمام موجودات است، وجود حضرت امام زمان است « وُجُوُهُ لُطفٌ وَتَصَرُّفُهُ لُطفُ آخَرُ»، وجودش لطف است و تصرفاتش لطفی دیگر. اگر ما ذوب در امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بشویم و مجذوب جذبه‌های ولایی او بشویم و قطره وجودمان را به دریای وجود امـــام زمان متصل کنیم، آن گاه ما هم در کرسی «کُن فَیکُونُ» قرار می‌گیریم. یک قطره، نه تشنه را سیراب می‌کند، نه گلی را می‌رویاند و نه جایی را آباد می‌کند. آدمی وقتی وجودش یک قطره باشد، یک قطره که کاری نمی‌کند، اما این یک قطره وقتی به دریا ریخت، کارخانه‌های برق را راه می‌اندازد، کشتی‌ها را حرکت می‌دهد و این همه موجودات را در دل خودش روزی می‌دهد.

اینکه خداوند فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»[5] چون عشق است که آدم را با معشوق یکی می‌کند؛ وقتی عاشق امام زمان بشوی و در به در و کوه به کوه، دنبال آقا جانت، سرگردان باشی و به عشق دیدارش به جمکران بیایی، اگر دلت واقعاً «صاحب الزمان» بگوید و با حضرت جوش بخورد، شما هم مثل مرحوم شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی می‌شوی، شما هم می‌توانی مثل ملاحبیب‌الله علیه بشوی. ما می‌خواهیم پاک زندگی کنیم، توبه هم می‌کنیم؛ ولی دوباره گرفتار و آلوده می‌شویم. اوست که این دِلِ گِل من را طلا می‌کند: «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزکیهِم بِها» تو پاکشان می‌کنی و تو آن‌ها را تزکیه می‌کنی و به آن‌ها رشد و نمو می‌دهی. آن‌ها را شجره طیبه می‌کنی تا سرشان از عرش بالا بیاید و نور الهی بشوند و مثل ستارگان عرش الهی، مقام «عند ربهم» پیدا کنند.

هر کسی در باب خوبی، بندگی، طهارت، توبه و امورخیر، به جایی می‌رسد به واسطه این نگاه ولایی است. بنابراین، وجود مبارک حضرت ‌حجت(عجل الله تعالی فرجه) علاوه بر اینکه یمن قدومشان همه عالم و همه انسان ها را اداره می‌کند برای معراج دل‌های اهل دل این کم‌ها را از ما قبول می‌کند و سلیمان وار از کرامت بارگاه سلیمانی‌اش به همه خاتم بخشی می‌کند. *پی‌نوشت‌ها: [1]. من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص613 [2].زمر: 69. الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) یَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص381 [3].من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص615 [4].زاد المعاد، ص423 [5].بگو من از شما برای این (رسالتم) مزد و پاداشی در خواست نمی‌کنم، مگر دوست داشتن نزدیکان و اهل بیتم. (شوری، آیه 23)


وعـــده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-10-2014   #28 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

در خطبه حضرت زهرا (س) هست که اگر کار را به دست على سپرده بودید نمى‏گذاشت که ظلمى در عالم باقى بماند. بنابراین، علت این که امام دوازدهم غایب شدند این بود که مردم ناسپاس بودند، و اگر حضور داشتند همان رفتار را با ایشان مى‏کردند که با پدرانشان کردند.

جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

در گفت و گو غیر حضوری با علامه استاد مصباح یزدی

اشاره:

آن‌چه که پیروان ادیان توحیدی و آزادگان حقیقی تاریخ، بر درخشندگی و نورانیت آن به نصرت و غلبه تاریخی دست یافته‌اند، حریت و بلندنظری راه انبیاست. در تاریخ ارزشمند 14قرن مقابله حق و باطل در میان پیروان دو گروه اسلام ناب و اسلام نفاق، همواره دو چهره و شخصیت قدسی و نورانی هدایت‌گر و یاری‌رسان حق‌طلبان و آزاداندیشان اسلام ناب بوده‌اند.

سیدالشهدا(ع) و بقیه‌الله(عج) آفرینندگان فرهنگ عاشورا و انتظار، باروها و مناره‌های مستحکم دژ اسلام ناب هستند، که پیروان حقیقی اسلام را از میان طوفان حوادث هزار و چهارصدساله به ساحل امن نظام قدرتمند و مقدس جمهوری اسلامی رسانده‌اند. «فرهنگ مهدویت و دکترین انتظار» در زمان غیبت به عنوان یکی از دو عنصر توانمند یاوران حق، مجموعه‌ای از رفتارها و امیدها را شکل می‌بخشد که هر روز بیشتر از دیروز افق زیبا و سفید تاریخ را در برابر دیدگان پیروان حقیقت قرار می‌دهد. پای سخنان حضرت استاد علامه مصباح یزدی می‌نشینیم و «فرهنگ مهدویت» را از خرمن اندیشه تابناک ایشان می‌چینیم.

در زمانه کنونی، انتظار ظهور موعود و فلسفه منجی آخرالزمان، با فرهنگ ویژه‌ای تحت عنوان «دکترین مهدویت» مطرح می‌شود. تصور می‌فرمایید،«مهدویت» در چه قالبی می‌گنجد؟



اصطلاح دکترین در اصل واژه‌ای یونانى به معناى تدریس و یا محتواى درس می‌باشد. این واژه از یونان به سایر نقاط اروپایى انتقال پیدا کرد و در دو سطح عام و خاص مصطلح شد. اصطلاح عام آن که در حوزه‏هاى مختلف معرفتى و فکرى و اعتقادى به کار مى‏رود، و اصطلاح خاص آن که به حوزه های علوم سیاسى و اجتماعى اختصاص دارد.

اصطلاح عام آن به معناى اعتقادات یا اندیشه‌هایى است که در یک مکتب فکرى و یا در یک مذهب اقتصادى یا سیاسى، جایگاه برجسته‏اى دارد. و حتى اگر برخی از عقاید یک دین و مذهب برجسته‏تر باشد و جنبه محورى پیدا کند، به آن‏ها نیز دکترین اطلاق مى‏شود. مثلاً در مسیحیت موضوع «تثلیث» یک محور است که گاهى کلمه دکترین را درباره‏ آن هم به کار مى‏برند و به آن «دکترین تثلیث» مى‏گویند.




این اصطلاح عام که حتى در عقاید، ادیان، مذاهب و مکاتب علمى و فلسفى به کار مى‏رود. اما اصطلاح خاص دکترین عبارت از یک ویژگى خاص، نظریه و مجموعه افکارى است که جنبه‌ى کاربردى گسترده و وسیع داشته باشد. تفاوت دو اصطلاح این است که در اصطلاح دوم کاربرد و ظهور آن در عمل لحاظ مى‏شود.

اگر چیزى جنبه عملى نداشته باشد و صرفاً یک فکر نظرى خالص باشد طبق اصطلاح دوم به آن دکترین نمى‏گویند. بنابراین دکترین هایى که بر اساس اصطلاح دوم، مثل دکترین‏هاى اقتصادى و یا دکترین‏هاى سیاسى گفته می شوند، یک اندیشه و مجموعه افکار خاصى هستند، که باید در عمل پیاده شود.




منظور از مهدویت یعنى طریقه، فکر و اعتقادى که منتسب به حضرت مهدى(عج) است. برای این انتساب کوچک ترین نسبت کافى است. یعنی یک طریق منسوب به حضرت مهدى و یا فکرى و عقیده‏اى که منسوب به ایشان است. ممکن است نسبت آن از این جهت باشد که اصلاً محور آن فکر حضرت مهدى(عج) است، این را مهدویت می‌گوییم. بنابراین مهدویت یعنى معتقد بودن و منسوب بودن امری و حقیقتی به وجود حضرت مهدى. اما گاهى در نسبت بیش از این حیثیت لحاظ مى‏شود، یعنی منظور این است که رفتار هم باید رفتار مهدی‌پسند باشد و یا رفتارى باشد که از او الگو و الهام گرفته شده باشد.

با توجه به مشخص شدن مفهوم این دو واژه، آیا می شود آن ها را به صورت ترکیبی به کار برد؟ در صورتی که ترکیب آن ها صحیح باشد مناسب ترین معنای این اصطلاح ترکیبی چیست؟




در مورد ترکیب واژگان دکترین و مهدویت به نظر می رسد، اگر ما طبق اصطلاح اول که براى دکترین گفتیم، یعنى یک فکر یا اعتقادى که در میان مجموعه‌ای از عقاید جایگاه برجسته و مشخصى دارد، دکترین مهدویت در این صورت یعنی نظریه‏اى که در میان نظریات، برجسته است. دکترین با این بیان، مساوى با تئورى مى‏باشد؛ البته تئورى خاصى که تلاش ویژه‌ای نسبت به آن می‌شود. معمولا ترجمه اى هم که برای آن در عربی می شود« النظریة المهدویه» است.

بنابراین نزدیک‌ترین معنایى که براى دکترین در این جا مى‏شود در نظر گرفت معناى تئورى و نظریه است. اما اگر منظور از واژه ی مهدویت، مجموع افکار و عقاید و رفتارهایی باشد که انتساب به حضرت مهدى(عج) پیدا می‌کند، دیگر نمی شود تئورى مهدویت و یا دکترین مهدویت گفت. اگر ما بخواهیم در مورد مجموعه مطالبى که مربوط به حضرت مهدى صلوات‌الله‌علیه هست، اصطلاح خاصى به کار ببریم، به نظر بنده «فرهنگ مهدویت» مناسب‌تر است.




ولی اگر منظور از دکترین، معناى دوم آن باشد یعنى آن نظریه ای که بیشتر جنبه‌ى کاربردى دارد و در عمل خود را نشان مى‏دهد، آن هنگام براى مهدویت باید رفتارى را از سوی خود نسبت به حضرت مهدى(عج)، تعریف کنیم. این را دکترین مهدویت می گویند. اگر بخواهیم حتماً روى کلمه دکترین تکیه کنیم، مناسب‏ است آن رفتارى که به عنوان دکترین مهدویت توصیه مى‌کنیم همان مفهوم انتظار باشد. و بگوییم فرهنگ مهدویت و دکترین انتظار.

اگر مهدویت به معنای طریقه و روشی که انتساب به حضرت مهدی(عج) دارد، باشد، برای رسیدن به فرهنگ مهدویت چه باید کرد؟ و آیا فرهنگ مهدویت و دکترین انتظار ارتباطی با حکومت جهانی دارد؟

آیت‌الله مصباح: آن چه که همراه با واژه مهدى به ذهن می‌آید، این است که کسى در آخرالزمان ظهور و زمین را از قسط وعدل پر می کند یملأ الله به الارض قسطاً و عدلا. این حقیقت چند پیش فرض دارد. ما جوامعى داریم که در همه عالم پراکنده هستند این جوامع باید به شکلى در بیایند که امکان گسترش قسط و عدل در آن جوامع وجود داشته باشد. یعنى پیش فرض این اعتقاد این است که این جوامع از وصف جهانى بودن برخوردار خواهند شد. بر همین اساس، عده ای معتقدند که تئورى مهدویت با تئورى جهانى شدن تلازم دارد. تقریبا همین طور هم هست، اما تلازم دو مفهوم مساوی نیست زیرا جهانى شدن شکل هاى مختلفى دارد، و یکى از شکل‌های آن با مهدویت تحقق پیدا مى‏کند.




جهانى شدن را گاهى به صورت یک فرضیه و گاهی نیز به صورت یک ایده در نظر مى‏گیریم. یعنى گاهی امکان تحقق آن را بررسى مى‏کنیم ولى هنوز قابل اثبات نیست، و گاهى دلائلى برای آن مى‏آوریم و به صورت نظریه در مى‏آید. وقتی نظریه جنبه کاربردى پیدا کند مى‏شود به آن واژه دکترین را اطلاق کرد. پس در مهدویت یکى از مولفه‏های آن جهانى شدن است.

در آن زمان باید یک حکومت مرکزی وجود داشته باشد تا همه جهان تحت آن حکومت اداره شود، و دستورات آن کسى که در رأس حکومت قرار می‌گیرد نافذ باشد. در مهدویت علاوه بر جهانى شدن به معناى ارتباطات اقتصادى یا ارتباطات علمى یا ارتباطات تکنولوژیک، باید یک نوع وحدت سیاسى نیز وجود داشته باشد. یعنى حکومت واحدى باید تشکیل شود که در رأس آن حکومت حضرت مهدى صلوات‌الله‌علیه قرار دارد.

آیا برای ایجاد مهدویت همین دو مؤلفه یعنی جهانی شدن و حکومت جهانی واحد کافی است؟

البته این دو عامل کافى نیست. اگر ما تصور کنیم که تلاش بشر و جوامع برای ایجاد یک حکومت واحد جهانی مانند همین حکومت هایى که اکنون در جهان هست، نوعی از فرهنگ مهدویت است، اشتباه کرده‌ایم. در مهدویت یک عنصر سوم و محورى نیز وجود دارد. این حکومت به دست یک پیشواى معصوم که خطاناپذیر است، اداره می‌شود.





هیچ وقت این عصمت از افراد عادى بشر برنمى آید. این شخص باید از جانب خداوند تایید شده باشد. و این همان امام معصوم است. بنابراین مى‏توانیم بگوییم مفهوم مهدویت برآیندى از سه مؤلفه هست و آن این است که جوامع جهانی با هم ارتباط پیدا کرده، و حکومت واحدى بر جهان حاکم مى‏شود که در رأس آن حکومت یک مرد الهى که مورد تایید الهی است و امام معصوم نامیده مى‏شود ـ حکومت خواهد کرد.

با توجه به این سه مؤلفه آیا این معنا از مهدویت منحصر در میان شیعیان و یا مسلمانان است؟

در اعتقادات شیعه و در بیشتر فرقه‌‌های اسلامى اعتقاد به ظهور حضرت مهدی(عج) وجود دارد تا آن جا که بسیارى از علمای اهل تسنن کتاب ویژه‌ای درباره حضرت مهدى(عج) نوشته و روایاتى را که پیغمبر اکرم صلى‌الله علیه و آله وسلم درباره ایشان فرموده‌اند جمع‌آوری نموده‌اند. این مسئله آن‌قدر روشن است که می‌شود گفت انکار مهدى(عج) در فرقه‌های اسلامی یک فکر انحرافى به شمار می‌آید. در ادیان توحیدى و به خصوص در ادیان ابراهیمى نیز اعتقاداتی درباره مصلحى از میان فرزندان انبیاء که در آخرالزمان خواهد آمد، وجود دارد.

مانند مسیحیان که معتقدند شخص حضرت عیسى بن مریم(ع) باز خواهند گشت و جهان را پر از عدل و داد مى‏کنند. این در اعتقادات شیعه نیز وجود دارد که نزول حضرت مسیح با ظهور امام دوازدهم، همراه هست، اگر بنا بر مسامحه باشد، اندکى وسیع تر، سایر ادیان و مذاهب ـ حتی از ادیان آسمانى نباشند ـ نیز معتقدند که زمانى یک انسان برتر پیدا می شود و عالم را اصلاح خواهد کرد. این نیز نوعى عقیده به مهدویت است.





بنابراین اگر ما مهدویت را به عنوان یک فکر عامى تلقى کنیم که در سایر ادیان و مذاهب هم وجود دارد، منتها با این تفسیر که مصلحى ظهور خواهد کرد و زمین را از لوث ظلم و ستم پاک خواهد کرد، این یک نوع اعتقاد عام به مهدویت است. ما مصداق آن را حضرت مهدى(عج) مى‏دانیم، و آن‏ها مصادیق دیگرى برای آن قائل هستند. به این صورت اعتقاد به مهدویت یک اعتقاد عام بین‌الادیان مى‏شود. همان طوری که اعتقاد به توحید اعتقاد به نبوت بین ادیان توحیدى و مخصوصاً ادیان ابراهیمى مشترک است، مهدویت هم یک اعتقاد مشترک بین همه ادیان توحیدى و یا حتی بعضى از ادیان غیر توحیدی می باشد.

بر اساس اعتقاد شیعه خداى متعال مقدر فرموده که بعد از پیغمبر اکرم(ص) دوازده امام معصوم یکى پس از دیگرى جانشینى آن حضرت را بر عهده گرفته و مردم را رهبرى کنند، چرا امام دوازدهم از نظر مردم غایب شدند و اراده الهى بر این تعلق گرفت که مدت نامعلومى از نظر، دور بمانند تا روزى فرا برسد که ظهور کنند؟ وظیفه ی ما در این زمان چیست؟

طبق عقاید ما شیعیان و به تعبیر معروف خواجه نصیرالدین طوسى(ره) حضور امام لطف و غیبت او از ناحیه ما می‌باشد. علت غیبت امام دوازدهم ناسپاسى مردم است. اگر مردم قدر امام را دانسته بودند و از سایر ائمه پیروى کرده بودند دیگر لزومى نداشت امام دوازدهم غایب بشود. حتی اگر حق ائمه به جا آورده شده بود، خداوند عمر آن‏ها را خیلى طولانى‏تر مى‏کرد تا نقش مهم ترى را در رهبرى مردم ایفا کنند.




در خطبه حضرت زهرا (س) هست که اگر کار را به دست على سپرده بودید نمى‏گذاشت که ظلمى در عالم باقى بماند. بنابراین، علت این که امام دوازدهم غایب شدند این بود که مردم ناسپاس بودند، و اگر حضور داشتند همان رفتار را با ایشان مى‏کردند که با پدرانشان کردند. این است که خداى متعال ایشان را براى روزى که جامعه آمادگى پذیرش امامت ایشان را داشته باشد، ذخیره نمود. از همین جا وظیفه ی ما مشخص می شود.

توصیه‏اى که در زمینه اعتقاد به حضرت مهدى وجود دارد و آن را به عنوان یک دکترین و توصیه‏هاى رفتارى و دستورى در مى‏آورد، این است که ما باید کارى کنیم که ظلم و جورها، حق ناشناسى‏ها و ناسپاسی‌هایى که نسبت به آن ها روا داشته می‌شد، جبران شود، یا لااقل ادامه پیدا نکند، تا زمینه ای براى ظهور آن حضرت فراهم گردد.

امروزه در جامعه ی بشری تلاش مى‏شود تا با ظلم و ستم مبارزه شود و ستمگران سرجاى خودشان نشانده شوند. وقتی زمینه فراهم شد و حضرت تشریف ‏آوردند و بساط ظلم را از روى زمین بر‏چیدند، جامعه اسلامى دیگر براى چه هدفى زندگى مى‏کند؟ آیا هدف انسان ها بعد از ظهور آن حضرت همین رفاه و خوردن و خوابیدن است؟ آیا حضرت تشریف مى‏آورند تا وسیله رفاه و آسایش خوبى براى همه مردم فراهم شود و راحت زندگى کنند؟ یا هدفى بالاتر وجود دارد؟

هدفی بالاتر و برتر وجود دارد، زیرا خوردن و خوابیدن راحت براى بسیارى از حیوانات نیز میّسر است. بسیارى از حیوانات کوچک که ما آن ها را خیلى به حساب نمى‏آوریم از لحاظ نظم و انضباط، از جهت برقراری عدل و داد خیلى منظم‏تر از انسان ها زندگى می‌کنند. مانند زنبور عسل که در کندو زندگى منظمى دارد اگر بنا باشد انسان بعد از هزاران سال آمدن انبیاء و بزرگان و به شهادت رسیدن شهیدان و ظهور منجی عالم بشریت زندگى شبیه زنبور عسل داشته باشد، پس تفاوت انسان با حیوان در چیست؟!




حضرت امام خمینی (رضوان‌اللَّه علیه) بارها تأکید مى‏فرمودند ما انقلاب کردیم براى این که حکومت اسلامى تشکیل شود، حکومت اسلامى تشکیل مى‏شود تا با ظلم و ستم مبارزه کند و حق هر کسى را به صاحب حق برساند، ولى تازه این اول کار است. هدف بالاتر از این ها است.

خداوند در سوره نور آیه شریفه ى 55 می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَایُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا. ما وعده دادیم به آن کسانى که اهل ایمان و عمل صالح هستند و در ایمانشان خدشه‏ای نیست و در رفتارشان نادرستى و ناثواب نیست، چنین کسانى پیروز خواهند شد.

این چنین انسان هایى را ما با رفاه و آسایش متنعم مى‏کنیم ترس و ناامنى را از آن ها برمى‏داریم تا زندگى راحت و آسوده‏اى داشته باشند اما کار به این جا تمام نمی‌شود سپس می‌فرماید: یَعْبُدُونَنِی لَایُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا، با فراهم شدن چنین زندگی توام با رفاه و آسایش و تحت لوای عدل و داد برای انسان، هدف اصلى باید دنبال شود.




این حقیقت مقدمه‏ای است براى انسان ها که بتوانند در چنین جامعه‏اى به هدف آفرینش خود برسند، زیرا انسان براى این آفریده نشده که خوب بخورد، خوب بپوشد و راحت زندگى کند، بلکه انسان آفریده شده که با رفتار اختیارى خود لایق مقام قرب الهى شود. خدا در نهاد این موجود استعدادهایی را قرار داده تا او بتواند با رفتارهاى اختیارى خود و در مسیر بندگى و اطاعت خدا به جایى برسد که آن مقام جانشینى خداست.

هدف اصلى زمینه رشد و تکامل معنوى انسان ها است، تا به این وسیله بتوانند بیشتر با خدا آشنا شوند و هرگونه پرستش غیر خدا از زندگى انسان ها رفت بربندد. زیرا پرستش مخصوص اللَّه می باشد. ریشه ظلمی که انسان‌ها بعضى بر بعضى دیگر روا می‌دارند خودپرستى و فراموش کردن خدا می‌باشد.

ما بعد از غیبت حضرت ولی عصر(عج) شاهد ایجاد حکومت هایی به نام حکومت دین، به ویژه در عصر حاضر بوده ایم.از طرفی، همچنین شاهد عشق و علاقه ی فراوان امت اسلامی به ظهور و برقراری حکومت حضرت صاحب‌الزمان هستیم ، به نظر شما چه مانعی باعث ظهور می شود؟




جواب این سؤال را در این فراز از دعاى افتتاح جستجو می کنیم:« اللّهم انّا نَرْغَب الیک فى دولة کریمة، تعزّ بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النّفاق و اهله». یعنی پروردگارا ما علاقه داریم که دولت کریمه‏اى، دولت بسیار با کرامت و با ارزشى تحقق بیابد که به واسطه آن دولت اسلام عزت مى‏یابد و نفاق سرکوب مى‏شود. ویژگى‏هاى اصلى که در این دعا براى حکومت و دولت ذکر شده یکى «عزّت اسلام» و دیگری «ذلّت نفاق» است.

عجیب است که نمى‏فرماید تذلّ بها الشرک، تذلّ بها الکفر، بلکه مى‏فرماید تذُلّ بها النّفاق و اهله. چون بدترین دشمن براى تشکیل یک حکومت صالح عوامل نفاق درونى است. دشمنى که آشکارا دشمنى مى‏کند و در مقابل مردمى صف‏آرایى بکند، چندان مقابله با آن مشکل نیست، چون دشمن شناخته ‏شده است، آدم تکلیف خود را با او مى‏داند، امّا آن چه حرکت هاى اصلاحى جوامع را به ناکامى مى‏کشاند و گاهى آثار معکوسى را بر آن مترتب مى‏کند، عوامل نفاق است.

کسانى که در ظاهر تظاهر به طرفداری از حکومت حق مى‏کنند، و می گویند که طرفدار اسلام و انبیا هستند ولى در باطن بزرگ ترین ضربه را به ریشه‌ى اسلام مى‏زنند، این ها به خاطر نقاب‌هایی که دارند زود شناخته نمى‏شوند و معلوم نمى‏شود که چه کسى دشمن و چه کسى دوست است. لذا بزرگ‌ترین آفت براى یک جامعه شایسته، وجود منافقین است، افراد نقاب‌‏دارى که به نام طرفداری از اسلام در درون جامعه اسلامى زندگى مى‏کنند، در واقع بزرگ ترین لطمه را به ریشه‌ى این درخت مى‏زنند.




به عنوان آخرین سؤال، آیا بعد از ظهور حضرت جامعه از جهت معرفت و شناخت به حدی رسیده است تا به راحتی آموزه های دینی را از حضرت بپذیرند؟

اجازه بدهید روایتی از کتاب «الغیبة مرحوم نعمانى برایتان بخوانم. در جلد اول این کتاب صفحه‌ى 296 حدیثى از فُضیل بن یسار است که از حضرت امام صادق(ع) نقل می کند، که فرمودند: «موقعى که قائم ما قیام بفرماید از جهل و نادانى و نابخردى مردم آن چنان با سختى‏هایى مواجه مى‏شود که حتى پیغمبراکرم(ص) هم با این سختى‏ها مواجه نشد.» ـ حدیث معروفی است که شیعه و سنى نقل کرده‏اند که هیچ پیامبری به اندازه ی پیغمبر اکرم(ص) اذیت نشد ـ

امام صادق(ع) مى‏فرماید: «اذیتى که امام زمان(عج) از دست مردم زمان خودش خواهد دید، بیش از اذیتى است که پیغمبر از کفار قریش کشید.» ما تصور مى‏کنیم حضرت بقیه‌الله (عج) وقتى تشریف مى‏آورند در ظرف چند ساعت همه مشکلات حل شده و دنیا گلستان مى‏گردد و ایشان با هیچ مشکلى مواجه نخواهد شد. وقتی این را فضیل بن یسار از حضرت می شنود، تعجب می‌کند، و به حضرت می گوید: «یا بن رسول‌الله این دیگر چه مسأله‏اى است؟»




در ادامه حضرت می فرماید: «علت این که حضرت ولی‌عصر (عج) بیشتر از زمان حضرت رسول(ص) رنج مى‏برد، این است که پیغمبراکرم(ص) وقتى مبعوث شد بر مردمى که سنگ و چوب مى‏تراشیدند و مى‏پرستیدند، مبعوث شد. با چنین مردمى بحث کردن و قانع کردن آن ها، به این که بت، خدا و قابل پرستش نیست کار مشکلى نبود، زیرا هر عاقلى مى‏فهمد سنگى که خودش آن را تراشیده این خدا نمى‏شود. حتی مى‏توانستند امتحان کنند و از او یک چیزی بخواهند، وقتی نمى‏توانست انجام دهد، باطل بودن آن ها مشخص می شد.

پیغمبر(ص) هر مشکلى داشت، با مردم دنیا پرستى بود که منافعشان را در خطر مى‏دیدند. و گرنه از نظر فکرى مشکلى نداشت. اثبات حقانیت خود و بطلان مذهب آنها راحت بود. اما وقتى امام دوازدهم ظهور مى‏فرماید با مردمى مواجه مى‏شوند که همه خودشان را عالم مى‏دانند. قرآن را به رأى خودشان تفسیر مى‏کنند و مى‏گویند:«قرائت ما از قرآن این است، آن چه شما مى‏گویید از قرآن نیست!» عده‌ای برای حضرت از قرآن استدلال می کنند و مى‏گویند: «این قرائت شماست و قرائت ما غیر از این است!» و حتی به این هم اکتفا نمى‏کنند، بلکه با امام زمان(عج) به بحث مى‏نشینند.

مى‏گویند: «حرف شما و قرائت شما درست نیست، قرائت ما درست است!» در این زمان هر چه امام عصر(عج) دلیل بیاورد که این لفظ معنایش این می‌شود، در پاسخ به حضرت مى‏گویند: «بسیار خوب این قرائت شما است و قرائت ما غیر از این است. تو مى‏گویى قرآن مى‏فرماید:




باید نماز خواند، روزه گرفت، حج رفت، جهاد کرد، احکام جزایى را باید اجرا کرد، دست دزد را باید برید، محارب را باید مجازات کرد، این ها همه قرائت شماست، اما قرائت ما غیر از این است، خدا کار بشر را به خودش واگذار کرده. گفته شما را هم قبول کنیم. تمدن و فرهنگ شما را هم قبول داریم هر تمدنى مى‏خواهید ایجاد کنید اما قرائت ما از اسلام این است!» بر همین اساس است که امام معصوم(ع) فرموده‌اند، زجری را که امام زمان(عج) از مردم دوران خودشان می‌بینند، بیشتر از آزار و اذیتی است که پیامبر خدا(ص) از جاهلان قریش دیدند.

تهیه و تنظیم: علیرضا دهشیری

منبع: ماهنامه فرهنگ پویا شماره 5


وعده صادق
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-11-2014   #29 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

کتاب“مِکیال المکارم”نوشتۀ آیت‌الله محمد تقی موسوی اصفهانی، یکی از کتاب‌های معتبر و باارزش در زمینۀ مهدویت است.

این کتاب به سفارش حضرت مهدی(ارواحنا فداه) نوشته و نا‌م‌گذاری شده است.

در بخشی از این کتاب گران‌سنگ ۸۰ وظیفه و تکلیف ما نسبت به حضرت مهدی(عج)در عصر غیبت بیان شده است که به شرح زیر می‌باشد:

جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

۱٫ تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی‌های آن حضرت

۲٫ رعایت ادب نسبت به ایشان

۳٫ اظهار محبت نسبت به آن حضرت به طور خاص

۴٫ محبوب نمودن ایشان در میان مردم

۵٫ انتظار فرج و ظهور آن حضرتعلیه السلام

۶٫ اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار

۷٫ ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۸٫ اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت علیه السلام

۹٫ حضور در مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۱۰٫ تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۱۱٫ سرودن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۲٫ خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۳٫ قیام به هنگام یاد شدن نام و یا القاب آن حضرت علیه السلام

۱۴٫ گریستن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۵٫ گریاندن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۶٫ خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرتعلیه السلام

۱۷٫ درخواست معرفت امام عصر علیه السلام از خداوند عزوجل

۱۸٫ تداوم درخواست معرفت آن حضرتعلیه السلام

۱۹٫ مداوت به خواندن دعای غریق ( یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب …)

۲۰٫ دعا در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

۲۱٫ شناختن علامت‌های ظهور آن حضرتعلیه السلام

۲۲٫ تسلیم بودن و عجله نکردن( در امر ظهور )

۲۳٫ صدقه دادن به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۴٫ صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت علیه السلام

۲۵٫ رفتن به حج به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۶٫ فرستادن نایب که از طرف آن حضرت حج کند.

۲۷٫ طواف بیت الله الحرام به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۸٫ نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید.

۲۹٫زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از مولایمان

۳۰٫ استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام

۳۱٫ سعی در خدمت کردن به آن حضرتعلیه السلام

۳۲٫ اهتمام ورزیدن به یاری آن حضرتعلیه السلام

۳۳٫ تصمیم قلبی بر یاری کردن آن حضرتعلیه السلام در زمان حضور و ظهور ایشان

۳۴٫ تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از فرایض همه روزه و هر جمعه

۳۵٫ صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال

۳۶٫ صله شیعیان و دوستان صالح امامان علیهم السلام به وسیله مال

۳۷٫ خوشحال کردن مؤمنین

۳۸٫ خیرخواهی برای آن حضرت علیه السلام

۳۹٫ زیارت کردن آن حضرت علیه السلام (بوسیلۀ توجه نمودن به آن حضرت و سلام کردن به ایشان)

۴۰٫ دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان

۴۱٫ درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام

۴۲٫ هدیه کردن ثواب نماز به آن حضرت علیه السلام

۴۳٫ هدیه نماز مخصوص

۴۴٫ نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معین

۴۵٫ اهداء قرائت قرآن به آن حضرتعلیه السلام

۴۶٫ توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرتعلیه السلام

۴۷٫ دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت به آن حضرتعلیه السلام

۴۸٫ دعوت کردن مردم به آن حضرتعلیه السلام

۴۹٫ رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار

۵۰٫ خشوع دل هنگام یاد آن حضرتعلیه السلام

۵۱٫ عالم باید علمش را آشکار سازد.(عالِم باید علمش را دربرابر بدعت‌ها آشکار نماید.)

۵۲٫ تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار

۵۳٫ صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها

۵۴٫ درخواست صبر از خدای تعالی

۵۵٫ سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

۵۶٫ پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام در آنجا مورد تمسخر باشد.

۵۷٫ تظاهر با ستمگران و اهل باطل(تقیّه در برابر پادشاه ستمگر)

۵۸٫ ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن

۵۹٫ تهذیب نفس

۶۰٫ اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرتعلیه السلام

۶۱٫ متفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها

۶۲٫ ییوسته به یاد آن حضرت علیه السلام بودن

۶۳٫ به آداب آن حضرتعلیه السلام عمل نمودن

۶۴٫ دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام (از خدا بخواهی که تو را از فراموش کردن یاد آن حضرت محفوظ بدارد.)

۶۵٫ اینکه بدنت نسبت به آن حضرتعلیه السلام خاشع باشد.

۶۶٫ مقدم دانستن خواستة آن حضرتعلیه السلام بر خواسته خود

۶۷٫ احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرتعلیه السلام (مانند سادات علوی و علمای دینی)

۶۸٫ بزرگ داشتن اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته‌اند.

۶۹٫ وقت ظهور را تعیین نکردن.

۷۰٫ تکذیب و دروغ شمردن وقت گذاران ظهور

۷۱٫ تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصۀ آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری

۷۲٫ درخواست دیدار آن حضرتعلیه السلام با عافیت و ایمان

۷۳٫ اقتدا و تأسّی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرتعلیه السلام(معنی تشیع و مأموم بودن همین است.)

۷۴٫ حفظ زبان از یاد غیر خدا و مانند آن

۷۵٫ خواندن نماز آن حضرتعلیه السلام

۷۶٫ گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام

۷۷٫ زیارت قبر مولایمان آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

۷۸٫ بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان

۷۹٫ اهتمام و همت کردن در ادای حقوق برادران دینی

۸۰٫ مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن حضرتعلیه السلام (آماده باش بودن)


فاراغلیط
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-12-2014   #30 (لینک نوشته)
و عشـق صـدای فـاصلـه هـاسـت ..
 
b313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جهان در آستانه ظهور (نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن و روایات )

به نقل از فارس، یکی از مسائل مهم مهدویت، علائم و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) است. به همین مناسبت گفتگوی مشروحی با حجت‌‌الاسلام سید حسن زمانی استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم و پژوهشگر مسائل مهدویت، انجام دادیم که ماحصل آن از نظر می‌گذرد.



ادیان الهی نشانه‌های ظهور منجی را برای مردم بیان کرده‌اند
وعده آمدن موعود و نجات دهنده جهانی و برپایی دولت کریمه بر محوریت عدالت، وعده‌ای است که در ادیان الهی، مطرح و برای آن نشانه‌هایی بیان شده است.
از طرف دیگر، انسان‌ها همواره مشتاق دانستن آینده و سرنوشت خود و دنیای اطراف بوده و هستند.



آینده‌نگر آسمانی و زمینی
آینده‌نگران را می‌توان به آسمانی و زمین تقسیم کرد. آینده‌بینانِ آسمانی از طرف پروردگار آفرینش برگزیده شده‌اند و حجّت‌های او بر آدمیان هستند. کلام آنان، ریشه در وحی آسمانی دارد و از افق بالا به هستی می‌نگرند.
خبر دادن از گذشته، حال یا آینده، برایشان تفاوتی نمی‌کند و اخبار آنان از آینده، به میزان گفتارشان درباره گذشته و حال حقیقت دارد.
ولی آینده نگران زمینی – با دید محدودی که دارند- سوداگرانی هستند که با سوء استفاده از ساده اندیشان، بازار خود را رونق می‌دهند.
در دین اسلام نیز بخش زیادی از روایات پیشوایان دین در بحث مهدویت، مربوط به علامت‌های قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.



اقسام نشانه‌های ظهور
در کتاب‌‌های مختلف، تقسیم‌هایی برای نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – مطرح شده است؛
نشانه‌های متصل و منفصل
نشانه‌های عادی و غیر عادی
نشانه‌های آسمانی و زمینی
نشانه‌های عام و خاص
نشانه‌های حتمی و غیر حتمی
نشانه‌های متصل و منفصل
نشانه‌های متصل، علامت‌هایی است که نزدیک قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – واقع می‌شوند؛ به صورتی که فاصله زمانی میان آنها و قیام حضرت، مشخص است. مانند قتل نفس زکیه که پانزده شب با قیام فاصله دارد.
علائم منفصل، نشانه‌هایی است که فاصله زمانی آنها با قیام امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – مشخص نیست؛ اما تحقق آنها باعث اطمینان قلبی مؤمنان و ایجاد روحیه امید در میان آنان می‌شود؛ مانند اختلاف بنی‌عباس.



نشانه‌های عادی و غیرعادی
نشانه‌های عادی، نشانه‌هایی هستند که واقع شدن آنها، مانند پیدایش سایر پدیده‌ها روال عادی و طبیعی دارد؛ مانند خروج سفیانی و قتل نفس زکیه.
اما نشانه‌های غیر عادی، نشانه‌هایی هستند که واقع شدن آنها از راه عادی و طبیعی ممکن نیست؛ مانند ندای آسمانی



نشانه‌های آسمانی و زمینی
برخی نشانه‌ها در آسمان پدید می‌آیند؛ مانند خورشید و ماه گرفتگی در ماه رمضان یا ندای آسمانی.
و محل وقوع برخی علامت‌ها، زمین است؛ مانند خسف بیداء و قتل نفس زکیه.



نشانه‌های عام و خاص
نشانه‌های عام به بیان موضوع عمومی قبل از ظهور می‌پردازد؛ مانند افزایش فساد، ناامنی، بیماری‌ها و واقع شدن زلزله‌های ویران گر.
در مقابل، برخی از نشان‌ها مواردی خاص را مطرح می‌کنند که قبل از ظهور یا قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – رخ خواهد داد. مانند خروج سفیانی



بیان نشانه‌های ظهور چه فوایدی دارد؟
بخش زیادی از روایت‌های مهدویت، مربوط به نشانه‌های قیام امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – است.
امید بخشی
امید بخشی یکی از آثار طرح نشانه‌های قیام است. نقش حیاتی و شگفت انگیز امید در سعادت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست. زیرا انسان به امید زنده است. وقتی امید می‌آید، تلاش و حرکت جایگزین رخوت و سستی می‌شود.
نشانه‌های قیام، علامت‌های نزدیک شدن برپایی دولت کریمه اهل بیت علیهم‌السلام است.
با پدیدار شدن هر یک از نشانه‌ها، نور امید در دل‌های مؤمنان، پر فروغ تر می‌شود و بر اثر آن، مقاومت آنان در برابر سختی‌های دوران غیبت و حیرت، بیشتر و تلاش شان برای آمادگی جهت همراهی امامشان فزونی می‌گیرد.



آماده شدن برای ظهور
آماده شدن برای ظهور، یکی دیگر از آثار طرح نشانه‌های ظهور است. اهل ایمان بر اثر پدیدار شدن هر یک از نشانه‌ها می‌بایست خود را از جهت روحی و جسمی و نیز فردی و اجتماعی، برای شرکت در دولت کریمه آماده‌تر کنند.
از طرف دیگر، بخشی از نشانه‌های قیام مانند سفیانی و یمانی، از امور سیاسی اسلام به حساب می‌آیند که همگان، به خصوص مسئولان، باید به آن‌ها توجه کنند و با برنامه ریزی درست، خطر دشمنان را به حداقل برسانند و به یاران و همفکران خود بپردازند.



جلوگیری از انحراف‌ها، و شناخت مدعیان
سومین اثر از آثار طرح نشانه‌های قیام، جلوگیری از انحراف‌ها و شناخت مدعیان است.
آدمی همواره مشتاق شنیدن خبرهایی درباره آینده است. با طرح اخبار واقعی از آینده در روایت‌های اسلامی، جلوی پخش اخبار کاهنان و غیب گویان شیّاد گرفته می‌شود و انسان‌های با ایمان، شناخت درستی از حوادث آینده پیدا می‌کنند.
علاوه بر این، با شناخت نشانه‌های واقعی قیام، دروغین بودن ادعای کسانی که ادعای مهدویت می‌کنند، روشن می‌شود.



نشانه‌های حتمی و غیر حتمی
نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – به علائم حتمی و غیر حتمی تقسیم می‌شوند. از طرف دیگر، یکی از باورهای شیعه، مسئله «بَداء» است. بنابراین احتمال دارد در برخی از نشانه‌ها بداء حاصل شود.
نشانه غیر حتمی، به علامتی می‌گویند که اگر شرایط آن فراهم باشد و مانعی ایجاد نشود، به وجود می‌آیند. در روایات از این نشانه‌ها تعبیر به «موقوفه» شده است؛ یعنی نشانه‌ای که آمدنش، متوقف بر چیز دیگری است.
امّا نشانه حتمی، به علامتی می‌گویند که به طور حتم و صد در صد واقع شود.



مراد از بداء چیست؟
مقصود از بَداء در نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – رخ ندادن برخی از خصوصیات و یا تغییر در آن‌هاست؛ یا اینکه آن نشانه اصلاً اتفاق نیفتد.
رخ دادن بَداء در نشانه‌های غیر حتمی، امری قابل قبول است؛ زیرا ممکن است شرایط وقوع آن‌ها محقق نباشد و یا مانعی از رخ دادنشان جلوگیری کند.
اما وقوع بَداء در نشانه‌های حتمی را نمی‌توان پذیرفت؛ زیرا شرایط واقع شدن آن‌ها آماده است و مانعی برای وقوعشان وجود ندارد. بنابراین، با توجّه به حتمی بودن اصل وقوع علائم در نشانه‌های حتمی، احتمال بَداء فقط در برخی از خصوصیات آن‌ها می‌رود.



اوضاع جهان و خاورمیانه، قبل از ظهور
قبل از ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – جهان و به خصوص، منطقه خاورمیانه، دارای اوضاع و شرایط خاصی چون فتنه و آشوب، کشتار و ناامنی، ستم و بیدادگری، یأس و ناامیدی از گشایش می‌شود که در احادیث اهل بیت علیهم‌السلام به آن‌ها اشاره شده است.



فتنه قبل از ظهور
یکی از شرایط عمومی جهان قبل از ظهور، ظهور فتنه است. «فتنه» به معنای ابتلا و آزمایش، استعمال شده و در اصل، به معنای قرار دادن طلا در آتش برای جدایی ناخالصی از آن است.
پروردگار بلند مرتبه، انسان‌ها را در این دنیا با وسایل مختلف می‌آزماید تا انسان‌های خوب و نیک سرشت از بدان و زشت کرداران، جدا و هر کدام مطابق رفتارشان جزا داده شوند.
یکی از این فتنه‌ها و آزمایش‌ها در احادیث اهل بیت، غیبت امام زمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف – معرفی شده است.
برای نمونه حسن بن محبوب روایت کرده است که امام رضا علیه‌السلام به من فرمود:
«به ناچار فتنه‌ای سخت و هولناک اتفاق خواهد افتاد که در آن هر صمیمیت و دوستی ساقط می‌شود و آن هنگامی است که شیعه، سومین نفر از نوادگان مرا از دست بدهد و اهل آسمان و زمین و هر دلسوخته و اندوهناکی بر او بگرید»
اکثر شیعیان در ابتدای غیبت با هدایت امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – و به وسیله نایبان خاص و بزرگان شیعه، شرایط حساس و فتنه انگیز را پشت سر گذاشتند؛ ولی تا وقت ظهور، فتنه و آزمایش برای انسان‌ها به وسیله امامی که از دیدگان آنان پنهان است همچنان ادامه دارد.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرموده‌اند: «قسم به کسی که مرا بشیر مبعوث کرد، به تحقیق، قائم از فرزندان من است و طبق پیمانی که از جانب من بر عهده اوست، غایب می‌شود تا جایی که اکثر مردم گویند خدا را به خاندان محمّد علیهم‌السلام نیازی نیست و دیگران در اصل ولادت او شک کنند.
پس هر کس در زمان او واقع شود، باید به دین او متمسک شود و به واسطه شک خود، راه شیطان را باز نسازد تا شیطان او را از آیین من زایل ساخته و از دین من بیرون ببرد که او پیش‌تر، پدر و مادر شما از بهشت بیرون کرد و خدای تعالی شیطان‌ها را سرپرست انسان‌های بی ایمان قرار داده است.»



گسترش ظلم، از نشانه‌های عام ظهور
گسترش ظلم و ستم از جمله شرایط عمومی قبل از ظهور است.
بیشتر احادیثی که عدالت گستری امام عصر – عجل الله تعالی فرجه الشریف – را بیان داشته‌اند، در کنار آن، گسترش بیداد و ستمگری در زمان قبل از ظهور را آورده‌اند.
در آن زمان، حقوق انسان‌ها رعایت نمی‌شود و بی دلیل، خونشان ریخته، مالشان غارت و به ناموس آنان تجاوز می‌شود و این مسئله فراگیر است و در همه جا مشاهده می‌‌شود.
اصبغ بن نباته می‌گوید: «نزد امیرمؤمنان علی علیه‌السلام رفتم و دیدم در حال تفکر، بر زمین می‌‌زند. گفتم: ای امیرمؤمنان؛ چرا با حال تفکر، بر زمین نشانه می‌گذاری؟ آیا به آن میل داری؟! فرمود: به خدا سوگند، هرگز؛ حتّی یک روز هم به زمین و دنیا رغبت نداشته‌ام؛ ولی اندیشه من درباره فرزندی است که از پشت من است. او مهدی یازدهمین نفر از نوادگان من است. او کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌‌کند، همچنان که پر از ستم شده باشد».



ناامنی و کشتار از نشانه‌های عام ظهور
یکی از حوادث قبل از ظهور، افزایش و تداوم قتل و غارت در میان مردم، به خصوص در منطقه خاورمیانه است. این مسئله، باعث ترس همگانی، سلب آسایش و سختی برای همه می‌شود.
عبدالله بن سنان روایت کرده است که امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: مرگ و کشتار، مردم را فرا می‌‌گیرد تا اینکه مردم در آن وقت به حرم الهی پناه می‌‌برند. در آن هنگام خبر دهنده راستگویی به دلیل شدت کشتار، ندا می‌دهد: برای چه قتل و کشتار؟! امامتان فلانی است.
در حدیثی دیگر، امام رضا علیه‌السلام فرمود: «پیش از این امر، کشتار بیوح است». پرسیدم: بیوح چیست؟ فرمود: «دائمی است و قطع نمی‌شود».
یعنی قبل از ظهور، کشتار و غارتی دامن گیر مردم می‌شود که تمامی ندارد.
فساد و بی بند و باری رواج پیدا می‌‌کند
فساد و بی بند و باری، یکی دیگر از شرایط عمومی قبل از ظهور است.
در دوره قبل از ظهور، فساد‌های اخلاقی افزایش می‌یابد؛ به صورتی که حتی نگاه‌ها وارونه می‌شود و مردم، خوب را بد و زشتی را زیبا می‌بینند.
این مطلب، به دلیل فاصله گرفتن جوامع از اخلاق و معنویت، کنار گذاشتن انسان‌های با ایمان از قدرت و ترک امر به معروف و نهی از منکر است.
امام جعفر صادق علیه‌السلام به نقل از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: چگونه خواهید بود وقتی زنان شما فاسد و جوانان شما اهل گناه شوند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید؟
به ایشان گفته شد: ای رسول خدا؛ آیا چنین خواهد شد؟ بله و بدتر از آن خواهد شد و آن اینکه چگونه خواهید بود وقتی امر به منکر کنید و نهی از معروف کنید؟
به ایشان گفته شد: ای رسول خدا؛ آیا چنین خواهد شد؟
فرمود: بله و بدتر از آن خواهد شد و آن اینکه چگونه خواهید بود وقتی منکر را معروف ببینید؟



زلزله و بلاهای طبیعی افزایش می‌یابد
پیش از ظهور، به دلیل استفاده کردن نادرست از طبیعت، دخالت در نظم آن و افزایش ظلم و فساد، بلایای طبیعی مانند زلزله افزایش می‌یابد.
ابوسعید خدری از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند: شما را به مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – مژده می‌دهم؛ او در امّت من هنگام اختلاف مردم و وقوع زلزله‌ها می‌‌آید.»
در روایت دیگری ابوبصیر از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده است: حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – قیام نمی‌کند مگر وقتی که ترس شدید، زلزله‌ها، فتنه و بلا مردم را فرا گرفته باشد.»



گسترش بیماری‌های سخت و ناعلاج
یکی از حوادث قبل از ظهور، گسترش بیماری‌های سخت و ناعلاج است.
شیوع این بیماری‌‌ها می‌تواند به خاطر آلودگی طبیعت باشد؛ یعنی به دلیل آلودگی طبیعت، بدی آب و هوا و غذای ناسالم؛ بیماری‌ها دامن گیر انسان‌ها می‌شود.
همچنین امکان دارد بیماری‌های خطرناک توسط برخی انسان‌های فاسد در دوره آخر الزمان میان مردم پخش شود. در چندین روایت به شیوع طاعون در دوران قبل از ظهور اشاره شده است.
از امیرالمؤمنان علی علیه‌السلام نقل شده است که در این باره فرمود: پیش از آمدن قائم، مرگ سرخ و مرگ سفید ملخ فصل و ملخ غیر فصل که مانند خون، سرخ رنگ است، خواهد بود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سفید به وسیله طاعون است.»



ناامیدی از اوضاع، زمینه گرایش به امام خواهد شد
در دوره پیش از ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – یأس و ناامیدی بر جهانیان، سایه می‌افکند. آنان علاوه بر خسته شدن از وضع وجود، امید خود را از دستیابی به وضع مطلوب از دست می‌دهند و این ناامیدی به سبب قتل و غارت‌ها، ناامنی، گرفتاری‌ها، بیماری و فسادی است که بر همه جا حاکم است و همگان را از گشایش در امورشان مأیوس می‌کند.
ناامیدی آنان از آن وضع باعث می‌شود که پس از قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – و مشاهده دادگری ایشان، برای رهایی از وضع ناهنجار، با سرعت به او بپیوندند.
در روایت معتبری، امام رضا علیه‌السلام بعد از دعوت به صبر می‌‌فرماید: «همانا گشایش هنگام ناامیدی می‌آید».
حسن بن محبوب نقل کرده است که امام رضا علیه‌السلام به من فرمود: «… هنگام از دست دادن ماء معین (آب گوارا که کنایه از غیبت امام است) بسیاری از زنان و مردان مؤمن، دلسوخته و اندوهناک خواهند بود. گویا آنان را در ناامیدترین حالتشان می‌بینم که ناگهان ندایی داده می‌شود که از دور، مانند نزدیک، شنیده می‌شود؛ آن ندا رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران است»



ندای آسمانی از علام حتمی ظهور
یکی از نشانه حتمی و خاص قیام، ندای آسمانی است.
ندای آسمانی، صدایی است که از آسمان، توسط جبرئیل امین علیه‌السلام بلند می‌شود و در آن به معرفی حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – و بیان نام و نسب و حقانیت او و پیروانش می‌‌پردازد و پس از آن، امام عصر – عجل الله تعالی فرجه الشریف – ظهور می‌کند.
ندای آسمانی با الفاظ «ندا»، «صحیه»، «صوت»، «اعلان»، «فزعه» و «هدّه» در احادیث شیعه و عامه مطرح شده است.



نکاتی درباره ندای آسمانی
نکته‌هایی درباره ندای آسمانی از روایت‌های اهل بیت علیهم‌السلام استفاده می‌شود:
عبارت‌های مختلف در روایات اهل بیت علیهم‌السلام دلالت بر حتمی بودن وقوع ندای آسمانی می‌کنند؛ مثل واژه «محتوم».
برخی احادیث – که از جهت سند، معتبر هستند – حتمی بودن اصل ندای آسمانی را می‌رسانند؛ ولی بیان کننده حتمی بودن خصوصیات ندای آسمانی نیستند.
به عنوان مثال، زمان وقوع این ندا مشخص نیست. یعنی اگر زمان ندا، شب جمعه و بیست و سوم ماه مبارک رمضان معرفی می‌شود این مطلب، حتمی نیست و احتمال بداء در آن می‌رود.
نکته بعدی این است که چند حدیث، ندا دهنده را جبرئیل امین معرفی می‌کنند؛ که به دو مورد از آن‌ها اشاره می‌شود.
نقل شده است که امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: «ندای جبرئیل از آسمان خواهد بود.»
امام محمد باقر علیه‌السلام فرمود: صیحه مگر در ماه رمضان نیست. چون ماه رمضان، ماه خدا است و صیحه در این ماه، صدای جبرئیل بر این مردم است.
نکته دیگر که از محتوای روایات برداشت می‌‌شود در مورد محتوای ندای آسمانی است.
مضمون ندای آسمانی را می‌توان به دو قسمت اخباری و انشائی تقسیم کرد. مراد از محتوای اخباری، مطالبی است که قالب دستوری ندارد و برای آگاهی مخاطبان است و مراد از محتوای انشایی، مطالبی است که قالب دستوری دارد و شنونده را به انجام اموری فرا می‌خواند.



بیشترین محتوای اخباری ندای آسمانی
بیشترین مطالبی که به عنوان محتوای اخباری در روایات ندای آسمانی مطرح شده، معرفی حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – به نام و نسب است و پس از آن، در ندای دوّم، حق بودن حضرت علی علیه‌السلام و پیروانشان مطرح می‌شود تا کسانی که حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – را با نام و نسب نشناخته‌اند، به وسیله شیعیان حضرت علی علیه‌السلام که در جهان شناخته شده‌اند، ایشان را بشناسند.
هشام بن سالم درباره ندای آسمانی از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که ایشان فرمود: «آن صیحه از آسمان به اسم صاحب الامر خواهد بود».
هم چنین محمد بن علی حلبی نقل می‌کند امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرمود: «منادی از آسمان در ابتدای روز، ندا می‌دهد: آگاه باشید همانا علی و شیعه او، همان رستگاران هستند».



مهمترین محتوای دستوری ندای آسمانی
دستور پیروی از حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- مهمترین محتوای دستوری ندای آسمانی است.
ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: «…حضرت مهدی قیام نمی‌کند مگر اینکه به نام او از آسمان، در شب جمعه، شب بیست و سوم ماه رمضان نداد داده شود. گفتم: به چه چیزی ندا می‌دهند؟ فرمود: به نام او و نام پدر او؛ و آن اینکه آگاه باشید فلانی فرزند فلانی، قائم آل محمّد است. سخن او را بشنوید و از او پیروی کنید.»



همه مردم دنیا مخاطب ندای آسمانی هستند
تمام اهل زمین، ندای آسمانی را می‌شنوند. این مطلب در احادیث اهل بیت علیهم‌السلام با تعبیرهای مختلفی بیان شده است.
ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: چیزی از مخلوقات پروردگار که روح داشته باشد، نمی‌ماند، مگر اینکه صیحه را می‌شنود.
ویژگی مهم ندای آسمانی برای مخاطبان، شنیدن محتوای آن به زبان‌های مختلف است؛ یعنی اگر زبان مادری کسی عربی باشد، صوت را به زبان عربی می‌شنود و اگر فارسی باشد، فارسی می‌شنود و …



خروج سفیانی از علائم حتمی است
یکی دیگر از نشانه‌های حتمی قیام امام زمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف – خروج سفیانی است.
حتمی بودن خروج سفیانی با عبارت‌های مختلفی، چون «إنه لمن المحتوم الذی لابدّ منه»، «السفیانی لابدّ منه» و «أمر السفیانی حتم من الله و لا یکون القائم الا بسفیانی» از زبان اهل بیت بیان شده است.
عبارت‌های «المحتوم»، «لابدّ منه» و «حتم من الله»، همگی بیانگر حتمی و صد در صدی بودن آمدن سفیانی، به عنوان یکی از نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- است.
البته اصل خروجی سفیانی حتمی است؛ اما برخی خصوصیات آن، مانند زمان خروج، می‌تواند قابل تغییر و بداء قرار گیرد.



چرا نام سفیانی، سفیانی است؟
نام سفیانی، نشانگر انتساب او به ابوسفیان است. این مطلب به دو صورت می‌‌تواند قابل تفسیر باشد:
اینکه نسب سفیانی به خاندان ابوسفیان می‌رسد و واقعاً او از نوادگان ابوسفیان است.
برخی از احادیث، او را از بنی امیه، نسل ابوسفیان و از فرزندان زن جگر خوار معرفی می‌کنند.
ممکن است مقصود از انتساب سفیانی به خاندان ابوسفیان، توجه دادن مسلمانان به عملکرد او است. یعنی او روشی چون ابوسفیان و خاندان او دارد.
سفیانی مانند بنی امیه – که تمام تلاش خود را برای مقابله با اسلام و اهل بیت به صورت آشکار و پنهان به کار گرفت – نهایت تلاش خود را برای مقابله با حضرت مهدی – عجل الله فرجه – به کار می‌گیرد. هدف او جلوگیری از برپایی دولت کریمه مهدوی است و به همین دلیل، دست به کشتار پیروان آن حضرت می‌زند و به دنبال دستگیری امام مهدی است.
در حدیث جالبی، امام جعفر صادق علیه‌السلام در این باره می‌فرماید: ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به خاطر خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم، ما خدا را تصدیق کردیم و آنان خداوند را تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا، معاویه با علی بن ابی طاب، یزید بن معاویه با حسین بن علی نبرد کرد و سفیانی نیز با قائم، جنگ خواهد کرد.



خروج سفیانی کی خواهد بود؟
خروج سفیانی در ماه رجب خواهد بود. همزمان با حرکت یمانی و خراسانی و قبل از قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- سفیانی خروج خواهد کرد.
از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که سفیانی از امور حتمی است و خروج او در ماه رجب است.
از ابتدای خارج شدن تا آخر حرکت او، پانزده ماه طول می‌کشد. شش ماه به جنگ می‌پردازد و وقتی بر پنج منطقه (شام) حاکم شد، نه ماه حکومت می‌کند و به آن، حتی یک روز اضافه نمی‌شود.
البته زمان خروج سفیانی قابل تغییر و بداء است.
آغاز خروج سفیانی از مناطق خشک سرزمین شام خواهد بود و کشورهای سوریه، اردن و فلسطین را به تصرف خود در خواهد آورد.
عبدالله بن أبی منصور گوید: از امام جعفر صادق علیه‌السلام درباره نام سفیانی سؤال کردم؛ ایشان فرمود: به نام او چه کار داری؟ وقتی او پنج منطقه شام، یعنی دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را اشغال کرد، در آن هنگام، منتظر گشایش باشید.
بنا بر آنچه در برخی روایت‌ها به آن اشاره شده است، سفیانی ابتدا بر منطقه شام حاکم می‌شود رقیبان را از میان بر می‌دارد. سپس در راه عراق، درگیر جنگی در شمال سوریه (منطقه قرقیسیا) می‌شود که در آن نبرد، صد هزار نفر از ستمگران کشته می‌شوند.
بعد از آن، سفیانی حمله خود به عراق را آغاز می‌کند و در کوفه و اطراف آن دست به کشتار و غارت شیعیان می‌زند.
او زمانی که با خبر می‌شود حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- در مدینه است، برای مقابله با ایشان، سپاهی به مدینه می‌فرستد. هم زمان، حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- از مدینه به سوی مکّه رهسپار می‌شود. لشکر سفیانی که حضرت را در مدینه نمی‌یابند، دست به غارت شهر می‌زنند و سپس به سوی مکّه حرکت می‌کنند که در میان راه، در سرزمین بیداء گرفتار می‌شوند.
در روایتی که تفسیر عیاشی آن را از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده، به کشته شدن سفیانی در سرزمین شام؛ به دست حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- و پیروان ایشان اشاره شده است.



خسف بیداء، یکی دیگر از علائم حتمی ظهور
یکی از نشانه‌های حتمی قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – «خسف بیداء» معرفی شده است.
خسف به معنای فرو رفتن و بیداء نام سرزمینی بیابانی و خالی از آب و گیاه، میان مکّه و مدینه است. مقصود از فرو رفتن در سرزمین بیداء، حادثه‌ای است که برای سپاه سفیانی در آن منطقه رخ می‌‌دهد.
زمانی که برای دستگیری حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – راهی مکه می‌شوند، برای استراحت در منطقه بیداء توقف می‌کنند که از آسمان به زمین بیداء دستور داده می‌شود تا آنان را در خود فرو برد و جز چند نفر برای عبرت دیگران بقیه لشکر سفیانی به زمین فرو می‌روند.
حدیثی زیبا و طولانی که با سندهای مختلف و معتبر، در کتاب غیبت نعمانی آمده و از جابربن یزید جعفی از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل شده است، این حادثه را در کنار سایر حوادث دوره ظهور مطرح می‌کند.



خروج یمانی از نشانه‌های حتمی ظهور
از جمله نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – خروج یمانی شمرده شده است.
عمر بن حنظله از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: پیش از قیام قائم، پنج نشانه حتمی یمانی، سفیانی، صیحه (ندای آسمانی)، قتل نفس زکیه و خسف بیداء خواهد بود.
در روایت دیگری نیز به حتمی بودن این نشانه اشاره شده است. البته حتمی بودن خروج یمانی دلالت بر حتمی بودن خصوصیات خروج او، مانند زمان خروجش نمی‌کند.



یمانی از کجاست؟
یمانی چنانکه از نامش پیداست از منطقه یمن خروج می‌کند و به یاری حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – بر می‌‌خیزد.
خروج یمانی همزمان با خروج سفیانی و خراسانی گزارش شده است.
در حدیثی که ابوبصیر از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده است، می‌خوانیم: خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و در یک ماه و یک روز خواهد بود؛ مانند دانه‌‌های تسبیح که برخی به دنبال برخی دیگر است.
این حدیث و روایت‌های مشابه، بیانگر این مطلب هستند که آنان، مقدمات خروج را از قبل آماده کرده‌اند و ممکن است این امر، در زمان‌های متفاوتی باشد؛ ولی با خروج یکی از آنان، دیگران حرکت خود را شرع می‌کنند.
در حدیثی، یمانی از فرزندان زید بن علی بن حسین معرفی شده است.



یمن یکی از مناطقی که به یاری امام بر می‌خیزد
یکی از مناطقی که مردم آن، بنابر چند روایت، برای یاری امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – بر می‌خیزند، منطقه یمن است.
از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که در وصف اهل یمن فرمود: اهل یمن قومی هستند که دل‌هایشان نرم و ایمانشان استوار است و از میان آنان، منصور با هفتاد هزار نفر خارج می‌شود و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می‌کنند.
بنابر چند روایت، یمانی به سوی حق دعوت می‌کند و پرچم او هدایت گر معرفی شده است.
یمانی با سفیانی به مقابله بر می‌خیزد. در حدیثی عبید بن زراره گوید: نام سفیانی را نزد امام جعفر صادق علیه‌السلام بر زبان آوردم. ایشان فرمود: چگونه او خروج می‌کند، در حالی که در آورنده چشمانش، هنوز از صنعا (پایتخت کشور یمن) قیام نکرده است.



قتل نفس زکیه از نشانه‌های حتمی ظهور
یکی از علامت‌های قبل از قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- کشته شدن انسان پاکی میان رکن و مقام است.
احتمالاً در آن زمان، کشته شدن این شخص، امر مهمی خواهد بود؛ به صورتی که همگان، از آن آگاه می‌شوند و به همین دلیل، به عنوان نشانه معرفی شده است.
محمد بن مسلم از امام محمد باقر علیه‌السلام می‌پرسد: «قائم شما اهل بیت چه وقت قیام می‌کند؟» امام علامت‌هایی را مطرح می‌کنند که یکی از آن‌ها قتل نفس زکیه است. ایشان می‌فرماید: «کشته شدن شخصی از خاندان پیامبر، میان رکن و مقام که نام او محمد بن حسن است و او همان نفس زکیه است».



گروهی از مشرق‌زمین قیام خواهند کرد
از نشانه ظهور قیام گروهی از مشرق زمین است.
طبق چند روایت، مردمی از مشرق قیام خواهند کرد و یاری گر حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – خواهند بود.
در روایت معتبری که ابوخالد کابلی از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده، آمده است:
گویا می‌نگرم قومی از مشرق، قیام کرده‌اند، آنان حقشان را می‌خواهند، ولی به آنان نمی‌دهند؛ دوباره آن را طلب می‌کنند، ولی باز به آنان داده نمی‌شود وقتی اوضاع را این گونه می‌بینند سلاح‌هایشان را بر می‌دارند. در آن هنگام، آن چه می‌خواهند به آنان می‌دهند، ولی آنان نمی‌پذیرند و استوار می‌ایستند و قدرتشان را به کسی جز صاحب شما تحویل نمی‌دهند. کشته‌های آنان، شهید هستند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک می‌کردم، خود را برای صاحب این امر نگه می‌‌داشتم.
در حدیثی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، می‌خوانیم: گروهی از اهل مشرق قیام می‌کنند و زمینه را برای حکومت حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- فراهم می‌کنند.



خراسانی برای یاری حضرت مهدی حرکت می‌کند
خراسانی، منسوب به خراسان است و خراسان، نامی است که به دو عنوان، اطلاق شده است.
به قسمتی از سرزمین فعلی ایران که از کوه‌های زاگرس شروع می‌شود و تا قسمتی از شهر هرات در کشور افغانستان و اطراف آن، ادامه پیدا می‌کند و از شمال، شهرهای نیشابور، مروه، سرخس و قسمتی از سرزمین‌های شمال شرقی ایران را در بر می‌گیرد و از جنوب، تا کرمان و سیستان ادامه می‌یابد.
همچنین به مناطق و سرزمین‌های اطراف خراسان که حاکمان خراسان در آن منطقه‌ها حاکمیت داشته‌اند اطلاق شده است.
حرکت خراسانی همزمان با خروج یمانی و سفیانی معرفی شده است.
بکر بن محمد ازدی از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: خروج سه گروه سفیانی، خراسانی و یمانی در یک سال، در یک ماه، و در یک روز خواهد بود.
خراسانی برای مقابله با سفیانی، یاری کردن اهل عراق و همراهی با حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- حرکت خود را آغاز می‌کند.
در حدیث معتبری که از جابر بن یزید جعفی به نقل از امام محمد باقر علیه‌السلام با سندهای مختلف وارد شده، آمده است:
«سفیانی سپاهی به سوی کوفه می‌فرستد که تعداد آنان هفتاد هزار نفر است. آنان در کوفه به قتل و تجاوز و غارت می‌پردازند. در آن حال (برای کمک به اهل عراق) نیروهایی از طرف خراسان با سرعت به سوی کوفه می‌آیند و در میان آنان، تعدادی از اصحاب حضرت مهدی وجود دارند».



دانش از کوفه رخت بر می‌بندد و در قم ظاهر می‌شود
بنابر آنچه از برخی روایات استفاده می‌شود، شهر قم یکی از شهرهایی است که نقش محوری در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- دارد.
این شهر از ابتدای حکومت عباسیان، خاستگاه و منطقه امنی برای شیعیان و مورد عنایت و توجّه اهل بیت علیهم‌السلام بوده است.
اهل قم در معراج پیامبر اکرم صلوات الله علیه به ولایت مداری ستوده شده‌اند. شهر قم با آغاز غیبت صغری به عنوان مرجع علمی شیعیان مطرح شد.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: کوفه از مؤمنان، خالی خواهد شد و دانش از آن مکان جمع می‌شود؛ مانند جمع شدن مار در لانه‌اش، سپس دانش در شهری که به آن قم گویند، آشکار شود و آن مکان، معدن دانش و فضیلت می‌شود؛ به صورتی که در زمین، مستضعف دینی – حتی در بانوان پشت پرده – باقی نمی‌ماند. و این اتفاق نزدیک ظهور قائم ما رخ خواهد داد. خداوند قم و اهلش را در آن زمان، جانشینان حجّت قرار می‌دهد.
بنابراین حدیث و روایت‌های مشابه، قم به وسیله گسترش معارف اهل بیت علیهم‌السلام همگان را با حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – آشنا می‌کند و به پذیرش عمومی و پرورش نیرو جهت یاری امام عصر می‌پردازد.



مردی از قم قیام خواهد کرد که مردم را به سوی حق می‌خواند
در حدیثی که از امام موسی کاظم علیه‌السلام نقل شده، به تشکیل حکومت توسط فردی از اهل قم برای برپایی حق اشاره شده است.
در این روایت می‌خوانیم: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق فرا می‌خواند. گروهی مانند پاره‌‌های آهن، همراه او جمع می‌شوند که بادهای تند، آنان را منحرف نمی‌کند، از نبرد، خسته نمی‌شوند و نمی‌ترسند و بر خداوند توکل می‌کنند و عاقبت برای اهل تقوا است.

البته در این حدیث، اشاره‌ای به نزدیکی قیام مردی از قم، به ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – نشده است.



فاراغلیط
b313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
قرآن, منظر, نگاهی, آخرالزمان, آستانه, جهان, روایات, رخدادهای, ظهور

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:43 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.